منابع تحقیق درباره سرمایهگذاری مستقیم خارجی و صندوق بین المللی پول

Copy space. New arrows painted on asphalt.

به عبارت دیگر، سرمایهگذاری مستقیم خارجی نوعی سرمایهگذاری بین المللی است که در آن شخصیت حقیقی یا حقوقی مستقر در یک کشور، سهم و منافع پایدار مرتبط با یک بنگاه در یک کشور را به خود اخثصاص میدهد. سهم و منافع پایدار عبارت است از برقراری یک ارتباط بلندمدت میان سرمایهگذار مستقیم و بنگاه. معیار قابل استفاده برای تشخیص سرمایهگذاری خارجی به این صورت است که یک شخصیت حقیقی یا حقوقی مستقر یا مقیم در یک کشور، ده درصد یا بیشتر از سهام عادی یا حق رای مربوط به یک بنگاه ثبت شده یا معادل آن را از یک بنگاه ثبت نشده را در اختیار داشته باشد (بهرنگی نیا, شفافی شهری، 1386: 85).
در حقیقت سرمایهگذاری مستقیم خارجی یکی از مهمترین شیوههای تامین مالی خارجی به روش غیراستقراضی است که بر خلاف روش قرضی تامین مالی خارجی که در تراز پرداختهای کشور میزبان به عنوان منابع سرمایهگذاری تلقی میگردد. بدین جهت است که امروزه بسیاری از کشورهای درحال توسعه، سرمایهگذاری خارجی را به عنوان یکی از منابع مهم در توسعهی اقتصادیشان درنظر گرفته و بسیاری از طرحهای اقتصادی خود را با بهرهگیری از این روش تامین مالی خارجی به مرحله اجرا در میآورند. [do_widget id=kl-erq-2]
این نوع سرمایهگذاری حکایت از رابطهی دائم میان سرمایهگذار و سرمایهپذیر، به ویژه فرصتی برای نفوذ واقعی بر اقدامات کشور میزبان توسط سرمایهگذار دارد (Wafo, 1998: 3) و نقش آن به عنوان یک عامل مهم در پیشبرد رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه، کاملا به اثبات رسیده است. سرمایهگذاری مستقیم خارجی به کشور میزبان این توانایی را میبخشد که به سطح سرمایهگذاری فراتر از پساندازهای داخلی دست یابد. در حقیقت FDIبا ثباتترین نوع سرمایهگذاری خارجی است که از طریق افزایش فرصتهای شغلی، ارتقاء کیفیت تولید و افزایش قدرت رقابتی و توان صادراتی کشور میزبان و همچنین امکان انتقال و توسعه فنآوری و مهارتهای مدیریتی، منجر به تسهیل فرآیند رشد اقتصادی میشود (کازرونی و سجودی،1387: 273-271).
صندوق بین المللی پول سرمایهگذاری مستقیم خارجی را چنین تعریف کرده است: ((سرمایه گذاری مستقیم با هدف کسب منافع طولانی مدت توسط یک شخصیت حقیقی یا حقوقی مستقر در یک اقتصاد معین صورت میگیرد)). کنفرانس تجارت و توسعه ی سازمان ملل ((FDI را سرمایه ای دانسته که متضمن مناسبات بلند مدت میان سرمایهگذار و سرمایهپذیر بوده و کنترل و منافع مستمر اشخاص حقیقی و یا حقوقی مقیم یک کشور در شرکتی خارج از موطن سرمایهگذار را به همراه دارد)) (Unctad, 1996: 195).
سازمان همکاری و توسعه افتصادی (OECD) سرمایهگذاری مستقیم خارجی را چنین تعریف میکند: «سرمایهگذاری که با هدف ایجاد روابط اقتصادی مستمر و اعمال نفوذ موثر و مدیریت در موارد زیر صورت میگیرد؛ 1- ایجاد یک شرکت با مالکیت کامل، تاسیس موسسه فرعی، تاسیس شعبه و تملک دارایی کامل یک شرکت موجود، 2- مشارکت در یک شرکت جدید یا موجود».
سازمان تجارت جهانی نیز این نوع سرمایهگذاری را چنین تعریف میکند: «سرمایهگذاری مستقیم خارجی زمانی صورت میگیرد که سرمایهگذار یک کشور مبدا (کشور مادر) یک دارایی را در کشور دیگر (میزبان) با هدف مدیریت آن به دست میآورد» (Bradlow & Escher, 2000, 3).
2-1-1-2-1. ویژگیهای سرمایهگذاری مستقیم خارجی
با توجه به تعاریف بالا، چند ویژگی را میتوان برای این نوع از سرمایهگذاری و تمایز آن با سایر اشکال سرمایهگذاری خارجی برشمرد:
– معیار اساسی در تشخیص سرمایهگذاری مستقیم خارجی، میزان و درجه کنترل بر سرمایهگذاری، میزان مشارکت، سود و زیانهایی است که متوجه سرمایهگذار میشود.
– وجود رابطه و منافع طولانی مدت میان سرمایهگذار و سرمایهپذیر به همراه سطح قابل ملاحظه از نفوذ و حق رای موثرسرمایهگذار بر امور مدیریتی اقدامات مشترک را خواهد داشت (ذوالقدر، 1388، به نقل از: Sarkar, 1976:7).
FDI از نظر نوع و مدت تعهدات از دیگر انواع سرمایهگذاری متفاوت است. هدف این نوع سرمایهگذاری ایجاد روابط اقتصادی پایدار است. ماهیت بلند مدت FDI موجب تشویق سرمایهگذاران برای داشتن نقشی فعال در فرایند تصمیمگیری شده و ضرورت تغییرات بنیادین را در ساختار و استراتژی شرکتهای میزبان موجب گردیده است .(Benacek et al., 2000: 163).
2-1-1-2-2. سرمایهگذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی :
انتقال تکنولوژی جدید توسط شرکتهای چند ملیتی به کشور میزبان باعث اتخاذ روشهایی در فرایند تولید میشود که نیازمند نیروی کار ماهرتر می باشد. در واقع تغییر در روشهای تولید باعث افزایش تقاضا برای نیروی کار ماهر و متعاقب آن، کاهش تقاضا برای نیروی کار ساده یا غیر ماهر میشود، با توجه به اینکه عرضه نیروی کار ماهر در کوتاه مدت کمکشش و یا حتی بیکشش میباشد، افزایش تقاضا برای آن باعث افزایش سطح دستمزد نسبی نیروی کار ماهر به غیر ماهر میشود که نتیجه ان افزایش بازدهی انتظاری تحصیل و مهارت آموزی میشود، بنابراین کارگران را به سرمایهگذاری بیشتر در امر آموزش و تحصیل ترغیب مینماید(کازرونی و سجودی، 1387: 272).
از دیگر مزیتهای این منبع بر دیگر منابع سرمایهگذاری خارجی این است که در سرمایهگذاری مستقیم خارجی، سرمایهگذاران به دنبال بهرهوری بلندمدت در فعالیتهای تولیدی هستند. درحالی که گرفتن تسهیلات از بانکهای خارجی و سرمایهگذاری سهام به فعالیتهایی میانجامد که عموماً توسط بانکها و سرمایهگذاران سهام کنترل نمیگردد و عمدتاً جهت دستیابی به اهداف سودآور کوتاه مدت مورد استفاده قرار میگیرند (Sarafraz, 2002: 3).
FDI میتواند مزا
یای دیگری نیز برای کشور میزبان داشته باشد، از جمله تسهیل استخراج و انتقال مواد خام تولید شده در کشور میزبان از طریق بهبود شبکه انتقال و ارتباطی. سرمایهگذاری مستقیم خارجی همچنین میتواند برکیفیت تولید شرکتهای بومی نیز موثر باشد، این شرکتها از طریق یادگیری و تعامل با شرکتهای خارجی، کیفیت تولیدی خود را ارتقاء دهند. این نوع سرمایهگذاری همان طور که پیشتر ذکر گردید، حتی میتواند موجب افزایش کیفیت سرمایه انسانی و بهبود دانش تجربی و مهارتهای مدیریتی شرکتهای بومی گردد. از دیگر مزایای سرمایهگذاری مستقیم خارجی این است که مانند دیگر روشهای سرمایهگذاری نبوده و در صورت عدم موفقیت پروژه، تعهدی متوجه کشور میزبان نخواهد بود (Bengoas & Sanchez – Robles, 2003: 531).
با توجه به مطالب فوق الذکر، مزایای سرمایهگذاری مستقیم خارجی را میتوان به طور خلاصه چنین عنوان کرد:
ورود ارز به کشور؛ این مزیت به ویژه برای اقتصادهایی که مشکل ارزی یا بدهی خارجی دارند، بسیار پراهمیت میشود و حداقل در کوتاه مدت موجب تخفیف بحران خواهد شد.
مکمل منابع داخلی و ابزاری جهت هموار نمودن سرمایهگذاری داخلی و گسترش و تقویت آن است.
دمیدن روح رقابت به کالبد اقتصاد ملی و افزایش بهره وری صنایع.
انتقال مدیریت کارا و تکنولوژی تولیدی و دانش فنی و بالابردن سطوح مهارتها.
بکارگیری و استفاده کارآمد از منابع طبیعی و نیروی کار ارزان کشور.
توسعه، گسترش و شناسایی بازارهای صادراتی جهانی و ارتقای توان بازاریابی.