[do_widget id=kl-erq-2]

بخش اول به دو فصل تقسیم می‌گردد. در فصل اول به بیان کلیاتی شامل مفهوم و ماهیت حضانت بسنده ‌می‌شود. در فصل دوم نیز عناصر حضانت و شرایطی که لازم است مسئول حضانت واجد آن‌ها باشد از نقطه نظر فقه، حقوق و قانون حمایت از خانواده بررسی می‌گردد.
فصل اول : مفهوم و ماهیت حضانت
برای ورود به بحث حضانت، لازم است در ابتدا اطلاع مختصری از این نهاد حقوقی کسب کنیم؛ بنابراین در این فصل ابتدا مفهوم حضانت بررسی شده و معنای اصطلاحی آن از نقطه نظر فقها، حقوق‌دانان و قانون حمایت از خانواده بیان می‌گردد. سپس با عنایت به دیدگاه‌های ارائه شده به مطالعه ماهیت این نهاد حقوقی می‌پردازیم.
گفتار اول : مفهوم حضانت
در این گفتار ابتدا معنای لغوی و سپس معنای اصلاحی حضانت مطالعه می‌گردد.
الف – معنی لغوی حضانت
واژه حضانت از حضن ( به کسر حاء و سکون ضاد و نون ) گرفته شده است و اسم آن است . حضن در لغت به ‌معنای کرانه چیزی، کنار چیزی، فروتر از زیر بغل، زیر بغل تا برآمدگی لگن ( الحضن مادون الابط الی الکشح )، جنب و پهلو، سینه و دو بازو و آن‌چه مابین سینه و بازو است و همچنین به معنای آغوش نیز می‌باشد و فعل حضن ( به فتح حاء و ضاد و نون ) به معنی حفظ کردن و صیانت است. حضانت ( به فتح و کسر حاء و فتح نون ) در لغت تربیت کودک و اداره کردن امور مربوط به او است و همچنین به‌معنای در زیر بال گرفتن، در بر داشتن، در دامن خود پروراندن، درآغوش کشیدن طفل و حفاظت و نگهداری از او، پرورش دادن و پرستاری ازکودک و دایگی و مادری کردن برای طفل است.
لغت حضانت مصدر حاضن و حاضنه است که این دو به زن و مردی گفته می شود که امر تربیت و سرپرستی و نگهداری کودک را برعهده دارند. وجه تسمیه حضانت به این دلیل است که مسئول تربیت و نگهداری، کودک را به پهلویش می‌چسباند.
ب – معنی اصطلاحی حضانت
فقها و حقوق‌دانان به مسئله حضانت توجه نموده‌ و از آن تعاریفی ارائه داده‌اند اما قانون حمایت از خانواده در خصوص مفهوم حضانت صراحتاً سخنی نگفته ولی از مواد آن می‌توان به دیدگاه آن دست یافت. در این گفتار به بیان دیدگاه فقها، حقوق‌دانان و قانون حمایت از خانواده درخصوص اصطلاح حضانت می‌پردازیم.
1 – دیدگاه فقها
نگاهداری و تربیت طفل را در اصطلاح فقه حضانت گویند. حضانت، ولایت و سلطنت بر تربیت کودک است. به عبارت دیگر ولایت بر کودک و مجنون است برای تربیت او و آنچه به مصلحت او است از قبیل نگهداری کودک، گذاردن او در گهوارهو سرمه کشیدن و روغن مالیدنو تمیز کردن و شستن لباس‌های او و مانند آن‌که با کار زنان تناسب بیشتری تا مردان دارد و زنان برای تصدی حضانت اطفال لیاقت بیشتری دارند. البته صاحب جواهر حضانت را ولایت و سلطنت بر تربیت طفل می‌داند نه مجنون.
حضانت، ارتباطی به ولایت بر ازدواج و اموال کودک ندارد بلکه بر عهده گرفتن کارهای کودک و تربیت او استو همچنین حضانت شامل رضاع ( شیر دادن ) نمی‌شود.
همچنین در تعریف حضانت گفته شده :« حضانت، شرعاً، تربیت فرزند به دست کسی است‌ که حق حضانت از آن او است و یا به تربیت و نگهداری کسی مانند کودک خرسال و بزرگسال دیوانه‌ای که به خاطر درک ضعیف، به تنهایی نمی‌تواند امورش را اداره کند حضانت گفته می‌شود، به این صورت که امور مربوط به آن‌ها را اداره کرده و طعام و لباس و خواب و نظافت و شستشوی آنان و لباسشان و مانند آن را در سن معین عهده‌دار شود ».
2 – دیدگاه حقوق‌دانان
حقوق‌دانان هرکدام تعریفی از حضانت ارائه داده‌اند :
– حضانت در اصطلاحات مدنی پرورش اطفال است به‌وسیله ابوین و اقارب او. پرورش هم از لحاظ مادی است و هم معنوی و اخلاقی.
– حِضانت عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل و یا دیوانه، توسط کسانی‌که قانون مقرر داشته ‌است.
– حضانت یعنی نگهداری و محافظت برای ادامه حیات و رشد و نمو فیزیکی و روحی طفل و جلوگیری و پیشگیری از ابتلاء به بیماری، دادن خوراک، پوشاندن لباس، پاکیزه و تمیز نگه‌داشتن طفل با شستشو، استراحت دادن به‌موقع او، بازی دادن، با گرما و سرما وی را تطبیق دادن، آن‌طوری که سن او اقتضاء دارد رضایت او را تأمین کردن و در هر سنی که طفل باشد نیازمند نوعی حضانت است.
– حضانت عبارت از گستردن چتر حمایت مادی و معنوی بر سر طفل است. که تأمین وی در امر تغذیه و پوشاک و محافظت و مراقبت وی از آسیب‌های جسمی و روانی و تلاش در امر تعلیم و تربیت او می‌باشد.
– حضانت عبارت از اقتداری است که قانون به‌منظور نگاهداری و تربیت اطفال به پدر و مادر آنان اعطا کرده‌است. در این اقتدار، حق و تکلیف به ‌هم آمیخته ‌است و حقوق پدر و مادر وسیله اجرای تکالیف آنان است.