منابع مقاله درمورد استفاده مرضی ویژه از اینترنت و فقدان حمایت اجتماعی


Widget not in any sidebars
1)بعضی از تقویتکنندههای رفتاری وجود دارند که به عنوان عامل شرطی عمل میکنند. اتاق، صندلی، دست زدن به صفحه کلیدی، موس، صدای شروع رایانه، بوق یا صدای زنگ آن از این قبیل هستند.
2) بدکاری شناختی نیز در این جا عمل میکند زیرا شناخت غیرسازشی در زمینه خود و دنیا شاخصهای اولیه این اختلال هستند. باورهایی مانند هیچکس در بیرون از اینترنت از من خوشش نمیآید، یا اینترنت تنها جایی است که واقعاً میشود مردم را شناخت، و هر کسی به نوعی به اینترنت آلوده است و مانند آن افکار شناختی مشکلزا در زمینه «دنیا» هستند.
3) بیان کیفی کاربری اینترنت بستگی به شبکه حمایتی اجتماعی فرد دارد. اگر تمام عوامل در فرد وجود داشته باشد و حمایت اجتماعی نشود، احتمال دارد به اعتیاد اینترنت عمومی روی بیاورد که با رفتارهای جلبتوجه اجتماعی، غیرشخصی و غفلت کاری مشخص میشود. اما اگر جهات اجتماعی داشته باشد اعتیاد به اینترنت ویژه در او ایجاد خواهد شد که فقط در بخش ویژهای از تکنولوژی است مانند بازی .
از دیدگاه رفتاری- شناختی نشانههای اختلال شامل افکار وسواسی درباره اینترنت، کنترل تکانه ضعیف، ناتوانی در متوقف کردن استفاده از اینترنت و مهمتر از همه این باور است که اینترنت تنها دوست فرد است. علاوه بر این در موقعی که تماس برقرار نیست و به فکر اینترنت بودن، بار آینده تماس گرفتن را پیشبینی کردن و صرف مخارج زیاد درباره اینترنت و کارهای مربوط به آن نیز نشانههای دیگر این اختلال هستند. مشکل عمده دیگر جدا کردن فرد از دوستان فرد به نفع دوستان اینترنتی است و درنهایت نوعی احساس گناه، درباره استفاده از اینترنت و دروغ گفتن به دوستان درباره وقت صرف شده و به صورت سری نگهداشتن آن، نشانههای دیگر این اختلال هستند. این افراد در حالی که میدانند کارشان از نظر اجتماعی مورد پسند نیست، نمیتوانند آن را متوقف کنند چرا که خود، به خودارزشی کمتر و درنتیجه نشانههای بیشتر میانجامد.
در زمینه سببشناسی اعتیاد به اینترنت از دیدگاه رویکرد شناختی- رفتاری، اعتقاد بر آن است که اختلال از مشکل شناختی فرد همراه با رفتارهایی که یا پاسخ غیرسازشی را حفظ میکند یا شدت آن را افزایش میدهد، ناشی میشود. به نظر دیویس (1999) اگرچه نشانههای مسلط، اختلال عاطفی و رفتاری است اما نشانههای شناختی در واقع تأثیر فراوانی دارند و میتوانند نشانههای رفتاری و عاطفی را ایجاد نمایند نه برعکس.
بنابراین برخلاف تحقیقات قبلی که بر روی اجزاء رفتاری (یانگ، 1998) و پیامدهای منفی در زندگی روزمره (دیویس، 1999) تأکید داشتند، این عوامل که مشابه آن در افسردگی نیز وجود دارد نوعی رفتار سبکشناختی تکراری، احساس خود- آگاهی، خودارزشی پایین، سبکشناختی، افسردهخویی، عزتنفس پایین و اضطراب اجتماعی است.
برای توضیح این نظریه از مفاهیم اولیه باید روشن شود. اولاً همانطور که آبرامسون و دیگران (1989؛ به نقل از حسنپور 1385) میگویند باید بین علل لازم، کافی و تسهیلکننده نشانگان فرق گذاشت:
علت لازم، یک عامل سببشناسی است که حتماً باید حضور داشته باشد تا نشانگان ظاهر شود. منتهی باید درنظر داشت که هر وقت علت لازم حضور داشته باشد الزاماً ممکن است نشانگان رخ ندهد، یعنی این علت لازم است، اما کافی نیست.
علت کافی عاملی است که در حضور آن رخداد نشانگان را تضمین میکند و بنابراین برای ظهور این نشانگان کافی است. علت تسهیلکننده عاملی است که احتمال رویداد نشانگان را افزایش میدهد اما نه علت لازم است نه کافی، از طرف دیگر در زنجیره سببشناسی یک علت ابتدایی نزدیک، شروع و ابتدای نشانگان آن است در حالی که یک علت پایانی از نشانگان فاصله زیادی دارد.
شناخت غیرسازشی یک علت اولیه، آسیبپذیری فرد به یک رویداد زندگی (مثلاً استرس) یک علت پایانی تسهیلکننده و آسیبپذیری روانی یک علت پایانی لازم برای مجموعه نشانگان اختلال درنظر گرفته میشود، اما این آسیبشناسی زیربنایی به خودی خود به نشانگان نمیانجامد.
شناخت غیرسازشی به دو گروه عمده تقسیم میشود:
افکار مربوط به خود با سبک شناختی تفکری فرد هدایت میشود و کسی که فکر زیادی درباره اینترنت میکند، اعتیاد شدیدتر و طولانیتری خواهد داشت. تحریفهای شناختی دیگر درباره خود شامل تردید به خود، خودشایستگی پایین و خودتأییدی ضعیف است و بدین جهت فرد سعی میکند با دسترسی به اینترنت پاسخهای مثبتتر و با تهدید کمتری از دیگران دریافت نماید.
افکار مربوط به دنیا در زمینه یک پاسخ همه یا هیچ در مورد اینترنت است که در آن فرد فکر میکند که تنها دوست او اینترنت است و بنابراین با آن بودن همه چیز به همراه خواهد داشت در حالی که بدون آن هیچ کس او را دوست نخواهد داشت.
به نظر دیویس شناخت غیرسازشی، به عنوان علت کافی ابتدایی نشانگان اختلال اینترنت درنظر گرفته میشود. از طرف دیگر آسیبشناسی روانی مثلاً افسردگی، اضطراب اجتماعی، وابستگی به مواد و مانند آن علت لازم پایانی اختلال هستند، بدین معنی که آسیبشناسی روانی باید وجود داشته باشد تا نشانگان رخ دهد و توجه داشته باشیم که این آسیبشناسی روانی به خودی خود منجر به اختلال نمیشود، اما برای آن لازم است.
بنابراین استفاده مرضی ویژه از اینترنت، استفاده بیش از اندازه از اینترنت است و نتیجه آسیبشناسی روانی قبلی فرد میباشد که در اثر عاملی تقویتی که از اینترنت دریافت میکند در فرد باقی میماند. اما استفاده مرضی عمومی از اینترنت (GPIU) کاملاً متفاوت است و عامل اصلی بافت اجتما
عی فرد است (شکل 2).
ابتدایی
پایانی
برگهای موقعیتی (تقویت)
اینترنت
شناختهای غیرسازشی
استفاده مرضی ویژه از
اینترنت
نشانههای رفتاری استفاده مرضی ویژه از اینترنت
آسیبشناسی روانی (مثال: افسردگی، اضطراب اجتماعی، وابستگی به مواد)
کنارهگیری اجتماعی و یا فقدان حمایت اجتماعی

Author: مدیر سایت