پایان نامه ارشد رایگان درمورد سبک های عشق ورزی و تفاوت های جنسیتی

پایان نامه ارشد رایگان درمورد سبک های عشق ورزی و تفاوت های جنسیتی


Widget not in any sidebars

عشق وجودی : نوع دیگر عشق، عشق بالغ و فروتن است که تنها بر اساس عشق به وجود دیگری بنا می شود. باز و خودمختار است. متکی به خویش است و آزادانه ارزانی می شود. عشق وجودی بدون شک ارزشمند تر، بالاتر و بسیار باشکوه تر از عشق کمبود است. برای این نوع از عشق، آزادی تمام عیار لازم است و منظور از آزادی این است که فرد « بی همتایی » درونی خود و فرد دیگری را به تمامی پذیرفته باشد.
میل به سخاوت و تمایل به بخشش و خشنود کردن دیگری در این عشق دیده می شود. فرد در تلاش است تا دیگری را بشناسد و همین امر موجب صمیمیت در دو فرد می گردد. عشق مبتنی بر کمبود، با حالت تدافعی در طرفین خود را نشان می دهد؛ در حالی که ویژگی عشق وجودی، خود انگیختگی و حفظ فردیت در رابطه است. این عشق فقط معطوف به یک فرد نیست، بلکه در رابطه فرد با جهان نیز صدق می کند. فرد در این مرحله می تواند طبیعت را همان گونه که هست ببیند و از آن لذت ببرد . در صورتی که عشق مبتنی بر کمبود ، جهان را پدیده ای می داند که قرار است تنها هدف خاصی را ارضا کند. عشق وجودی هوشیارانه است و از آن جایی که مالکانه و تسخیری نیست، باعث رنج و عذاب نمی گردد. بدون هیچ هدف خاصی، تنها لذت بخش و شادی آور است. معمولاً از عشق وجودی به عنوان تجربه ای شگفت انگیز و بی نیاز یاد می شود(شولتز و شولتز، 1384).
2-4- 6- نظریه اریک فروم (1961):
فروم در نظریه خود علاوه بر عنصر نثار کردن در عشق عناصری دیگر را مشخص می کند ؛ دلسوزی، احساس مسولیت ، احترام و دانایی . منظور از احترام ، درک طرف آنچنان که وی هست و آگاهی از فردیت بی همتای اوست . عاشق چنین عنوان می کند که من می خواهم معشوقم برای خودش و در راه خودش پرورش بیابد و شکوفا شود نه برای پاسداری من .بنا به نظر فروم ، عشق در وهله ی نخست بستگی به یک شخص خاص نیست بلکه بیشتر نوعی نگرش و جهتگیری منش آدمی است که او را به تمامی جهان، نه به یک معشوق خاص پیوند می دهد. احتیاج به دوست داشتن از احساس تنهایی سرچشمه می گیرد و همین احتیاج است که انسان را وادار می کند تا با تجربه ی وصل بر اضطراب تنهایی و جدایی خود فائق آید (صادقی و همکاران، 1392) . بر همین اساس انواع عشق را چنین بیان می کند: 1- عشق برادرانه؛اساسی ترین نوع عشق که زمینه ی همه عشق های دیگر را تشکیل می دهد و منظور از آن ، همان احساس مسولیت ، دلسوزی ، احترام و شناختن همه انسان ها و آرزوی بهتر کردن زندگی دیگران است . عشق برادرانه عشق به همه ی ابنای بشر است . بر اساس این عشق ، اختلاف ذوق ، هوش و دانش در مقابل هویت مشترک انسانی ، اختلافی ناچیز به شمار می رود . 2- عشق مادرانه؛قبول بدون قید و شرط زندگی کودک و احتیاجات اوست که دارای خاصیت نوع پرستانه و فداکارانه است . عشق مادرانه ، عشق به ناتوانان است . جوهر واقعی عشق مادرانه توجه مادر به رشد کودک است و این یعنی تمنای جدایی کودک از خود . در عشق مادرانه دو موجود که یکی بودند از هم جدا می شوند . مادر تنها نباید این جدایی را تحمل کند بلکه باید آرزومند آن باشد و به حصول آن کمک کند . فقط در اینجاست که عشق مادرانه به صورت تکلیقی خطیر جلوه می کند زیرا احتیاج به فداکاری دارد ، نیاز به این دارد که بتوان همه چیز را نثار کرد بدون اینکه توقع چیزی جز خوشبختی کودک در میان باشد . 3- عشق جنسی؛این عشق شوق فراوان به آمیزش کامل است به منظور حصول وصول با فردی دیگر . ماهیت این عشق طوری است که فقط به یک نفر محدود می شود و عمومی نیست و چه بسا که فریبکارترین نوع عشق است . اینگونه نزدیکی ها ، با گذشت زمان بیشترو بیشتر کاهش می یابد در نتیجه انسان هوس می کند به جستجوی عشقی دیگر یا شخصی تازه برود . باز این بیگانه تبدیل به آشنامی شود و باز تجربه گرفتاری عشق شدید و شورانگیز است و باز کم کم از شدتش کاسته می شود و بتدریج در آرزوی یک تمنای جدید ، یک عشق تازه دیگر می رود و همیشه با همان خیال واهی که عشق تازه با عشق های قبلی فرق خواهد داشت زمان را طی می کند . جنبه های فریبنده شهوت های جنسی این پندار را تقویت می کند .4- عشق به خود؛نوعی توانایی نسبت به پذیرش قدرت یا ضعف خود است . هر گاه کسی از خود به عنوان وسیله یا چیزی به جای یک انسان مورد احترام _ استفاده کند عشق به خود به مرحله ی سلطه جویی سوق داده می شود . در قلمرو امور جنسی این حالت ، فاحشگی یعنی تسلیم جسم بدون قایل شدن احترام برای آن ، نامیده می شود . تسلیم خود به دیگری برای بهره برداری ، نوعی فاحشگی است . عشق به خود مستلزم آنست که محدودیت های خود را شناخته و هرگاه نمی توانیم آزادانه تسلیم شویم از گفتن ” نه” ابایی نداشته باشیم . به نظر فروم اگر عشق به دیگران فضیلت محسوب می شود ، دوست داشتن خود و عشق به خود هم فضیلت است چرا که من هم انسانم . خودخواهی و عشق ضد همدیگرند ، آدم های خودخواه توانایی مهر ورزیدن ندارند در عین حال قادر نیستند خودشان را هم دوست بدارند . 5- عشق به خدا؛این عشق نمی تواند از عشق به پدر و مادر جدا باشد . اگر شخصی خود را از دلبستگی دردمندانه به مادر ، خانواده و ملت جدا نسازد ، اگر همان وابستگی بچگانه را نسبت به پدر یا هر قدرت دیگر که کیفر و پاداش دهنده است حفظ کند هرگز نمی تواند به عشق کامل تری که عشق به خداست برسد ، آنگاه دین او همان دین مراحل اولیه است که در آنها خدا یا مادری حمایت کننده است یا پدری پاداش دهنده و کیفرگر (فروم، 1391) .
2-4- 7- نظریه هاتفیلد و رپسون (1993):
هاتفیلد و رپسون (1993) عشق پرشور و عشق رفاقتی را بدون توجه به سن ، جنس و فرهنگ معرفی کرده اند .عشق پرشور ، هیجا
نی پر حرارت است که تمایل شدید و مدت دار برای پیوند با دیگری را شامل می شود اما عشق رفاقتی ، احساس دلبستگی عمیق ، تعهد و صمیمیت را شامل می شود . شدت هیجانی عشق رفاقتی کمتر است و احساس گرم عاطفه و مهربانی است که مردم نسبت به افرادی احساس می کنند که زندگی هایشان واقعا به آنها وابسته است . به نظر هاتفیلد و رپسون عشق پرشور با گذشت زمان به سرعت کاهش می یابد اما عشق رفاقتی نه تنها حفظ می شود بلکه افزایش نیز می یابد . برخی تفاوت های جنسیتی نیز در رابطه با این دو نوع عشق گزارش شده است به گونه ای که دیون معتقد است که عشق در مردان ، پرشورتر از عشق در زنان و عشق در زنان ، رفاقتی تر از عشق در مردان است (رفیعی نیا و اصغری،1386) . فرهنگ نیز روی چگونگی تعریف افراد از عشق و چگونگی آمادگی آنها برای تجربه ی عشق تاثیر می گذارد . در فرهنگهای فردگرا (مانند فرهنگهای غربی) به میزان بسیار زیادی بر عشق پرشور تاکید می شود در حالیکه در فرهنگهای جمع گرا ، بر عشق رفاقتی تاکید می شود و آنرا پرورش و رشد می دهند . به اعتقاد استرنبرگ در عشق پرشور ، میل و شور ، قوی و تعهد و صمیمیت ضعیف ؛ اما در عشق رفاقتی ، صمیمیت و تعهد ، قوی و میل وشور ضعیف است .در عین حال به عقیده الین هاتفیلد، عشق دو نوع اصلی بیشتر ندارد: عشق دلسوزانه و عشق شهوانی. عشق دلسوزانه، مشخصه‌اش احترام متقابل، دلبستگی، عاطفه و اعتماد است. عشق دلسوزانه معمولاً در فضایی از احساس درک متقابل و احترام مشترک برای یکدیگر، رشد می‌یابد.
مشخصه عشق شهوانی، هیجان شدید، جاذبه جنسی، اضطراب و عاطفه است. هنگامی که به این هیجانات شدید از سوی مقابل نیز پاسخ داده شود، فرد احساس خوشحالی و ارضاء می‌کند. امّا عشق یک سویه به احساس یأس و نومیدی و افسردگی می‌انجامد. به عقیده هاتفیلد، عشق شهوانی، عشقی گذرا است و معمولاً بین ۶ تا ۳۰ ماه بیشتر دوام نمی‌آورد. به گفته هاتفیلد، عشق شهوانی هنگامی که انتظارات فرهنگی مشوّق عاشق شدن باشد، یا هنگامی که فردی با ایده‌های پیش پنداشته شما در مورد معشوق ایده‌آل مطابقت داشته باشد و یا هنگامی که حضور فرد دیگری باعث افزایش تحریک فیزیولوژیکی شما گردد، برانگیخته می‌شود.
عشق شهوانی ایده‌آل، سپس به عشق دلسوزانه که بسیار بادوام‌تر است منجر می‌گردد. با وجودی که اغلب مردم در جستجوی رابطه‌ای هستند که امنیت و پایداری عشق دلسوزانه و شدّت و حدّت عشق شهوانی را یکجا در خود داشته باشد، امّا به عقیده هاتفیلد چنین رابطه‌ای بسیار نادر است(هاتفیلد و رپسون،1993).
2-4- 8- نظریه رولومی (1978):
رولومی ، عشق را فرایندی بالا فرض می کند ، فرایندی رسش یافته که تحت عنوان دریافت فعالانه مطرح می شود و در این دریافت فعالانه شخص تلاش می کند در عین حال که به دیگران عشق می ورزد دیگران نیز به وی عشق بورزند و اجازه عشق ورزی را هم به خود و هم به دیگران می دهد . و در سنت غرب چهار نوع عشق را می شناسد : سکس یا شهوت یا غریزه جنسی، مهرمایه یا اروس که مشوقی برای فرزند زایی و آفرینش است ، حب یا دوستی و عشق برادرانه ، آگاپه یا عشقی که وقف دیگری است . رادو ، عشق را واکنشی هیجانی مستمر نسبت به یک منبع لذت معلوم (معشوقی که فرد عاشق تمایل به وصال آنرا دارد ) تعریف کرده است و انواع عشق را شامل ؛ جنسی ، پدر ومادری ، برادر وار ، اتکایی ، خودشیفته و عشق به گروه ، مکتب ، و مملکت می داند.(پورافکاری ، 1376).
2-4- 9- نظریه نظریه رابین (1970):
به گفته رابین (1970) با وجود اینکه عشق جز عمیق‏ترین و با معناترین احساسات به شمار می‏رود، روان‌شناسان اجتماعی عملاً هیچ توجهی به آن نکرده‏اند. او مقیاسی ساخت با دو نوع اندازه‌گیری: یکی در مورد پیوند و ارتباط و دیگری در مورد عشق. عامل پیوند شامل مواردی مثل جذابیت، دیدگاه خوب، احترام و دوستی است و عشق شامل عواملی مثل اظهار وابستگی به معشوق، اظهار انحصارطلبی و مسئولیت در برابر او، اظهار علاقه و میل به بودن با او. در میان این عوامل، عامل جنسی یا جذابیت جنسی به چشم نمی‏خورد. عشق به عنوان یک نگرش به همراه عناصر رفتاری، شناختی و هیجانی توصیف شده است.
البته کار رابین به عنوان یکی از تلاش‏های سرسختانه برای اندازه‏گیری تجربی عشق به شمار می‏رود. تحقیقات او به جای عشق شهوانی به عشق رمانتیک متمرکز شده است و تمرکز بر حالت غیر جنسی حکایت از آن دارد که این تحقیق از این حیث با تحقیقات کنونی مغایرت دارد. در مجموع رابین ضمن معرفی مولفه های دلبستگی، توجه و صمیمیت به عنوان اجزای اصلی عشق معتقد است که مردان بیشتر آماده عاشق شدن هستند و دوست ندارند به رابطه عاشقانه پایان دهند و از پایان یافتن آن بیشتر رنج می برند . رابطه عاشقانه از نظر زنان هم خیلی مهم است . اما اگر احساس کنند که قطع این رابطه به سود انها خواهد بود ، تردید نخواهند کرد . به نظر می رسد که زنان در مقایسه با مردان درباره ی عشق منطقی تر و عینی تر برخورد می کنند . (حمزه گنجی ، 1380)
2-4- 10- نظریه سوزان هندریک و کلاید هندریک ( 1997 ) :
هندریک و هندریک (1997 ) با ساختن مقیاس نگرش سنج عشق کوشیدند مفاهیمی را که لی درباره عشق گفته عملیاتی کنند . از مقیاس آنها به طور گسترده در تحقیقات عشق استفاده شد؛ اما آنها هیچ توجیه نظری گسترده ای برای مقیاس خود انجام ندادند. آنان متذکر شدند که بیشتر این کار، بر اساس نظریه جان لی به سامان رسیده است تا اینکه مستقلاً خود آنها یک مقیاس ایجاد کنند. آنها معتقدند کارشان به یک تحقیق علمی و جامع نیاز دارد. سبک های عشق ممکن است
تغییر کند، هما نطور که روابط تحول پیدا می کند؛ مثلا با نزدیک شدن به آخر عمر سبک های عشق از سبک عشق پرشور به سوی سبک ها ی عشق دوستانه و منطقی حرکت می کند (هندریک و هندریک، 11997).
2-4- 11- نظریه نظریه سبکهای عشق ورزی لی :
نظریه جان لی از جمله نظریه هایی است که به تبیین انواع عشق می پردازد. نظریه ی”لی” ، نظریه شش بعدی است لی بر اساس برآوردهای بدست آمده از کشورهای ایالات متحده، کانادا و بریتانیا شش روش عشق ورزی را بیان می کند که عبارتند از: : 1- عشق رومان تیک (اروس): این نوع عشق توأم با ، میل فیزیکی شدید به معشوق است و بر اساس زیبایی، جذا بیت و تناسب فیزیک ی شکل می گیرد..2- عشق دوستانه (استورگ): نوعی از عشق که طی آن صمیمیتی لذت بخش به آهستگی رشد یافته و به طر فین گسترش می یابد. در این فرآیند به تدریج طرفین، زوایای وجودی خود را بیشتر برای یکدیگر فاش می کنند. 3- عشق باز یگرانه (لودوس) در این شیوه، عشق به عنوان یک تفریح تلقی شده و هیچ تعهدی در آن نیست، وضعیتی که مانند شرکت در یک بازی تلقی می شود و معمولاً کوتاه مدت است و به زودی تمام می شود.
-4 عشق شهوا نی (مانیا): حالت شدید هیجانی همراه با حسادت و عشق همراه مشغولیت ذهنی که باعث می شود شخص عصبی شده و از طرد شدن بترسد . 5- عشق واقع گرایانه (پراگما): عشق منطقی که در آن شر یک رابطه، بر اساس نیازهای شخص و همخوانی با سن، مذهب، سوابق و شخصیت انتخاب می شود. در اینجا رضایت خاطر بیشتر از هیجان و تحریک وجود دارد . 6- عشق فداکارانه (آگاپه): عشق غیر شرطی، همراه با مراقبت از معشوق که با انعطاف پذیری و بخشندگی زیاده از حد توأم است . در این نوع عشق خود را فدا کردن وجود دارد (عبدی و گلزاری،1386). این بحث به در قالب فرم شماتیک با اندکی تغییر متفاوت به شرح ذیل می باشد:
جدول 2-1. انواع سبک های عشق ورزی از دیدگاه لی (1970)
توصیف نام یونانی انواع عشق
میل فیزیکی شدید به معشوق
اروس عشق رمانتیک
صمیمیتی لذ تبخش که به آهستگی رشد می کند و به طرفین گسترش می یابد و به تدریج طرفین زوایای وجودی خود را بیشتر برای دیگری فاش کنند.
استورج عشق رفاقتی
عشق ب هعنوان یک تفریح تلقی شده و هیچ تعهدی در آن نیست، وضعیتی که مانند تلقی می شود. معمولاً کوتاه مدت است و بهزودی تمام شرکت در یک بازی می شود.

مدیر سایت