منابع مقاله درمورد ساعات استفاده از اینترنت و آموزش مهارت های اجتماعی


Widget not in any sidebars

رضایی قادی 1391 در پژوهش خود به عنوان «بررسی تأثیر اینترنت بر هویت» خاطر نشان می‌کرد که یافته‌های پژوهش وی نشان می‌دهد که میزان و نوع استفاده از اینترنت تغییراتی را در هویت کاربران کودک و نوجوان ایجاد کرده است. به طوری که باعث تضعیف هویت فرد می‌گردد.
شریفی (1393) در پژوهش خود به بررسی “رابطه بین رشد اجتماعی و ویژگیهای شخصیت” پرداخت و نتایج نشان میدهد که گرایش به روان رنجوری در میان دختران بیشتر از پسران است، میان عاملهای شخصیتی برونگرایی، وظیفه شناسی و انعطافپذیری با رشد اجتماعی رابطه مثبت قرار دارد، اما میان دلپذیر بودن و روان رنجوریگرایی با رشد اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد.
همتی (1386) در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر یادگیری مهارتهای اجتماعی بر روی عزتنفس و همنوایی دانشآموزان کرمانی به این نتیجه رسید که میزان همنوایی و میزان عزتنفس دانشآموزانی که آموزش مهارتهای اجتماعی را دریافت کردهاند به طور معناداری بالاتر از سطح همنوایی و عزتنفس دانشآموزانی است که این آموزش را دریافت نکردهاند.
پاشا شریفی (1392) و سجادی (1393) در تحقیقات خود علاوه بر یافتن رابطه مثبت بین رشد اجتماعی با برونگرایی و گشودگی، بین رشد اجتماعی با وجدانی بودن و گشودگی به تجربه نیز رابطه مثبت بهدست آمده است. ضمن اینکه بین رشد اجتماعی با توافق پذیری و روان رنجور خوبی رابطه معناداری مشاهده نشده است.
رحیمی، حقیقی، مهرابیزاده، هنرمند و بشلیده (1385) در پژوهشی تأثیر آموزش جرأتورزی بر افزایش مهارتهای اجتماعی را بررسی کردند. نشان دادند که آموزش جرأتورزی باعث افزایش مهارتهای اجتماعی میشود.
طبق تحقیقات به عمل آمده توسط سیاسی، مهارتهای ارتباطی افراد ناشی از احساسات و نگرشها و ویژگیهای شخصیتی آنان است (سیاسی، 1393). سپاه منصور (1386) در پژوهشی نشان داد که آموزش مهارتای ارتباطی در ارتقای انگیزه پیشرفت و سازگاری اجتماعی دانش آموزان تأثیر معنیداری دارد.
در تحقیقی، مستعملی (1381) تأثیر آموزش مهارتهای اجتماعی بر افزایش اعتماد به نفس را بررسی نمود. نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی باعث افزایش مهارتهای اجتماعی میشود.
خطیبزاده (1381) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی رابطه رشد اجتماعی و عزتنفس بین دانش آموزان شهر ایلام» نشان داد که بین رشد اجتماعی و عزتنفس دانش آموزان شهر ایلام رابطه مثبت وجود دارد. اکثر تحقیقات در این زمینه نشاندهنده تأثیر مثبت آموزش مهارتهای اجتماعی هستند (آقاجانی، 1381).
مستعملی (1381) اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر افزایش اعتماد به نفس دختران دبستان نرجس تهران را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که آموزش مهارتهای اجتماعی اعتماد به نفس دختران را افزایش داده است.
قریشی، عین الله زادگان و درتاج (1392) در پژوهش خود با ” عنوان رابطه صفات شخصیت با رشد اجتماعی” به این نتیجه رسیدند که بین روان رنجوری و رشد اجتماعی رابطه منفی و بین وجدانی بودن، توافق پذیری و گشودگی به تجربه رابطه مستقیم و معنادار و بین برونگرایی و رشد اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد.
بیگدلی (1392) در پژوهش خود با عنوان ” رابطه صفات شخصیتی با رشد اجتماعی” به این نتیجه رسید که بین صفت روان رنجوری و رشد اجتماعی رابطه منفی و بین برونگرایی با وجدان بودن ، توافق پذیری و گشودگی به تجربه رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
حسینی عسکرانی 1390 در پژوهش خود با عنوان «مطالعه تطبیقی رابطه تعامل اجتماعی – آموزشی در کلاس درس و تفکر خلاق (با تأکید بر دانش آموزان مقطع ابتدایی) به این نتیجه رسیده که رابطه میان تعامل اجتماعی – آموزشی در کلاس درس با ابتکار تفکر دانش‌آموزان مثبت و با بسط تفکر دانش آموزان منفی می‌باشد. یافته‌های حاصل از تحلیل مصاحبه‌های انجام شده نیز این نتایج را تأیید می‌کند.
تحقیقات خارجی
باربر (2015) در یک پروژه نظر سنجی از معلمان، کارمندان کتابخانه و همکاران در واحدهای کامپیوتری دریافت که به زعم 86 درصد از آن ها استفاده از اینترنت، کارایی درسی دانشآموزان و دانشجویان را بهتر نکرده است، زیرا اطلاعات اینترنتی آنقدر بیسامان و به موضوعات برنامه درسی نامربوط هستند که به آن ها کمکی در بهدست آوردن نمره بالا در آزمونهای استاندارد نمیکند (به نقل از معیدفر، 1393).
در تحقیقی که توسط لیونگستون (2015) در مورد راهبردهای مقابلهای با تنهایی و اینترنت انجام شده است با در نظرگیری سه طبقه کلی برای مقابله با تنهایی تحت عنوان مقابله اجتنابی، کنشی و ذهنی، مقابله اجتماعی و بیان هیجانی و مقابله فعال و سازنده به بررسی رابطه اینترنت و روشهای مقابلهای پرداختهاند. مهمترین یافته این بود که کسانیکه از راهکارهای اجتنابی، کنشی و ذهنی استفاده میکنند. بیشترین کاربران اینترنت هستند (62 در صد). این عده بیشتر برای کسب خبر از گروههای خبری و جستجو در اینترنت بهمنظور کسب اطلاعات و سرگرمی از اینترنت استفاده میکنند. کسانیکه از راهبردهای فعال استفاده میکنند، کمتر از وب سایتها استفاده میکنند. بنابراین تعداد این دسته افراد (35 درصد)، کمترین درصد کاربران اینترنت را بهخود اختصاص میدهد و افرادی که به وسیله مقابله هیجانی و اجتماعی با تنهایی مقابله میکنند، در صورت استفاده، بیشتر از دادن و گرفتن پیام استفاده میکنند (امیدوار و صارمی، 1393).
نتایج پروژه تحقیقاتی پیتسبورگ (2015) بر روی 500 استفاده کننده اینترنت نشان داده است که کسانی که به اتاقهای گفتگو و بازدید از سا
یتهای مختلف ایمیل و خرید از شبکه وابسته هستند، علائم بالینی شبیه معتادان به الکل از خود نشان دادهاند بسیاری از آنان اگرچه از بیخوابی رنج میبرند ولی توانایی دوری از کامپیوتر را ندارند. همیشه خستهاند و روابط آنها با اطرافیان و جامعه به حداقل رسیده و عصبی هستند (به نقل از رمضانی، 1393).
پروژه تحقیقی دیگری در دانشگاه ملون انجام شده است که نشان میدهد، استفاده از اینترنت بهتر است کاهش یابد زیرا به لحاظ آماری استفاده از آن سبب افزایش غم و اندوه و بهطور کلی سبب کاهش سلامت روانی میشود (به نقل از رمضانی، 1393).
انجمن روانشناسان آمریکا (2015) پروژهای بهنام «شبکه خانگی» را با مطالعه 169 نفر از دانش آموزان در پترزبورگ انجام داد و اطلاعات حاصله نشان داد، کسانیکه در این بررسی بیشتر از اینترنت استفاده کرده بودند، ارتباط کمی با دوستان خود داشتند، وقت کمی را صرف صحبت با خانوادهشان میکردند و بیشتر دچار فشار روحی، احساس تنهایی و افسردگی میشدند (مهدیزادگان، 1393).
گروهول (2015) طی تحقیقاتی که در خصوص دلایل گرایش افراد به اینترنت و استفاده اعتیاد آور آن ها از اینترنت انجام داد، بدین نتیجه رسید که افرادی که وقت زیادی را صرف استفاده از کامپیوتر میکنند، کسانی هستند که در زندگی با مشکلاتی مواجه اند. در واقع این افراد چون رغبتی به برخورد با مشکلات زندگی ندارند و مایل نیستند حتی با آن ها رو بهرو شوند به فعالیت اعتیاد آور در اینترنت میپردازند. در واقع این گونه رفتارها مشابه رفتار کسانی است که تلویزیون زیاد نگاه میکنند، یا کتاب زیاد میخوانند و یا مرتب برای نوشیدن آب به بیرون از اتاق میروند (معیدفر، 1393).
اندرسون در سال 2015 به مطالعه تأثیر اعتیاد اینترنتی بر روی دانش آموزان پرداخت. وی دریافت که یک سوم این دانش آموزان در نتیجه استفاده مفرط از اینترنت، افسرده، گوشه گیر و دچار مشکل تحصیلی شدهاند (به نقل از سلامتیان، 1393).
سندرز و همکاران (2015) نشان دادند که کودکان و نوجوانانی که استفاده زیادی از اینترنت میکنند، ارتباط و تماسشان با والدین کاهش مییابد و همچنین از نظر اجتماعی گوشهگیر و کنارهگیر شده بودند و نیز به این نتیجه رسیدهاند که استفاده افراطی از اینترنت باعث کاهش حمایت اجتماعی شده و باعث افسردگی و تنهایی نیز میگردد (مهدی زادگان،1393).
سونیا لیونگستون (2015) در پروژه خود بهنام «کودکی، جوانی و تغییر محیط رسانهای» بر پژوهش خود مورد انتخاب رسانهها توسط جوانان با توجه به سطح اجتماعی- اقتصادی آنها اشاره کرده است و چنین نتیجه میگیرد: دوستداران کتاب و کامپیوترهای شخصی بیشتر از طبقات میانی جامعه هستند و طرفداران موسیقی را اکثراً طبقات کارگر تشکیل میدهند. در ضمن در مورد افسردگی و اعتیاد و ارتباط آنها با رسانههای نوین میگوید تنها یک درصد از جوانان افسرده یا معتاد هنگام تماشای برنامه مورد علاقه خود از تلویزیون و یا انجام بازیهای کامپیوتری باز هم احساس افسردگی میکنند (معید فر، 1393).
برنر (2015) طی تحقیقاتی بر روی 240 نفر دریافت که 30 درصد از پاسخگویان (کاربران اینترنتی) تلاش ناموفق در ترک استفاده از اینترنت داشتهاند. همچنین 58 درصد از پاسخگویان آنها دانستهاند که دیگران (خانواده و دوستان) راجع به استفاده بیش از حد از اینترنت، به آن ها گوشزد کردهاند (کینگ، 2015).
مطالعات نشان دادهاند که استفاده بیش از حد از اینترنت و صرف زمان نامعمول در فعالیتهای مختلف اینترنتی از جمله اتاقهای گفتگو (چت)، جستجو در وبلاگها و سایتهای سرگرمی و … بر روابط و فعالیتهای اجتماعی افراد مثل ازدواج، تحصیل، عملکرد کاری، سلامتی و سایر عملکردهای حیاتی اثر منفی بر جای میگذارد (یانگ، 1998).
کجاک (1999) طی مطالعهای گزارش کرده است که بین میزان ساعات استفاده از اینترنت و میزان ساعات خواب در شبانهروز رابطه وجود دارد و اعتیاد به اینترنت الگوهای خواب افراد را برهم میزند. (بلامی و هانویکز، 2001).

Author: مدیر سایت