مقاله درباره ارتباطات علمی و ایران باستان

مقاله درباره ارتباطات علمی و ایران باستان

بشریت زیبایی و خیر را برای ارضای نیازهایش جستجو می کند عشق، حکمت و شجاعت، ضرورت نظم، توازن و تعادل به شکل های متفاوتی مطرح می شود. این ارزشها مبنی یکی از رفیع ترین قله های پرواز زندگی معنوی یعنی موسیقی است. موسیقی نوعی رفتار انسانی است که از نظر تأثیر، بی همتا و نیرومند است. موسیقی را باید نخستین وسیله بیان غریزی انسان دانست. هنری که می تواند انسان را در حد اعلای وجد و شادی و یا در غمی عمیق فرو برد. چگونگی پیدایش موسیقی همچون نحوه شروع مراسم مذهبی و یا کشف آتش در بوته ابهام است. آنچه که مسلم است بشر از همان ابتدای آفرینش برای توصیف تأثرات و حآلات گوناگون درونی خویش، خود را به موسیقی، رقص و آواز نیازمند دید. به همین سبب هیچ فرهنگ و یا قبیله ای یافت نمی شود که فقط با اصوات طبیعی خوشنود و قانع باشد. انسان صداهای جدیدی بوجود آورده و آنها را در دستگاه یا سازمانی قرار داده است که عموما نسبت به صداهای طبیعی برتری دارد و موزون تر است و به این ترتیب نوعی ارتباط غیر کلامی ارزشمند را برای بیان حآلات مختلف روحی خود که شاید هیچ گاه از طریق ارتباط کلامی قادر به بروز آن نمی بود بوجود آورده است.
Widget not in any sidebars

در زندگی روزمره ما آنقدر ارتباط غیر کلامی وجود دارد که اغلب از وجود و یا اهمیت آن آگاه نیستیم. مانند برخی از ارتباطات علمی که غیر قابل توصیف است همچون خنده، اخم، بوسه، حالت نگاه، … و یکی از وآلاترین انواع آن یعنی موسیقی. زادگاه فرهنگی انسان مشخص کننده طرز بیان اوست و هر گروه فرهنگی سعی در توسعه طرز بیان خود دارد و همانگونه که هر قوم زبان خود را توسعه می دهند، موسیقی خویش را نیز کاملتر میکند.(ایازی، 1383: 10)
آنگاه که بشر آفریده شد، طی صدها هزار سال عمر و پیمودن مراحل اولیه و ابتدایی تمدن، همگام با بوجود آوردن زبان و واژه و بکار بردن آن، در اثر هوش و غریزه فطری و خدا دادی و انگیزه طبیعی، از نغمه ها و آوای طبیعی بوسیله حنجره و آلات گوناگون موسیقی تقلید کرد و این هنر زیبا و شادی آفزا را بوجود آورد. موسیقی زبان حال بشر و نمودار احساسات و اندیشه هایی است که بصورت آهنگهای موزون و دلنواز، جلوه می نماید. وضع جغرافیایی و اقلیم، عواملی که بر حسب زمان در روحیات و معنویات مردم دست می دهد، نیازمندی های زندگی، سابقه های تاریخی و پیشرفت فرهنگ و حتی دین، در موسیقی اقوام و ملل تاثیر داشته، و از همین جهت است که موسیقی کشور ها و طوایف با یکدیگر اختلاف دارند.(سامی، 1349: 94-3)
اقوام آریایی از دیر زمان با هنر موسیقی آشنا بوده و در تهیه آلات و وسایل مختلف و تنظیم آهنگ ها و ترانه های زیبا نقش مؤثری داشتند. الحان پرندگان و آهنگهای طبیعی مثل زمزمه جویبار و وزش باد الهام بخش در پیدایش موسیقی بوده است. و انسانها چون برای رقص های مذهبی و رقص های بزمی و رزمی احتیاج به عوامل محرک و مهیج داشته‌اند، به همین جهت به فکر تهیه وسایلی افتادند که نظر آنها را تامین کند. شاید بتوان گفت که صدای منظم قلب،دای یک نواخت تنفس و صدای پای انسان در واقع نقشی در تنظیم آهنگها و پیدایش موسیقی داشته است. موسیقی در مراسم مذهبی و زندگانی اجتماعی ایرانیان سهم زیادی داشته و گاتها یکی از مهم‌ترین ترانه های ایران باستان، بهترین نمونه قدمت ترانه و آهنگ در عهد ساسانی هنر موسیقی تکامل و پیشرفت زیادی پیدا کرد، در آیین مزدک موسیقی به عنوان یکی از نیروهای معنوی شناخته شده و این میرساند که موسیقی در زندگی اکثریت مردم کمابیش نفوذ داشته است. چون موسیقی یکی از قدیمیترین هنرهای زیباست و بنا به اعتقاد اکثر تحقیق کنندگان قبل از سایر صنایع ظریفه بوجود آمده و سوابق تاریخ بخوبی نشان می دهد که ملت ایران سالها قبل از ملل اروپایی تمدن داشته‌اند و موسیقی هم خود یکی از آثار تمدن بشمار می رود پس قرنها قبل از اینکه موسیقی در میان ملل جدید جلوه ای داشته باشد ملل شرق با این هنر آشنا بوده اند، از مطالعه کتاب اغانی ابوالفرج اصفهانی بخوبی بر می آید که پس از ظهور اسلام موسیقی ایران بوسیله موسیقی دانهای ایران بشبه جزیره عربستان مسافرت کرده و اغلب سازندگان و نوازندگان دوره هارون و مأمون که با این هنر علاقمند بوده اند ایرانی می باشند و اشعار عربی را با الحان و نغمات ایرانی می خوانده اند. ضمنا معلوم می شود که عرب ها قبل از ظهور اسلام موسیقی قابلی نداشته و این هنر را از ایرانیان کسب کرده اند. شاید بعضی تصور میکنند که خط موسیقی از اختراعات اروپاییان است گرچه این حدث تا اندازه ای صحیح است زیرا خط موسیقی فعلی را آنها ایجاد کرده اند ولی موسیقی دانهای قدیم ایران هم برای ضبط مایه ها و مقامات ایرانی خط مخصوص داشته‌اند با این ترتیب که هر یک از حروف ابجد را نماینده یکی از اصوات قرار داده بودند و حتی برای تعین وزن موسیقی هم روشی داشته‌اند ولی چون خیلی ساده و ناقص بوده چندان عملی نشده است با وجود این برای مطالعه اوضاع علمی موسیقی و تشخیص مقامات و الحان قدیم راهنمای خوبی است و بدان وسیله می توان تا اندازه ای با پرده های موسیقی قدیم ایران آشنا شد.( قریب، 1368: 8)
3-2- موسیقی در میان‌رودان
از حدود پنج هزار سال پیش لوحه هایی با خط میخی در حفاری های خاور نزدیک بدست آمد که دربر گیرنده اطلاعات فراوان از کاربرد موسیقی در سومر، بابل، آشور و همسایگان این نواحی یعنی آناتولی، ایران و فلسطین و سوریه است. وجود تصاویری از آلات موسیقیایی، خوانندگان، مراسم آیینی و مذهبی، حرکات نمایشی و
رقص و صحنه های مشابه همگی دلالت بر اهمیت موسیقی در جوامع باستانی دارند.
کشف بقایای آلات موسیقیایی از اور بر آگاهی ما در این باره می افزاید. از این ناحیه تعداد یازده ساز زهی بدست آمد که شامل دوچنگ بزرگ و نه چنگ کوچک است البته تا کنون از منطقه سومر و بابل یک ساز کامل بدست نیامده، از ناحیه اور نیز یک جفت ساز بادی از جنس نقره و تعداد اندکی از انواع سازهای دیگر بدست آمده است.(کیلمر، 1380: 45)
تصویر 3-1: اثر بدست آمده از یک مهر استوانه ای طلایی، مکشوفه از آرامگاه سلاطین اور، در قسمت پایینی تصویر دونفر نوازنده مشاهده می شوند، شخصی نیز در حال کف زدن یا رقصیدن این دو را همراهی می کند. شخصی نیز در حاتل نشسته مشغول نواختن چنگی است که بر پشت گاوی نصب شده است. بخش فوقانی تصویر نیز گوشه هایی از یک ضیافت می باشد.
تصویر 3-1-1: جزئیات چنگ، جعبه صوتی در زیر آن قرار دارد و به شکل گاو است،به نظر آناد کیلمر این چنگ دارای هشت رشته سیم است. اما از نظر نگارنده این چنگ دارای پنج یا شش رشته سیم می باشد.
از نفیس ترین آلات موسیقی که از سومریان شناخته شده، چنگی است که از گورستان سلطنتی اور(2250 پیش از میلاد) در میان اشیائی که همراه مردگان دفن شده به دست آمده است. به نظر کاوشگر این مکان مراسم خاک سپاری، با نوای چنگ نوازندگان و با همراهی سربازان و بانوان درباری انجام می شده است (رابرتسونودنیس، 1369: 27 و 24)
قدیمی ترین سندی که از وجود ساز و موسیقی خبر می دهد، لوحه های سومری است که باستان شناسان آنها را در جلگه های بین‌النهرین یافته و پژوهندگان و کاوشگران کوشش های فراوانی برای خواندن این لوحه ها انجام داده اند. در این لوحه ها به نواختن چنگ همراه با سرود آفرینش اشاره شده است و مشخص است که این قوم پیشرو و هنرمند باستانی، دارای موسیقی پیشرفته ای بوده و با آلات موسیقی مختلف آشنایی داشته‌اند و البته بیشتر موسیقی و آلات آن جنبه مذهبی داشته است. در آرامگاه پادشاهان اور به آلات موسیقی مانند چنگ و گونه ای لیر به نام الگار برمی خوریم.
(ایازی، 1383: 11)
تصویر 3-2و3-3: چنگ نقره ای (بازسازی شده) با اندازه متوسط که در حال حاضر در موزه بریتانیا نگهداری می شود، آرامگاه اور توسط وولی کاوش شد.( خاکسار، 1387: 114)
قدیمیترین دست سازهای بادی نوعی فلوت یا قره نی است که تصاویر مربوط به انواع آن در یک مهر سومری که در موزه لوور نگهداری می شود دیده شده است. نی نیزاز جمله سازهایی است که به جهت آوازهای غمگین و مرثیه ها بکارمی رفته است ومهری از سنگ لاجورد از قبورپادشاهان اوربدست آمده است حدود(2700ق.م) که میمونی در زیریک درخت مشغول نواختن نی می باشد. و سایر حیوانات در اطراف او گرد آمده اند. در نقش مهر دیگری در اور مربوط به همین دوره نوازندگان فلوت همراه چنگ و طبل و زنگوله مشغول اجرای موسیقی برای رقصهای آئینی هستند.
3-2-1-بابل
در دوره بابل صورت نواخوانی مذهبی تحول یافته و کاملتر شد، چنانکه تعداد سرودهای مذهبی به 27 گونه رسید و سازها نیز به همین ترتیب تحول یافت (رابرتسون و دنیس، 1369: 28) در معابد بابلی نقش برجسته های قالبی از جنس گل پخته بدست آمده که نوازندگانی را در حال نواختن چنگ و عود نشان می دهد. (مجیدزاده، 1380: 27-126)
در زمان بابلیان خوانندگان زن نیز به مردان اضافه شدند، اما موسیقی هنوز جنبه کاملا مذهبی داشت و حتی اجرای موسیقی مذهبی بسیار دقیق تر و با هماهنگی بیشتری توام شد. اما در زمان آشوریان، موسیقی از عوالم صرف ربانی و مذهبی خارج و تدریجا با زندگی عادی مردم عجین شد و با کار و معیشت و دنیای اجتماعی مردم درهم آمیخت، موسیقیدانان به دربار‌های سلطنتی را یافتند و در هر گونه جشن و مراسمی حضور نوازندگان مشهود بود. در واقع موسیقیدانان در خدمت هدف‌های زمینی و مادی نیز قرار گرفتند.
( ایازی، 1383: 12)
تصاویر 3-4و3-5و3-6
تصویر اول: پلاک با نقش برجسته زن چنگ نواز، گل پخته قالبی، دوران بابل قدیم، 5/10سانتی متر(موزه لوور)
تصویر سمت چپ: نوازنده تنبور متعلق به دوران آشور (جوادی، 1380: 32)
تصویر پایین: نوازنده دونای متعلق به دوران آشور (جوادی، 1380: 32)
بابلی‌ها بیش از سایر کشورهای قدیمه با موسیقی سروکار داشته‌اند و نوشته اند که انواع سازها و خنیاگران و نوازندگان داشته‌اند. دانیال رهبر دین یهود در کتاب خود از انواع سازها و موسیقی عصرش که در بابل سپری شده، یاد می نماید.(سامی، 1349: 94-93)
تصویر 3-7: پلاک با نقش برجسته نوازنده عود، گل پخته دوران بابل قدیم، 9سانتیمتر (موزه لوور، پاریس)
3-2-2-آشور
به روزگار آشور موسیقی از معابد به دربار کشیده شد و در جشنها و مراسم درباری نیز استفاده می شد. بر نقش برجسته آشوری “کویون جیک” مربوط به دوره “سناخریب” جشنی مذهبی به تصویر کشیده شده است که حرکت دسته جمعی جنگجویان و نوازندگان زن و مرد را به سوی محل مراسم نشان می دهد.(مورتگات، 1377: 89-288)
تصویر 3-8: شکل چنگ آشوری (فروغ ، 1342: 12)

مدیر سایت