فعالیت های یادگیری و محیط های یادگیری

فعالیت های یادگیری و محیط های یادگیری


Widget not in any sidebars

همان گونه که گفته شد، در طراحی آموزشی عینیت گرا، طراحان آموزشی برآن اند که صحنه ی یادگیری همراه با بازده های عینی و قابل سنجشی برای یادگیرندگان ایجاد کنند تا دانش آموزان، با دانشی از پیش تعیین شده تعامل کنند و این دانش به آن ها توسط آموزش منتقل شود.
ساختن گرایی با تمرکزش بر یادگیری به جای آموزش، طراحان آموزش را بر آن داشته است، محیط های یادگیری را به گونه ای خلق کنند که حمایت کننده ی ساخت دانش توسط یادگیرنده گان باشد. در رویکرد ساختن گرایی، امر یادگیری متضمن فرایندهای پویایی است که طی آن، فراگیرندگان دانش خود را می سازند. در این فرایند، یادگیری و (نه تدریس) دارای اهمیت است. نقش تدریس، تحمیل ساخت های از پیش تعیین شده نیست، بلکه تسهیل فرایند یادگیری سازنده است (رضوی، 1386).
فرایند طراحی آموزشی ساختن گرا_ بر خلاف طراحی آموزشی عینیت گرا_ به صورت نظام مند (سیستماتیک) صورت نمی پذیرد. حتی گاهی دیگر سخن از واژه ی طراحی آموزشی به میان نمی آید و اصطلاح «طراحی محیط یادگیری ساختن گرا» به کار می رود (فردانش، 1387).
طراحان ساختن گرا معتقدند که موقعیت های آموزشی دارای پایان باز و غیر قابل پیش بینی هستند و نمی توان به شیوه های خطی آن ها را سازمان داد. در طراحی ساختن گرا، به جای اینکه تأکید بر اهداف و محتوای از پیش تعیین شده و توالی آموزش باشد، تأکید بر خلق محیط های یادگیری است. بنابراین، کار طراحی آموزشی به جای انتقال دانش از پیش تعیین شده با استفاده از مراحل تجزیه و تحلیل نیازها، طراحی، توسعه، ارزشیابی و حفظ و تجدید نظر به شکلی خطی و عام طبق یک الگو، تدارک محیط یادگیری است که ساخت دانش توسط فراگیران را آسان کند (کریمی، 1388).
به طور خلاصه ساختار گرایی الگویی است که به قصد توصیف یادگیری ایجاد شده است (رمی زفسکی، ترجمه فردانش، 1386). این الگو بیان می دارد که:
دانش آموزان در هنگامی که فرایند یادگیری فعال باشد یاد می گیرند.
فرایند یادگیری فرایند درک و فهم است. یادگیری از طریق انتقال صورت نمی گیرد بلکه از طریق تفسیر یافته ها انجام میشود.
تفسیر یافته ها همیشه تحت تأثیر دانش پیشین قرار دارد.
تفسیر یافته ها از طریق روش های آموزشی که دانش آموزان را به مباحثه در مورد نظریات یکدیگر وادار می کند پشتیبانی می شود (همان منبع).
ساختن گرایی براساس این فرض بنا شده است که ما با تأمل بر تجربیات خود و ادراکات خود، دنیایی که درآن زندگی می کنیم را می سازیم. هریک از ما مدل های ذهنی خودمان را خلق می کنیم و بنابراین یادگیری فرایند انطباق مدل های ذهنیمان با تجربیات جدید محسوب می شود. چنان که ذکر گردید انتقال معنا از قبیل مفهوم یا ساختارهای مفهومی از فردی به فرد دیگر از منظر ساختن گرایی غیرممکن می باشد لذا روشی که هدف تغییر دادن چیزی در ذهن دانش آموز را دارد بایستی برخی از تصوراتی که در ذهن دانش آموز وجود دارد را بشناسد (گوس تافسن و برنچ، 2009).
از منظر ساختن گرایی هنگامی که معلم تدریس می کند نباید هرگز صرفاََ دانش موجود را ارایه کند (ارتمر و همکاران، 2003).
به طور کلی از نظر رضوی (1386) می توان موارد زیر را به عنوان مزایای بهره گیری ازروش سازنده گرا در طراحی رسانه آموزشی چند حسی و نقشش در پرورش دانش آموز سازنده گرا قلمداد نمود:
بچه ها بیشتر یاد می گیرند و یادگیری لذت بخش تر می شود وقتی آن ها به گونه ای فعال درگیر می شوند.
تعلیم و تربیت زمانی که روی تفکر و درک به جای به خاطر سپاری صرف متمرکز شود بهتر کار می کند. روش ساختن گرا روی یادگیری چگونه فکر کردن و درک کردن متمرکز است.
یادگیری ساختن گرا قابل انتقال می باشد. در کلاس های درس ساخت و سازگرا دانش آموزان به گونه ای به یادگیری می پردازند که بتوانند آن را در محیط های دیگر به کار ببرند.
روش ساختن گرایی به دانش آموزان مالکیت آنچه آن ها یاد می گیرند را می دهد. هنگامی که یادگیری مبتنی بر سؤالات وبررسی های دانش آموزان باشد وآن ها در طراحی و ارزشیابی نقش ایفا کنند این امر رخ می دهد.
روش ساختن گرا  فعالیت های یادگیری اساسی در بستر دنیای واقعی، سازنده گرایی دانش آموزان را بر  می انگیزاند و درگیر می سازد.
روش ساختن گرا به ایجاد محیط کلاس درس مبتنی بر مشارکت و تبادل آرا تأکید می کند.
2-2-2-2- اصول یادگیری:
اصولاً یادگیری از هر نوعی که باشد می تواند با رعایت اصولی مؤثرتر و بهتر شود، این اصول را می توان در آموزش و کلاس درس به طرق زیر بیان نمود.
روان شناسان اصولی را برای یادگیری بیان نموده اند که این اصول، بر مؤثر بودن بهره گیری از مواد و ابزارهای آموزشی در کلاس تأکید دارند و در مدارس می بایست به آن ها توجه شود. این اصول عبارتند از (حداد و دراکسلر، ترجمه سرکارآرانی و مقدم، 1386):
1. هر فراگیر، فردی یگانه است و پاسخ او به هر تجربه ای نیز یگانه خواهد بود. بنابراین معلم باید در طی آموزش گروه های بزرگ، از آموزش گروه های کوچک و نیز آموزش انفرادی استفاده کند. او باید شیوه های متنوعی برای یادگیری دانشجویان ترتیب دهد.

مدیر سایت