مقاله راهبردهای رفتاری و اندام تحتانی

Question Mark Magnifying with crumpled paper ball on the blue background.

2-2- 12-4 تعادل داخلی – خارجی [do_widget id=kl-erq-2]
تحقیقات اولیه در بررسی راهبردهای کنترل تعادل، فقط در جهت قدامی– خلفی بررسی کرده اند. پژوهشهای اخیر، نشان داده است که راهبردهایی هم برای کنترل تعادل در سطح میانی– جانبی مورد استفاده قرار میگیرند. این بدان علت است که برای حفظ تعادل، نیروها در مفاصل و جهات مختلف فعال شوند.برای مثال، در اندام تحتانی حرکت داخلی- خارجی در مفاصل مچ و زانو احتمالاً بسیار کم است. بنابراین مفصل لگن مفصل اصلی اندام تحتانی برای حفظ تعادل در جهت میانی- جانبی است. محققان دریافتهاند که نوسانات بدن درجهت میانی- جانبی باعث یک حرکت خارجی در لگن میشود که به نزدیک شدن یک پا و دورشدن پای دیگر نیاز دارد. اگر پاها از هم زیاد فاصله نداشته باشند در مفصل مچ نیز حرکت وجود دارد. وقتی فاصله پاها بیش از 7 سانتیمتر است این حرکت به حداقل میرسد ( مؤمنی،1371، کاپتن، 1973).
وینتر و همکاران (1990)، حرکات قدامی- خلفی و میانی- جانبی تعادل را در زمان ایستادن بررسی کردهاند. آنان دریافتندکه نوسان در محور میانی- جانبی هدفهای راست و چپ تصویر آینهای یکدیگر هستند و کاهش بار یک طرف موجب فشار به طرف دیگر میشود.
2-2- 12-5 سازگاری راهبرد حرکتی
مطالعات نشان دادهاند که افراد سالم به سرعت میتوانند از یک راهبرد حرکتی به راهبرد دیگر روی آورند. برای مثال، زمانیکه از آنها خواسته میشود روی یک سطح باریک بایستند و جابجایی سکو در جهت جلو و عقب صورت میگرفت پس از 15-5 بار راهبرد خود را از مچ پا به لگن تغییر میدادند و وقتی سطح زیر پای آنها عادی میشد پس از 6 بار دوباره راهبرد مچ پا بکار گرفته میشد. در زمان گذر از یک راهبرد به راهبرد دیگر، افراد از راهبردهای حرکتی پیچیدهای استفاده میکردند که ترکیبی از راهبردهای خالص بود.
بر اساس نظریه دانشمندان، سیستم عصبی مرکزی ممکن است راهبردهای حرکتی مختلفی را با توجه به محدودیتهایی که در فضا دارد، بکار گیرد. به عبارت دیگر، به نظر میرسد سیستم عصبی مرکزی رابطه بین حرکات بدن و راهبردهای مورد استفاده برای کنترل آن حرکات در فضا را برنامهریزی میکند. محدودیتها ممکن است پویا باشند و با حفظ تعادل در پاسخ به نیازها، نوع حرکت و محیط تغییر کنند. برای مثال محدودیتهای استفاده از راهبردهای لگن، مچ وگام برداشتن در روی یک سطح سخت ممکن است با آنچه در هنگام ایستادن روی یک باریکه مورد استفاده قرار میگیرد متفاوت باشد (وایلرم و همکاران، 2001).
این اصطلاحات جالب اند، ولی آیا این امر حقیقت دارد که ما میتوانیم دامنه پاسخهای پوسچرال را فقط زمانی که برای فعالیت مورد نظر مناسب نیستند، تغییر دهیم. درواقع، تحقیقات اخیر نشان داده است که ما به طور مداوم در حال تنظیم دامنه پاسخهای پوسچرال خود هستیم حتی زمانی که آنها مناسبند. بنابراین، به نظر میرسد که کنترل پوسچر در سطح نخاع سازماندهی نمیشود بلکه تحت کنترل مراکز بالاتر مانند ساقه مغز(از جمله هستههای دهلیزی) و مخچه است.
به طور خلاصه، میدانیم که توانایی ایجاد و بهکارگیری نیروها به صورت هماهنگ برای کنترل وضعیت بدن در فضا بخش اساسی کنترل پوسچرال است. میدانیم که سیستم عصبی مرکزی میبایست عضلات سینرژیک را در سطح مفاصل مربوطه فعال کند تا تا نشوند.محققان معتقدند که سیستم عصبی مرکزی، وضعیت بدن را در فضا با توجه به راهبردهای رفتاری که در کنترل حرکت مؤثرند بازنمایی میکند(استون وهمکاران، 1992؛ تروپ، 1987).
2-2- 13 ارزیابی تعادل
روشهای متفاوتی برای ارزیابی تعادل وجود دارد که دامنه آن از ایستاده بدون حرکت تا حفظ ثبات حین فعالیتهای عملکردی متغییر میباشد. ارزیابی تعادل ممکن است به صورت عینی یا ذهنی باشد. در آزمونهای ذهنی ملاک ارزیابی تعادل، معیارهای غیرعددی بدست آمده از آزمونهای تعادلی است. در حالی که در آزمونهای عینی اطلاعات کمی بدست آمده از وسایلی چون صفحه نیروسنج و دستگاه آنالیز حرکت جمعآوری و تجزیه و تحلیل میگردند (لیفرت، 2012).
آزمونهای کلینیکی جهت ارزیابی تعادل، آزمونهایی هستند که نیاز به تجهیزات مختصری هستند و بسیار ارزانند و میتوانند به سرعت انجام شوند. در حالی که آزمونهای آزمایشگاهی اغلب زمانبر و نیاز به تجهیزات پیچیدهتر دارند. تعادل ایستا توانایی حفظ پاسچر در حالت ایستاست و معمولا با دستگاههایی که حرکات بدن یا تغییرات مرکز ثقل و یا مرکز فشار (COP) را اندازه گیری میکنند ارزیابی میشود. امروزه رایجترین دستگاه پلت فوم است (سامسون2005).
از جمله این آزمونها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آزمون test Romberg (مالیسون، 2010)
آزمون(SRT) test Sharpend Romberg (دوکا، 2009)
آزمون تعادلی Tinetti (دنتاس،2010)
آزمون مقیاس تعادلی برگ(BBS) Barge balance scale (برویس، 2010)
آزمون تعادلی فلامینگو (Flamingo test (آگارد و همکاران، 2010)
آزمون تعادلی گردش ستاره (SEBT) (بروگلیو،2010)
آزمون مهارت حرکتی Bruininks-Oseretsky test (جیمز، 2008)
آزمونFanctionaL Reach test(وینر،1990)