پایان نامه با موضوع عدالت و انصاف و اطاله دادرسی

Innovations systems connecting people and intelligence devices. Futuristic technology networking and data exchanges connection and computer industry from telecommunication and internet development.

Widget not in any sidebars

موعدی را که دادگاه معین می کند باید موافقت داشته باشد با امکان انجام امری که برای آن موعد معین می شود دادن مهلت (یعنی تجدید موعد) در مواعدی که از طرف دادگاه معین می شود فقط یک دفعه جایز مگر در صورتی که درخواست کننده مهلت ثابت نماید که عدم انجام کاری که دادگاه خواسته است به واسطه حدوث موانعی بوده که رفع آن موانع در حیطه اقتدار درخواست کننده نبوده است ¹ بنابراین دادگاه مهلتی علاوه بر موعد اولیه معین خواهد کرد .

1-متین دفتری ، احمد – آئین دادرسی مدنی و بازرگانی – انتشارات مجد – جلد 1- چاپ دوم – 1381 – ص 387
مطابق ماده 85 قانون آئین دادرسی مدنی سابق ، در موارد عدم رعایت شرایط دادخواست مدیر دفتر دادگاه در ظرف دو روز نقائص دادخواست را به طور تفصیل به مدعی کتباً اطلاع داده و از روز ابلاغ پنج روز با رعایت مدت مسافت به او مهلت می دهد که نقائص را رفع کند و در صورتی که در موعد رفع ننماید دادگاه قرار رد دادخواست را می دهد این قرار به مدعی ابلاغ شده و مشارالیه می تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ از آن پژوهش بخواهد . ¹
ولی در قانون جدید آئین دادرسی مدنی منصوب 79 مهلت پنج روز رفع نقص ، به ده روز افزایش یافت به عنوان مثال ؛ خواهان در دادخواست خود امکان دارد که شرایطی را رعایت نکنداز جمله اینکه به دادخواست و پیوست های آن برابر قانون تمبر الصاق نکرده باشد و یا هزینه یادشده تأدیه نشده باشد . در این صورت مدیر دفتر ظرف ده روز به خواهان اخطار می دهد که برابر قانون جدید ظرف ده روز رفع نقص انجام دهد به نظر نگارنده موعد پنج روز از جهت تسریع در امور دادرسی خیلی معقول تر از موعد ده روزه می باشد زیرا اگر بعد مسافتی را هم رعایت کنیم این بعد نیز بر میزان مهلت افزوده می شود و باعث طولانی شدن روند دادرسی خواهد شد و بهتر بود قانونگذار از همان موعد پنج روزه را ملاک قرار می داد . توسعه مهلت نوعی قانونگذاری است . از طرف دیگر باعث تضییع حقوق طرف پرونده می شود . اینگونه تغییر با روح قواعد شکلی و نظم در دادرسی مغایرت دارد . ²

2-Http://law2.blogfa.com/page/maghalat2.aspx
1- بهرامی – بهرام – همان منبع قبلی- ص 82
مبحث دوم : فلسفــه و اهمیت مـــواعد
در این مبحث که دربرگیرنده دو گفتار اصلی فلسفه مواعد و اهمیت مواعد است سعی شده که به بیان چگونگی و چرائی ایجاد موعد دردادگاه ها پرداخته شود .
گفتــــار اول : فلسفه مـــواعد
فلسفه وجود موعد در رسیدگی دادگاه ها همان هدف بزرگ یعنی اجرای عدالت بین اصحاب دعوی می باشد ضرورت و تعیین موعد از سالیان دراز از زمان پیامبر (ص) وجود داشته و تا امروزه که رعایت آن برای دستگاه قضا یکی از اساسی ترین وظایف است .
به نظر نگارنده رعایت نکردن موعد و مهلت هایی که از سوی قانون و دادگاه ها داده می شود چه از جانب اصحاب دعوا ، وکلای آنان ، قضات و … باعث تضییع حق و اطاله دادرسی می شود زیرا دادن وقت برای رسیدگی متناسب ، عادلانه و بررسی دلایل و مدافعات هریک از طرفین می باشد .
دادن موعد از سوی مدیر دفتر دادگاه ها نیز جزئی از تشریفات رسیدگی است بنابراین بخش عمده ای از فعالیت قضائی تشریفاتی است که رعایت آن ها برای حسن انجام دادن امور قضائی ضرورت دارد و برای هرچه بهتر انجام شدن دادرسی چاره ای جز رعایت آن ها نیست .
این تشریفات شامل تقدیم دادخواست و یا درخواست در وقت و مهلت مناسب و تعیین شده است .
پرداخت هزینه مربوط و … ازاین قبیل مباشد . البته تشریفات نباید به گونه ای باشد که عملاً موجب محرومیت اشخاص از حقوقشان شود و نتوانند از حقوقی که در عرصه های مختلف برای آن ها در نظر گرفته شده است استفاده نمایند .
به عنوان مثال اگر خوانده در جلسه دادرسی حضور نداشته در وقت تعیین شده نباید او را از دفاع کردن از حقوق خود محروم ساخت و اگر دلایل موجهی داشته باشد باید یک فرصت متناسب دیگر به ولی داشده شود تا با توجه به عدالت و انصاف برابری برای استماع دفاعیات طرفین وجود داشته باشد.¹
برای بهتر روشن شدن این گفتار به روایتی منقول از ابوموسی اشعری می پردازیم .
روایت منقول از ابوموسی اشعری است اما مستفاد از آن سیره پیام اسلام (ص) در دعوت قبلی از طرفین است ²
روایت مذکور چنین است :
« کان النبی اذا حضر عنده خصمان فتواعد الموعد فوافی احدهها و لم یف الآخر، قضی للذی و فی علی الذی ام یف ، ای مع البینه »³
بدین معنی که روش پیامبر چنین بوده که هرگاه دونفر متخاصم به محضر معظم له می آمدند ، آن حضرت برای آن ها تعین وقت می نمودند و چنانچه در وقت معین یکی از آن ها آمده و طرف دیگر نمی آمد ، بر ضرر آن که نمی آمده و به نفع کسی که آمده بود و بینه نیز داشت حکم می فرمودند .
نکته ای که به ذهن می رسد این است که اگر مقصود پیامبر دعوت طرفین از جمله مدعی علیه بود ضرورتی نبود با حضور اولیه طرفین وقت دیگری تعیین بفرمایند زیرا طرفین در محضر او حاضر بوده و مسئله تعیین وقت تحصیل حاصل بود .

1- مجله اندیشه های حقوقی – صص 5 و 6
2- مهاجری ، علی –پورعرب ، رضا – حکم غیابی در فقه اسلام و حقوق ایران –ج اول انتشارات خط سوم –تهران -1381-ش2-صص 23 و 24
3- متقی الهندی ، علی – کنزالعمال –ج5 انتشارات کبری-بیروت -1985 میلادی- ص 507