پایان نامه ارشد رایگان درباره کارکردهای فرهنگ سازمانی و تعاریف فرهنگ سازمانی

مقصد: مأموریت سازمان یا نتیجه مورد انتظاری که کارکنان سازمان آن را دنبال می کنند.
در مجموع ارزش ها، اعتقادات، فرضیه ها، افسانه ها، هنجارها و مقاصد مختلفی که مورد قبول اکثر اعضای سازمان است، فرهنگ سازمانی را شکل می دهد (فرنچ، 1999).
Widget not in any sidebars

نلسون و کوئیک فرهنگ سازمانی را این چنین تعریف کرده اند، الگویی از مفروضات اساسی که به عنوان اندیشه ای معتبر مطرح شده و به اعضای سازمان، به عنوان راه و روش ادراک و تفکر و احساس، آموخته می شود (نلسون و کوئیک، 1997، ص 437).
از نظر مک نامارا فرهنگ سازمانی عبارت است از شخصیت سازمان که شامل مفروضات، ارزش ها، فرم ها که نشانه های هویدای اعضای سازمان و رفتارشان می باشد، که بوسیله اعضای یک سازمان درک می شوند (مک نامارا، 2002، ص 215).
هوی و میسکل فرهنگ سازمانی را کوششی برای رسیدن به احساس، عواطف، منش، شخصیت و تصویر یک سازمان می دانند که شامل بسیاری از مفاهیم اولیه سازمان غیررسمی، ارزش ها، ایدئولوژی و سیستم های نوظهور می باشد (سید عباس زاده، ص 221).
دوبرین فرهنگ سازمانی را لیستی از ارزش ها، باورها و اعتقادات مشترک می داند که این ارزش ها و باورهای مشترک بر رفتار کارکنان اثر می گذارد (دوبرین، 1997، ص 233).
یکی از جامع ترین تعاریف فرهنگ سازمانی توسط شاین ارائه شده است: “الگویی از مفروضات بنیادی است که اعضای گروه برای حل مسائل مربوط به تطابق با محیط خارجی و تکامل داخلی آن را یاد می گیرند و چنان خوب عمل می کند که معتبر شناخته شده، سپس به صورت یک روش صحیح برای درک، اندیشه و احساس کردن در رابطه با حل مسائل سازمان به اعضای جدید آموخته می شود. جیمز پرسی معتقد است که افراد یک سازمان دارای ارزش های مشترک، عقاید، معیارهای مناسب برای رفتار، زبان مخصوص، رمزها و سایر الگوی فکری و رفتاری هستند و به طور خلاصه، فرهنگ سازمان را الگویی از مقاصد مشترک افراد سازمان تعریف می کند” (شاین، 1985).
2-1-6- خاستگاه فرهنگ سازمانی
بارون و گرینبرگ منشاء فرهنگ سازمانی را اینگونه بیان می کنند که چرا افراد در درون سازمان در ارزش ها، نگرش ها و تجارب مشترک اند؟ چندین عامل به پیش آمدن این حالت و حتی شکل گیری فرهنگ سازمانی کمک می کنند. عبارتند از:
فرهنگ سازمانی ممکن است حداقل در یک بخش بوسیله بنیان گذاران شرکت پی ریزی شود. این اشخاص غالباً از قابلیت ها و شخصیت های فردی پویا، ارزش های قوی و دید روشنی از اینکه سازمان باید چگونه باشد برخوردارند.
فرهنگ سازمانی غالباً بیرون از حیطه تجارب سازمانی و بهمراه محیط خارجی توسعه می یابند.
فرهنگ با نیاز به حفظ روابط کاری مؤثر میان اعضای سازمان گسترش می یابد. در مجموع، فرهنگ سازمانی غالباً بوسیله اشخاص ذی نفوذ (اثرگذار) حال حاضر که هر روز در سازمان حاضرند، محیط خارجی که کارها در درون آن انجام می گیرد، ماهیت کسب و کار کارکنانش شکل می گیرد. (بارون و گرینبرگ، 1990، ص 257).

شکل شماره 2-1
منبع و منشاء فرهنگ سازمان (بارون و گرینبرگ، 1990، ص 298)
2-1-7- نقش های فرهنگ سازمانی
در مورد این که فرهنگ سازمانی چه نقش هایی را در سازمان ایفا و چه وظایفی را بر عهده دارد، رابینز پنج نقش و وظیفه زیر را بر می شمارد:
فرهنگ تعیین کننده مرز سازمانی است و باعث تفکیک سازمان‌ها از هم می‌شود.
فرهنگ نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق می‌کند.
فرهنگ باعث می‌شود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی بوجود بیاید که بیش از منافع شخصی فرد است.
فرهنگ موجب ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می گردد.
فرهنگ به عنوان یک عامل کنترل به حساب می آید که موجب شکل دادن به نگرش‌ها و رفتار کارکنان می‌شود. (رابینز 1379، ص377).
2-1-8- کارکردهای فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی کارکردهای زیادی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

Author: مدیر سایت