پایان نامه با موضوع میزان ناتوانی و بیماران مبتلا

Copy space. New arrows painted on asphalt. Direction future.
[do_widget id=kl-erq-2]

با توجه به اینکه اغلب مطالعات انجام شده به روش کمی صورت گرفته است و همچنین به دلیل اهمیت درک و شناخت متخصصین از شکایات این بیماران در برنامههای توان‌بخشی، مطالعه حاضر به روش کیفی طراحی و اجرا گردیده است. در این پژوهش از روش مصاحبه عمیق استفاده شد. این ابزار، ارزیابی عمیقتر ادراکها، نگرشها، علایق و آرزوهای آزمودنیها را امکان‌پذیر میسازد. از سوی دیگر مصاحبه ابزاری است که امکان بررسی موضوعهای پیچیده، پیگیری پاسخها یا پیدا کردن علل آن و اطمینان یافتن از درک سؤال از سوی آزمودنی را فراهم میسازد. ازاین‌رو نسبت به روش کمی و استفاده از ابزارهایی همچون پرسشنامه که تنها به پاسخهای سطحی آزمودنیها وابسته است، از طریق روش کیفی، میتوان اطلاعات پرمایه‌تر و عمیقتری به دست آورد. از امتیازات مهم مطالعۀ کیفی قابلیت تولید فرضیات متعدد میباشد. همان‌طور که در این پژوهش نیز آمده است در بخش پیشنهاد‌ها در غالب پیشنهاد به این فرضیات اشاره شده است. مسئلۀ مهم برای تأیید این فرضیات طراحی و انجام مطالعات کمی چندمرکزی با حجم نمونۀ بیشتر میباشد.
1-3 ضرورت و اهمیت انجام پژوهش
متأسفانه بیماری ام اس در کشور ما هم رو به رشد است و در طول دهۀ گذشته تعداد بیماران افزایش یافته است (صحرائیان و همکاران، 2010). ازاین‌رو بیماران مبتلا ممکن است در آینده نیاز به توان‌بخشی شناختی داشته باشند. در بیماری اسکلروز متعدد که دارای علائم وسیع و تابلوهای کلینیکی متفاوت است، هر بار عود بر میزان ناتوانی بیمار میافزاید و به‌تدریج باعث محدودیت شدید میشود. یکی از بهترین راهها برای کاهش میزان ناتوانی توان‌بخشی است. استفاده از برنامههای توان‌بخشی در هر بیمار بر اساس نوع عوارض متفاوت است و باید برای هر بیمار برنامهای خاص در نظر گرفت. لازم است برای نیل به این هدف میزان ناتوانی ایجاد شده در هر زمان، از طریق ارزیابیهای مکرر از بیمار، تعیین شود، این اقدامات، بلافاصله پس از درمان دارویی مرحله حاد بیماری شروع میشود، بنابراین توان‌بخشی یک جزء جدانشدنی از طرح درمان در بیماران ام اس است (عظیمیان، 1379). چون در جریان بررسیهای کتابخانهای و میدانی، پروتکل ارزیابی و توان‌بخشی جامعی که دربردارنده ابعاد مختلف بیماری باشد، یافت نشد، بنابراین انجام پژوهشی برای شناسایی و اولویت‌بندی مداخلات درمانی مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در توان‌بخشی بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده ضروری و مهم به نظر میرسد.
1-4 اهداف پژوهش (هدف کلی و اهداف ویژه)
1-4-1 هدف کلی:
بررسی جایگاه مداخلات شناختی در پروتکل توان‌بخشی بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده.
1-4-2 اهداف ویژه:
شناسایی مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده.
اولویتبندی مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده.
شناسایی مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده که لازم است در پروتکل توان‌بخشی مدنظر قرار گیرند.
اولویتبندی مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده در طراحی پروتکل توان‌بخشی.
1-5 سؤالات پژوهش
مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده کدامند؟
اولویت مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده به چه ترتیب است؟
مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده که لازم است در پروتکل توان‌بخشی مدنظر قرار گیرند، کدامند؟
اولویت‌بندی مؤلفههای شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده در طراحی پروتکل توان‌بخشی چگونه است؟

فصل دوم
پیشینۀ پژوهش
2-1 بیماری اسکلروز متعدد (ام ‌اس)
اسکلروز متعدد یکی از شایعترین بیماریهای سیستم عصبی مرکزی و طبقهای از اختلالات نورولوژیک است که به‌صورت موضعی منجر به تخریب و التهاب غلاف میلین، پوشاننده تارهای عصبی در مغز و نخاع میشود (بارکس ،1992). میلین انتقال سریع و تسهیل شده جریان عصبی را فراهم میآورد که در اثر این آسیب انتقال جریان عصبی با مشکل مواجه میشود و یا به‌طورکلی بلوکه میگردد. این بیماری دارای عوارض متفاوتی مانند کاهش توان بینایی، فلج اسپاستیک اندامها و زمینگیر شدن، اختلال در کنترل اسفنکترها، ناتوانی جنسی به‌ویژه در مردان، عدم تعادل، نارسایی گفتاری، اختلال شناختی، صرع، لرزش هنگام فعالیت و… است. لینگ و سلبای (1998)، متوسط سن شروع بیماری را بین 30-25 سالگی میدانند، شروع بیماری قبل از 15 سالگی نادر بوده و بعد از 45 سالگی نیز کاهش مییابد (پارسائیان و همکاران،1384). شیوع آن در زنان تقریباً دو برابر مردان است. از طرفی بیماری در مردان پیش‌آگهی بدتری دارد (سلطان‌زاده، 1374). بیماری سیر مزمن دارد و به‌طور رفت و برگشتی است و در طول زمان میتواند سیری پیش‌رونده و رو به ازکارافتادگی داشته باشد (اعتمادی فر و اشتری، 1382). بیماری ام‌ اس میتواند تأثیر عمیقی بر فعالیتهای اجتماعی فرد داشته باشد، تغییرات عملکردی همچون ایجاد محدودیت درحرکت، خستگی زودرس و وجود مشکلات در کنترل روده و مثانه میتواند ادامه مشارکت در بسیاری از فعالیتهای اجتماعی و شغلی را غیرممکن سازد (کالب و همکاران، 2000). از طرف دیگر به علت شروع این بیماری در سنین فعالیت اقتصادی و همینطور مزمن بودن آن، ام‌ اس یک بیماری پرهزینه محسوب میشود. برای بیماری ام ‌اس نمیتوان علت خاصی را در نظر گرفت اما جدیدترین ویژگی همهگیر این بیماری میتواند به عوامل محیطی مانند کمبود ویتامین D، تابش اشعه ماوراءبنفش با طول‌موج کوتاه، عفونتهای ویروسی، افزایش سن و مکانهایی با عرض جغرافیایی بالا مربوط باشد (پارسا و حسینی، 1391).