انسان بر خلاف دیگر موجودات همواره چرایی هستی را زیر سوال می برد و میل قوی برای درک خود و دنیای اطراف را دارد. معنای زندگی برای هر فرد ویژه و یکتا است و انسانها با درجات و میزان متفاوتی معنای زندگی را جستجو می کنند. (فرانکل 1386) [do_widget id=kl-erq-2]
و از طرفی هدف و جهت در زندگی به طور مثبت با کارکردهای روانشناختی و سلامت روان مرتبط است . (فرانسیس و هیلز2008) ارزش داری و معناداری زندگی بر دو امر بنا نهاده شده است. (کویین2000) نخست داشتن هدف و غایت نهایی برای زندگی ، هر گاه زندگی بر اساس هدف باشد آن زندگی معنادار است و از طرفی داشتن معنا و جهت در زندگی باعث سلامت روان و سلامت معنوی خواهد شد و افرادی که برخوردار از سلامت معنوی باشند دوران مختلف زندگی را نسبت به بقیه افراد بهتر سپری می کنند.
1-6-2. تعاریف عملیاتی
1-6-2-1. کیفیت زندگی
منظور از کیفیت زندگی در این پژوهش، مجموع قضاوت و احساس زن از وضعیت سلامت خودش در حیطههای مختلف ( وازوموتور، روانی اجتماعی ، جسمی و جنسی ) است که به وسیلهی نمره ای که او در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده ی کیفیت زندگی زنان کسب می کند.
1-6-2-2. معنای زندگی
در این پژوهش نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه معنای زندگی استایگر-فرایزر کسب می کند که با آن میزان درک زنان از زندگی و همچنین داشتن یک هدف روشن در زندگی ایشان سنجیده می گردد.
1-6-2-3. سلامت روان
در این تحقیق نمره ای است که زنان در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده سلامت عمومی کسب می کنند.
1-6-2-4. تصویر بدنی
در این تحقیق برای سنجش تصویر بدنی زنان از پرسشنامه خود توصیفی بدنی استفاده که دارای 11 خرده مقیاس، قدرت، استقامت، هماهنگی، سلامت عمومی،انعطاف پذیری، عزت نفس، لیاقت ورزشی، چربی، ظاهر بدنی، فعا لیت بدنی و کل بدن است
فصل دوم
بررسی منابع
2-1- مقدمه
اولین گام در هر تلاش فلسفی یا علمی، تعریف دقیق و شفاف مفاهیم مورد استفاده است. مانند بسیاری دیگر از نظریهها در روانشناسی، تعاریف و نظریههای کاملاً متفاوتی از معنا وجود دارد.
یکی از معروفترین تعاریف معناداری زندگی، توسط فرانکل، ارائه شده است. وی معتقد است هنگامی که انسان به فعالیتهای مورد علاقهاش میپردازد، با دیگران ملاقات میکند، به تماشای آثار ادبی، هنری میپردازد و یا به دامان طبیعت پناه میبرد وجود معنا را در خود احساس میکند. همچنین هنگامی که احساس میکند وجود و هستیاش به منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوبها و تکیه گاههای گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفهای که برای زندگیکردن انتخاب کرده است ،میبیند؛ معنا را در مییابد و آن را احساس میکند .
بعد از فرانکل، صاحبنظران دیگری معنا را تعریف کرده وجنبههای مختلف آن را مورد مطالعه قرار دادهاند . باتیستا و الموند زندگی معنادار را به عنوان یک فرایند باورهای فردی میدانند تا یک منبع نهایی از محتوای باورها. به اعتقاد این پژوهشگران، هرچه فرد به ارزشهای بیشتری باور داشته و متعهد باشد، احساس میکند که زندگیاش از معنای بیشتری برخوردار است. مجتعهد شبستری معتقد است زندگیهای معنادار گوناگون و متفاوتی میتواند وجود داشته باشد که زندگی مؤمنانه یکی از آنهاست.
بامیسر معتقد است هنگامی فرد میتواند احساس کند که از یک زندگی معنادار برخوردار است چهار نیاز او به معنا ارضاء شده باشد.این چهار نیاز عبارتند از 1- هدفمندبودن زندگی 2-احساس کارآمدی و کنترل3-برخورداربودن از ارزشها که بتواند به وسیلهی آنها کنشهایش را توجیه کند 4- وجود یک مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی.
در یک برداشت کلی از این تعاریف میتوان دریافت که آنها در دو جنبه با هم اشتراک دارند)1) معنا روشی کلی و عام از ارزیابی زندگی است و(2)منجر به پایینآمدن سطح عواطف منفی (چون افسردگی و اضطراب)و کاهش خطر ابتلا به بیماری روانی میشود(فلدمن و اسنایدر،2005).
در مورد ضرورت معنا در زندگی میتوان گفت که خداوند متعال انسان را آفریده و آفرینش او عبث و بیهوده نبوده است. قران کریم در این باره می فرماید))أفَحَسِبتُم أنَمَا خَلَقنَا کُم عَبَثًا و أنَکُم إلَینَا لَا تُرجَعُون)) ((آیا گمان میکنید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمیگردید)) چون ((آفرینش))انسان بیهوده نیست،((آفریده خدا))نیز بیهودهگرا نیست.
برخی اعتقاد دارند که بین معنویت و دینداری باید تفاوت قائل شد برای مثال،لگره(1984)بین معنویت و دینداری تمایز قائل میشود. وی معتقد است که معنویت بر آنچه که در درون قلب به وقوع میپیوندد متمرکز است ولی در دینداری تلاش میشود تا تجارب در درون یک سیستم اعتقادی تدوین شوند و رمزگردانی گردند. در فرهنگ اسلامی/ایرانی هم بین معنویت و دینداری تمایز قائل شدهاند و این دو را یکی نمیدانند. نصر(1387)معتقد است که معنویت در قلب اسلام و کلید فهم جنبههای مختلف آن است. از نظر مسلمانان زندگی معنوی هم بر ترس از خدا مبتنی است و هم بر عشق به او.معناداری زندگی و جایگاه و اهمیت آن برای برخورداربودن از یک زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر و غیرقابل کتمان است(ریف و سینجر،1998 به نقل از کینگ و دیگران،2006). برخی از مولفان با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وج
ود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند قفل و گره مشکلات زندگی را باز نماید و باعث شود تا افراد کنشهای مثبتی انجام دهند(فرانکل،1984،1963).به همین لحاظ اغلب زندگی معنادار را از عوامل مهم سلامت روانشناختی میدانند(دباتس،فاندر لوبه،زمان،1993؛ فرانکل،1978،1963؛ یالوم،1980؛ زیکا و چمبرلین ،1992؛ به نقل ازاز فلد من و اسنایدر 2005)برخی از روانشناسان مانند آلپرورت (1954)،فرانکل(1972)، و مازولو(1962)، وجود معنا در زندگی، به عنوان مهمترین عامل مؤثر بر کنشهای روانشناختی مثبت میدانند. یافتههای پژوهشی متعددی نشان دادهاند که وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی-عاطفی است و به صورت سیستماتیکی با ابعاد گوناگونی ازشخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرسها، مذهب و فعالیتهای مذهبی و اختلالات رفتاری ارتباط دارد. بررسی ارتباط بین وجود معنا درزندگی با سازههای دیگر روانشناسی مثبت مثلا امید و تأثیر تعاملی آنها برای برخورداربودن از یک زندگی شاد و سعادتمند و سلامت روانی در سالهای اخیر به شدت مورد توجه پژوهشگران و صاحب نظران قرار گرفته است.