منابع پایان نامه ارشد با موضوع حاکمیت شرکتی درون سازمانی و سازوکارهای حاکمیت شرکتی

منابع پایان نامه ارشد با موضوع حاکمیت شرکتی درون سازمانی و سازوکارهای حاکمیت شرکتی


Widget not in any sidebars

2-2-2- سازوکارهای حاکمیت شرکتی
بررسیها نشان میدهند که هر کشور سیستم حاکمیت شرکتی منحصربهفرد خود را دارد. به اندازه کشورهای دنیا، سیستم حاکمیت شرکتی وجود دارد. تلاشهای انجام شده برای طبقهبندی سیستمهای حاکمیت شرکتی، با مشکلاتی همراه بوده است. با این حال، یکی از بهترین تلاشها طبقهبندی معروف به سیستمهای درون سازمانی و برون سازمانی است که از پذیرش بیشتری نزد صاحبنظران برخوردار میباشد. در واقع، بیشتر سیستمهای حاکمیت شرکتی، بین این دو طبقه قرار میگیرند و در بعضی از ویژگیهای آنها مشترکند. این دوگانگی حاکمیت شرکتی، ناشی از تفاوتهایی است که بین فرهنگها و سیستمهای قانونی وجود دارند. با این همه، کشورها تلاش دارند تا این تفاوتها را کاهش دهند و امکان دارد که سیستمهای حاکمیت شرکتی در سطح جهانی به هم نزدیک شوند (حساس یگانه، 1385).
سیستم حاکمیت شرکتی موجود در کشورها با تعدادی عوامل داخلی (درون سازمانی) از جمله ساختار مالکیت شرکتها، وضعیت اقتصادی، سیستم قانونی، سیاستهای دولتی و فرهنگی معین میشود. ساختار مالکیت و چارچوبهای قانونی از اصلیترین و تعیینکنندهترین عوامل سیستم حاکمیت شرکتی هستند که مورد توجه بسیاری از محققان قراردارند. حاکمیت شرکتی درون سازمانی، سیستمی است که در آن شرکتهای بورسی یک کشور، تحت مالکیت و کنترل تعداد کمی ازسهامداران اصلی هستند. این سهامداران ممکن است اعضای خانواده مؤسس یا گروه کوچکی از سهامداران مانند بانکهای اعتباردهنده، شرکتهای دیگر یا دولت باشند.
به سیستمهای درون سازمانی به دلیل روابط نزدیک رایج میان شرکتها و سهامداران عمده آنها، سیستمهای رابطهای نیز گفته میشود. هر چند در این مدل مشکل نمایندگی کمتری به واسطه سطح تفکیک ناچیز مالکیت و کنترل مدیریت وجود دارد. در بسیاری از کشورها، از قدرت سوءاستفاده میشود. سهامداران اقلیت نمیتوانند از عملیات شرکت آگاه شوند. شفافیت کمی وجود دارد، وقوع سوءاستفاده محتمل به نظر میرسد و معاملات مالی مبهم و غیرشفاف است.
همچنین عوامل برونسازمانی ازقبیل میزان جریان سرمایه ازخارج به داخل، وضعیت اقتصاد جهانی، عرضه سهام در بازار سایر کشورها و سرمایهگذاران نهادی فرامرزی بر سیستم حاکمیت شرکتی موجود در کشور تأثیر دارند. عبارت برونسازمانی به سیستمهای تأمینمالی و حاکمیت شرکتی اشاره دارد. دراین سیستمها، شرکتهای بزرگ توسط مدیران کنترل میشوند و تحت مالکیت سهامداران برونسازمانی یا سهامداران خصوصی قراردارند. این وضعیت منجر به جدایی مالکیت از کنترل (مدیریت) میشود. که توسط برل و مینز (1932) مطرح شد. همان طور که بعدها جنسن و مکلینگ (1976) در نظریه نمایندگی مطرح کردند مشکل نمایندگی مرتبط با هزینههای سنگینی است که به سهامداران و مدیر تحمیل میشود. اگرچه در سیستمهای برون سازمانی، شرکتها مستقیماً توسط مدیران کنترل میشوند، اما به طور غیرمستقیم تحت کنترل اعضای برونسازمانی قرار دارند. اعضای مذکور، نهادهای مالی و همچنین سهامداران خصوصی هستند (حساس یگانه،1385).
سنجش کیفیت سیستمهای حاکمیت شرکتی از طریق آزمون اثرات احتمالی سازوکارهای حاکمیتی مختلف بر شاخصهای مالی و حسابداری صورت میپذیرد. با توجه به مطالعات پیرامون حاکمیت شرکتی بینالمللی، محققان سازوکارهای مختلفی را در بررسی کیفیت حاکمیت شرکتی در کشورهای مختلف مورد آزمون قراردادهاند، که اهم این سازوکارها به شرح جدول زیر میباشد:
خصوصیات ترکیب هیئت مدیره شامل اندازه و ساختار هیئت مدیره است: تعداد مدیران حاضر درهیئت مدیره، بخشی از مدیران که خارجی (خارج از شرکت) هستند، آیا مدیر ارشد اجرایی و رییس هیئت مدیره یک شخصی هستند.
مطالعه پاداش هیئت مدیره اساساً با درجه پاداشی که به مدیران پرداخت میشود (به منظور همسویی منافع آنها با منافع سهامداران) مرتبط است. با استفاده از متون علمی و حرفه ای موجود در زمینه هیئت مدیره و توصیههای انجام شده در آیینهای حرفهای گوناگون، میتوان این شرایط را برای «هیئت مدیره مطلوب» ارائه کرد:
جلسات هیئت مدیره باید به صورت منظم برگزارشود؛
در هیئت مدیره، باید توازن قوای مطلوبی برقرار باشد؛
نباید اجازه داده شود که شخص خاص، بر جلسات هیئت مدیره و فرآیند تصمیمگیری در آن مسلط شود؛
اعضای هیئت مدیره باید با بلند نظری، به پیشنهادهای اعضای دیگر توجه کنند؛
اعضای هیئت مدیره باید دارای صفات عالی اخلاقی و درجه والایی از درستکاری؛ راستی و امانتداری باشند؛
بین اعضای هیئت مدیره، باید روابط قوی و ارتباطهای مؤثری وجود داشته باشد؛
هیئت مدیره باید مسئولیت صورتهای مالی را برعهده گیرد؛
اعضای غیرموظف (غیراجرایی) هیئت مدیره، باید (معمولاً) دارای دیدگاه مستقلی باشند؛
هیئت مدیره باید آمادگی پذیرش افکار و راهبردهای جدید را داشته باشد (گرت،1996) ؛
هیئت مدیره باید دارای درک عمیقی از کسبوکار شرکت باشد؛
هیئت مدیره باید از ماهیت پویایی برخوردار باشد؛
هیئت مدیره باید خطرهای ذاتی مربوط به فعالیتهای تجاری شرکت را بشناسد؛
هیئت مدیره با
ید آمادگی خطرهای حساب شده را داشته باشد: نپذیرفتن خطر، یعنی محروم شده از بازده؛
هیئتمدیره باید مراقب مسائل مطرح شده از سوی ذینفعان شرکت باشد و برای برخورد فعال با آنها، آمادگی لازم را کسب کند؛
با توجه به اهمیت روزافزون موضوع آموزش، اعضای هیئت مدیره باید در دورههای آموزشی لازم شرکت کنند.
در گزارش کدبری توصیه شده که باید بین اعضای هیئت مدیره، توازن قوا وجود داشته باشد تا هیچ کس قادر به کنترل « بیقید و شرط» فرآیند تصمیمگیری در شرکت نباشد. در شرکتهای دارای سازوکارهای «مطلوب» حاکمیت شرکتی از قبیل تفکیک وظایف یا ترکیب بهینهای از مدیران موظف و غیرموظف (غیراجرایی)، به احتمال زیاد نظارت مؤثرتری برمدیرت صورت میگیرد ( حساس یگانه و باغومیان،1385).

مدیر سایت