پایان نامه ارشد رایگان درمورد سازمان بهداشت جهانی و سبک های عشق ورزی

پایان نامه ارشد رایگان درمورد سازمان بهداشت جهانی و سبک های عشق ورزی

1-6-1- 1. سبکهای عشق ورزی:
عشق هیجانی است مرکب، بدین معنی که مجموعه ی نیازها، خواست ها، عقده ها، کمبودها، آمال، و آرزوها و بطور کلی نیازهای روانی و اجتماعی در کنار هم قرار می گیرند و هیجانی را می سازند بنام عشق. اریک فروم (1961) در تعریف عشق می گوید»: عشق تنها جواب عاقلانه و رضایت بخش به معمای هستی انسان است«. لذا اکثر ما قادر نیستیم که استعدادهای خود را تا سطحی که عشق واقعی ، عشقی آمیخته از بلوغ ، خودشناسی ، شهامت و شجاعت است بروز دهیم. او علاوه بر بررسی عشق رمانتیک که هاله ای از مفاهیم غلط آن را فرا گرفته است ، عشق را از همه جهات مورد مطالعه قرار داده ، عشق بین والدین و فرزندان ، عشق برادرانه ، عشق جنسی ، عشق به خویشتن و عشق به خدا را بررسی می کند از این رو نظریه پردازان بر این باورند که یک نوع عشق وجود ندارد بلکه باید از انواع عشق یا سبکهای عشق ورزی سخن گفت .
1-6-1-2- ویژگیهای شخصیت:
Widget not in any sidebars

شخصیت مجموعه ای از وی‍‍ژگی ها و تمایلات نسبتاً پایداری است که مشترکات و تفاوت ها در رفتار روانی افراد را که دارای استمرار زمانی است، مشخص می سازد و ممکن است در همان لحظه به آسانی به عنوان پیامد مجرد فشارهای اجتماعی و زیستی درک نشود. بعبارتی شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری آنهاست. با این وصف، ویژگیهای شخصیت بر تفاوت های بین افراد تمرکز دارد. ترکیب و تعامل ویژگی های مختلف است که شخصیت یک فرد را تشکیل می دهد و این برای هر شخص، یگانه و منحصر به فرد است (پروین و جان ، 1381).
1-6-2. تعریف مفهومی (متغیر وابسته):
1-6-2-1.کیفیت زندگی:
سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می کند : « ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی، در متن فرهنگ و نظام های ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط بااهداف ، انتظارات ، ارتباطات و نیازهایشان است (جواهری و حسین زاده،1391).
1-7- تعریف عملیاتی:
1-7-1- تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل:
1-7-1-1. عشق ورزی:
منظور از عشق ورزی نمره ای است که فرد از مقیاس سبکهای عشق ورزی استرنبرگ (1989) که دارای ابعاد سه گانه (صمیمیت، هوس و تعهد) است؛ بدست می آورد.
1-7-1-2. ویژگیهای شخصیت:
ویژگیهای شخصیتی افراد در این پژوهش بر اساس نمره ای است که افراد از مقیاس ویژگیهای شخصیت نئو (1992) که دارای پنج بعد (روانژندی،برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و مسئولیت پذیری) است، بدست می آورند.
1-7-2- تعریف عملیاتی متغیر وابسته:
1-7-2-1.کیفیت زندگی:
در این پژوهش منظور از کیفیت زندگی، نمره ای است که افراد از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت که دارای 4 بعد (سلامت جسمانی، سلامت روان، سلامت اجتماعی و سلامت محیط) است، بدست می آورند.

2-1- مقدمه
هر تحقیق علمی باید با آگاهی و مرور تحقیقات قبلی انجام گیرد تا محقق با شناخت نتایج و یافته های تحقیقات قبلی، آگاهی خود را گسترش داده و در پرتو اطلاعات به دست آمده، مسئلۀ تحقیق و متغیرهای خود را تعریف کرده و کرانه های آنها را مشخص سازد. زیرا در مطالعه هر پدیده اجتماعی و هر نوع تحقیق دیگر، مطالعه تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته، به این معناست که هر کار تحقیقی از کارهای تحقیقی قبلی اثر پذیرفته و بر کارهای بعدی نیز تاثیر می گذارد. بنابراین آشنایی با تحقیقات قبلی که در زمینه موضوع مورد مطالعه صورت گرفته ضروری به نظر می رسد(دواس،1376).
در ابتدای این فصل به معرفی نظریه های مورد استفاده در پژوهش پرداخته خواهد شد و سپس در ادامه به پیشینه تجربی تحقیقات داخلی و خارجی تحقیق حاضر اشاره می شود. برای این امر در بخش مرور بر نظریه ها، نظریه های مربوط به سبکهای عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت و کیفیت زندگی مورد اشاره قرار خواهند گرفت و سپس تحقیقات مرتبط آورده خواهند شد.
2-2- مبانی نظری تحقیق:
پایه های نظری تحقیق حاضر ملهم از نظریه های مرتبط با سبک های عشق ورزی، ویژگیهای شخصیت و کیفیت زندگی می باشد که در ادامه بیان خواهند شد.
2-3- عشق:
ملا صدرا از عشق حقیقی در مقابل عشق مجازی سخن می گوید . عین القضات از عشق کبیر (عشق خدا به انسان ) ، عشق صغیر (عشق انسان به خدا) و عشق میانه (عشق انسان به انسان ) سخن به میان آورده و می گوید همین عشق میانه است که بوعلی سینا آنرا عشق ظرفا به خوبرویان می نامد و سهروردی آنرا در عشق یعقوب و زلیخا به یوسف می بیند و مولانا آنرا در عشق به شمس تبریزی تجربه می کند . گروهی این عشق را مذموم دانسته اند و گروهی نیز از درک آن عاجز مانده اند . برخی آنرا نوعی بیماری درونی و نفسانی خوانده اند و برخی هم آنرا جنون الهی به شمار آورده اند و اما بسیاری نیز آنرا ستوده اند و از فضایل نفسانی خوانده اند تا جایی که عین القضات ، عشق میانه را برای رسیدن به عشق خدا ضروری می دانست.ابو علی سینا در کتاب قانون ، مرض عشق را این گونه توصیف کرده است : ” عشق مرضی است وسوسه انگیز و به مالیخولیا شباهت دارد . سبب این بیماری آنست که انسان فکر خود را به کلی به شکل و تصویرهایی مبذول می دارد و در خیالات خود غرق می شود و شاید آرزوی آن نیز در پدید آمدن بیماری کمک کند و ممکن است آرزوی کمک نکند ولی این تمرکز فکر متمادی سبب بیماری می شود( صنعتی، 1374 ). درمتون دینی اسلامی عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر توصیف شده است و بعنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی کمال و زیبایی سوق می دهد ، خدا انسان را به گونه ای آفریده است که وقتی به سوی نور وجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن کشیده می شود به این ترتیب عشق کشش قلب انسان است به سوی خدا. این تعبیر در قرآن کریم و در متون اسلامی با عباراتی مانند حب نشان داده شده است . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست ولی در پاسخ به این که چرا عشق که اصالتا می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می کند باید گفت که عشق در مراتب پایین تر انسانی به سمت نشانه هایی از جمال و کمال الهی که در انسان ها بعنوان خلیفه ی او به ودیعه گذاشته شده است ، متوجه می شود . در واقع عشق یک انسان به انسان دیگر اگر خالی از هوا و هوس باشد نشانه ای از عشق به کمال مطلق است . (علی اصغر احمدی ، 1381). فلاسفه ی غرب هم تعاریف خاصی از عشق ارائه داده اند : افلاطون سه نوع عشق معرفی می کند ؛ عشق هوسباز ، عشق خودمدارانه و عشق والایش یافته . ارسطو عشق را کوری حس از دریافت کاستی های معشوق می داند و پلوتارک آنرا جنون معرفی می کند . به نظر لئو بوسکالیا ، عشق موهبت عظیم و شگفت انگیزی است که به وجود آورنده شادی و خوشی و خوشحالی است . عشق همواره به صورت هدیه ای است که در روز اول زندگی به انسان ارزانی می شود و آدمیان باید به خود جرات دهند که جعبه ی هدیه را باز کنند و کاغذ هدیه را پاره کنند و آنگاه اعجاز عشق را دریابند . (بوسکالیا ، 1370). میلان کوندرا (1987) از سرگشتگی عشق گفته و می گوید حیران بودن فارغ از ارزش داوری به مراتب بالای عشق تعلق دارد ، حرکتی که در آن زنگارهای فردیت شسته می شود . لئون هربرئوس عشق را احساسی اختیاری و آرزوی رسیدن به هر آنچه نیکوست می داند . هری هارلو (1958) در مقاله ای تحت عنوان ماهیت عشق چنین می نگارد که عشق حالتی فوق العاده ، ژرف ، حساس و نیروبخش است و روان شناسان در این زمینه در رسالت خود کوتاهی نموده اند زیرا اندک چیزی را که در مورد عشق می دانیم فراتر از مشاهده ساده ای نیست و اندک چیزی که در مورد آن نگاشته ایم توسط شاعران و رمان نویسان بهتر نگارش شده است . ( صدقی ، 1383). از سویی روان شناسان عشق را یک هیجان اساسی و مثبت معرفی می کنند. اما در مورد مفهوم عشق و انواع آن اتفاق نظر وجود ندارد . آنها همواره بین دوستی و عشق تفاوت قائل می شوند . عشق تا سن بلوغ شروع نمی شود و با رگه های زیستی و جنبه های فطری و به خصوص بلوغ جسمی همراه است در حالیکه دوستی با تکامل عاطفی انسان ها و رشد اجتماعی نوع بشر همراه است و چندان با غریزه ی جنسی مرتبط نیست . روان شناسان فرهنگی از جمله افرادی هستند که به مفهوم سازی عشق توجه نموده اند. برخی تفاوت های فرهنگی نیز در مورد مفهوم عشق وجود دارد و حتی معنای عشق از یک دوره تاریخی به دوره ی دیگر نیز متفاوت است . در حالت عشق وحدت و همسازی شخصیت آدمی و فردیت او محفوظ می شود . عشق نیروی فعال بشری است نیر
ویی است که موانع بین انسان ها را می شکند و آدمیان را با یکدیگر پیوند می دهد . عشق انسان را بر احساس انزوا و جدایی چیره می سازد با وجود این به او امکان می دهد خودش باشد و همسازی شخصیت خود را حفظ کند . در عشق تضاد جالبی روی می دهد ؛ عاشق و معشوق یکی می شوند و در عین حال از هم جدا می مانند. حسادت ، رشک ، بلند پروازی و هر نوع حرصی جزء شهوات به حساب می آیند ، عشق یک عمل است . عمل بکار انداختن نیروهای انسانی است که تنها در شرایطی که شخص کاملا آزاد باشد، نه تحت زور و اجبار، آنها را به کارمی اندازد، عشق فعال بودن است نه فعل پذیری ؛ پایداری است نه اسارت ، نثار کردن است نه گرفتن . مردمی که جهت گیری اصلی آنان بارور نیست احساس می کنند که نثار کردن فقر می آورد و بدین ترتیب اکثر این نوع افراد از نثار کردن می پرهیزند و برای کسی که دارای منش بارآور و سازنده است نثار کردن برترین مظهر قدرت آدمی است . در حین نثار کردن است که قدرت خود ، ثروت خود و توانایی خود تجربه می شود. تجربه نیروی حیاتی و قدرت درونی که بدین وسیله به حد اعلای خود می رسد فرد را غرق در شادی می کند .فرد خود را لبریز ، فیاض ، زنده و در نتیجه شاد احساس می کند و نثار کردن از دریافت کردن شیرین تر است ، نه به سبب اینکه فرد به محرومیتی تن در می دهد بلکه به این دلیل که شخص در عمل نثار کردن زنده بودن خود را احساس می کند (http://mohsenazizi.blogfa.com) .
2-4- سبکهای عشق ورزی:

مدیر سایت