مقاله با موضوع قانون مجازات اسلامی و انحرافات اجتماعی

Abstract Glowing Energy Fractal Backgrounds

از دید جرم‌شناسان تلویزیون با بار و پیام ناسالم می‌تواند سرچشمه فساد و انحراف اخلاقی و محرک تمایلات و کنش‌های ناسازگاری بوده و با ارائه تصاویری غیرواقعی و کاذب، صحنه‌های خشونت و اعمال جنسی و انتقال آن به طرف ارتکاب جرم یکی از عوامل مهم ترویج بزهکاری است.
Widget not in any sidebars

در این راستا همانطوری که عنوان شد تلویزیون برای تأثیرگذاری منفی برنامه‌هایش در وهله اول اثرات را بر افکار عمومی می‌گذارد لذا ما با دو نوع افکار عمومی مواجهه هستیم:
1ـ افکار عمومی عادی: افکار عمومی عادی به نگرش‌ها و افکاری گفته می‌شود که از حالت طبیعی خارج نشده و در حالات بسامان بسر می‌برند و محرک‌های ارتکاب جرم در آنها تأثیر نکرده و یا تأثیر کمتری داشته است و به نوعی انگیزش رفتارهای نابهنجار و ارتکاب جرم در آنها بسیار پایین بوده و در نتیجه تلویزیون نخواهد توانست تحت تأثیر برنامه‌های خشونت‌آمیز خود تحریک به ارتکاب جرم نماید.
لذا عوامل مساعد فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و سطح سواد در رشد و تعالی اینگونه افکار عمومی تأثیرگذار می‌باشند.
2ـ افکار عمومی تحریک‌شده: در واقع این نوع افکار عمومی به نوعی بیمار تلقی می‌شوند نه از لحاظ جسمی بلکه از لحاظ روحی، چراکه تحت تأثیر محیط نابسامان خانوادگی و عوامل نامساعد فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی این افراد به نوعی با خودشان درگیر هستند و حتی در برخی موارد دست به خودکشی هم می‌زنند لذا در این وادی اگر تلویزیون هم با ارائه تصاویر خشونت‌آمیز و کشت و کشتار به این موضوع دامن زند اینگونه افراد که افکار آنها تحت تأثیر آسیب‌های اجتماعی گوناگون آمادگی ارتکاب جرم و جنایت را دارند به راحتی از طریق شیوه‌هایی چون تقلید، تلقین و غیره مرتکب جرایم خشونت‌آمیز و قتل و… خواهند شد.
3ـ2ـ1ـ نقش رسانه های تصویری در تحریک به ارتکاب جرم
برای روشن شدن نقش رسانه های تصویری در تحریک به ارتکاب جرم ناگزیر خواهیم بود اشاره‌ای به مفهوم تحریک طبق قانون مجازات اسلامی نموده و اینکه چه عنوان مجرمانه‌ای برای محرک جرم در نظر گرفته شده است.
ماده 43 ق.م.ا مصوب 1370 در بند یک این‌طور آورده «هرکس دیگری را تحریک یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید معاون جرم محسوب و تعزیر می‌شود.»
همان‌طور که در ق.م.ا پیش‌بینی شده اشخاصی که باعث تحریک شخص یا اشخاصی به ارتکاب جرم شوند مجازات معاون جرم برای آنها در نظر گرفته شده است. لیکن بحث تحریک به ارتکاب جرم از طریق رسانه های تصویری به اصطلاح جرم‌انگاری نشده است بنابراین تحریکی که مدنظر ماست غیر از آن چیزی است که در قانون مجازات اسلامی و سایر قوانین کیفری کشورهای دیگر جرم‌انگاری شده است.
«در اصطلاح حقوقی تحریک عبارت است از توصیه و تشویق مجدانه و تزریق افکار مجرمانه برای مصمم کردن دیگری بر ارتکاب جرم معینی.»
«منظور ما در تحریک به ارتکاب جرم از طریق رسانه های تصویری نوعی ایجاد و تقویت انگیزه است لذا در حقوق کیفری علی‌الوصول به آن توجهی نمی‌شود» ولی اگر از باب جرم‌شناسی بخواهیم به قضیه نگاه کنیم رسانه های تصویری با شگردهای منحصر به فرد خود به تقویت انگیزه ارتکاب عمل مجرمانه می‌پردازد، حتی در بعضی موارد تمام اوضاع و احوال این حالت با «تحریک» موضوع حقوق جزا کاملاً منطبق می‌شود.
«رسانه‌های جمعی از جمله رسانه های تصویری در اغلب موارد به طور مستقیم از طریق «تحریک» وارد نمی‌شوند بلکه با وسوسه‌های رنگین خود به «تقویت انگیزه افراد می‌پردازد. نخستین بار پیروان مکتب تحققی توجه دیگران را به این نکته جلب کردند که انگیزه یکی از وسایلی است که پرده از روی حالت خطرناکی برمی‌دارد.»
مصادیق پیام‌های رسانه های تصویریی محرک به ارتکاب جرم می‌تواند از جمله مواردی مثل قهرمان‌پروری، اشاعه الگوهای تبلیغاتی انحراف‌آمیز، عدم انطباق مضامین رسانه‌ای با وضعیت مخاطبین که نمونه بارز آن پخش فیلم‌های سینمایی ماهواره‌ای می‌باشد که با شرایط اجتماعی مورد پذیرش جامعه ما مطابقت ندارد.
با کمی دقت نظر می‌توان گفت تحریک از طریق رسانه های تصویری که از آن به عنوان «تقویت انگیزه» نام بردیم هرچند در حقوق کیفری علی‌الوصول به آن توجهی نمی‌شود ولی با توجه به این‌که مخاطبان رسانه های تصویری در مفهوم کلی آن اقشار زیادی از جوامع انسانی هستند می‌تواند به مراتب اثرات تخریبی آن بیشتر از تحریکی باشد که از طرف شخص یا اشخاصی منجر به ارتکاب جرم اشخاص محدودی می‌شود.
«متأسفانه تهیه‌کنندگان تجاری فیلم‌های رسانه های تصویریی و سینمایی فیلم‌هایی را که هدف تجارتی دارند تهیه و به نحو اغراق‌آمیز در صحنه فیلم‌ها، پرخاشگری، عصیان، خشونت، قانون‌شکنی، عیاشی و شهوترانی را تجسم می‌نمایند.»
چه بسا اشخاص بی‌شماری از طریق فیلم‌ها و برنامه‌های مختلف رسانه های تصویریی تحریک به ارتکاب جرایم متعددی گردیده، با این حال برخورد قانونی که با شخصی که با عث تحریک فرد دیگری به ارتکاب جرم شده می‌گردد در مورد بعضی فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگانی که بیشتر جنبه تجارتی فیلم‌ها برایشان مهم است تا اثرات منفی فیلم بر روی تماشاگر، متأسفانه اعمال نمی‌گردد شاید به چند تذکر شفاهی و انتقادات که از طریق منتقدان برنامه‌های رسانه های تصویریی صورت می‌گیرد بسنده می‌گردد. در این مبحث چند شیوه که باعث تحریک به ارتکاب جرم می‌شود می‌پردازیم.
3ـ2ـ1ـ1ـ نقش رسانه های تصویری در
تقلید و همانندسازی در ارتکاب جرم
این شیوه اثرپذیری رسانه های تصویری در مخاطبان یکی از مؤثرترین شیوه‌ها در تحریک تماشاگر و ارائه طریق برای بروز انحرافات اجتماعی و رفتار مجرمانه می‌باشد که به جرأت می‌توان اظهار داشت که اکثر اقشار جامعه از این گزند منفی برنامه‌های رسانه های تصویری چه در سطح ملی چه در سطح فراملی در امان نبوده (ماهواره، اینترنت…) و به نوعی بسته به شخصیت فردی و اجتماعی و شغلی خویش با این موضوع دست و پنجه نرم کرده‌اند. به نظر می‌رسد که برخی از تماشاگران حتی رفتار نابهنجار و جرایمی که هنرپیشه‌های محبوب رسانه های تصویریی در نظر آنها در صحنه غیرواقعی فیلم در معرض دید تماشاگران می‌گذارند را بهنجار تلقی کرده و احتمال اینکه همان رفتار نابهنجار و جرایم را که در فیلم اتفاق افتاده را در عالم واقع انجام دهند بسیار زیاد خواهد بود.
«شیوه تقلید و همانندی می‌تواند مورد سوءاستفاده بسیاری از برنامه‌سازان و فیلم‌سازان و سوداگران جهانی قرار گیرد و به صورت نامطلوب و شومی از این شیوه استفاده می‌نمایند. «انسان در اثر تماشای مکرر و مداوم برخی برنامه‌ها مخصوصاً فیلم‌ها، تحت تأثیر قرارمی‌گیرد و به تقلید از آنچه که مشاهده کرده می‌پردازد و یا اگر اثر قوی‌تر باشد از قالب اصلی خود بیرون می‌آید و خود را کاملاً در قالب قهرمان عرضه شده در می‌یابد تا حدی که می‌خواهد همان کارها و اعمال و رفتاری را که مشاهده کرده کاملاً مشابه و یکنواخت عمل کند.»