مقاله با موضوع ادبیات فارسی و شمس تبریزی

Womans eye with futuristic digital data concept for technology, virtual reality headset, biometric retina scan, surveillance or computer hacker security

*ای شعر فروشان خراسان بشناسید
*ای شعر فروشان خراسان بشناسید
Widget not in any sidebars

این ژرف سخنهای مرا گر شعرایید
این ژرف سخنهای مرا گر شعرایید
(ناصرخسرو،447:1357).
*از برای لقمهای نان ، برد نتوان آبروی
*از برای لقمهای نان ، برد نتوان آبروی
وز برای جرعهای می، رفت نتوان در سعیر
وز برای جرعهای می، رفت نتوان در سعیر
(سنایی،294:1362).
2-2-1: ادبیات انتقادی
در بررسی سیر تاریخی انتقادات در ادبیات فارسی آن را به دو دوره تقسیم میکنند:
الف) قبل از مشروطه ب) بعد از مشروطه
2-2-1-1: ادبیات انتقادی قبل از مشروطه:
در قرن چهارم و قبل از آن، انتقاد به معنای رایج کنونی وجود نداشته و آنچه از اشعار فارسی قرن چهارم و بعد از آن در دست است، نشان میدهد که در آن دوره هجو و هزل در شعر فارسی به حد کافی معمول بوده و غالباً جنبهی شوخی بین شاعران، دوستان و نزدیکان آنان و یا جنبهی تعرّض از طرف شاعر به مخالفان او داشته است.
از قرن پنجم و ششم، اندیشههای ناسازی به وجود آمد که نتیجهی مستقیم پریشانی اوضاع اجتماعی و سیاسی آن روزگار است(صفا، 1378: 317-320). این آشفتگی باعث شیوع انتقادات اجتماعی در شعرگردید و به صورت شدید دراشعار ناصرخسرو قبادیانی که در نیمه قرن پنجم، آغاز و در قرن ششم، با سنایی در قصاید حکمی، دنبال شد(رزمجو،92:1372). میتوان گفت که شعر جز در دیوان ناصرخسرو و تا حدودی در شعر سنایی تا قرن ششم هیچگونه رویکرد اجتماعی نداشته است و راه آن به سوی مردم، اندک اندک از قرن ششم به بعد هموار میشود. البتّه از این قرن به این سو نیز بیشتر شاعران به قصد ابلاغ و گستردن برخی اندیشههای اخلاقی است که رو به جامعه و مردم میآورند.در حقیقت آلودگی تحمّل ناپذیر اجتماع به شاعر تا این مرحله یاری میرسانده و انگیزهی این میشد که دلهای آزاده و تعالی جو همهچیز و از آن جمله شعر و شاعری را در راه بهبود جامعه و مداوای دردهای آن قرار دهند (درگاهی،287:1377).
اشعار انتقادی که در قرن ششم در ادبیات فارسی رواج یافته بود، در قرن هفتم و هشتم به علت آشفتگی وضع زمان، میدان مساعدتری برای توسعه پیدا کرد (صفا،76:1387). این گرایش که در شعر فارسی با ناصر خسرو و شاید اندکی هم با فردوسی آغاز شده بود با شاعرانی چون سعدی پی گرفته میشود.در تلقّی سعدی، سخن برای مردم و جامعه گفته میشود و شاعر و یا سخنور میتواند با شعر یا با هرگونه سخنی موجبات اصلاح اجتماعی را فراهم آورد.شمس تبریزی نیز بر خلاف دیگر عارفان این سرزمین، اندیشهی مصلحانه داشته و بدیهی است که با چنین اندیشهای به سراغ جامعهی خویش و مردم آن آمده باشد و سخنی که در زمرهی تلقّیهای اجتماعی ،اصلاح اجتماع است بارها در سخنان شمس تکرار شده است:«سخن از برای غیر است و اگر از برای غیر نیست به چه کار است؟… کلام صفت است چون در کلام میآید خود را محجوب میکند تا سخن به خلق برسد» (درگاهی،1377: 290-288).
*در این دور احسان نخواهیم یافت
جهان سر به سر ظلم و عدوان گرفت
مسلمان همه طبع کافر گرفت
*در این دور احسان نخواهیم یافت
جهان سر به سر ظلم و عدوان گرفت
مسلمان همه طبع کافر گرفت
در این دو قرن، هفتم و هشتم، که دورهی استیلای مغولان و حکومتهای غیر صالح درایران است، مفاسد اجتماعی رواج شگفتانگیزی پیدا میکند و به همان درجه انتقادات اجتماعی شدیدتر میشود. به طور کلی، اوضاع آشفتهی فرهنگی و اجتماعی در ایران پس از حملهی مغول، اینگونه خلاصه میشود: «تضریب و سعایت در حق یکدیگر، انحطاط فکری و عقلی ، ستم به روستاییان و کشاورزان ،فساد و تباهی روزگار ، فساد عالمان بی عمل و فقهای طماع و…» (بصیری،29:1388-28) که این انتقادات سخت، درآثار خواجوی کرمانی و در پارهای از غزلهای حافظ که به صورت انتقاد و طنز از صوفیان و متشرعان متظاهر و همچنین در آثار طنز آمیز و انتقادی طنز عبید زاکانی، نمایان است. سیف فرغانی انتقاد خود را در برابر روزگار نابههنجار اینگونه بیان میکند:
شکر در نمکدان نخواهیم یافت
در او عدل و احسان نخواهیم یافت