مفهوم معاطات

در خصوص مفهوم شناسی معاطات، این مفهوم را در سه منظر مورد بررسی قرار می دهیم:

1-2-8-1-معاطات در لغت

ﻣﻌﺎﻃﺎت در ﻟﻐﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ آﻣﺪه اﺳﺖ: ﺷﺮﺗﻮﻧﻲ در اﻗﺮب اﻟﻤﻮارد ﻣﻲﻧﻮﻳﺴﺪ «ﻋﺎﻃﺎه ﺷﻴﺌﺎٌ ﻣﻌﺎﻃﺎه: ﻧﺎوﻟﻪ اﻳﺎه ﻳﻌﻨﻲ آن ﭼﻴﺰ را ﺑﻪ اوﻋﻄﺎ ﻛﺮد. ﭼﻴﺰي را دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ دادن و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺨﺸﻴﺪن، ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﺧﺪﻣﺖﻛﺮدن– ﻋﻄﺎء ﻛﺮدن(معین: 1383، ج1، 356).

ﻣﻌﺎﻃﺎت ﻣﺸﺘﻖ از ﻋﻄﺎ ﻳﻌﻄﻮ ﻋﻄﻮ اًوﻋﺎﻃﻲ ﻋﻄﺎء ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺼﺪر ﺑﺎب ﻣﻔﺎﻋﻠﻪ[ﻋﺎﻃﻲ، ﻳﻌﺎﻃﻲ، ﻣﻌﺎﻃﺎة: ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي داد و ﺳﺘﺪ از دو ﻃﺮف اﺳﺖ(ﺳﻨﮕﻠﭽﻲ:1374، 34).

1-2-8-2-معاطات از منظر حقوقی

ﺑﻴﻊ ﻣﻌﺎﻃﺎت آن اﺳﺖ ﻛﻪ دو ﻧﻔﺮ ﺑﺪون آﻧﻜﻪ ﻟﻔﻆ وﺻﻴﻐﺔ ﻣﺨﺼﻮص ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮﻧﺪ، ﻣﺎﻟﻲ را در ﺑﺮاﺑﺮﻣﺎل ﻳﺎﻋﻮض ﻣﻌﻴﻦ، داد و ﺳﺘﺪ ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﺪﻳﻬﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ داد و ﺳﺘﺪ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ وﺟﻮد ﻣﻲرﺳﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺷﻔﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﺎﺷﻒ ﮔﺎﻫﻲ ﻟﻔﻆ و زﻣﺎﻧﻲ ﻓﻌﻞ اﺳﺖ، در ﺻﻮرت اول، آن راﻋﻘﺪ ﺑﻴﻊ و در ﺻﻮرت دوم آن‌ را ﻣﻌﺎﻃﺎت ﻣﻲﻧﺎﻣﻨﺪ. ﺑﻴﻊ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ داد و ﺳﺘﺪ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﻌﺎﻃﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﻮد، ﺑﺪون اﻳﻦﻛﻪ ﻧﻴﺎزي ﺑﻪ ﻗﻮل وﮔﻔﺘﺎر ﺑﺎﺷﺪ(کاتوزیان:1393،ج1، 91).

1-2-8-3-معاطات در نظر فقهی

ﻣﻌﺎﻃﺎه: ﻣﻔﺎﻋﻠﻪ اﺳﺖ از ﻋﻄﺎء، ﺧﺮﻳﺪ و ﻓﺮوﺷﻲ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ داد و ﺳﺘﺪ ﻋﻤﻠﻲ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد و ﺻﻴﻐﻪاي در آن ﺑﻪ ﻛﺎر ﻧﺮود. اﻳﻦ ﻧﻮع ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ را ﺑﺮﺧﻲ از ﻓﻘﻬﺎء ﺑﺎﻃﻞ ﻣﻲداﻧﻨﺪ و ﺑﻌﻀﻲ ﺻﺤﺖ آن را در اﻣﻮر ﺟﺰﺋﻲ ﭼﻮن ﺧﺮﻳﺪ ﻧﺎن وﺳﺒﺰي روا داﻧﻨﺪ و ﺟﻤﻌﻲ ﻣﻄﻠﻘﺎً آن را ﺻﺤﻴﺢ داﻧﻨﺪ و از اﻳﻦ ﺟﻤﻊ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻔﻴﺪ ﻣﻠﻚ وﻋﺪهاي ﻣﻔﻴﺪ اﺑﺎﺣﻪ داﻧﻨﺪ و ﮔﺮوﻫﻲ آن را ﺑﻴﻊ ﻣﺘﺰﻟﺰل داﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺼﺮف رﺳﺪ. در ﻣﻮرد ﻫﺒﻪ و اﺟﺎره و دﻳﮕﺮ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻧﻴﺰ ﺟﺎري اﺳﺖ. در ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻓﻘﻬﻲ اﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻣﻌﺎﻃﺎت ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺪون ﻟﻔﻆ و اﺷﺎره ﻧﻴﺰ آﻣﺪه اﺳﺖ؛«اﻟﺘَﻌﺎﻃﻲ ﻓِﻲَ اﻟﺒَﻴﻊِ وَﻳﻘﺎلَ ﻓﻴِﻪِ اﻳﻀﺎً اﻟﻤُﻌﺎﻃﺎتِ، أنِ ﻳﺄﺧُﺬ اﻟﻤُﺸَﺘﺮي اﻟﻤَﺒﻴﻊ و ﻳَﺪِﻓُﻊ ﻟﻠﺒﺎﺋﻊ اﻟﺜَﻤَﻦِ، ﻣِﻦَ ﻏَﻴﺮﺗَﻜَﻠﻢِ وَﻻِ اﻻِﺷَﺎرَة»(نراقی:1415، ج16، 198).

ﻣﻌﺎﻃﺎت؛ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ از ﺧﺮﻳﺪار و ﻓﺮوﺷﻨﺪه، ﻣﺎﻟﻲ را ﻛﻪ ﻣﻲﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻮض ﺷﻲء درﻳﺎﻓﺖ ﺷﺪه از دﻳﮕﺮي ﺑﻪ او ﺑﺪﻫﺪ، ﺑﺎ ﺗﻮاﻓﻖ ﻃﺮف ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺑﺪون ﻋﻘﺪ ﺑﺨﺼﻮﺻﻲ ﺑﻪ او ﺑﺪﻫﺪ. ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻌﺠﻢ أﻟﻔﺎظ اﻟﻔﻘﻪ اﻟﺠﻌﻔﺮي در ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻌﺎﻃﺎت، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺪون اﻳﺠﺎب و ﻗﺒﻮل ﻟﻔﻈﻲ را آورده اﺳﺖ و ﻣﻲﻧﻮﻳﺴﺪ: اﻟﺒﻴﻊ ﺑﺎﻟﻤﻌﺎﻃﺎة وﻫﻮ ﻣﺎ ﻛﺎن ﺑﺘﺴﻠﻴﻢ اﻟﻤﺒﻴﻊ و ﻗﺒﺾ اﻟﻌﻮض ﺑﺪون ﺻﻴﻐﺔاﻟﺒﻴﻊ ﻣﻦ إﻳﺠﺎب وﻗﺒﻮل».(ﻓﺘﺢ اﷲ: 1415، 92).

اﻣﺎم ﺧﻤﻴﻨﻲ(ره) در ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻌﺎﻃﺎت ﻣﻲﻧﻮﻳﺴﻨﺪ: رﺿﺎﻳﺖ ﻗﻠﺒﻲ ﻃﺮﻓﻴﻦ و ﻧﻴﺰﻋﻤﻠﻲ ﻛﻪ دﻻﻟﺖ ﺑﺮآن رﺿﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ، ﻣﻌﺎﻃﺎت ﮔﻮﻳﻨﺪ و در ﻏﺎﻟﺐ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺟﺮﻳﺎن دارد(خمینی(ره):1379، 27).

ﻓﻘﻬﺎ وﺣﻘﻮقداﻧﺎن ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﺸﺘﺮﻛﻲ ازﻣﻌﺎﻃﺎت ﻧﺪارﻧﺪ دو ﻧﻜﺘﻪ ﻣﻲﺗﻮان از ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻓﻮق ﻓﻬﻤﻴﺪ:

  1. ﻓﻌﻞ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﻌﺎوﺿﻪ و ﺗﻌﻮﻳﺾ و ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ ﺑﺎﺷﺪ.
  2. اﻋﻄﺎي ﻋﻮض در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻣﻲﮔﻴﺮد ﺑﺪون اﻳﺠﺎب و ﻗﺒﻮل ﻗﻮﻟﻲ اﺳﺖ. از ﺟﻤﻊﺑﻨﺪي ﺗﻌﺎرﻳﻒ ذﻛﺮ ﺷﺪه ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻲرﺳﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻃﺎت در ﻧﻜﺎح ﻋﺒﺎرت از: اﻇﻬﺎر رﺿﺎﻳﺖ ﻗﻠﺒﻲ و ﺑﺎﻃﻨﻲ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﻓﻌﻞ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ: ﻣﻌﺎﻃﺎت ﻋﻘﺪي اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﺸﺎء آن ﻓﻌﻠﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی ازدواج سفید از نظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران

 

نظریه‏ های جرم شناختی بزهکاری

تاکنون چند نظریه عمده جامعه‏شناختی در مورد انحراف بیان شده و شاید بتوان گفت که امروز ادعا بر این است که به دلیل پیچیدگی پدیده‏های اجتماعی هیچ‏یک از این نظریه‏ها به تنهایی قدرت تحلیل و بررسی انحرافات را ندارند، بلکه در صورتی که مجموع این‏ها در کنار هم قرار گیرند، می‏توانند انحرافات را به دقت مورد بررسی و شناسایی قرار دهند. این نظریه‏هاعبارتند از:

بند اول: نظریه انتقال فرهنگی کج‏روی

ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگی کج‏روی معتقد است که رفتار انحرافی همانند سایر رفتارهای اجتماعی، از طریق معاشرت با دیگران یعنی منحرفان آموخته می‏شود. براساس این دیدگاه، رفتار انحرافی نه منشأ ارثی دارد و نه روان شناختی، بلکه شخص کاملاً آن را از دیگران فرا می‏گیرد؛ همان‏گونه که همنوایان از طریق همین ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش‏های فرهنگی آن گروه و جامعه را پذیرفته، خود را با آن انطباق می‏دهند. بنابراین، نه تنها دوستان و گروه‏های مرجع، بر همنوا شدن یا هنجارشکن شدن افراد تأثیر می‏گذارند، بلکه حتی در نوع رفتارهای انحرافی و جرایم ارتکابی افراد نیز نقش تعیین‏کننده‏ای دارند.

این دیدگاه توجه دارد که فرد منحرف تنها با هنجارشکنان و فرد همنوا تنها با افراد سازگار ارتباط ندارد، بلکه هر انسانی با هر دو دسته این افراد سر و کار دارد. اما این‏که کدام یک از آن دو گروه فرهنگ خود را منتقل می‏کنند و تأثیر می‏گذارند، معتقد است که به عوامل دیگری نیز بستگی دارد که این عوامل عبارتند از:

1- شدت تماس با دیگران: احتمال انحراف فرد در اثر تماس با دوستان یا اعضای خانواده منحرف خود، به مراتب بیش‏تر است تا در اثر تماس با آشنایان یا همکاران منحرف خود.

2-سن زمان تماس: تأثیرپذیری فرد از دیگران در کودکی و جوانی بیش‏تر از زمان‏های بعدی است.

3-نسبت تماس با منحرفان در مقایسه با تماس همنوایان: هرچه ارتباط و معاشرت با کج‏رفتاران نسبت به همنوایان بیش‏تر باشد، به همان میزان احتمال انحراف فرد بیش‏تر خواهد بود.[1]

[1] – رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ص 171ـ170.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی نقش سیاستهای آموزشی- تربیتی در پیشگیری از بزهکاری

  • ساختار هویت : تعهد هویت

در مدل پایگاه‌های چها گانه هویت، ساختار در اصطلاح تعهد تعریف شده است. تحقیقات شناختی اجتماعی (بریکمن[1] 1987 ، کمبل[2]1990، میوس[3]، لرما[4]، هلسن[5] و لبرگ[6] 1999) نشان می‌دهند که تعهدات ثابت شخصی نقش مهمی را در تقویت عملکرد شخص و سلامت روانی- اجتماعی وی بازی می‌کند. تفاوت در ميزان تعهد به تفاوت‌هایی که افراد در قدرت و روشنی معیارهای مربوط به خود، اعتقادات و باورهای خود دارند، مربوط می‌شود (به نقل از برزونسکی ، 2003).

طبق نظر بریکمن” تعهد به رفتار فرد، تحت شرایطی که او سعی دارد طور دیگری عمل کند ثبات می‌بخشد.” تعهد یک چارچوب ارجاعی جهت دار و هدفمند ایجاد می‌کند که رفتار و بازخوردهای آن در درون این چارچوب بازبینی، ارزیابی و تنظیم می‌شود (بریکمن، 1987 به نقل از برزونسکی، 2003).

تحقیقات نشان داده است که میزان بالای تعهد با تصمیم‌گیری هوشیارانه و مقابله‌‌ای متمرکز بر مشکل رابطه مثبت و با تعویق توجه عقلانی و اضطراب قبل از تصمیم‌گیری رابطه منفی دارد. مطالعات برزونسکی همچنین نشان می‌دهد که تعهد هویت با سبک‌های پردازش هویت رابطه دارد. افرادی که فرآیندهای اطلاعاتی و هنجاری را به کار می‌گیرند تعهدات قوی‌تری نسبت افراد دارای سبک سردرگم/ اجتنابی دارند (فارسی نژاد ، 1384).

برزونسکی سه مدل متفاوت آزمایش جهت نقش تعهد در ارتباط بین سبک‌های هویتی و متغیرهای برونداد شخصیتی پیشنهاد می‌کند:

 1- مدل اثر مستقیم: در این مدل فرض می‌شود سبک‌های پردازش هویت و تعهد هویت به طور مستقیم و مستقل با تغییرات یک متغیر برونداد ارتباط دارند.

 2- مدل اثر تعدیل‌گر: در این مدل محققان فرض می‌کنند که قدرت و جهت ارتباط بین سبک پردازش هویت و یک متغیر برونداد و با سطوح مختلفی از تعهد تغییر می‌کند.

3- مدل اثر رابطه‌ای: در این مدل فرض بر این است که رابطه بین سبک‌های پردازش هویت و یک متغیر برونداد، وقتی که اثر متغیر تعهد کنترل می‌شود، به طور معنی‌دار تقلیل پیدا می‌کند (برزونسکی، 2003).

طبق تحقيقاتي كه برزونسكي انجام داد چنين نتيجه گرفت افراد داراي سبك پردازش اطلاعاتي و هنجاري هويت قويتر و خود واضح تري نسبت به افراد سبك مغشوش دارند. تعهدات ضعيفتر با سطوح پايين جسارت شخصي  ، مسئوليت پذيري و سطوح بالاي افسردگي رابطه دارد (برزونسکی، 1992).

[1]–  Brikman, F.

[2]–  Cambel, G.A.

[3] – Meyus, W.

[4]–  Lorma, A.M.

[5] – Helsen, G.H.

[6] – Leberg, T.A.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین

مداخله­ ی گروهی روانی اجتماعی

2-1-4-1-پیشینه­ی مداخلات گروهی روانی اجتماعی

اختراع میکروسکوپ،کشف میکروب و پیشرفت علم تشریح باعث­ شد که توجه پزشکان صرفا به­نقش عوامل زیستی در ایجاد و گسترش بیماری­ها معطوف شود. در نتیجه پیشرفت­های پزشکی و اعتقاد به جدایی جسم و روان اساس رویکرد و الگویی جدید برای درک مفهوم سلامت و بیماری شد. این الگوی جدید به­مدل زیستی-پزشکی معروف است. طبق مدل زیستی-پزشکی بیماری به­بدن و مکانیسم های فیزیولوژیکی و جسمی مربوط است و ارتباطی به مسائل روانی-اجتماعی ندارد(انگل،1977به نقل از علی پور،1390). الگوی زیستی –پزشکی همواره از طرف دانشمندان به­ویژه روان­شناسان و روان­پزشکان از جمله انگل مورد انتقاد قرار­گرفته­است. وی معتقد است که هر تغییر بیو­شیمیایی مستقیما قابل ترجمان به بیماری نیست، بروز یک بیماری در نتیجه­ی تغییرات بیو شیمیایی و عوامل روان­شناختی است. به­علاوه وی معتقد است که متغیر­های روانی اجتماعی تعیین­کننده­های بسیار مهم آسیب­پذیری، شدت و شروع بیماری هستند که در مدل سنتی به آنها توجه نشده است. همچنین به­اعتقاد وی موفقیت اغلب درمان­های زیستی تحت تاثیر عوامل روانی اجتماعی از جمله اثر پلاسبو(دارونما)است(برل-کاریو و همکاران،2004به نقل از علی پور،1390).

با شدت گرفتن انتقادات نسبت به الگوی زیستی-طبی، در ربع آخر قرن بیستم الگوی جدید زیستی-روانی و اجتماعی توسط انگل(1977) معرفی شد. طبق این الگو، سلامت ما (وبیماری) نتیجه­ی تعامل متقابل عوامل زیستی، روان­شناختی و اجتماعی است. در نتیجه عامل ایجاد یک بیماری تک­علتی نیست بلکه بیماری، محصول عوامل متعدد است و درمان نیز باید چند­وجهی باشد. این الگو از نظریه­ی سیستم­ها نیز تاثیر پذیرفته است یعنی معتقد است در ایجاد بیماری سیستم های بدنی، روان شناختی و اجتماعی دخیل هستند.

مقایسه­ی دو مدل و الگوی فوق نشان می­دهد که مدل دوم هم کامل­تر و هم جامع­تر است. همچنین با تجارب شخصی ما و پژوهش­ها سازگارتر است و نیز با تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت مطابقت دارد(علی پور،1390). حمایت اجتماعی که به « امكاناتي كه ديگران براي فرد فراهم می­کنند»و یا به­عنوان «معرفتی كه باعث مي­شود فردي باور كند كه مورد احترام و علاقه­ی ديگران بوده، عنصري ارزشمند و داراي شأن به شمار آمده و به  يك شبكه­ی  اجتماعي روابط و تعهدات متقابل تعلق دارد»یکی از واسطه های استرس-بیماری است(مارموت[1]،2008 به نقل از زارع شاه آبادی،1389). برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی آن را ناشی از ادراک فرد می دانند. ساراسون[2](1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند بعدی می­داند که هر دو مفهوم را دربر­می­گیرد(علی پور،1383). پژوهش های مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی با سلامتی و بیماری رابطه دارد. برای توجیه این رابطه دو مدل مطرح شده است؛ مدل سپر­مانند که بر اساس آن حمایت اجتماعی همانند سپری اثرات منفی استرس به­ویژه استرس­های شدید را می­کاهد و مدل تاثیر مستقیم که معتقد است صرف نظر از وجود یا عدم وجود استرس، بالا بودن حمایت اجتماعی با افزایش سلامتی و کاهش بیماری مرتبط است(علی پور،1390). به­بیان دیگرحمايت اجتماعي از طريق دو فرايند عمده بر كنترل بيماري ديابت مؤثر است1-اثر مستقيم حمايت اجتماعي از طريق رفتارهاي مرتبط باسلامت مثل تشويق رفتارهاي سالم2-اثر تعديل­كننده­ی حمايت اجتماعي كه به تعديل آثار فشارعصبي حاد و مزمن بر سلامت و همچنين افزايش سازگاري با فشار عصبي بيماري ديابت كمك مي­كند(مارموت و ویلکینسون[3]،2008).

تحقیقات مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی تغییرات فیزیولوژیک ناشی از استرس­ها را می کاهد و تغییرات مثبتی در شاخص­های فعالیت ایمنی بدن ایجاد می­کند. همین­طور حمایت اجتماعی باعث افزایش رفتارهای حافظ سلامتی از جمله خواب مناسب و کنترل وزن می­شود و رفتارهای تهدید کننده­ی سلامتی و نیز استرس را کاهش می­دهد. مشاهده شده است كه هم حمايت اجتماعي عمومي و هم حمايت مربوط به ديابت با تبعيت از رفتارهاي خود مراقبتي در بيماران ديابتي همبستگي دارد(وانگ و فنسک[4]،1996؛ التو و یوتلا[5]،1997؛ گیلیبرند و استونسون[6]،2006؛ تلجامو و هنتینن[7]،2001؛ فام،فورتین و تیبودیو[8]،1996؛ ون،شفرد و پارچمن[9]،2004،البریت[10]،2001؛ گری سویلا،ناوا و مالاکارا[11]،1995). به­عبارتی حمایت اجتماعی که هدف مداخلات روانی اجتماعی است سبب افزایش توان سازگاری فرد می­شود و واکنش‌های سازگارانه نیروی بالقوه فرد را به حرکت در­‌آورده و بر­عکس واکنش‌های ناسازگارانه باعث عمیق‌تر­شدن نگرانی حاصل از بیماری، انحطاط، واپس‌گرایی و در نهایت بروز اختلالات روانی- اجتماعی می‌گردد(علی پور،1390). در واقع مداخلات روانی اجتماعی ریشه در نظریه­ی شناخت اجتماعی بندورا دارد که مبتني بر ارتباطات تعاملي و ديناميك بين عوامل محيطي، عوامل شخصي و رفتار فرد است و مي‏تواند به عنوان پايه‏اي براي استراتژي‏هاي مداخله بكار رود(بندورا[12]،1986).

1.Marmot&Wilkinson

2.Sarason

3.Marmot

1.Wang&Fensk

2.Aalto&Uutea

3.Gillibrand&Stevenson

4.Toljamo&Hentinen

5.Pham,Fortin&Thibaudeau

6.Wen,Shepherd&Parchman

7.Albright

8.Gray-sevilla,Nava&Malacara

9.Bandura

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی مداخلات روانشناختی بر شاخصهای سلامت جسمی و روانی بیماران دیابتی نوع2

همچنین در آمار و اطلاعات منتشره گفته می‌شود که کاداستر بسیاری از استان‌ها و شهرها اجرا شده است. در این خصوص ضرورتا باید گفت که عملیات کاداستر در ایران عمدتا در مناطق شهری (کاداستر شهری) بوده و حسب اطلاع، کاداستر اراضی غیر شهری (اراضی مزروعی و غیر مزروعی و جنگل‌ها و روستاها) انجام نشده است و از آنجا که طبق اطلاعات موجود اراضی شهری فقط شامل هفت درصد مساحت کل کشور می‌باشد حتی در صورت خاتمه عملیات کاداستر، در واقع 93 درصد اراضی کشور فاقد نقشه‌های کاداستر خواهد بود. با توجه به این که اجرای طرح کاداستر بدان صورت و عدم لحاظ سایر ابعاد کاداستر ناقص بوده و نیز نظر به ضرورت نگاه جامع به این طرح لاجرم برای پوشش تمام اراضی اعم از شهری، زراعی، صنعتی و…، مجلس شورای اسلامی در تاریخ 12/11/1393 قانون جامع حدنگار (کاداستر) کشور را تصویب نمود.

مبحث سوم: عوامل زمینه ساز جرایم ثبتی

علل و عوامل مختلفی در تسهیل وقوع بزهکاری در حوزة ثبتی تأثیرگذار هستند که می‌توان آنها را در سه سطح قانونگذاری، قضایی و اجرایی مورد بحث و بررسی قرارداد.

گفتار اول: عوامل جرم زای ثبتی در قلمرو قانونی

فرض بر این است که قانونگذار در هنگام تدوین و تصویب هر قانونی، حداکثر تلاش و توانایی خود را به کار می‌بندد تا قانونی وضع کند که نه تنها زمینة تحقق جرم را فراهم نکند، بلکه مانعی در برابر آن باشد. اما این معنا همیشه محقق نمی‌شود و در نتیجه، قوانینی به مرحلة اجرا درمی آیند که خود، زمینه ساز تحقق جرم می‌شوند. این واقعیت، مقولة عوامل جرم زای تقنینی را مطرح می‌کند.

ایراد اساسی که در زمینة قوانین ثبتی وارد می‌شود، از حیث کهنگی این قانونها است؛ چرا که بدنة اصلی قوانین مربوط به ثبت اسناد و املاک کشور، مربوط به سال‌های نخست قانون گذاری در ایران است. البته قانون ثبت اسناد و املاک یکی از بهترین و محکم‌ترین قوانین مملکت است که در تدوین آن توجه خاصی به قانون مدنی و حفظ حقوق مردم شده است، اما سالخوردگی این قوانین، قابلیت انطباق آن‌ها را با شرایط روز جامعه، پیشرفت‌ها و تغییرات رخ داده، با تردید مواجه کرده و نمی‌تواند ساختار تشکیلاتی مناسب و پویایی داشته باشد.[1]

به هرحال، برخی از عواملی که در سطح قانون گذاری ثبتی می‌توانند زمینه ساز ارتکاب جرم شوند، مورد بررسی قرار می‌گیرند.

الف) فقدان تعریف دقیق از جرم ثبتی

نخستین گام برای شناسایی ابعاد و قلمرو هر پدیده و مطالعه و اظهارنظر پیرامون آن، تعریف دقیق آن پدیده از سوی متخصصان آن پدیده است. در ارتباط با جرم ثبتی، همان گونه که در قسمت مربوط به مفهوم شناسی جرم ثبتی اشاره شد، حقوقدانان (به ویژه حقوقدانان ثبتی) و قانون گذار ایران، در مراحل مختلف قانون گذاری تعریفی از آن را ارائه نداده اند. بی تردید، این امر یکی از خلأهای تقنینی در زمینة جرایم ثبتی است که به دلیل نامشخص بودن ابعاد و قلمرو جرم ثبتی، باعث سردرگمی قضات و مجریان می‌شود.

ب) نارسایی سیستم مجازات جرایم ثبتی

قسمت عمده‌ای از جرایم ثبتی، جرم‌هایی هستند که مجازات آن‌ها با احاله[2] به مادة قانونی و جرمی دیگر تعیین شده است. این امر، از منظر سیاست جنایی دارای دلالت‌های قابل توجهی است. این نحوة تعیین مجازات در قانون، تالی‌های فاسد فراوانی دارد، از جمله این که، اجمال گویی در تعیین مجازات، به قاضی اختیارات وسیعی می‌دهد. در نتیجه تضمینی وجود ندارد که از تضییع حقوق متهم جلوگیری شود. از سویی دیگر، عدم آگاهی از میزان مجازات‌ها باعث می‌شود که یکی از کارکردهای اصلی کیفر، یعنی عبرت آموزی و ارعاب انگیزی عمومی، از بین برود. همچنین، شایان ذکر است که امروزه، اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها، مفهوم گسترده‌تری پیدا کرده و الزامات مر بوط به آن، ذیل اصل کیفی بودن قوا نین کیفری مطرح می‌شود. این اصل بر سه محور استوار است که عبارتند از دقت، پییش بینی پذیری و در دسترس بودن. مطابق اصل پیش بینی پذیری، شهروند باید بتواند در اوضاع و احوال مختلف محیط، به اطلاعات کافی دربارة قواعد حقوقی قابل اعمال در مورد خاص مفروض، دسترسی داشته باشد.[3]

روشن است که احاله مجازات یک جرم به مجازات جرم دیگر، اقدامی در خلاف این جهت است و از ا ین رو، با معیارهای امروزی ناظر بر اصل قانونی بودن حقوق جزا مغایرت دارد. با وجود ا ین، اغلب مجازات جرم‌های مواد 100 تا 117 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب سال 1310 با اصلاحات بعدی، به مجازات کلاهبردار ی و خیانت در امانت احاله داده شده اند.

علت دیگری که به ناکارآمدی مجازات‌ها در حوزة جرایم ثبتی منتهی می‌شود، عدم تناسب مجازات با جرم‌های مربوطه است که به نوعی، متأثر از علت نخستین ـ احاله‌ای بودن مجازات‌ها ـ است.

[1]. گفتنی است که هرگاه موضوع اصلاح قوانین ثبتی مطرح شده است بلافاصله کارشناسان، بازنگری در قانون‌های قبلی را مدنظر قرار داده و با تغییرات جزئی در مهلت‌های مربوط به آگهی‌های نوشتی و تحدیدی و یا مواردی از آن قبیل، موادی را تهیه کرده و ارائه داده اند. مؤید این مطلب، اصلاحات مکرر قانون ثبت اسناد و املاک مصوب سال 1310 در خلال سال‌های1312، 1317، 1322، 1337، 1351، 1355، 1356، 1365 و 1370 است. در حالی که مسلما این روش به هیچ وجه موجب تحول نخواهد شد.

[2]. برای آگاهی بیشتر در زمینة ایرادهای وارد بر سیستم مجازات احاله‌ای نگاه کنید به: نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات جرم شناسی بزهکاری اقتصادی، به کوشش مجتبی جعفری، انتصار ابریشمی و زهرا سلامی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، 1386

[3] حسینی، سید محمد، سیاست جنایی در اسلام و جمهوری اسلامی ایران، 1383، تهران، دانشگاه تهران، ص36

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نقش کاداستر در پیشگیری از جرایم ثبتی

مراحل رشد خودکارآمدی

مراحل رشد خودکارآمدی ( به نقل از شولتز و شولتز، ترجمه سید محمدی، 1383) عبارتند از :

کودکی؛

کارآیی شخصی به تدریج رشد می کند. زمانی که کودکان می کوشند بر محیط فیزیکی  و اجتماعی شان اعمال نفوذ کنند، پرورش کارآیی شخصی را آغاز می نمایند. آنها آموختن توانایی هایشان، مثل مهارت جسمانی، مهارت اجتماعی و توانایی زبان را آغاز می کنند. این توانایی ها تقریباٌ به طور مستمر به کار برده  می شوند و عمدتاٌ از طریق تاثیرشان بر والدین، و محیط عمل می کنند. به صورت ایده آل، والدین به فعالیتها و تلاش های کودک خود برای برقرار کردن رابطه ، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند و اجازه ی آزادی رشد و کاووش را به کودک می دهند.

این تجربیات اولیه کارآیی ساز، برای پسرها و دخترها فرق می کنند. بررسی ها نشان داده اند که مردان دارای کارآیی شخصی زیاد ، به هنگام کودکی روابط گرمی با پدران خود داشته اند . مادران آنها متوقع تر از پدرانشان بوده و سطوح بالای عملکرد و موفقیت را انتظار داشتند . در مقابل، زنان دارای کارآیی شخصی زیاد به هنگام کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار بوده اند(اشنی ویند ، 1995).

زمانی که دنیای کودک تاثیر همشیرها ، همسالان و بزرگسالان دیگر را می پذیرد ، تاثیر والدین  که در سالهای اوان کودکی بسیار مهم بودند، کاهش می یابد. معلمان از طریق تاثیرشان بر رشد توانایی های شناختی و مهارتهای مساله گشایی که برای عملکرد کارآمد بزرگسال حیاتی هستند، بر قضاوتهای کارآیی شخصی اثر  می گذارند.

نوجوانی؛

تجربیات انتقال نوجوانی شامل کنار آمدن با درخواستها و فشارها، از آگاهی جنسی گرفته تا انتخاب  دانشگاه و شغل است. در هر موقعیتی که مستلزم سازگاری است، نوجوانان باید شایستگی های جدید ارزیابی های جدید از توانایی هایشان را ایجاد نمایند. بندورا خاطرنشان ساخت که موفقیت این مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی به سطح کارآیی شخصی ایجاد شده در طول سالهای کودکی بستگی دارد.

 

 

 

 بزرگسالی؛

بندورا بزرگسالی را به اوان بزرگسالی  و سالهای میانی تقسیم کرد. اوان بزرگسالی مستلزم سازگاریهای بیشتر با مسائلی چون ازدواج، پدر و مادری و ارتقاء شغلی است. کارآیی شخصی زیاد برای عملکرد موفق در این تکلیف ها ضروری است. افرادی که کارآیی شخصی کمی دارند، نمی توانند با این موقعیت های اجتماعی برخوردی شایسته داشته باشند  و احتمالاٌ از عهده سازگاری برنمی آیند.

سالهای میانی بزرگسالی نیز استرس زا هستند، به طوری که افراد زندگی خود را ارزیابی مجدد می کنند، با محدودیت هایشان مواجه می شوند، و احساس کارآیی شخصی خود را تصریح مجدد می نمایند. افراد میانسال باید تواناییها، مهارتها و هدفهای خود  را ارزیابی مجدد کنند و فرصتهای تازه ای  را برای رشد و بیان حال بیابند.

 پیری؛

ارزشیابی های کارآیی شخصی در پیری دشوار است. توانایی های ذهنی وجسمی رو به کاهش، بازنشستگی از کار فعال  و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دور جدیدی از خود ارزیابی را می طلبد. پایین بودن خودکارآمدی می تواند به صورت نوعی پیشگویی کام بخش تاثیر بیشتری برکارکرد جسمی و ذهنی بگذارند. اگر معتقد  باشیم که دیگر کاری نمی توانیم انجام دهیم، پس ممکن است حتی تلاش هم نکنیم. به نظر بندورا، خودکارآمدی ما عامل مهمی در تعیین موفقیت یا شکست ما در سراسر عمر است.

تفاوت تبیینهای رفتاری و شناختی با تبیین درمانی بندورا

بندورا واضع نظریه یادگیری اجتماعی، با تأکید بر یادگیری جانشینی، اثرمندی تقویت جانشینی در تغییر رفتار را پس از عملکرد موفقیت‏آمیز، بسیار زیاد می‏داند. رویارویی با محرک و موقعیت در اشکال زنده  و نمادین  از نظر بندورا عاملی اساسی در درمان به شمار می‏آید. بندورا هرگونه اختلال را ناشی از قضاوتهای منفی از کارآمدی خود می‏داند و به این دلیل، هرگونه روش درمانی را  فرایندی برای تغییر مثبت این قضاوتها و ادراک خودکارآمدی می‏شمارد.از این رو بندورا انواع روشهای درمانی را به عنوان منابع تقویت خودکارآمدی معرفی می‏کند.با تقویت خودکارآمدی، ادراکها، باورها، و ارزشهای شناختی فرد تغییر می‏کند و انتظار کارآمدی فرد نسبت به محیط و موقعیت بالا می‏رود. انتظار خودکارآمدی به تصور فرد از نتیجه یک رفتار معین، و به چگونگی از عهده برآمدن او در آن رفتار باز می‏گردد. و هدفهای شخصی و معیارهایش را تحت تأثیر قرار می‏دهد؛ در حالی که انتظار ناکارآمدی به ناتوانی در انجام دادن رفتار معین و اضطراب نسبت به نتیجه رفتار مربوط می‏گردد( جلالي،‌1387).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش خود کارمدی و عزت نفس افراد مبتلا به اعتیاد شیشه

پايش

شركت بايستي نسبت به نگهداري روش‌های‌اجرایی براي پايش جنبه‌هاي مرتبط با عملكرد HSE و ایجاد و نگهداري سوابق نتايج، اقدام نمايد. براي هر فعاليت يا ناحيه مرتبط، شركت بايستي:

  • اطلاعات پایش بدست‌آمده را شناسایی و مستند کند و دقت مورد نیاز نتایج را مشخص نماید.
  • روش‏هاي‌اجرایی پايش و موقعيت ها و دفعات اندازه‌گیری را مشخص و مستند نمايد.
  • روش‌‏هاي‌اجرایی اندازه‌گیری کنترل کيفيت را ایجاد، مستند و نگهداري نمايد.
  • روش‌‏هاي‌اجرایی را براي تبادل داده ها و تفسير آنها ایجاد و مستند كند.
  • اقداماتي كه باید هنگام نقض معیارهای عملکرد انجام گیرد را ایجاد و مستند نماید.
  • صحت داده‌هاي واصله را هنگامي كه سيستم‏هاي پايش، معيوب تشخيص داده مي‏شوند، ارزيابي و مستند نماید.
  • سيستم‏هاي اندازه‌گیری را از تنظيمات يا صدمه توسط افراد غير مسئول محافظت نماید.

روش‌های‌اجرایی براي هر دو نوع پايش کنشی و واکنشي مورد نياز مي باشند. پايش کنشی، اطلاعاتی را پیش از وقوع هر رويداد، بیماری يا صدمه به محيط‌زيست، فراهم مي کند. این پایش شامل کنترلي است که با الزامات سیستم مدیریت HSE (يعني روش‌های‌اجرایی) تطبیق داده مي‏شود، براي تعيين اینکه آیا اهداف و معیارهای عملکرد برآورده شده‌اند. پايش واکنشي اطلاعاتي را درباره رويدادهايي (شامل رویدادهایی كه به خير گذشته، بيماري يا صدمه به محيط‏زيست) که اتفاق افتاده‏اند ايجاد و نگرشی برای راه‌های پیشگیری از رویدادهای مشابه در آينده فراهم مي‏كند.

3-6- سوابق

شركت بايستي نسبت به نگهداري يك سیستم ثبت سوابق به منظور اثبات ميزان انطباق خود با خط‌مشي HSE و الزامات آن اقدام نمايد. اين اقدام همچنين بمنظور ثبت ميزان برآورده شدن اهداف برنامه‌ريزي شده و معيارهاي عملكرد، انجام مي‌گيرد.

روش‌هاي‌اجرايي براي اطمينان از يکپارچگي، قابليت دسترسي و کنترل چنين سوابقي بايستي نگهداري شوند، چنين سوابقي بايستي شامل سوابق مرتبط با پيمانکار و خريد، نتايج مميزي‌ها و بازنگري‌ها (بخش 7 را ببينيد)، سوابق آموزشي و سوابق پزشکي کارکنان ‌باشد.

مدت‌زمان‌هاي نگهداري سوابق بايستي ايجاد و ثبت شوند و روش‌هاي‌اجرايي بايستي به‌ منظور در دسترس بودن يا محرمانه بودن آنها، نگهداري شوند.

4-6- عدم انطباق و اقدام اصلاحي

شركت بايستي مسئوليت‌ و اختيارات را براي شروع تحقيق و اقدام اصلاحي در مورد رویدادهای نامنطبق با الزامات مشخص مرتبط با سیستم مدیریت HSE و عمليات يا نتايج آن تعريف نمايد. موقعيت‌هاي عدم انطباق ممكن است بوسيله برنامه‌هاي پايش، در قالب ارتباط با كاركنان، پيمانكاران، مشتريان، نهادهاي دولتي يا جامعه یا از تحقيق پيرامون رویدادها (بخش 5-6 و 6-6 را ببينيد) شناسایی شوند.

شركت بايستي روش‌هاي اجرایی براي چنين تحقيقاتي و اقدامات اصلاحي را نگهداري نمايد، كه اين كار با مديريت وظايف و فعاليت‌هاي‌ افراد مرتبط، در مشورت با نماينده مديريت برای انجام موارد ذیل صورت مي‏پذيرد:

  • آگاه کردن طرف‌هاي مرتبط.
  • تعیین سلسله عوامل و علت ريشه‌اي محتمل.
  • ایجاد يك طرح اجرايي يا يك طرح بهبود.
  • شروع اقدامات پيشگيرانه متناسب با نوع عدم انطباق.
  • اعمال كنترل‌هاي لازم براي اطمينان از اينكه همه اقدامات پيشگرانه مؤثر واقع شده‌اند.
  • تجدیدنظر روش‌هاي‌اجرایی به‏منظور يكپارچگي اقدامات جهت پيشگيري از تكرار مجدد، انتقال تغييرات به كاركنان مربوطه و اعمال آنها.

5-6- گزارش وقايع

سازمان بايستي روش‌هايي را براي ثبت و گزارش‌دهی داخلي رويدادهايي كه از عملكردHSE  متاثر شده‌اند يا مي‌توانستند متأثر شوند، نگهداري نمايد، به‌طوريكه درس‌هاي عبرت مربوطه، فرا گرفته شده و اقدامات مناسب صورت گيرد. (بخش  6-6 را ببينيد)

بايستي يك سازوكار معين براي گزارش رويدادها به مراجع قانوني تا حدي كه قانون معين كرده است تعریف شود و یا برای حدی فراتر از آن، چنانچه خط‌مشی شرکت در ارتباطات خارجي الزام کرده باشد.

6-6- پيگيري وقايع

هم شرايط فوري رويداد و هم نقاط ضعف بنيادي سيستم مديريت HSE كه سبب پديد آمدن رويداد مي‏گردد، بايستي‌ شناسايي گردد تا قضاوت توسط افراد مسئول را امكان‏پذير سازد و اقدامات پيگيرانه لازم انجام گيرد.

سازوكار و مسئوليت‌ها براي پيگيري حوادث بايستي بوضوح تعريف شود. اين سازوكار بايستي بصورت گسترده‏اي شبيه به روش‏هاي‏اجرايي پياده‏سازي اقدام اصلاحي در موارد عدم انطباق با سيستم مديريت HSE باشد.

مسئوليت‌هاي تعريف شده براي پيگيري يك رويداد بايستي متناسب با شدت وقوع يا نتايج بالقوه آن باشد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ایجاد ساختاری برای ارزیابی عملکرد HSE پیمانکاران در پروژه‌های عمرانی (با مطالعه موردی پیمانکاران سازمان مهندسی و عمران شهر تهران))

  • هروئين:[1] هروئين نام شيميايي آن دي استيل هورفين است در سال 1898 ميلادي شناسايي شد و در سال 1900 م به عنوان وسيله‌اي براي درمان موثر اعتياد به مورفين ارائه گرديد. پس از مدتي متوجه شدند كه گرچه هروئين خواب آوري كمتري دارد اما قدرت مسموم كنندگي آن 5 تا 10 برابر مورفين است و اين ماده خود بسيار مخرب است و رهايي از آن از رهايي مورفين مشكل تر است. هروئين تزريق شده احساس لذت عمومي و سريع و شديدي را توليد مي‌كند.[2]

هروئين از طريق خوراكي، كشيدن از راه مجاري تنفسي و تزريق مورد مصرف قرار مي‌گيرد و به طور متوسط اثر آن 6-4 ساعت در بدن باقي مي‌ماند كمبود هروئين زودتر از مورفين احساس مي‌شود . هروئين بر خلاف الكل كه بعضي رفتارهاي سركوب شده را آزاد مي‌كند، تعدادي از رفتارهاي پايه مثل رفتار جنسي، خشونتي و رفتارهاي گرسنگي را سركوب مي‌كند و از قدرت آن كم مي‌كند.[3]

 

ب. توهم زاها:

اين مواد مجموعه‌اي ناهماهنگ و غير متجانس از موادي را تشكيل مي‌دهند كه به گروههاي متنوع شيميايي و دارويي تعلق دارند و بيشتر به موادي اطلاق مي‌شود كه اسيد ليسرژيك داشته و داراي اثرات انبساط خاطر هستند اين گروه از مواد مخدر نيز سيستم مركزي اعصاب را تضعيف و يا تحريك مي‌كند و مهمترين اثر آنها ايجاد حالات عاطفي، رفتاري، خلقي، رواني متغيير در مصرف كننده است. همچنين ايجاد حالات توهمي سمعي و بصري و تصورات موهوم كه اغلب به روياهاي شبانه شباهت دارد از جمله اثرات سوء ديگر اين مواد است.[4]

شناخته شده ترين و رايج ترين نوع داروهاي اين گروه ال اس دي است. و بقيه عبارتند از ام دي آ، پي ام آ، تي ام آ، دي ام تي، اس تي پي و … در اين بند نيز تنها مشهورترين ماده توهم زاي اين گروه را بررسي مي‌كنيم.

اي اس دي (L.S.D) در سال 1938 ميلادي توسط شيميداني به نام آلبرت هوفمن ، رئيس آزمايشگاه كارخانجات ساندوز شهربال از راه تركيب به وسيله اسيدليسرژيك به دست آمد و از    مهم ترين و قوي ترين تركيبات شيميايي مصنوعي است. ال اس دي به طور طبيعي در قارچ گندم سياه وجود دارد.[5]

اثرات عمده ال اس دي بر روي مصرف كننده مانند ديگر توهم زاها دو اثر بارز و مشخص است:

1- بروز زمينه‌هاي شخصي

2- افزايش قدرت تلقين پذيري كه باعث بالا رفتن حساسيت فوق العاده مشخص نسبت به تاثيرات خارجي(محيط) وجود اجتماعي اطراف(گروه) مي‌شود.[6]

ال اس دي معمولاً به صورت گرد سفيد رنگ و همچنين مايعي صاف و روشن بدون رنگ و بو يافت مي‌شود. اين ماده معمولاً از طريق خوراكي مصرف مي‌شود كه اين ماده به سرعت از طريق معده جذب شده و اثرات آن 12-8 ساعت در بدن باقي مي‌ماند و اثرات آن عبارت است از اختلالات خلق و خوي، افزايش حس‌هاي بينايي و اشتباهات در حس بينايي، تخريب تصوير بدني و دگرگوني شخصيتي ، دوگانگي شخصيت، اختلالات ذهني، اختلالات رفتاري و ايده‌هاي هندياني(قدرت خواندن فكر ديگران) مصرف دائمي ال اس دي احتمالاً ايجاد وابستگي رواني مي‌كند اما وابستگي جسمي و فيزيكي ندارد.

 

ج. مسكن‌ها:

مسكن ها آن گروه از داروها و موادي را در بر مي‌گيرند كه علاوه بر آنكه فعاليت سلسله اعصاب مركزي را كند مي‌كند . بر شعور و حس هوشياري فرد هم اثر سوء و منفي مي‌گذارد و مسكن‌ها معمولاً با تجويز پزشك به عنوان مسكن براي برطرف كردن درد يا ايجاد خواب و آرامش و از بين بردن اضطراب و عصبانيت مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

مصرف بيش از حد آنها ايجاد حالت‌هاي مسموميت شديد، بيهوشي و مرگ مي‌كند . اين مواد در اثر مصرف مداوم و منظم ايجاد وابستگي مي‌كنند. معروف ترين دسته اين گروه را باربيتو ريكها تشكيل مي‌دهند كه شامل سكونال، فنوباربيتال، استيال متاكوالن، ترينال، دوريدن، متي پريلون و پلاسيدين مي‌باشد.[7]

 

  1. Heroin
  2. همان، ص 30.
  3. حسن اسعدي، همان، ص 7.
  4. همان، ص 7
  5. علي اصغر، قربان حسين، همان، ص 39.
  6. ايرج صالحي، همان، ص 8
  7. حسن اسعدي، همان، ص 80

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای مقابله با آن

مدیریت شهری درکشور انگلیس

در کشورانگلیس که از کشورهای توسعه یافته می باشد رئیس شورای حکومت محلی به وسیله دیگر اعضا انتخاب می شود . در اغلب نواحی شوراهای محلی تحت تسلط دو حزب مهم سیاسی، یعنی لیبرالها و محافظه کاران هستند. گروه لیبرال حمایت بیشتری از طبقه پایین نسبت به طبقه بالای اجتماع به عمل می آورد و بیشتر نماینده حومه نشینان و منطقه های روستایی است. برگزیدگان محلی زیر نظر شورای محلی، کمیته یا کمیته هایی را به وجود می آورند که شامل کمیته های عمودی یا افقی هستند. کمیته های عمودی بر یک وظیفه خاص، مانند مسکن یا تعلیم و تربیت متمرکز می شوند و کمیته های افقی به مقولاتی مانند تأمین مالی یا برنامه ریزی محدوده های متداخل می پردازند. این کمیته ها ممکن است کم یا بیش با ثبات باشند یا کمیته های مخصوص موضعی باشند و بعد از مدتی منحل گردند. تصمیم گیریهای شوراها معمولاً بر اساس گزارشهای کمیته های فرعی است و امکان دارد پیشنهادها و گزارشهای این کمیته ها را در شورا تصویب گردد، یا اینکه برای بررسی بیشتر عودت داده شود.

شهرداریها توسط مردم انتخاب می شوند و به نوعی نمایندگان منتخب مردم امور محلی را اداره می کنند. شیوه ای از تفکیک قوانین عناصر اجرایی و عناصر تصمیم گیر یا قانونگذار نیز مشاهده می شود. همچنین شهرداریها در چارچوب قانونی مصوب اقدام می کنند و قدرت احرایی و تعدد وظایف آنها موجب تداخل وظایف و اصطکاک یا تضاد عملکرد آنها با حکومتهای مرکزی نمی گردد. (سعیدی رضوانی وکاظمیان ، 1381،ص66)

منابع مالی حکومت های محلی (شهرداری ها) از سه منبع عمده تامین می شود:

۱ :  اعانات دولتی به میزان ۴۰ درصد

۲:  عوارض ومالیات های محلی به میزان ۳۰ درصدکه توسط مالکان زمین وساختمان پرداخت می شود.

۳ :  مبالغ اجاره ای که از محل واحدهای مسکونی استیجاری که متعلق به حکومت های محلی است وصول می شود.

اصولا یک پنجم از هزینه های حکومت های محلی از طریق استقراض تامین می شود. حکومت های محلی می توانند از طریق انتشار اوراق بهادار و قرض از خزانه، وام برای ارائه خدمات عمومی دریافت و کمبود های مالی مقطعی خود را جبران کنند . (سعیدی مهرآباد،1389،ص 13)

اهم وظایف شهرداریهای لندن به این شرح است: برنامه ریزی توسعه اقتصادی، برنامه ریزی استراتژیک شهری و تهیه انواع طرحهای توسعه شهری ، خدمات شهری، خدمات حمل و نقل، توسعه و غیر دانشگاهی ، برگزاری برنامه های فرهنگی و ایجاد گالریها و اماکن تفریحی ، خانه سازی عمومی، حفاظت آثار تاریخی، ایجاد اشتغال، ارائه خدمات اجتماعی حفاظت از محیط زیست، کنترل آلودگی هوا، اداره اورژانس، آتش نشانی و انجام فعالیتهای عمرانی از مهمترین وظایف شهرداریها می باشد.

نوع مدیریت شهری که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد می بایست با چرخه زندگی شهرنشینی، که افزایش و کاهش رشد محیط زیست شاخصه آن است، سازگار باشد. امری که در کشورهای درحال توسعه از جمله ایران هنوز جدی گرفته نشده است و در اولویت های شهرداری ها جایگاهی ندارد. در مدیریت شهری اروپا شهرهایی که به لحاظ فیزیکی و اقتصادی توسعه یافته هستند نیاز به شیوه مدیریت شهری متفاوت با شهرهای عقب مانده و دچار نقصان دارند. به عنوان مثال بسیاری از شهرها نتوانسته اند به توازن عرضه و تقاضا در تولیدات و خدمات شهری برسند.

در این موارد شهرهای اروپایی وضعیت بازارهای شهری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. با این روش تقاضا برای تولیدات خدمات شهری و عرصه مایحتاج شهروندان به توازن می رسد. البته واضح است که انجام این مکانیسم فقط با مدیریت واحد شهری امکان پذیر است و شهرهای ما تا رسیدن به این مدیریت فرسنگ ها فاصله دارند. ازموارد دیگری که در مدیریت شهری اروپا مد نظر قرار می گیرد، می توان به وضعیت حمل و نقل شهری، مدیریت اراضی، اقتصاد شهری و منطقه ای، سازماندهی کارایی و حجم تولیدات در کلانشهرها اشاره کرد. مشاهده می شود که در مدیریت شهری اروپایی اولویت با حفظ محیط زیست است و شاخص های زیست محیطی هستند که نشانگر توسعه یافتگی یا عدم توسعه می باشند. (سعیدی رضوانی وکاظمیان ، 1381،ص99)

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی روشهای تامین منابع مالی شهرداری ها در توسعه و عمران شهری ( مطالعه موردی شهر شاهرود)

ولایت در نکاح

در خصوص ولایت در نکاح، در ولایت ولی بر محجورین(صغیر و سفیه و مجنون) هیچ اختلافی بین فقهای مذاهب نیست.

آقای مغنیه به نفل از فقهای مذاهب خمسه می‌گوید:

«اتفقوا على أن للولي أن يزوج الصغير و الصغيرة، و المجنون و المجنونة، و لكن الشافعية و الحنابلة خصصوا هذه الولاية بالصغيرة البكر، أما الصغيرة الثيب فلا ولاية له عليها».[1]

برخی علمای اهل سنت نیز با اندکی اختلاف در فروعات(که در فصل اختلافات ذکر خواهد شد) نیز با عبارتی متفاوت بر همین نظراند.[2]

قانون مدنی در ماده1043 می‌گوید:

«نكاح دختري كه هنوز شوهر نكرده اگر چه به سن بلوغ رسيده باشد موقوف به اجازه پدر يا جد پدري او است و هرگاه پدر يا جد پدري بدون علت موجه از دادن اجازه مضايقه كند اجازه او ساقط و در اين صورت دختر ميتواند با معرفي كامل مردي كه ميخواهد با او ازدواج نمايد و شرايط نكاح و مهري كه بين آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدني خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نمايد».

قانون مدني در كتاب دهم خود مسائل محجور را به طور مستقل و در كتابي جدا از كتاب نكاح مورد تبيين قرار داده است. برابر ماده 1207 اين قانون سه دسته از افراد تحت عنوان «محجور» شناخته مي شوند: صغار، اشخاص غيررشيد و مجانين؛ اگرچه در قوانين و مقررات ثبتي به نظر مي رسد كه مراد از محجور صرفاً يكي از اين موارد مي باشد و درواقع معناي اخص براي آن در نظر گرفته شده است.

چنانچه زوجين يا يكي از آنها صغير باشد براساس ماده 1041 اصلاحي قانون مدني، عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به 13 سال تمام شمسي و پسر قبل از رسيدن به سن 15 سال تمام شمسي منوط به اذن ولي است؛ به شرط رعايت مصلحت و با تشخيص دادگاه صالح. مفاد مواد 1212 و 1217 قانون مدني نيز به نوعي مؤيد موازين مقرر در اين ماده مي باشد.  ‌

پيش از اين، در سال 1370 نيز اين ماده يك بار ديگر دست‌خوش تغيير گرديده و در آن زمان يك تبصره به آن الحاق شده بود كه با اصلاحي اخير در سال 1381 تبصره الحاقي مذكور نسخ گرديد. به موجب اين ماده اصلاحي و تبصره الحاقي آن، جاري ساختن عقد نكاح قبل از بلوغ تنها با اجازه ولي و به شرط رعايت مصلحت مولي عليه صحيح اعلام شد. در آن زمان بحث هاي فراواني در خصوص اين كه اگر ولي مصلحت مولي عليه را رعايت ننمايد، عقد مذكور چه صورتي پيدا خواهد كرد، درگرفت. در كتب حقوقي و فقهي نيز نظريات متفاوتي در اين زمينه وجود داشت. به همين لحاظ مقنن با اصلاحي سال 1381 به اين بحث ها خاتمه داد و رعايت مصلحت مولي عليه توسط ولي را به تشخيص دادگاه در همان زمان قبل از وقوع عقد دانست.  ‌

[1] مغنيه، محمد جواد، الفقه على المذاهب الخمسة، ج۲، ص۳۲۲.

[2]  وله أي الأب فالجد ( تزويج صغير عاقل ) غير ممسوح ( أكثر من واحدة ) ولو أربعا إن رآه مصلحة لأن له من سعة النظر والشفقة ما يحمله على أن لا يفعل ذلك إلا لغرض صحيح ويؤخذ من نظرهم للشفقة أن من بينه وبين ابنه عداوة ظاهره، لا يفعل ذلك وهو نظير ما مر في المجبرة إلا أن يفرق بأن ولاية الإجبار أقوى لثبوتها مع الرشد مع إيقاعه لها بسببها فيما لا يمكنها الخلاص منه في الأثناء لأن العصمة ليست بيدها فاحتيط لذلك باشتراط عدم ظهور عداوة بينهما وإن كان اشتراط الكفاءة قد يغني عنه بخلافه هنا وفي ولاية المال…… ويزوج  جوازا ( المجنونة ) إن أطبق جنونها نظير ما مر (أب أو جد) إن فقد الأب أو انتفت ولايته ( إن ظهرت مصلحة ) كزيادة مهر وقضية تقييده كغيره بالظهور أنه لا يكفي أصل المصلحة والظاهر خلافه أخذا مما مر في التصرف في مال اليتيم إلا أن يفرق بنحو ما تقرر ( ولا يشترط الحاجة ) إلا في الوجوب كما مر بخلاف المجنون لأن تزويجه يغرمه ( وسواء ) في جواز تزويج الأب فالجد المجنونة للمصلحة ( صغيرة وكبيرة ثيب وبكر ) بلغت مجنونة أو عاقلة ثم جنت لأنه لا يرجى لها حالة تستأذن فيها والأب والجد لهما ولاية الإجبار في الجملة. هیتمی، احمد بن محمد، تحفه المحتاج فی شرح المنهاج، ۱۰ج، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.، ج۷، ص۲۸۵و ۲۸۶.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نکاح و طلاق در فقه حنفی و امامیه

 اعتبار سند در فقه امامیه

مبحث اول- دیدگاه فقهی امام خمینی (ره)

در اینجا نظر فقهی امام خمینی (ره) را که در ضمن پرسش و پاسخ‌هایی مطرح شده‌اند مرور می‌کنیم:

سؤال: اگر ملکی دردست یا تصرف شخصی باشد و بعد، چند نفر یا یک نفر مدعی شوند که این ملک، وقف است و نوشته‌ای هم داشته باشند که در آن مرقوم شده که فلان ملک مثلاً وقف است، آیا با ارائه‌ی اینگونه نوشته‌ها و ادعاها وقف بودن ثابت می‌شود یا خیر؟

جواب: با ادعا و نوشته وقف ثابت نمی‌شود مگر موجب اطمینان شود.[1]

سؤال: وقف‌نامه‌هایی از دویست، سیصد سال قبل در اداره‌ی اوقاف یا ادارات دیگر، مثل دادگستری، موجود است و فعلاً یک قسمت از چهار قسمت اراضی موقوفه برابر وقف‌نامه مزبور، در تصرف بوده و برای سه قسمت دیگر سند مالکیت صادرشده است. گرچه هنگام تقاضای سند مالکیت وارث، واقف شکایت نموده و مدتها پرونده در جریان بوده، بالاخره ترتیب اثر داده نشده است. با توجه به اینکه طبق مسئله‌ی ۹۲ در (کتاب) تحریرالوسیله، کتاب وقف، فعلاً شیاع مفید علم یا اطمینان (و دیگر راههای اثبات وقف بودن مانند) اقرار ذوالید به تصرف به عنوان موقوفه، و بینه شرعیه (در مسئله‌ی مورد بحث) نیست، تکلیف اراضی مزبور چیست؟

جواب: اگر اراضی مزبور در تصرف وقف نبوده یا معلوم نیست که در تصرف بوده‌اند، تابه طریق شرعی، وقف بودن آنها ثابت نشود حکم وقف ندارند.[2]

سؤال: در قباله ازدواج، بر طبق ماده ۸ قانون حمایت خانواده، چهارده مورد ذکر شده است. در موقع اجرای عقد یا در ضمن عقد لازم دیگر، زوجین شرط می‌کنند که اگر یکی از این چهارده مورد محرز شود زوجه از (طرف) زوج، وکیل یا وکیل در توکیل غیر است که خود را مطلقه نماید. نوعاً این موارد به زوجین تفهیم می‌شود؛ ولی بعضاً زوجین بدون تفهیم، پای ورقه‌ای را که این موارد در آن نوشته شده امضاء می‌کنند. در صورت دوم، اگر یکی از این موارد ثابت شود، آیا زوجه می‌تواند خود را مطلقه نماید یا باید موارد چهارده‌گانه به زوجین تفهیم شود؟

جواب: مجرد امضاء و تفهیم موارد کافی نیست و باید در ضمن عقد، شرط شود یا عقد مبنیاًعلیه واقع گردد.[3]

سؤال: آیا اسناد رسمی مملکتی و یا نوشته‌های عادی که با امضای علمای بزرگ و با مهر آنها ممهور باشد، در فصل خصومت می‌تواند به معنی شاهد یا حجت باشد؟

جواب: اسناد کتبی حجیت شرعیه ندارند مگر آنکه برای قاضی موجب علم باشد.[4]

بنابراین سند تنها در صورتی اعتبار خواهد داشت و از نظر شرع حجیت دارد، که موجب اطمینان قاضی به محتوای سند شود. این امر، مفهومی جدای از اطمینان به صدور سند می‌باشد. در حالی که با دقت در مواد قانونی در میابیم که صدور سند (از طرف مأمور رسمی و در حدود صلاحیت خود و طبق مقررات قانونی) مورد توجه بوده و برای اعتبار سند نقش دارد.

پس، اگر سند ابزاری برای حصول علم قاضی باشد از محل بحث خارج است و جایی برای بحث درباره‌ی تعارض مذکور در ماده ۱۳۰۹ قانون مدنی باقی نخواهد گذاشت و این ماده، از نظر فقهی، اساساً فاقد اعتبار می‌شود.

[1]– کریمی، حسین، موازین قضایی از دیدگاه امام خمینی، انتشارات شکوری، قم، چاپ اول ۱۳۶۵، ص ۱۴۴، مسئله‌ی ۳۱.

[2]– کریمی، حسین، همان، ص ۱۴۶-۱۴۵.

[3]– کریمی، حسین، همان، ص ۱۴۷.

[4]– کریمی، حسین، همان، ص ۱۸۱-۱۸۲.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

جایگاه سند در ادله‌ی اثبات دعوی

تفکیک پسماند های بیمارستانی

 یکی از اهداف مهم طرح تفکیک پسماند­­­­­های بیمارستانی تامین سلامت کارکنان شاغل در بیمارستان می­باشد. به طور کلی، پسماند بیمارستانی از پسماندهای عمومی در نقطه مبدا توسط ژنراتورها در ظروف مشخص شده، بسته به نوع پسماند تفکیک می­شوند. برای مهار هزینه ها، کارکنان مرکز باید به طور خاص جدا­­سازی پسماند­­های بیمارستانی را آموزش ببینند. لذا تفکیک باید در منبع انجام شود(Tsakona & Anagnostopoulou, 2006).

به طور کلی در بیشتر کشورهای پیشرفته، پسماندهای بیمارستانی پیش از دفع، تفکیک می­شوند، به طوری که هم اکنون در این کشورها فقط 15 درصد پسماندهای بیمارستانی، خطرناک هستند اما درکشور ما به سبب تفکیک نشدن صحیح و اصولی پسماندها، حدود 70 درصد پسماندهای خروجی مراکز درمانی خطرناک هستند. درصورت رعایت قوانین و آیین نامه ها و توجه به جداسازی و تفکیک پسماندهای بیمارستانی، تنها 20 درصد از کل پسماندها، خطرناک خواهند بود. نوع بيمارستان در ميزان پسماند توليدي آن بسيار مؤثر مي باشد به طوري كه در بيمارستان هاي آموزشي اين مقدار تقريباً  1.5برابر بيمارستان هاي عمومي مي باشد(موسوي، 1384).

لذا اگر تفکیک پسماند به درستی انجام پذیرد در بدترین شرایط تنها 5% از پسماندهای بهداشتی درمانی باید از بین برود. بقیه مواد سیر عادی زنجیر بازیافت یا تبدیل به مواد دیگر را طی خواهد کرد(خرا شادی، 1386).

لازم به ذکر است پسماند های نوک تيز و برنده صرف نظر از اينکه آلودگی داشته يا نداشته باشد در جعبه يا محفظه مقاوم  مخصوص جمع آوری گردد. ظروف جمع آوری اين اجسام بايد ضد سوراخ شدن بوده و در پوش مناسب داشته باشد و جنس اين ظروف به قدری سخت و نشت ناپذير باشد که نه فقط اجسام برنده و نوک تيز بلکه هر گونه بقايای آبگونه های موجود در سرنگ ها را در خود نگه دارد. لازم است به‌ منظور پيشگيري از جراحات ناشي از وسايل تيز و برنده ظروف جمع‌آوري ايمن به تعداد كافي و با ابعاد گوناگون در دسترس ارائه دهنده خدمت در كليه واحدهاي ذيربط قرار داشته باشد. کليه سر سوزن­ها از سرنگ­های مصرف شده(به خصوص در موارد شيمی در مانی) جدا نشود و بصورت توام جمع آوری گردد. استفاده از برچسب هشداردهنده بر روي ظروف جمع‌آوري با مضمون « احتمال آلودگي با اشياء تيز و برنده عفوني »‌ به ‌منظور جلب توجه كاركنان بهداشتي درماني الزامي است)جدول شماره1-2). این درحالی است که پسماندهای پرتوزا و راديو اکتيو، برابر ضوابطی که به اتفاق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وسازمان انرژی اتمی تهيه واعلام خواهد شد، زير نظر مسئول فيزيک بهداشت مديريت خواهد شد. پسماند های معمولی يا شبه خانگی بايستی در کيسه پسماند مقاوم مشکی رنگ جمع آوری ودر مخزن آبی رنگ قابل شستشو و ضد عفونی نگهداری شود(WHO, 2002).  در واقع به منظور پيشگيري از سرريز شدن وسايل دفعي، درصورتي كه حداكثر سه چهارم حجم ظروف مزبور پرشده باشد ضروري است درب ظروف به نحو مناسبي بسته شده و دفع شوند. ماده سازنده ظروف و كیسه‌ پلاستیكی نباید از پلاستیك‌‌های قابل احتراق و غیرهالوژنه باشد،كیسه‌های پلاستیكی نباید با منگنه بسته شوند،كیسه‌های حاوی ابزار پزشكی نوك تیز باید به رنگ زرد و برچسب گذاری شده باشد، جمع‌آوری پسماند‌ها باید روزانه صورت گرفته و به مراكز انبار منتقل شوند، هیچ كیسه‌ای نباید بدون برچسب گذاری انتقال یابد، بلافاصله باید كیسه‌های جدیدی در محل سطل پسماند قرار داده شود.همچنین هیچ کیسه محتوی پسماند نباید بدون داشتن برچسب وتعیین نوع محتوای کیسه از محل تولید خارج شود. برچسب باید دارای مشخصاتی از قبیل(تاریخ تولید، نام بخش، نوع پسماند و غیرباشد…زارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي ,1386).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی پسماندهای بیمارستانی (موردمطالعه : بیمارستان شهدای تجریش تهران)