در مراجع حقوقی واسه دفاع و اثبات حق، دلایلی مورد دلیل قرار می ­گیرند؛ به این صورت که اگه شخصی مثل حقیقی و حقوقی، قائل به این باشه که حقی از اون زایل شده و اظهارات اون، خلاف اصول حقوقی و اموری باشه که قاضی اونا رو مفروض انگاشتهه یا واسه اون ثابت شده باشه، «مدعی» شناخته می شه و خود شخص باید با آوردن دلایلی متقن اونو اثبات کنه.

 

  • نحوه تنظیم دادخواست چیجوریه؟
  • شرایط شهادت در دادگاه و جایگاه اون در نظام حقوقی ایران
  • مسئولیت کیفری افراد حقوقی در قانون

اقرار، اسناد کتبی، شهادت، اَمارات، سوگند و علم قاضی مثل دلایل ی اثبات دعاوی و جرایم به حساب می­ روند. در تعریف اقرار آورده ­ان که اقرار یعنی اینکه شخصی به حقی واسه دیگری خبر بده که به ضرر خودش تموم شه. به شخصی که به ضرر خود خبر می ­بده «مُقِر» و به شخصی که به نفعش خبری داده شده «مقرلَه» می­ گویند. بیشتر اقرار با لفظ انجام می­ شه اما می­ تواند با اشاره کردن، نوشتن و حتی عمل کردن هم صورت گیرد.

شرایط اقرار

شخص مقر باید بالغ، عاقل، مختار و قاصد باشه. بلوغ واسه پسران ۱۵ سال تموم قمری و واسه دختران ۹ سال تموم قمریه. اقرار شخص مجنون، در حالتی که جنون (دیوانگی) بر اون مستولی شه، شخص مجبور که از روی اکراه یا زور و شکنجه، اقرار می­ کنه و شخص هازل (شوخی کننده) که به خبر دادن موضوعی قصد نداشته باشه و تنها بر مزاح چیزی بگه، باطله و اثری نخواهد داشت. درمقابل لازم نیس تا مقرله (شخصی که به نفع اون خبری داده می ­شه) بالغ، عاقل، مختار و قاصد باشه؛ ایشان تنها باید بتونه چیزی که رو که به نفعش اقرار شده، دارا شه. مثلا جنین تا زمانی که زنده متولد نشه، نمی ­تواند ملکی رو تملک کنه. حال اگه شخصی اقرار کنه که منزلی که در تصرف اوست، ملک جنین می­ باشه، چون جنین در این حالت نمی ­تواند مالک شه، پس این اقرار هم نمی ­تواند درست باشه.

از طرف دیگر اقرار باید دور و بر موضوعی باشه که عقلا و طبیعتا بتونه اتفاق بیفته. مثل اینکه در دعوای تشخیص نسب فردی (اثبات رابطه بابایی و فرزندی)، شخص ۲۰ ساله ­ای ادعای بابایی واسه شخص ۲۵ ساله­ ای رو داشته باشه، که قاعدتا امکان اینجور چیزی وجود نداره.

بعضی وقتا هم اقرار، خبر دادن به ارتکاب جرمی از طرف خود شخص مقره. در اصطلاح مردم عادی گفته می ­شه که متهم به جرمش اعتراف کرد. اقرار یا اعتراف باید به شکل روشن و بی هیچگونه ابهامی صورت پذیرد و قابل ذکره که اقرار نمی ­تواند مشروط، وابسته یا آویزون به چیزی باشه؛ مثل اونکه شخص بگه «من فلان ماشین رو به سرقت برده ­ام به شرطی که فلانی به این جلسه احضار شه.» این نشون می ­بده که میشه به اقرار در همون بین دلیل کرد.

در کلیه ی جرایم، قانونگذار یک بار اقرار رو کافی می ­داند. اما در بعضی از جرایم شخص اقرارکننده باید چند دفعه به شکل پشت سر هم یا متناوب (در یک جلسه ی دادگاه یا چند جلسه) اقرار به ارتکاب جرم کنه. مثلا واسه اثبات زنا و لواط، چار بار اقرار لازمه یا در جرایمی مثل شرب خمر (نوشیدن مشروبات الکلی) و قذف (نسبت دادن زنا یا لواط به یک شخص، مثل اینکه به فردی بگه تو زنازاده­ ای) و یه جور از سرقت، مقر باید دوبار به جرم خود اقرار کنه. هدف قانونگذار از لازم دانستن تعدد اقرار واسه بعضی از جرایم حساسیت حیثیتی و حق الهی بودن اون جرایمه و با این کار احتمال داره که متهم شرم و توبه کنه و از اقرارهای بعدی پرهیز کنه. مثل ماجرای اقرار کردن زن زناکار در پیشگاه حضرت علی(ع) که اون حضرت ۳ بار به بهونه­ های مختلف، زن رو از اقرار کردن برحذر می­ داشت تا شاید اون زن پشیمون شه و توبه کنه و از اقرارهای بعدی دست برداره اما بازم زن اقرار کرد و در دفعه ی چهارم واسه حضرت راهی جز اجرای مجازات نبود.

نکته ی قابل توجه اینه که گرچه که در امور حقوقی، شخصی که اقرار می­ کنه باید به اون مجبور باشه و نمی­ تواند از اون عدول کنه یا بگه من چیزی که رو گفتم، قبول ندارم اما اگه نادرست بودن اقرار واسه قاضی ثابت شه یا مقر ادعا کنه که اقرار اون فاسد بوده، مثلا از روی اکراه و شکنجه انجام شده یا اینکه اشتباهی اقرار کرده و عذری بیاره، درصورت اثبات فساد یا اشتباه، اقرار اون باطل و بی اثر می ­شه. اما در امور کیفری رد کردن بعد از اقرار، از بین رفتن مجازات رو باعث نمی­ شه؛ به جز در اقرار به جرمی که مجازات اون سنگسار (مثلا زنای زن شوهردار که شوهر اون سالم و در دسترس باشه) یا حد قتل (بعضی جرایم حق الهیه که به اونا حدود و به مجازات اونا حد گفته می ­شه­. درمورد جرم زنایی که از روی زور انجام شده باشه یا همون زنای به عنف، مجرم به قتل می­ رسد) باشه؛ در هر مرحله از قضاوت ولو درحین اجرا، مجازات تعیین شده ساقط شده و به جای اون صد ضربه شلاق و در مواردی حبس اجرا می­ شه.


16000تومان

 

جامعه ای که از اتفاق جرم دچار آسیب شده، انتظار مجازات مجرم رو می کشه. مردم شخصی رو که از قوانین ظلم کرده مستحق کیفر میدونن و ملاک و ملاک این استحقاق همون عمل و رفتاریه که اون انجام دهنده شده. از قرنا پیش هم تنها کارکرد نظام کیفری همین بوده که گناهکار رو به سزای اعمال مجرمانه اش برسونه.

اما از آخرای قرن نوزدهم و اول قرن بیستم، علاوه بر عمل مجرمانه، «شخصیت گناهکار» هم مورد توجه دانشمندان حقوق کیفری و قضات قرار گرفت. واسه اولین بار شخصی که ارتکاب جرم به اون نسبت داده شده بود مورد توجه قرار گرفت و این سؤال در دنیای حقوق مطرح شد که صرف توجه به رفتاری که فرد انجام دهنده شده، بی در نظر گرفتن شرایطی که اون رو به طرف جرم جهت داده، کارایی لازم رو داره؟ صرف توجه به عمل مجرمانه و مجازات اون متناسب با این عمل، موجب می شه که اون به زشتی و قبح عمل خود پی ببره و با تکرار جرم دوباره جامعه رو در خطر نیندازد؟ با مطرح شدن این جور مسائل، راه حلای جدیدی وارد قوانین کیفری شدن تا علاوه بر توجه به شخصیت فرد، به شکل مناسب تری امنیت جامعه رو تأمین کنن. ازجمله ی این راه حلا ورود نهادی به نام «اقدامات تامینی و تربیتی» به میدون ی حقوق و قوانین بود. نهادی که سعی می کنه با توجه بیشتر به گناهکار، به اصلاح اون بده و تنها به دوری و مجازات اون اکتفا نکنه و علاوه بر حفظ جامعه، مجرم رو دوباره به جامعه برگردونه.

 

  • سوء گذشته کیفری چیه؟
  • ارسال و اجرای حکم جلب در دعاوی حقوقی و کیفری چیجوریه؟
  • مسئولیت کیفری افراد حقوقی در قانون

در تعریف اقدامات تامینی و تربیتی میشه گفت: بر اثر اتفاق جرم و متناسب با شخصیت مجرم و عللی که موجب ارتکاب جرم به وسیله اون شده، تصمیمات و کارایی به کار برده می شه تا اون بهبود پیدا کنه و علاوه بر پی بردن به قبح عمل خود، بتونه دوباره با جامعه موافق شه و به جامعه برگرده. به طور مثال وقتی نوجوانی انجام دهنده جرم سرقت می شه، اگه تنها به دنبال مجازات اون باشیم، اونو به زندان میندازیم تا با سزای عمل دزدی که در گذشته انجام دهنده شده روبه رو شه، بی اونکه بدونیم با مجازاتی که واسه اون تدارک دیده ایم به راه درست باز می شه یا نه. اما هنگامی که با راه و روش اقدامات تامینی و تربیتی پیش بریم، تنها به مجازات اکتفا نمی کنیم؛ بلکه سعی می کنیم با نظارت بر رفتار نوجوون گناهکار و قرار دادن اون در محیطی متفاوت از محیط آسیب زای زندان (به طور مثال کانون اصلاح و تربیت)، علاوه بر نشون دادن قبح و زشتی عملی که انجام دهنده شده، اونو به جامعه ای که از اون فاصله گرفته برگردونیم. با این تصمیمات، هدف پایانی اقدامات تامینی و تربیتی، یعنی حفظ جامعه از خطراتی که اونو تهدید می کنه هم تأمین می شه.

اقدامات تامینی و تربیتی شامل حال چه کسائی می شه

کلا اقدامات تامینی و تربیتی طبق وجود «حالت خطرناک» در فرده. بدین معنی که ما با کشف این واقعیت که فردی واسه جامعه خطرناکه این اقدامات رو در مورد اون اعمال می کنیم. به طور مثال، قانونگذار می تونه فرد معتادی رو که به مواد مخدر یا روانگردان اعتیاد داره و رفتار اون تحت اثر مواد مخدره، شخصی دارای حالات خطرناک بدونه که باید در محیطی مناسب و به دور از جامعه، مثل کمپای ترک اعتیاد، به اصلاح اون پرداخت؛ چون آزاد کردن اون ممکنه موجب آماده شدن شرایط لازم واسه ارتکاب جرم شه و به جامعه و اعضای اون آسیب بزنه. مثال دیگر، شخصیه که چندین بار انجام دهنده جرائم مختلف شده و یعنی سابقه داره. مجرمین سابقه دار بیشتر به وسیله مردم به عنوان افرادی خطرناک دیده می شن که قانونگذار سعی می کنه واسه جلوگیری از آسیبایی که ممکنه این افراد به جامعه وارد کنن تدابیری به غیر از صرف مجازات بر اونا اعمال کنه.

همونجوریکه میدونیم مجازات شامل حال افرادی می شه که دارای ویژگیایی مثل عقل، بلوغ، اختیار و … هستن. پس مجازات شامل حال خردسالان و مجانین نمی شه، اما اِعمال اقدامات تامینی و تربیتی احتیاجی به دارا بودن این ویژگیا نداره و میشه بر کودکان و نوجوانان و مجانین هم این اقدامات رو اعمال کرد؛ چون چیزی که در اقدامات تامینی و تربیتی مهمه، حفاظت از جامعه س. پس حتی مجنون و دیوونه ای که از خود اختیاری نداره و از نظر مردم و جامعه در قبال رفتار خود مسئول نیس، هم باید به دلیل خطراتی که به وسیله اون ممکنه جامعه رو تهدید کنه تحت حفاظت بگیره.

نکته ای که در مورد اقدامات تامینی و تربیتی باید مورد توجه قرار داد اینه که این اقدامات حتما باید به وسیله قانون تصریح شده و شرایط اعمال اون به دقت در قوانین مورد اشاره قرار گرفته باشن. پس نمیشه به بهونه ی حفظ جامعه و کشف حالات خطرناک به حقوق و آزادیای قانونی شهروندان تجاوز کرد.

حال باید به سراغ نظام حقوقی ایران بریم تا ببینیم قوانین داخلی تا چه میزان به این نهاد نوین توجه کردن.

سابقه اقدامات تامینی و تربیتی در حقوق ایران

در سال ۱۳۳۹ لایحه قانونی اقدامات تامینی به تصویب رسید که میشه این قانون رو مبدأ ورود این نهاد نوین در نظام حقوقی ایران دونست. اما عمر این قانون با تصویب قانون مجازات اسلامی سال ۹۲ به پایان رسید و در ماده ۷۲۸ قانون سال ۱۳۳۹ نسخ روشن گردید. در قانون مجازات اسلامی ۹۲ در مواد ۸۸ تا ۹۵ راجبه کودکان و نوجوانانِ گناهکار و در ماده ۱۵۰ راجبه مجانین، در مورد اقدامات تامینی و تربیتی تصریح شده. مهم ترین اقدامی که در مورد کودکان و نوجوانان گناهکار به کار برده می شه نگهداری اونا در «کانون اصلاح و تربیت» است.

تعریف کانون اصلاح و تربیت در ماده ۵۲۵ قانون آیین قضاوت کیفری پذیرفته شده ۱۳۹۲ مورد اشاره قرار گرفته: «کانونای اصلاح و تربیت اماکنی هستن که واسه نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانانِ موضوع این قانون به وسیله سازمان زندانا و اقدامات تامینی و تربیتی کشور در مراکز استانا و به تناسب نیاز و ضرورت با تشخیص رئیس قوه ی قضاییه در بقیه مناطق کشور ایجاد شدن و یا ایجاد می شن.»

در ماده ۱۵۰ این قانون هم در مورد اعمال اقدامات تامینی و تربیتی راجبه افراد مجنون، اینجور مقرر گردیده: «هروقت انجام دهنده جرم در بین ارتکاب، مجنون باشه یا در جرایم موجب تعزیر پس از اتفاق جرم گرفتار به جنون شه، اگه جنون و حالت خطرناک مجنون با جلب نظر متخصص، ثابت و آزاد بودن اون مزاحم نظم و امنیت عمومی باشه به دستور دادستان تا رفع حالت خطرناک در محل مناسب نگهداری می شه. شخص نگهداری شده یا آشنایان اون می تونن در دادگاه به این دستور اعتراض کنن که در این صورت، دادگاه با حضور معترض، موضوع رو با جلب نظر کارشناس در جلسه اداری رسیدگی می کنه و با تشخیص حالت خطرناک در مورد پایان اقدام تامینی و وگرنه در تأیید دستور دادستان، حکم صادر می کنه. این حکم قطعیه ولی شخص نگهداری شده یا آشنایان اون، هروقت علائم بهبود رو مشاهده کردن حق اعتراض به این حکم رو دارن. این مانع از اون نیس که هروقت بنا به تشخیص متخصص بیماریای روانی، انجام دهنده درمان شده باشه برحسب پیشنهاد مدیر محل نگهداری اون دادستان دستور پایان اقدام تامینی رو صادر کنه».



با توجه به این توضیحات، اقدامات تامینی و تربیتی در نظام حقوقی ما تنها در مورد کودکان و نوجوانان گناهکار و افراد مجنونی که انجام دهنده جرم شدن اعمال می شه.


16000تومان

اقتصاد چیه؟ “

واسه همه ما لازمه درباره اینکه اقتصاد چیه و چیجوری زندگی روزمره ی ما رو تحت اثر قرار می ده چیزایی بدونیم. بزرگ ترین اسما در اقتصاد رو بشناسیم و درباره ی بعضی متغیرهای اصلی که فعالیتای اقتصادی و تجاری طبق اونا اتفاق میفته، قدری اطلاعات داشته باشیم.

 

تعریف اقتصاد

فلسفه ی اقتصاد مثل علمِ تصمیم گیری، زندگی روز مره ی ما رو اداره می کنه. حتی اگه ما به این مسئله آگاه نباشیم. هنگامی که ما میزان سود کارت اعتباری مون رو اندازه می گیریم یا بررسی می کنیم که یک ماشین جدید بخریم، خونه ای رو اجاره کنیم یا واسه شام بیرون میریم یا به تعطیلات میریم، در همه این تصمیم گیریا ما فکرا و محاسبات اقتصادی می کنیم. ما در جهانی زندگی می کنیم که منابع محدودی داره و اقتصاد به ما کمک می کنه تا این منابع محدود رو طوری مصرف کنیم که نیازای ناتموم ما رو جواب بده. اقتصاد بخش ی خیلی گسترده ایه و تاریخچه پرباری داره و افراد موثر خیلی، از فیلسوفان گرفته تا سیاستمداران در اون جستجو کرده ان و نظریها رو آزموده ان.

در آسونترین و قابل فهم ترین تعریف، اقتصاد مطالعه نحوه ی استفاده ی جامعه از منابع محدودشه. اقتصاد علمی اجتماعیه که با تولید، پخش و مصرف جنسا و خدمات پیوند خورده س. اقتصاد تمرکز خیلی زیادی روی چار عامل تولید یعنی: زمین، نیروی کار، سرمایه و کار و کاسبی داره. اینا چار عنصری هستن که فعالیت اقتصادی رو در دنیا ما میسازن و هر یک می تونن به شکل جدا از هم مطالعه شن.

نیازای ناتموم و وسیله محدود

یکی از اولین متفکران شناخته شده در اقتصاد، هزیود شاعر یونانیه. اون در نوشته های خود آورده که کار، مواد راحت و زمان باید به شکل بهینه در کنار هم جمع شن تا بتونیم بر کمبودا پیروز شیم. مشکل اصلی اقتصاد اینه که آدم در جهانی زندگی می کنه که نیازای ناتموم اما وسیله محدودی در اختیار داره. به این دلیله که مفاهیمی چون کارایی و استفاده خیلی مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. افزایش استفاده و استفاده ی مفیدتر از منابع می تونه باعث بالاتر رفتن استانداردهای زندگی شه.

کار و تجارت

قبل اینکه بدونیم اقتصاد چیه، باید بگیم خشتایی که بنای بزرگ علم اقتصاد رو میسازن، کار و تجارت هستن. از اونجا که راه های خیلی واسه به کار گرفتن نیروی کار و هم راه های خیلی واسه اختصاص منابع هست، تشخیص اینکه بهترین روش واسه رسیدن به نتایج مطلوب کدامه کار دشواریه.

مثلا علم اقتصاد به ما می گه: افراد و شرکتا بهتره در یک کار خاص، تخصص پیدا کنن و واسه دیگر نیازای شون دست به تجارت بزنن به جای اینکه بخوان تموم نیازای شون رو خودشون تامین کنن. این علم به ما می گه که تجارت طبق یک چیز واسطه مثل پول، کارایی بیشتری داره.



تشویق کنندها و ارزشای شخصی

در جواب به این سوال که دقیقا اقتصاد چیه، باید گفت علم اقتصاد بر عمل انسانی تمرکز داره که دانشی ناقص داره و می تونه به شکلی نامنسجم و غیرقابل پیش بینی رفتار کنه. علاوه بر این اعمالی که فرد فرد آدما انجام میدن خیلی تحت اثر ارزشای شخصی آنهاه. پس قوانین علم اقتصاد باید خیلی کلی باشن و روی تمایلات تمرکز کنن. این چیزها با مطالعه تمایلات انسانی کشف شدن. مثلا علم اقتصاد به ما می گه که سود می تونه رقابتای جدیدی رو وارد بازار کنه یا مالیات میل به مصرف رو کاهش بده.

اقتصاد به دو شاخه اصلی مطالعاتی تقسیم می شه:

اقتصاد کلان چیه

اقتصاد کلان شاخه ای از علم اقتصاده که به مطالعه اقتصادِ جمعی می پردازه. در اقتصاد کلان بعضی متغیرهای اقتصادی مثل تورم، سطح قیمتا، میزان رشد، درآمد ملی، تولید ناخالص داخلی و تغییرات در میزان بیکاری بررسی می شن.

این شاخه روی روندای اقتصادی و اینکه علم اقتصاد چیجوری مثل یک «کل» حرکت می کنه متمرکزه.

اجزای اقتصاد کلان

اقتصاد کلان با اقتصاد خرد متفاوته؛ چون که اقتصاد خرد روی عوامل کوچیک تری تمرکز داره که تصمیم گیریای افراد و شرکتا رو تحت اثر قرار می ده. عواملی که در اقتصاد خرد و کلان مطالعه می شن روی همدیگه اثر می ذارن. مثلا سطح بیکاری در اقتصاد به عنوان یک عامل کلی روی تامین نیروی کار یک شرکت اثر می ذاره. اقتصاد کلان در بنیادی ترین معنای اون، شاخه ای از علم اقتصاده که با ساختار، کارکرد، رفتار و تصمیم گیریای کلی سر و کار داره و به جای اینکه تجارتای فردی رو مورد توجه بذاره، روی اقتصاد جمعی متمرکزه.

مطالعه اقتصاد کلان

کسائی که در بخش ی اقتصاد کلان کار می کنن مشغول مطالعه شاخصایی کلی مثل میزان بیکاری، تولید ناخالص داخلی و شاخص قیمتا و در آخر بررسی اینکه هر یک از بخشای اقتصاد چیجوری روی دیگر بخشا اثر می ذاره، هستن تا بفهمن اقتصاد چیجوری عمل می کنه. دانشمندانِ اقتصاد کلان، مدلایی ایجاد می کنن تا بتونن رابطه بین عوامل زیادی مثل مصرف، تورم و پس انداز، سرمایه گذاری، تجارت جهانی و پولی، درآمد داخلی و تولید رو توضیح دن.

در مقابل، اقتصاد خرد به بررسی چگونگی کارکرد کنشگران فردی (که مصرف کنندها و شرکتا هستن) و مطالعه اینکه چیجوری رفتار این کنشگران، کمیت و قیمت رو در یک بازار مشخص تحت اثر قرار می ده، می پردازند. مدلایی که در اقتصاد کلان ایجاد می شن و چیزی که این مدلا پیش بینی می کنن به وسیله دولتا استفاده کرده می شه تا سیاستای اقتصادی رو تعیین و آزمایش کنن.



حوز های خاص تحقیق

اقتصاد کلان بخش ی تقریبا گسترده ایه اما دو حوز ه ی اصلی هست که این شاخه رو نمایندگی می کنن. یک بخش شامل فرآیند فهم دلیل و نتایج کوتاه مدت نوسانات درآمد داخلیه که با نام چرخه کار و کاسبی شناخته می شه. بخش ی دیگر شامل چرخه ایه که اقتصاد کلان می کوشد عواملی رو بررسی کنه که رشد دراز مدت اقتصادی یا افزایش درآمد داخلی رو محقق می کنه.

تاریخچه اقتصاد کلان

اقتصاد کلان در معنای مدرن و امروزی اون با جون مینارد کینز و پخش کتابش در سال ۱۹۳۶ با نام «نظریه ی کلی استخدام، سود و پول» شروع می شه. کینز توضیحی درباره نتایج رکود بزرگ ارائه می ده، زمانی که جنسا به فروش نمی رفتند و کارگران بیکار بودن. کتاب اون شاهکاری بود که اقتصاددانان سنتی رو متحیر کرده بود. نظریه ی کینز توضیح می داد که چرا بازارها نمی تونستن شفاف باشن. این نظریه قرن بیستم رو متحول کرد. در خیلی از مدرسهای اقتصادی، اقتصاد کلان با عنوان اقتصاد کینزی شناخته می شه و بعضی وقتا به اون نظریه ی کینزی یا کینزگرایی هم گفته می شه.

اقتصاد خرد چیه

اقتصاد خرد علمی اجتماعیه که اثر رفتار فرد فرد آدما رو روی استفاده و پخش منابع محدود مطالعه می کنه. اقتصاد خرد نشون می ده که چرا و چیجوری جنسای مختلف ارزشای مختلف دارن، چیجوری افراد می تونن تصمیمات مفیدتر و سازنده تر بگیرن و اینکه افراد چیجوری می تونن بهترین هماهنگی و همکاری رو با همدیگه داشته باشن. اگه بخوایم کلی صحبت کنیم، اقتصاد خرد در مقایسه با اقتصاد کلان دانشی کامل تر، پیشرفته تر و دقیق تره.

اجزای اقتصاد خرد

اقتصاد خرد مطالعه تمایلای اقتصادیه یا بررسی این که وقتی افراد تصمیمات مشخصی می گیرن یا عوامل تولید، تغییر می کنن چه اتفاقی میفته. بازیگران فردی، معمولا به زیرگروهای کوچیک مثل خریداران، فروشنده ها و صاحبان کار و کاسبی تقسیم می شن. این عمل گران بر سر عرضه و خواسته منابع، استفاده از پول و میزان سود با همدیگه برهم عمل دارن.



فایده اقتصاد خرد

اقتصاد خرد به عنوان یک علم قانون، به دنبال توضیح اینکه چه چیزی باید در بازار اتفاق بیفته نیس. بلکه اقتصاد خرد تنها به دنبال توضیح اینه که اگه شرایط به شکل مشخصی تغییر کنه باید در انتظار چه چیزی باشیم. اگه یک کارخانه تولید کننده ی ماشین، قیمت ماشین هاش رو زیاد کنه، اقتصاد خرد می گه مصرف کننده در مقایسه با قبل تمایل کمتری واسه خرید ماشین داره. اگه یک معدن بزرگ مس در آفریقای جنوبی سقوط کنه، قیمت مس افزایش پیدا می کنن چون که منابع محدود هستن.

اقتصاد خرد باید بتونه به یک سرمایه گذار نشون بده که چرا سهام شرکت اپل ممکنه سقوط کنه، اگه مصرف کنندها آیفونای کمتری بخرن. علاوه بر این اقتصاد خرد باید بتونه توضیح بده که کمه کم دست مزد بالاتر ممکنه شرکت وندی رو مجبور کنه خدمه ی کمتری استخدام کنه. با اینحال سوالا درباره ی اقتصاد جمعی مثل این سوال که در سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص ملی چین چقدر هستش، در میدون دید اقتصاد کلان باقی خواهند موند.

روشای اقتصاد خرد

بیشتر تحقیقات جدیدی که در اقتصاد خرد انجام می شه طبق نظریه ی تعادل عمومی که به وسیله لئون والراس در کتاب «المانای اقتصاد محض» که در سال ۱۸۷۴ منتشر شد و نظریه ی تعادل جزئی که به وسیله آلفرد مارشال در کتاب «اصول اقتصاد» که در سال ۱۸۹۰ منتشر شد صورت می گیرن. این روش ها می کوشند رفتار آدم رو با زبون عملیاتی ریاضی نمایش دن. پس اقتصاددانان می تونن به کمک یک مدل ریاضی آزمون پذیر رفتار آدما رو تشخیص دن.

روشای مارشالی و والراسی جزئی از اقتصاد نئوکلاسیک حساب می شن. مثل پوزیتیوسیتای منطقی نئوکلاسیکا فکر میکنن باید فرضیه های قابل اندازه گیری درباره اتفاقات اقتصادی ساخته شن، بعد از دلایل تجربی واسه تشخیص اینکه کدوم فرضیه بهتر کار می کنه استفاده شه.

برخلاف فیزیکدانان و بیولوژیستا، اقتصاددانا نمی تونن آزمایشای خود رو تکرار کنن. پس اقتصاددانای نئوکلاسیک فرضیه ها درباره بازار رو آسون سازی می کنن. مثل میشه به فرض علم کامل، تعداد نامحدود فروشنده و خریدار، کالاای همسان یا فرض ثابت بودن رابطه متغیرها واسه رسیدن به راه حل نام برد. کارایی اقتصاد از راه میزان برابری بازار واقعی با قوانینی که مدلا پیشنهاد میدن مشخص می شه.

حریف اصلی نظریهای نئوکلاسیک که با نام مکتب اتریشی شناخته می شه بر این باوره که تعادل ایستایی که نظریه ی نئوکلاسیک فرض می کنه غیرواقع بینانه و اشتباهه. به جای اون اقتصاددانای مکتب اتریش، تحلیلی طبق دلیل قیاسی رو انتخاب و از دو اصل نظم خودانگیخته و فردگرایی استفاده می کنن. به جای اینکه فرض کنن چندگانگی و مشکل علم وجود نداره، مدل اتریشی توضیح می ده که «تمایلات» چیجوری به افراد کمک می کنن تا بر مشکل نبود قطعیت و اطلاعات ناقص در عالم واقعی پیروز شدن. به بیان دیگر، بازار رشد می کنه چون افراد اطلاعات ناقص، ترجیحات متفاوت و مشکلای دیگری دارن.

برگرفته investopedia

افکار مسمومی که افراد موفق از اونا پرهیز می کنن “

 

 

افکار منفی غیرواقعی، غیرضروری و ناامیدکننده هستن. این افکار شما رو به درون گردابی میکشن که بیرون اومدن از اون کار سختی هستش.

تا حد زیادی ریشه ی افکاری که در مورد خودمون داریم به دیدگاهی برمیگرده که نسبت به خود پیدا کردیم. این افکار نقش مهمی در موفقیت و شکست ما اجرا می کنن و می تونن باعث پیشرفت یا پسرفت ما شن.

هنری فورد بنیان گذار شرکت فورد می گه:

کسی که باور داشته باشه می تونه کاری رو بکنه، موفق میشه و کسی که باور داشته باشه نمیتونه، موفق نمی شه.

 

 

مجموعه TalentSmart در مورد ی هوش هیجانی (EQ) با شرکتای مختلفی همکاری داره. بیشتر از یک میلیون نفر مورد امتحان تستای هوش هیجانی اونا قرار گرفتن. مشاهده شده که ۹۰٪ افراد دارای کارکرد عالی، از هوش هیجانی بالایی برخوردارن. این افراد موفق یک مهارت ممتاز دارن. مهارت «شناسایی و کنترل افکار منفی» طوری که به اونا اجازه می ده تا از تموم پتانسیل خود استفاده کنن.



این افراد موفق به طور متوسط ۲۸.۰۰۰ دلار در سال بیشتر از همتایان خود که هوش هیجانی پایینی دارن، درآمد دارن. هم اینجور شانس افزایش رتبه کاری بالاتری دارن و در آزمایش کارکرد نمرات بالاتری رو کسب می کنن. هوش هیجانی و سطح درآمد رابطه مستقیمی دارن. طوری که افزایش هر نمره هوش هیجانی، درآمد هرساله ی فرد رو ۱۳۰۰ دلار در سال افزایش می ده.

کامل بودن برابر با موفقیته

آدم ذاتاً جایزالخطاست. وقتی که هدف تون بی مشکل بودن در کارا باشه، همیشه اتفاقاتی پیش میاد که باعث نارضایتی شما می شه. نباید در این مواقع خود رو سرزنش کنین و احساس ناامیدی کنین.



راه سرنوشت من از پیش مشخص شده

خیلی از آدما تسلیم این باور می شن که تقدیر اونا شکست یا موفقیت بوده. این باور اشتباهه. سرنوشت شما در دستان خودتون قرار داره. زندگی بعضی وقتا آسون و بعضی وقتا سخت می شه. سعی کنین تا در هر شرایطی بهترین کارکرد خود رو ارائه بدین.



من «هیچوقت» نمی تونم اون کار رو انجام دهم

هیچ کاری در زندگی وجود نداره که بتونین به طور حتما اونو انجام بدین یا ندین. بعضی وقتا شما می تونین کاری رو به انجام برسونین. بعضی وقتا هم در انجام کارهای خود شکست می خورید. نگاه صددرصدی شما مبنی بر اینکه کاری رو می تونین یا نمی تونین انجام بدین، شکلی از هم دردی با خودتونه. این باور باعث می شه فکر کنین هیچ کنترلی روی خود ندارین. بدونین که نباید تسلیم این دیدگاه شید.



تایید بقیه باعث موفقیت من می شه

صرف نظر از دیدگاهی که بقیه نسبت به شما دارن، نظر اونا باعث موفقیت یا شکست شما نمی شه. البته امکان نداره آدم نسبت به نظرات بقیه بی توجه باشه، ولی سعی کنین این نظرات اثر کمی بر شما داشته باشه. باورتون این باشه که ارزش شما به وسیله خودتون تعیین می شه.

آینده من مثل گذشته ام هستش

شکستای تکراری می تونه اعتماد به نفس شما رو کاهش بده. به دنبال این شکستا تصور موفقیت واسه تون سخت می شه. بیشتر شکستایی که ما تجربه می کنیم به خاطر بلندپروازیای مونه. اگه اهداف تون تناسبی با تواناییاتون نداشته باشه، احتمال شکست تون بالا میره. البته یادتون باشه واسه گرفتن هر چیز باارزشی در زندگی، کمی خطر لازمه. هیچوقت اجازه ندین که شکستای قبلی مانعی واسه پیروزیای بعدی تون باشه.



احساسی که نسبت به خودم دارم، واقعیت من رو می سازه

باید تا جایی که می تونین واقعی به خود نگاه کنین. حقایق شخصیتی خود رو از احساسات جدا کنین، وگرنه احساسی که نسبت به خودتون دارین، روی واقعیت شخصیت شما اثر می ذاره. اگه افکار و احساسات منفی نسبت به خود داشته باشین، کم کم این افکار در شخصیت واقعی شما اثر گذاشته و می تونه جلوی پیشرفت شما رو بگیره.

با شناسایی این افکار همیشه باید به اونا توجه کنین. غفلت از این افکار باعث می شه تا کم کم در وجود شما رخنه کرده و راه موفقیت رو واسه تون سخت و دست نیافتنی کنه.

بسازین.

مشاوره: مشاوره یکی از راه های مؤثر درمان افسردگی در زنانه. مشاوره می تونه به شما مهارت ها و دیدگاه هایی رو آموزش بده که از شر افسردگی آزاد شید و به شما کمک کنه از بازگشت افسردگی جلوگیری کنین. یکی از مهم ترین چیزایی که باید هنگام انتخاب یک مشاور در نظر بگیرین، رابطه شما با اون شخصه. مشاور مناسب در مراحل درمان و آزادی شما از افسردگی، همراه شما و دلسوز شماس.

دلایل بروز افسردگی در زنان

هیچ دلیل آسون ای واسه بروز افسردگی در زنان وجود نداره. افسردگی می تونه با ترکیبای متفاوتی از دلایل اجتماعی، فیزیولوژیکی و زیستی ایجاد شه.

اصلی ترین دلایل بروز افسردگی در زنان به توضیح زیره:

  • تنهایی و تنهایی؛
  • کمبود حمایت اجتماعی؛
  • تجربه موقعیتای استرس آور؛
  • سابقه خانوادگی افسردگی؛
  • مشکلات ازدواج و رابطه؛
  • فشار پولی؛
  • تجربه تروما یا تجاوز در کودکی؛
  • مصرف مواد مخدر و الکل؛
  • بیکاری یا نداشتن شغل مناسب؛
  • مشکلات سلامتی یا دردهای طولانی.

دلایل اجتماعی، زیستی و هورمونی بروز افسردگی در زنان

میزان ابتلای زنان به افسردگی خیلی بیشتر از مردانه. این فرق جنسیتی با توجه به تعدادی از عوامل اجتماعی، زیستی و به ویژه عوامل هورمونی که مخصوص زنانه توجیه می شه.

علاوه بر دلایل اصلی دچار شدن به افسردگی، روبرو شدن ی زنان با موقعیتای زیر، احتمال دچار شدن به افسردگی در زنان رو افزایش می ده:

مشکلات مربوط به تصویر شخصی از بدن: این مشکلات طی بلوغ جنسی در دخترها زیاد می شه.

مشکلات تیروئید: از اونجا که کم کاری تیروئید می تونه به افسردگی منجر شه، این مشکل باید همیشه زیر نظر دکتر باشه.

استرس: هورمونای استرس در زنان بیشتر از مردها تولید می شه. علاوه بر این، پروژسترون، هورمون جنسی زنانه، مانع از غیرفعالی سیستم استرس در بدن می شه.

مشکلات جانبی داروها: داروهایی مثل داروهای پیشگیری از بارداری یا داروهای هورمونی، می تونن باعث بروز افسردگی در زنان شن.

مشکلات پیش از قاعدگی: واسه خیلی از زنان، سندروم پیش از قاعدگی (PMS) علائم معمولی و کم داره، اما واسه بعضی دیگر علائم خیلی زیاد و ضعیف کنندهه و حتی می تونن باعث مشکل ایجاد وخوی پیش از قاعدگی (PMDD) شن. افسردگی شدید، زودرنجی و دیگر نوسانای ایجاد وخو از علائم PMDD هستن.

بارداری و ناباروری: تغییرات هورمونی خیلی درزمان بارداری رخ میدن و ممکنه باعث افسردگی شن. دیگر مشکلات مربوط به بارداری، مثل سقط جنین، بارداری ناخواسته و ناباروری می تونن باعث افسردگی در زنان شن.

افسردگی پس از زایمون: خیلی از زنا افسردگی پس از زایمون رو تجربه می کنن، اما در بعضی از اونا علائم شدیدتر و طولانی تره. این شرایط، افسردگی پس از زایمون نامیده می شه و فکر میره تحت اثر نوسانات هورمونی ایجاد شه.

یائسگی و پیش از یائسگی: در این مرحله نوسانات هورمونی شدید بوده و می تونه باعث افسردگی شه.

جبران دلایل زیستی و هورمونی افسردگی در زنان

از اونجا که نوسانات هورمونی و عوامل زیستی نقش کلی ای در بروز افسردگی در زنان دارن، باید از راه حلای مقابله ای در ماه و در زمان پایین بودن سطح هورمونا استفاده کرد. سیکل ماهانه ی خود و احساسای خود (فیزیکی و روحی) رو بررسی کنین. اینجوری شما میتونین تا دریابید چه هنگام باید کمبودهای هورمونی خود رو جبران کنین و از بروز علائم افسردگی جلوگیری کنین.

به یاد داشته باشین که افسردگی، در هر مرحله از زندگی و به هر دلیل، جدیه و باید جدی گرفته شه. صرف اینکه به شما گفته شده که علائم تون، به باعث زن بودن تون عادیه، دلیل نمی شه که در سکوت رنج بکشین. راه های خیلی هست که می تونین افسردگی خود رو درمان کنین و حس بهتری داشته باشین.



  • 2

 

افسردگی فصلی (Seasonal Affective Disorder) یه جور مشکل در ایجاد وخوی فرده که تقریبا مثل همون افسردگی (depression) است، فرقش اینه که افسردگی فصلی تنها در بعضی فصول سال رخ می ده و با تغییر فصل برطرف می شه. این نوع افسردگی به طور عادی در آخرای پاییز و اول زمستون شروع می شه و با فرا رسیدن فصل بهار و تابستون از بین میره. البته افسردگی فصلی در ماه های تابستونی هم ممکنه رخ بده، اما گسترش اون کمتر از ماه های زمستانیه.

 



علائم و نشونه های افسردگی فصلی

این نوع افسردگی معمولا به عنوان اختلالی جداگونه از انواع دیگر افسردگی در نظر گرفته نمی شه. افسردگی فصلی، مدلی از افسردگیه که در فصول خاصی برگشت می کنه و الگویی تکرارشونده رو نمایش می ده. واسه تشخیص افسردگی فصلی، افراد باید کمه کم به مدت ۲ سال نشونه های کامل افسردگی غیرفصلی رو در فصلای خاصی (زمستون یا تابستون) در خود مشاهده کنن، طوری که این نشونها فقط در اون فصول تکرار شن.

علائم افسردگی غیرفصلی

خیلی از ما نشونه های افسردگی رو می شناسیم. البته هر تغییری در ایجاد وخو به عنوان افسردگی قلمداد نمی شه، اما کلا نشونه های زیر در افراد افسرده مشاهده می شن:

  • احساس ناراحتی و بی حوصلگی می کنن؛
  • احساس می کنن ناامید یا بی ارزش هستن؛
  • انرژی جسمی شون کاهش پیدا میکنه؛
  • علاقه و اشتیاق شون رو نسبت به فعالیتایی که قبلا مورد علاقه شون بوده، از دست میدن؛
  • خواب آسون ندارن؛
  • اشتها و وزن بدن شون دستخوش تغییرات می شه؛
  • احساس تنبلی یا پریشونی می کنن؛
  • به سختی می تونن روی چیزی تمرکز کنن؛
  • به طور تکراری به مرگ یا خودکشی فکر می کنن.



نشونه های افسردگی فصلی در ماه های زمستونی

اگه نشونه های افسردگی فصلی رو با افسردگی غیرفصلی مقایسه کنین، می ببینن که تقریبا همون نشونها در هر دو وجود دارن. افرادی که در ماه های زمستونی دچار افسردگی می شن، بیشتر نشونه های زیر رو دارن:

  • کاهش انرژی بدن؛
  • زیاد خوابیدن؛
  • پرخوری؛
  • افزایش وزن؛
  • اشتیاق شدید به مصرف کربوهیدرات (ماکارونی، ذرت، نوشابه و نظایر اونا)؛
  • انصراف از جامعه.

نشونه های افسردگی فصلی در ماه های تابستونی (که گسترش کمتری داره):

  • کاهش اشتها که با کم شدن وزن همراهه؛
  • بی خوابی؛
  • پریشونی؛
  • بی قراری؛
  • استرس و پریشونی؛
  • رفتار خشن.

عوامل و ویژگیایی که ممکنه خطر دچار شدن به افسردگی فصلی رو افزایش بدن

  • جنسیت: زنان چار برابر بیشتر از مردها دچار افسردگی فصلی می شن.
  • عوامل جغرافیایی: افرادی که در فاصله دورتری از خط استوا زندگی می کنن، بیشتر از بقیه در خطر خطر دچار شدن به افسردگی فصلی هستن. مثلا، تعداد مبتلایان به افسردگی فصلی در فلوریدا نسبت به انگلستان یا آلاسکا ۱ به ۹ه.
  • سابقه خانوادگی: افرادی که در خونواده شون سابقه دچار شدن به هر نوع افسردگی هست، بیشتر از بقیه در خطر خطر دچار شدن به افسردگی فصلی قرار دارن.
  • داشتن افسردگی یا مشکل دوقطبی: کسائی که به افسردگی یا مشکل دوقطبی گرفتار هستن، خیلی آسون در خطر افسردگی فصلی هم قرار می گیرن. در این حالت، علائم افسردگی در فصول خاصی زیاد می شه.
  • سن و سال: احتمال دچار شدن به افسردگی فصلی در جوونا نسبت به سالمندان بیشتره. این مشکل حتی در کودکان و نوجوانان هم گزارش شده.

علل افسردگی فصلی

دلایل افسردگی فصلی تقریبا ناشناختهه. با این حال، تحقیقایی در این مورد انجام شده که سرنخایی زیست شناختی از این مشکل به دست می ده.

  • افرادی که به افسردگی فصلی گرفتار هستن، ممکنه واسه تنظیم سروتونین در بدن مشکل داشته باشن. سروتونین یکی از انتقال دهندهای عصبی مهمه که در تنظیم ایجاد وخوی فرد دخالت داره. یک مطالعه نشون داد مقدار پروتئین انتقال دهنده ی سروتونین در بدن افراد گرفتار به افسردگی فصلی، در ماه های زمستون ۵ درصد بیشتر از ماه های تابستانه. افزایش پروتئین انتقال دهنده ی سروتونین، باعث کاهش سروتونین در سیناپسا و درنتیجه بروز افسردگی می شه.
  • بدن افراد گرفتار به افسردگی فصلی ممکنه بیشتر از حد هورمون ملاتونین ترشح کنه. ملاتونین خواب رو تنظیم می کنه و تولید اون در تاریکی زیاد می شه. از اونجا که شبا در زمستون طولانی تر هستن، ملاتونین بیشتری در بدن تولید می شه که به خواب آلودگی و بی حالی میرسه. به همین دلیله که معمولا افراد گرفتار به افسردگی فصلی، خواب آلود و کسل هستن.
  • افراد گرفتار به افسردگی فصلی با کمبود ویتامین D هم روبرو هستن. این ویتامین، نقش مهمی در فعالیت سروتونین اجرا می کنه. پس کمبود ویتامین D ممکنه با علائم بالینی زیادی از افسردگی فصلی در رابطه باشه.



درمان افسردگی فصلی

واسه درمان افسردگی فصلی چار نوع درمان مهم هست:

  • دارودرمانی؛
  • نوردرمانی؛
  • روان درمانی؛
  • مصرف مکمل ویتامین D.

این درمانا ممکنه بعضی وقتا به تنهایی انجام شن یا ترکیبی از اونا مورد استفاده قرار بگیره.

۱. دارودرمانی

داروهایی موسوم به بازدارندهای بازجذب سروتونین (SSRI) که واسه درمان افسردگی به کار می رن، در درمان افسردگی فصلی هم مؤثر هستن. سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) به جز این داروها، داروی بوپروپیون (bupropion) رو هم واسه درمان این نوع افسردگی تأیید می کنه. با این حال، به یاد داشته باشین هیچوقت، هیچوقت بی مشورت با دکتر از این داروها یا هیچ داروی دیگری استفاده نکنین. مثل دیگر داروها، این بازدارندها هم مشکلات جانبی خطرآفرینی دارن. دکتر شما با توجه به شرایط تون، داروی مناسب رو واسه تون تجویز می کنن.

۲. نوردرمانی

از ده هشتاد میلادی تا الان، نوردرمانی به عنوان درمان اصلی افسردگی فصلی به کار رفته. این نوع درمان به این صورته که فرد واسه جبران نور آفتاب (که در ماه های پاییز و زمستون کاهش پیدا میکنه)، در خطر جعبه ی نور مصنوعی درخشانی قرار میگیره. این فرد باید هر روز به مدت ۲۰ تا ۶۰ دقیقه در مقابل این نور بنشیند و از ۱۰,۰۰۰ واحد نور فلورسنت سفید که از این جعبهای نورانی پخش می شه، بهره مند شه. با این کار، علائم افسردگی فصلی به طور زیادی بهبود پیدا می کنن. این جعبهای نورانی به طور عادی فیلترهایی واسه جدا کردن اشعه ی فرابنفش دارن و نور اونا ۲۰ برابر بیشتر از نور عادی محیط داخلی منزله. این کار باید از اول پاییز تا اول فصل بهار تقریبا هر روز انجام شه.

۳. روان درمانی

رفتار درمانی شناختی (CBT)، یه جور روان درمانیه که در بهبود افسردگی فصلی مؤثره. این نوع درمان بر روشای رفتار درمانی شناختی، مثل شناسایی افکار منفی و جانشین کردن اونا با افکار مثبت متکیه. در کنار این روش، روش ای که به اون فعال سازی رفتاری گفته می شه هم به کار میره. هدف از فعال سازی رفتاری اینه که به فرد کمک کنه فعالیتایی رو که براش جذاب و لذت بخش هستن، شناسایی کنه. اینطوری فرد می تونه روزهای زمستونی رو خیلی آسون بگذراند.



۴. مصرف مکمل ویتامین D

الان، مصرف مکمل ویتامین D به عنوان یک درمان مؤثر واسه افسردگی فصلی در نظر گرفته نشده. دلیل مصرف این مکمل، اینه که سطح اندازه گیری شده ی این ویتامین در افراد گرفتار به افسردگی فصلی، خیلی پایین بوده. کمبود این ویتامین معمولا به دلیل اینه که در رژیم غذایی به اندازه کافی ویتامین D وجود نداره یا اینکه فرد به اندازه کافی در خطر نور خورشید قرار نمی گیره. با این حال دلایل متناقضی درمورد اثر اون هست. در حالی که بعضی تحقیقات نشون دهنده اینه که مصرف مکمل ویتامین D به اندازه نوردرمانی مؤثر بوده، بعضی تحقیقات دیگر نشون دادن که مصرف این ویتامین در بهبود افسردگی فصلی افراد هیچ تأثیری نداشتهه.

تحقیقات و تحقیقایی طبق پیشگیری، تشخیص و درمان این نوع افسردگی در دست انجامه. هدف این تحقیقات، بررسی و مطالعه بیماران و پیگیری اونا طی دوره های آزمایشی به خاطر یافتن داروها و روشای درمانی مؤثره. امیده انجام این تحقیقات به یافتن روشای مؤثرتری واسه درمان افسردگی، مثل افسردگی فصلی منجر شه.

برگرفته از: nimh.nih.gov

 

افسردگی می تونه شما رو از انرژی و امید خالی کنه، باعث شه احساس تهی بودن، ناراحتی و تنهایی کنین. افسردگی در زنان با عوامل خیلی در هم می آمیزد؛ از هورمونای تولیدمثلی و فشار اجتماعی گرفته تا جواب منحصر به فردی که جنس زن به استرس می ده. مهم نیس که چقدر شرایط درهم ریخته و آزار دهنده به نظر برسه؛ همیشه راهی هست که بتونین حس وحال و تفکرات خود رو تغییر بدین. شما نمی تونین به خودتون بگید: «ناراحت نباش!» و افسرده نباشید، اما بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنین، روی افسردگی کنترل دارین. اگه قدمای کوچیک، اما مهمی وردارین، احساس بهتری دارین، اراده و امید خود رو به دست میارید و از زندگی لذت میبرین.

 

  • در مقابل افسردگی همسرمان چه واکنشی نشون دهیم؟
  • کدوم ورزشا به کاهش استرس و افسردگی کمک می کنن؟
  • ۱۱ راه طبیعی واسه افزایش ترشح سروتونین در مغز و کاهش افسردگی

نشونه های افسردگی در زنان

از هشت زن، یک زن در طول زمان زندگی خود، افسردگی رو تجربه می کنن. بدونین که تنها نیستین. خیلی مهمه که در مورد نشانگان و علائم افسردگی در زنان بدونین. از اون مهم تر، شناخت عواملیه که باعث افسردگی شما می شن؛ به این روش میتونین شرایط رو تشخیص بدین، به بهترین و مؤثرترین راه ممکن، افسردگی خود رو درمان و از بروز دوباره ی اون پیشگیری کنین.

علائم افسردگی

  • حال وهوای افسرده؛
  • از دست دادن علاقه و لذت نسبت به فعالیتایی که پیش از این، از اونا لذت می بردید؛
  • کمبود انرژی و خستگی؛
  • احساس گناه، ناامیدی و بی ارزشی؛
  • تغییر ذائقه و وزن؛
  • تغیییر عادتای خواب (کمتر یا بیشتر خوابیدن)؛
  • سختی در تمرکز؛
  • افکار مربوط به خودکشی یا تفکر تکراری در مورد مرگ.

واسه اینکه احساس بهتری داشته باشین، از موارد زیر پیروی کنین:

۱. از بقیه کمک بگیرین

شما با راه هایی خیلی آسون اما قوی می تونین افسردگی خود رو کم کنین. واسه اونکه احساس بهتری داشته باشین، به زمان و سعی نیاز دارین؛ اونم درست زمانی که انرژی اونو ندارین یا دوست ندارین قدم از قدم وردارین. اگه هر روز تصمیم مثبتی بگیرین و از حمایت بقیه هم بهره مند شید، می تونین از افسردگی نجات پیدا کنین.

کمک گرفتن از اشخاصی که واسه شما اهمیت قائل هستن، نقشی اساسی در شکست دادن استرس اجرا می کنه. اگه فقط به خودتون تکیه داشته باشین، رسیدن به دیدگاهی سالم و حفظ سعی روزانه واسه شکست دادن افسردگی کمی سخت هستش. ، ذات افسردگی باعث می شه کمک گرفتن از بقیه برایتون خیلی سخت باشه. وقتی افسرده هستین، تمایل به کنار کشیدن از بقیه و منزوی کردن خود، حتی از نزدیک ترین اعضای خونواده هم می تونه سخت باشه.

واسه کمک و حمایتی که نیاز دارین، خواسته کنین. این کار تغییری بزرگ در درمان شما ایجاد می کنن. چیزی که رو که بر شما میگذره با افرادی که به اونا علاقه و اعتماد دارین، در بین بذارین. ممکنه شما حتی از ارزشمندترین روابط هم خود رو کنار کشیده باشین، اما این افراد می تونن به شما کمک کنن که این زمان سخت رو بگذرونین. اگه فکر می کنین کسی رو ندارین که به اون تکیه کنین، می تونین کمک بگیرین تا دوستان جدیدی داشته باشین؛ حتی اگه خجالتی و درون گرا هستین.

چیجوری از بقیه کمک بگیریم؟

از کسائی کمک بگیرین که به شما احساس امنیت میدن: شخصی که با اون صحبت می کنین، حتما نباید قادر باشه شما رو درمان کنه؛ کافیه شنونده ی خوبی باشه. کسائی که با توجه و اشتیاق به شما گوش می کنن، حواس شون پرت نمی شه و شما رو قضاوت نمی کنن.

ملاقاتای رودررو رو در اولویت بذارین: تماسای تلفنی، شبکه های اجتماعی و پیامای متنی راه های خوبی واسه حفظ رابطه هستن، اما جانشین زمانی که باهم می گذرونیم، نیستن. عمل آسون ی صحبت رودررو در مورد احساسات تون می تونه نقشی بزرگ در بهبود افسردگی و پیشگیری از اون اجرا کنه.

حتی زمانی که علاقه ندارین، در فعالیتای اجتماعی شرکت کنین: بیشتر وقتی افسرده هستین، حبس کردن خودتون در لاک تنهایی آسون تر مثل اینکه، اما گذراندن زمان با بقیه از افسردگی شما کم می کنه.

راهی واسه حمایت از بقیه پیدا کنین: وقتی از حمایت بقیه بهره مند می شید، حس خوبی دارین. تحقیقات نشون دادن که فراهم کردن پشتیبانی واسه بقیه، نقش بیشتری در از بین بردن افسردگی شما داره. پس راهی واسه حمایت از بقیه پیدا کنین؛ مهم نیس کاری کوچیک یا بزرگ باشه. در امور خیریه داوطلب شید، واسه دوست تون، گوشی شنوا باشین یا کاری خوب واسه کسی انجام بدین.

حیوان خونگی داشته باشین: درسته که هیچی نمیتونه جای ارتباطات انسانی رو بگیره، اما حیوانای خونگی می تونن نشاط و همراهی رو به زندگی شما بیارن و باعث شن کمتر احساس تنهایی کنین. از طرف دیگه، نگهداری از حیوانات خونگی، می تونه شما رو از لاک تون بیرون بیاره و باعث شه احساس مفیدبودن کنین. هر دویِ این احساسا، افسردگی رو از بین می برن.

به گروه های حمایت کننده افراد افسرده ملحق شید: اگه با اشخاصی که اونا هم از افسردگی رنج می برن، دیدار داشته باشین، از احساس تنهایی شما به راه زیادی کم کرده میشه. شما می تونین همدیگه رو تشویق کنین، در مورد هماهنگی با این شرایط به یک دیگر پیشنهاد کنین و تجربه هاش رو به اشتراک بذارین.

۲. از سلامت خود مراقبت کنین

واسه شکست دادن افسردگی، باید کارایی انجام بدین که آرامش بخش باشه و به شما انرژی بده. به این منظور، سبک زندگی سالمی رو دنبال کنین، یاد بگیرین که چیجوری استرس خود رو مدیریت کنین، در مورد تواناییای خود محدود کردن قائل شید و فعالیتای سرگرم کننده رو در برنامه روزانه خود بذارین.

هشت ساعت خواب: افسردگی معمولا به مشکلات خواب منجر می شه. اگه خیلی کم یا خیلی زیاد بخوابید، کسل و بی نشاط می شید. با استفاده از عادتای خواب سالم، زمان بندی خواب بهتری داشته باشین.

استرس خود رو مدیریت کنین: استرس باعث طولانی تر شدن و وخامت افسردگی شما می شه. استرس می تونه باعث شروع افسردگی شمام شه. تموم چیزایی رو که در زندگی شما باعث استرس تون می شه مثل فشار کاری، مشکلات پولی و روابط شخصی نامناسب مشخص کنین. راه هایی واسه کاهش فشار پیدا کنین و دوباره کنترل شرایط رو به دست بگیرین.

تکنیکای آرامش رو امتحان کنین: یک تمرین آرامش روزانه می تونه به بهتر شدن علائم افسردگی کمک کنه، استرس رو کاهش و احساس لذت و خوبیِ حال شما رو زیاد کنه. یوگا، تنفس عمیق، آرامش ماهیچها و مدیتیشن رو امتحان کنین.

به فعالیتایی بدین که پیش از این از اون لذت می بردید: شما نمی تونین خود رو مجبور کنین که خوش بگذرونین یا لذت ببرین، اما می تونین خودتون رو تشویق کنین که فعالیتای خاصی انجام بدین. سرگرمی یا ورزشی رو که قبلا دوست داشتین، انتخاب کنین. احساسات خود رو از راه موسیقی، هنر یا نوشتن بگید. با دوستان تون بیرون برید. در سفری یک روزه، راهیِ موزه، کوهستان یا طبیعت شید.

جعبه وسیله سلامتی در روبرو شدن با افسردگی

فهرستی از فعالیتایی که می تونه حال وهوایتان رو خیلی سریع بهبود بخشد، آماده کنین. هرچقدر که ابزارتان واسه مقابله با استرس بیشتر باشه، بهتره. هر روز بخشی از این ایدها رو اجرا کنین؛ حتی اگه حال تون خوبه.

  • زمانی رو در طبیعت بگذرونین.
  • فهرستی از نقاط قوت خود تهیه کنین.
  • کتاب بخونین.
  • فیلم سینمایی یا سریالی سرگرم کننده تماشا کنین.
  • حمامی طولانی و گرم داشته باشین.
  • چند کار کوچیک دل چسب انجام بدین.
  • با حیوان خونگی خود بازی کنین.
  • با دوستان یا خونواده ی خود، دیداری حضوری داشته باشین.
  • به موسیقی گوش بدین.
  • کاری خودجوش انجام بدین.

۳. بلند شید و فعالیت کنین

وقتی افسرده هستین، بیرون اومدن از رختخواب هم کار شاقیه؛ چه برسه به ورزش کردن! اما ورزش کردن از عوامل خیلی قوی در از بین بردن افسردگی و مهم ترین بخش جعبه وسیله درمان شماس.

تحقیقات نشون دادن که ورزش منظم به اندازه داروهای ضدافسردگی در افزایش سطح انرژی و کاهش احساس خستگی مؤثره. احتیاجی نیس به باشگاه برید. یک پیاده روی نیم ساعته و روزانه می تونه انرژی شما رو به مقدار زیادی زیاد کنه. اگه نمی تونین نیم ساعت فعالیت داشته باشین، سه دوره ۱۰ دقیقه ای در طول روز، به همون اندازه مؤثر هستش.

شما می تونین همین الان ورزش کنین تا حال وهوای خود رو بهبود ببخشین.

خستگی شما در صورت موندگاری ورزش از بین خواهد رفت: وقتی افسرده و بی انرژی هستین، ورزش کردن می تونه کاری خیلی طاقت فرسا باشه، اما تحقیقات نشون دادن که اگه ورزش کردن رو به عادت روزانه خود تبدیل کنین، سطوح انرژی شما افزایش پیدا می کنه. ورزش کردن باعث می شه تا کمتر احساس خستگی کنین و بیشتر پرانرژی باشین.

ورزشایی پیدا کنین که ریتمیک و پیوسته هستن: ورزشای ریتمیک بیشترین اثر رو در بهبود افسردگی دارن. ورزشایی مثل پیاده روی، بدن سازی، شنا، هنرهای رزمی و رقص که در اون دستا و پاهایتان درگیر هستن، افسردگی شما رو کاهش میدن.

عنصری از ذهن آگاهی رو به ورزش خود اضافه کنین: اگه افسردگی شما از تروما یا افکار وسواسی و منفی نشئت میگیره، اضافه کردن ذهن آگاهی به روتین فعالیت بدنی تون سودمند هستش. روی حس بدنِ در حالِ حرکت تون، حس پاهایتان وقتی به زمین می خورند، حس باد روی پوست تون یا ریتم تنفس تون تمرکز کنین.

یک شریک ورزشی پیدا کنین: وقتی با بقیه ورزش می کنین، هم زمانی رو به فعالیتای اجتماعی اختصاص دادین و هم انگیزه می گیرین تا به ورزش کردن ادامه بدین. به دسته ای از دوندگان ملحق شید، کلاس رقص یا ایروبیک برید، به دنبال کسی باشین که با اون تنیس بازی کنین یا در لیگ والیبال یا فوتبال شرکت کنین.

۴. رعایت رژیم غذایی سالم و ضدافسردگی

اون چیزی که می خورید، تأثیری مستقیم روی احساس شما داره. بعضی از زنان دریافته ان که تغییرات رژیم غذایی، مکملای غذایی و دمنوشای گیاهی می تونه نشانگان افسردگی رو در اونا کاهش بده. پیروی از موارد زیر می تونه به کاهش افسردگی در زنان کمک کنه.

مصرف نمک، چربیای ناسالم، کافئین، کربوهیدراتای آسون و الکل رو کم کنین. مصرف این مواد می تونه باعث تغییرات سریع در ایجاد وخو و انرژی شما شه.

وعدهای غذایی خود رو حذف نکنین. اگه بین وعدهای غذایی شما فاصله بیفته، احساس زودرنجی و خستگی می کنین. پس سعی کنین هر سه تا چار ساعت، چیزی بخورین.

مصرف ویتامینای گروه ب رو زیاد کنین. کمبود ویتامینای گروه ب مثل اسید فولیک و ب۱۲ می تونه باعث افسردگی شه. واسه افزایش مصرف ویتامینای گروه ب، از مکملای ب کمپلکس استفاده کنین یا مصرف مرکبات، سبزیجات با برگای سبز، لوبیا، مرغ و تخم مرغ رو زیاد کنین.

غذاهایی پر از امگا۳ استفاده کنین تا احساس بهتری داشته باشین. اسیدهای چرب امگا۳ نقشی اساسی در اثبات ایجاد و خوی شما دارن. بهترین منبع امگا۳، ماهیای چرب مثل سالمون، شاه ماهی، ماهی خال خالی، ماهی آنچوی، ساردین، ماهی تن و مکملای روغن ماهیای آبای سرد هستن.

مطمئن شید مقدار کافی آهن دریافت می کنین. سطوح پایین آهن می تونه به بروز علائم عادی افسردگی مثل زودرنجی، خستگی و سختی تمرکز منجر شه. غذاهای پر از آهن شامل گوشت قرمز، لوبیا، سبزیجات با برگای سبز و میوه های خشک می شه.

اضافه کردن مکملای گیاهی به رژیم تون می تونه سودمند باشه. تحقیقات نشون دادن که روغن گل مغربی (گل پامچال) و گیاه پنج انگشت در درمان مشکلات پیش از قاعدگی (PMDD) اثر دارن.

۵. هر روز در خطر آفتاب قرار بگیرین

نور آفتاب می تونه به بهتر شدن سطح سرتونین و بهبود ایجاد وخوی شما کمک کنه. سعی کنین هر روز کمه کم ۱۵ دقیقه در خطر آفتاب قرار بگیرین. عینک آفتابی خود رو وردارین (هیچوقت مستقیما به خورشید خیره نشید) و به مقدار لازم از ضدآفتاب استفاده کنین.

  • هنگام ناهار کمی بیرون قدم بزنین، قهوه ی خود رو در فضای باز بخورین یا زمانی رو به باغبانی اختصاص بدین.
  • اگه می خواید از فواید نور خورشید بیشتر بهره مند شید، بیرون از منزل ورزش کنین. در پارک محله ی خود قدم بزنین یا با دوست خود تنیس بازی کنین.
  • مقدار نور طبیعی منزل و محل کار خود رو زیاد کنین. پردها رو کنار بزنین و کنار پنجره بشینین.
  • اگه در محلی زندگی می کنین که در فصل زمستون، نور زیادی به شما نمی رسه، از جعبهای نوردرمانی استفاده کنین.

روبرو شدن با غم زمستونی

واسه بعضی از مردم، کاهش تعداد ساعات روز در فصل زمستون می تونه به فرمی از افسردگی به نام مشکل خلقی فصلی (SAD) منجر شه. میزان بروز مشکل خلقی فصلی در زنان، چار برابر مردانه. مشکل خلقی فصلی می تونه شما رو به فردی متفاوت با فردی که در تابستونا هستین، تبدیل کنه: فردی ناامید، غمگین، پرتنش یا مضطرب که به دوستان یا فعالیتایی که پیش از این دوست داشت، علاقه ای نداره. با این حال، فارغ از اونکه چقدر احساس ناامیدی می کنین، کارهای زیادی هست که می تونین انجام بدین و ایجاد وخوی پایدارتری در طول سال داشته باشین.

۶.افکار منفی رو به رقابت بکشین

افسردگی می تونه همه چیز و حتی نگاه تون به خود و تصورتون در مورد آینده رو در هاله ای منفی فرو ببره. وقتی افکار منفی بر شما غلبه می کنه، به یاد داشته باشین که این یکی از علائم افسردگی شماس و این نگاه های آزاردهنده و بدبینانه یا مشکل شناختی، چیزی واقعی نیس.

افکار منفی در مقابل بررسیاتون دوومنمیارن، اما با وجود این، شکست دادن اونا سخته. شما نمی تونین به خودتون بگید که مثبت فکر کن” و از چهارچوب فکری منفی خود آزاد شید. بیشتر تفکرات منفی بخشی از الگوی فکری دائمی هستن که پیش از اونکه شما فهمیده باشین، خودکار می شن.

زنان تمایل دارن که وقتی افسرده هستن، همیشه فکر کنن. اونا می گریند تا فشار عصبی خود رو کاهش دن، سعی می کنن تا دلیل افسردگی خود رو بیابند یا با دوستان شون در مورد افسردگی صحبت کنن. با این حال، فکر کردن زیاد می تونه افسردگی رو حفظ یا حتی بدتر کنه. شما باید افکار منفی ای رو که به سوخت افسردگی شما تبدیل شدن پیدا کنین و اونا رو با روش تفکر متعادل تری جانشین کنین.

تفکرات منفی که سوخت افسردگی هستن

تفکر مطلق: وقتی که شما همه چیز رو سیاه یا سفید می ببینن، در دام این تفکر افتادین. در این حالت شما فکر می کنین که اگه نتونین به حالتی ایده آل برسین، چیزی جز شکست نیستین.

بیشتر از حد گسترش دادن افکار منفی: در این حالت، شما با یک تجربه منفی، اونو به کل زندگی خود گسترش دادین و تصور می کنین که نمی تونین هیچ چیزی رو درست انجام بدین.

فیلتر ذهنی: در این حالت شما همه حوادث مثبت رو ندیده می گیرین و بر افکار منفی تمرکز می کنین. در این حالت شما فقط بر افکار منفی تمرکز کردین و همه چیزای مثبت رو فراموش می کنین.

محو کردن اتفاقای مثبت: در این حالت شما دلایلی می تراشید که چرا اتفاقای مثبتی که رخ دادن، به حساب نمی آیند.

یک طرفه به قاضی رفتن: در این حالت، شما بی در دست داشتن دلایل حقیقی، تفسیرهای منفی از وقایع ارائه میدید. در این حالت شما مثل یک خواننده ی ذهن (اون حتما فکر میکنه من دیوونه ام) یا پیشگو (من واسه همیشه در این شغل بی آینده گرفتار شده ام) عمل میکنین.

دلیل حسی: در این حالت شما تصور می کنین اون چیزی که احساس می کنین، واقعیت داره (حس می کنم یک بازنده ام؛ من اصلا خوب نیستم).

بایدها و نبایدها: خودتون رو به فهرستی از بایدها و نبایدها محدود کردین و اگه برابر این قوانین زندگی نکنین، خودتون رو سرزنش می کنین.

برچسب زدن: در این حالت شما به خودتون طبق تصویر ذهنی تون از خودتون و اشتباهات تون برچسب میزنین (من یک بازنده ام).

افکار منفی تون رو بررسی کنین

وقتی که الگوهای خراب کردن کننده فکری تون رو که در بروز افسردگی تأثیرگذارند، شناسایی کردین، با سؤالاتی مثل سؤالات زیر، اونا رو به رقابت بکشین:

  • دلایلی هست که این تفکر درست یا نادرسته؟
  • اگه یکی از دوستان من اینجور تفکری داشته باشه، به اون چه می گم؟
  • راه دیگری واسه نگاه کردن به این موقعیت یا توضیحی جانشین واسه اون هست؟
  • اگه افسرده نبودم، چیجوری به این موقعیت نگاه می کردم؟

وقتی افکار منفی خود رو بررسی می کنین، متعجب می شید که اونا چقدر سریع از هم می پاشند. شما در یک مراحل، دیدگاهی متعادل تر رو انتخاب می کنین و به بهتر شدن افسردگی خود کمک می کنین.

در صورت نیاز از آدما حرفه ای کمک بگیرین

اگه کمکای شخصی خیلی به شما کمک نکرد، از یک شخص حرفه ای و متخصص در سلامت روان کمک بگیرین. درمانای افسردگی که واسه مردها استفاده می شه، واسه زنان هم مفید هستن، اما جنبه های خاصی در هر درمان هست که می تونه واسه زنان شخصی سازی شه. زنان به احتمال زیاد به درمانای هم زمان شرایطی مثل مشکلات خوردن یا استرس هم نیاز دارن.

دارودرمانی: داروهای ضدافسردگی بعضی از نشانگان افسردگی در زنان رو بهبود میدن، اما مشکل اصلی رو حل نمی کنن. زنان به دلیل فرقای زیستی با مردها، به دُز کمتری از داروهای ضدافسردگی نیاز دارن. احتمال بروز مشکلات جانبی داروها در زنان بیشتر از مردانه؛ واسه همین مصرف هر گونه دارو در زنان باید تحت نظارت باشه. واسه راهنمایی در مورد داروهای ضدافسردگی به سراغ پزشکی نروید که در سلامت روانی تخصصی نداره. به یاد داشته باشین که داروها زمانی مؤثر هستن که شما در سبک زندگی خود هم تغییر

  • 1

 

با کمی کاریزما می تونین مدیر، سیاستمدار، پدر یا مادر و یا مربی موثری باشین. کاریزما یکی از عوامل موفقیت ( یکی از عوامل ناشناخته ی موفقیت) در رهبریه. در گذشته های دور هم، رهبران و شخصیتای کاریزماتیک وجود داشتن. این رهبران وقتی ظاهر می شدن که جامعه واسه روبرو شدن با جنگ یا حادثه ای دیگر به اتحاد سریع مردم نیاز داشت. اونا توانایی متحدکردن افراد زیادی رو دارن. اونا می تونن مردم رو تشویق کنن تا واسه موفقیت گروه از خودگذشتگی کنن. این افراد قدرت کاریزماتیک دارن. مثلا وینستون چرچیل، مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا.

 

  • اصول کاریزماتیک بودن؛ ۲۹ اصلی که کمک می کنه مهره مار پیدا کنین
  • ۱۰ عادت زبون بدن واسه افزایش کاریزما
  • ۹ راه حل رفتاری اثبات شده که شما رو کاریزماتیک نشون می ده

در ظاهر، اینا هیچ ربطی به دنیای تجارت یا آموزش ندارن، ولی در این بخشا هم کمی کاریزما می تونه اثر زیادی داشته باشه. حالا شما کاریزما دارین؟ اگه ندارین، نگران نباشید. چون با تمرین اونو به دست میارید. مثل اینکه کاریزما اون قدرها هم عامل ناشناخته ای نباشه. گروهی از دانشمندان به رهبری جون آنتوناکیس (John Antonakis) از دانشکده ی اقتصاد دانشگاه لوزان، تحقیقاتی در این مورد انجام دادن. اونا به مدیران، چند روش واسه رهبری کاریزماتیک یاد گرفتن. پس، این مدیران شخصیت کاریزماتیک تری پیدا کردن و رهبران کارآمدتری هم شدن.

در تحقیق اول، اونا چند مدیر رو به طور تصادفی از یک شرکت بزرگ سوئیسی انتخاب کردن. به گروهی از اونا آموزش کاریزما دادن و به گروه دیگر آموزش ندادند. این آموزش، سخنرانی در مورد رهبری کاریزماتیک (به همراه صحنهایی از فیلمایی مثل انجمن شاعران مرده) ارائه و گزارش بازخورد رو شامل می شد. همکاران این مدیرها قبل از آموزش و سه ماه بعد از دوره، اونا رو آزمایش کردن. اونا نمی دونستن چه کسائی در دوره شرکت کردن. کاریزمای شرکت کنندگان در دوره، تا حد زیادی افزایش پیدا کرده بود.

در تحقیق بعدی، محققان به گروهی از دانشجویان MBA آموزش کاریزما دادن و سخنرانی اونا رو قبل و بعد از دوره آموزشی ضبط کردن. افراد بی طرف این سخنرانیا رو طبق معیارهای کاریزما آزمایش کردن. دوباره در تحقیقات به این نتیجه رسیدن که کاریزمای دانشجویان آموزش دیده خیلی بیشتر بود. در آخر، این دانشجویان رهبران مؤثرتری شدن.

چه مهارتایی به اونا آموزش داده می شن؟ محققان روشای زیادی رو واسه بهبود کاریزما (CLTها) ایجاد کردن. اگه می خواید کاریزمای شخصی خود رو بهبود ببخشین، ادامه این مقاله رو بخونین تا با مهم ترین CLTها و کاربردهای راحت ی اونا آشنا شید.

۱. از کنایه ا ستفاده کنین

مثلا «ما رقبای خود رو به زانو درآورده ایم»، «باید راه خود رو تغییر دهیم».

کارکرد: کنایه نشون می ده چقدر باهوش هستین.

۲. از داستان و مَثَل استفاده کنین

کارکرد: داستانای شخصی بهتر در یاد مخاطب می مونن.

۳. جنبه ی اخلاقی رو نشون بدین

مثلا بگید: «این کار درسته».

کارکرد: نشون میدید رهبر درست کاری هستین و راستی دارین.

۴. روی احساسات جمعی تأکید کنین

«قوی تر خواهیم شد.»

کارکرد: با این کار به مخاطب نشون میدید نگران رفاه اونا هستین، نه نگران خودتون.

۵. انتظارات زیادی واسه خود و پیروان خود داشته باشین

کارکرد: نشون می ده باید قوی باشین تا بتونین از پس بحرانا بربیایید.

۶. اعتمادبه نفس خود رو به بقیه نشون بدین

کارکرد: اعتمادبه نفس شما نشون می ده چرا افراد باید از شما پیروی کنن نه از بقیه!

۷. از استفهام انکاری استفاده کنین

«چرا باید به حرف من گوش بدین؟»

کاربرد: دیدگاه خود رو به بقیه منتقل می کنین.

۸. حواس تون به اثر زبون بدن باشه

مثلا بلندکردن دستان، بالابردن انگشت شصت یا جلودادن سینه

کاربرد: این حرکات (زبون بدن) باعث می شن بزرگ تر، بهتر و مهم تر به نظر برسین.

۹. به حالتای صورت تون توجه کنین

مثلا لبخند زدن، تکان دادن سر یا آروم به نظر رسیدن.

کاربرد: مخاطبان ناخودآگاه این حالتای صورت رو تقلید می کنن. این باعث می شه حس بهتری داشته باشن.

۱۰. تُن صدای خود رو بالا و پایین ببرین

کاربرد: باعث می شه مخاطبان به همه سخنرانی شما گوش دن. قبل از شروع سخنرانی، شاید بهتر باشه اول مهارتای کاریزماتیک رو جلوی آینه یا عزیزان تون تمرین کنین.

از کجا می فهمید کاریزمای خود رو بهبود بخشیده اید؟ اگه بتونین کودکان خود رو بی شکایت به رختخواب بفرستید و کاری کنین سبزیجات بخورند، حتما موفق هستین!



 

یکی از ارزشمندترین داراییای آدم، قدرت تخیله. تابه حال به این توانایی فوق العاده بشری و اثر اون در زندگی فکر کردین؟ میدونید تخیل چه نقشی در موفقیتامون داره؟ همراه ما باشین، در این مقاله می خواهیم با قدرت تخیل بیشتر آشنا شیم و روشایی رو واسه افزایش قدرت تخیل خود یاد بگیریم.



به گفته آلبرت اینشتین:

«قوه ی تخیل همه چیزه. قوه ی تخیل، پیش نمایش جاذبه های آینده زندگیه.»

– اینشتین

 

 

یکی از بزرگ ترین و باارزش ترین داراییای بشر، قدرت باورنکردنی قوه ی تخیله.

شاید شمام با وجود اینکه از قدرت فوق العاده تخیل آگاهی دارین، اما از اون الهام نمی گیرید و نمی تونین به قدرت اون دسترسی پیدا کنین. تا الان به این توانایی و اثر قدرت تخیل خود شک کردین؟ از روشای زیر استفاده کنین تا شاهد افزایش قدرت تخیل خود باشین.

۱. قدرت و اهمیت قوه ی تخیل خود رو درک کنین

«تخیل از علم بالاتره. علم محدوده اما تخیل، دنیا رو محاصره می کنه.»

– اینشتین

 

 

یکی از اولین تغییراتی که باید در خود بسازین، اینه که بتونین به قدرت تخیل خود دسترسی پیدا کنین و بیشتر از قبل واسه حل مشکلات تون به اون مراجعه کنین تا به راه حلای خلاقانه برسین.

از خودتون بپرسید معمولا چند وقت یک بار و چه اندازه از تخیل خود استفاده می کنین و به اون دسترسی دارین؟

خیلی از ما در شرایطی رشد می کنیم که فرصتی واسه استفاده از قدرت فوق العاده تخیل واسه ما فراهم نمی شه. شاید شمام در سنای مختلف با اینجور حرفایی روبرو شدین:

  • رؤیاپردازی و تخیل، کار بچه هاست؛
  • غرق شدن در تخیل، کاری خودخواهانهه؛
  • من آدم خلاقی نیستم چون قدرت تخیل ندارم؛
  • خیال پردازی در مورد آینده کار خوبی نیس و فقط وقت رو تلف می کنه.

همه ما این پیشنهادا رو در طول زندگی از آدما مختلف شنیده ایم. اما بهتره بدونین که همه ایدها و راه حلای خلاقانه اول به عنوان یک سؤال و بخشی از تخیل، تو ذهن ما شکل می گیرن.

خیلی از آدما بزرگ و خلاق دور و بر ما توانایی فوق العاده قوه ی تخیل خود رو درک کردن و به اون دسترسی پیدا کردن. آلبرت اینشتین عادت داشت که روی صندلی مورد علاقه خود بنشیند و آزادانه در دنیای خیالش پرواز و رؤیاپردازی کنه.

کن رابینسون (Ken Robinson)، محقق و پژوهشگر خلاقیت می گه: «ما یک قدرت فوق العاده بشری به نام قدرت تخیل داریم. این قدرتیه که کامل به ما اعطا می شه. تخیل یعنی چیزایی رو که الان وجود ندارن، وارد دنیای ذهن و خیال خود کنیم. اینطوری می تونیم چیزایی رو که هنوز اتفاق نیفتادن اما ممکنه به اتفاق بپیوندند، تصور کنیم. به باور ی من، هر ویژگی فرهنگ بشری، نتیجه این توانایی منحصربه فرد انسانه.»

نکتهای اجرایی:

  • زمانی واسه آزاد کردن قدرت تخیل خود در نظر بگیرین. در این زمان به مشکلات فکر کنین و سعی کنین با کمک قدرت تخیل، راه حلای تازه ای واسه اونا پیدا کنین.
  • هر چه بیشتر از قدرت تخیل خود استفاده کنین، خیالات شما زنده تر و واقعی تر می شن.

فیلیپ خوزه فارمر (Philip José Farmer)، نویسنده ی سبک علمی-تخیلی و فانتزیه. اون در مورد تخیل می گه:

«تخیل مثل عضلهه. من از راه تجربه دریافتم که هرچه بیشتر از قوه ی تخیل استفاده کنم، قوی تر می شه.»

– فیلیپ خوزه فارمر

 

 



۲. تخیل و تجسم زنده می تونه کارکرد رو بهبود ببخشد؟

باب بومن، مربی شناگر مشهور و قهرمون المپیک مایکل فلپسه. اون درباره ی فلپس می گه: «مایکل در مورد ی پیش بینی و تجسم نتیجه مسابقات خود بهترین فردیه که دیده ام. فلپس توانایی فوق العاده ای در تجسمِ مسابقه و تصور کردن یک مسابقه ی عالی داره، در حالی که روی صندلی خود نشسته یا در آب در حال تمرینه.»

فلپس حتی میتونه مواردی مثل پاره شدن لباس یا شکستن عینک رو که ممکنه در طول مسابقات اتفاق بیفته پیش بینی و از قبل تجسم کنه و سیستم عصبی خود رو واسه رؤیایی با اونا آماده می کنه. با تصور و پیش بینی این شرایط، فلپس در صورت اتفاق این اتفاقات، تمرکز خود رو از دست نمی ده و واسه اون آمادگی داره.

این توانایی فلپس در تجسم سختیا و برآمدن از پس مشکلات، حریف صربستانی اون یعنی میلوراد کاویک (Milorad Cavic) رو در مسابقات قهرمانی دنیا سال ۲۰۰۹ در میلان با مشکل روبرو کرد. فلپس در سال ۲۰۰۸ در مسابقات المپیک، ۸ مدال طلا به دست آورده بود و بعد از اون دیگر تمرینات سخت و جدی رو پشت سر نگذاشته بود. علاوه بر این، فلپس در شرایطی با حریف خود مسابقه می داد که پیش از مسابقه در جریان یک تمرین با شناگر دیگری از ناحیه سر برخورد کرده بود، عینکش شکسته بود و یکی از چشمانش تار می دید.

کاویک اعتماد به نفس بالایی داشت و مطمئن بود که مسابقه رو می بره چون شب قبل از مسابقه، رکورد جهانی فلپس رو شکسته بود. کاویک در ۵۰ متر اول از فلپس جلو افتاد اما در کمال تعجب، فلپس تونست اونو بگذرونه و حتی رکورد جهانی رو که واسه خودش بود، بهبود ببخشد.

این یکی از نمونه های فوق العاده اثر قدرت تخیل بر پیش بینی و تجسم آینده واسه ورزشکاران و کنار اومدن و کسب آمادگی واسه مشکلات پیشِ روست. تحقیقات روی کارکرد ورزشکاران حرفه ای و کتاب PsychoPsybernetics نوشته شده به وسیله دکتر مالکوم مالتز (Malcolm Maltz) همه، تأثیرگذاری تجسم با کمک قدرت تخیل رو ثابت می کنن. دکتر مالکوم مالتز، بقیه موارد مثل مایکل فلپس رو مثال می زنه و ثابت می کنه که تجسم مسابقه تو ذهن، اثر مستقیمی بر کارکرد ورزشکار داره.

نکتهای اجرایی:

  • از قدرت خیال خود استفاده کنین و زنده و شفاف، موفقیتی رو که به دنبال اون هستین، تجسم کنین.
  • اجازه بدین که این خیالات، کامل کننده ی کارهای روزانه و سعیاتون واسه رسیدن به هدف باشن.

درست مثل مایکل فلپس، زمانی که پیروزی خود رو تجسم می کنین، هیچ شکی در موفقیت و کمال شما باقی نمی موند.

«هر چیزی رو که بتونین تجسم کنین، واقعیه.»

– پابلو پیکاسو

 

 

۳. قدرت تخیل چه جوری کار می کنه؟ رابطه با ضمیر ناخودآگاه

به گفته رابرت کولیر: «ذهن ناخودآگاه آدم، شوخی و جوک رو قبول نمی کنه و نمیتونه فرق بین واقعیت و تخیل رو مشخص کنه. اون چیزی که ما همیشه به اون فکر می کنیم، در آخر در زندگی ما نمود پیدا می کنه.»

قدرت تخیل از مغز متفکر ما سرچشمه میگیره، این بخش از مغز نئوکورتکس نام داره. زمانی که تفکرات و نتایج مجسم شده به وسیله شما با قدرت احساسات و تصاویر زنده در هم می آمیزند، این فرصت واسه اونا فراهم می شه که وارد سیستم لیمبیک (limbic) یا سامانه ی عصبی احساسی یا ضمیر ناخودآگاه شن.

مغز لیمبیک در مقایسه با مغز آگاه، می تونه اطلاعات بیشتری رو پردازش کنه و علاوه بر این، مسئول همه عادات و احساسات ماست. زمانی که تجسم و تخیلات شما داخلی می شن، ضمیر ناخودآگاه به شکل طبیعی و البته هوشمندانه، تغییراتی ذهنی و جسمی در شما ایجاد می کنه. تغییراتی که شما رو در جهت رسیدن به اون اهداف و آرزوها، هم جهت می کنه.

البته این نکته به اون معنا نیس که همه چیز به شکل خودکار اتفاق میفته و شما بی هیچ تلاشی و فقط با تخیل و تجسم آرزوها به هدف می رسین. بلکه این مراحل به اون معناست که با تخیل و وارد شدن اهداف و آرزوها به ضمیر ناخودآگاه، شما بین نیمهای منطقی و احساسی مغز تعادل برقرار می کنین، کنترل امور رو به دست می گیرین و مقاوت کمتری هنگام سعی تجربه می کنین و کمتر واسه سعی نکردن بهونه میارید.

تشبیه فیل و سوار که اونو جاناتان ات (Jonathan Haidt) نویسنده ی کتاب «فرضیه شادی» (The Happiness Hypothesis) مطرح کرده، خوب می تونه این سیستم رو توضیح بده. سوار، مغز متفکر و آگاه انسانه و فیل، مغز لیمبیک و ناخودآگاه بشره.

سوار نمیتونه فقط با زور فیل رو تربیت یا کنترل کنه. با این حال، آروم کردن ذهن از راه مدیتیشن و ورود به حالات عمیق ریلکسیشن، ضمیر ناخودآگاه رو رام تر می کنه و درستی چیزی رو به شما اعلام و اونو به نفس شما القا می کنه تا واسه شما طبیعی به نظر برسه.

این حالت آرامش، مثل زمینی حاصل خیز واسه تخیلات شماس و عقاید قبلی شما رو با تفکرات و عقایدی که خودتون انتخاب می کنین، جانشین می کنه. زمانی که عقاید جدیدی در شما شکل می گیرن و به احساس داخلی در ضمیر ناخودآگاه شما تبدیل می شن، واسه سعی کردن و رفتار به سبک و راه و روش جدید واسه رسیدن به هدف تون، الهام می گیرین.

نکتهای اجرایی:

از قدرت تخیل خود استفاده کنین تا زندگی مورد توجه خود رو بسازید. با این تخیل، واسه رسیدن به موفقیت مورد نظرتون هیجان زده و مشتاق می شید. از قدرت احساسات خود استفاده کنین و این زندگی رؤیایی رو وارد ضمیر ناخودآگاه خود کنین.



۴. قدرت تخیل در برتری یافتن بر مشکلات: ترس کمتر، تخیل بیشتر

ایمی پـردی (Amy Purdy)، در یکی از سخنرانیای تد (TEDx) به نام «زندگی بالاتر از محدود کردنا» (Living Beyond Limits) گفته: «اگه زندگی شما یک کتاب بود و شما یک نویسنده بودین، دوست داشتین داستان زندگی شما چه جوری پیش برود؟ این سؤالیه که زندگی من رو واسه همیشه تغییر داد.»

ایمی پردی، داستان زندگی پرفرازونشیب و فوق العاده ای داره. اون شغل خود رو به عنوان ماساژتراپیست شروع کرد. یک روز، بی هیچ نشونه ای به مریضی مننژیت مننگوکوکی گرفتار شد. ظرف چند ماه بعد از این واقعه، طحال، کلیها و هر دوپای خود رو تا زانو از دست داد.

این شرایط، امتحان سختی واسه ایمی بود. اون از نظر روحی و جسمی آسیب دیده بود و واسه ادامه زندگی و واسه دنبال کردن ورزش مورد علاقه اش یعنی اسنوبورد هیچ امیدی نداشت. اون دوست داشت سفر کنه و ماجراجویی رو تجربه کنه اما با وجود این آسیبای جسمی، این کارا غیرممکن به نظر می رسین. ظرف چند ماه آینده، اون از واقعیتی که در اون گرفتار بود فرار کرد و با کمک پاهای مصنوعی، از تخت بیرون اومد.

خوشبختانه اون تونست ایمی سابق رو از یاد ببره و تغییرات جدید رو قبول کنه و با شرایط جدیدش کنار بیاد. تخیلاتش به اون نشون داد که مشکل عضو نمیتونه واسه اون محدود کردن بسازه. به جنبه های مثبت شرایط خود فکر کرد. تفکرات و تخیلات اون، نور امید رو در قلبش زنده کرد.

ایمی در مورد اون روزهای خود این طور توضیح می ده:

«درست در همین زمان بود که از خودم اون سؤال لازم رو پرسیدم. اگه زندگی من یک کتاب بود و من نویسنده اش بودم، دوست داشتم داستان زندگی من چه جوری پیش برود؟ بعد شروع به رؤیاپردازی کردم. خودم رو در شرایطی تصور کردم که دوباره روی پاهای خودم راه میرم، به بقیه در راه خود کمک می کنم و دوباره اسنوبوردسواری می کنم. فقط به رؤیاپردازی بسنده نکردم. حالا میتونم تموم اون تخیلات رو لمس کنم. این زمانی بود که فصل جدیدی از کتاب زندگی من شروع شد.»

در کمال تعجب، چار ماه بعد، اون دوباره اسنوبورد رو از سر گرفت. اون با کمک پاهای مصنوعی ویژه ای که واسه این کار ساخته شده بود، دوباره ورزش مورد علاقه اش رو دنبال کرد. سعی اون باعث شد که نه تنها بتونه دوباره این ورزش رو بکنه، بلکه در دو جام جهانی مدال طلا دریافت کرد و نام اون در فهرست بهترین اسنوبوردسواران زن دنیا قرار گرفت.

ایمی این طور ادامه می ده: «شرایط جدیدی که واسه من پیش اومده بود منو ضعیف و محدود نکرد بلکه فرصتی برایم درست کرد تا از داشته های خود استفاده کنم، به قدرت تخیلم تکیه کنم و به تواناییایی که دارم ایمان بیارم. به همین دلیله که من باور دارم خیالات ما می تونن ابزاری کاربردی واسه خروج از مرزهای محدود کردن ذهنی ما باشن. ما تو ذهن و خیالات مون می تونیم هر کاری بکنیم و هر کسی باشیم. باور داشتن این خیالات و روبه رو شدن با ترسا و محدود کردنا، واسه ما این فرصت رو فراهم می کنه تا بالاتر از همه محدود کردنا، زندگی خود رو اون طور که می خواهیم از نو بسازیم.»

نکتهای اجرایی:

  • از قدرت شگفت انگیز تخیل استفاده کنین تا از مرزهای محدود کردن بگذرید و خود رو با چیزی که غیرممکن مثل اینکه، به رقابت بکشین.
  • به تخیلات خود بال و پر بدین، به رؤیاهای خود ایمان بیارین، با ترس هاتون روبه رو شید و زندگی اون طرف همه محدود کردنا رو تجربه کنین.



۵. تخیلات خود رو فقط به تصویر محدود نکنین و همه حواس تون رو به کار بگیرین

به گفته ویرجینیا وولف:

«بشر با کمک نیروی تخیل، قدرت عجیبی در تغییر واقعیتا داره.»

 

 

هنگام تخیل و رؤیاپردازی، احساسات خود رو محدود نکنین. از تموم حواس خود در تصویرسازی و تجسم بهره ببرین و تخیلات خود رو از راه اضافه کردن تموم حواس، غنی تر کنین.

افراد، روشای یادگیری متفاوتی دارن؛ بعضی با خوندن و نوشتن یاد می گیرن و بعضی با تصاویر، گروهی هم با فعالیتای حرکتی بهتر از بقیه روش ها، یاد می گیرن.

با استفاده از تموم اون چیزی که به طور طبیعی به ذهن شما متبادر می شه، خیالات تون رو زنده تر کنین. مثلا، ممکنه شما در خیالات خود نتونین تصاویر رو به درستی تجسم کنین اما در اجرا حواس دیگر مثل لامسه، بویایی و حتی شنوایی، توانایی بیشتری دارین. ممکنه شما در اضافه کردن احساسات به خیالات تون، قدرت فوق العاده ای داشته باشین.

اصلا احساس نکنین که مجبور هستین در یک وجود خاص رؤیاپردازی کنین. تصویرسازیا و تخیلات خود رو با اضافه کردن جنبها و وجودای مختلف، زنده تر و قابل لمس تر کنین. حواس پنجگانه ی شما وسایل قدرتمندی هستن که از اونا می تونین واسه رهاسازی قدرت ذهن، استفاده کنین. خیالات تون رو رنگی و هیجان انگیز کنین. تخیلات باید واسه شما حکم بهترین دوست رو داشته باشن.

ریچل گودریچ می گه:

«رؤیاپردازی روزانه، قلب رو درمون می بخشه، روح رو آرامش می ده و تخیل رو قوی می کنه.»

 

 

نکتهای اجرایی:

  • چیزی که رو که می خواید تو ذهن خود با رنگای زنده و روشن تجسم کنین. از هر کدوم از حواس خود که می تونین استفاده کنین تا تصوراتی زنده، رنگی و قابل لمس داشته باشین.



۶. با زنده نگه داشتن کودک درون تون، قدرت تخیل خود رو به کار بگیرین

بخشی از درون ما در تصرف کودک درون مونه. جایی که پر از تخیلاته و در اون هر چیزی امکان پذیره. در همین بخش از ذهن ماست که کنجکاوی ناتموم هست و خطاها به آسونی ندیده گرفته می شن.

این بخش از ذهن در تصرف کودک درونه. بیشتر ما در سنای کودکی، رؤیاپرداز و مشتاق تخیلات بودیم و عناصری از تفکر جادویی رو در اختیار داشتیم. اما شاید خیلی از ما این ویژگیا رو که در زمان کودکی داشته ایم، در بزرگسالی از ترس تمسخر بقیه دفن کردیم. از ترس اینکه نکنه دنبال کردن جنبه ی خیال پرداز ذهن، آسیبی به ما بزنه.

اما این درست همون کاریه که واسه افزایش قدرت تخیل خود باید بکنین: بها دادن به کودک درون. از خیال پردازی در مورد راه حل مسائل غیرممکن نترسین. در تخیلات شما، هر چیزی امکان پذیره. از ایده های فوق العاده ای که از تخیلات تون نشئت می گیرن، استقبال کنین.

نکتهای اجرایی:

  • به کودک خلاق و رؤیاپرداز درون تون اجازه بروز و ظهور بدین.
  • واسه کودک درون تون محدوده امنی واسه اعلام وجود، فراهم کنین. بی اینکه از انتقادها و قضاوتای احتمالی بترسید.



۷. جادوی مهندسی رؤیا

به گفته الکساندر دوم اینکه: «با بالای تخیل، پرواز کردن بر فراز رؤیاها سریع تر امکان پذیره.»

مهندسی رؤیا یا مهندسی تخیل (Imagineering) از ترکیب دو واژه imagination به معنای تخیل و engineering به معنای مهندسی گرفته شده. در سال ۱۹۴۰، شرکت آلومینیوم Alcoa اولین بار این واژه رو استفاده کرد. در تبلیغ این پروژه در مجله تایم اومده: «مهندسی تخیل به تخیل شما فرصت اوج گرفتن می ده و قوانین مهندسی اونو به واقعیت تبدیل می کنه.»

ایده ی مهندسی رؤیا بعدا گسترده شد و شرکت والت دیزنی هم از اون بهره برد. این شرکت بخشی از قسمت طراحی و پیشرفت ی خود رو به ساخت پارکایی با حال و هوای داستانا و شخصیتای انیمیشنای دیزنی اختصاص داد و کارمندان خود رو «مهندسان تخیل» نامید.

در بخشی از بیانیه ی تصورسازی یا مهندسی رؤیا در سایت والت دیزنی این طور اومده:

«ما جادو می سازیم. این شعار ما در والت دیزنیه و اعتقادیه که به همه فعالیتامون نفوذ کرده. از قلعها، کوها و قصرها گرفته تا نمایشای تماشایی آتیش بازی، مهندسی رؤیا اون نیروی خلاقیه که پشت این جاذبه های ظاهری دیزنی هست، تجربه ای که مهمانان ما اونو دوست دارن.»

شمام می تونین با به کار بستن این چند مرحله، در زندگی خود به یک مهندس رؤیا تبدیل شید.

  1. یکی از مشکلاتی رو که غیرقابل حل مثل اینکه در نظر بگیرین.
  2. به جای اختلاف و استرس، خیالات خود رو آزاد کنین و اجازه بدین که قدرت خیال

  • 1

 

داشتن قدرت دلیل قوی می تونه شما رو در تحصیل، روابط و کارتون کمک کنه. راه های مختلفی واسه بهترشدنِ قدرت دلیل هست، مثل: انجام فعالیتایی که در اون تشویق به تفکر منتقدانه می شید، تغییر الگویای اندیشه خود، و یادگیریِ روش تشخیص افکار غیرمنطقی.

 

  • بهترین روشای یادگیری؛ چه جوری هر چیزی که می خواهیم یاد بگیریم؟
  • انواع تصمیم گیری؛ چیجوری بهترین روش رو واسه خود انتخاب کنیم؟
  • ۱۵ روش واسه افزایش جمع کردن حواس در کارا

انجام فعالیتایی که نیازمند تفکر منتقدانهه

۱. همیشه چیزای جدید امتحان کنین

یکی از راه های مهم واسه بهترشدن قدرت دلیل، امتحان کردن چیزای جدیدیه که نیاز به تمرین و انگیزه دارن. با خودتون قرار بذارین به طور منظم سرگرمیا و فعالیتای تازه ای امتحان کنین.

  • فعالیتایی انتخاب کنین که با همدیگه متفاوت باشن. اگه ذاتا به فعالیتای بیرون از خونه تمایل دارین و مثلا همیشه پیاده روی می کنین، به جای اضافه کردن دویدن در هوای آزاد، یادگیری قلاب دوزی رو به برنامه هاتون اضافه کنین. اگه فنی هستین و همیشه به قول معروف «دست به آچار»، این بار سعی کنین در زمان بیکاری جدول حل کنین.
  • اگه می تونین، در کلاسای آموزشی ثبت نام کنین. کلاس سفالگری یا شعر می تونه راه خوبی واسه به رقابت کشیدن ذهن تون و تشویق شما به انجام کارهای جدید باشه.

۲. ورزش کنین

تمرین فیزیکی بر حافظه و تفکر شما اثر می ذاره. تحقیقات زیادی نشون دادن قسمتی از مغز که وظیفه ی تفکر و دلیل رو به عهده داره، در افرادی که به طور منظم ورزش می کنن، بزرگ تره. ورزش از استرس و استرس کم می کنه و به شما کمک می کنه روحیه ی خوبی داشته باشین تا آسون تر بتونین تمرکز کنین و یاد بگیرین. سعی کنین به برنامه روزانه ی خودتون تمرینای فیزیکی اضافه کنین. محققان، مرددند کدوم نوع ورزش واسه هدایت ما به طرف بهبود مهارت تفکر منتقدانه بهتره، باوجوداین، بعضی تحقیقات نشون میدن ورزشای هوازی بیشترین کمک رو به تحریک ذهنی می کنن.



۳. خاطره نویسی کنین

نوشتن در دفتر خاطرات می تونه به پرورش تفکر منتقدانه کمک کنه. این کار غیر از اینکه کمک می کنه بتونین به روزهای گذشته تون نگاهی بندازین، شما رو به تأمل و اندیشه تشویق می کنه.

  • نوشتن، تلاشی پرجنب وجوشه؛ شما رو مجبور می کنه افکارتان رو گسترش بدین و در اونا جستجو کنین. داشتن دفتر خاطراتی که جزئیات روزاتون، احساساتتان و افکار روزمره تون در اون ثبت شده باشه، می تونه از شما انسانی خودمون نگر و آگاه بسازه و به طرف داشتن قدرت دلیلِ قوی هدایتتان کنه.
  • هر روز واسه نوشتن زمان بذارین. همونجوریکه زمان مشخصی رو به مسواک زدن، حموم کردن و صرف غذا اختصاص میدید، نوشتن رو هم به برنامه روزانه اضافه کنین. واسه اینکه زمان نوشتن از یادتون نرود، اونو به بعد از انجام کاری موکول کنین که هر روز اونو انجام میدید؛ با این روش همیشه به یاد میارید که مثلا بعد از صرف شام زمان نوشتن در دفتر خاطراته.

۴. داستان بخونین

به طورکلی هر نوع مطالعه واسه بهبود تفکر منتقدانه مفیده. بااین وجود، خوندن داستان به شما اجازه می ده احساس راحتی بیشتری با دودلی و ابهام کنین. این موضوع می تونه شما رو به طرف تفکر پیچیده و خلاقیت راهنمایی کنه.

  • وقتی داستان می خونین، به خاطر تمرکزتان بر شخصیت داستان، مجبور می شید درمورد دیدگاه های دیگر درک بهتری داشته باشین. این شاید به شما کمک کنه با جوامع، اعتقادات و مجموعه مهارتای اطرافیانتان هماهنگ شید. مثلا، می شه گفت شما در دلیل با اطرافیانتان موفق خواهید بود، به خاطر اینکه ظرفیت درک زیادی دارین.
  • تفکر سیاه وسفید هم، با خوندن داستان کمتر می شه. کسائی که همیشگی داستان می خونن، ممکنه الگوهای تفکر پیچیده داشته باشن، چراکه توانایی هدایت و قبول ابهام در موقعیتای مختلف رو دارن.



۵. بازیایی کنین که نیاز به دلیل دارن

بازیای مختلفی هستن که به دلیل شما نیاز دارن. بازیای راهبردی، بازیایی مثل شطرنج، و بازیای کلمه ای، همه به قدرت دلیل شما می افزایند.

  • به دنبال بازیایی باشین که فقط ظاهر جذابی نداشته باشن. در عمق بازیایی راهبردی جستجو کنین که تصمیم گیری جزء کلیدی آنهاست. برنامه بازی دسته جمعی با دوستانتان بذارین و بازیایی کنین که نیاز به تفکر و توجه دارن. بازیایی از نوع «سرنخ و خطر» (Clue and Risk) نیازمند تفکر منتقدانه ان. بازیای کلمه ای مثل «اسکرَبِل» (Scrabble) و «باگِل» (Boggle) به شما یاد میدن اطلاعات رو در زمان کمی بررسی کنین.
  • شطرنج و چِکِرز (Checkers) به دلیل نیاز دارن. به فکر عضویت در باشگاه شطرنج باشین یا خودتون انجمنی تشکیل بدین.
  • گذشته ازاینا، بازیایی در نظر بگیرین که به تنهایی هم می تونین مشغولشان شید. مکعب روبیک بخرین و سعی کنین حلش کنین.



۶. ایجاد کنین

زور خود به ایجاد اثر به طور منظم، می تونه قدرت دلیل شما رو بیشتر کنه. حتما نیاز نیس که در کار خلاقانه ای ماهر باشین؛ زور ذهن به امتحان کردنِ چیزای جدید می تونه قدرت دلیل رو بالا ببره. سعی کنین سازی یاد بگیرین، نقاشی بکشین، شعر بگید یا آهنگ بسازید.

تغییردادن الگوهای اندیشه

۱. به قصد و منظور اعمالتان توجه کنین

هروقت تصمیمی می گیرین، قصد و منظوری پشت اینه. به دلیل خواستهای گیج کننده ی زندگی روزمره، مردم در بعضی مواقع قصد و اهداف پشت سر اعمالشان رو فراموش می کنن. سعی کنین آگاهی تون رو در طول روز نسبت به اهداف اصلی خود حفظ کنین.

  • در محل کار و تحصیل بر اهداف بزرگ تر تمرکز کنین. پنج سال دیگر می خواید کجا باشین؟ دو سال دیگر؟ یک سال دیگر چه جوری؟ اعمال حال حاظر شما چه جوری به این اهداف کمک می کنن؟ اعمالتان واسه رسیدن به هدف بزرگ ترتان مناسب ان؟ جواب دادن به این سؤالات به شما کمک می کنه قدرت دلیل بهتری داشته باشین.
  • سعی کنین مطمئن شید اعمالتان واقعا در خدمت هدفتون هستن. غالب اوقات، مردم در تفکری گرفتار می شن که چیزی باید به راه مشخصی انجام شه یا اینکه باید راه مشخصی رو طی کنن. اینجاست که اعمال، غیرمنطقی می شن. سعی کنین وقتی کاری می کنین، پایان راه رو به خاطر بسپارید.

۲. تعصبای خود رو شناسایی کنین

همه ما تعصبایی داریم، چه به اونا آگاه باشیم، چه نباشیم. اگه می خواید قدرت دلیل خودتون رو بهبود بدین، سعی کنین تعصبای خودتون رو شناسایی کنین.

  • مردم معمولا موقعیتا یا مشکلات رو تنها از یک دید سبک و سنگین میکنه. وقتی در محل کار، تحصیل یا زندگی با مشکلی روبرو شدید، مکث کنین و قبل اینکه کاری کنین، چند سؤال از خودتون بپرسید. بپرسید «باور من در مورد این وضعیت چیه؟ چرا اینجور باوری دارم؟ چه فکرایی درباره ی افکار و ایده های بقیه خواهم کرد؟»
  • مهمه که واسه کسب خودآگاهی درباره ی تعصب هاتون، قدم وردارین. این به شما کمک می کنه نگذارید تعصبا مانعی بر سر راه قضاوت کردنتان باشه. ممکنه برایتون مفید باشه که از دوست نزدیکی درباره ی شکاف تفکر خودتون سؤال کنین. از دوستتان سؤالی مثل این بپرسید: «من کجاها غیرمنطقی رفتار می کنم؟» از دوستتان انتظار جواب رو راست و بی پرده داشته باشین.



۳. نتیجه انتخاب هاتون رو در نظر بگیرین

هروقت تصمیمی می گیرین، نتیجه ای به دنبال داره. تفکر آگاهانه درباره ی این پیامدها راه خوبیه واسه تقویت مهارت دلیل.

  • از تخیلتان استفاده کنین. قبل اینکه تصمیمی بگیرین، مکث کنین و نتایج احتمالیِ مختلف رو تصور کنین. چه حسی درباره ی این پیامدها دارین؟ کدامشان بدترین نتیجه؟ کدامشان بهترین؟ احتمال اتفاق ا فتادن کدامشان بیشتره؟ چرا؟
  • یادتون باشه، اعمال شما بر بقیه ی افراد هم اثر می ذاره؛ از درنظرگرفتن اونا غافل نشید. این به شما کمک می کنه از زاویه های مختلف، تصمیم هاتون رو بررسی کنین.

تشخیص افکار غیرمنطقی

۱. بیش ازحد گسترش ندین

خیلی از مردم بی اینکه متوجه باشن، بیش ازحد این کار رو می کنن. این واسه قدرت دلیل شما سمه. سعی کنین در طول روز حواستون باشه چه گسترشایی میدید.

  • اگه اتفاق بخصوصی رو به عنوان مدرکی واسه چگونگی اون چیز در گذشته و آینده در نظر بگیرین، گسترشِ بیش ازاندازه دادین. مثلا، اگه امتحانی رو ناموفق بگذرونین، ممکنه فکر کنین: «من خنگم و قراره همیشه تو درس شکست بخورم.» در این توضیح، شما تموم موفقیتای قبلی خودتون رو در تحصیل تحت تاثیر یک اتفاق قرار دادین.
  • تفکر «یا همه چیز یا هیچی» یه جور گسترش دادنه که در اون همه چیز رو یا سیاه می ببینن یا سفید. در این تفکر، هرچیزی تنها در یکی از این دو دسته قرار میگیره: خوب یا بد، موفقیت یا شکست، و مثالایی ازاین قبیل. این نتیجه گیری بی قسمتای خاکستریه. مثلا، اگه درباره ی کارتون نظرات خوب و بدی ، شاید به این نتیجه می رسین که در کارتون خوب نیستین. اما در واقعیت، به احتمال زیاد کارمند لایقی هستین که در بعضی جهات نیاز به پیشرفت دارین.
  • ندیده گرفتن نکات مثبت، یه جور الگوی اندیشه که در اون بر نکات منفیِ موقعیتا توجهی بیش ازحد می شه. اگه در طول روز ۲۰ اتفاق خوب بیفته و فقط ۱ اتفاق بد، ممکنه فقط بر همون یک اتفاق تمرکز کنین. مثلا، تصور کنین در یکی از اجراهای موسیقی تون تنها و تنها یک اشتباه داشته اید و غیر از اون، همه چیز خوب و درست اجرا شده باشه. اگه الگوی اندیشه تون ندیده گرفتن نکات مثبت باشه، شاید این اجرا رو «فاجعه» می نامید. اما در واقعیت، شاید فقط شما متوجه اون یک اشتباه شدین.

۲. فرضیات رو کنار بذارین

مردم درمورد هر موقعیتی گمانه زنی می کنن. این ممکنه شما رو به طرف تفکر غیرمنطقی پیش ببره. سعی کنین به هر کدوم از افکارتان آگاه باشین.

  • بعضی مواقع مردم ذهن خوانی می کنن؛ به این فکر می کنن که مردم درباره شون یا درباره ی موقعیتی خاص چه تصوری دارن. اما در واقعیت دانستن اینکه هرکی چه تفکری داره، بی سوال مستقیم از اون شدنی نیس. مثلا شاید برایتون پیش اومده باشه که با خودتون فکر کنین «تو جلسه چقدر آبروریزی کردم» یا «فلانی حتما فکر می کنه من خیلی حرف می زنم» اگه خودتون رو درگیر این افکار دیدید، به خودتون بگید که به احتمال زیاد در خوندن ذهن بقیه اون قدرها هم که فکرش رو می کنین، کاربلد نیستین.
  • پیش انگار یه جور روش تفکره که در اون فکر می کنین می تونین اتفاقات آینده رو پیش بینی کنین. این نوع تفکر می تونه نگاه شکست خوردن رو به شما القا کنه، مثلا «من هیچ وقت نمی تونم رژیمم رو نگه دارم و وزن کم کنم» یا «می دونم فردا تو جلسه اگه حرف بزنم، خراب کاری می کنم». به یاد داشته باشین در واقعیت نمی تونین بدونین فردا یا هفته دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد.



۳. از افکار مصیبت بار دوری کنین

خیلی از آدما هنگامی که ناراحت ان یا زیر فشار عصبی قرار دارن، از موقعیتا فاجعه میسازن. شاید فکر کنین اگه ماشینتان این ماه نیاز به تعمیر داشته باشه، شما واسه همیشه ورشکست می شید، یا اگه جواب نه ، پس هیچ وقت ازدواج نخواهید کرد. به یاد داشته باشین که یک شکست یا بدشانسی به معنای شکستا و بدشانسیای بیشتر در آینده نیس.

۴. به برداشت هاتون از موقعیتا دقت کنین

بعضی وقتا مردم بی اینکه متوجه باشن، از موقعیتا برداشتایی غیرمنطقی دارن. در زندگی روزمره ی خود به نوع تفکر و دریافت هاتون توجه کنین.

  • از برچسب زدن به موقعیتا خودداری کنین، مثل «فلانی اشتباه کرد» یا «انتخاب بدی کردم». این شما رو مجبور می کنه مردم یا موقعیتا رو طبق دلایل کم طبقه بندی کنین. سعی کنین طبقه بندی نکنین و از وسوسه ی قضاوت کردن [بی علم لازم] دوری کنین.
  • موقعیتا و رفتار مردم رو شخصی نکنین. فکر نکنین اگه همکارتان ناهار رو با شما صرف نکرد، پس حتما از دست شما عصبانیه؛ شاید سرش شلوغ باشه. سعی کنین هرچیزی رو به خود نگیرید.
  • غالب اوقات شما خودتون رو با واقعیتی اشتباه عقب نگه می دارین. شاید موفقیت شخص دیگری رو دلیل کمبود خود بدونین. یادتون باشه هرکی با دیگری متفاوته و سرعت قدمای افراد فرق می کنه.

برگرفته از: wikihow