دانلود پایان نامه درمورد گشتاورهای تعمیم یافته و کشورهای درحال توسعه

Colors catalogue


Widget not in any sidebars

چکیده
مصرف انرژی از موضوعات مهم و حساس در جهان و به خصوص در کشورهای درحال توسعه است. چرا که رفاه و رشد و توسعه اقتصادی کشورها به وجود آن بستگی دارد. به دلیل این اهمیت تعیین و تبیین عوامل اثرگذار بر مصرف انرژی همواره مورد نظر برنامهریزان و اقتصاددانان و سیاستگذاران بوده است. با توجه به این حساسیت در این مطالعه به بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی پرداختهایم. بنابراین در این پژوهش سعی شده است اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی با روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) در دو گروه کشور درحال توسعه در خلال دوره 1993-2011 و با استفاده از نرم افزار Eviews بررسی شود. گروه اول شامل 14 کشور در حال توسعه نفتی و گروه دوم شامل 19 کشور درحال توسعه غیرنفتی است. برای هر گروه از کشورها دو مدل جداگانه تخمین زده شد که مدل اول با استفاده از متغیر بخش بانکی و مدل دوم با استفاده از متغیر بازار سرمایه برآورد شده است. نتایج برآورد نشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای غیرنفتی نسبت به کشورهای نفتی اثر مثبت بزرگتری بر مصرف سرانه انرژی دارد. متغیر قیمت نفت در کشورهای درحال توسعه غیرنفتی نسبت به کشورهای در حال توسعه نفتی اثر منفی بزرگتری بر روی مصرف سرانه انرژی دارد. ضریب متغیر اعتبار داخلی برای بخش خصوصی(درصد از GDP) در گروه کشورهای در حال توسعه غیرنفتی 0.02درصد و در کشورهای درحال توسعه نفتی 0.009درصد است. مقایسه اثر متغیر بانکی اعتبار داخلی برای بخش خصوصی(درصد از GDP) بر روی مصرف سرانه انرژی در دو گروه کشور نشان دهنده کارایی بالاتر بخش بانکی در کشورهای غیرنفتی است. دلیل این تفاوت احتمالاً به رفتار متفاوت دو گروه کشور در قبال بخش بانکی برمیگردد. ضریب متغیر نسبت گردش مالی سهام مبادله شده در کشورهای درحال توسعه غیرنفتی 0.003- درصد و در کشورهای درحال توسعه نفتی 0.009- درصد است. مقایسه متغیر بازار سرمایه نسبت سهام مبادله شده در دو گروه کشور در حال توسعه نفتی و در حال توسعه غیرنفتی نیز نشان میدهد که وضعیت اثر توسعه بازار سرمایه بر مصرف سرانه انرژی در کشورهای در حال توسعه نفتی منفیتر و کوچکتر از کشورهای در حال توسعه غیرنفتی است. این اثر ابتدا نشان میدهد که بازار سرمایه در دو گروه به اندازه بخش بانکی توسعه یافته و عمیق نیست. توجیه این امر احتمالا به این دلیل است که در هیچ کدام از دو گروه کشور بازار سرمایه نقش چندانی در تولید و بخش صنعت ندارد و احتمالا گردش مالی در این بخش به امور سوداگرانه و بورسبازی مربوط میباشد. یک توجیه دیگر برای این اثر منفی این است که، بازار سرمایه بیشتر به عنوان بازار تأمین مالی وامهای بلندمدت شناخته میشود. وامهایی که اغلب برای بخش تولیدی استفاده میشود. در نتیجه توسعه بازار سرمایه باعث افزایش وامگیری توسط تولیدکنندگان میشود، اما تولیدکنندگان این منابع مالی را به سمت کالاها و خطوط تولیدی میبرند که بهرهوری انرژی بالاتری دارند. همچنین ممکن است متغیر گردش مالی سهام مبادله شده متغیر مناسبی برای توسعه بازار سرمایه نبوده و باید از سایر متغیرهای بازار سرمایه مانند حجم معاملات در بازار سهام و … استفاده نمود که با توجه به گروه کشورها این اطلاعات برای تمامی کشورها در دسترس نبوده است.
فهرست
فصل اول : کلیات تحقیق 9
1-1 تعریف عملیاتی واژگان 2
1-2 تبیین موضوع 3
1-3 اهمیت و ضرورت موضوع 5
1-4پرسشهای تحقیق 7
1- 5 فرضیه های پژوهش 7
1-6 جنبه جدید بودن و نوآوری پژوهش 7
1-7 روش تحقیق 7
1-8 هدف‌های تحقیق 8
فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه تحقیق 2
2-1 مقدمه 10
2-2 اثر بازار سرمایه بر رشد اقتصادی 11
2-3 مروری اجمالی بر نظریات و مدلهای رشد اقتصادی 13
2-3-1 مدل سنتی رشد نئوکلاسیک 13
2-3-2 الگوی رشد درونزا 13
2-4 ارتباط نظام مالی و رشد اقتصادی 14
2-5 نقش توسعه مالی در رشد اقتصادی 16
2-6 دیدگاههای مختلف در زمینه اهمیت و نقش نظام مالی و رشد اقتصادی 18
2-7 سرکوب مالی و رشد اقتصادی 19