پایان نامه ارشد درباره شورای همکاری خلیج فارس و سازمان کنفرانس اسلامی

۳d render illustration of molecules structures. Science concept

Widget not in any sidebars
وزیر امور خارجه، نیز تصریح می کند که « جهت گیری های دولت نهم، در چارچوب انقلاب اسلامی و ارزش های نظام جمهوری اسلامی ایران است». « دولت نهم در راستای دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی و جمهوریت نظام در پی اتخاذ رویکرد جدید در روابط جمهوری اسلامی با غرب بر اساس آموزه های انقلاب اسلامی بر آمده است.» (روزنامه ی ایران، 1390)
3-10-3 نقش سیاست خارجی دولت احمدی نژاد در شکل گیری شالوده شکنی نظم موجود:
واسازی یا شالوده شکنی یک روش قرائت و شیوه ی تدوین متن است که معمولاَ و اصالتاَ در ادبیات و نظریات پست-مدرن به کار می رود. در این روش تلاش می شود که تقابل ها، قطب بندی ها، دوگانگی ها و سلسله مراتب مفهومی که در متن ثابت، طبیعی، منطقی و مشروع تلقی می شود، را بر هم زده و جابجا سازد. واسازی یا شالوده شکنی در صدد است تا از طریق بازنگری، بازبینی و باز خوانی متن نشان دهد که چنین تقابل ها و سلسله مراتب مفهومی لزوماَ طبیعی، منطقی و مشروع نیست. بر این اساس، روابط و مناسبات بین المللی به طور عام و نظم و نظام بین الملل به طور خاص به مثابه یک متن است که در فرایند تاریخ و زمان نوشته شده است. لذا می توان گفت که نظم وستفالیایی مبتنی بر نظام دولت_ملت، نظام دو قطبی دوران جنگ سرد و نظام بعد از 11 سمپتامبر نه تنها طبیعی، منطقی و بدون تغییر نیستند بلکه ناعادلانه و نامشروع نیز می باشند.اصول گرایی در دو بعد تبیینی و تخریبی به واسازی نظم و نظام بین الملل موجود می پردازد. در بعد تبیینی، از طریق توصیف و تبیین سرشت ناعادلانه ی وضع موجود و نظم مستقر، سعی می کند آن را غیر طبیعی ساخته و از آن مشروعیت زدایی کند. غیر طبیعی کردن، یعنی نشان دادن این امر که نظم و نظام بین الملل موجود مانند هر پدیده و واقعیت اجتماعی دیگر زمانمند و مکانمند بوده که تحت شرایط خاصی امکان وجود یافته و در گذر زمان در اثر غلبه و حاکمیت طبیعی انگاشته می شود. تداوم و استمرا این توفق نوعی مشروعیت را نیز به همراه دارد. در فرآیند غیر طبیعی کردن تلاش می شود با بر ملأ ساختن ماهیت حدوثی نظم ونظام موجود این مشروعیت که به مرور زمان به دست آمده، نیز سلب گردد. (دهقانی، 1377، متن سخنرانی)
بر این اساس، یکی از مهم ترین برنامه ها و اهداف سیاست خارجی دولت نهم، توصیف و تبیین وضع و نظم ناعادلانه و نظام سلطه ی جهانی است. به ویژه که رئیس جمهور دولت نهم بیشترین انرژی و نیروی دیپلماتیک خود را مصروف توصیف و تعلیل این واقعت نامطلوب بین المللی ساخته است. به گونه ای که محور اصلی و موضوع کانونی سخنرانی وی در شصت و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در شهریور ماه 1385، تشریح وضعیت نامطلوب نظام بین الملل ناعادلانه و مناسبات مبتنی بر زور، تجاوز و تبعیض است. هم چنین وی بار ها اعلام می دارد که ساختارها و سازمان های بین المللی که حاصل توزیع قدرت پس از جنگ جهانی دوم بوده اند، دیگر کارآیی و مشروعیت بین المللی ندارند. «…در روابط دو جانبه، منطقه اى، جهانى همه جا مبنا عدالت است، حتى در سازمانهاى جهانى. سازمانهاى جهانى درست شده اند براى اینکه عدالت را در جهان برپا کنند. ما نباید هیچ نظم ظالمانه اى را در سازمانهاى جهانى بپذیریم. باید تلاش کنیم اصلاح بشوند. …» منوچهر متکی، وزیر امور خارجه نیز بیان می دارد: « معتقدیم نظام جهانی بین المللی از فقدان عدالت رنج می برد و از سویی هژمونی و سلطه ی یک یا چند قدرت بزرگ در این نظام بین المللی کارایی ندارد. (روزنامه ی ایران، 30/5/1386، 5)
غیر طبیعی کردن و مشروعیت زدایی از نظم و نظام بین الملل برای واسازی و شالوده شکنی آن لازم ولی کافی نیست. لذا در دومین گام، گفتمان اصول گرایی در صدد تخریب و سپس تغییر نظم موجود برای استقرار نظم مطلوب است. از اینرو دولت نهم یکی از اولویت ها و اهداف سیاست خارجی خود را «مقابله با استعمار فرا نو و مبارزه با ترفند های نظام سلطه ی جهانی تعیین و تعریف می کند».
راهکار دیگر وزارت امور خارجه برای تغییر و تحول نظام بین الملل به صورت انتقاد از سازمان ها، نهاده و قواعد و قوانین بین المللی و تلاش برای اصلاح آن ها تجلی می یابد. چون یکی از مظاهر نظم و نظام بین المللی ناعادلانه سازمان ها و نهاد های نامطلوب و نا کارآمد تلقی می شود که بی عدالتی و تبعیض را نهادینه می سازند. رئیس جمهور دولت نهم هم در اجلاس عمومی سازمان ملل به شدت از ساختار و ساز و کار سازمان ملل و شورای امنیت انتقاد می کند و خواستار اصلاح و تغییر آن می شود.رئیس جمهور دولت نهم تنها راه برون رفت از وضعیت موجود را اصلاح و تغییر ساختار سازمان ملل و شورای امنیت بر اساس اصول دموکراتیک و رعایت حقوق برابر همه ی اعضا می داند. بر این اساس رئیس جمهور به متولیان دستگاه دیپلماسی کشور گوشزد و تأکید می کند که « مأموریت بزرگ امروز جمهوری اسلامی ایران اصلاح و تغییر ساختار مناسبات و روابط بین المللی در جهت منافع ملت ها و ترسیم شرایط مطلوب است». « سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل از بدو پیدایش، که در یک ساختار نظام دو قطبی شکل گرفت دراختیار دو بلوک شرق وغرب بود بعد فروپاشی شوروی ویک جانبه گرایی ایالات متحده این سازمان به ابزار سلطه این کشور تبدیل گردید. کشور های دیگر نه تنها نمی توانند از پتانسیل های این سازمان استفاده کنند بلکه به عنوان ابزاری در دست نظام سلطه برای جلوگیری از احقاق حق شان گردیده است.
سیاست خارجی این دوران تغییر و تحول در نظم و نظام بین الملل را پیگیری می کند. در همین راستا در صدد ائ
تلاف سازی منطقه ای و جهانی برای مقابله با نظام استکباری به رهبری آمریکا بر آمد. متنوع سازی روابط و مناسبات خارجی جمهوری اسلامی ایران با کشوره و منطق غیر غربی نیز در این چارچوب صورت گرفت.از جمله کار هایی که در این دوره برای واسازی نظم موجود در سیاست خارجی صورت گرفت، می توان به موارد زیر اشاره نمود:
ادعاى واهى مبارزه با تروریسم برخى قدرتها پس از واقعه 11 سپتامبر؛ جا به جایى متهمان در مقام مدعى، مهم ترین دشوارى مبارزه با تروریسم؛ سازمان ملل: « سازمان باید دولتها را به گسترش معنویت و عشق به انسانیت رهنمون سازد. در این حالت، تحقق اتحاد ملل را پایه ریزى کرده است. تمامى ساختار سازمان باید با حساسیت ویژه، با ویروس مخرّب یک جانبه گرایى مقابله نماید. امروز امنیت روانى و زیستى ملت ها بیش از گذشته به مخاطره افتاده است. یک جانبه گرایى، تولید و به کارگیرى سلاح هاى کشتار جمعى، فشارهاى روحى و تهدیدات و تحمیل جنگ بر ملت ها به بهانه ی ایجاد امنیت و رفاه براى برخى قدرت ها، عملاً مسئولیت سازمان ملل را براى استقرار شجاعانه ی عدالت در همه ی عرصه هاى جهانى و به نفع آرامش انسان ها دوچندان کرده است. به گمان ما نمى توان آسایش، صلح، امنیت و رفاه را در بخشى از جهان به بهاى جنگ، نا امنى، لشکر کشى، تبعیض و فقر در نقاط دیگر تأمین کرد. فلسفه وجودى سازمان ملل بسط صلح و آرامش در جهان است. بنابراین، تجویز اقدام پیش دستانه که مبتنى بر ارزیابى نیت ها و نه واقعیت ها و رویکردى جنگ طلبانه به شکل مدرن است، خلاف روح سازمان ملل و منشور آن است. ترکیب شوراى امنیت باید از توازن منطقى و دموکراتیک برخوردار شود و در صورت پذیرش اصل عضویت دائم تعدادى از کشورها، ترکیب قابل قبولى از نمایندگان همه قاره ها و تمدن هاى عمده جهان به عنوان نمایندگان دائم شرکت نمایند. اینجانب مراتب تأسف خود را از اینکه بیش از پنجاه کشور اسلامى با جمعیتى بیش از یک میلیارد و دویست میلیون نفر و قاره پُراستعداد افریقا هیچ نماینده اى در شوراى امنیت ندارند و قاره پهناور آسیا با تمدن هاى کهن فقط یک نماینده دارد، اعلام مى دارم. سازمان باید در موقعیتى باشد که فارغ از اعمال نظرهاى گزینشى میزبان، همه دولتها، گروهها و تشکلهاى مردمى از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفر کنند و بدون واهمه به گفتگو بنشینند… » (سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان؛ 1386)
3-10-4 نقش نخبگان سیاسی در شکل گیری شعار تقویت استراتژی چند جانبه گرایی:
به منظور مقابله با نظام استکباری، یکی از اهداف سیاست خارجی دولت نهم، تقویت استراتژی “چند جانبه گرایی در سطح بین الملل و مقابله با یک جانبه گرایی در عرصه ی بین الملل” و “گسترش همکاری با کشورهای مستقل و غیر متعهد” اعلام گشت. در قالب این راهبرد، همانگونه که وزیر امور خارجه تصریح می کند:
« یکی از محورهای سیاست خارجی دولت نهم … متنوع سازی روابط بین المللی ایران با تأکید بر مقابله ی منطقی با سلطه ی جهانی و یکجانبه گرایی تأمین منافع ملی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از طریق ایجاد ائتلاف در اقصی نقاط جهان است.» (صدقی، 1392، 124)
نمود های عینی و رفتاری رویکرد و رفتار نوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوران حاکمیت گفتمان اصول گرایی، برای موازنه سازی و متنوع سازی را می توان در این اقدامات خلاصه کرد: سیاست نگاه به شرق به معنای همکاری و گسترش روابط با روسیه، چین و هند برای موازنه سازی در برابر غرب و آمریکا و عضویت ناظر در سازمان همکاری شانگهای؛ تقویت و توسعه ی همکاری ها، مناسبات، ساختارها و سازمان های منطقه ای و اسلامی مانند اکو و سازمان کنفرانس اسلامی؛ روابط دو جانبه با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس؛ متنوع سازی مذاکرات هسته ای فراتر از اروپا؛ تلاش برای فعال کردن جنبش عدم تعهد و استفاده ی نمادین از آن به ویژه در پرونده ی هسته ای با گسترش روابط با کشور های همسوو ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی در تمامی مناطق جهانبه ویژه کشورهای آمریکای لاتین، مانند ونزوئلا و نیکاراگوا. در همین راستا رئیس جمهور دولت نهم اعلام نمود : «ما یعنى جمهورى اسلامى از اول خواهان گسترش رابطه با همه کشورها و ملت ها بوده ایم. در سیاست خارجى اصل تغییر ناپذیر، توسعه ارتباطات همه جانبه با همه دنیاست. یکى دو استثنا وجود دارد که دلایل آن ها هم مشخص است. یکى رژیم نا مشروع اشغال گر فلسطین است، یکى هم شیطان بزرگ است که تا زمانى که این ماهیت را دارد، شرایط ما به همین ترتیب است.»
تقویت استراتژی چند جانبه گرایی یکی از موارد نادر سیاست خارجی دولت نهم بود که نخبگان سیاسی فکری با آن کاملا موافق بودند. (صدقی، 1392، 136)
3-10-5 نقش نخبگان سیاسی در شکل گیری شعار جامعه ی مهدوی:
در دوران ریاست جمهوری احمی نژاد سعی شد تا به جای جمعه ی مدنی اصلاحات جامعه ی مهدوی طرح ریزی و به جهان عرضه گردد. به همین منظور اندکی به اختصار به معرفی این جامعه در عرصه ی بین المللی می پردازیم. در جهان امروزی جوامع انسانی، در شرایط سخت و طاقت فرسایی از نظر فقدان امنیّت و آرامش در ابعاد گوناگون حیات، زندگی می کند. نبود عدالت، وجود جنگ های فراوان، تبعیض و … از ویژگی های دهکده ی نوین جهانی می باشد. امّا در عصر ظهور امام مهدی(ع) ترس و دلهره در همه ابعادش نابود گردیده و امنیّت و آرامش جامعه ی جهانی را فر می گیرد. و عدالت سایه گستر و حاکم می شود. در جامعه ی مهدوی تمام امت_دولت ها در روابط بین الملل و در عرصه ی تعاملات اجتماعی از قدرت رای یکسانی
برخوردارند. و می تون گفت بدین طریق تمام امت_دولت ها برابرند و عدالت در میان آن ها برقرار است. در جامعه ی مهدوی هر امت_دولت به طرف صلح عادلانه یا مثبت گام بر می دارد. و حاکمیت اخلاق و معنویت در مناسبات جهانی بر قرار می گردد و اصل مهرورزى در سیاست خارجى تمام امت_ملت ها مورد توجه قرار می گیرد و هر امت_دولت بدون توجه به وضع سایر انسان ها از نظررنگ پوست؛ نژاد و ملیت در پی تعامل مثبت با سایر امت_دولت ها بر می آید. در همین راستا دولت نهم در عرصه روابط بین الملل توجه به ملت ها را یکی ازاولویت های سیاست خارجی خود قرار داده بود ومردم محوری واهمیت داشتن دیدگاه ملت ها مورد اهمیت این دولت می باشد. بر این اساس این ملت ها هستند که منشأ تحول در دنیا بوده اند ومی توانند با فشار برروی دولت ها رفتار آن ها را اصلاح نمایند یا با عدم رأی به آن ها باعث تغییر آن ها گردند. در همین راستا دولت نهم استفاده از رسانه ها را در سیاست خارجی در دستور کار خویش قرار داد تا بدین وسیله پیام خویش را به ملت ها برساند.نخبگان سیاسی ابزاری تئوریسین و پیاده کننده ی این استراتژی بوده اند و در این زمینه حاضر به همکاری با نخبگان فکری حوزه هم نشده اند. (خرازی، 1385، 42)
3-11 دیدگاه نخبگان سیاسی ابزاری دولت نهم و دهم در مورد چگونگی سیاست خارجی:
توسعه ی روابط با همه کشورها به جز رژیم نامشروع اشغالگر فلسطین و شیطان بزرگ تا زمانى که این ماهیت را دارد.
اصل عدالت در عرصه سیاست خارجى: « در عرصه ی سیاست خارجى امام بزرگوار ما از همان اول اعلام فرمودند ما نه به کسى ظلم مى کنیم، نه زیر بار ظلم مى رویم. فرمودند تا زمانى که در هر گوشه اى از دنیا ظلم، تجاوز و زورگویى باشد ما هستیم. ما نمى توانیم کنار مظلوم نباشیم. ما باید کنار مظلوم باشیم. ما با مناسبات ظالمانه اى که بر جهان حاکم است نمى توانیم کنار بیاییم. این که ما حالا یک جورى آن را هضم کنیم یا هضم بشویم مطلقاً در سیاست خارجى جمهورى اسلامى جایگاهى ندارد. هر جا که نظام ظالمانه اى باشد چه در یک محدوده خاص چه در عرصه ی جهانى، اقتصادى، فرهنگى، سیاسى ما نمى توانیم با آن کنار بیاییم.
ما عدالت را براى همه مى خواهیم. البته مى دانیم که عزت و کرامت در سایه عدالت محقق مى شود. »
اصل مهرورزى در سیاست خارجى ایران: « … حرکت جمهورى اسلامى مهرورزى است. براساس اعتقادات اسلامى، ما همه بشریت را دوست داریم. ما فکر مى کنیم همه انسانها باید همدیگر را دوست داشته باشند و عاشق هم باشند تا دنیا بتواند روى صلح و دوستى را ببیند.
ما واقعاً هرجایى بر هر ملتى درد و رنجى وارد مى شود غصه دار مى شویم و این خصلت از پیامبر عظیم الشان ما حضرت محمد بن عبدالله به ما به ارث رسیده است که در غم و رنج دیگران مى سوخت. نمى توانیم در مقابل غم و رنج دیگران بى تفاوت باشیم. همه دنیا را دوست داریم. چون همه را دوست داریم با تهدید مخالفیم. »
اصل خدمت به بندگان خدا در سیاست خارجى (سایت اطلاع رسانی رئیس جمهور)