مقاله درباره محدوده جغرافیایی و شاهنشاهی هخامنشی

مقاله درباره محدوده جغرافیایی و شاهنشاهی هخامنشی


Widget not in any sidebars

بابلی‌ها، ارتفاعات سرزمینی را که در شرق بابل قرار داشت الامتو یا الام ، یعنی کوهستان، یا شاید کشور طلوع خورشید، یعنی مشرق، می نامیدند. کشور ایلام شامل خوزستان، لرستان امروزی، استان ایلام کنونی، و کوههای بختیاری بوده است. کشور ایلام در دوره عظمت از غرب به بابل و از شرق به اصفهان می رسیده و از دو قسمت کوهستانی و دشت تشکیل میشده است. شهر شوش که در ناحیه دشت قرار داشت پایتخت کشور بود، و جغرافی دانان یونان و روم از جمله استرابون، ایالتی از ایلام را که شهر شوش در آن واقع بود، به مناسبت اهمیت شوش سوزیان یا سوزیانا خوانده اند.(افشار سیستانی، 1372:109)
ایلامی‌ها اقوامی بودند که از هزاره چهارم تا هزاره اول پیش از میلاد بر بخش بزرگی از سرزمین‌های جنوب غرب ایران حکومت می‌کردند. آنها در مدت 2500 سال تاریخ پرفراز و نشیب، توانستند در برابر هجوم همسایگان قدرتمند خود چون سومر، آکد و بابل مقاومت کرده، استقلال و هویت خود را حفظ کنند. محدوده جغرافیایی سرزمین عیلام شامل استانهای خوزستان، فارس، لرستان و بخشهایی از کردستان و بوشهر امروزی بود و بزرگترین شهرهای آن شوش، اِنشان، آوان، لیان، شیماش و ماداکتو نام داشت. ایلامی ها کشور خود را هل تَمتی – به معنی سرزمین خداوند – می نامیدند. این سرزمین کوچک خود از ایالت‌هایی تشکیل می شد که در ظاهر مستقل بودند اما در هنگام حمله همسایگان، با یکدیگر متحد می شدند و مقابل دشمن ایستادگی میکردند. قدیمی ترین سندی که نام عیلام در آن ثبت شده است کتیبه پیروزی یکی از پادشاهان سومر است، که در آن ماجرای حمله به شهر شوش نوشته شده است.(محمد پناه، 1385: 29-28)
یکی از مهم‌ترین تمدن های کهن خاورمیانه تمدن ایلام است، «سومری‌ها، حرف اختصاری نیم (nim) را برای ایلام بکار می بردند و این کلمه در زبان سومری به معنای بالا است. از اینجا می توان نتیجه گرفت که برای ساکنان بین‌النهرین، ایلام واقعی در «بالا» و در پشت کوههای خوزستان قرار داشت.(هینتس، 1371: 25)
درباره نژاد مردم ایلام میان دانشمندان و محققان اختلاف است. ژاک دمرگان دانشمند فرانسوی که مدت 17 سال در شوش(پایتخت دولت عیلام) به تحقیق پرداخته و نخستین بار ریاست هیات علمی فرانسه را در ایران برعهده داشته، معتقد است که: ساکنان اولیه ایلام را سیاهان حبشی تشکیل میدادند که تمام سواحل خلیج فارس تا مکران و بلوچستان را اشغال کرده بودند، بعدها این نژاد سرزمین خود را در اختیار فاتحان گذاشته و با آنها درآمیخته و نژاد دورگه ای بوجود آوردند که شامل ساکنان شوش علیا و شاید بخشی هم از کردستان باشد، او مینویسد: هرچه باشد، حتی برای مسافری که مستقیما به مسائل نژادی ذیعلاقه نیست، وجود اختلاف دورگه سیاهان قدیمی در شوش، موضوعی است غیر قابل انکار که در هر قدم علامات آن را باز میابد.(دمرگان، 1339: 270) سرپرسی سایکس هم با عقیده دومورگان همراه است و با استناد به گفته هال(hall) معتقد است که این نژاد در کنار سواحل شمالی خلیج فارس تا هندوستان، انتشار داشته و سومریها هم از همین نژاد منشعب اند.( سایکس، 1343: 45-46) بعضی از مورخان جدید، بومیان اولیه ایلام را مردمی شبه سیاه دانسته که ظاهرا با نژاد دراویدی نسبت داشته‌اند، و این سیه چردگان دراز جمجمه دولیکوسفال(dolicohoceʼphale) را از خمیره نژاد مدیترانه ای میدانند.(دیاکونوف، 1386: 130-131) پرفسر گریشمن رئیس سابق هیات علمی فرانسه در شوش، در حالی که اظهار نظر قطعی درباره نژاد مردم ایلام نمیکند، این مردم را ظاهرا از نژاد آسیانی(آزیانی) می‌خواند که نه به دسته سامی متعلق است، و نه به دسته هند و اروپایی و مینویسد:« این منشا آسیایی که مابین همه اقوام آسیای غربی مشترک است بعدها موجد فرهنگ این ناحیه خواهد گردید و مخصوصا هنری را بوجود خواهد آورد که آن را متعلق به آسیای غربی میدانند، و ایران، با تمدن ظروف سفالین منقوش خویش به منزله یکی از عناصر متشکله توسعه آن بشمار می رود.»( گریشمن، 1337: 27)
2-2- نگاهی مختصر به تاریخ و جغرافیای ایلام
پیشینه راه زمینی دوران تاریخی مشهور به جاده ابریشم و جاده شاهی بدون شک برمی گردد به اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد با پدید آمدن شبکه ارتباطات تجاری در عصر مبادلات با مناطق دوردست.(Hermann, 1982, majidzade, 1964) این راه ها وسیله ای بودند تا ارتباط بین مراکز جدیدالتأسیس شهری در ایران را با بین‌النهرین برای رساندن مواد خامی که از مناطق دوردست تهیه می شدند فراهم آورند. نتیجه برآیند چنین تغیر وضعیت به اندازه ای عظیم بود که گوردون چایلد، پیش ازتاریخی دان نامی، آن را «انقلاب شهری» توصیف کرده است(Childe,1950). این روند که سرانجام در آغاز هزاره سوم پیش از میلاد به اوج شکوفایی خود رسیده بود و منطقه وسیعی از بخش های جنوبی ایران را تحت سیطره خود درآورد ابتدای دوره آاز ایلامی بود(2700-3100ق.م.). استفاده از اصطلاح«آغاز ایلامی»، که ابتدا از آن برای نامیدن نوعی نوشتار آغاز شده بود و سپس برای نامیدن یک هویت فرهنگی بکار رفت، دارای معانی متعددی است که در نتیجه احتمال خطا در کاربرد آن منتفی نیست. پژوهشگران از این اصطلاح به صور مختلف استفاده کرده و میکنند. گاهی از آن برای نامیدن فرهنگ، گاهی برای نامیدن تمدن و گاهی نیز با احتیات از این اصطلاح برای مان بردن از یک پدیده خاص استفاده می کنند.
(هلوینگ، 1389: 150)
تصویر2-1: راه های مهم بازرگانی در ایران و بین‌النهرین در طول دوره اروک جدید(ولی پور،1380: 30)
از تمدن ایلام، با همه سابقه د
یرینه اش، شواهد و مدارک محدودی در دسترس است. هنگامی که قرار شد دانشگاه کمبریج انگلستان «تاریخ ایران» را در پنج جلد تدوین کند، نگارش تاریخ ایلام به شادروان پرفسور والترهینتس واگذار شد که رشته تخصصی او تاریخ صفویه بود و آن را در دانشگاه آلمان تدریس می کرد. والترهینتس در اوقات فراغت به مطالعه درباره تاریخ و فرهنگ ایلام می پرداخت و دو جلد «فرهنگ لغات ایلامی» او از آثاری هست که ماندگار خواهد بود. در ایران به تاریخ ایلامیها تا به آن درجه بی اعتنایی شده بود که مبدأ جشنهای کذایی 2500 ساله را تأسیس شاهنشاهی هخامنشی شمرده بودند، و ایلامی‌ها را که دیر زمانی پیش از آن بر پهنه وسیعی از ایران حکمروایی داشتند و نخستین دولت مقتدر فدراتیو را در کنار دولتهایی چون سومر و اَکَد و بابل و آشور بنیان نهاده بودند بکلی نادیده گرفته بودند. نخستین کسی که همت کرد و خط و زبان ایلامی را فرا گرفت و یکی از انگشت شمار ایلام شناسان جهان شد دکتر عبدالمجید ارفعی بود که او را هم به نام زاید بر نیاز، از کار بر کنار و خانه نشین کردند. بموجب اطلاعات موجود.(ملک شهمیرزادی، 1370: 38)
تصویر2-2: نقشه ایلام در دوره کهن ( ارفعی، 1387: 16)
ایلام شامل دشت خوزستان و ارتفاعات همجوار آن می شده است. روابط کشورهای بین‌النهرین با ایلام، هرچند اکثرا خصمانه، همیشه برقرار بوده است. منابع سرشار مواد معدنی و قابلیت بسیار زیاد کشاورزی ایلام سبب پیدایش ویژگی های جغرافیایی-سیاسی خاص منطقه و برانگیخته شدن طمع همسایگان، مخصوصا سومری‌ها به منابع ایلام بوده است. ایلام از چند بخش تشکیل می شد شامل اَوان، انشان و سیماش، در درجه اول، ورخشه و زاکار، همسایگان آن در شمال غرب. حاکم نشین اَوان محلی بوده نزدیک شوشتر کنونی و شوش شهر عمده این حاکم نشین بوده است. شوش در اَوان نسبتی مشابه نسبت تبریز در زمان قاجاریه به ایران را داشته است.(شهمیرزادی، 1370: 40) بطور کلی مملکت ایلام شامل خوزستان، لرستان، پشت کوه و بخشی از پارس یعنی انشان یا انزان بود که از شمال به حدود کرمانشاه در غرب به دجله و در جنوب در سواحل خلیج فارس به لیان یعنی بوشهر کنونی می رسید.(پیرنیا، 1389: 130) هرچند نظریه هایی دامنه قلمرو ایلام از جنوب را فراتراز لیان و حتی تا میناب ( ویلسون، 1366: 334)، و بحرین ترسیم می نماید ولی سندی که به شکل متقن و مشخص به این امر صحه بگذارد تا بحال پیدا نشده. منطقه شوش یعنی محل اصلی استقرار ایلامی‌ها بین دو رود خواسپ( کرخه) در غرب و کوپراتس(رود دز) در شرق و اولای یا اولئوس در شمال قرار داشت.(دیولافوا، 1371: 249-250)
تصویر2-3: نقشه گشترش ایلام(ارفعی، 1387: 18)
تمدن ایلام شامل دو منطقه کوهستانی و جلگه می شد. اما بخش کوهستانی آن به اندازه جلگه هایش شناخته شده نیست و قشمت اعظم اطلاعات از بخش جلکه ای آن یعنی شوش بدست آمده که مدت زمان زیادی پایتخت ایلام بوده است. منابع اولیه بدست آمده از ایلام به زبانی است که با هیچ یک از زبانهای شناخته شده نسبت ندارد و به همین مناسبت برخی از آثار آن هنوز خوانده نشده است. اما در نهایت پیوند زندگی ساکنان کوهستان و دشت برای ایلام این امکان را بوجود آورد تا به سطحی عالی از تمدن برسند. جلگه های قابل آبیاری و حاصلخیز آن و کوهستانهای غنی از چوب و سنگهای فلزی امکان این پیوند را فراهم ساخت. مطالعه تاریخ ایلام و نظری گذرا بر اقدامات شاهان در عصر طلایی این تمدن، ما را متوجه میکند که ایلامی‌ها از دوران‌های اولیه تاریخ خود مدرک کتبی بر جای نگذاشته‌اند و تنها نام آنان در چند اکدی آمده است، که در آنها به نام شوش یعنی منطقه جلگه ایران اشاره شده است. ساکنین جلگه پس از کشمکش های بسیار با کوه نشینان توانستند حیات سیاسی خود را آغاز کنند و وحدت سیاسی ایلام با اتحاد ایآلات و بیشتر هم از طریق ازدواج های سیاسی استحکام یافت. همانطور که ساکنین بین‌النهرین به منابع و محصولات غنی ایلام نیاز داشتند، ایلامی‌ها نیز برای دست یافتن به ثروتهای متمرکز در شهرهای بین‌النهرین، آن سرزمین را بارها مورد تهاجم قرار دادند و این تاخت و تازها موجب ذکر نام آنان در کتیبه های بین‌النهرین شد.(فاظلی پور، 1378: 31و34)
اظهار نظر بعضی از دانشمندان پیرامون پایتخت های ایلام:
«والتر هینتس» موقعیت شوش را تأید میکند. «اوان» را در شمال شوش، «انزان» را نزدیک شیراز و «سیماشکی» را نزدیک خرم آباد می داند.( هینتس، 1371: 22)
«پیرآمیه» شوش را تأید و «سیماشکی و اوان» را در جنوب شوش و «انزان» را در نزدیک شیراز مطرح می نماید.(آمیه، 1349: 68)
«جرج کامرون» شوش را تأید و «اوان» را در شمال شوش و «سیماشکی» را در غرب اصفهان می داند و «فرانس والا» از نقطه نظر زبانشناسی، شوش را «هان تان»، «اوان» را در شمال شوش و نمی تواند دو ایالت دیگر را شناسایی کند.
بطور کلی یک تقسیم بندی از تاریخ سلسله ای ایلام به شرح زیر است:
سلسله پادشاهان آوان ( 2200-2670ق.م.) یا (220-2500ق.م.)
دوره تاریک اول (2100-2200ق.م.)
پادشاهان سیماش (1850-2100ق.م.)
دوره سلسله اپارتی یا سوکل مخ ها (نایب السلطنه های بزرگ) (1505-1830ق.م.) یا (1520-1850ق.م.)
دوره تاریک دوم به مدت 150 سال (1350-1500ق.م.)
سلسله ایگهالکی (در انزان یا انشان) (1210-1350ق.م.)
سلسله شوترکی (1110-1205ق.م.) عصر طلایی ایلام
دوره تاریک سوم (760-1110ق.م.)
سلسله پادشاهان ایلام نو (640-760ق.م.).( کابلی، 1373: 22-23)

مدیر سایت