hafez

واسه شناخت شعر حافظ باید دست کم سه ویژگی خیلی مهم رو در نظر بگیریم. اول، معماری عجیب واژگانی و تراکم معانی جورواجور در کمترین واژه هاست؛ مقرنس کاری و میناکاری های کلامی و زبانی که مثل سحره. در واقع حضور پررنگ ایهام و چندپهلو بودن کلام، یکی از مهم ترین ویژگی های شعر حافظ و عامل مهمی در جذب مردم به اونه. دوم، رابطه حافظ با کلام وحیه و خودش هم می گوید «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم».

این رابطه باعث می شه بخش بزرگی از جامعه ما رو که جامعه دینیه به سمت شعر اون بکشونه و پیوند عاطفی و محتوایی برقرار کنن و همین لقب لسان الغیب و ترجمان اسرار بودن از این ماجرا سرچشمه میگیره.

سومین وجه هم مسائل اجتماعی و بیان دردهای گسترده مردمه که خیلی جدی در دیوان حافظ هست و این موارد توانایی جذب هر مخاطبی رو به سمت خود داره.

در جامعه ما ادما از همه طیفا به این حافظ علاقه مند هستن و دوستش دارن البته این علاقه بیشتر به سمت فال گرفتن رفته و همیشه تماشاگر هستیم هرچند کتابای زیادی در میدون حافظ شناسی و پژوهشای مربوط به اون منتشر می شه، اما هنوزم مردم بیشتر به خرید و مطالعه فالنامها تمایل دارن.

یعنی، هنوزم مردم ما حافظ رو به واسطه فال حافظ می شناسن و دوست دارن. بعضی وقتا تو یه سال می بینیم فالنامها چند بار با تیراژای بالا تجدید چاپ می شه، اما کتابای نورانی و جدی در بخش نقد و تحقیق، سالای سال در حد همون چاپ اول باقی می مونه.

این در آخر نشون میده هرچند جامعه ما حافظ رو خیلی دوست داره، اما باید دید و تحقیق کرد این علاقه و ارادت چیجوری و چقدر سطحی و عمیقه.

باید بگم شعر حافظ به دلیل ویژگی هاش این توانایی رو پیدا کرده تا از دیدگاه های جور واجور خونده شه و اخلاق توضیح پذیری فوق العاده بالا و خاصیت آیینگی اون باعث شده هرکی چهره خودشو در اون ببینه و دریافت خودشو از اون متن داشته باشه.

عقیده دارم هیچ کدوم از متنای تاریخ ادبیات فارسی ما به اندازه حافظ توانایی توضیح پذیری نداره و این یکی از عوامل اصلی راه و روش به دیوان و اشعار حافظ مخصوصا واسه فال گرفتن بوده.

البته در کنارش هم بحث لسان الغیب بودن و ترجمان اسرار بودن حافظ هم تو ذهن و ضمیر مردم ایران کمک زیادی به این موضوع کرده.

از طرف دیگه نقد گزنده و شیرین حافظ از مسائل اجتماعی هم تاثیر به سزایی داشته، به خصوص سوگیری این نقد به سمت زهد و ریا و تزویر که آفت همیشه جامعه ایرونی بوده، باعث شده مردم تمایل بیشتری به شعر حافظ داشته باشن و از این ریاستیزی و تظاهرستیزی حافظ لذت بیشتری ببرن.

من اصلا این نوع نگاه عمومی و یاد گرفتن رو که به شعر حافظ به عنوان فال هست، خوشم نمیاد مخصوصا اون که اگه کسی از شعر حافظ در تصمیم گیریای زندگی اش بهره ببره به طور کامل مخالف عقل و شعور انسانیه اما از یه نظر هم اشکالی نمی بینم.

دست کم در خیلی از این نشستا و محافل خانوادگی که مردم دور همدیگه جمع شدن و می تونن در این محافل حرفای زیاد و کارای جور واجور بکنن، به شعر حافظ روی بیارن و غزل بخونن. به نظرم به هر بهونه ای که کسی یا کسائی بشینن و این متن رو بخونن خوبه؛ولی تاکید می کنم این که بخوایم در تصمیم گیریا و رخدادهای زندگی به حافظ مراجعه کنیم و بعد تصمیم بگیریم، اصلا شایسته عقل انسانی نیس.

زندگینامه میلیونرهای خودساخته

فواید گوش دادن به موسیقی واسه بدن

جام جم آنلاین