پایان نامه با موضوع تولید علم دینی

است: یکی قدرت علمی و دیگری جرأت علمی. البته قدرت علمی چیز مهمی است. هوش وافر، ذخیره علمی لازم و مجاهدت فراوان برای فراگیری، از عواملی است که برای به دست آمدن قدرت علمی، لازم است؛ اما این کافی نیست. ای بسا کسانی که از قدرت علمی هم برخوردارند، اما ذخیره انباشته علمی آنها هیچ جا کاربُرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نمیبرد و یک ملت را از لحاظ علمی به اعتلاء نمیرساند. بنابراین جرأت علمی لازم است… اگر بخواهید از لحاظ علمی پیش بروید، باید جرأت نوآوری داشته باشید. استاد و دانشجو باید از قید و زنجیره جزمیگری تعریف‌های علمی القاء شده و دائمی دانستن آنها خلاص شوند”
در این مقطع تاریخی یعنی (1380-1360) بیشتر توجه مسئولین دانشگاهی، معطوف به استفاده از دروس و علوم برخواسته از تولیدات اندیشمندان اروپایی و آمریکایی بود و در رشته های علوم انسانی نیز نظرات اندیشمندان غربی و شرقی تا آنجایی که تضاد آشکاری با معارف اسلامی نداشت تدریس می شد.
سال 1376 شورای اسلامی شدن دانشگاهها از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئول شد، تا در جهت تهیه برنامه های مدون برای پیشبرد هر چه بهتر اسلامی سازی دانشگاهها تلاش کند.
در دانشگاهها گروههای معارف اسلامی شکل گرفت و به عنوان دروس عمومی در کنار دروس رشته های تخصصی تدریس می شد.
اما این رویکرد هم بسیاری از مشکلات حکومت اسلامی و جامعه اسلامی ایران را رفع نمی کرد. به عنوان مثال: فلسفه اسلامی بسیاری از علوم اصلا شناخته نشده بود، لذا جهت گیری و کاربرد علوم تامین کننده نیازهای یک جامعه اسلامی نبود.

اما تا این مقطع زمانی هیچ نوع الگو و تحقیقات جامعی تهیه نشد و همچنان برخی نیازهای روزانه دانشگاهیان به تغییرات جزئی در متون درسی به خصوص در سطح کتب دروس عمومی معارف اسلامی مورد توجه بود.
موج چهارم

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در سال 1382 بعد از سخنان مقام معظم رهبری و مطالبه نهضت جنبش نرم افزاری از دانشگاهیان بار دیگر توجه همگان را به خود جلب کرد. این بار تولید محتوای علوم دینی مناسب با مقتضای زمان ضرورت بیشتری از خود نشان می داد.
در حال حاضر که دوباره موضوع اسلامی شدن دانشگاهها از سوی مسئولین وزارت علوم و تحقیقات در کشور مطرح شده است، طرح جامع و کاربردی جهت ایجاد تحولی اساسی در دانشگاهها تهیه نشده است.
آقای شاطری دبیر شورای اسلامی شدن دانشگاهها و مراکز آموزشی در تاریخ 1/12/1389 در این خصوص می گوید: “تا الان هم، هنوز چیزی به اسم نقشه ی اسلامی شدن دانشگاه ها و مراکز آموزشی وجود ندارد. طبیعتا رفتن از وضع موجود دانشگاه به سمت وضع مطلوب که دانشگاهی با ویژگی‌ها و مختصات یک دانشگاه اسلامی است احتیاج به یک نقشه ی راه دارد، نقشه‌ای که تمام مبانی، مقاصد، اهداف، اصول و موازین حاکم بر این حرکت را مشخص کند. همچنین سهم، نقش و جایگاه دستگاه‌های مرتبط با این فرایند تحولی و تکاملی را مشخص کند. ما متاسفانه یک چنین نقشه‌ای را تا الان نداشته‌ایم. در دو سال گذشته تلاش ما بر این بود که مطالعات مقدماتی را در رسیدن به این نقشه انجام دهیم و کارهای اولیه هم تقریباً انجام گرفته است. امید ما این است که تا یکی دو سال آینده از یک نقشه مناسب برخوردار باشیم و آن را مبنای سیاست‌گذاری فرایند اسلامی سازی در دانشگاهها، در دو مورداسلامی‌شدن علم که همان تولید علم دینی است و توسعه و ترویج دین در حوزه فرهنگ یعنی نزدیک کردن آیین رفتاری، بینشی و منشی دانشگاهها، به الگوی فرهنگ اسلامی قرار دهیم.”
به نظر می آید “موضوع اسلامی شدن دانشگاهها” با توجه به مراحل گذشته هنوز تا رسیدن به سر منزل مقصود نهایی راهی بس طولانی باید طی کند.(همان)
اکنون پس از ذکر این روند تاریخی مختصر، وارد مسایل اساسی تر می شویم.
برداشتهای گوناگون ازدانشگاه اسلامی ایرانی
برداشتها ودیدگاهای مختلفی ازدانسگاه اسلامی هسست که درزیربه آنها اشاره می کنیم.
1. صورتگرایى‏
برخى از صاحب نظران و کسانى که به دنبال اسلامى کردن یا اسلامى شدن دانشگاه هستند، بر رعایت ظواهر و شعائر در رفتار فردى و جمعى دانشگاهیان، فضاى ظاهرى دانشگاه و وضع ظاهر و پوشاک دانشجویان و اساتید و نوع روابط دانشجویان پسر و دختر و غیره تأکید دارند. به تعبیر دیگر بیشتر به دنبال این هستند که دانشگاه را در حوزه‏ى رفتار دینى اسلامى کنند.
تشکیل کمیته‏هاى انضباطى، گروههاى امر به معروف و نهى از منکر، گزینش دانشجو با معیارهاى شریعت محور، طرح انطباق در دانشکده‏هاى علوم پزشکى و… از اقداماتى است که حداقل توسط طراحان و طرفداران این دیدگاه براى اسلامى کردن دانشگاه صورت گرفته است. تحقیقات انجام شده درباره‏ى دیندارى دانشجویان توسط برخى از افراد و نهادهاى دانشگاهى و مرتبط با دانشگاه و نتایج اعلام شده بیشتر ناظر به همین دیدگاه است؛ یعنى گزینه‏ها و شاخص‏هایى که براى سنجش دیندارى و عدم دیندارى دانشجویان انتخاب شده حاکى از این دیدگاه است.
2. معناگرایى‏
برخى از صاحب نظران نگاهى عمیق‏تر، دقیق‏تر و علمى‏تر به بحث دارند. دانشگاه اسلامى را نه در سطح و ظواهر و ساختار بیرونى، که در معنا، باطن و لایه‏هاى زیرین جستجو مى‏کنند. البته نه اینکه ظواهر و ساختار بیرونى براى آنها اهمیت ندارد، بلکه ظواهر، شعائر و ساختار بیرونى را میوه‏هاى دانشگاه اسلامى مى‏دانند و ریشه و مبنا را ارزش‏هاى درونى الهى، انسانى، اسلامى سازى علوم اجتماعى – انسانى و حتى طبیعى مى‏دانند و بر این باورند، اگر ریشه‏ها اصلاح نشود ساختار بیرونى اصلاح نمى‏شود. معناگرایى را مى‏توان به “معناگرایى علمى” و “معناگرایى ارزشى” تقسیم کرد.
1 – 2. معناگرایى علمى‏
جمعى از متفکران بر این اعتقادند که اسلامى شدن دانشگاه با اسلامى سازى علوم، رابطه‏ى زیربنا و روبنا دارد؛ یعنى مبناى اسلامى کردن دانشگاه، اسلامى سازى علوم است. به همین جهت هم سعى بسیارى در جهت نظریه‏پردازى در باب چگونگى اسلامى سازى علوم صورت گرفته و هم عده‏اى بر اساس همین نظریات کوشش کرده‏اند نمونه‏هاى علوم اجتماعى اسلامى را تبیین و ترسیم کنند. جامعه‏شناسى اسلامى، روان‏شناسى اسلامى، اقتصاد اسلامى، مدیریت اسلامى و… در راستاى تحقق بخشیدن به اسلامى سازى علوم است که در دنیاى اسلام و ایران شکل گرفته است.
اسلامى سازى علوم مبتنى بر رابطه‏ى عقل و وحى و علم و دین است. زمانى مى‏توان از اسلامى سازى علوم سخن گفت که بتوان بین عقل و وحى و علم و دین سازگارى ایجاد کرد. به اعتقاد برخى براى ترسیم دانشگاه اسلامى، اولین و مهمترین مسأله، یافتن روش‏ها و متدولوژى‏هاى تنظیم کننده‏ى نسبت میان علم و دین در رشته‏هاى گوناگون است. سخن از سازگارى یا عدم سازگارى وحى و عقل در اسلام و مسیحیت پیشینه‏اى بس بلند دارد و در جاى خود، هم به جهت تاریخى و هم به جهت نظرى، بحث شده است. و درباره‏ى کیفیت ارتباط دین و علوم انسانى معاصر نیز نظریات گوناگونى از جمله انفعالى، جایگزینى، گزینشى، پرورشى، تلفیقى، تفکیکى، استقلالى یا تاسیسى مطلق، تاسیس روش و تحلیلى جمعى ارائه شده است که بحث مستقل و مستوفایى را مى‏طلبد و مورد نظر ما در این قسمت نیست. آنچه در اینجا مدنظر است این است که بنابر دیدگاه معناگرایى علمى، اسلامى کردن دانشگاه باید مبتنى بر اسلامى کردن علوم باشد. برخى از متفکرین ای
ن دیدگاه، علاوه بر علوم اجتماعى و انسانى بدنبال اسلامى کردن علوم طبیعى، فنى و مهندسى نیز هستند. تلاش در جهت اسلامى کردن علوم چیز تازه‏اى نیست، بلکه از عمر آن چند دهه در دنیا و کشورهاى اسلامى مى‏گذرد. بحث از علوم اسلامى و روش‏شناسى علوم در عصر حاضر در ایران در حدود دهه‏ى پنجاه میلادى صورت گرفته است.
2-2. معناگرایى ارزشى‏
عده‏اى علاوه بر تأکید بر ظواهر و شعائر دینى، معتقدند که دانشگاهى اسلامى است که در آن ارزشهاى الهى، انسانى و ملى از قبیل استقلال، فایده مندى، سعه‏ى صدر، تضارب آرا، اندیشه‏ورزى، تهذیب، سلامت نفس، تکریم انسانها، رعایت حقوق فردى و اجتماعى افراد، وفاى به عهد و… حاکم باشد؛ به دیگر سخن دانشگاهى اسلامى است که ارزش‏هاى باطنى را محور قرار بدهد، نه مناسک‏گرا و ظاهرگرا باشد، آنهم بیشتر ناظر به ارزشهاى اسلامى و شیعى باشد.

3. دانشگاه اسلامى حداقلى‏
– برخى را این باور است که دانشگاه اسلامى، دانشگاهى نیست که در آن اسلامى سازى علوم شکل بگیرد یا شریعت محور و ارزش مدار باشد به معناى ایجاب و ایجاد، بلکه دانشگاه اسلامى دانشگاهى است که نباید در آن عملى و اندیشه‏اى خلاف باورها، نگرش‏ها، اخلاقیات، ارزشها، مناسک و شعائر فردى و جمعى اسلامى و شیعى صورت بگیرد.
– برخى دیگر معتقدند علاوه براینکه نباید عملى و اندیشه‏اى خلاف باورها، نگرش‏ها، اخلاقیات، ارزشها، مناسک و شعائر فردى و جمعى اسلامى صورت بگیرد، بلکه با ید همه‏ى اینها لباس ایجاد و ایجاب بپوشند و حتى باید حداقلهاى اسلامى و دینى به شکل ایجادى و ایجابى رعایت شود، در حقیقت این دیدگاه برخلاف دیدگاه حداقلى که به ایجاد و ایجاب معتقد نبود به ایجاب و ایجاد به نحو اتمّ معتقد است.
4. گروهى معتقدند که در جامعه‏ى اسلامى سخن از اسلامى کردن دانشگاه جایگاهى ندارد به جهت اینکه وقتى جامعه‏اى داراى حکومت اسلامى است و مردم آن مسلمان هستند، دانشگاه خود بخود اسلامى است چون اساتید دانشجویان، کارمندان و… مسلمان هستند. به دیگر سخن زمانى که جامعه‏اى اسلامى شد، همه‏ى نهادها، سازمانها و موسسات آن اسلامى است پس اسلامى کردن دانشگاه تحصیل حاصل است. (دژاکام.1382.47)
دانشگاه اسلامی- ایرانی از دیدگاه امام خمینی (ره):
سخنان امام (ره) قبل از انقلاب اسلامی
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حضرت امام (ره) بیشتر نگاه انتقادی به دانشگاه داشته اند، همواره به وضعیت نامناسب دانشگاه ها اعتراض کرده اند. در این دوره حضرت امام (ره) به مسائل کلیدی اساسی درباره دانشگاه اشاره می کنند و کمتر به جزئیات و ارائه دانشگاه مطلوب می پردازند. اما هر چه به بهمن 1357 نزدیکتر می شویم حضرت امام (ره) علاوه بر رد دانشگاه زمان طاغوت، ویژگی های دانشگاه اسلامی را طرح می کنند.
1- استقلال دانشگاه: ایشان در موارد بسیاری اشاره می کنند که دانشگاه های ما استقلال ندارند و با وجود اینکه ما دانشگاه داریم اما همواره برای رفع هر نیازی باید متخصصانی را از خارج از کشور بیاوریم. «ترقی مملکت به 17 دی (اشاره به تاریخ کشف حجاب) نیست؛ ترقی مملکت به دانشگاه است که آن را به این صورت در آورده اید. 100 سال است به یک معنی دانشگاه داریم؛ اما هنوز یک لوزتین سرطان را می خواهند عمل کنند باید از خارج طبیب بیاورند.» (صحیفه نور، جلد 1، ص 117)
2- ارتباط دانشگاه با حوزه و مدارس دینی: امام خمینی (ره) همواره به این موضوع به عنوان یکی از اهداف نظام طاغوت در جهت دین زدایی اشاره کرده اند و اینکه حکومت طاغوت قصد داشت میان طبقه تحصیل کرده دانشگاهی و جامعه علمی- دینی (حوزه) اختلاف بیاندازد. «عوامل استعمار به ما که می رسند می گویند تیپ جوان و تحصیل کرده و دانشجو فاسد شده اند … و به شما که می رسند می گویند مراجع و روحانیون، خرافی و مرتجع اند و واقعیات زمان را درک نمی کنند … ما و شما در این بین وظیفه داریم به رغم خواست و کوشش تفرقه جویان و مستعمرین، روابط معنوی و فکری خود را عمیق تر کنیم …». (صحیفه نور، جلد 2، ص 177)
حضرت امام (ره) در موارد بسیاری به این دو مسأله اشاره می کنند و همواره به دانشگاهی که اینگونه است اعتراض می کنند.
نگاه ژرف امام (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام (ره) همواره ضمن تذکر تجربه دانشگاه غیر اسلامی، غیر مستقل و جدای از حوزه در حکومت طاغوت معیارها و ملاک هایی را برای دانشگاه پویا و اسلامی ارائه می کنند. ناگفته نماند که با استفاده از نقطه نظرات و انتقادهای حضرت امام (ره) به دانشگاه رژیم طاغوت می توان ملاک هایی را برای دانشگاه اسلامی استخراج کرد. یعنی استقلال، متحد بودن با حوزه و اسلامی بودن از ویژگی های دانشگاه پویا و اسلامی است. اما حضرت امام (ره) در سخنان پس از انقلاب و بعضی از سخنان نزدیک به انقلاب، بر این موضوع تصریح کرده و به شرح و بسط آنها می پردازند.
1- استقلال فرهنگ: از نظر حضرت امام (ره) آنچه اهمیت دارد؛ استقلال فرهنگی است. تا فرهنگ پیشرفت نکند و مستقل نباشد؛ یعنی وابسته باشد هیچ چیز درست نمی شود. دانشگاه، نشانه و نماد فرهنگ است. اگر دانشگاه، مستقل باشد و از قید وابستگی رها شود به تبع آن فرهنگ جامعه مستقل خواهد شد. «اینها، دانشگاه ها را با هر قدرتی که داشتند عقب نگه می داشتند … این هم برای این بود که می دیدند اگر دانشگاه به طور صحیح عمل کند و مستقل باشد، بعد که این جوان ها از دانشگاه بیرون بیایند ضد استعمار بیرون می آیند …». (همان، جلد6، ص 16)
همچینن ایشان در سخنرانی در جمع وزیر فرهنگ و ارشاد وقت و استادان دانشگاه گفته اند: «بزرگترین تحولی که باید بشود در فرهنگ باید بشود … برنامه های فرهنگی، تحول لازم دارد. فرهنگ باید متحول شود… کار اساسی شما آن است که در فرهنگ است …». (همان، جلد 7، ص 474)
ایشان لازمه استقلال یک کشور را استقلال فرهنگ آن کشور می دانند و اشاره می کنند که فرهنگ یک کشور باید از دانشگاه درست شود.
از سوی دیگر حضرت امام (ره)، استقلال را در دو جنبه مورد ملاحظه قرار می دهند، استقلال فکری و استقلال عملی «این بازی خوردن های ما ا از غرب و غربزده شدن ما، بسیاری از مسائل و مشکل برای ما پیش آورده. انشاء ا… استقلال فکری پیدا کنید، دانشگاه مستقل بشود؛ هم فکراً و عملاً و مبدأ خیرات بشود …» (همان، جلد 9، ص 236)
استقلال فکری، دیگر نکته ای است که ایشان بسیار به آن تأکید داشته اند. مقصود حضرت
امام (ره) از استقلال فکری، اراده برای ایستادن روی پای خود است؛ یعنی دانشگاه باید به دانشجویان ما اعتماد به نفس بدهد.
«از مدارس ابتدایی تا دانشگاه … انسان مستقل بار بیاید. یک انسان بدون پیوند به کسان دیگر و اجانب بار بیاید و مستقل و سرپا ایستاده و متکی به نفس بار بیاید». (همان، جلد 8، ص 364)
از نگاه ایشان دانشگاه ما باید به خویش ایمان داشته باشد؛ به طوری که نیاز به اجانب در دانشگاه از بین برود. باید فکر غربی کنار برود و دانشگاه از افکار غربزده تهی شود.
«تا دانشگاه ما ان مغز غربی اش را کنار نگذارد و یک مغز شرقی [مقصود بازگشت به ریشه حقیقی ایرانی- اسلامی] پیدا نکند نمی تواند مستقل باشد.» (همان، جلد 9، ص 380)
همچنین از نگاه حضرت امام (ره) استقلال عملی دانشگاه یعنی اینکه دانشگاه باید به نیازهای جامعه پاسخگو باشد. دانشگاه طوری باشد که دیگر به خارج کشور نیازی نباشد.

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *