منبع پایان نامه ارشد درمورد محافظه کاری و طبیعت انسان

virtual human 3dillustration on business and learning technology background represent learning process.

به نظر نمیرسد که افلاطون دغدغه احقاق حقوق زنان و یا بیرون کشیدن آنان از وضعیت موجود در راستای ترقی فردی آنها داشته است. در ”قوانین“ افلاطون بدون پرده پوشی آشکار میکند که تنها و تنها دغدغه برپایی و شکوفایی جامعهای پایدار، قدرتمند، سالم و یکپارچه را دارد و در همین راستا هرگز نمیتواند از نیروی پنجاه درصدی زنان در خدمات اجتماعی و نظامی چشم پوشی کند.
Widget not in any sidebars

در واقع شاید بتوان گفت غرض او به هیچ روی متفاوتتر و یا متعالیتر از قانونگذاران پیشین نبوده است. آنان نیز بنا به مصالح اجتماعی همچون تقسیم نشدن اراضی و ثروت ترجیح میدادهاند زنان را خانهنشین کنند و به دور از آموزش نگاه دارند. هر چند که شاید اغراض خودخواهانه و منفعتطلبانه مردانه در قوانین افلاطونی حضور کمتری دارند و منفعت اجتماع بر هر گونه سودجویی پیشی جسته باشد.
افلاطون در ”قوانین“ برای تفاوتهای جسمی و روحی زنان و مردان اهمیت قائل شود. چنانکه وی گاهی صحبت از سرودها و موسیقیهای مجازی میگوید که مرکب از آهنگهایی با وزنهای معتدل و آرام هستند و با طبیعت زنانه سازگارترند در مقابل آهنگهای نمایان کننده دلیری و قهرمانی که باید خاص مردان شمرده شود.(قوانین، 1356: 803)
همچنین افلاطون اغلب با توجه به ضعف جسمی زنان در جای جای ”قوانین“ مراقب است که کارهای فوق طاقت را برای زنان مقرر نکند و در عین حال به سبب زن بودن، آنها را از کارهایی که شاید مورد علاقه آنها باشد باز ندارد. بعنوان مثال زمانی که از قوانین مسابقات اسب سواری سخن میگوید به این نکته هم اشاره میکند که «زنان را به شرکت در این مسابقات مجبور نخواهیم کرد ولی اگر دخترانی پیدا شوند که در آن ورزشها تمرین کرده و مهارت بدست آوردهاند و از نیروی بدنی کافی بهرهمندند ،آنان را نباید از شرکت در مسابقات بازداشت.» (قوانین، 1356: 835) و آنجا که از تربیت کودکان سخن میگوید به این نکته توجه میدهد که اگرچه لازم است کودکان دختر و پسر پس از سن شش سالگی جداگانه آموزش داده شوند و کار با جنگ افزار ها باید در دستور کار آموزشی پسران باشد ولی «دختران نیز اگر دارای استعداد کافی باشند باید راه بکار بردن جنگ افزار را فرا گیرند. در این باره در روزگار ما روش نادرستی متداول است که هیچ کس به آن توجه ندارد.» (قوانین، 1356: 794)
مشخص نیست که افلاطون به واسطه تجربه و یا از سر محافظه کاری چنین سخن میگوید اما آنچه در بررسی گفتگوی ”قوانین“ نسبت به گفتگوی ”جمهور“ بدست میآید این است که او نسبت به عرف اجتماع منعطفتر شده است. ”اشتراوس“ میگوید: «جمهور و دولتمرد هر یک به طریق خود محدودیت ذاتی و ویژگیهای اساسی مدینه را آشکار میسازند. لذا این دو پاسخ به مسأله بهترین نظم سیاسی یعنی بهترین نظمی که با طبیعت انسان سازگار است را پیریزی میکنند. اما آنها خود بهترین نظم سیاسی ممکن را پیش نمیکشند. این کار به قوانین واگذار شده است.» (Strauss, 1987: 78)
مسلم این است که دست نیافتن به جامعه ایدهآل که همان جامعه مرتبه اول و اشتراکی است باعث شده است تا