مقاله رایگان درباره فارسی میانه و گروه متممی

۳d render biological cell virus. Micro bacteria under a microscope. Virus in the microenvironment. Biological disease. Defeat cell with virus. Microbiological study

انوری و گیوی، قسم دیگری را برای قید به اعتبار لفظ و ساختمان در نظر میگیرد و آن هم گروه یا غبارت قیدی است. به نظر ایشان «گروه قیدی اغلب گروه متممی است که در جمله قید واقع میشود. به عبارت دیگر، حرف اضافه و متمیی که بعد از آن میآید و وابستهها (صفت، مضافالیه، بدل) و معطوف آن، مجموعاً در جمله جانشین قید میشوند؛ مانند در اواسط این دوره (انوری و گیوی، 1387: 229).
این دو دستورنویس، برخلاف خیامپور قید مرکب را قیدی میدانند که از دو تکواژ یا واژه ساخته شده باشد؛ مانند: بلند بلند، امشب (این + شب).
1ـ 7. اقسام قید به اعتبار معنی
Widget not in any sidebars

فرشیدورد به اعتبار معنی اقسام مختلفی برای قید در نظر میگیرد که عبارتند از:
مکان (نزدیک)؛ جهت (جنوباً)؛ زمان (امروز)؛ اختصار (باری)؛ چگونگی و حالت (شتابان)؛ مقدار (کاملاً)؛ شماره (مکرراً)؛ ترتیب (سرانجام)؛ تأکید و ایجاب (آری)؛ نفی (هرگز)؛ شک (مثل اینکه)؛ علت (چرا)؛ وسیله (تلفنی)؛ تقریب (در حدود)؛ مقصود (تفنناً)؛ انحصار (فقط)؛ ارزش (دو تومان) (فرشیدورد، 1388: 460-462).
نکاتی پیرامون قید
1) بعضی از قیدها علاوه بر مقیدکردن افعال تام، فاعل یا مفعول را نیز وصف میکنند؛ مانند «فرهاد خندان آمد» که «خندان» هم فعل «آمد» را مقید کرده است و هم «فرهاد» را وصف کرده است (فرشیدورد، 1388: 459).
2) حدود مقولۀ قید به خوبی روشن نیست؛ چون از یک سو با مقولۀ صفت و از سوی دیگر و به شیوهای دیگر با مقوله اسم تداخل دارد: الف) تعداد بسیاری از صفات را میتوان به عنوان قید حالت به کار برد که این گروه «صفت – قید» به شمار میروند. ب) بیشتر قیدهای زمان و مکان واجد بخشی از خصوصیات اسم هستند و میتوان آنها را «قید ـ اسم» نامید؛ مانند آن بالاها (لازار، 1384: 113).
3) به قیاس کلمههای تنویندار عربی، برخی از کلمهها را منوّن ساخته و به صورت قید به کار میبرند که ادبا استعمال این کلمهها را جایز نمیدانند؛ مانند زباناً، جاناً، تلفناً، مثلاً؛ چرا که میتوان بسیاری از قیدهای تنویندار را به صورت غیر منوّن آورد. مثلاً: به مثل نسبتاً: به نسبت (انوری و گیوی، 1387: 221).

فصل سوم
کلیات ویرایش
1. ویرایش
1-1. ویرایش در لغت
«ویرایش» واژهای فارسی از مصدر «ویراستن» است که در اصل؛ یعنی در زبان پهلوی (فارسی میانه) به معنی تراشیدن (مو و جز آن)، کم کردن و اصلاح کردن است. امروزه، این واژه معادل editing انگلیسی به کار میرود و اغلب به جای مصدر اصلی ویراستن، از اسم مصدر ویرایش استفاده میشود.
به گفتۀ سید ابوالقاسم حسینی در کتاب بر بال قلم ویرایش یا ویراستن «واژهای» است بر جای مانده از فارسی میانه که خود ترکیبی است از دو بخش: پیشوند وی + بن راست. پیشوند وی برای آفرینش این معانی به کار میرود: جدا از هم بودن، کاری را دوباره انجام دادن. بن راست هم؛ یعنی نظم بخشیدن به چیزی یا کاری و آن را راست ساختن. با عنایت به معنی دوم پیشوند «وی» ویراستن؛ یعنی «چیزی را دوباره نظم بخشیدن» یا «بازآرایی» (حسینی، 1379: 32). ذوالفقاری نیز بر این عقیده است و میگوید: «ویرایش» از مصدر «ویراستن» است که پیشوند «vi» به معنای دور از هم و جدا و «razis» به معنای نظم و ترتیب و دربرگیرندۀ معانی دو مصدر «پیراستن» و «آراستن» است (ذوالفقاری، 1390: 13)؛ اما نیکوبخت در مبانی درستنویسی، واژۀ ویرایش را اسم مصدری از ریشۀ ویراستن میداند که ترکیبی از (بن مضارع ویرای + ـِ ش) است (نیکوبخت، 1389: 13).
2-1. ویرایش در اصطلاح
ویرایش در اصطلاح به معنی سامان دادن و اصلاح کردن متن از غلطها و کاستیهای نظمی، معنایی، محتوایی و … است.
نیکوبخت ویرایش را مجموعه فعالیتهای علمی و هنری میداند که در نتیجۀ آن، متن کتاب یا مقاله یا گزارش و به طور کلی هر پیام و خبری برای مخاطب ساده، روان، قابل درک و پذیرفتنیتر میشود (نیکوبخت، 1389 :13).
به عبارتی، ویرایش به تصحیح خطاها و حذف و تلخیص مطالب زاید و رفع نواقص و همچنین تسهیل در فهم و محتوای آن میپردازد.
3-1. تعریف ویرایش
ویرایش یا ویراستاری عبارت است از «پیراستن نوشته از نارساییها و خطاهای علمی یا زبانی و تنظیم مباحث آن بر حسب مبانی منطقی و اصلاح خطاهای واژگانی و دستوری بر اساس معیارهای زبان در تشخیص درست از نادرست، به طوری که نوشته پس از ویرایش هیچگونه خطای علمی یا زبانی و هیچگونه بینظمی و آشفتگی و نارسایی نداشته باشد و هیچ نکتهای که خلاف معیارهای پذیرفته شدۀ آن زبان است در آن مشاهده نشود» (ارژنگ، 1390: 14و13).