مقاله به کار بردن درست هیجان ها و عوامل مؤثر در هوش هیجانی

روان شناسان معمولاً انواع هوش را شناسایی و در سه گروه اصلی، طبقه‌بندی کرده‌اند:
1- هوش انتزاعی: توانایی ادراک و به کارگیری ماهرانه ی نمادهای ریاضی و کلامی؛
Widget not in any sidebars

2- هوش عینی: توانایی ادراک و برخورد ماهرانه با موضوعات؛
3- هوش اجتماعی: توانایی ادراک و ارتباط با مردم(جانسون و ایندویک، 1999؛ به نقل از سبحانی نژاد، 1387، ص22).
به طور خلاصه فعالیت های انجام شده در زمینه هوش هیجانی از سال 1900 تا کنون را می توان به
پنج دوره تقسیم کرد:
1- سال های 1969-1900 دوره ای که در آن مطالعات روان شناختی مربوط به هوش و هیجان جدا و مستقل از یکدیگرصورت می گرفت. در حوزه هوش، اولین آزمون ها توسعه یافت و هوش به عنوان عاملی در نظر گرفته شد که در برگیرنده توانایی انجام صحیح امور و استدلال کردن است. در این دوره هم چنین اساس زیست شناختی هوش مورد توجه قرار گرفت.
2- سال های 1989-1970 دوره ای که طی آن روانشناسان به بررسی چگونگی تاثیر هیجانات و تفکر بر یکدیگر پرداختند.
3- سال های 1993- 1990 دوره ی توجه ویژه پژوهشگران به مطالعه و بررسی پیرامون هوش هیجانی است، در این دوره زیربناها و مفاهیم هوش هیجانی به ویژه در زمینه علم عصبی توسعه پیدا کرد.
4- سال های 1997-1994 دوره ای که طی آن مفهوم هوش هیجانی رواج پیدا کرد.
5- از سال های 1998 تا کنون، پژوهش بر روی هوش هیجانی و نهادینه شدن آن در محافل علمی به طور ویژه مورد توجه واقع شده است (سبحانی نژاد،1387: 25).
2-2-2)عوامل مؤثر در هوش هیجانی
2-2-2-1)شناخت عواطف شخصی
خود آگاهی-تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می کند-سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی و ادراک خویشتن نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات راستین، ما را به سردرگمی دچار می کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند.این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.
2-2-2-2)به کار بردن درست هیجان ها
قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی ای است که بر حس خود آگاهی متکی می باشد. که شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول و
پیامد های شکست در این مهارت عاطفی است. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، دایما با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارنند.
2-2-2-3)برانگیختن خود
برای عطف توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود، و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید. خویشتن داری عاطفی- به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانش ها -زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است. توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشم گیر را میسر می گرداند. افراد داری این مهارت، در هر کاری که بر عهده می گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود .

Author: مدیر سایت