منابع و ماخذ مقاله و

جدول بر اساس تفکیک مذکور بود.
تکمیل کدگذاری اولیه: پس از پایان مصاحبهها و در جریان تحلیل، کدگذاری اولیه اصلاح شد، بدین صورت که مطالب کد 1500(اولیه) با تمهای اصلی ادغام و جایگذاری گردید و شمارِ تمهای اصلی به نوزده تم افزایش یافت. تا این مرحله از تحلیل هنوز کدگذاری دقیق و یافتن عبارتهای معنایی تم های اصلی و فرعی، انجام نشده بود.
کدگذاری تمهای فرعی: پس از مرتبسازی تمهای اولیه در جدول دادههای خام، مطالب بر اساس عبارتهای معنایی اولیه برای تبدیلخواهان MtF کدگذاری، و سپس عبارتهای معنایی تمهای فرعی مشخص گردید. پس از استخراج تمهای مربوط به تبدیلخواهان MtF، در صورت وجود شباهت میان تجربهی آنان با تبدیلخواهان FtM، عملیات معادلسازی کدها به انجام رسید. شایان ذکر است در این مرحله برای تجربههای ناهمسان کد متفاوتی در نظر گرفته شد.
نهایی کردن عبارتهای معنایی برای تمهای فرعی: در این مرحله عبارتهای معنایی مورد بازنگری قرار گرفتند بدین صورت که هر یک از فکتها با تمهای فرعی مورد ارزیابی قرار گرفته و در صورت نیاز، در انتخاب تک تک واژگان مذکور التزام روششناختیِ «عموم و خصوص مطلق» رعایت شد. این فرآیند موجب شد تمهای فرعی شامل تمام تجربههای گزارش شده باشد.
استخراج تمهای اصلی: در حقیقت تمهای اصلی همان جداول نوزدهگانهی کدهای اصلی هستند که در این مرحله برای آنان علاوه بر کد، عبارت معنایی استخراج گردید. شایان ذکر است فرآیند مذکور نظیر مرحلهی قبل بود بدین صورت که هر تم اصلی می بایست با تمهای فرعی و تک تکِ فکتها همخوانی داشته باشد.
تحیل تمها: هر یک از تمهای اصلی و فرعی در این مرحله، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تلاش شد با بهرهگیری از خودِ عبارتهای معنایی، به تحلیل یافتههای حاصل از تحقیق اقدام گردد. سپس مبتنی بر نتایج بهدستآمدهی مقایسهای و نیز با بهرهگیری از چارچوب مفهومی به تحلیل هر یک از تمها پرداخته شد.
از آنجا که غایت یک تحقیق گرندد تئوری، ‌ارایهی یک نظریه است، در این مرحله به صورتبندی مراحل ششگانهی زندگی تبدیلخواهان جنسی پرداخته شد.
فصل چهارم:
تجزیه و تحلیل
مقدمه
تمهای اصلی و فرعی

تحلیل تمهای اصلی و فرعی
4-1 مقدمه : نحوهی کدگذاری جدول دادهها
در فصل چهارم پایاننامهی پیشرو تمامیِ تمهای به دست آمده، (اصلی و فرعی) به همراه تحلیلهایشان آورده شده است. در ابتدای هر بخش تم اصلی به همراه تحلیل آن توضیح و به دنبال آن جدول خلاصهی آن تم نوشته شده. در ادامه،‌ تمام تمهای فرعی به همراه تحلیل خود بیان و برای هر تم فرعی دو یا سه فکت بیان شده که البته تعداد فکتها بیشتر از این تعداد بود،‌ اما محقق به دلیل محدودیت در تعداد صفحات پایاننامه و توصیهی استاد راهنما ناگزیر به آوردن تنها تعداد محدودی از این فکتها شد.
کدگذاری دادهها به این ترتیب است که رقم اول از سمت راست هر کد، نشاندهندهی کد فرعی است که از 0 تا 9 شمارهگذاری میشود. رقم دوم از سمت راست نشاندهندهی FtM یا MtF بودن مشارکتکننده است که برای تبدیلخواهان جنسی MtF رقم یک و برای تبدیلخواهان جنسی FtM رقم دو استفاده شده است. عددهای باقیمانده که از یک تا 17شمارهگذاری شدهاند نشاندهندهی کد تم اصلی هستند. در ضمن نظم خاصی برای ترتیب کدها وجود ندارد. بعضی از این تمها برای هر دو گروه مشارکتکنندگان MtF و FtM یکسان است و برخی،‌ فقط برای یک گروه از این مشارکتکنندگان تعریف شده.
در ادامه باید توضیح دهم که در بعضی از تمهای فرعی به دلیل اینکه تعدادشان از ده عدد بیشتر شده و محدودیت رقم وجود داشته است،‌ با گذاشتن خط فاصله یک و خط فاصله دو در کنار یک کد فرعی بر این مشکل غلبه کردم. در ضمن،‌ در پایاننامهی حاضر هر جا از دو گروه تبدیلخواهان سخن به میان آمد، منظور دو گروه تبدیلخواهان جنسیِ FtM و MtF است. در اینجا منظور از گروه اول،‌ تبدیلخواهان جنسی MtF و منظور از گروه دوم،‌ تبدیلخواهان جنسی FtM است.
4-2 تحلیل تم اصلی نخست: برساخت دوگانگی جنس و جنسیت تجربه شده در دوران کودکی فرد تبدیلخواه
بیشتر مصاحبهها از دوران کودکی آغاز شده است؛ تبدیلخواهان به این نکته تاکید دارند که آنچه امروز هستند محصول دوران پس از بلوغ و یا تصمیم شخصی آنان نبوده، بلکه از دوران کودکی آنها متوجه تفاوت خود با سایر همسالان شده بودند. این نتیجه تنها برآمده از دوازده مصاحبهی این تحقیق نیست؛ خواننده ممکن است تصور کند تاکید بر کودکی متاثر از سوگیری پرسشگر بوده است اما به هیچوجه اینگونه نیست، زیرا اولا خود مشارکتکنندگان در جایجایِ مصاحبه بدان اشاره کردهاند و دوم اینکه تاکید بر کودکی و متفاوت بودن از دوران خردسالی در بررسی امیرحسینی(1393) در خصوص وبلاگ تبدیلخواهان MtF نیز دیده میشود که با توجه با استفادهی این محقق از سنجههای غیرواکنشی (وبلاگ) میتوان نتیجه گرفت تاکید اینان بر کودکی ناشی از تجربیات مشترک تبدیلخواهان در این خصوص میباشد. عبارت «برساخت دوگانگی جنس و جنسیت تجربه شده» در این تم، مبین انفکاک ایجاد شده، میان آنچه جامعه از کودک انتظار دارد باشد، و آنچه کودک خود را میپندارد، میباشد. عبارتهای معناییِ تمهای فرعی، همگی نشاندهندهی «برساختهبودن» معانی، در ذهن کنشگران مورد نظر بوده است.

 تمهای فرعی FtM
تمهای فرعی MtF 
121
بازنمایی هویت تبدیلخواهانهی جنسی در بازیهای کودکی مبتنی بر جنسیت متفاوت از جنس
111
بازنمایی هویت تبدیلخواهانهی جنسی در بازیهای کودکی مبتنی بر جنسیت متفاوت از جنس
122
تجربهی ایفای نقش پدری در دوران کودکی
112
تجربهی ایفای نقشهای زنانه در دوران کودکی (کارِ خانگی)
123
 تجربهی کودکی متمایز: ناهمانندی جنسیت و جنس تجربه شده
113
تجربهی کودکی متمایز: ناهمانندی جنسیت و جنس تجربه شده
124
 بازنمایی جنسیت متفاوت با جنس در بروز جنبههای بیرونی مردانگی: لباس و عدم استفاده از لوازم آرایشی
114
بازنمایی جنسیت متفاوت با جنس در بروز جنبههای بیرونی زنانگی: لباس و لوازم آرایشی
125
فضا به مثابهی بستر کنش معطوف به دوگانگی جنس و جنسیت: محیطهای مردانه
115
فضا به مثابهی بستر کنش معطوف به دوگانگی جنس و جنسیت: محیطهای زنانه
126
تجربهی احساسات جنسی- عاطفی نسبت به جنس مونث در کودکی


127
تصور «پسر- شدن» در بزرگسالی:‌ «پسر بچهی اخته»
– 

128
تجربهی کودکی متمایز: رفتارهای غیرمتعارف دلنشین
118
تجربهی کودکی متمایز: رفتارهای غیرمتعارف دلنشین

جدول شمارهی 4-1 تم اصلی نخست: برساخت دوگانگی جنس و جنسیت تجربه شده در دوران کودکی فرد تبدیلخواه
کد 111: بازنمایی هویت تبدیلخواهانهی جنسی در بازیهای کودکی مبتنی بر جنسیت متفاوت از جنس
مشارکت کنندهی شمارهی4:
«من در دوران کودکیم خیلی با پسرهای هم سن و سال خودم فرق میکردم. اکثر اسباببازیهای من دخترانه بود. مثلا وقتی مادرم برای من و برادر و خواهرایم اسباببازی میخرید، ‌من همیشه عروسک و وسایل آشپزخانه را بر میداشتم.».
مشارکت کنندهی شمارهی 5:
« عاشق عروسک بودم. البته خودم عروسک نداشتم. چندبار از مادرم خواسته بودم که بخره ولی همیشه میگفت عروسک واسه دخترهاست. ولی من کلا دنبال همین اسباببازیهای دخترونه بودم».
مشارکتکنندهی شمارهی 6:
«اسباببازیهای دوران کودکیم هم عروسک و وسایل آشپزخونه بودند. هیچوقت فوتبال بازی نمیکردم. کلا از محیطهای خشن فرار میکردم. البته بگم همبازی خاصی هم نداشتم. بیشتر با خودم بودم. تنهایی بازی میکردم».
کد 121: بازنمایی هویت تبدیلخواهانهی جنسی در بازیهای کودکی مبتنی بر جنسیت متفاوت از جنس
مشارکت کنندهی شمارهی 7:
«من عاشق موتور و تفنگ بودم. هیهی تفنگهام میشکست و میرفتم دوباره میخریدم. آدم آهنیم رو خیلی دوست داشتم. عروسکهام نویِنو بالای کمد مادرم هستند. به هیچکدوم دستم نزدم».
مشارکت کنندهی شمارهی 12:
«پدر و مادرم خیلی هم از من راضی بودند. من همیشه کلی به بابام اصرا میکردم که واسم کتونی میخی بخره. بعد با بچههای محل میرفتم فوتبال. بابام اصلا مخالفت نمیکرد. البته اون موقع با خودش میگفت خب بچهس دیگه. زندگی من حول و حوش تفنگ و توپ و دوچرخه چرخید».
مشارکت کنندهی شمارهی 9:
«من از همون بچهگی احساس میکردم که پسرم. از بچهگی همهی همبازیهام پسرخالههام بودند. بازیهای پسرونهرو خیلی دوست داشتم. چون بازیهای دخترها که خالهبازی بود و من هم خیلی بدم میاومد. تو جمع پسرها هم فوتبال و بازیهای جنگی».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (111 و 121)
این تم برای هر دو کدِ تبدیلخواهان یکسان بود. یعنی همانطور که پسربچههای «دخترسرشت»(امیرحسینی: 1393)، در بازیهای کودکانه، بازیهای عرفا دخترانه را میپسندیدند، دختربچههای «پسرسرشت» نیز، بازیهای مشهور پسرانه را مانند فوتبال در کوچه را به خالهبازی ترجیح میدادند.
کد 112: تجربهی ایفای نقشهای زنانه در دوران کودکی (کارِ خانگی)
مشارکتکنندهی شمارهی 5:
«حتی موقعی که خواهرم نبود و من تنها بودم ترجیح میدادم که با مادرم باشم. تو خونه دنبالش راه میافتادم. گاهی تو کارهای خونه بهش کمک میکردم. کلا اینجوری لذت میبردم».
مشارکتکننده ی شمارهی 3:
«در خانواده کسی متوجه متفاوت بودن من نبود. شاید هم بود ولی اهمیتی نمیدادند و این را به حساب بچهگی من میگذاشتند. به کارهای خانه علاقمند بودم».
کد 122: تجربهی ایفای نقش پدری در دوران کودکی
مشارکتکننده ی شمارهی 7:
«تو خالهبازی همیشه نقش پدر خانواده رو بازی میکردم. یعنی هیچوقت یادم نمییاد که نقش خاله یا مادرو بازی کرده باشم. عشق موتور بودم. شوهرخالم موتور داشت،‌ همش بهش میگفتم که موتورسواری رو یادم بده. داییم خیلی تو کار ماشین و لوازم یدکی وارد بود. از همون بچهگی همش ازش میخواستم که قسمتهای مختلف ماشین رو بهم یاد بده».
مشارکتکننده ی شمارهی 12:
«اون حس پسر بودن چیزی نبود که من بخوام بگم که علاقه داشتم که اینجوری باشم. من اینجوری بودم. همیشه خواهرهام رو کتک میزدم که بیاید با هم فوتبال بازی کنیم. اونا هم که بدشون میاومد فوتبال. یه موقعهایی هم که مجبورمیشدم باهاشون خالهبازی کنم، من میشدم پدر خانواده و میرفتم سر کار و خرید. از وقتی یادم میاد همینم که بودم».
مشارکتکننده ی شمارهی 9:
«من از همون بچهگی احساس میکردم که پسرم. از بچهگی همهی همبازیهام پسرخالههام بودند. بازیهای پسرونهرو خیلی دوست داشتم. چون بازیِ دخترها که خالهبازی بود و من هم خیلی بدم میاومد. اگر تو جمع دخترها قرار میگرفتم و مجبور بودم باهاشون بازی کنم،‌ نقش پدر خانوادهرو بازی میکردم. مثل بابام نقش میگرفتم. در صورتیکه تو همه خالهبازیها اگه پسر باشی نقش پدر خانواده رو به عهده میگیری اگه دختر باشی نقش مادر خانوادهرو به عهده میگیری. ولی من نقش پدر خانوادهرو داشتم که مثلا دو ساعتی برم بیرون خونه کار کنم و اینا بازیاشون تموم شه. تو جمع دخترها که اینجوری بازی میکرد».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت ( 112 و 122)
بررسی عبارتهای معنایی این تم نشان میدهد، تفاوت جنسیتی آشکاری میان تجربهی این دو گروه از تبدیلخواهان وجود دارد: نکتهی در خور توجهی که در این تفاوت مشهود است، تاکیدی است که این دو گروه از تبدیلخواهان بر ایفای نقش در درون خانواده دارند. اینان ایفای نقش درون خانواده را با والد ناهمجنس (از نظر فیزیکی)، مطابقت میدهند. جالب آنکه در مصاحبههای تبدیلخواهان زن به مرد، آنها با برشمردن و نقشهایی همچون خرید خانه و نقشهای پدرگونه تاکید دارند که این نقشها، نقشهای پدری است اما در مقابل ترنسهای مرد به زن، از واژهی مادری استفاده نکردهاند و با معادلسازی کارهای خانگی با نقشهای زنانه، فاقد همذاتپنداریِ مبتنی بر نقش زایش به مثابهی مهمترین تصویر مادری هستند. به بیان دیگر در ذهن این کنشگران نقش پدر محدود به کارهای بیرون از خانه و درآمدزایی و نقش زن کارهای خانگی است، اما از تحلیل نتایج تبدیلخ
واهان مرد به زن، تقلیل مادریت به نقشهای خانگی صورت نگرفته است. بنابراین در تجربهی دوران کودکی اینان، معادلسازی مفهوم یا تصویر مرد با پدر صورت گرفته اما مادر با زن یکی پنداشته نشده است.
کد 113: تجربهی کودکی متمایز: ناهمانندی جنسیت و جنس تجربه شده
مشارکتکننده ی شمارهی 4:
«از همان دوران کودکیم رفتارهام کاملا دخترانه بود. یعنی این مشکل از بچهگی در من وجود داشت ولی من نمیدونستم که این یک بیماریه و من مشکل دارم».
مشارکتکننده ی شمارهی 5:
«واقعیتش اینه که من از وقتی یادم میاد،‌ یعنی از همون دوران کودکی 5 یا 6 سالگی اصلا شبیه پسرها نبودم و کارهام همگی دخترونه بود».
مشارکتکننده ی شمارهی 2:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«هنگامی که به مدرسه میرفتم کاملا این حس را داشتم که مثل بقیه نیستند. همهی بچهها در مدرسه شیطنت میکردند، دنبال هم میدویدند. بازی میکردند ولی من بسیار گوشهگیر و منزوی بودم. اصلا حس خوبی نسبت به محیط مدرسه نداشتم. رفتن به مدرسه برای من مانند کابوس بود. اصلا دوست نداشتم در محیط مدرسه باشم. همیشه زنگهای تفریح در گوشهای میایستادم و به بچهها نگاه میکردم. بسیار آرام بودم و شیطنتهای آنها را نمیکردم. احساس خاص بودن میکردم. بچهها هم متوجه این متفاوت بودن من شده بودند».
کد 123: تجربهی کودکی متمایز: ناهمانندی جنسیت و جنس تجربه شده
مشارکتکننده ی شمارهی 10:
«از زمانی که من تونستم که دست چپ و راستم را تشخیص بدم و خودم رو بشناسم همش میگفتم که من یه پسرم. حس نمیکردم که اختلالی دارم. واقعا فکر میکردم که پسر هستم چون به سن بلوغم نرسیده بودم که جسمم بخواد تغییر کنه».
مشارکتکننده ی شمارهی 11:
«من 7،8 ساله بودم که تازه فهمیدم دختر یعنی چی، پسر یعنی چی همیشه با خودم میدونستم که من دختر نیستم. من همیشه به این موضوع فکر میکردم. از خیلی قبلتر هم من همیشه میدونستم که دوست ندارم با دخترها باشم».
مشارکتکننده ی شمارهی 8:
«من از همون بچگی همینجوری بودم. همیشه فکر میکردم که پسرم. اول کوچیکتر بودم که کلا قاطی دخترها نمیشدم. همش با پسرها بودم».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (113 و 123)
در این تم نیز، عبارت معنایی برای هر دو گروه از تبدیلخواهان یکسان است. اینان تاکید دارند که ازهمان دوران کودکی، هم خودشان و هم اطرافیان بر جنبههای ناهماهنگی میان حرکات، رفتارها و حالات تاکید داشتهاند. به بیان دیگر، این ناهمانندی میان آنچه از کودک انتظار میرود با آنچه در عمل هست، از همان دوران دیده میشود؛ پسرهایی که همه میگویند مانند دخترها رفتار میکنند و دخترهایی که شیطنتها و رفتارهایِ عادتا پسرانه دارند. علت استفاده از واژهی «متمایز» به جای متفاوت، تاکیدی است که بر ابعاد تمایزگونهی تجربهی کودکی مشارکتکنندگان، وجود داشتهاست. در واقع میان «تجربهی

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *