مقاله رایگان با موضوع سرمایههای انسانی و تکنولوژی اطلاعات


Widget not in any sidebars

ارزیابی عملکرد حاوی بکارگیری ابزارها و تکنیک های تحلیلی در مورد صورت های مالی و سایر داده های مربوط جهت بدست آوردن اطلاعات مفید می باشد. تأکید ارزیابی عملکرد روی روابط و روندها می باشد. اطلاعاتی که بدست می آید در ارزیابی عملکرد گذشته و وضعیت مالی کنونی مفید است زیرا آنها نتیجه و ماحصل تصمیمات گذشته هستند. اطلاعات باید برای پیش بینی مفید باشند زیرا آنها می تواند بر تصمیماتی که استفاده کنندگان از صورت های مالی اتخاذ می کنند اثر مستقیمی داشته باشد.
معمولاً در ارزیابی عملکرد مقاصد زیر دنبال می شود: [4]
– چه میزانی از وظایفی که توسط هیات مدیره (مدیران ارشد) ارجاع شده، انجام گرفته است.
– علل انحراف از استانداردها (معیارهای عملکرد) شناسایی شود.
– برای اصلاح مواردی که خارج از کنترل می باشد چه اقداماتی پیشنهاد شود.
– تشویق و ایجاد انگیزه برای بهبود عملکرد.
– برای مقایسه عملکرد قسمتهای مختلف یک موسسه، مبنای مناسبی تعیین شود.
بنابراین برای ارزیابی عملکرد ابتدا باید اهداف مشخص شده و آنگاه ضمن تعریف هدفها و برنامه ها، استانداردهای عملکرد یک موسسه اندازه گیری شود.
الف) هدفها – هدف های عمومی موسسه غالباً بصورت اصول سیاست موسسه در موضوعات کلی از قبیل سودآوری، سود سهام، بازاریابی، قیمت گذاری، روابط کارکنان و استفاده موثر از مجموع سرمایه بکار رفته بیان می شود.
– در سطوح عملیاتی پائین هدفها محدودتر است. مثل تهیه بموقع گزارشات.
ب) برنامه ها – انتخاب یک راه از میان راههای مختلف برای دستیابی به اهداف را برنامه می گویند.
– برنامه ها دارای انواع مختلفند، مثلاً برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت، برنامه های واحد و برنامه های جاری، برنامه سود و …
– یک برنامه جامع ممکن است متکی به چند برنامه جزء باشد مثل برنامه، بودجه، مواد خام، کار مستقیم، سربار ساخت و …
– تجدید نظر در برنامه ها و برقرار نمودن سیستم موثری جهت گزارش انحراف از برنامه از جمله وظایف برنامه ریزان(حسابداران و مدیران) می باشد.
ج) استاندارد عملکرد – استانداردهای عملکرد شاخص هایی برای اندازه گیری کفایت فعالیت ها بوده و مبنایی برای مقایسه کارکرد واقعی با کارکرد برنامه ای فراهم می سازد.
مروری بر پیشینه تحقیق
تحقیقات خارجی
درباره مفهوم، ماهیت، اجزای تشکیلدهنده، روشها و شاخصهای سنجش و گزارشگری سرمایه فکری و اثرات آن بر برتری عملکرد شرکتها و سازمانها مقالات متعددی نگاشته شده است. [18]، [27]
زمینه اصلی سرمایه فکری که بعنوان چارچوبی برای تجزیه و تحلیل داراییهای ناملموس در یک سازمان مطرح شد، بوسیله راس[14] صورت گرفت و جزئیات بیشتر تئوریکی آن بوسیله چاتکل [11]، [39]مطرح شد که این رویکرد به طور موازی با مطالعات تجربی که توسط آمیت و شومیکر انجام گرفت، توسعه داده شد. بسیاری از شاخصهایی که مطرح شده است، بوسیله مطالعات تجربی که توسط ادوینسون و لیف که مدیر سرمایه فکری اسکاندیا می باشند، انجام شده است[35].
مراحل پیدایش سرمایه فکری از اواسط دهه 1980 شروع شد، وقتی که بعضی از شاغلین در صنعت خدماتی در سوئد، ارائه یک سند تجاری ضمیمه را به گزارشهای مالی شرکت پیشنهاد کردند[33].
اولین مطالعه تجربی نیز برای اندازهگیری سرمایه فکری در اواسط دهه 1980 توسط انجمن سوئدی انجام شد و بعد از آن تحقیقات بسیاری برای تعیین وضعیت سرمایه فکری شرکتها [14]در داخل کشورها[12]و بین کشورها انجام شد. در این تحقیقات با استفاده از تجزیه و تحلیل گزارشهای سالانه شرکتهای بازرگانی در شش کشور شامل آمریکا، کانادا، آلمان، انگلستان، ژاپن و کره جنوبی یک مقایسه بین المللی از سرمایه فکری کشورها به عمل آوردند.
تحقیقات مستند جویا نشان داد که تلاش در جهت قرار دادن سرمایه فکری در درون ترازنامه شرکت، یک مفهوم منطقی می باشد و تحقیقاتی که بوسیله جویا انجام شد نشان داد که این موضوع کاملاً علمی می باشد[8]. جویا نتایج تحقیقاتش را مبتنی بر تعدادی از کارشناسان خبره قرار داد نتایج گزارشات او از تحقیق این است که بعد از تعیین ارزش سرمایه فکری، در طبقه سرمایه، در ترازنامه شرکت منعکس شود[14]، [32] ، [30] و [19]. بسیاری از مطالعات سرمایه فکری، تئوریکی [25] و یا توضیحی (کاوشی) [14] ، [8] و [2] می باشند.
بسیاری از تحقیقات غربیها درباره سرمایه فکری، در گزارشهای سالانه منتشر میشود (مرکز تحقیقات اتریش و مرکز تحقیقات آلمان). هر چند که مطالعات تجربی آسیاییها بیشتر از غربیها میباشد، اما آنها بیشتر مطالعات مقایسهای و تطبیقی را انجام دادهاند[41].
بعضی از محققان توجه خود را بر گزارشگری مبتنی بر دانش قرار دادند[27]. همچنین گروهی دیگر به سنجش داراییهای غیر ملموس به ویژه در بخشهای عمومی توجه ویژه داشتهاند. چن از نظریهبازیها برای ارزشیابی سرمایه فکری بهره گرفته و کیتسا به بررسی رابطه میان داراییهای غیر ملموس و سرمایه فکری میپردازد. هانت و سیوبی تلاش خود را بر سنجش دانش و داراییهای مبتنی بر دانش قرار دادهاند. اندرو اثرات تکنولوژی اطلاعات و تفاوتهای فرهنگی بر رفتار سازمانی در صنایع خدمات مالی را مورد بررسی قرار داده است[12]. زو مفهوم شبکه سرمایه فکری را به عنوان حلقه نظاممند رابط، میان سرمایه فکری و حافظه سازمانی پرداخته است[13]. ریاحی در مطالعات خود به بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد شرکتهای بازرگانی چند ملیتی بازرگانی پرداخته است. بنتیس و همکارانش کوشیدند تا مفهوم نرخ بازده سرمایه فکری را تشریح نمایند. تعداد دیگری از محققان کوشیدند تا تشریح اتحاد استراتژیک به عنوان روشی ارزشمند جهت مدیریت سرمایه فکری بپردازند[23].
اسمیت دیدگاهی استراتژیک را درباره مدیریت داراییهای فکری پیشنهاد مینماید. [31]عنوان کردند که مدیریت میتواند با اندازهگیری داراییهای ناملموس و مدیریت اثربخش این داراییها، موجب بهبود عملکرد و توسعه سازمان و دستیابی سازمان به اهداف استراتژیک میشود[40].
جانسون نیز در مجموعهای از مقالات خود چنین بیان میدارد که سرمایه فکری از طریق مدیریت فرآیند سرمایههای انسانی، قابلیت برتری بخشی سازمانها را فراهم مینمایند.ادنل تعامل انسانی را مهمترین منبع ارزش غیرملموس برمیشمارد.

Author: مدیر سایت