پایان نامه با موضوع تصمیم گیری و مهارت ها


Widget not in any sidebars

قادر خواهد بود از مهارت هایش در موقعیت های لازم استفاده کند.
تصور خواهد کرد که می تواند مسئولیت های زندگی خویش را به عهده گیرد.
قدرت ممکن است به صورت هریک از راه های ذیل اعمال شود: نفوذ در دیگران، قبول مسئولیت، تصمیم‌گیری، عملی کردن مقاصد، توانایی بهره وری از اشیا، کنترل هیجانات خویش، کنترل بدن خویش، حل مشکلات، قائل شدن محدودیت برای خود یا دیگران، آموختن، نشان دادن مهارت، آموزش دادن.
منابعی که جهت به دست آوردن حس قدرت، مهم هستند عبارتند از: دانش، سلامتی، قابلیت جسمانی، منابع مادی، ابزارها، تجارب گوناگون و اطلاعات قابل دسترس که فراتر از دانش شخصی باشد.
مهارتهای مورد استفاده نیز عبارتند از: توانایی انجام کارهای دستی، تصمیم گیری، حل مسأله و ارتباط
برخورداری از حس قدرت مساوی قوی بودن نیست. مردم یا ملت ها هنگامی که احساس نا ایمنی می‌کنند، خود را مجهز می سازند، نه هنگامی که به قدرت خویشتن مطمئن هستند. نوجوانی که به طریق جسمی یا روانی، حد افراط قدرت خود را به رخ دیگران می کشد، اغلب برای جبران نداشتن حس قدرت، چنین می‌کند.
نوجوان آرزومند است قدرتی را که دانش و آگاهی پیشرفته اش، در توانایی اجتماعی اش و در جسم در حال رشدش یا اغلب کاملاً بزرگسالانه اش احساس می کند، به کار گیرد. او از این که در حول و حوش خانه باشد راضی نیست، بلکه می خواهد دائم با دوستانش بگردد، مکانها و فرصتهای تازه را کشف کند. حتی ممکن است احساس کند که کاملاً قادر است زندگی اش را کنترل کند و بخواهد پیش از آن واقعاً برای به عهده گرفتن مسئولیت های بزرگسالی آماده شده باشد، از خانه بیرون برود. او دائم از محدودیت‌هایی که والدین در مرد رفتارش قائل می شوند عصبانی می شود… اگر نوجوان باور کند که بر کل وجود خویش، بر بخش هایی از زندگی اش و بر بعضی موقعیت ها، قدرت و تسلط دارد عزت نفسش افزایش می یابد.
نوجوان در صورتی احساس قدرتمند بودن خواهد کرد که دارای فرصت ها، منابع و قابلیت هایی باشد که بتوان به طرق مثبت بر زندگی خویش تأثیر بگذارد. هنگامی که این حس به نحوی مداوم و مناسب رشد کند، عزت نفس افزایش می یابد برای این کار باید:
نوجوان را به داشتن مسئولیت شخصی ترغیب کنید.
به نوجوان کمک کنید تا از فرایند تصمیم گیری با خبر شود.
فرایند حل مشکل را ارزیابی کنید.
موفقیتش را تأیید کنید.
به کفایتش در هر سطحی که هست احترام بگذارید.
تشویقش کنید که هدفهای کوتاه مدت و طولانی مدت خود را معین کند.
هنگامی که او دیگران را به طریقی مثبت، تحت تأثیر قرار می دهد، کارش را تأیید کنید.”[بین، کلمز و کلارک 1388: 60]
الگوها
“برای داشتن عزت نفس زیاد، نوجوان باید به حدکافی نمونه ها یا الگوهای انسانی، فلسفی یا عملیاتی را پیش روداشته باشد تا آنها را به عنوان سرمشق، جهت ایجاد ارزشهای معنادار، هدفها، آرمانها ومعیارهای شخصی به کار برد.
الگوهای انسانی کافی، به نوجوان کمک می‌کند تا به پرسشهایی نظیر اینها پاسخ دهد:
چگونه باید باشم؟ شخصی مانند پدر یا مادر، یا معلم تاریخ مورد علاقه ام؟ یا این که برادر بزرگترم نمونه کسی است که دوست دارم مثل او باشم؟
چگونه باید عمل کنم؟ آیا می‌دانم که چطور می‌توانم یک آقای متین و مؤدب بود؟
آیا دلم می‌خواهد که آنطور رفتار کنم؟ آیا می‌توانم در مواجهه با مشکلات و فشارها مثل پدرم قوی باشم؟
به چه کسی باید احترام بگذارم؟ در زندگی بیشتر چه افرادی توجه مرا به خود جلب می‌کنند؟ کدام صفات آنها بر من اثر می‌گذارد؟ کدام یک از این افراد و چگونه مرا تحت تأثیر قرار می‌دهند؟ از چه کسی می‌توانم متوقع کمک باشم؟ هنگام گرفتاری چه کسی وضع مرا درک می کند و دریافتن راه حل کمکم می‌کند؟ چه کسی می‌تواند در مورد فلان حرفه، مدرسه و نظیر اینها اطلاعات مورد نیازم را در اختیار قرار دهد؟
چه انتظاری از من دارند؟ آیا والدینم انتظار دارند که پیشرفت هایم در حد متوسط باشد یا عالی؟ در مدرسه، برای خشنودی هریک از معلمانم چه معیارهایی را باید در نظر داشته باشم؟
الگوهای انسانی کافی، نظیر والدین، معلمان، رؤسا، رهبران اجتماعی یا سیاسی می‌توانند نوجوان را در یافتن پاسخ بسیاری از پرسشها، حتی آنهایی که به صراحت پرسیده نمی شوند، راهنمایی کنند. در این فرایند او می تواند معیارهایی برای خود و دیگران مقرر کند و بیاموزد که چگونه مسائل را حل کند و خود را با موقعیت های جدید وفق دهد.

Author: مدیر سایت