منابع مقاله درمورد گشودگی نسبت به تجربه و استفاده از اینترنت


Widget not in any sidebars

فرضیه سوم: بین دانش آموزان معتاد به اینترنت و عادی از نظر ویژگی شخصیتی گشودگی نسبت به تجربه تفاوت وجود دارد.
نتیجه پژوهش این فرضیه را تأیید نکرد. به عبارت دیگر بر اساس تجزیه و تحلیل دادهها بین گشودگی نسبت به تجربه و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود ندارد و این یافته با نتایج به دست آمده از تحقیقات نیمزکا (2008)، کرات (1999)، اورزاک (1999)، آنو و تالی (2006)، یانگ. سی. کی (2007)، اسدی (1382)، مبنی بر این که افراد معتاد به اینترنت افرادی خسته و ملولاند و از اضطراب اجتماعی رنج میبرند و بازداری اجتماعی و جمعگریزی بیشتری دارند، غیرهمسو میباشد و با تحقیق والتر (2004) و میرحسینی (1384)، مبنی بر این که اینترنت برای افراد هیجان زیادی به همراه دارد، همسو است.
افراد باز و گشوده انسانهایی هستند که در باروری تجربههای درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت بردن از نظریههای جدید و ارزشهای غیرمتعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند. همچنین شاخص گشودگی ارتباط مثبتی با هوش دارد. پسران و دختران دارای نمرههای پایین در این شاخص کسانی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظهکار به نظر میرسند. آنها موضوعات رایج را بهتر از موارد نادر میپسندند و پاسخهای هیجانی آنها نسبتاً آرام و نهفته است. چنین به نظر میرسد که افراد بسته دارای نظرگاههای محدودتر و گسترده علایق محدودتری هستند و از نظر اجتماعی بسته هستند.
با وجود این که نتایج نشان داد که میانگین گروه سالم در گشودگی نسبت به تجربه بالاتر است، اما آزمون t تفاوت معناداری را نشان نداد. نتیجه به دست آمده را این گونه میتوان تبیین نمود که مؤلفه شخصیتی گشودگی نسبت به تجربه در افرادی که سراغ اینترنت میروند به اندازه افراد عادی ممکن است وجود داشته باشد و کلاً رفتار مراجعه به اینترنت و صرف وقت در ارتباط با اینترنت در افراد معتاد به اینترنت چه بسا نشان از انعطافپذیری و تمایل به کسب تجربههای جدیدی باشد، به همین خاطر تفاوتی از این لحاظ بین این دو گروه مشاهده نشد.
فرضیه چهارم: بین دانش آموزان معتاد به اینترنت و عادی از نظر ویژگی شخصیتی سازشپذیری تفاوت وجود دارد.
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها وجود این رابطه را تأیید کرد اما در جهت معکوس. یعنی با افزایش نمرات ویژگی سازش پذیری نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد و با کاهش نمرات ویژگی سازش پذیری نمرات اعتیاد به اینترنت افزایش مییابد. این نتیجه با تحقیقات محققانی چون آنو و تالی (2006)، وای. یو. ای. جی (2007)، یانگ. سی. کی (2007)، پوررمضان (1384)، قاسمزاده (1380)، هنرپروران (1383)، نادمی (1384)، وحدانی (1383) و مرادی (1381)، مبنی بر این که افراد معتاد به اینترنت، ناسازگاری و کارکرد اجتماعی نامناسب و اضطراب در روابط اجتماعی بیشتری از خود بروز میدهند، همسو میباشد و با تحقیق میرحسینی (1384) که میگوید بین اعتیاد به اینترنت و ویژگیهای شخصیتی رابطهای وجود ندارد، غیرهمسو است.
شاخص سازش پذیری بر گرایشهای ارتباط بینفردی تأکید دارد. فرد موافق اساساً نوعدوست است. با دیگران احساس همدردی میکند و مشتاق کمک به آنها است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه شخص ناموافق یا ناسازگار خودمحور، به قصد و نیت دیگران مظنون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری. به نظر میرسد این شاخص به سمت جنبههای مثبت اجتماعی و سلامت بیشتر روانی سوق دارد و افراد سازگار و موافق محبوبتر از افراد مخالف هستند. بنابراین میتوان گفت این افراد مخالف هستند که درنتیجه عدم سازش پذیری با دنیای بیرون جذب دنیای اینترنت میشوند. دنیایی که در آن با تهدید کمتری مواجه هستند و میتوانند با پدید آوردن شخصیتهای دروغین و آرمانی خود، دوست داشته شوند. دنیایی که در آن مجبور نیستند جهت بهبود روابط خود تلاش کنند و میتوانند هر آن گونه که دوست دارند فکر و رفتار کنند. درصورتی که افراد موافق به راحتی میتوانند با دنیای بیرون کنار بیایند، با دیگران روابط مطلوب و قابل اطمینانی برقرار کنند و بدون هیچ اضطرابی با تجارب تازه و هر روزه مواجه شوند و با آنها کنار بیایند و نیازی نداشته باشند که به دنیای غیرواقعی اینترنت پناه برند.
فرضیه پنجم: بین دانش آموزان معتاد به اینترنت و عادی از نظر ویژگی شخصیتی وظیفهشناسی تفاوت وجود دارد.
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها این فرضیه را تأیید کرد. یعنی در واقع بین وظیفه شناسی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجوددارد و این رابطه در جهت معکوس است. یعنی با افزایش نمرات وظیفه شناسی، نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد و بالعکس. این نتیجه با تحقیقات وایلانت (2003)، آنو و تالی (2006)، پوررمضان (1384)، مبنی بر این که افراد معتاد به اینترنت خودرأی و خودسر میباشند و دارای حالات پارانوئیدی هستند و همچنین ضعف در کنترل تکانه دارند، همسو و همجهت میباشند.
وظیفه شناسی شامل دو ویژگی عمده توانایی کنترل تکانهها و تمایلات و به کارگیری طرح و برنامه در رفتار برای رسیدن به اهداف مورد بررسی میباشد. فرد وظیفه شناس دارای هدف و خواستهای قوی و از پیش تعیین شده است. این افراد در زمینههای تحصیلی افراد موفقی هستند و دقیق، وسواسی، وقتشناس و قابل اعتمادند. در صورتی که افراد غیروظیفه شناس افرادی با ویژگیهایی چون ایرادگیریهای کسلکننده و عدم پایبندی به اصول اخلاقی مشخص میشوند. این افراد معمولاً دقت کافی برای انجام ک
ارها از خود نشان نمیدهند و در جهت رسیدن به اهداف خود چندان مصر و پیگیر نیستند .
فرضیه ششم: بین دانش آموزان معتاد به اینترنت و عادی از نظر تعاملات اجتماعی تفاوت وجود دارد.
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها این فرضیه را تأیید کرد. یعنی در واقع بین تعاملات اجتماعی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد و این رابطه در جهت معکوس است. یعنی با افزایش نمرات تعاملات اجتماعی، نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد و بالعکس. این نتیجه با تحقیقات انجام شده، مبنی بر این که وابستگی به محیطهای مجازی و اینترنت، در تعاملات اجتماعی کودکان تغییر ایجاد میکند، همسو است.
مقایسه میانگین دانش آموزان معتاد به اینترنت و عادی نشان داد که دو گروه از نظر تعاملات اجتماعی با هم تفاوت دارند، و نتایج حاصل حاکی از معنادار بودن اختلاف میانگینهای دو گروه بوده است. بنابراین میتوانیم نتیجه بگیریم که دانش آموزان معتاد به اینترنت از نظر تعاملات اجتماعی نمره کمتری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردهاند.
جمع بندی
در مجموع می توان گفت که بین ویژگی روانرنجورخویی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد و این رابطه مثبت است، یعنی با افزایش نمرات روانرنجورخویی، نمرات اعتیاد به اینترنت بالا میرود. بین برونگرایی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد و این رابطه معکوس است، یعنی با افزایش نمرات ویژگی برونگرایی نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد و بالعکس. بین گشودگی نسبت به تجربه و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود ندارد. بین سازش پذیری و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس است، یعنی با افزایش نمرات ویژگی سازش پذیری نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد وبالعکس. بین وظیفه شناسی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجوددارد و این رابطه در جهت معکوس است، یعنی با افزایش نمرات وظیفه شناسی، نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد و بالعکس. بین تعاملات اجتماعی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد و این رابطه در جهت معکوس است، یعنی با افزایش نمرات تعاملات اجتماعی، نمرات اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد و بالعکس.
پس می توان نتیجه گرفت که، میزان اعتیاد به اینترنت دانش آموزان با مشکلات شخصیتی و ضعف های اجتماعی ارتباط داشت.
محدودیت های پژوهش
مسلماً برای شروع هر کاری و هر پژوهش جدیدی مشکلات و موانع فراوانی در برابر پژوهشگر قرار میگیرد که گاهی سهل و گاهی مشکل است و همچنین گاهی قابل پیشبینی و بعضی مواقع غیرمنتظره میباشد.
1- پژوهش حاضر حیطه جدیدی میباشد که روانشناسان در سالهای اخیر آن را مطرح کردهاند و به طور جدی در مورد آن به تحقیق پرداختهاند. درنتیجه هنوز توافق کلی درخصوص عوامل مؤثر بر آن، عوامل زمینهساز و راههای مقابله با این معضل به وجود نیامده است که این مسئله میتواند از محدودیتهای این تحقیق باشد.
2- عدم کنترل بعضی از متغیرهای تعدیلکننده از قبیل مدت زمان استفاده از اینترنت، و همچنین نوع استفاده از بخشهای مختلف اینترنت مانند اتاقهای چت، سایتهای علمی و … که امکان بررسی آنها وجود نداشت.
3- این پژوهش فقط بر روی پسران مقطع ابتدایی اجرا شد. بنابراین برای تعمیمیافتههای تحقیق باید متغیر جنسیت منظور گردد.
پیشنهاد های پژوهش
1- با توجه به این که در پژوهش حاضر امکان بررسی در مدرسه دخترانه نبود پیشنهاد میشود در تحقیقات آینده این موضوع در مدرسه دخترانه نیز بررسی شود.
2- همچنین با توجه به این که افراد دارای ویژگی شخصیتی روانرنجورخو آسیبپذیری بیشتری نسبت به اینترنت دارند، تحقیق در ارتباط با چگونگی کمک به این افراد در حل مشکلات و مسائل روحی و روانی، مناسب است. و نیز بهتر است به دلایل روانی گرایش افراد به اینترنت تحقیق و توجه شود.
3- با توجه به این که ابزار اندازهگیری پژوهش حاضر پرسشنامه بوده است پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی روشهای دیگری از قبیل مصاحبه، مشاهده، آزمون و … در کنار این ابزار استفاده شود تا نتایج تحقیق اعتبار بیرونی داشته و قابل تعمیم به جامعه باشد.

Author: مدیر سایت