روش مشارکتی جیگ ساو

اگر به گذشته برگردیم و نگاهی گذرا به تدریس در زمان‏های گذشته داشته باشیم تدریس را انتقال معلومات دانسته و حال این که در عصر جدید تدریس به معنای تفهیم مطالب است که خود جای بسی تأمل دارد. بدیهی است معلم خوب شخصی است که از راه‏های تفهیم به دانش‏آموز (تدریس) را دانسته و نه اینکه فقط به فراگیران انتقال معلومات دهد که در اینجا فرق بین تدریس خوب و انتقال معلومات به خوبی قابل‏لمس است. کارل راجز می‏گوید: همان طور که در روان درمانی روان شناس صرفا به بیماری کمک می‏کند تا مشکلات خودش را بشناسد و به چگونگی رفع آن مشکل نیز پی ببرد در تدریس نیز دانش‏آموز خودش مطالب را فرا می‏گیرد و معلم فقط به او کمک می‏کند تا به هدف‏های آموزشی نزدیک گردیده، آن‏ها را فرا گیرد. (لانجرن به نقل از نصر اصفهانی، 1392)

هنوز هم برخی از معلمان به طور چشمگیری موفق اند. دانش‏آموزان آنها خوب یاد می‏گیرند، از مدرسه و درس لذت می‏برند و قدردان تعلیم و تربیت هستند. برخی از فارغ التحصیلان مدارس دولتی از جمله هوشمندترین دانش‏آموزانی هستند که تا به حال وجود داشته اند اما یک سوال که اینجا به ذهن می‏رسد این است که چه عاملی موجب توفیق معلمان و دانش‏آموزان چنین مدارسی است، چیزی که شاید برای معلمان و دانش‏آموزان ناموفق وجود نداشته باشد، آیا مدارس موافق پول بیشتری دارند؟ آیا از تسهیلات بهتری برخوردارند؟ آیا معلمان این مدارس به مطالبی آگاهی دارند که دیگر معلمان از آن آگاه نمی باشند؟ پول و تسهیلات در ایجاد بخت خوب چندان کارگشا نمی باشند اما بلی، معلمین در مورد ایجاد آموزش موثر و یادگیری لذت بخش مطالبی می‏دانند که می‏تواند بسیار با اهمیت باشد در این فرایند (تدریس) معلم و دانش‏آموز به یکدیگر انرژی می‏بخشند، وجود یادگیری پرنشاطی را فراهم می‏سازند که به ندرت برای سایرین قابل دسترسی است این نوع آموزش، آموزش به شیوه‏ی با سینرژی نامیده می‏شود که قادر است اغلب موانع و مکشلات مربوط به آموزش و یادگیری را برطرف نماید (برگرفته از کتاب مدیریت و کلاس‏داری جذاب، سی ام، چارلز ترجمه شاپور امین، شایان جهرمی، مرضیه امینی)

معلمان همواره دو رویای بزرگ در سر می‏پرورانند، اول تدریس و کار با دانش‏آموزان مستعد یادگیری، دوم فرار از شرایط غیرقابل تحمل سوء رفتارها در کلاس (آنها آرزو دارند هیچ دانش‏آموزی مرتکب سوء رفتار نشود) آموزش و انضباط به شیوه‏ی سینرژی می‏تواند به تحقق این دو رویای معلمان کمک کند. استفاده از این روش سبب یادگیری بیشتر دانش‏آموزان بروز رفتارهای مناسب در کلاس و سپاس نسبت به معلمان خواهد شد (همان منبع).

محیط‏های یادگیری

از آنجایی که هر معلم شیوه تدریس را در فرآیند یادگیری به کار می‏برد لذا هر کدام از این رویکردها را چنین می‏توان از همدیگر تمیز داد.

 

رویکرد رقابتی

شعار یک کلاس رقابتی این است که اگر تو ببری من می‏بازم و اگر من ببرم تو می‏بازی. دانش‏آموزان در این کلاس‏ها به دلایل مختلف با یکدیگر رقابت می‏کنند. نمره، تعیین و شناخته شدن در نظر معلم، کارهای افتخاری کلاس (مثل مبصر شدن) زنگ تفریح اضافه و هر نوع جایزه‏ای که به نظر معلم برای برانگیختن دانش‏آموزان به کار منساب باشد (رستگار، 1392).

بدون شک کلاس‏های رقابتی برای دانش‏آموزانی که غالب اوقات یا معمولا بازنده اند بسیار سخت است.

 

رویکرد انفرادی

در این محیط هر یک از دانش‏آموزان با بقیه تفاوت دارد و موفقیت و یا شکست آنان ارتباطی با دیگران ندارد. در نتیجه دانش‏آموز خود مسئول یادگیری خویش است. شعار کلاس انفرادی ممکن است چنین باشد: ما همه در این کار تنها هستیم، دانش‏آموزان از همکلاسی‏های خود توقع کمک و حمایت ندارند، معلم مرجع اصلی آن هاست و این نقص اصلی یادگیری انفرادی است زیرا یادگیری اساسا یک فعالیت اجتماعی است همان طور که پیاژه نشان داد بیشتر آموخته‏های مهم، حاصل تعامل یادگیران است. (همان منبع).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تأثیر یادگیری مشارکتی (جیگ ساو) بر مهارت‏های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش ‏آموزان دختر پایه هفتم شهرستان جم

مدل فرهنگ سازمانی دنیسون

هرچه اختیارومسئولیت بیشتری به یک کارمندتفویض نماییدبه همان اندازه بازدهی سرمایه­گذاری بیشتری خواهیدداشت. یکی ازجدیدترین ومنحصربه فردترین ودرعین حال کامل­ترین مدل­های فرهنگ سازمانی مدل دنیسون (DOCS)است.”دانیل آردنیسون[1]“پروفسوررفتارسازمانی دانشگاه میشیگان آمریکا درسال1984مطالعات گسترده­ای رادرزمینه فرهنگ سازمانی آغازنموده است.ثمره مطالعات وی کتاب­های«فرهنگ واثربخشی سازمانی(1990)»،«تغییرفرهنگ سازمانی(1997)»ومقالاتی ازجمله:«فرهنگ سازمانی واثربخشی سازمانی:آیاآسیامتفاوت ازسایرنقاط جهان است؟(2003)»،«نقش رهبران درشکل­دهی فرهنگ سازمانی(2005)»،«سرمایه اجتماعی درسازمان­ها(2007)»وده­هامقاله است که درمجلات معتبردنیابه چاپ رسیده است.دنیسون هم­اکنون پروفسورسازمان مدیریت درمؤسسه بین­المللی توسعه مدیریت[2] (IMD) درلوزان سویزرلند[3]ومسؤول «شرکت مشاوره فرهنگ سازمانی دنیسون[4]»درآن­اربورمیشیگان[5] است(دنیسون وهمکاران،2007) نتایج پژوهش­های مختلف انجام گرفته توسط دنیسون و همکاران وی،روشن­گراین موضوع است که فرهنگ سازمانی اثرمستقیمی برمقیاس­های مختلف اثربخشی و عملکردسازمان­ها دارد و در نتیجه داشتن شناختی عمیق از فرهنگ­ موجودسازمان جهت بهبود اثربخشی آن  از اهمیت بالایی برخوردار است (اسمرک ودنیسون،2007).

ویژگی­ها، شاخص­هاوابعادفرهنگ سازمانی براساس مدل دنیسون: دنیسون برای به تصویرکشیدن فرهنگ سازمان از یک مدل استفاده نموده است. این مدل(نمودار2-1) دربرگیرنده چهارویژگی[6]اصلی فرهنگ سازمانی یعنی: درگیرکارشدن[7]، سازگاری[8]و یکپارچگی [9]و مأموریت [10]است. (دنیسون و فیشر،2005 دنیسون و میشرا،1995). این چهار ویژگی در قالب عبارت­هایی از مجموعه فعالیت­های مدیریت[11] بیان می­شوند. فعالیت­های مدیریت شامل عملکردهای روشنی هستند که با چهارویژگی فرهنگ سازمانی مرتبط می­باشند و از اعتقادات، ارزش­ها و مفروضات مسلط برسازمان نشأت گرفته و به وسیله آن­ها نیزتقویت می­شوند. این فعالیت­های مدیریتی به وسیله استفاده از 12شاخص[12] که مدل راتشکیل می­دهند اندازه­گیری می­شوند (دنیسون وهمکاران،2006). به عبارتی دیگرهریک ازویژگی­های فرهنگ به وسیله سه شاخص فعالیت مدیریتی موردسنجش قرارمی­گیردودرشاخص­هاازیک پرسشنامه36موردی استفاده می­شود.پس از سنجش تمامی ویژگی­هاوشاخص­هاوقراردادن امتیازهریک ازآن­ها درمدل شکل حاصل را«شمای سازمانی» می­نامند.مدل فرهنگ سازمانی دنیسون درنمودار(2-1)به تصویرکشیده شده است.

[1].Daniel R. Denison

[2].International Instude forManagement Development

[3].Lausanne,Switzerland

[4].Denison Consulting

[5].Ann Arbor,Michigan

[6].Trait

[7] .Involvement

[8].Adaptability

[9].Consistency

[10].Mission

[11] .Management Practices

[12].Index

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه رهبری تحول­آفرین وفرهنگ سازمانی بامدیریت دانش معلمان ابتدایی زن آموزش وپرورش ناحیه3شیراز

کسی که دارای هوش فرهنگی بالایی است، حصارهای فرهنگی را درک کرده، می‌داند که همین حصارها می‌توانند رفتار ما و دیگران را چارچوب‌بندی کند و بر این اساس، می‌تواند نحوه فکر کردن و واکنش نشان دادن در موقعیت‌های متفاوت را تعیین کند و نیز در مواقع حسّاس، هم قادر است تا این قیدوبندها و حصارها را در جهت اهداف سازمان خود کاهش دهد.

هوش فرهنگی نوع بدیعی از هوش است که ارتباط زیادی با محیط کاری متنوّع فرهنگی دارد. پیترسون «هوش فرهنگی» را استعداد به ‌کارگیری مهارت‌ها و توانایی‌های در محیط‌های مختلف می‌داند (بروکس[1]،2004: 37-34). هوش فرهنگی توانایی بروز عکس‌العمل مؤثر در برابر اهالی فرهنگ‌های بیگانه است هوش فرهنگی این امکان را به افراد می‌دهد تا از طریق دانش و دقت عمل، تفاوت‌های فرهنگی را دریابند و در برخورد با دیگر فرهنگ‌ها رفتار درستی در پیش گیرند. افراد به دلیل فرهنگ‌های متفاوتی که دارند ممکن است نتوانند خود را با جامعه جدید انطباق دهند و همین عدم تطابق با فرهنگ جامعه جدید ممکن است منجر به نزاع و درگیری خیابانی و یا جمعی در آن جامعه شود؛ بنابراین هوش فرهنگی به‌ عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شد.

 

 

2-4 چارچوب نظری

 در نظریه آنومی دورکیم و مرتن و انحرافات اجتماعی، ایده اصلی دورکیم این است که زندگی بدون وجود الزام‌های اخلاقی یا ضرورت‌های اجتماعی تحمل‌ناپذیر می‌شود و در نهایت نیز به شکل‌گیری پدیده آنومی، یعنی نوعی احساس بی‌هنجاری می‌انجامد که اغلب مقدمه‌ای برای بروز کجروی و خودکشی است. او اشاره می‌کند که در جوامع امروزی، خواه در سطح جامعه و خواه در سطح برخی گروه‌های تشکیل ‌دهنده آن، معیارها و هنجارهای سنتی، وضعیتی در حال تضعیف دارد، بی‌آنکه هنجارهای جدیدی جایگزین آن گردد و زمانی که انسجام، پیوستگی و یگانگی در داخل گروه، اجتماع و جامعه کمتر باشد نرخ نابهنجاری و انحراف بیشتر می‌شود و نبود قوانین و هنجارها باعث گرایش افراد به نزاع می‌شود. نظریه‌های کنترل فرض را بر این قرار می‌دهند که رفتار افراد، رفتاری ضداجتماعی خواهد بود و تمام افراد پتانسیلی برای زیر پا گذاشتن قانون را دارند مگر این‌که دیگران را در جهت ترک آن هدایت کنند همچنان که فروید در نظریه خود گفته افراد به ‌طور طبیعی تمایل به کج‌رفتاری دارند و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می‌کنند و کج‌رفتاری اشخاص، بیش از آن‌که ناشی از نیروهای محرک به‌ سوی نابهنجاری باشد محصول عدم ممانعت است. بر همین اساس در این تبیین‌ها، برخلاف تبیین‌های دیگر تمایلی به یافتن انگیزه‌ها و علل رفتار کجروانه وجود ندارد و بیشتر به موقعیتی توجه می‌شود که در آن، افراد برای انجام این‌گونه رفتارها آزادی بیشتری به دست می‌آورند. بر اساس نظریه کنترل می‌توان گفت، زمانی که کنترل والدین بر فرزندان ضعیف گردد متقابلاً گرایش به ‌سوی گروه‌های منحرف بیشتر می‌شود که این خود سبب گرایش به رفتار انحرافی و نزاع می‌گردد. دوروتی لاونولث در نظریه فضای عاطفی خانواده بر آن است تا از طریق تعیین‌کننده‌های ساختاری، رفتار نابهنجار در خانواده را تبیین کند همچنین نظریه نوسازی، نوع نظام خانوادگی افراد و شیوه‌های تربیتی والدین را به‌ عنوان عامل اصلی بی تحولی جوامع سنتی و عدم توسعه اجتماعی و اقتصادی آن‌ها بیان نموده است. به نظر وی نقطه‌های آغازین تربیت و اجتماعی شدن کودک نقش زیادی در رفتار آینده او دارد، به ‌گونه‌ای که ممکن است مانع نوآوری یا پذیرش نوآوری شود؛ بنابراین نوع روابط میان نقشه‌ای مختلف در خانواده و به‌ تبع آن تفوق هر یک از گونه‌های ساخت قدرت و یا شیوه‌های تربیتی (استبدادی، دمکراتیک و  …) منجر به بروز رفتارهای متفاوت از سوی فرزندان در عرصه اجتماعی خواهد شد و نظریه پیوند افتراقی بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همسالانی که بزهکار باشند، تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری می‌گذارند و فرد را به ‌سوی بزهکاری سوق می‌دهند. ساترلند معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروه‌های نخستین نظیر خانواده یا گروه دوستان آموخته می‌شوند. اریک فروم در تعریف از خود بیگانگی می‌گوید از خود بیگانگی حالتی است که فرد از خود بیگانه خود را مرکز عالم به ‌حساب نمی‌آورد و خالق اعمال خود نیست، بلکه اعمال و نتایج آن حاکم بر وی هستند از آن اطاعت می‌کنند و یا حتی آن را ستایش می‌کنند که خود می‌تواند عاملی در گرایش فرد به شکستن قوانین و گرایش به نزاع خیابانی باشد. بیگانگی از نظر دورکیم که مترادف با کلمه آنومی دانسته شده است به‌ نوعی حالت فکری اطلاق می‌شود که فرد در آن به‌ واسطه اختلالات اجتماعی به‌ نوعی سردرگمی در انتخاب هنجارها، تبعیت از قواعد رفتاری و احساس فتور و پوچی دچار است که همین احساس پوچ بودن احتمال دارد فرد را به سمت نزاع ببرد. انسجام اجتماعی دلالت بر توافق جمعی میان یک جامعه دارد دورکیم احساسی را که در میدان تعاملی به وجود می‌آید عاطفه جمعی عمیق بیشتر در مناسک جمعی (مثل اعیاد، مراسم ملی، مذهبی و غیره) به وجود می‌آید و بدین نحو موجبات نظم افزایش و تحکیم انسجام اجتماعی را فراهم می‌کند و اگر در جامعه انسجام وجود نداشته باشد و نابهنجاری باشد افراد بیشتر به سمت نزاع های خیابانی‌گرایش پیدا می کنند و مفهوم هوش فرهنگی که برای نخستین بار توسط ایرلی و انگ از محققان مدرسه‌ی کسب‌وکار لندن مطرح شد. این دو، هوش فرهنگی را قابلیت یادگیری الگوهای جدید در تعامل‌های فرهنگی و ارائه‌ی پاسخ‌های رفتاری درست به این الگوها تعریف کرده‌اند مرکز هوش فرهنگی، یک الگوی چهار بعدی برای سنجش هوش فرهنگی که مهم‌ترین چارچوب مفهومی هوش فرهنگی نیز محسوب می‌شود، معرفی کرده که در این تحقیق از آن استفاده‌ شده است و ما هوش فرهنگی را به دلیل اینکه با پویایی اجتماعی و انسجام گروهی مرتبط است و همچنین به دلیل وجود افراد با فرهنگ های مختلف در شهر با گرایش به نزاع‌های خیابانی که جنبه گروهی دارد می‌سنجیم تا مشخص شود که تعصب‌گرایی باعث می‌شود که افرادی که دارای هوش فرهنگی هستند به سمت نزاع گرایش پیدا می‌کنند یا نه و خانواده، دوستان، از خود بیگانگی اجتماعی و انسجام اجتماعی تا چه حد بر هوش فرهنگی تأثیرگذارند یا هوش فرهنگی چقدر بر آن‌ها تأثیر دارد.

Brooks Peterson1

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش به نزاع‌های خیابانی در شهرستان بندرعباس

طبق نظریه روانکاوی فروید شخصیت انسان ثابت و لایتغیر است. شخصیت ما را اساساً سایقهای ذاتی ما و اتفاق‌هایی که در 5 سال نخست زندگی در پیرامون ما رخ داده است تعیین می‌کند. فقط روانکاوی وسیع است که می‌تواند برخی از عواقب منفی تجارب دوران کودکی را خنثی کند و برای این کار نیز جز چند راه محدود وجود ندارد. بنا بر نظریه روانکاوی انسان همیشه موجودی نسبتاً منفعل است. گرچه ایگو فعالانه با نهاد و سوپرایگو می‌ستیزد اما انسان در نمایشی که در سطح ناخودآگاهش بازی می‌شود بازیچه نسبتاً ناتوان و منفعلی بیش نیست. (اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران)

 

تعامل‌های شخصیت با محیط

درآمیختگی عوامل وراثتی و محیطی در شکل دادن به شخصیت فرد از بدو تولد وجود دارد والدین، هم ژن‌های خود و هم محیط خانه خود را به فرزندانشان منتقل می‌کنند و این عوامل نیز هر دو تابعی از وضعیت ژنی والدین است. در نتیجه میان صفات به ارث برده کودک (ژنوتیپ) و محیطی که در آن بزرگ می‌شود نوعی همبستگی ذاتی وجود دارد، مثلاً از آنجا که هوش عمومی تا حدودی وراثت پذیر است. والدین باهوش احتمالاً فرزندانی باهوش هم خواهند داشت. در عین حال احتمال آن است که این والدین محیطی برای فرزند خود فراهم کنند که قوای عقلانی وی برانگیخته شود، چه به دلیل تعامل‌هایی که خودشان با کودکشان برقرار می‌کنند و چه به دلیل کتاب، درس موسیقی، رفتن به موزه و تجارب عقلی دیگری که جزئی از زندگی آن‌هاست به همین دلیل ژنوتیپ و محیط زندگی کودک، همبستگی مثبتی با هم پیدا می‌کند و کودک از اثرات مضاعف آن بر هوش برخوردار می‌شود.

به همین ترتیب احتمال آن هست که فرزندان والدین کم هوش نیز در خانه ای پرورش یابند که محیط آن تشدید کننده نواقص هوشی ارث برده از والدین باشد،ممکن است برخی والدین به عمد محیطی برای فرزند خود ایجاد کنندکه با ژنوتیپ او همبستگی منفی داشته باشد. مثلاً ممکن است والدین درون‌گرا برای مقابله با درون‌گرایی احتمالی فرزندانشان او را به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی تشویق کنند، یا ممکن است والدین کودکی که خیلی فعال است بکوشند فعالیت‌های آرام جالب‌تری را برای کودک فراهم و جایگزین کنند. اما این همبستگی چه مثبت باشد و چه منفی، جا دارد نکته‌ای ذکر شود؛ یا اینکه ژنوتیپ و محیط کودک عواملی مستقل از یکدیگر نیستند که فقط از جمع جبری آن‌ها شخصیت کودک شکل بگیرد. ژنوتیپ کودک علاوه بر آنکه با محیط همبستگی دارد ،خود نیز محیط را شکل می‌دهد. محیط به ویژه از طریق سه تعامل تابع شخصیت کودک می‌شود:

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با دیگر جراحی های مختلف زیبایی

مدل كپنر[1]

در مدل كپنر (1993) بين دو متغير فشارها و آشفتگي رواني، رابطه مثبت وجود دارد. همچنان كه چرنيس نيز بر آن تاكيد كرده است، بين متغير ميزان آشفتگي رواني و متغير درجات و تعداد مكانيسم هاي مقابله دفاعي و همچنين بين ميزان آشفتگي رواني و احساس شكست،رابطه وجود دارد رابطه فوق بين آشفتگي رواني و احساس شكست، تاييدي بر مدل درماندگي آموخته شده سليگمن و سندرم تطابق عمومي هانس سلیه مي باشد. این مدل به این معنی است که هر چقدر میزان فشارها بیشتر باشد فرد دچار آشفتگی روانی بیشتر در محیط کار و به دنبال آن دچار فرسودگی شغلی بیشتر می شود. نکته دیگری که این مدل بر آن تاکید کرده است این است که افرادی که دارای تیپ شخصیتی A هستند ، میزان فشارهای روانی وارده در محیط کار را بیشتر از افراد فاقد این تیپ احساس می کنند و این باعث می شود بیشتر دچار فرسودگی شغلی شوند و همچنین  بين تيپ شخصیت  A و حمايت اجتماعي، رابطه منفي وجود دارد يعني افراد با تيپ شخصيت A از حمایت اجتماعي كمتري برخوردارند و این در حالی است که   حمايت اجتماعي به عنوان يك ميانجي و واسطه موجب مي گردد فشارهاي رواني، كمتر باعث فرسودگي شغلي شوند (کپنر،1993، به نقل از حافظی ، احدی ، عنایتی و نجاریان ، 1386) .

 

2-2-3 سير و مراحل ایجاد فرسودگي شغلي

  1. مرحله ی ماه عسل

زماني است كه ما در جايي استخدام مي شويم و با شور و شعف خاصي كار خود را شروع مي كنيم. اين احساسات عبارتند از:  تهييج ، اشتياق ، غرور و چالش . ممكن است زودتر از وقت معمول سر كار حاضر شويم و ديرتر هم محيط كار را ترك مي كنيم . شروع به كار ، ذخاير و انرژي ما را خارج مي كند . اگر تقويت ، تحسين ، تشويق و رضايت به دنبال كار نباشد، كاهش انرژي آغاز مي شود و فرد بدون آن كه خودش متوجه باشد، به تدريج از انرژي جسمي و رواني تهي مي شود .

  1. مرحله ی كمبود سوخت

مرحله اي است كه فرد احساس كم آوردن انرژي مي كند و نارضايتي شغلي و خستگي شروع مي شود . در اين مرحله فرد نوعي احساس مبهم زوال ، خستگي و گيجي را تجربه مي كند. نشانه هاي اين مرحله عبارتند از: نارضايتي شغلي ، عدم كارايي، اختلال در خواب و احساس خستگي . فرد سعي مي كند از طريق پناه بردن به مصرف سيگار ، مواد مخدر ، مشروب ، انجام دادن خريد هاي تفنني ، خوابيدن زياد و … به نوعي خود را فريب دهد .

  1. مرحله ی نشانه ي مزمن

 اين مرحله كه با نشانه هاي فيزيولوژيكي همراه است. در فرد احساس خستگي مزمن ، سردردهاي دوره اي، ترش كردن معده ، خشم و افسردگي شديد شدت پيدا مي كند.

  1. مرحله ي بحران

در اين مرحله بدبيني عميق ، شك به توانايي هاي شخصي، حساس بودن به بيماري ها ي جسمي ناشي از درماندگي و نا اميدي و بروز ذهنيت فرار و پاسخ گريز از مشكلات پديد مي آيد. در اين مرحله ممكن است بيماري هاي جسمي فرد كه در مرحله قبل وجود داشت به صورت حاد و مزمن نيز جلوه گر شوند .

 

[1] Copner

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه

دفاع های نوروتیک

1- مهار کردن: تلاش فزاینده و تقلا برای مهار و تنظیم رویدادها و موضوعات در محیط به منظور کاهش اضطراب و حل تعارضات درونی.

2- جابجایی: هیجان یا کشاننده نیروگذاری شده از یک فکر یا موضوع به موضوع دیگر منتقل می‌شود که در برخی جنبه‌ها شبیه موضوع یا فکر اولیه است. جابجایی امکان تجسم فکر یا موضوع اصلی را در قالب فکر یا موضوعی که ناراحتی کمتری ایجاد می‌کند، فراهم می‌سازد. انتقال یکی از موارد بارز این دفاع است (قربانی‌نیا، 1382).

3- تجزیه: تغییر موقت اما شدید در شخصیت یا حس هویت به منظور گریز از استیصال هیجانی. مانند واکنش‌های تبدیلی هسته‌ی در این دفاع‌ها گروهی از فرایندهای روانی از بقیه سازمان روانی جدا می‌شوند و درنتیجه ارتباط و هماهنگی میان آنها از بین می‌رود (قربانی‌نیا، 1382).

4- بیرون سازی: مفهومی شبیه اما گسترده‌تر از فرافکنی که در آن مؤلفه‌های شخصیت خود در دنیای بیرون و یا موضوعات خارجی دیده می‌شود. در این حالت تعارضات، تکانه‌ها، طبقات، سبک تفکر و یا علل بروز آنها به دنیای بیرون نسبت داده می‌شوند (سادوک و سادوک ، 1390).

5- بازداری: کارکردهای من محدود یا طرد می شوند. این دفاع‌ها ممکن است درخصوص یک کارکرد، و یا ترکیبی از آن اعمال گردد و هدف آن نیز گریز از اضطرابی است که از تعارض بین تکانه‌ها و احساسات، وجدان و یا نیروهای محیطی و موضوعات بیرونی ایجاد می‌شود (قربانی‌نیا، 1382)

6- سرکوبی: راندن یک فکر یا احساس از جمله هوشیاری، در سرکوبی اولیه افکار و احساسات پیش از حضور در آگاهی فرد سرکوب می‌شوند و در سرکوبی ثانویه، فکر و احساساتی که قبلاً در سطح آگاهی هشیارانه تجزیه شده‌اند، سرکوب می‌گردند. افکار و احساسات سرکوب شده در واقع فراموش نمی‌شوند، بلکه فرد در سطح ناهشیار به آنها آگاه است. درواقع سرکوبی ایجاد شده ایجاد وقفه در آگاهی هشیارانه به یک فکر و احساس است (سادوک و سادوک، 1390).

7- مجزاسازی: جدایی فکر و تجسم از عواطف همخوان با آن و سرکوب کردن آن عواطف. مجزاسازی اجتماعی نیز بر مفهوم فقدان موضوعات ارتباطی پوشش می‌دهد (سادوک و سادوک، 1390).

8- واکنش وارونه: دگرگونی یک احساس، یا تکانه به متضاد خود. یکی از مشخصه‌های نوروز و وسواس است اما در حالت‌های دیگر نوروزی نیز دیده می‌شود. به عبارتی دیگر تجلی احساس متضاد در این دفاع، معمولاً حالتی افراطی و وسواس گونه دارد. استفاده فزاینده از این دفاع در سطوح ابتدایی تحول، زمینه شکل‌گیری این دفاع را به عنوان یک صفت شخصیتی، همچون خوی وسواسی، فراهم می‌آورد (قربانی‌نیا، 1382).

9- جنسی‌سازی: یک موضوع یا کارکرد هیجانی و رفتاری، اهمیت جنسی پیدا می‌کند. این امر در خصوص پدیده‌های صورت می‌گیرد که قبلاً ماهیت جنسی نداشته‌اند و یا در سطح پائین‌تری چنین ماهیتی داشته‌اند. این دفاع با هدف پیشگیری از اضطراب همخوان با احساسات ممنوع بکار می‌رود (قربانی‌نیا، 1382).

10- دلیل تراشی: توضیح و تبیین عقلانی افکار، باورها, احساسات و اعمال با هدف توجیه آنها که در غیر اینصورت قابل قبول نخواهند بود. پدیده‌هایی که موضوع این دفاع هستند ماهیتی احساسی و تکانه‌ای دارند, اما در اثر بکارگیری این دفاع در ظاهر ماهیتی عقلانی و منطقی می‌یابند (قربانی‌نیا، 1382).

11- عقلانی سازی: استفاده فزاینده از فرایندهای عقلانی برای گریز از تجربه‌ها و بیان تکانه‌ها و احساسات. این دفاع تلاش فزاینده‌ای برای بی روح ساختن یک پدیده هیجان انگیز است و با هدف گریز از صحبت با دیگران، توجه به واقعیت بیرونی و برای گریز از بیان احساسات درونی و تاکید بیش از اندازه بر جزئیات نامربوط (نشخوار ذهنی) برای فرار از درک کلی پدیده تبدیل به رویایی عقلانی می‌شود و فرد با هدف گریز از احساسات، به جای حس کردن، فکر می‌کند (سادوک و سادوک، 1390).

12- ناچیز انگاری: کم اهمیت جلوه دادن فکر و احساس، مشکلات درونی، رویدادهای محیطی و یا مسائل و مشکلات موضوعات بیرونی (قربانی‌نیا، 1382).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن

ﻈﺮﻳﻪ ﻫﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زمان:

ﺷﻨﺎﺧﺘﻦﻋﻮاﻣﻞ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﻨﻨﺪه زﻣﺎن از مهم ﺗﺮﻳﻦ اﻗﺪاﻣﺎت هر ﻣﺪﻳﺮ مدبری اﺳـﺖ، زﻳـﺮا ﭘﻴﭽﻴـﺪﮔﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن و واﺑﺴﺘﮕﻲ آن ﺑﻪ ﺧﻠﻖ و ﺧﻮي ﻣﺪﻳﺮ و ﻧﺤﻮ ةﻋﻤﻠﻜﺮد ﻫﻤﻜﺎران، روﺳﺎ، ﺻﺎﺣﺒﺎن ﻛﺎر ،و ﻧﻮع ﻛﺎر آن را ﺑﻐﺮﻧﺞ و دﺷﻮار ﻣﻲ ﺳﺎزد . اﻣﺎ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦو اوﻟﻮﻳـﺖ داد ن ﺑـﻪ ﻫـﺮ ﻳـﻚ از ﻋﻮاﻣـﻞ و ﺑﺎزﻛﺮدن ﮔﺮﻫﻲ از ﮔﺮهﻫﺎي اﻳﻦ ﻛﻼف ﺳﺮدرﮔﻢ، ﺧﻮد ﻫﻨﺮي اﺳﺖ ﻗﺎ ﺑﻞ ﺗﺎﻣﻞ و ﺗﻌﻤﻖ ﻛﻪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﺧﻼﻗﻴﺖ را ﻣﻲﻃﻠﺒﺪ. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑـﺮ اﻧـﻀﺒﺎط ﻓـﺮدي و ﮔﺮوﻫـﻲ و ﺑﻬﺮه وري ﺑﻬﻴﻨﻪ از وﻗﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ اﻣﻜﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖﺑﮕﻴﺮﻳﻢ  ﺗﺎ ﺿﻤﻦ ﻧﺠﺎت از اﺳﺘﺮسﻫﺎي ﻛﺴﺎﻟﺖ ﺑﺎر روزﻣﺮه، ﻣﺪﻳﺮي ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﻴﻢ  . در ﮔﺬﺷﺘﻪ زﻣﺎنﺑﻪ اﻳﻦ درﺟـﻪ اﻫﻤﻴـﺖ ﻧﺪاﺷﺖ. اﻣﺎ اﻣﺮوزه ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ از زﻣﺎن آﺑﺴﺘﻦ ﺣﻮادث و ﺗﺤﻮﻻت ﺷﮕﺮف اﺳﺖ . ﭘﺲ ﺑﺮايﻫﻤﮕـﺎم و ﻫﻤﺮاه ﺑﻮدن ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻت ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖﺑﺮﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﺔ زﻣﺎن، ﺑﻪ اﻫﺪاف دﺳﺖ ﻳﺎفت، ﻛﺎرﻫـﺎي ﻣﻬﻢﺗﺮ را اﻧﺠﺎم داد، ارزش  ﻫﺎ را شناخت، ﺗﻌﺎدل را ﺣﻔﻆ ﻛرد، اﺳﺘﺮس را ﻛـﺎﻫﺶ داد، ﺑـﻪﺟﺎي ﻛﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮ دﻗﻴﻖﺗﺮ ﻛﺎر ﻛرد، زﻣﺎن را ﺗﺤﺖ ﻛﻨﺘﺮل ﺧﻮد در آورد و ﺑﺎ ﻛﺎراﻳﻲﺑـﺎﻻﺗﺮ ﻋﻤـﻞ ﻛرد.(محمدیون ،1384).

 

فشارهای روانی:                                                                                                  

با از دست دادن زمان ما دچار فشار روانی می شویم در این شرایط تصمیم ها در حالتی از عجله و شتاب اتخاذ می شود و عملیات زیر فشار صورت می پذیرد . برنامه ریزی رها می شود و واکنش جای تفکر را می گیرد. هر عامل و هر امری که زمان می طلبد می تواند بطور بالقوه ضایع کننده وقت هم باشد. اگر کاری بیش از آنچه که باید زمان بگیرد به معنای آنست که در حد همان زمانی که بیش از حد لزوم گرفته وقت تلف شده است  و در این شرایط در تنگنای زمان قرار می گیریم و دچار اضطراب می شویم. (محمدیون،1384 )

تعادل میان کار و زندگی خصوصی:                                                                                 

به طور مداوم و طولانی کارکردن عمده ترین نشانه وسواس کار است . اما در این مورد اتفاق نظر وجود ندارد ” باید کاری را که مجبور به انجام آن هستیم انجام دهیم همین و بس ” تا زمانی که بخشی از انرژی ما باقی می ماند تا برای خانواده صرف کنیم هیچ عیبی در این روش کارکردن وجود ندارد.

خلاقیت و زایندگی شخصی:                                                                                                                           آموزش وپرورش در هر دوره از تاریخ بشر به تبع تنوع نیازهای جوامع ، اهداف خاصی را دنبال کرده است .تغییر در اهداف ومحتوای آموزش به تبع تغییر در شرایط اجتماعی واقتصادی جوامع اتفاق افتاده واین تغییر شکل ،بیشتر به مرور زمان وبه تدریج انجام گرفته است. اکنون با کوتاه شدن مدت اعتبار دانش از یک سو وگسترش وافزایش روز افزون آن از سوی دیگر ، روند تصاعدی پیدا کرده وسرعت این تحولات به حدی رسیده است که همگامی وهمراهی آموزش وپرورش با آنها دشوار وگاه غیر ممکن شده است.(کدیور،

،1385).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثربخشي آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي

ده اصل بديهي تئوري انتخاب:

اساس نظريه انتخابشالوده‌اي نظري در مورد رفتار آدمي، چرايي و چگونگي آن است. در تئوري انتخاب ده اصل بديهي وجود دارد كه عبارتند از:

1-تنها فردي که مي‌توانيم رفتارش را کنترل کنيم، خود ما هستيم.

2-تنها چيزي که مي‌توانيم به فرد ديگري بدهيم اطلاعاتاست.

3- تمام مشکلات دامنه‌دار و پايدار روانشناختي از مشکلات ارتباطي نشأت مي‌گيرند.

4- وجود يک رابطه مشکل‌دار، همواره بخشي از زندگي کنوني ماست.

5- آنچه در گذشته بر ما رفته است، بر شرايط کنوني ما اثري شگرف و غيرقابل انکار دارد. اما ما مي‌توانيم نيازهاي بنيادين خود را به طور مناسبي ارضا كرده و براي ارضاي آن‌ها در آينده طرح و برنامه‌ريزي انجام دهيم.
6- هر يک از ما يک جهان کيفي (دنياي مطلوب) خاص خود را در ذهن خويش به عنوان جهان مطلوبِخود دارد.

7-تمام آنچه از ما سر مي‌زند فقط يک رفتاراست.

8- تمام رفتارهاي ما از يک کليت برخوردار است که از 4 مؤلفه (بخش) تشکيل شده است كه عبارتند از: فکر، احساس، فيزيولوژي (کارکرد بدن يا احساسات جسماني)، عمل

9- تمام رفتار کلي ما انتخاب شده است. ما بر عناصر و مؤلفه‌هاي عمل و فکر به صورت مستقيم کنترل داريم و بر بخش احساسات و فيزيولوژي(احساسات جسماني) به صورت غيرمستقيم، از طريق آن‌که چگونه فکر يا عملي را انتخاب کنيم، کنترل داريم.

10- تمام رفتار کلي ما به وسيله فعليا اسمخاصي نام‌گذاري شده و قابل شناسايي‌اند. مثلاً : افسردگي (اسم)، افسردگي کردن (فعل) يا ترس (اسم)، ترسيدن (فعل).همان طور كه گفته شد بر اساس تئوري انتخاب: همه آنچه از ما سر مي‌زند رفتار است و همه رفتارهاي ما معطوف به هدفي است. ما هيچ رفتاري را بدون هدف انجام نمي‌دهيم. هدف چيست؟ هدف كوچكترين تا بزرگترين رفتار ما، براي ارضاي 5 نياز فطري ماست.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر بخشی واقعیت درمانی در تمایز یافتگی وهموابستگی زوجین ناسازگار       

نظريه روان كاوي[1]

اين نظريه اعتياد را در آسيب هاي دوره كودكي و در ارتباط با صفات شخصيتي معين با اختلالات ديگر و آمادگي هاي روانشناختي ارثي در نظر مي‌گيرد. در اين زمينه سو (1994) الگوي آمادگي- استرس را مطرح مي‌كند. بعضي افراد به علت عوامل گوناگون ممكن است آمادگي بيشتري را براي اعتياد به يك چيز مثلا الكل، هروئين، قماربازي، خريد كردن، بازي هاي رايانه‌اي و بالاخره اينترنت داشته باشد. اگرچه بعضي از اين افراد ممكن است در تمام عمر به چيزي معتاد نشوند، اما اگر عوامل استرس زا در زمان معين آن ها را تحت فشار قرار دهد،ممكن است به اعتياد روي بياورند. بنابراين اگر تركيب مناسبي از زمان ، شخص و واقعه فراهم شود، فرد ممكن است به اينترنت معتاد شود(ساعتچی، 1391).

نظريه شناختي[2]

اين ديدگاه تأكيد ويژه‌اي بر شخص به عنوان پردازش كننده اطلاعات دارد و اختلال اعتياد به اينترنت برآمده از شناخت هاي معيوب و يا پردازش معيوب شناختي است و درمان آن مبتني بر تصحيح فرآيند شناخت هاي معيوب است(ساعتچی، 1391).

نظریه رفتاری[3]

نظریات بسیاری در تبیین اعتیاد اینترنتی وجود دارد و از آنجا که اعتیاد به اینترنت یک پدیده میان رشته ای است و علوم مختلف پزشکی، رایانه ای، جامعه شناسی، حقوق، اخلاق و روان شناسی، هر یک از زوایای گوناگونی این پدیده را مورد بررسی قرارداده اند، در هر یک از این علوم مختلف نظریه هایی برای این اختلال مطرح شده است. اما از آنجا که هدف اصلی این مقاله بررسی نیازهای تامین شده توسط اینترنت برای معتادان اینترنتی است، شایسته است نظریه ای به کار رود که قرابت بیشتری با این هدف دارد. از این رو در این مقاله از نظریه رفتاری برای تبیین این اعتیاد به کار گرفته شده است. این نظریه براساس مطالعات “اسکینر” بر شرطی شدن کنشگر تکیه دارد که در آن شخص رفتار معینی را انجام می دهد و سپس برای این رفتار پاداش دریافت می کند (امیدوار و صارمی، 1390).

از جهت اینکه مواد مخدر، الکل، قمار و حتی اینترنت، پاداش های عاطفی، هیجانی، جسمانی و مانند آن را دارند، به عنوان شیوه ای برای فرار از موقعیت، در نظر گرفته می‌شوند و در بردارنده ارضای نیازی هستند. اگر فرد یاد بگیرد که وسیله ای مانند اینترنت می‌تواند برای او شرایطی فراهم کند که از واقعیت فرار کند و یا نیاز او را تامین کند، احتمالاً در آینده نیز به این کار مبادرت خواهد ورزید. این کار برای او عامل تقویت کننده خواهد بود و به صورت یک چرخه عمل کرده و باعث افزایش رفتار خواهد شد. براساس این دیدگاه، فرد برای دریافت پاداش که می‌تواند همان تامین نیازهای اولیه (براساس هرم مازلو) باشد وارد اینترنت می شود. پاداش هایی که وی از این رفتار می گیرد، شاید ارضای جنسی، تماس وارتباط بادیگران، خود شکوفایی، دریافت عشق، فرار از واقعیت و مشکلات زندگی روزمره و حتی سرگرمی‌های زیاد باشد و چنان‌چه فرد در زمان‌های آتی نیز به این پاداش‌ها نیاز داشته باشد، به اینترنت روی خواهد آورد و در نتیجه این روند تقویت شده و چرخه همچنان ادامه پیدا می‌کند. بنابراین علت کلیدی در اعتیاد به اینترنت و موضوعات وابسته به آن تقویتی است که فرد دریافت می کند.

برای تلفیق این رویکرد با رویکرد پیشین (استفاده و خشنودی) می‌توان گفت هرگاه فرد در پی ارضای نیازهای خود که هم می تواند شامل نیازهای بنیادین هرم مازلو که در ادامه مقاله به تفسیر آن پرداخته خواهد شد و هم نیازهای مطرح شده در نظریه استفاده و خشنودی، نیازهایی چون تفریح، سرگرمی، شادی های عاطفی، نیازهای اطلاعاتی، نیازهای شناختی، نیازهای اجتماعی و نیازهای غیراجتماعی و سایر موارد ذکر شده در این رویکرد باشد، به رسانه ای دلخواه روی می آورد و اگر رضامندی او از این استفاده به حدی باشد که خارج از تصور اولیه اوست، او در پی دریافت پاداش یا همان خشنودی های خواسته شده به سمت این رسانه خواهد رفت تا جایی که این رفتار به رفتاری اعتیادآور تبدیل می‌شود(امیدوار و صارمی، 1390).

نظريه شناختي رفتاري[4]

در دهه گذشته، درمان شناختي- رفتاري توجه زيادي را به خود جلب نموده است. رويكردها و فنون درماني جديد، به نحو مستمر گسترش يافته است و به جهان باليني معرفي شده‌اند. در اين ديدگاه اعتياد بر اين است كه اختلال اعتياد به اينترنت از مشكل شناختي فرد همراه با رفتارهايي كه يا پاسخ غير سازشي را حفظ مي‌كند يا شدت آن را افزايش مي دهد، ناشي مي‌شود. به‌نظر ديويس (1999)، اگرچه نشانه‌هاي مسلط اختلال عاطفي و رفتاري است اما نشان هاي شناختي در واقع تأثير فراواني دارند و مي‌توانند نشانه‌هاي رفتاري و عاطفي را ايجاد نمايند برعكس باورهاي غير منطقي و غير سازشي مانند اين موضوع كه فرد فقط در اينترنت قدرت كنترل دارد، فقط در آنجا براي خود كسي است و فقط در آنجا قابل احترام است نمونه‌هايي از افكار شناختي مشكل زا در زمينه «خود» هستند.

باورهاي غير منطقي ديگر مانند: هيچكس در بيرون از اينترنت از من خوشش نمي‌آيد. يا اينترنت تنها جايي است كه واقعاً مي‌شود مردم را شناخت و هر كسي به نوعي به اينترنت آلوده است و مانند آن، افكار شناختي مشكل زا در زمينه «دنيا» هستند(ساعتچی، 1391).

[1]psychoanalysis theory

[2]cognitive theory

[3]Theory of Planned Behavior

[4]The CognitiveBehavioural Theory

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان

نحوه کار امضای دیجیتال

همانطور که بیان گردید، براي اينكه هويت فرستنده سند تاييد شود و نيز براي اطمينان از اينكه سند در طول مدت انتقال و رسیدن به گيرنده دستكاري نشده است از امضاي ديجيتالي استفاده مي‌‌شود.

به طور كلي سه دليل براي استفاده از امضاي ديجيتالي وجود دارد كه شامل:

  1. استفاده از كليد عمومي اين اجازه را به هر شخصي مي‌‌دهد كه كليد خود را به سمت فرستنده اطلاعات بفرستد و سپس گيرنده پس از دريافت اطلاعات آنرا توسط كليد خصوصي خود بازگشايي مي‌‌كند، بنابراين امضاي ديجيتالي اين امكان را مي‌‌دهد كه فرستنده يا گيرنده مطمئن شوند كه اطلاعات از محل يا شخص مورد نظر ارسال یا دريافت مي‌‌شود.
  2. در حالت معمولی اطلاعات در طول مدت انتقال ممكن است توسط ديگران دستكاري شود، لذا براي اينكه از صحت و عدم دستکاری شدن اطلاعات رسيده مطمئن شويم نياز به يك امضاي ديجيتالي داریم.
  3. از بین بردن امکان انکار و تردید. گيرنده اطلاعات براي اينكه مطمئن شود فرستنده بعدا در خصوص اطلاعاتي كه فرستاده است اعلام بي خبري نكند و باصطلاح آنها را رد نكند از فرستنده آن اطلاعات، يك امضا درخواست مي‌‌كند تا شاهدي بر اين ادعا باشد.

براي پياده سازي يك امضاي ديجيتالي نياز به سه الگوریتم[1] داريم:

الف- يك الگوريتم براي ايجاد كليد:

الگوریتم تولید کلید را که کلید خصوصی را بطور یکسان و تصادفی از مجموعه کلیدهای ممکن انتخاب می‌کند. خروجی‌های این الگوریتم کلید خصوصی و کلید عمومی مطابق با آن است

ب- الگوريتم دیگری براي ايجاد امضاء :

الگوریتم امضا که توسط آن با استفاده از کلید خصوصی و پیام، امضا شکل می‌گیرد.

– الگوريتم دیگری براي تاييد امضاء :

الگوریتمی که با استفاده از پیام دریافتی و کلید عمومی صحت امضا را بررسی می‌کند و با مطابقتی که انجام می‌دهد یا امضا را می پذیرد یا آن را رد می‌کند.

 

حال با یک مثال سعی در تشریح نحوه رمز نگاری در امضای دیجیتال می پردازیم. در صورتی که محمد پیام را ابتدا با کلید خصوصی خود رمزنگاری و سپس با کلید عمومی مسعود(گیرنده)، آن را مجددا رمزنگاری کند و پیام را ارسال نماید، در این صورت با توجه به قاعده ی گفته شده، مسعود برای خواندن پیام ابتدا باید پیام رمزی را با کلید خصوصی خود و سپس با کلید عمومی محمد رمزگشایی کند در نتیجه با توجه به اینکه رمزگشایی پیام با کلید عمومی محمد(فرستنده)، ملازمه با این مساله دارد که پیام در لحظه ی ارسال با کلید متناظر آن(کلید خصوصی) رمز نگاری شده باشد و می دانیم که اصولا دسترسی به کلید خصوصی محمد تنها برای شخص او امکان پذیر است، بنابراین این نتیجه ی منطقی بدست می آید که خود محمد این پیام را ارسال کرده است. چرا که هیچکس دیگری از کلید خصوصی محمد اطلاع ندارد.[2]

در پایان ذکر این نکته ضروری است که قانون نمونه امضای الکترونیکی آنسیترال به بی طرفی تکنولوژیکی معتقد است. این قانون با توجه به سرعت موجود در ابداع روش های نوین ایجاد امضای الکترونیکی مانند امضای دیجیتالی طبق الگوریتم ریاضی، اسکن امضای کاغذی، اثر انگشت، خصوصیت عنبیه چشم یا ویژگی های بیولوژیکی افراد، بدون در نظر گرفتن نوع تکنولوژی به کار رفته برای ایجاد آن، معیارهایی را برای اعتبار حقوقی انواع مختلف امضاهای الکترونیکی که هم اکنون رایج است یا ممکن است در آینده ایجاد شود و امضاهای دست نویس و یا سایر شیوه های سنتی تولید امضا مانند مهر و تمبر، رفتاری مادی صورت گیرد.

[1] الگوریتم امضای دیجیتال :

1- تولید کلید

تولید کلید شامل دو مرحله است. مرحله اول انتخاب پارامترها الگوریتم است که می‌توانند بین کاربران مختلف سیستم به اشتراک گذاشته شوند، در حالیکه مرحله دوم به محاسبه کلیدهای خصوصی و عمومی برای یک کاربر مجزا می‌پردازد.

2- انتخاب پارامترهای الگوریتم

  • یک تابع پنهانی در هم تصویب شده H را انتخاب کنید

بر روی طول کلید N,Lتصمیم بگیرید. این اندازه گیری اولیه قدرت پنهانی کلید است. دی اس اس اصلی ما را وادار می‌کند تا مضربی از ۶۴ بین ۵۱۲و ۱۰۲۴ باشد.

  • یک بیت اولیه n را به گونه‌ای برگزینید که N کمتر یا مساوی با طول خروجی درهم باشد.
  • یک بیت اولیه l با مدول p را به گونه‌ای انتخاب کنید که p–۱ مضربی از q باشد.
  • عددی را به عنوان g = h(p–۱)/q برگزینید.

پارامترهای الگوریتم (p, q, g) ممکن است بین کاربران سیستم به اشتراک گذاشته شود. به ازای هر کاربر یک مجموعه از پارامترها به کلیدها تخصیص میابد.

3- تخصیص کلید به کاربر

به ازای هر کاربر یک مجموعه از پارامترها به کلید تخصص میابد مرحله دوم کلیدهای عمومی و اختصاصی را برای یک کاربر مجزا محاسبه می‌کند.

  • انتخاب x با روش‌های تصادفی
  • محاسبه باقی‌مانده y = gx
  • کلید عمومی(p, q, g, y)و کلید خصوصی x است.

4- الگوریتم تولید امضا

  • تولید یک کلید تصادفی k باید بعد از یکبار استفاده از بین رفته و دیگر مورد استفاده قرار نگیرد.
  • سپسزوج مرتب امضا (r,s)به صورت زیر محاسبه می‌شوند.

r = (gk mod p) mod q s = [k-1(H(M) + xr)] mod q

(r,s) به پیام M الحاق شده وفرستاده می‌شود.

5- درستی الگوریتم تصدیق امضا

گیرنده ,M و (r,,s,) را دریافت می‌کنند. مقادیر زیر را محاسبه می‌کند:

  • w = (s’)-1mod q
  • u1= [H(M’)w] mod q
  • u2= [(r’)w] mod q
  • v = [(gu1yu2) mod p] mod q

اگر v=r, امضا معتبر است.

6- حساسیت

با DSA پیش بینی ناپذیری و محرمانه بودن و منحصربه‌فردی مقدار تصادفی امضا K بسیار حائز اهمیت است. اهمیت این موارد به اندازه‌ای است که نقض هر یک از این سه لازمه می‌تواند کل کلید خصوصی شما را برای یک مهاجم آشکار نماید. دو بار استفاده از یک مقدار مشابه حتی با مخفی نگه داشتن K استفاده از یک مقدار قابل پیش بینی یا فاش شدن حتی چند بیت از K در هر یک چند امضا برای در هم شکستن DSA کافی است.

 

[2]  Rezende, Pedro, A.D. (2001). The Possible Law On Digital Electronic, p4

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه تطبیقی امضای الکترونیکیدر حقوق ایران با سیستم های حقوقی کامن لا و رومی – ژرمنی

تعارض و راه حل حقوقدانان غرب

جرائم به لحاظ عنصر مادی (علت فاعلی از منظر فلسفی) به دو دسته تقسیم می شوند: جرایمی كه عنصر مادی آنها فعل ایجابی است و جرائمی كه عنصر مادی آنها فعل سلبی (فعل ناشی از ترك فعل)است. توجه ما در این مقاله بیشتر بر مورد قتل خواهد بود. بنابراین سوالی كه مطرح می شود این است كه آیا جرم قتل، كه عموماً تصور بر این است كه با افعال ایجابی مانند ضربه ی چاقو ، خفه كردن ، شلیك گلوله و … به وقوع می پیوندد آیا می تواند با فعل سلبی (یعنی فعلِ ترك) واقع شود؟

فرض كنیم كودكی در حال غرق شدن است یا فردی از شدت گرسنگی در حال مرگ است. اگر كسی با این موقعیت مواجه شود و از نجات آنان خودداری كند ، آیا با این خودداری ، او را باید قاتل شناخت یا نه ؟ در نظام های حقوقی غربی ممكن است است چنین فردی قاتل شناخته نشود. البته ممكن است از لحاظ اخلاقی كار آن فرد مذموم باشد اما به لحاظ قانونی ، فرد جرمی را مرتكب نشده است.

در واقع در نظام های حقوقی غربی تمایز قاطعی میان امر اخلاقی و امر حقوقی وجود دارد و مرز این دو نمی تواند از میان برداشته شود. اگر امر اخلاقی تبدیل به امر حقوقی شود تعارضی در آزادی فرد پیش می آید. بنا به مكتب فرد گرایی ، یك اصل اخلاقی نمی تواند تبدیل به قانون شود. دو اشكال در این رابطه وجود دارد:

  1. این امر موجب نفی آزادی های فردی می شود. چون بدین وسیله فردی ممكن است بدون التزام نظری به مكتب اخلاقی خاصی ، مجبور باشد التزام عملی به آن مكتب اخلاقی داشته باشد.
  2. اشكال بعدیِ تبدیل باید های اخلاقی به باید های قانونی این است كه حدود این باید ها نامتعین است چون این باید ها ، باید هایِ صوری هستند نه مادی. اما باید های قانونی، باید های مادی و متعین می باشند و حدود آن ها می بایست ترسیم شود.

زمانی كه یك دستور اخلاقیِ صوریِ یك مكتب اخلاقی خاص ، مانند قاعده ی زرین مكتب اخلاقی كانت ، بدل به یك اصل قانونی شود، حدود مصداقی این اصل متعین نیست و بنابراین هر كسی براساس قرائت خاص خود، ممكن است امر خاصی را غیر قانونی و مستوجب مجازات بداند. طرفداران قانونی كردن اصول اخلاقی پاسخ می دهند: مسئله ی تعین و حدود باید بوسیله ی عرف و عقل عرفی[1] حل شود.[2]

اما پاسخ آنها مسئله را حل نمی كند چون مسلماً چنین عقلی در عصر پست مدرن مورد تشكیك جدی واقع شده است.

اما اگر جلوی ورود هر عنصر اخلاقی را در قانون بگیریم ، ممكن است جامعه بوسیله ی بی اعتناییِ اخلاقی، به یك انحطاط اخلاقی دچار شود. بنابراین در عمل می بینیم در نظام های حقوقی غربی ، برای جلوگیری از انحطاط اخلاقی جامعه در مواردی ، فعلِ تركِ منجر به قتل،  به عنوان مثال، جرم محسوب شده و تارك فعل قاتل به حساب آمده است. به دلیل نبود مبنای فقهی مستحكم، متفكران و حقوقدانان غربی برای حل این تعارض ، روی به سوی مكاتب سودگرایی ، قراردادگرایی و وظیفه گرایی آورده اند[3] و مسئولیت ترك فعل را با قرارداد و وظیفه ی ناشی از تعهد، تبیین كرده اند كه در واقع، همه ی آنها مبتنی بر فردگرایی و پذیرش اختیاری مسئولیت هستند. اما در عمل هر آنچه كه با این فرد گرایی و پذیرش اختیاری تعارض پیدا كند نفی می شود. بنابراین در نهایت هیچ اصل عینی مستقل از افراد وجود ندارد كه تعارض میان آزادی فردی و اخلاقی شدن قوانین را از میان بردارد. پایه ی سست قرارداد گرایی و وظیفه ی ناشی از قراداد ، نمی تواند مبنای فلسفی محكمی برای حل این تعارض باشد. ما معتقدیم نظام فقهی اسلامی، مبتنی بر نگاهی عمیق الهی به وجود انسان و حرمت نفس است و مسئولیت الهی انسانها در قبال جان افراد دیگر در این نظام ، تعارض میان آزادی و اخلاقی كردن قوانین از میان بر می خیزد.

متأسفانه بعضی حقوقدانان كشور ما، گمان كرده اند آنچه در فقه اسلامی وجود دارد همان چیزی است كه مثلاً در حقوق انگلستان وظیفه ی اقدام نامیده می شود. به عنوان مثال جناب دكتر میر محمد صادقی در مقاله ای در همین موضوع پس از اشاره به موضع فقه اسلامی در این موارد می گوید: « به نظر می رسد که در همه موارد فوق نوعی وظیفه اقدام، یعنی آنچه که در حقوق انگلستان به شرحی که قبلاً گذشت «Duty to act» نامیده شده است، وجود داشته و همین باعث مسئول شناخته شدن تارک فعل می باشد. در صورت فقدان چنین وظیفه ای، صرف عدم جلوگیری از مرگ یا ورود صدمه و جراحت به دیگری، به رغم توانایی بر انجام این کار و به رغم تمایل تارک فعل به تحقق این نتیجه، هر چند از لحاظ اخلاقی کاملاً مذموم و ناپسند می باشد ولی، همان طور که برخی از فقها تصریح نموده اند، هیچ گونه مسئولیتی را برای تارک فعل (که صرفاً مانع مرگ یا ضرب و جرح نشده است نه اینکه باعث آن شده باشد) به دنبال نخواهد داشت.»[4] به نظر می رسد مولف این مقاله ، به عمق مبنای فقهی فتاوای فقهای ما پی نبرده اند و تحت تأثیر متفكرین غربی گمان كرده اند كه مبنای حكم فقهای ما نیز فرد گرایی است!

[1] – محمود نجیب حسنی، شرح قانون العقوبات اللبنانی، قسم العام، 1984، ص 274

[2] – برای اطلاعات بیشتر رجوع كنید به:

حسین میر محمد صادقی (مترجم)، تحلیل مبانی حقوق جزا (تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی، (چاپ دوم، 1374)، صص 71 ـ 64.

[3] – برای نظریه های اخلاقی خود گروانه و وظیفه گروانه و همچنین سودگروی نگاه كنید به :

فرانكنا، ویلیام كی، فلسفه اخلاق، ترجمه ی هادی صادقی، كتاب طه ، 1383.

[4] – میر محمد صادقی، حسین. “مطالعه ی تطبیقی ترك فعل به عنوان عنصر مادی جرائم علیه اشخاص” در مجله ی تحقیقات حقوقی شماره ی 43. ص 144.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ماهیت ترک فعل در جرم قتل در حقوق ایران با نگاهی حقوق آمریکا و فرانسه

اصل حسن نیت در نظام حقوقی رومی _ ژرمنی

 

در نظام رومی _ ژرمنی اصل حسن نیت بسیار حائز اهمیت است. حسن نیت به عنوان یک اصل کلی حقوق در تمامی مراحل قراردادی از شروع مذاکره تا خاتمه قرارداد، دارای نقش اساسی است. با توجه به اینکه در نظام حقوقی رومی _ ژرمنی (حقوق نوشته) قواعد و قوانین وضع شده توسط قانون­گذار موجب گردیده که راه­حل تمام مسائل در قانون و اراده قانون­گذار جستجو گردد. و در این نظام آنچه مهم است، کشف مقصود قانون­گذار و طرفین قرارداد است. و بدین ترتیب اصول کلی همچون حسن نیت در نظام حقوقی رومی _ ژرمنی جایگاه ویژه­ای پیدا کرده به طوری که هیچ کشور تابع این نظام را نمی­توان یافت که در آن به مفهوم حسن نیت اشاره نشده باشد.هر چند درجه توجه به این مفهوم در کشورهای مختلف متفاوت از یکدیگر است.[1]

بند دوم – اصل حسن نیت در نظام کامن لو[2]  

علی­الاصول اصل حسن نیت به عنوان یک اصل کلی که حاکم بر تمام مراحل قرارداد باشد در هیچ یک از کشورهای تابع کامن لو پذیرفته نشده است. از این­ رو این ادعا که ” در حقوق استرالیا نیز حسن نیت یکی از اصول اساسی حقوق این کشور به شمار می­آید و طرفین قرارداد باید در مرحله مذاکره و اجرای قرارداد و به طور کلی در هنگام اجرای حقوق و اختیارات خود صادقانه عمل کنند”[3] منطبق با جایگاه واقعی بحث در این کشور نیست، در واقع در نظام حقوقی استرالیا اصلی تحت عنوان اصل کلی حسن نیت پذیرفته نشده است. اگر چه بعضی از حقوق­دانان و قضات کوشیده­اند با الهام از مقررات متحد­الشکل تجاری آمریکا زمینه­های پذیرش حسن نیت در اجرای قرارداد را به عنوان تعهد ضمنی حکمی و نه اصل کلی فراهم سازند.[4]

 

بند سوم – اصل حسن نیت در نظام حقوقی انگلستان

 

در حقوق انگلیس، پذیرش اصل حسن نیت با توجه به تاکید بر اصالت فرد، با دشواری­های فراوانی مواجه شده است؛ زیرا پذیرش این اصل موجب می­شود که هر فعل یا ترک فعلی مغایر با حسن نیت تلقی شود و بدین ترتیب نتایج حقوقی روابط طرفین را غیر قابل پیش­ بینی نماید.از سوی دیگر باتوجه به فقدان تعریف روشنی از حسن نیت، پذیرش آن بروز اختلاف در آراء دادگاه­ها را موجب می­شود.[5]،[6]

 

گفتار ششم – اصل غیر قابل معامله بودن حقوق دولت

 

یکی از اصول دیگری که در قراردادهای تجاری بین­المللی­ای که یک طرف آن دولت می­باشد باید مدنظر قرار گیرد این است که در مواردی که دولت با اشخاص خصوصی قراردادی منعقد می­کند، حقوق قانونگذاری و اختیار وضع مقررات را برای خود حفظ می­کند و این حقوق قابل معامله و واگذاری نیست. بنابراین، می­توان گفت این یک اصل کلی است که حق دولت برای انعقاد قراداد، محدود و مشروط است به این که دولت نمی­تواند حقوق و وظایف حکومتی را به موجب قرارداد ساقط یا از آن صرف نظر کند.[7]

[1] – گورانی، فاطمه، 1392، مطالعه تطبیقی اصل حصن نیت در حقوق ایران و قراردادهای تجاری بین­المللی، پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،ص80.

[2] Common law

[3] – دیلمی، احمد، 1388، حسن نیت در مسئولیت مدنی، رساله دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران،ص9.

[4] – گورانی، پیشین، ص83

[5]– گورانی،همان، ص84

-[6] اصغری آقمشهدی، فخرالدین و ابوئی، حمیدرضا، 1387، حسن نیت در انعقاد قرارداد در حقوق انگلیس و ایران، حقوق خصوصی،ش12،ص29.

[7] – احمدالقشیری،طارق الریاض،1382،قانون حاکم بر نسل جدید قراردادهای نفتی:چرخش در روند داوری،ترجمه محسن محبی،مجله حقوقی، نشریه دفتر خدمات حقوقی بین­المللی جمهوری اسلامی ایران،29،ص45.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

کلیات و اصول حقوق قراردادهای تجاری بین­المللی با تاکید بر قراردادهای نفت و گاز