مداخلات اجتماعی دراحیاء بافت فرسوده شهری- قسمت ۱۲

مداخلات اجتماعی دراحیاء بافت فرسوده شهری- قسمت ۱۲

مأخذ: حبیبی، مقصودی ۱۳۸۴: ۱۷
به طور کلی، فرسودگی شهری را می توان تنزل شرایط اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و کارکرد بافت شهری دانست که سبب کاهش یا فقدان شرایط زیست پذیری و ایمنی، نابسامانی کالبدی، مشکلات اجتماعی، اقتصادی و تأسیساتی در بافت می شود.برای جلوگیری از فرسایش باید میزان پایداری را با انجام عمل مرمت در فضای شهری بالا برد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۲-۲ مرمت شهری
مرمت شهری دخالت آگاهانه در فضای شهری برای جلوگیری از فرسایش و معاصر سازی آن (Regeneration) می باشد. معاصر سازی فرایندی است که به خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگی های اصلی فضایی (کالبدی و فعالیتی) منجر می گردد. مرمت شهر را می توان به سه طریق عمده بهسازی، نوسازی و بازسازی به انجام رساند.
الف ) بهسازی
بهسازی شامل سلسله اقداماتی است که به منظور بهبود کالبد که در نتیجه فرسایش فعالیت تحقق یافته است، در کوتاه مدت صورت می پذیرد. بهسازی می تواند اقدامات زیر را در بر گیرد: (گلشن و حبیبی، ۱۳۷۸)
الف: بازیافت (Recupration): با حداقل هزینه و مداخلات به ایجاد شرایط زیست بهینه در فضای شهری منجر می گردد و شرط دوام فضای شهری را در محیط پیرامونش بیشتر می کند. به سخن دیگر بازیافت به معنای بازگرداندن حیات مجدد به فضای شهری در کوتاه مدت، با بهره گرفتن از نیروی حیاتی موجود در فضای شهری می باشد.
ب: مراقبت (Preservation): نگهداری و جلوگیری از آسیب هایی است که به کالبد یا عملکرد اثر وارد می شود و در نهایت به اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از خطرات احتمالی می انجامد. در این امر، بازبینی منظم، نگهداری و شناخت آسیب های ناشی از فرسودگی فضا عوامل مهمی است که مد نظر می باشد.
ج: حمایت (Protection): ایجاد شرایط مناسب به منظور نگهداری مداوم فضای شهری است که میتواند در بر گیرنده مجموعه اقداماتی نظیر تهیه قوانین، جلب حمایت های دولتی و تعیین حوزه های حفاظتی بوده و اقدامات مرمتی و تعمیر را نیز شامل شود.
د: استحکام بخشی (Consolidation): مجموعه اقداماتی که توسط آن بتوان شاهد افزایش امنیت و استحکام فضا بود. هدف اساسی این عمل، بالا بردن میزان دوام و یکپارچگی در ساختار سازمان فضایی است.
ه: توانبخشی (Rehabilitation): تجدید حیات و حیثیت یک بافت کهن است که از طریق تزریق فعالیت جدید در فضا سبب تجدید حیات بافت کهن و ارتقای هویت شهر می گردد.
و: بهبود و سازماندهی (Improvement): مجموعه اقداماتی که باعث تقویت جنبه های مثبت و تضعیف جنبه های منفی فضا شود و با بهره گرفتن از امکانات بالقوه و بالفعل موجود در فضا، سعی در کاهش محدودیت ها دارد. این اقدام می تواند مسائل اجتماعی، اقتصادی، مالی- فنی، اداری- اجرایی و کالبدی- فضایی را در بر گیرد.
عکس مرتبط با اقتصاد
با توجه به نکات یاد شده بهسازی فرایندی است که طی آن میتوان به بهبود وضعیت فضای نه چندان مطلوب موجود پرداخت و با تغییر عملکرد و معاصر سازی، سازمان فضایی مطلوبی ایجاد کرد.
ب ) نوسازی
زمانی انجام می شودکه فضای شهری از کارکردی مناسب و معاصر برخوردار بوده ولی فرسودگی نسبی کالبدی فضایی سبب کاهش بازدهی آن شده باشد. نوسازی در عین حفاظت فضای شهری کهن، سازمان فضایی مربوط را معاصرسازی نموده و امکان بازدهی بهینه آن را فراهم می آورد و ۷ دسته اقدامات زیر را شامل می شود. (گلشن، حبیبی، ۱۳۷۸)
الف: تجدید حیات (Revitalization): مجموعه اقدامات متنوع برای بازگردانیدن حیات مجدد به فضای شهری که می تواند در سازمان کالبدی، فضایی با حذف یا اضافه نمودن صورت پذیرد، بی آنکه به هیئت کلی آن خدشه ای وارد شده باشد. معاصرسازی مورد نظر در این اقدامات تمام عرصه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را شامل می شود.
ب: انطباق، به روز کردن (Adaption): سلسله اقداماتی که با ایجاد شرایط مناسب در سازمان فضایی کالبدی سازش میان کالبد با نیازهای امروزین را سبب می گردد.
ج: تبدیل، دگرگونی (Conversion): مجموعه اقداماتی که بتواند به تغییرات از پیش گفته شده به نحوی پاسخ گوید که اخلال حادث شده از این تغییرات را از میان بردارد. در مرمت شهری این واژه در زمینه تبدیل فضاهای کهن شهری به کار گرفته می شود که نیاز به معاصرسازی دارند.
د: حفاظت (Conservation): حفاظت اثر در شکل طبیعی خود به گونه ای که بتواند به نیازهای امروزین پاسخ گوید و یا آنکه با تغییراتی چند در شکل طبیعی به حیات خود ادامه دهد. حفاظت معمولاٌ برای جلوگیری از فرسایش طبیعی یا انسان ساخت صورت می گیرد.
ه: نوشدن (Renewal): شکل دادن و با ارزش کردن مجدد یک فضای شهری است که از طریق مداخله های کالبدی، فضایی صورت می پذیرد.
و: احیاء (Restoration): یگانگی بخشیدن به همه بخش های از میان رفته سازمان فضایی است، به گونه ای که بتوان کلیت خدشه دار شده را از نو ایجاد کرد. احیاء سبب بازگرداندن حالت فضای شهری می گردد و خصوصاً برای بافت های تاریخی کهن و باارزش کاربرد دارد.
ز: تعمیر (Repair): در بر گیرنده مداخله های مداوم است که باعث افزایش عمر فضای شهری می گردد.
بنابراین نوسازی فرایندی است که طی آن می توان شاهد ایجاد وضعیتی مناسب در کالبد و فضای فرسوده اثر بود.
ج ) بازسازی
به معنای از نوساختن است و زمانی صورت می گیرد که در فضای شهری، فرسودگی به صورت کامل ایجاد شده باشد. این امر معمولاٌ برای ایجاد حیات جدید در سازمان فضایی فرسوده به کار می رود. بازسازی ایجاد فضای شهری معاصر یا سازمان فضایی جدید است که بتواند گفت و گوی خلاق بین گذشته و آینده را نشان دهد و معمولاٌ با اقدامات زیر تعریف می شود. (گلشن، حبیبی، ۱۳۷۸)
الف: تخریب (Demolition): مجموعه اقداماتی که قبل از هرگونه عمل بازسازی برای مهیا کردن زمین مخروبه انجام می گیرد و با آماده سازی زمین، امکان پیاده کردن طرح های بازسازی را فراهم می آورد. تخریب گاه برای یکپارچه سازی زمین و گاه در لابه لای سازمان فضایی موجود صورت می پذیرد.
ب: پاکسازی، آواربرداری (Clearance): مجموعه عملیاتی برای مهیا کردن زمین مخروبه در سازمان فضایی موجود که می تواند برای روشن کردن خطوط سازمان فضایی کهن یا در پی ایجاد سازمان فضایی جدید انجام شود.
ج: دوباره سازی (Rebuilding): گاه به معنای سازمان فضایی بر اساس آنچه از قدیم بوده استو گاه به معنای ایجاد سازمان فضایی جدید بر اساس ارزش های جاری و قابل انتقال به آینده می باشد.
۲-۲-۳ انواع بافت و تعریف بافت فرسوده
۲-۲-۳-۱ انواع بافت ها بر اساس رشد کالبدی فضایی
بافت کالبدی گستره ای هم پیوند است که از بناها، راه ها، مجموعه ها، فضاها، تجهیزات شهری و یا ترکیبی از آنها تشکیل شده باشد. البته بافت کالبدی در تعامل با بافت اجتماعی است. بافت اجتماعی مجموع تناسبات زیستی، معیشتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که توسط ساکنان در کالبد بافت جریان می یابد و دارای کیفیت و گستره ای متناسب با بافت کالبدی است. هرگونه تلاش برای تجدید حیات بافت کالبدی در فرسودگی ناشی از افت فعالیت های اجتماعی، مشروط به توانمندسازی و تجدید حیات اجتماعی بافت می باشد. با توجه به مراحل رشد کالبدی فضایی شهرها، می توان لایه های گوناگون بافت شهری به شرح زیر را تشخیص داد.
۱- بافت تاریخی، هسته اولیه شهر: قلعه، ارگ یا کهندژ و آنچه را به عنوان هسته اولیه شهر امروزی که در زمان های پیشین ساخته شده، می توان بافت تاریخی نامید.
۲- بافت قدیمی شهر: گرداگرد هسته اولیه شهر یا بافت تاریخی تنیده شده است و بخش هایی از شهر که از نظر زمانی شکل گیری آنها به اواخر دوره قاجار می رسد را شامل می شود. امروزه بخشی از جمعیت این بافت ها با گسترش بی رویه شهرنشینی تخلیه شده و مراکز خدماتی و تجاری جدید به نقاط پررونق انتقال یافته است. در نتیجه کمبود خدمات، زیرساخت ها و تأسیسات زیربنایی، عدم کشش مناسب شبکه ترافیکی و ناکارآمدی بافت های قدیمی در تأمین نیازهای امروزی شهروندان موجب شده تا این بافت ها روزبه روز فرسوده تر شوند و به عنوان بافت های دارای مشکلات، در نظر بسیاری از مدیران شهری و شهروندان مطرح باشند.
۳- بافت میانی شهر: این بافت از حدود سال ۱۳۰۰ تا اوایل دهه ۴۰ گرداگرد بافت قدیم شهر شکل گرفت. مرحله تخریب بافت قدیمی با ایجاد میدان هایی در مرکز شهرها و خیابان های مستقیم و غالباٌ عمود بر هم به شکل شطرنجی شروع شد. بافت میانی نیز به موازات این شبکه خیابانی که به تبعیت از راه های ارتباطی شهر به اطراف بود، گسترش یافت. از خصوصیات بارز بافت میانی، ساخت و سازهای غیربومی، پهن تربودن کوچه ها، وجود نشانه هایی از خیابان بندی ها به سبک مدرن و درختکاری و ساخت پیاده روها در حاشیه خیابان هاست.
۴- بافت جدید شهری: از دهه ۱۳۴۰ به بعد که تحولات اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فناوری های نوین در کشور تشدید شد، یک بافت جدید به دور بافت قبلی شهرها شکل گرفت. افزایش آپارتمان سازی، رشد کارخانه ها، رواج گسترده معاملات زمین، تشدید فاصله طبقات اجتماعی و گسترش حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی در نتیجه افزایش مهاجرت به شهرها، از ویژگی های شهری این دوره است.
۵- بافت پیرامونی شهر: این بافت که از سال ۱۳۵۰ در ایران شکل گرفت، دربرگیرنده بخش های خوابگاهی یا حومه های وابسته به کلان شهرهاست. رشد جمعیت به ویژه ناشی از مهاجرت های بی رویه در نقاط حاشیه ای، بافت پیرامونی به صورت شهرک سازی را به وجود آورد.
۶- بافت اقماری یا گسترش ناپیوسته شهر: شکل گیری این بافت از سال ۱۳۶۰ آغاز شد و در اوایل دهه ۷۰ به اوج خود رسید. نقاط جمعیتی ایجاد شده یا گسترش یافته در این دوره به سه دسته تقسیم می شود:۱-شهرک های اقماری و خوابگاهی ۲- نواحی که با تغییر شکل روستاها و نقاط جمعیتی اطراف شهرها به صورت نقاط مسکونی بدون پیش بینی های لازم شهری ایجاد شده اند. ۳- پیامد توسعه بی رویه روستاها و نقاط جمعیتی اطراف شهرها به همان شکل اولیه روستایی.
رشد سریع این شهرگونه ها و رواج ساخت و سازهای بدون برنامه و اسکان جمعیت مهاجر، پیدایش مشکلات بسیاری از جمله عدم تعادل بین فضاهای شکل گرفته، گسترش مشکلات اجتماعی، روحی و روانی ناشی از تقابل بین فرهنگ ها و سنت ها را دامن زد.
۷- گسترش متروپلی شهر به همراه ایجاد شهرهای جدید: رشد سریع شهرهای بزرگ و پیدایش شهرهای جدید و پیوند شهرهای کوچک به مادر شهر به پیدایش شبکه شهری گسترده ای منجر شده که به علت نبود برنامه ریزی دقیق ساماندهی شهر را دچار مشکلات بسیاری کرده است. (پور جعفر، ۱۳۷۹ :۵۰ )
۲-۲-۴ شاخص های ارزیابی و شناخت بافت ها
ابنیه موجود در بافت را از لحاظ کیفیت ارزشی می توان به صورت زیر طبقه بندی نمود: (پور جعفر، ۱۳۷۹؛ ۵۰)
الف: معماری: در این طبقه بناهایی قرار می گیرد که از نظر سبک نمونه ای از سبک های گذشته می باشد. به عنوان مثال مساکن قدیمی از نظر نما، مقطع، طراحی، مصالح، تکنیک و سازه از مساکن جدید متمایز بوده و به عنوان بناهای واجد ارزش شناخته می شود.
ب: تاریخی: این ابنیه به دلیل وقوع یک حادثه مهم تاریخی اعم از اجتماعی، اقتصادی و سیاسی واجد ارزشند.
ج: مذهبی: نشانگر ابنیه ای که واجد ارزش های مذهبی برای حفظ و نگهداری می باشد.
د: قدمت: این بافت به دلیل قدمت و به عنوان یادگار نمونه ای از دوران گذشته واجد ارزش است. قدمت این بافت نشانگر ویژگی های خاص دوران گذشته است.
۲-۲-۴-۱ موقعیت قرارگیری در شهر
بافت از لحاظ موقعیت قرارگیری می تواند شامل بافت درونی (قدیم)، میانی، بیرونی و گسترشی باشد که هریک مشخصات خاص خود را دارا می باشد. ویژگی خاصی که معمولاٌ مشهود است، انسجاد شدید در بافت قدیم می باشد. هرچه به سمت بافت گسترشی پیش رویم از این انسجام کاسته می شود تا جائیکه در بافت گسترشی با اراضی باز مواجه خواهیم شد. (جدول ۲-۱)
جدول شماره۴: انواع بافت ها بر اساس موقعیت قرارگیری در شهر

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *