مقاله رایگان درباره برنامه ریزی جهت اجرای دوره های آموزشی و نیروهای پیش برنده

مقاله رایگان درباره برنامه ریزی جهت اجرای دوره های آموزشی و نیروهای پیش برنده


Widget not in any sidebars

هر وزارتخانه ، موسسه دولتی یا خصوصی بایستی نیروی مورد نیاز دستگاه و سازمان خود را تربیت و آموزش دهد. غالبا تحصیلات افرادی که متقاضی استخدام می باشند کاملا با نیازهای سازمان های استخدام کننده هماهنگی ندارد و هر سازمانی بایستی نیروی کار خود را آماده نماید. سازمان های دولتی در کشور ما جزو عمده موسسات استخدام می باشند و بایستی پیشرو آموزشهای ضمن خدمت باشند(ابطحی ،1368).
2-4- فلسفه آموزشی: سنتی، مدرن، پست مدرن
ما در این بخش به فلسفه شکل گیری دورانهای آموزشی در سه عصر سنتی (کشاورزی) ، مدرن( صنعتی) ، و پست مدرن(فرا صنعتی) می پردازیم.
دوران سنتی(عصر کشاورزی)
دوران اول آموزش ازابتدای تمدن آغازمی شود وتا اوائل انقلاب صنعتی ادامه پیدا کرد. با توجه به خصوصیات محدودیت علوم و غلوم مورد نیاز برای زندگی روزمره ، ساده بودن ابزارها و نیزمسئله تمرکز فعالیت های تولیدی در کارگاهها و خانه ها و تولید برای مصرف شخصی ، در این دوران آموزش عمدتا بر عهده خانواده و استاد کار در کارگاهها بود با توجه به خصوصیت نیاز به مهارت در انجام امور، توجه به آموزشهای فنی و حرفه ای و آموزشهای کاملا کاربردی یک اصل بود. بخش عمده ای از این آموزش در محل کار و بخش دیگری نیز که جنبه عمومی داشت توسط خانواده انجام می شد. مهارتهایی که برای انجام کارها مورد نیاز بود ، از نظر تنوع بسیار محدود بود. مهارتها معمولا در هنگام انجام کار و توسط استاد کار به کارآموز آموخته می شد.
دوران مدرن (عصر صنعتی)
شروع دوران دوم آموزشی را می توان از قرن نوزدهم و همراه با آغاز انقلاب صنعتی دانست. آلوین تافلر در کتاب موج سوم خود ، به این نکته اشاره می کند که با انتقال کار از مزارع و منازل به کارخانه ها باعث شد که آموزش همگانی گردد و وظیفه آموزش از خانواده و محل کار به کار خانه های آموزش سپرده شد و هر فراگیر باید مباحث متعدد و مختلفی را به صورت موازی بگذراند. آموزشی که در دوران اول در واحد های کوچک و مستقل اعم از خانه و محل کار انجام می شد ، در دوران دوم ( مدرن) به صورت متراکم و متمرکز درآمد . با توجه به اینکه مهارتهای متعددی در صنایع مختلف مورد نیاز بود ، آموزش مهارت از آموزش عمومی جدا گردید. در دوران دوم آموزش مهارت بر عهده خود صنایع گذاشته شد و در این دوران بیشتر بر محفوظات به جای تعقل توجه می شود.
دوران پست مدرن( فرا صنعتی)
در این دوران فراگیر آینده از تواناییهای ارتباطی بیشتری بهره می برد. بسیاری از فعالیتهای آموزشی دوران سوم (پست مدرن) به صورت مجازی انجام می شود. یعنی حضور فراگیر در یک نقطه فیزیکی ضروری نیست بلکه آموزش با استفاده از امکانات ارتباطی به شکل کلاسهای مجازی و به صورت فعالیتهای آموزشی انجام می شود. در دوران سوم بخش عمده ای از آموزش در مرحله اشتغال و در کنار فعالیتهای کاری شخص انجام می شود و آموزش در این دوران به صورت مستمر و دائمی و موازات با کار صورت می گیرد. لذا آموزش ضمن خدمت در آینده معنا نخواهد داشت زیرا تقریبا تمام آموزشها از نوع ضمن خدمت تلقی خواهد شد. سیستمهای آموزشی دوران سوم می توانند دانش و مهارتهای خاص مورد نیاز هر شخص را با شیوه ها و روش مطابق با خصوصیات فردی و تواناییهای وی به او ارائه کنند. در حقیقت ویژگی آموزش در دوران سوم به صورت توزیع شده یعنی به صورت تراکم زدایی و انبوه زدایی صورت می گیرد (مجیدی ، 1381).
2-5- برنامه ریزی جهت اجرای دوره های آموزشی
برنامه ریزی در عصر حاضردر کلیه موارد یکی ازضرورتهای اجتناب ناپذیر برای بقای سازمان ها و حتی جوامع بشری است. برنامه ریزی یکی از ابزارهای بسیار موثر و کارآمد و شاید تنها وسیله برای دستیابی به هر هدفی قلمداد می نمایند. برنامه ریزی مهم ترین واولین وظیفه مدیران و سرپرستان است ومدیران و سرپرستانی که از این امر مهم غفلت می ورزند در واقع آسیب پذیری خویش را نسبت به تغییرات محیطی افزایش داده و قدرت پاسخگویی به انتظارات جامعه روسا و مرئوسین خویش را از هم خواهند داد. و به ویژه در دوران حاضر که تحولات سریع در ابعاد مختلف علم و تکنولوژی اطراف ما را احاطه نموده است بدون برنامه ریزی به ویژه در زمینه های اموزش و بهسازی منابع انسانی هیچ سازمانی قادر به ادامه حیات و انجام کار ثمربخش نخواهد بود وبه همین لحاظ است که برخی از صاحبنظران مد یریت برنامه ریزی را اساس بقای سازمان قلمداد می نمایند.
برنامه ریزیهای آموزشی هم به عنوان زیربنای ایجاد تحولات علمی و تکنولوژی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. البته برنامهای آموزشی از زندگی فردی و شخصی انسان شروع و به زندگی اجتماعی کاری او تسری پیدا می کند.در برنامه ریزیهای آموزشی باید به جمیع جهات و کلیه ابعاد مذکور توجه شود. علت این توجه هم این است که در فرهنگ ما انسان موفق، انسانی نیست که فقط در سازمان و محل کار خویش موفق باشد. بلکه انسان موفق انسانی است که هم در زندگی فردی و شخصی، هم در زندگی اجتماعی و هم در زندگی کاری در ابعاد مادی و معنوی موفق باشد. مدیران، مسوولان و برنامه ریزان آموزشی هم باید با توجه به اهداف فوق برنامه ریزیهای آموزش و بهسازی منابع انسانی را طراحی و اجرا نمایند، و با در نظر گرفتن اصول، مفاهیم و ریزه کاریهای برنامه ریزی آموزش بزرگسالان، میزان نیل به اهداف آموزش را افزایش دهند.
به نظر می رسد که علت عدم موفقیت بسیاری از برنامه های آموزش و بهسازی منابع انسانی را می توان در عملیات آموزشی بدون برنامه ریزی و بدون تفکر و
تعمق کافی جستجونمود. در صورتی که برنامه ریزیهای صحیح آموزشی نه تنها آسیب پذیری مدیران، مسوولان، کارشناسان و برنامه ریزان آموزشی را تقلیل خواهد داد، بلکه نیل به اهداف کارکنان و سازمان را هم تضمین خواهد نمود و کار را برای مدیران ساده تر خواهد کرد. البته مشکلاتی هم در راه برنامه ریزیهای آموزشی وجود دارد که عبارتند از انگیزه های شرکت کنندگان، میزان دانش و آگاهی و یا درجه مهارت و نوع رفتارآنان، کمبود میزان دانش و آگاهیهای اساتید و مربیان آموزشی و نظایر اینها که برخی از آنها ممکن است با توجه به شکل 2-1 و جزئیات آن که فرایند آموزشی را مشخص می نماید قابل پیش بینی و تا حدودی قابل پیشگیری باشد.

شکل2-1 فرایند آموزش کارکنان(شیبانی، 1374)
برنامه ریزی آموزشی در حقیقت عبارت است از تعیین اهداف آموزشی و پیش بینی عملیات و فعالیتهای آموزشی برای رسیدن به اهداف آموزشی از قبل تعیین شده با توجه به امکانات و محدودیتهای آموزشی و همچنین نظام ارزشی جامعه.
بنابراین برنامه ریزی آموزش و بهسازی منابع انسانی شامل سه مرحله، تعیین اهداف آموزشی ، ارزیابی امکانات، محدودیتها و نظام ارزشی جامعه و همچنین طراحی و تنظیم برنامه های عملیاتی و اجرایی دوره های آموزشی می گردد.
تعیین هدف و یا اهداف دوره های آموزشی که تعیین محتوای برنامه های آموزشی را نیز به دنبال دارد، پس از تشخیص و تعیین مشکلات سازمانی و نیازهای آموزشی کارکنان انجام می پذیرد. در این مرحله از برنامه ریزی آموزشی باید با توجه به نیازهای آموزشی که مسلما از مسائل و مشکلات سازمانی و کارکنان سرچشمه گرفته، اهداف برنامه ها و دوره های آموزشی بطریقی تهیه، تنظیم و تدوین گردند که مشکل گشای سازمان و کارکنان بوده باشند. در تهیه و تنظیم و تدوین اهداف دوره های آموزشی باید کاملا مشخص گردد چه نوع دانش، مهارت و یا رفتار خاصی برای موفقیت کارکنان و سازمان لازم است، همچنین در این مرحله لازم است معیارهایی برای سنجش میزان یادگیری شرکت کنندگان و نوع رفتار آنان پس از اتمام دوره آموزشی در نظر گرفته و برای کارآموزان نیز این معیارها و ضوابط سنجش روشن شود.
در ارزیابی امکانات، محدودیتها و همچنین نظام ارزشی جامعه باید ضمن ارزیابی و شناخت کلیه پیشدادهای برنامه ریزی آموزشی،یعنی امکانات،محدودیتها و نظام ارزشی، کمال استفاده را از امکانات و نیروهای پیش برنده به عمل آورد. در ضمن در این مرحله باید پیش بینی های لازم را در برطرف نمودن و یا تقلیل نیروهای بازدارنده داخل و خارج سازمان به عمل آورد.
یک نکته مهم و قابل توجه در این مرحله این است که در برنامه ریزیهای آموزشی و به طور کلی در تمام برنامه ریزیها، نقش ارزشهای حاکم بر جامعه نباید فراموش گردد. برنامه ریزیهای آموزشی باید با توجه همه جانبه به فرهنگ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و عقیدتی و خلاصه در بستر ارزشهای همه جانبه جامعه شکل گیرد. توجه به این ارزشها در توفیق دوره های آموزشی عامل بسیار مهمی بشمار می رود.
عوامل دیگری از قبیل عوامل سیاسی، سیاستهای اقتصادی، سیاستهای آموزشی، قوانین و مقررات نظارت و کنترل دولت در برنامه های آموزشی، پیشرفتها در زمینه های علمی و تکنولوژی و غیره هم که می تواند اثرات مهمی در نحوه برنامه ریزی و اجرای دوره های آموزشی داشته باشد از مسائلی است که باید در این مرحله مورد نظرمدیران، مسئولان کارشناسان و برنامه ریزان آموزش بهسازی منابع انسانی بوده باشد.

مدیر سایت