مقاله رایگان درباره کتابهای درسی و تتابع اضافات

Concept drawing on blackboard

به این ترتیب، یکی از مهمترین دانشهایی که ویرایش برای تأمین قواعد و احکامش از آن استفاده میکند، دستور زبان است که با شیوۀ اعتدال، درستی واژهها و عبارات و جملهها را بررسی میکند.
Widget not in any sidebars

2. اصلاح انحراف از زبان معیار و یکدستکردن زبان نوشته
زبان معیار یکی از گونههای رایج زبان در جامعه است که بیشتر افراد جامعه آن را به منزلۀ الگو میپذیرند. رستگار فسایی زبان معیار را زبانی میداند که «در ورای لهجههای محلی و اجتماعی رایج در یک کشور قرار دارد و وسیلۀ ارتباط اجتماعی و علمی و ادبی کسانی است که ممکن است در شرایط دیگر، به لهجههای محلی یا اجتماعی خاص خود تکلم کنند» (رستگار فسایی، 1380: 45). ناصر قلی سارلی به نقل از فرشیدورد، زبان معیار را زبان فرهنگی و ادبی مشترکی میداند که درس خواندگان، روحانیان، سیاستمداران، دانشمندان، روزنامهنویسان و نویسندگان کتابهای درسی و علمی و فنی و تخصصی آن را به کار میبرند و با آن مینویسند و ادای مقصود میکنند (سارلی، 1387: 39).
با وجود این، گاهی دیده میشود که عدهای به دلایل مختلفی از زبان معیار عدول میکنند که این عدول از هنجار تا جایی که سبک نویسنده محسوب میشود، اشکالی ندارد؛ اما اگر برخلاف قواعد و اصول زبان فارسی باشد و به پیروی از الگوهای بیگانه نوشته شده باشد، ویراستار موظف است آن را اصلاح کند.
با توجه به اینکه یکی از مهمترین عوامل انحراف از معیار، خروج از قواعد دستوری است؛ لذا رعایت اصول زبان فارسی بسیار اهمیت دارد. این اصول در ویرایش زبانی مطرح میشود که برای رعایت آن لازم است عوامل خروج از معیار را شناخت.
در کل، مهمترین عوامل انحراف از زبان معیار فارسی عبارتند از:
1. خروج از قواعد و اصول زبان فارسی (خطاهای دستوری)؛
2. کاربرد انواع حشو در جمله؛
3. اصرار در سرهنویسی، عربی مآبی و عامیانهگویی؛
4. پیروی از الگوهای بیگانه در ساخت زبان فارسی؛
5. استفاده از واژههای مهجور و متروک؛
6. وجود تکرار، تتابع اضافات، تتابع افعال؛
7. تداخل گونههای زبانی و کاربرد گونههای صنفی و سبکهای اجتماعی؛
8. شکستهنویسی در موارد غیر ضروری؛
9. کاربرد بیهودۀ آرایههای ادبی، تعابیر نامناسب و … .
3. رفع خطاهای بلاغی، شامل حشو، درازنویسی، تکرار، تتابع اضافات، ابهام و تعابیر نادرست
یکی از انواع خطاهای زبانی، خطاهای بلاغی است که نوشته را مبهم و پیچیده میکند و رفع آن در ویرایش زبانی جایگاه ویژهای دارد. به عبارتی، رفع هر کدام از خطاهای مذکور بر عهده ویراستار زبانی است و دست ویراستار برای اصلاح غلطهای مذکور باز است. همانا در فارسی فصیح بهتر است به جای عبارتهای بلند، عبارتهای کوتاه را برگزید، از تکرار اسم یا ضمیر پرهیز کرد، به آوردن سادهترین، شیواترین و مناسبترین کلمه اکتفا کرد و جملات و عبارات تکراری را به کار نبرد. به عبارت بهتر، میتوان گفت که گاهی آوردن جملههای معترضه، استفاده از تتابع افعال، به کار بردن حشو و … جمله را نامفهوم و موضوع را دور از دسترس میکند. از این رو، بهتر است به منظور فصاحت و شیوایی کلام سادهنویسی را ملاک اصلی نوشته قرار داد و با ایجاز و کوتاهی به این ملاک دست یافت. افزون بر این، میتوان با برطرف کردن ابهام و ساخت جملههای روشن، مفهوم روشن و صریحی را به ذهن شنونده رساند.
4. رفع خطاهای منطقی و معنایی، شامل تناقضها، استدلالهای نادرست و …
در برخی نوشتهها جملاتی وجود دارد که از نظر منطقی اشکال دارد و دلالت آنها خلاف مراد نویسنده است. این جملهها نارساییهایی دارد که مقصود نویسنده را نمیرساند و باید ویراستار در ویرایش زبانی آن را اصلاح کند. ارژنگ معتقد است: «گاهی به علت سهلانگاری و بیدقّتی و شتاب، یا به کاربردن کلمهای نامناسب یا جاانداختن یک کلمه از زنجیرۀ گفتار، یا آوردن یک فعل برای چند کلمهای که همپایه شدهاند، ولی هر کدام نیاز به فعل خاصّی دارند، جملههای ما از لحاظ منطقی اشکالها و نارساییهایی پیدا میکند» (ارژنگ، 1390: 151).
5. سادهسازی و روانسازی متن از نظر جملهبندی
سادگی و روانی یکی از مهمترین اصول نوشتار است که باید به آن توجه داشت. این سادگی و روانی به معنی شیوا بودن عبارتها و روشنی معانی است؛ به گونهای که مفهوم و منظور نویسنده بیدرنگ در ذهن خواننده نقش بندد. رضا بابایی در بهتر بنویسیم، به نقل از برومند سادهنویسی را دوری جستن از استعارات دور از ذهن و صنایع تکلفآمیز و همچنین احتراز از آرایشهای لفظی و عبارتنگاری تعریف میکند که فهم مطلب را بر خواننده مشکل میسازد و موجب گم شدن معنی در لابهلای کلمات و عبارات میشود (بابایی، 1390: 184و 185).
6. گزینش واژگان فارسی و برابرهای مناسب