معرفی مدل های مختلف سرمایه فکری و روش سرمایه فکری مستقیم


Widget not in any sidebars

بله
روش سرمایه سازی بازار: تمایز بین ارزش بازار و ارزش دفتری
کمی
هزینه های واقع شده در گذشته
بله
روش سرمایه فکری مستقیم: بازار، دارایی فکری، فناوری، دارایی های ساختاری و انسانی
کمی
هر دو
خیر
FIMIAM : سرمایه انسانی، سرمایه مشتری، سرمایه ساختاری و بخش های مشترک آنان
کمی
گذشته نگر
بله
ضریب ارزش افزوده فکری: سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی
کمی
گذشته نگر
بله
جدول 2-2- مقایسه و الگوهای سرمایه فکری(دسته بندی های متفاوت سنجش سرمایه فکری)
طبقه بندی که در جدول فوق نشان داده شده، توسط رودف و للیارت ارائه شده است و به بررسی روش های موجود شناسایی و سنجش کم و کیفی سرمایه فکری از سه بعد کمی یا کیفی بودن روش سنجش، رویکرد به آینده یا گذشته و نیز سهولت قابلیت استفاده از روش در موارد دیگر پرداخته است(ماوریدیس، 2004، 115-92).
2-1-2- معرفی مدل های مختلف سرمایه فکری :
در انتهای سال 1990، نویسندگان متعددی مانند بروکینگ (1996)، ادوینسون و مالون (1997)، استیوارت (1997) و اسویبی (1998) شروع به ارائه چهارچوب هایی کردند که به ما در درک سرمایه های فکری و به همان اندازه در اجرای آسانتر مباحث مربوط به سرمایه فکری (مانند اندازه گیری و گزارش دهی) کمک می کرد. با آن که اختلاف کوچکی در میان چهارچوب ها مشاهده می شود، اما همین نوسان باعث ایجاد انحراف های زیادی در زمینه مباحث سرمایه های فکری گردیده است. همین مطالعات صورت گرفته در رابطه با سرمایه فکری در سطوح مختلفی قرار می گیرد (فردی، درون سازمانی و برون سازمانی). در نتیجه سرمایه فکری تنها محدود به دانش در دسترس افراد نیست، بلکه شامل دانش ذخیره شده در درون پایگاه داده های سازمانی، فرآیندهای کسب و کار و ارتباطات نیز می گردد. (عالم تبریزی، 1388، 96-79) بنابراین برای درک و شناخت اجزای سرمایه فکری و ویژگی های آن ها می بایست به شرح مدل های آن که تاکنون ارائه گردیده اند توجه شود. در ذیل به اختصار به برخی از مدل های مهم سرمایه فکری تاکید داشته اند آمده است.
2-1-2-1- مدل ادوینسون و مالون
لیف ادوینسون یکی از شناخته شده ترین پژوهشگر دنیا در زمینه سرمایه فکری است. به عنوان اولین مدیر سرمایه فکری در شرکت اسکاندایا، یک شرکت بین المللی بیمه در کشور سوئد فعالیت داشته است. شرکت اسکاندایا یا موفق شده که یک نوع طبقه بندی بومی شده از سرمایه فکری را ارائه نماید. ادوینسون اساسا سرمایه های فکری را به عنوان ارزش های نامشهودی تلقی می کند که منشا شکاف و اختلاف میان بازاری و ارزش دفتری شرکت ها و سازمان ها باشد. مطابق نظر ادوینسون، مواردی که پس از رفتن کارکنان به خانه، در سازمان باقی می مانند سرمایه های ساختاری سازمان را تشکیل می دهند. او بر این واقعیت تاکید دارد که سرمایه های انسانی سازمان را نمی نوان تحت مالکیت سازمان در آورد ، بلکه آن ها را تنها می توان استخدام یا اجاره نمود. بر عکس آن، سرمایه های ساختاری را می توان تحت تملک در آورد و دادوستد نمود. بر همین اساس سلسله مراتبی را برای سازمان های فکری ارائه نمود.
ادوینسون به همراه پژوهشگری به نام مالون، سرمایه فکری را به عنوان دارایی هایی مثل دانش، تجارب کاربردی، تکنولوزی سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارت های حرفه ای دانسته اند، که باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازار و بینشی در مورد توانمندی های درآمدی آینده شرکت می شود. آن ها در طرح ارزش اسکاندایا ارزش بازاری یک شرکت را ترکیبی از ارزش مالی شامل دارایی های مشهود و ارزش سرمایه های فکری دانسته اند. بعدها آن مدل اسکاندایا را به عنوان یک شیوه اندازه گیری سرمایه فکری معرفی نمودند. از منظر آن ها سرمایه فکری ترکیبی از دو جزء اصلی می باشد: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، این پژوهشگر سرمایه های ساختاری را در سازمان عامل پشتیبانی از سرمایه های انسانی معرفی کردند. سرمایه ساختاری، خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری تقسیم شده و سرمایه سازمانی شامل سیستم ها، ابزارها و فلسفه عملیاتی است که جریان یافتن دانش در درون سازمان را سرعت می بخشد و سرمایه انسانی به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیندی تقسیم می شود.
شکل 2-1- طرح ارزش بازار اسکاندایا ارائه شده توسط ادوینسون و مالون (سال 1997)

Author: مدیر سایت