منابع و ماخذ مقاله پیشرفت تحصیلی

به عنوان یک الگوی کلی تاب‌آوری در زندگی واقعی مطرح شوند (یتس و ماستن، 2004).
مدل‌های متمرکز بر شخص، بدنبال شناسایی ویژگی‌های افراد تاب‌آور بوده و به دنبال اینکه چگونه افراد تاب‌آور در برخورد با شرایط نامطلوب و تهدید آمیز پیامدهای مطلوبی را نشان میدهند. سه مدل مختلف از رویکرد متمرکز بر شخص نقش کلیدی را در تحقیقات تاب‌آوری ایفا میکنند که عبارتند از مطالعات موردی ، گروههای تاب‌آور و مدل تمام تشخیصی (یتس و ماستن، 2004).
مطالعات موردی به بررسی ویژگی‌های تاب‌آوری در افراد خاص میپردازد. مدل گروهای تاب‌آور بر شناسایی افرادی مبتنی است که در معرض خطر زیاد قرار دارند و دارای عملکرد خوبی میباشند. در مدل تمام تشخیصی، با توجه به وجود و عدم وجود عوامل خطرزا درمحیط و عدم و یا وجود پیامدهای سازگاری افراد به چهار گروه بسیار آسیب پذیر (خطرکم؛ پیامدهای سازگاری پایین) ناسازگار (خطر زیاد و پیامدهای سازگاری پایین) مهارتی (خطرکم، پیامدهای سازگاری بالا) و تاب‌آور (خطر زیاد و پیامدهای سازگاری بالا) تقسیم بندی می‌شوند (یتس و ماستن، 2004).

1-2-3-2-مدل گارمزی و همکاران
گارمزی، ماستن و تلگن (1984) مدل‌های جبرانی ، چالش ، و آسیب‌پذیری/ مصون سازی را ارائه نموده اند. مطابق با مدل جبرانی، عامل جبرانی متغیر و یا فرآیندی است که در تعامل با عامل خطرزا قرار ندارد بلکه تأثیری مستقل و مستقیم بر پیامد مورد نظر دارد، از این رو هر دو عامل جبرانی و خطرزا در پیش بینی پیامد نقش دارند. به عنوان مثال اگر اضافه نمودن یک عامل حفاظتی در حضور یک عامل خطر منجر به تغییر پیامد شود؛ مدل جبرانی تأیید می‌شود. در مدل چالش، عامل خطرزا باعث ارتقاء و دستیابی به پیامدهای رشدی میشود. در این مدل سطوح متوسط و بهینه ای از چالش (نه کم و نه زیاد) موجب تقویت کفایت میشود و فرد را برای مواجه با مسایل بعدی اماده میکند. اگر تلاش برای توفق برچالش موفقیت آمیز نباشد فرد نسبت به عوامل خطرزا آسیب پذیرتر میشود. در مدل آسیب‌پذیری/ مصون‌سازی، یک عامل حفاظتی و یا فرآیند، در حضور یک عامل خطرزا و در تعامل با ‌آن، باعث کاهش اثرات و پیامدهای منفی عامل خطرزا می‌شود و می‌تواند تأثیرات بقایی برای فرد به همراه داشته‌باشد و در عدم حضور عامل خطر زا ممکن است تأثیرات کمی بر پیامد مورد نظر داشته باشد.

1-2-3-3-مدل‌های فرآیندی تاب‌آوری
1-2-3-3-1-مدل ریچاردسون، نیگز، جنسین و کامپفر(1990)
ریچاردسون، نیگز، جنسین و کامپفر (1990؛ به نقل از کامپفر، 1999) مدل فرآیند تاب‌آوری را به عنوان گام اول در شناخت مفهوم فرآیند تاب‌آوری از دیدگاه تعادل و توازن ارائه کرده اند. در این دیدگاه عوامل خطرزا و تهدید آمیز زندگی که توسط فرآیندهای محافظتی یا عوامل تاب‌آوری زیستی-روانی-معنوی درون فرد به توازن نرسیده اند، میتوانند باعث عدم توازن در تعادل فرد شده و یا باعث از هم گسیختگی گردند.
اصطلاح تعادل زیستی- روانی- معنوی نوعی توصیف از حالت تطابق یافته ذهن، بدن و روح میباشد، که فرد توانسته است خود را با مجموعه ای از شرایط خوب یا بد تطبیق داده باشد. تعادل زیستی- روانی- اجتماعی به طور معمول، از سوی عوامل درونی و بیرونی، فشارها و شرایط ناگوار و به اشکال مختلف دستخوش تغییر میشود. مطابق با این مدل، بسته به فرآیندهای انسجام مجدد محیطی اجتماعی چهار وضعیت ممکن است اتفاق بیافتد :
1) انسجام مجدد تاب‌آورانه : حالتی است که در آن فرد به تجربه ی بینش و رشد پس از عدم توازن و از هم گسیختگی رسیده است.
2) انسجام مجدد تعادلی : فرد به وضعیتی مشابه با قبل از گسیختگی توازن میرسد، در واقع، این حالت تلاش برای برگشت تعادل زیستی روانی اجتماعی را منعکس میسازد.

3) انسجام مجدد ناسازگارانه : وقتی رخ می دهد که فرد به رفتارهای تجربی و ناسازگارانه برای غلبه بر فوریت‌های زندگی دست می‌زند.
4) انسجام مجدد ناکارآمد : در این حالت یک کاهش عمده در انسجام مجدد رخ میدهد و بدین شکل میباشد که افراد به خاطر فشار‌‌های زندگی، انگیزه و امید خود را از دست می دهند.
مطابق با این دیدگاه، درحالیکه پیشرفت و رشد تابع انسجام مجدد تاب‌آورانه میباشد، رکود زندگی به علت استفاده نکردن از تجارب و انحراف از انسجام مجدد میباشد.

1-2-3-3-2- مدل کامپفر
مدل فرآیندی کامپفر (1999) برگرفته از مدل بوم شناختی اجتماعی یا مدل شخص – فرآیند – بافت برونفن‌برنر (1986) میباشد. این مدل به بررسی ارتباط بین عوامل حفاظتی و خطرزای محیطی، فرآیندهای مداخله کننده و ویژگی‌های فردی میپردازد.
کامپفر در مدل خود شش سازه ی اصلی را مشخص مینماید که چهار مورد آن مربوط به حوزه‌های تأثیر گذاری و دو مورد نیز محل تعامل میان دو حوزه میباشند. چهار حوزه ی اثر عبارتند از: عوامل تهدید و چالش‌ها ، بافت محیطی ، ویژگی‌های فردی ، پیامد . نقاط تعاملی نیز فرآیندهای تعاملی میان محیط و ویژگی‌های فردی و تعامل این ویژگیها با پیامدها را نشان میدهد. در ادامه این سازه‌ها به ترتیب مورد توضیح بیشتری قرار می گیرند.
1- عامل تهدید یا چالش : چنین محرکهای بیرونی، فرآیند تاب‌آوری را فعال نموده و منجر به ایجاد عدم تعادل و توازن در فرد و یا افراد واحد اجتماعی (از قبیل خانواده، گروه، یا جامعه ) می شوند.
2- بافت محیطی: شامل عوامل خطرزا و حفاظتی برجسته و فرآیندهای محیط بیرونی افراد در حوزه‌های مهم تأثیر گذاری می شود (شامل خانواده، اجتماع، فرهنگ، مدرسه، گروه همسالان). چنین تغییراتی وابسته به سن بوده و از فرهنگ، موقعیت جغرافیایی و یا تاریخ متأثر می شوند.
به اعتقاد لوتار و کوشینگ (1999) نیز تاب‌آوری با محرک‌های استرس‌زایا چالش‌ها آغاز می شود. در واقع فرد باید نوعی استرس یا چالش را تجربه نماید. چالش‌ها به فرد کمک می کند تا با استرسورهای جدید مقابله کرده و از طریق این تجربه، رشد کند. استرسورهای حاد و شدید به عنوان محرک‌هایی برای از هم گسیختگی و یا انسجام مجدد در نظر گرفته می شوند
3- فرآیند‌های تعاملی میان شخص و محیط : شامل فرآِیند انتقال و تعامل میان افراد محیط و فرد می باشد. چنین فرآیندهای تعاملی به این اشاره دارد که کودک یا مراقبان او به صورت منفعلانه و یا فعال برای درک، تفسیر و تغییر تهدید‌ها و چالش‌های محیطی اقدام نمایند تا از این طریق محیط حفاظتی بهتری را ایجاد کنند. برخی از این فرآیندهای تعاملی که به افراد کمک می کنند تا محیط خطرزا را به یک محیط حفاظتی تبدیل کنند عبارتند از: ادراک انتخابی ، تنظیم شناختی مجدد ، برنامه ریزی و رؤیاپردازی ، همانند سازی و ایجاد دلبستگی، تغییر فعال توسط فرد.

4- خصوصیات درونی فرد : شامل توانائیهای شناختی، معنوی، اجتماعی/ رفتاری، فیزیکی و مهارتهای عاطفی / احساسی یا توامندیهایی که برای موفقیت در وظایف مختلف تحولی (رشدی)، در فرهنگ‌های مختلف و محیطهای فردی متفاوت مورد نیاز است.
5- فرآیندهای تاب‌آوری : شامل تاب‌آوری کوتاه مدت خاص و یا دراز مدت بوده یا فرآیندهای مقابله / استرس که فرد در طی مواجهه تدریجی با چالش‌ها و استرسورها فراگرفته و به وی کمک می کند تا با انسجام مجدد به حالت اولیه برگردد.
6- پیامدهای مثبت : پیامدها‌ی مثبت یا سازگاریهای موفقیت آمیز زندگی در تکالیف رشدی خاصی اشاره می‌کند که برای سازگاریهای مثبت بعدی تکالیف رشدی حمایت کننده می باشند. واحتمال رسیدن به تاب‌آوری را در مراحل مختلف زندگی میسر می سازند.
شکل 1- 2- مدل کامپفر (1999) (شخص – فرآیند- بافت) را بطور خلاصه نشان می‌دهد.

شکل 1- 2- مدل کامپفر (1999) (شخص – فرآیند- بافت)

به اعتقاد کامپفر (1999) هر شش سازه یا متغیر‌های فوق، برای پیش بینی پیامدهای تاب‌آوری در شرایط خطر زا لازم می باشند. ارائه چنین مدلی منجر به نظم بخشی و سازماندهی متغیرها و روشن سازی و تمایز میان محرکهای محیطی، فرآیندهای تعاملی و محیط و شخص فاکتورهای فردی و درونی واسطه ای، فرآیندهای تاب‌آوری و پیامدهای آن شده‌است.

1-3-ماهیت چند بعدی بودن سازه‌ی تاب‌آوری

گستردگی حوزه‌های مورد مطالعه در تاب‌آوری نه تنها مانع از توافق کلی بر ارائه‌ی تعریف جامعی از تاب‌آوری می‌شود؛ بلکه شناسایی ماهیت و استانداردهای کلیدی در کارکردهای تاب‌آوری و ویژگی‌های افراد تاب‌آور را نیز به مراتب مشکل تر نموده‌است (ماستن،2004). در مراحل اولیه تحقیقات، این سازه اغلب به عنوان یک سازه تک بعدی در نظر گرفته می‌شد، به همین دلیل افرادی که حداقل در یک حوزه سازگاری مثبت از خود نشان می‌دادند، به عنوان مثال پیشرفت تحصیلی، تاب‌آور محسوب می‌شدند. اما مطالعات و تحقیقات در مراحل بعد نشان می داد که در نظر گرفتن تاب‌آوری باید به عنوان یک سازه‌ی تک‌بعدی مشکلاتی را در پی خواهد داشت و تاب‌آوری باید به عنوان یک سازه‌ی چند‌بعدی در نظر گرفته‌شود (لوتار و همکاران، 2000؛ کافمن و همکاران، 1994).
ماهیت چند بعدی بودن سازه تاب‌آوری از شواهدی ناشی میشود که در آن افراد در معرض خطر، علیرغم نشان دادن کارکردهای مهارتی و سازگاری در بعضی از حوزه‌ها، مثلاُ پیشرفت تحصیلی، پیامدهای ناسازگارانه جدی را در دیگر زمینه‌ها نشان میدهند. به عنوان مثال، تحقیقات کافمن و همکاران (1994) نشان میدهد که اگر چه 70% از دانش آموزان به لحاظ تحصیلی تاب‌آور می‌باشند؛ اما فقط 21% از آنها از مهارتهای اجتماعی بالایی برخوردارند. نتایج پژوهش لوتار (1991، 1999) نیز نشان می‌دهد که نوجوانانی که در برخورد با شرایط ناگوار، سازگاری موفقیت آمیز نشان میدهند و از مهارت‌های تحصیلی بالایی برخوردارند، گاهاً از افسردگی و اختلالات استرسی پس از حادثه رنج میبرند بعضی از مطالعات نیز نشان می‌دهند که انگیزش، پیشرفت و سلامت ذهنی با یکدیگر مرتبط ‌می‌باشند. به عنوان مثال مشکلات هیجانی ـ اجتماعی با مشکلات تحصیلی همراه می‌باشد (لوتار، 1999؛ روسر و همکاران، 1999؛ ونتزل و اشر ، 1995). مطالعات دیگر نشان داده اند که موفقیت‌ها یا به عبارتی تاب‌آوری در یک یا دو حوزه از زندگی بر روی دیگر حوزه‌ها از قبیل عزت نفس، کاهش نشانه‌های افسردگی تأثیر می گذارد. مطالعات لوتار (1991) نشان می‌دهد که کودکان و نوجوانان در معرض خطر در مناطق فقیر نشین که تاب‌آوری تحصیلی دارند نسبت به گروه مهارت، نشانه‌های افسردگی و اضطراب بیشتری را نشان می‌دهند. پژوهش مشابهی نیز توسط لوتار، دورنبرگر و زیکلر (1993) صورت پذیرفته و نتایج مشابهی را در بر داشته است. مطالعات دیگر پیشنهاد می‌کنند که هیچ ارتباطی میان تاب‌آوری و علائم ناراحتی درونی وجود ندارد. این بدان معنا است که افراد تاب آور در یک حوزه الزاما در دیگر حوزه‌ها تاب آور ن‌می‌باشند (نایبرز ، فورهند ، و مک ویکار ، 1993). مشابهاً ماستن و همکاران (1999) در بررسی‌های خود به این نتیجه دست یافتند که تفاوت میان گروه‌های مختلف تاب آور مهارت‌های تحصیلی، هدایتی و ارتباط با همسالان و اضطراب و افسردگی دیده نمی‌شود. به هر حال، گروه‌های تاب آور با معیارهای بیرونی (یک انحراف استاندارد بالای نرمال) بهزیستی روانی درونی بالاتری را نسبت به گروه‌های تاب آور متوسط، در بعضی از تحقیقات، نشان می‌دهند. سیچیتی و روگوش (1997) نیز دریافتند که کودکان بدرفتار، مهارت‌هایی را در عزت نفس خود ـ کنترلی و خود ـ تاب‌آوری از خود نشان می‌دهند. با توجه به مطالب مطرح شده، به علت پیچیدگی ارتباط میان پیشرفت تحصیلی و کارکردهای روانی، به طور اختصاصی در تحقیقات مربوط به تاب آوری، تمایز میان آن دو و بررسی آنها به طور جداگانه الزامی به نظر می رسد.
به اعتقاد لوتار و همکاران (2000) شواهد مبتنی بر عدم همسانی کارکردهای تاب‌آوری در حوزه‌های مختلف به خودی خود سازه تاب‌آوری را به عنوان یک سازه مستقل غیر معتبر نمیسازد اما پیام مهمی را برای محققین مبنی بر اختصاصی کردن حوزه‌های مورد مطالعه و پیامدهای تاب‌آورانه مربوطه به همراه دارد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بر همین اساس، در سال‌های اخیر محققان در حوزه تحقیقات تاب‌آوری به سمت شناسایی ابعاد مختلف در فرآیندهای تاب‌آوری و در نظر گرفتن حوزه‌های نظری چندگانه ای که در مفهوم سازی تاب‌آوری حیاتی (کلیدی) محسوب می شوند، گام برداشته‌اند (سیچیتی و روگوش، 1997). به عنوان مثال تاب‌آوری تحصیلی (وانگ و همکاران، 1994؛ به نقل از سیچیتی و روگوش، 1997)، تاب‌آوری هیجانی (کلاین و شورت، 1991؛ به نقل از سیچیتی و روگوش، 1997) و تاب‌آوری رفتاری (کارپنتیری و همکاران، 1993؛ به نقل از سیچیتی و روگوش، 1997).
اختصاصی کردن حوزه‌های مختلف تاب‌آوری منجر به بحث‌هایی در خصوص شاخص‌های اساسی تاب‌آوری شده‌است. به اعتقاد برخی از محققان زمانیکه سازه تاب‌آوری چند بعدی در نظر گرفته می‌شود، برای این که افراد تاب‌آور محسوب شوند باید در حوزه‌های مختلف به عنوان مثال پیشرفت تحصیلی و مهارت‌های اجتماعی و بهزیستی روانی سازگاری‌های مثبت از خود نشان دهند (تولان ، 1996). اما در این میان، برخی دیگر از محققان معتقدند که نشان دادن پیامدهای سازگارانه مثبت در سطح بالا در یک حوزه و داشتن عملکرد متوسط در سایر حوزه‌ها می‌تواند ملاک تاب‌آوری محسوب شود. اما، بدون تردید در مطالعات تاب‌آوری این اعتقاد وجود دارد که در حوزه‌هایی که به لحاظ نظری و مفهومی شباهت وجود دارد میتوان شاهد پیامدهای مثبت بود (لوتار، 1999،1991). به بیان دیگر، این انتظار که افراد در حوزه‌های مختلف که به لحاظ مفهومی از یکدیگر متمایز میباشند بطور هماهنگی سازگاری مثبت و یا منفی را به نمایش بگذارند، غیر واقعی به نظر میرسد (فیشر ، 1980، فیشر و بیدل ، 1998؛ به نقل از وینسنت، 2007). تحقیقات متعددی نیز نشان می‌دهند که وجود پیامد‌های مثبت سازگارانه در یک حوزه الزاما بیانگر شایستگی در دیگر حوزه‌ها نمی‌باشد(لوتار و همکاران، 2000؛ لوتار، 1991و 1999؛ ورنر و اسمیت، 1992). بنابراین به اعتقاد لوتار و همکاران (2000) تصمیم‌گیری در خصوص ابعاد مختلف تاب‌آوری وابسته به تمایز مفهومی حوزه‌های مختلف می‌باشد و حوزه‌هایی که به لحاظ مفهومی از یکدیگر متمایز می‌باشند باید بطور جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. عامل مهم دیگری که ضرورت چنین تمایزی را باعث می‌شود این است که در مطالعات مربوط به تاب‌آوری باید به این نکته توجه داشت که که عامل خطرزا چه ماهیتی دارد و چه حوزه‌هایی را متاثر میکند. در این حالت‌ زمانیکه حوزه‌های مختلف با نوع خاصی از خطر متأثّر می‌شوند؛ بررسی همه حوزه‌های درگیر و توجه به اولویت پیامدها ویا اهمیت آنها باید مورد توجه قرار گیرد (لوتار و همکاران، 2000). در محیط‌های آموزشی عوامل متعددی از قبیل دنبال نمودن اهداف تحصیلی، انجام تکالیف تحصیلی امادهسازی و دغدغه فکری برای داشتن شغل مناسب، کسب درآمد جهت استقلال مالی،

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *