پایان نامه حضرت ابراهیم و علمای شیعه

Abstract background of spheres and wire-frame landscape.

Widget not in any sidebars

وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ‏ قال: مناسک الحج
د: و قال آخرون: هی أمور منهن الختان. ذکر من قال ذلک: حدثنی محمد بن بشار، قال: ثنا سلم بن قتیبه عن یونس بن أبی إسحاق، عن الشعبی‏: وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ‏ قال: منهن الختان.
و: گروهی دیگر می‌گویند کلمات عبارتند از الخلال الست:
الکوکب، و القمر، و الشمس، و النار، و الهجره، و الختان، التی ابتلی بهن فصبر علیهن. ذکر من قال ذلک:
حدثنی یعقوب بن إبراهیم، قال: ثنا ابن علیه، عن أبی رجاء، قال: قلت للحسن‏: وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَ‏ قال: ابتلاه بالکوکب فرضی عنه، و ابتلاه بالقمر فرضی عنه، و ابتلاه بالشمس فرضی عنه، و ابتلاه بالنار فرضی عنه، و ابتلاه بالهجره، و ابتلاه بالختان.
و: بعضی دیگر مراد از کلمات را آن دعایی که حضرت موسی خواندند می‌دانند: رَبنا تَقَبلْ مِنا إِنک أَنْتَ السمِیعُ الْعَلِیمُ رَبنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَینِ لَک وَ مِنْ ذُریتِنا أُمهً مُسْلِمَهً لَک وَ أَرِنا مَناسِکنا وَ تُبْ عَلَینا إِنک أَنْتَ التوابُ الرحِیمُ رَبنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ‏.
نظر صحیح این است که بگوییم مراد از کلمات همه آن چه که خداوند بر ابراهیم وحی کرده و به او امر کرده تا آن‌ها را انجام دهد می‌باشد. و همه مصادیق فوق یا بعضی از آن‌ها می‌تواند مراد از کلمات باشد اما این‌که بگوییم تنها یکی از اینها مصداق کلمات است و لاغیر، صحیح نیست.
– مراد از اماما در عبارت «إنی جاعلک للناس اماما» این است که خدای متعال به ابراهیم فرمود تو امام برای مردم گشتی تا آنان از تو تبعیت کنند و این یعنی من تو را پیشوا قرار دادم تا اهل ایمان به من و رسولانم؛ از تو پیروی و از هدایت گری تو تبعیت کنند و از سنت‌هایی که از راه وحی به تو نازل شده و به آن‌ها عمل کردی، پایبند باشند.
– مراد از لا ینال عهدی الظالمین: این سخن خداوند خبری است مبنی بر این‌که شخص ظالم، امام و پیشوای مردم نمی‌تواند باشد، تا نیک بختان به او اقتدا کنند و در واقع این خبر الهی پاسخی به درخواست ابراهیم است که از خدای متعال درخواست کرده تا مانند خودش کسی را از خاندانش به مرتبه امامت رساند و پروردگار به او خبر داد که این درخواست به ستمگران از خاندانش نخواهد رسید. زیرا ستمگر در جایگاه اولیای الهی که به منصب امامت کرامت یافته‌اند، قرار نمی‌گیرد، امامت به دوستان و فرمانبرداران خدا می‌رسد نه دشمنان و کافران
– در مراد از عهد احتمالات زیر بیان شده است:
الف: منظور نبوت است. حدثنی موسى، قال: ثنا عمرو، قال: ثنا أسباط، عن السدی‏، قال: لا ینالُ عَهْدِی الظالِمِینَ‏ یقول: عهدی، نبوتی. با این بیان معنایی آیه چنین می‌شود: نبوت من به اهل ظلم و شرک نمی‌رسد.
ب: منظور امامت است. حدثنی محمد بن عمرو، قال: ثنا أبو عاصم، قال: ثنا عیسى، عن ابن أبی نجیح، عن مجاهد: قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظالِمِینَ‏ قال: لا یکون إمام ظالما.
ج: منظور پیمان است. حدثنا محمد بن سعد، قال: حدثنی أبی، قال: حدثنی عمی، قال: حدثنی أبی، عن أبیه أب جد سعد، عن ابن عباس‏ قوله: لا ینالُ عَهْدِی الظالِمِینَ‏ یعنی لا عهد لظالم علیک فی ظلمه أن تطیعه فیه.
د: منظور امان است. . حدثنا الحسن بن یحیى، قال: أخبرنا عبد الرزاق، قال: أخبرنا معمر، عن قتاده فی قوله: لا ینالُ عَهْدِی الظالِمِینَ‏ قال: لا ینال عهد الله فی الآخره الظالمون، فأما فی الدنیا فقد ناله الظالم و أکل به و عاش. با این بیان معنای آیه چنین می‌شود: اهل ظلم و شرک از عذاب من ایمن نیستند.
و: منظور دین خدا است. حدثت عن عمار، قال: ثنا ابن أبی جعفر، عن أبیه أبو جعفر، عن الربیع‏، قال: قال الله لإِبراهیم: لا ینالُ عَهْدِی الظالِمِینَ‏ فقال: فعهد الله الذی عهد إلى عباده: دینه. یقول: لا ینال دینه الظالمین، ألا ترى أنه قال: وَ بارَکنا عَلَیهِ وَ عَلى‏ إِسْحاقَ وَ مِنْ ذُریتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ‏ یقول: لیس کل ذریتک یا إبراهیم على الحق.
نقد و بررسی
1- آنچه از ظهور الفاظ طبری در معنای اماما فهمیده می‌شود این است که ایشان نیز مانند سایر علمای اهل سنت، اماما را به معنای نبوت و نبی گرفته است شاهد بر این مطلب این‌که در ذیل معنای اماما نوشته است، هدف از پیشوا قرار دادن حضرت ابراهیم پیروی از او و سنت‌هایی است که از طریق وحی بر او نازل گردیده، می‌باشد. در حالیکه علمای شیعه معتقدند بعد از رحلت نبی مکرم اسلامباب وحی بسته شده است.
با این بیان به این نتیجه دست می‌یابیم که طبق نظر طبری حضرت ابراهیم بعد از گذراندن آزمایش‌های مختلف خداوند دوباره به ایشان مقام نبوت را داد. در حالیکه این کار نقض غرض و تحصیل حاصل است و از مولای حکیم به دور است زیرا حضرت ابراهیم خود دارای منصب نبوت بوده و دیگر نیازی نیست که دوباره به وی مقام نبوت داده شود.
2- طبری در اینجا نیز به ذکر اقوال و نتیجه نگرفتن از آن‌ها پرداخته است و نظر روشن و صریحی را ابراز نمی‌کند.