مقاله تعاریف فرهنگ سازمانی و تعریف فرهنگ سازمانی

Smart businessman showing business solution.
[do_widget id=kl-erq-2]

یکی از تحولات اساسی که در مدیریت امروزی شکل گرفته است، تحول در نحوه نگرش به سازمان است. تا قبل از دو دهه پیش چنین تصور می‌شد که سازمان‌ها ابزار عقلایی برای ایجاد هماهنگی و کنترل افراد در جهت دستیابی به اهداف بوده و دارای سطوح عمودی از بخش‌ها، قسمت‌ها و واحدها می‌باشند و مبتنی بر روابطی از قدرت هستند. ولی امروزه اذعان می‌شود که سازمان‌ها چیزی بیشتر از این موضوع بوده و توجه به موضوعاتی همچون جو سازمانی و فرهنگ سازمانی به عنوان پدیده‌های نسبتا جدیدی، در مطالعات سازمان و مدیریت نوین بیشتر مدنظر بوده و در دهه‌های اخیر به شدت فراگیر شده است. فرهنگ سازمانی از نظر رابینز، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی باعث موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می‌شود. و خلاقیت از نظر رابینز به معنی توانایی ترکیب ایده‌ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین این ایده‌ها می‌باشد. از آنجایی که عمده کار و فعالیت انسان‌ها در سازمان‌ها انجام می‌گیرد، مدیران می توانند ظهور خلاقیت را در سازمان ها با ایجاد زمینه های مناسب سرعت بخشند و این تحقیق نخواهد پذیرفت مگر اینکه خود مدیران دارای افق‌های فکری خلاقانه باشند.
این فصل که فصل دوم پایان نامه می باشد شامل دو قسمت است که قسمت اول آن شامل دو بخش کاملا مجزا می‌باشد. بخش اول مربوط به فرهنگ سازمانی و تعاریف و کارکرد های آن می‌باشد و بخش دوم آن مربوط به خلاقیت و تعاریف و دیدگاههای آن می‌باشد. قسمت دوم این فصل مربوط به پیشینه تحقیق فرهنگ سازمانی و خلاقیت است که در آن ابتدا تحقیقات داخلی و سپس تحقیقات خارجی بیان شده است تا شناختی را نسبت به این موضوع برای خوانندگان بیان کند. امید است با خواندن این فصل آشنایی کامل با فرهنگ سازمانی و خلاقیت برای خوانندگان محترم و دانش‌پژوهان پیدا گردد.
بخش اول
فرهنگ سازمانی
2- 2تعریف فرهنگ سازمانی
تاکنون تعاریف متعددی از فرهنگ سازمانی عنوان گردیده است. در واقع تعریف فرهنگ سازمانی در قالب مشخصی امکان‌پذیر نیست یعنی تعریفی که بطور عام مورد پذیرش واقع شده باشد وجود ندارد. فرهنگ سازمانی در سیستم اعتقادی سازمان آشکار شده و به تناوب از طریق زبان، نمادها و آداب و رسوم که منعکس کننده رفتار ناشی از یک سیستم اعتقادی می‌باشد بیان می‌گردد. فرهنگ سازمانی از یک سو پیوند دهنده اجزای داخل سازمان و از سوی دیگر عامل تفکیک کننده هر سازمان از دیگر سازمان‌ها است(آلن،2006) . اکثر مشکلات در خصوص مطالعات فرهنگ سازمانی ناشی از عدم توافق در مورد تعریف آن است. که در نتیجه بین مطالعات مختلف برخورد پیش می‌آید. بنابراین با توجه به اهمیت و ضرورت ارائه تعریفی مشخص از فرهنگ سازمانی به برخی تعاریفی که از سوی صاحب نظران عنوان شده است اشاره می‌کنیم. فرهنگ سازمانی را می‌توان تلاش دیگری برای رسیدن به احساس، معنی، خصوصیت یا تصویر یک سازمان دانست که شامل بسیاری از مفاهیم اولیه سازمان غیررسمی، هنجارها، ارزشها، ایدئولوژی و سیستم‌های آشکار شده می‌باشد. آنچه که صورت بندی حاضر را به عنوان فرهنگ سازمانی مشخص می‌کند اساس انسان شناسانه آن است(ایران زاده،1387،ص96).
موریس فرهنگ سازمانی را الگوی منحصر به فرد از مفروضات، ارزش‌ها و هنجارهای مشترک فعالیت‌های جامعه‌پذیری می‌داند و زبان، سمبل‌ها و عملیات سازمان را شکل می‌دهد(رضائیان،1383،ص154).
فرهنگ سازمانی شامل اعتقادات مشترک افراد سازمانی درباره چگونگی انجام چیزها اولویت‌ها است. برخی دیگر از محققین پیشنهاد می‌کنند که فرهنگ سازمان کلید فهم و اثر بخش تر در سازمان‌ها می‌باشد و عده دیگر هم مانند براون، بریمن و پتی گرو، اثربخشی و کارایی را در سازمان‌ها به عوامل متفاوت و دلایلی به غیر از فرهنگ سازمانی نسبت می‌دهند. در تحقیقی که در سال 1996 توسط جیمز ویز در دانشگاه ویندسر کانادا انجام گرفت و هدف این تحقیق پژوهش و کشف ارتباط‌هایی بود که میان رهبری مبادلاتی (توسط سوالاتی در مورد رفتار رهبری و فرهنگ سازمانی اندازه گیری می‌شد) و تاثیرات سازماندهی در برنامه‌های تفریحی کنفرانسهای آمریکای میانه بود. در هر صورت هیچ سبک رهبری خاص بین رهبری مبادلاتی و تاثیرات سازماندهی آشکار نشد. بلکه یک ارتباط خاص بین قدرت فرهنگ سازماندهی و تاثیرات سازماندهی کشف شد (جولازاده،1388،ص27).
تعاریف فرهنگ سازمانی از دیدگاه تنی چند از صاحب نظران مدیریت
1- پیترز و واترمن : یک سلسله از ارزش‌های مشترک مسلط و همبسته‌ای که با مفاهیم مادی چون داستان‌ها،‌ اسطوره‌ها تکیه کلام‌ها و ضرب المثل‌ها منتقل می‌شود.
2- گوردون : نظامی از فرضیات و ارزش‌های سازمان که بطور گسترده رعایت می‌شود و به الگوی رفتاری خاص منجر می‌گردد.
3- ویلیام اوچی: یک سلسله نهادها، تشریفات و اسطوره‌ها که منتقل کننده ارزش‌ها و باورهای اساسی آن سازمان به کارکنانش می‌باشد.
4- چارلز اورایلی : یک نظام و نظارت اجتماعی و بالقوه که در برابر نظام نظارت رسمی قرار دارد.
5- دیل و کندی : روش‌های انجام کارها در سازمان براساس ارزش‌های اساسی .
6- رابینز: ادراک تقریبا یکسانی از سازمان که در همه اعضایی سازمان وجود دارد.
7- اسپندر : باوری که هر یک از اعضا در آن سهم دارند(زارعی متین،1384،ص66)
یکی از جالب‌ترین تعاریفی که شاید دربرگیرنده بسیار باز تعاریف دیگر هم باشد توسط شاین ارائه شده است. فرهنگ سازمانی الگویی ا
ست از پیش فرض‌های بنیادینی که گروهی خاص در راه حل مشکلات برای انطباق خود با محیط و دستیابی به یکپارچگی و انسجام خلق، کشف یا ایجاد کرده است این الگو در مسیر حرکت این گروه اعتبار یافته و ثابت کرده که سودمند و کارساز است در نتیجه به عنوان شیوه درست ادراک کردن، تفکر، احساس و رفتار انتقال می‌یابد. بدین ترتیب فرهنگ در مقابله با مشکلات آموخته می‌شود.
2-3 ویژگیهای فرهنگ
با بررسیهای زیادی که از فرهنگهای مختلف به عمل آمده، چنین به نظر می‌آید که علی‌رغم تفاوتهای موجود، همۀ فرهنگها دارای ویژگیهایی هستند که تعدادی از آنها را می‌توان به شرح زیر معرفی کرد:(اردلان،1387،ص17)
1ـ فرهنگ آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست. فرهنگ نظامی است که پس از زاده شدن انسان در سراسر زندگی آموخته می‌شود.
2ـ فرهنگ آموخته می‌شود. انسان می‌تواند عادتهای آموخته‌شده خود را به دیگران منتقل کند.
3ـ فرهنگ اجتماعی است عادتهای فرهنگی، ریشه‌های اجتماعی دارند و شماری از مردم که در گروهها و جامعه‌ها زندگی می‌کنند در آن شریک اند.
4ـ فرهنگ پدیده‌ای ذهنی و تصوری است. عادتهای گروهی که فرهنگ از آنها پدید می‌آید به‌صورت هنجارها یا الگوهای رفتاری، آرمانی ذهنی می‌شوند یا در کلام می‌آیند.
5ـ فرهنگ خشنودی‌بخش است. هر فرهنگی که نتواند از عهدۀ تعیین هدف اعلای زندگی برآید از برآوردن آرمانهای عالی حیات نیز ناتوان است. عناصر فرهنگی تا زمانی که بر افراد یک جامعه خشنودی نهایی می‌بخشد می‌توانند پایدار بمانند.