منبع تحقیق با موضوع نظام قدرت درون خانواده و سرمایه فرهنگی خانواده

دانلود پایان نامه
کاربرد اینترنت درکاربرانی که خانواده آنان دارای پایگاه اقتصادیاجتماعی پایینی است، موجب کاهش روابط اجتماعی آنان میشود.
کاربرد اینترنت درکاربرانی که خانواده آنان دارای پایگاه اقتصادیاجتماعی پایینی است، موجب کاهش پایبندی به ارزش های خانوادگی میشود.
2-4-3- نظام قدرت درون خانواده
اما در بحث نظریه نظام قدرت باید گفت “مفهوم قدرت در خانواده چندان شفاف نیست. درباره مفهوم سازی ابعاد قدرت در خانواده از سوی نظریه پردازان اجماع کامل وجود ندارد؛ با وجود این اختلافات نظری، بسیاری از محققین در تحقیقات سوای اختلافات لغوی وجه تصمیمگیری را به عنوان مصداق مفهوم قدرت در خانواده به کار میبرند. وقتی سؤال میشود چه کسی اعمال قدرت میکند، این امر به طور اخص متوجه تصمیمگیرها در خانوادهاست” (اولسون547:1969). معنای عام قدرت، توانائی کنترل بر اعمال سایر افراد علیرغم میلشان است (هورتن،1972و برون،1994). ماکس هورکهایمر در مقاله مشهور خود “اقتدار و خانواده در دوران معاصر ” شرحی تاریخی از خانواده ارائه میدهد و در آن اشاره میکند که هر چند در دوران قبل، پدر خانواده به علت مالکیت بر اموال خانواده دارای قدرتی بود، اما در اثر دگرگونیهای اقتصادی جامعه و از میان رفتن واحد تولیدی خانواده، به پدری حقوقبگیر و وابسته به کارفرما تبدیل شده است. به این ترتیب اقتدار پدری که در دوران طولانی شرط بقا جامعه بود، بیمعنا شد. اما در جوامع صنعتی هنوز بر آرمان پدر مقتدر در خانواده تاکید میکردند و او معتقد بود که تاکید بر اقتدار در زمانی که از لحاظ اجتماعی ضرورت آن وجود ندارد، مشکل ساز خواهد بود (اعزازی ،90؛1389).
بوئرمن الگوهای ساختار قدرت خانواده را در سطوح زیر دیده است (بوئرمن،1964).
1-ساختار مستبدانه- پدر یا مادر بر فرزند صرفا دیکته میکنند و فرزند حق اظهار نظر ندارد.
2-ساختار اقتدارگرایانه- پدر یا مادر به حرف فرزندان گوش میدهند، اما خودشان تصمیم میگیرند.
3- ساختار دموکراتیک- به فرزند فرصت کافی برای تصمیمگیری داده میشود، ولی تائید تصمیم با اولیا است.
4- ساختار مبتنی بر برابری- سهم اولیا و فرزندان در تصمیمگیری به صورت مشارکت 50 به 50 می باشد.
5- ساختار مخیرانه- فرزند نسبت به اولیا نفوذ بیشتری در تصمیمگیریها دارد. به عبارتی، تصمیم فرزند مورد تمایل و توجه اولیا قرار میگیرد.
با پذیرش تعاریف و الگوهای فوق به نظر میرسد ساختار نظام قدرت در درون خانواده می تواند در بروز پیامدهای اجتماعی ناشی از کاربرد اینترنت اعضای خانواده تاثیر بگذارد. به نظر میرسد، هر چه سطح تحصیلات اعضای خانواده بالاتر و زنان در عرصههای اجتماعی حضور بیشتری داشته باشند، ساختار قدرت افقیتر (دموکراتیک) بوده و افراد آزادی عمل بیشتری در تصمیمات شخصی دارند و در تصمیمات خانوادگی نیز از نظرات آنها استفاده میشود. تجربهی مشارکت در تصمیمگیریهای خانوادگی، منجر به شکلگیری نگرش خاصی در افراد نسبت به حضور در فعالیتهای اجتماعی میشود اما در خانوادههای با نظام سنتی، ساختار قدرت عمودی (مستبدانه یا مقتدرانه) بوده و آزادی عمل در تصمیمهای شخصی کمتر میباشد و زنان حضور کمتری در عرصههای اجتماعی دارند و بیشتر نقش خانهداری را ایفا میکنند واضح است که ساختار قدرت در بروز پیامدهای اجتماعی ناشی از کاربرد اینترنت برای کاربران متفاوت است.
محقق در این پژوهش درصدد است این موضوع را بررسی کند بسته به این که نظام قدرت درون خانواده به چه شکلی باشد میزان استفاده از اینترنت و در نتیجه تاثیرات آن متفاوت خواهد بود. خانوادههایی که الگوی نظام قدرت درون آنها دموکراتیک باشد میزان و زمان استفاده از اینترنت برای همهی اعضای خانواده در شرایط برابر قرار دارد و اعضا به اندازه مساوی می توانند از آن بهره ببرند. اما در خانوادههایی که الگوی نظام قدرت درون خانواده مستبدانه است اینترنت به میزان و زمان مساوی در اختیار همگان قرار ندارد چون بسته به جنسیت، سن و الگوی فرهنگی خانواده افراد خاصی می توانند مدت زمان بیشتری از اینترنت استفاده کنند در حالی که زنان در خانواده چنین حقی را ندارند. محقق متصور است در خانواده هایی که الگوی نظام قدرت در آن غیر دموکراتیک است افراد پایبندی کمتری به نظام ارزشهای خانوادگی دارند زیرا فرد حق آزادی و انتخاب ندارد و پذیرش نظام ارزشهای خانوادگی از روی اجبار بوده است اما در خانوادههای با الگوی نظام قدرت دموکراتیک به دلیل داشتن حق انتخاب و آزادی عمل بیشتر افراد پایبندی بیشتری به ارزشهای خانوادگی بیشتر می باشد زیرا فرد آزادانه دست به انتخاب زده است.
بدین ترتیب انتظار میرود تاثیرات اینترنت بر خانوادهای دارای نظام قدرتدموکراتیک و غیر دموکراتیک متفاوت بوده و یکسان نباشد. در این پژوهش تنها از دو ساختار مستبدانه و دموکراتیک برای تبیین نظام قدرت استفاده خواهیم کرد و به فرضیات زیر پاسخ می دهیم:
کاربرد اینترنت در کاربرانی که نظام قدرت در خانوادهی آنان غیردموکراتیک است موجب کاهش روابط اجتماعی آنان میشود.
کاربرد اینترنت در کاربرانی که نظام قدرت در خانواده آنان غیردموکراتیک است، موجب کاهش پایبندی آنان به ارزش های خانوادگی میشود.
2-4-4-سرمایه فرهنگی خانواده
سر ادوارد برنت تایلور، انسان شناس انگلیسی، در آغاز کتاب فرهنگ بدوی وی، نه تنها نخستین تعریف علمی از فرهنگ (1871) بلکه غالباً به عنوان تعریفی جامع و مانع بدین شرح ارائه می دهد: فرهنگ، کلیت درهم تافتهای شامل دانش، دین، هنر، اخلاقیات، آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عادتی است که آدمی همچون عضوی از جامعه به دست میآورد (آشوری1380:112) اما اصطلاح سرمایه به ثروت انباشته (به خصوص آنچه برای تولیدثروت بیشتر به کار میرود) اطلاق میشود(www.meriam-webster.com) . لیکن سرمایه فرهنگی اصطلاحی جامعه شناختی است که از زمانی که پیربوردیو در سال1973 آن را مطرح ساخت، کاربرد گستردهای پیدا کرد. اصطلاح سرمایه فرهنگی نخستین بار توسط پیربوردیو به ادبیات علوماجتماعی و انسانی وارد شد. به نظر بوردیو، سرمایه هر منبعی است که در عرصه خاصی اثر بگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را از طریق مشارکت در رقابت بر سر آن به دست آورد (استونز1998:221). به عقیده بوردیو در هر میدانی، میان بازیگران یا گروههای اجتماعی، چهار نوع سرمایه رد و بدل میشود که عبارتاند از الف: سرمایه اقتصادی ب: سرمایه اجتماعی پ: سرمایه فرهنگی ت: سرمایه نمادین. سرمایه فرهنگی، یعنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد و آن در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته میشوند. ( فکوهی،1381:300) از دیدگاه بوردیو، سرمایه آن چیزی است که به عنوان یک رابطه اجتماعی در درون یک سازواره از تعاملات، عمل مینماید و دامنه آن بدون هیچ تمایزی به تمامی کالاها، اشیاء و نشانههایی که خود را به عنوان چیزهای کمیاب و ارزشمند، عرضه میدارند (و در یک ساختار مشخص اجتماعی، مورد تقاضا هستند) کشیده میشود و سرمایه فرهنگی به عنوان یک رابطه اجتماعی درون سازوارهای از تعاملات که مشتمل بر دانش فرهنگی انباشته عمل می کند، منتهی به قدرت و منزلت میگردد (هارکر1990:13به نقل از روحانی:1388).
محقق در این پژوهش درصدد آن است این موضوع را بررسی کند که بسته به اینکه خانواده تا چه اندازه دارای سرمایهفرهنگی باشد میزان استفاده از اینترنت و در نتیجه تاثیرات آن متفاوت خواهد بود. خانوادههایی که دارای سرمایه فرهنگی بالایی هستند استفاده از اینترنت اهمیتی همشان و همطراز سایر فعالیتهای متعدد فرهنگی دارد و قادر به جایگزینی آنها نیست. مثلا رفتن به سینما، کتاب خواندن، ورزش کردن ،گالری رفتن و … . اما در خانوادهای که سرمایه فرهنگی آن پایین است اینترنت جای تمام فعالیتها را میتواند بگیرد. چون هم دانش فرهنگی افراد پایین است و هم رفتارهایی که انجام می دهند با اینترنت قابل جایگزینی است چرا که وقتی سرمایه فرهنگی پایین است مجموعهی وسیعی از فعالیتهایی که در بالا به آنها اشاره شد ضرورتی نمییابند. بنابراین افراد ساعتها پای کامپیوتر و اینترنت می نشینند و اتفاقا به نظر خودشان در حال انجام دادن یک فعالیت فرهنگی مدرن هستند، در حالی که در واقع اینگونه نیست. به طور خلاصه سرمایهفرهنگی بالا منوط به رفتارهای فرهنگی و دانشفرهنگی است که به راحتی با اینترنت قابل جایگزینی نیست. بدین ترتیب انتظار می رود تاثیرات اینترنت بر خانوادههای دارای سرمایه فرهنگی متفاوت، یکسان نباشد.
در این پژوهش تنها از دو ساختار بالا و پایین برای تبیین سرمایه فرهنگی استفاده خواهیم کرد و به فرضیات زیر پاسخ می دهیم:
کاربرد اینترنت در کاربرانی که خانواده آنان دارای سرمایهفرهنگی کمی است، موجب کاهش روابط اجتماعی آنان می شود.
کاربرد اینترنت در کاربرانی که خانواده آنان دارای سرمایهفرهنگی پایینی است، موجب کاهش پایبندی آنان به ارزش های خانوادگی می شود.
2-5- فرضیه های پژوهش: