مقاله با موضوع نظام سیاسی و قدرت سیاسی

Abstract background with infinity sign. Digital background. 3D rendering

(آینههای ناگهان، 249).
آنها حتّی آزادی خندیدن را از افراد گرفتهاندو فقدان شادی و نشاط را در جامعه به وجود آورده و آنها را به زخمی تبدیل کردهاند:
Widget not in any sidebars

*صد سال آزگار/ ماندیم/ و زخمهای خشک ترک خورده را
در متن لایههای نمک/ خواباندیم
(همان).
او از اینکه میبیند تصوّرات و آرمانهایش در تعارض با واقعیت موجود در جامعه است انتقاد خود را متوجه افرادی که این شرایط را به وجود آوردهاند میسازد و اندوهگین میشود که نمیتواند با آنها برتابد و با این شرایط او و دیگران برای این کار مجبور شدهاند که زخمها و لبخندهای خود را پنهان کنند:
*ما/ لبخند استخوانی خود را/ در لابه‌لای زخم نهان کردیم
(همان).
شاعر از حاکمان و سیاستمدارانی که ثروتاندوزی کردهاند و امروزه با منفعتشان لبخندهای مصنوعی خویش را به نمایش میگذارند و حق طبیعی آزادی را از افراد گرفتهاند سخت انتقاد میکند:
*امّا/ در روزهای ریخت و پاش لبخند
قصّابکان پروار/ و کاسبان رسمی پروانهدار
لبخندهای یخزدهی خویش را/ بر پیشخان خود/ به تماشا گذاشتند!
(همان).
4-2-2. انتقاد از جناحهای سیاسی
«جریان سیاسی یک حرکت سیاسی پویا و زنده است که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش های فکری درونی به مدد رهبران خود بر اقشار مختلف جامعه تأثیر می‌گذارد و جبهه، جناح،‌ حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می‌نهد. هدف نهایی جریان‌های سیاسی، کسب قدرت و استقرار نظام سیاسی مورد نظر است که آن را از طریق راهبردها و راهکارهای مختلف پی می‌گیرند» (مظفری،39:1390). حال آنکه اگر این جریانها با سوگیریهای فردی درآمیخته شود میتواند سبب آسیبهای بسیاری بر جامعه شود.
من از این خود، از این خودی مستم
من از این خود، از این خودی مستم
*دیگران گر ز بیخودی مستند
*دیگران گر ز بیخودی مستند
(گلها همه آفتابگردانند، 224).
در واقع جناح، «مجموع گروه یا گروه هایی است که با اهداف و دیدگاه های مشترک در کوتاه مدت و یا بلند مدت به منظور رقابت و کسب قدرت سیاسی، در داخل یک حکومت یا حزب گرد هم می آیند» (جمالزاده،38:1382). امینپور خود را ازگرایشهای مختلف سیاسی بی طرف و این جناحها را عاملی برای آسیب دیدن میداند و از اینکه او را به خاطر بیطرف بودن متهّم میکنند، انتقاد میکند.
*جز همین زخم خوردن از چپ و راست
جرمم این بود: من خودم بودم
*جز همین زخم خوردن از چپ و راست
جرمم این بود: من خودم بودم
زین طرفها چه طرف بر بستم