چکیده
هدف این پژوهش، “توصیف و بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی با رضایت زناشوئی معلمان شهر بردسیر” می باشد. روش پژوهش در پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی می باشد. جامعه مورد پژوهش کلیه معلمان مقطع دبیرستان شهر بردسیر می باشد که تعداد 100 نفر از بین آنها به شیوه تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد هوش هیجانی، سرسختی روانشناختی و رضایت زناشوئی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی و آزمون t استفاده شد. نتایج نشان داد که: بین هوش هیجانی و رضایت زناشوئی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین سرسختی روانشناختی و رضایت زناشوئی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. و همچنین بین میزان هوش هیجانی معلمان مرد وزن تفاوت وجود دارد اما بین میزان سرسختی روانشناختی و رضایت زناشوئی معلمان مرد وزن تفاوت وجود ندارد. و همچنین هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی قدرت تبیین و پیش بینی کنندگی معناداری بر رضایت زناشوئی معلمان مرد و زن داشتند.
کلید واژه : هوش هیجانی، سرسختی روانشناختی، رضایت زناشوئی، معلمان.

فصل اول
کلیات پژوهش

مقدمه

خانواده به عنوان نخستین محیط شکل گیری شخصیت انسان از اهمیت زیادی برخوردار است به ویژه این که روابط والدین بر رشد سالم و متعادل عاطفی – روانی می تواند تأثیر زیادی داشته باشد. به درستی که هیچ جامعه ای اگر از خانوادهای سالم برخوردار نباشد، نمی تواند ادعای سلامت کند. هرچه خانواده از سلامت، آگاهی، صداقت، فرهنگ و باورهای سالم تر، بهتر و محکم تری برخوردار باشد، انسانهای سالم تر و کارآمدتری تحویل اجتماع می دهد. معمولا نقطه ی شروع خانواده ازدواج است. ازدواج امری جهانی است که در تمام جوامع و در طول تاریخ وجود داشته و به مجموعه ای از نیازهای انسانی را پاسخ می دهد (فهیمی، 1380).
اگر شخصیت را ترکیبی از رفتار، افکار، هیجانات و انگیزشهای فرد بدانیم، عوامل سازنده شخصیت ممکن است در افراد مختلف، متفاوت باشد. از سوی دیگر، امکان دارد این عوامل به شیوه های مختلفی ترکیب شده باشد به گونه ای که الگوهای شخصیتی گوناگونی را به وجود آورد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند وجود تفاوتهای فردی و ویژگیهای شخصیتی متفاوت، واکنش افراد را نسبت به موقعیتها و فشار زاها متمایز می کند؛ یکی از این ویژگیهای شخصیتی، سرسختی روانشناختی است.
یکی از محورهای ارزیابی سلامت جوامع مختلف، بهداشت روان آن جامعه است. بی شک سلامت روان، نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می کند بنابراین سلامت روان از اهمیت ویژه ای در یادگیری و افزایش آگاهی علمی برخوردار است. بنظر می رسد تعامل بین انواعی از عوامل استرس زا و مهم تر از آن، نحوه ی ادراک آنها از این پدیده، منجر به تنش یا اضطراب می شود، موضوعی که در آن، نوع و تعداد منابع حمایت اجتماعی موجود و تاثیرات فرهنگی، نقش مهمی ایفا می کند.

بیان مساله

خانواده اولین و بنیادی ترین نهادی است که در شکل گیری شخصیت انسان نقش اساسی دارد. انسان زندگی خود را از خانواده شروع می کند و خمیرمایه شخصیت او درآنجا سرشته شده، ارزشها و معیارهای فکری او پایه گذاری می شود. این تأثیرات اولیه در رفتارها، ارتباطات فرد با دیگران و سازگاری با محیط اطراف در آینده و روی هم رفته در کلّ زندگیش نقش تعیین کننده دارد. شخصیت کودک همیشه به رنگ محیط عاطفی خانواده درمی آید. هیجان ممکن است تسهیل کننده یا مختل کننده تفکر موثر و واکنش های ما باشد که هر کدام از این موارد، به شرایطی که در آن قرار می گیریم بستگی دارند بر همین اساس امروزه هوش هیجانی به عنوان یک عامل موثر بر رفتار آدمی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است. مطالعات متعدد در کشورهای مختلف نشان دهنده آن است که هوش هیجانی تصویر و شمایی جامع از توانایی شخص برای دستیابی به موفقیت می دهد. صاحب نظران و پژوهشگران که به بررسی علمی هوش هیجانی می پردازند معتقدند که هوش هیجانی می تواند کاربردها و تاثیرات فراوانی بر فعالیت های گوناکون آدمی چون رهبری و هدابت دیگران و رشد حرفه ای، سلامت روانی و زندگی خانوادگی و زناشوئی داشته باشد(سیاروچی و همکاران، 1383).
منظور از هوش هیجانی توانایی دریافت سریع، ارزیابی و ابراز هیجانات، فهمیدن و اداره کردن آن و به کار بردن اطلاعات هیجانی برای هدایت افکار و اعمال است. گلمن (۱۹۹۸) ادعا کرد که هوش هیجانی بر روی تجارب زندگی و محیط کاری تأثیر دارد. افرادی که هوش هیجانی رشد یافته ای داشته باشند قادر خواهند بود که بهتر ارتباط برقرار کنند و در کارها همراهان خوبی خواهند بود. از طرفی به نظر می رسد که توانایی هماهنگ کردن خود با هیجانات سایر اعضای خانواده و تأثیر بر روی آنها یک مهارت جالب توجه می باشد.
یکی از ویژگی های شخصیتی که در رابطه با سلامت هر فرد و میزان رضایت از زندگی وی کمتر مورد توجه قرارگرفته، سرسختی روانشناختی است. کوباسا (1970) این مفهوم را به عنوان یک عامل تعدیل کننده در برابر رویدادهای فشار زای زندگی، به ویژه ابتلاء به انواع بیماری های جسمی مطرح کرده است. سرسختی روان شناختی دارای سه مولفه اساسی شامل کنترل ( قابلیت کنترل کردن موقعیت های متنوع زندگی)، تعهد (تمایل به در گیر شدن، برخلاف دور شدن از انجام کاری) و چالش (قابلیت درک اینکه تغییرات در زندگی چیزی طبیعی است) می باشد (هورسبرگ، شرمر، وسلکا و ورنان ، 2008).
پژوهش ها نشان داده اند که سرسختی روان شناختی، فشار زا بودن حوادث و همچنین برانگیختگی روانی- جسمی حاصل از این حوادث را کاهش می دهد و تاثیر مثبتی بر سلامتی افراد دارد (شیرد و گالبی ، 2007).
در میان عوامل متعددی که در شکل دهی و تحول ویژگی های شخصیتی موثرند، نقش خانواده از دیرباز مورد توجه قرار گرفته است. تاثیر خانواده بر رشد و تحول ویژگی های شخصیتی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و صاحب نظران بر آن اتفاق نظر دارند. خانواده در راستای شکل دهی شخصیت، هرگز اهمیت خود را از دست نمی دهد، زیرا تغییر و دگرگونی در خانواده، تغییر در فرایند های درون روانی اعضای خود را به همراه خواهد داشت(شریفی، عریضی و نامدار، 1384).
مطالعات نشان می دهد زن و مردی که در دوره کودکی و نوجوانی از الگوهای سالم و خانواده منظم و متعادلی برخودار بوده اند زندگی زناشویی متعادل تر و موفقیت آمیزتری خواهند داشت. برقراری ارتباط موثر با طرف مقابل، عدم عصبانیت، حفظ استقلال فردی زن و مرد ضمن مشارکت با هم، ارزش قایل شدن به خواسته ها و علایق همسر، همراهی و همدلی، داشتن اهداف و آرمان مشترک، قبول سختی ها و آمادگی برای مواجهه با مشکلات زندگی و کنار هم بودن در روزهای خوشی و سختی و تاکید و توجه بر نکات مثبت شخصیت همسر، ابراز دوستی و اهمیت دادن به یکدیگر را از عوامل در استمرار زندگی مشترک و رضایت زن و مرد، دانسته اند ( صافی، 1385).
رضایت زناشوئی، نشانگر استحکام و کارایی نظام خانواده است. سعادت و سلامت خانواده به وجود ارتباطات سالم و بالنده زوجین بستگی دارد و چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد، پیام منفی آن انواع مشکلات جسمی و روانی است (سیتر ، 1384). در واقع این پدیده عمر زن وشوهر را طولانی تر و باعث افزایش سلامت جسمی و ورانی، پیشرفت اقتصادی و رضایت از کل زندگی می گردد. سازگاری و رضایت زناشوئی از طریق علاقه متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش و درک متقابل و ارضای نیازها ایجاد می گردد (پورغفاری، پاشا و عطاری، 1389).
از آنجایی که شکوفایی فرد در زندگی و اجتماع به میزان توانایی های روانشناختی از جمله سرسختی و هوش هیجانی وی مربوط می شود، لزوم بررسی هر یک از این متغیرها و بررسی نقش و تاثیر و سهم هر کدام از آنها در رضایت زناشوئی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین مساله اساسی تحقیق این است که آیا سرسختی روانشناختی و هوش هیجانی در رضایت زناشوئی زوجین تاثیر دارد؟

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

در واقع با شناخت مختصری که از رضایت از زندگی زناشوئی و عوامل تاثیر گذار بر آن همچون سرسختی روان شناختی و هوش هیجانی در این قسمت ذکر گردید، به بررسی مساله و زمینه ایجاد آن می پردازیم. چون سلامت فیزیکی، عاطفی و بهداشت روانی افراد در جامعه و ثبات و پایائی خانواده در گرو سلامت روابط زناشوئی و تداوم وبقای ازدواج می باشد. رضایت یک فرد از زندگی زناشوئی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود. و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در رشد متعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه خواهد شد. بنابراین با توجه به اهمیتی که روانشناسان، جامعه شناسان و حتی مذاهب به خانواده و ارتباط زناشوئی موثر می دهند و اینکه تشکیل خانواده جایگاهی برای نارضایتی نیست.
با توجه به اهمیت ویژگی های روانشناختی همچون هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی در موفقیت در زندگی، موفقیت شغلی، موفقیت تحصیلی و …، پژوهشگر بر آن است که تاثیر هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی را در رضایت زناشوئی را بررسی کند.

اهداف تحقیق

هدف کلی
هدف اصلی پژوهش به شرح ذیل می باشد:
توصیف رابطه هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی با رضایت زناشوئی می باشد.

اهداف فرعی
توصیف رابطه بین هوش هیجانی و رضایت زناشوئی
توصیف رابطه بین سرسختی روانشناختی و رضایت زناشوئی.
تبیین و پیش بینی رضایت زناشوئی بر اساس هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی.
بررسی تفاوت در میزان هوش هیجانی در معلمان مرد و زن.
بررسی تفاوت در میزان سرسختی روانشناسی در معلمان مرد و زن.
بررسی تفاوت در میزان رضایت زناشوئی در معلمان مرد و زن.

سؤالات تحقیق:

آیا بین هوش هیجانی و رضایت زناشوئی رابطه وجود دارد؟
آیا بین سرسختی روانشناختی و رضایت زناشوئی رابطه وجود دارد ؟
آیا بین میزان تاثیر هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی بر رضایت زناشوئی تفاوت وجود دارد؟
آیا هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی قدرت پیش بینی کنندگی رضایت زناشوئی را دارند؟
آیا بین میزان رضایت زناشویی معلمان مرد و زن تفاوت وجود دارد ؟

فرضیه‏های تحقیق:

بین هوش هیجانی و رضایت زناشوئی معلمان رابطه وجود دارد.
بین سرسختی روانشناختی و رضایت زناشوئی معلمان رابطه وجود دارد .
بین میزان رضایت زناشوئی معلمان مرد و زن تفاوت وجود دارد.
بین میزان هوش هیجانی معلمان مرد و زن تفاوت وجود دارد.
بین میزان سرسختی روانشناختی معلمان مرد و زن تفاوت وجود دارد.
هوش هیجانی و سرسختی روانشناختی قدرت پیش بینی کنندگی رضایت زناشوئی را دارند.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

هوش هیجانی
تعریف مفهومی: بار-ان(2000)مدلی چند عاملی برای هوش تدوین کرده است.وی معتقد است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی ها ،قابلیت ها و مهارتهایی است که فرد را برای سازگاری مؤثر با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می کند.و صفت هیجانی در این نوع هوش رکن اساسی است که آن را از هوش هیجانی شناختی متمایز می کند.از دیدگاه بار-ان هوش هیجانی دارای ابعاد 15گانه است.از نظر وی هوش هیجانی ، مهارتهای هیجانی و اجتماعی طی زمان رشد وتغیر می کند و می توان با آموزش وبرنامه های اصلاحی مانند برنامه های درمانی آنها را بهبود بخشید(ناظم،1386).

سرسختی روانشناختی
سرسختی روان شناختی دارای سه مولفه اساسی شامل کنترل ( قابلیت کنترل کردن موقعیت های متنوع زندگی)، تعهد (تمایل به در گیر شدن، برخلاف دور شدن از انجام کاری) و چالش (قابلیت درک اینکه تغییرات در زندگی چیزی طبیعی است) می باشد (هورسبرگ، شرمر، وسلکا و ورنان ، 2008).

رضایت زناشوئی
رضایت زناشوئی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر را می گویند، رضایتمندی زناشوئی در واقع نگرش مثبت و لذت بخش است که زن وشوهر از جنبه های مختلف روابط زناشوئی دارند(سلیمانیان، 1373).
رضایت زناشویی حالتی از رضایت مندی در ازدواج است که به وسیله ی ادراک درون فردی )واکنش تجربه شده درونی ( یا یک ادراک بین شخصی ) سازش بین انتظارات یکی و رفتار دیگری ( تعریف میشود، تمرکز رضایت زناشویی به احتمال زیاد، بر رضایتمندی از فرصت ها، تصمیم گیری ها، درآمد، سبک زندگی، ارتباط، رابطه ی جنسی یا دوستان است. بدین لحاظ رضایت از رابطه ی زناشویی را یک مفهوم چندبعدی می دانند که عوامل گوناگونی ر ا در بر می گیرد و مجموعه ی این عوامل در رضایت یا خشنودی کلی از روابط نقش دارند. ازجمله ی این عوامل را می توان برآوردن انتظارات و نیازهای مادی و عینی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی و بسیاری مسایل دیگر دانست(رضویه، معین و بهلولی اصل، 1389).

تعریف عملیاتی مفاهیم
هوش هیجانی:
در این پژوهش منظور از هوش هیجانی نمره ای است که فرد در آزمون33سوالی سیبریا شرینگ کسب می کند.
مؤلفه های هوش هیجانی
خود آگاهی یا آگاهی از هیجانات خود
تعریف مفهومی:خود آگاهی توانایی شناخت احساسات ،نقاط ضعف و قوت خویش وعوامل بوجود آورنده نوع احساسات می باشد(گلمن،1380).
تعریف عملیاتی:در این پژوهش منظور از خود آگاهی نمره ای است که فرد در آزمون سیبریاشرینگ (سوالات6-10-12-14-24-27-32-33)کسب می کند.
خود کنترلی یا مدیریت خود
تعریف مفهومی:خود کنترلی توانایی ابراز احساسات است ،به طوری که جریان تفکر و ارتباطات سالم را ممکن می سازد(گلمن،1380)
تعریف عملیاتی:در این پژوهش منظور از خود کنترلی نمره ای است که فرد در آزمون سیبریا شرینگ (سوالات 2-5-11-16-18-23-30)کسب می کند.
خود انگیختگی
تعریف مفهومی:خودانگیختگی شامل مسئولیت ،توانایی تمرکز بر تکلیف در دست انجام و عطف توجه وکاهش تکانشگری و افزایش خویشتن پنداری می باشد(گلمن،1380).
افراد خود انگیخته ارضاء و سرکوب خواسته ها را به تعویق می اندازند،اغلب به تکمیل یک عمل می پردازند ،اهمال کاری نمی کنند و زمان را هدر نمی دهند.آنها همواره در تکاپو هستند و تمایل دارند همواره مولد و موثر باشند.(گلمن،1380)
تعریف عملیاتی:در این پژوهش منظور از خود انگیختگی نمره ای است که فرد در آزمون سیبریاشرینگ (سوالات 1-9-15-20-21-26-31) کسب می کند.
همدلی
تعریف مفهومی:همدلی احساس مهارت روابط مردمی است.فرد همدل با سر نخهای ظریف اجتماعی وتعامل هایی که بیانگر نیازها و خواسته های دیگران باشند،مأنوس وآشنا هستند این مهارتها افراد را در حیطه آموزشی ، حرفه -ای و مدیریت توانمند می سازد(گلمن،1380).
تعریف عملیاتی:در این پژوهش منظور از همدلی نمره ای است که فرد در آزمون سیبریاشرینگ (سوالات 3-4-17-22-25-29)کسب می کند.

مهارتهای اجتماعی یا تنظیم روابط بین فردی
تعریف مفهومی:مهارتهای اجتماعی توانایی مدیریت روابط خود با دیگران می باشد همچنین با جنبه های ذاتی رهبری ارتباط دارد(گلمن،1380).
تعریف عملیاتی:در این پژوهش منظور از مهارتهای اجتماعی نمره ای است که فرد در آزمون سیبریاشرینگ (سوالات 7-8-13-19-21-30) کسب می کند.

رضایت زناشوئی:
منظور از رضایت زناشوئی در پژوهش حاضر نمره ای است که آزمودنی در آزمون رضایت زناشوئی اینریچ کسب می کند.
سرسختی روانشناختی:
منظور از سرسختی روانشناختی در پژوهش حاضر نمره ای است که آزمودنی در آزمون سرسختی اهواز کسب می کند.

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

مقدمه:
رضایت از زندگی زناشویی نکات زیادی لازم دارد که باید مورد توجه باشد زیرا رضایت در اثر ارضای نیازهای اساسی انسانها به وجود می آید. انجام خواسته ها باید یک ارتباط دو سویه و متقابل باشد و در روابط بیابین با مدیریت آگاهانه ای وارد عمل شد. مثلاً باید برای همسر مستمع خوبی بود و با توجه به شخصیت طرف مقابل باعث برانگیختن نقاط مثبت او شد و با کمال علاقه و حوصله به خواسته ها و امیال ایشان توجه کرد و در حد توان در انجام آنها تلاش و کوشش به عمل آورد زیرا این کوشش ها دلیل بر احترام و علاقه است و یا مثلاً میل باطنی خود را به صورت پیشنهاد عرضه کرد. در نتیجه طرف مقابل نیز با رغبت به آنها گوش فراهم میدهد و در صورت توان آنها را انجام میدهد و در مجموع برای رسیدن به یک رضایت زناشویی بالا در خیلی از مراحل زندگی مهارت داشت تا به یک زندگی موفق و ایده آل و با رضایت بالای زناشویی دست یافت.

رضایت زناشویی
ازدواج اولین قدم برای یک پیوند خانوادگی و پرورش نسل بعد به حساب می آید. از این رو به عنوان مهمترین و اصلی ترین عامل ارتباطی میان انسانها معرفی شده است (روزن و گراندن و همکاران، 2004، به نقل از نظری، 1385) از نظر برخی محققان ازدواج دارای مولفه های است. نیکولز (1996 به نقل از اولسون و نمکک، 1999)، مولفه های ازدواج را این گونه بیان می کنند:
1- ارتباط: توانایی اشتراک معنایی با یکدیگر است که می تواند به شکل های کلامی و غیرکلامی و یا نمادین باشد. ارتباط ابزاری برای تاثیرگذاری بر رابطه و تقویت آن است. در اینجا این اصطلاح به ساختن یک فضای مشترک؛ به وجود آوردن تعاملات کلامی و برقراری الگوهای مناسب ارتباطی اشاره دارد.
2- تعهد: به معنی این است که زوجین تا چه حد برای روابط خود ارزش قائل هستند. و برای حفظ و تدام آن انگیزه دارند.
3- توجه: نوعی دلبستگی عاطفی است که زوجین را در پیوند با یکدیگر نگاه می دارد. این اصطلاح در تجاربی که درمانگران با مراجعان دارند به جای اصطلاح عشق به کار می رود.
وایلنت ( 1977 به نقل ازدونلان و همکاران،2005 )، در مورد تاثیر یک ازدواج خوب بیان می کند که یک ازدواج خوب می تواند از لحاظ روانی نیز خاصیت درمانی داشته باشد و به شخص در غلبه کردن بر عوارض ناخوشایدن بودن دوران کودکی کمک کند و بسیاری از مطالعات حاکی از این است که افراد متاهل شادمان تر و سالم تر از افراد مجرد هستند. با وجود خوشایند بودن پیوند ازدواج، داده های آماری حکایت از آن دارد که رضایت زوجین به آسانی در دسترس نمی باشد (ساپینگتون ،2000 ؛ به نقل از شاهی و برواتی،1384).
گورین ، ورف و رلد ، 1960، گزارش کردند که 24 درصد از تمامی کسانی که برای حل مشکلات روانی خود در پی دریافت کمک های تخصصی هستند، این مشکلات را با کارکرد زناشویی ضعیف مرتبط می دانند. و بلوم ، آشر و وایت (1978، به نقل ازدونلان و همکاران،2005)، چنین نتیجه می گیرند که میان ناآرامیهای زناشویی و اختلاف جسمانی و عاطفی، یک رابطه صریح و روشن وجود دارد.

تعریف رضایت زناشویی
محققان درباره تعریف رضایت زناشویی اتفاق نظر ندارند. وینچ (1974)، رضامندی زناشویی را انطباق بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار می داند. براساس این تعریف زمانی که وضعیت فعلی زندگی زناشویی فرد با آنچه مورد انتظار وی است، همخوانی داشته باشد، رضامندی زناشویی برقرار است و زمانی که انتظارات فرد از زندگی زناشویی با وضعیت فعلی وی منطبق نباشد، عدم رضایتمندی حاصل می شود. از نظر وی جنبه مرکزی زندگی اجتماعی و عاطفی یک شخص، ارتباط با همسر است و عدم رضایتمندی زناشویی می تواند به توانایی زوجین برای برقراری ارتباط رضایتمندانه با فرزندان و همچنین سایر اشخاص خارج از خانواده آسیب برساند.
لئو و کلوهنن ، رضایت زناشویی را پیوندی دوستانه همراه با تفاهم و درک یکدیگر و تعادلی منطقی میان نیازهای مادی و معنوی همسران می دانند. رضایت زناشویی بنیادی ترین ستون سلامت روانی افراد در خانواده است که از عاملهای گوناگونی مانند وضع مالی، سن ازدواج، وضع کاری و… اثر می پذیرد (لئو و کلوهنن،2005).
برخی از صاحب نظران در تعریف رضایت زناشویی آن را تابعی از مراحل چرخه زندگی می دانند. از جمله الیس (1994) می نویسد: طرف مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد که یکی از بهترین تعاریف توسط هاوکینز انجام گرفته است. وی رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند: احساسات خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر زمانی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند.
از نظر ملازاده (1387)، رضایت یک متغیر نگرشی است بنابراین یک خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود. طبق تعریف فوق رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخش است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی دارند.
و در نهایت طبق یکی از جدیدتری تعاریف، رضایت زناشویی یک حالت روحی است که مزایا و هزینه های ادراک شده وی از ازدواج با یک شخص خاص را منعکس می کند. هر چند فرد در ازدواج خود با شریک زندگی اش احساس کند که هزینه های زیادی پرداخت کرده است، بطور کلی از آن شخص و ازدواج با او رضایت کمتری خواهد داشت. برعکس هر چند فکر کند در ازدواج با شریک زندگی خود مزایای بیشتری به دست آورده است از او و زندگی مشترکشان رضایت بیشتری خواهد داشت.

نظریه های مربوط به رضایتمندی زناشویی
در مورد رضایتمندی زناشویی، محققان این رشته، نظریه های مختلفی دارند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود هر کدام از این نظریه ها به ازدواج و زندگی مشترک از یک منظر نگاه می کنند، برخی به دوام ازدواج و اینکه تداوم زندگی مشترک در همسران به چه شکل در می آید؟ برخی به ازدواج به عنوان یک مدل اقتصادی می نگرند که چنانچه پاداش در ازدواج بیشتر از هزینه های آن باشد، رضایت بیشتری در زندگی در هر دوره دستخوش چه تغییراتی می گردد؟ و دسته ای از این نظریه پردازان هم به باورها و عقایدی که زوجین در زندگی مشترک دارند، می پردازند. (ساپینگتون،2000 ؛ ترجمه: شاهی و برواتی،1384).

نظریه های طبقه بندی ازدواج های بادوام
بررسی کوبر ، و هاروف 1992، به نقل از دانش، 1385)، در موارد ازدواج های رضایت بخش منجر به توسعه یک طبقه بندی از ازدواج های بادوام شده است و پنج مدل از روابط مشخص گردیده است که به قرار ذیل می باشد:
1- مدل فقدان و کم تحرکی حیات و زندگی
انطباق و جور شدن به میزان کم که همسران نه تنها در تعارضات بلکه در علایق نیز این چنین هستند. در این مدل هر چند اشتیاق و علاقه سالهای اولیه کم رنگ شده است، اما به نظر نمی رسد که طرفین علاقه مند به ترک رابطه باشند.
2- مدل خو گرفته با تعارض
این دوره با درگیری و مشاجره زیاد مشخص می شود و طرفین به خوبی این جنگ و جدال را تحمل می کنند هر چند که چنین کاری برای آنها واقعاً لذت بخش هم نمی باشد.
3- مدل همخویی منفعلانه
انطباق و سازش راحت و بی دردسر؛ در این مدل زوجین مانند روابط با دیگران به راحتی با یکدیگر جور می شوند.
4- مدل کلی
ویژگی این مدل همیشه در کنار یکدیگر بودن و داشتن علایق متقابل شدید است.
5- مدل حیات – زندگی
در این مدل هر چه طرفین تا حد زیادی به یکدیگر وابسته هستند اما یکدیگر را محدود نمی کنند و در مقایسه با مدل کلی به یکدیگر فرصت بیشتری را برای رشد و پیشرفت شخصی می دهند. (دانش، 1385).

نظریه مدل اجتماعی نای
یکی از نظریه های مهم در زمینه ازدواج و خانواده که توجیه مناسبی برای روابط رضایتبخش و بالعکس می باشد، نظریه مبادله اجتماعی نای (1978) است. نظریه مبادله اجتماعی مبتنی بر یک مدل اقتصادی از رفتار انسانی است و فرض اساسی در نظریه فوق این است که روابط با پاداش های بیشتر و هزینه های کمتر رضایتمندی بیشتری را ایجاد خواهد کرد و دوام بیشتری خواهند داشت. شواهدی وجود دارد که دوام یک رابطه با سطح کلی پاداشهای موجود مرتبط می باشد. این نظریه اشاره به این مطلب دارد که هر کس منابع شخصی مانند پول، دانش، استعداد، عاطفه و … دارد که برای پاداش مناسب به دیگران از این منابع استفاده می کند. چنین منابعی می توانند منبع قدرت در تصمیم گیری زوجین باشد. نظریه مبادله اجتماعی می تواند به طور گسترده برای کمک به زوجین در موقع های تعارض استفاده شود. اکثر درمانهای موفق زناشویی برحداکثر سازی جنبه های پاداش دهنده روابط و به حداقل رساندن موانع تاکید می کند (لاسول و لاسول ، 2000 به نقل از دانش، 1385).

نظریه چرخه زندگی زناشویی
شواهد حاکی از آن است که در ازدواج، دوره های خاصی وجود دارد که سطح رضایتمندی پایین تر یا بالاتر از سایر دوره هاست. نظریه چرخه زندگی زناشویی با تقسیم بندی مراحل زندگی و تغییرات و تنش ها و نقش های خاص هر مرحله به بررسی تفاوت ها در سطح رضایتمندی زناشویی که ناشی از تغییرات دوره های مختلف است می پردازد. نظریه روانی اجتماعی هر مرحله از چرخه زندگی را محصولی از توالی منظم وقایع قبلی می داند، چنین رویکردی برای توجیه تاثیرات زندگی بر روابط مفید می باشد. مفهوم مهمی که اغلب متخصصین خانواده درمانی، جامعه شناسان و طراحان چرخه زندگی به آن اشاره کرده اند پدیده اپی ژنیک سیستم ارتباطی است. با توجه به اصل اپی ژنیک مطرح کرده است که مبادلات هر مرحله رشدی براساس تبادلات قبلی می باشد. موفقیت یا شکست در مراحل بعدی بستگی به پیامدهای تکالیف و تبادلات مراحل قبلی دارد و همین موضوع برای متخصصین مربوطه مدل جالبی از چهار جریان عمده در اپی ژنیک سیستم ارتباطی با دوام ارائه می دهد که عبارتند از: (دلبستگی – مراقبت – ارتباط- حل مساله مشترک و تقابل)دانش به نقل از برچلر پنج مرحله ای از چرخه زندگی زناشویی را به قرار ذیل مطرح می کند:

مرحله اول: سالهای اولیه ازدواج :
در بین مراحل چرخه زندگی زناشویی سالهای اول به نظر متخصصین مخاطره آمیزترین و هیجان انگیزترین مرحله می باشد و برای اکثر افراد، بالاترین سطح رضایتمندی زناشویی را به همراه دارد.

مرحله دوم: انتقال به دوره والدینی :
این مرحله از تولد اولین فرزند تا زمانی که وی به سنین نوجوانی می رسد طول می کشد اغلب بررسی های طولی نشان می دهد که اکثر زوجین در فاصله یک تا 3 ماه پس از تولد نوزاد، کاهش در رضایتمندی زناشویی را تجربه می کند. این بررسی ها همچنان نشان می دهد که هر مشکل عمده ای در این زمان بیشترین تاثیر را بر همسر و مادر می گذارد، هر چند اگر همسر از رابطه رضایت داشته باشد و از طرف شوهر حمایت شود با استرس های این دوره کنار خواهد آمد تحقیقات مختلف نشان دهد که میزان رضایت زناشویی در مراحل تولد و تربیت فرزندان کاهش پیدا می کند. تنش های مربوط به نقش های زناشویی پس از استقلال زندگی فرزندان، نسبت به زمانی که آنها در خانواده حضور داشتند کمتر است و زوجها از رفتار خود نسبت به یکدیگر کمتر شکایت دارند (سلیمانیان، 1373).

مرحله سوم: نیمه زندگی
این مرحله زمانی است که فرزند آخر به دوره نوجوانی می رسد و اولین فرزند خانه را ترک می کند. در این زمینه زوجین دوباره کشمکش های کلاسیک دوره نوجوانی را با تنش زیاد تجربه می کند، مسائلی همچون تلاش دریافتن هویت شخصی، تلاش در تعیین نمودن و دنبال کردن زندگی شغلی و بحران هویت میانه زندگی، سازماندهی مجدد و …. (سلیمانیان، 1373).

مرحله چهارم: فرا والدینی
این مرحله زمانی شروع می شود که آخرین فرزند، خانه را ترک کرده و زمانی است که زن یا شوهر بازنشسته می شوند. سندرم آشیانه خالی ویژگی این مرحله است. بررسی های اخیر نشان می دهد که این مرحله برای اکثر زوج ها دوره نسبتاً مثبتی بوده و رضایتمندی زناشویی نسبت به مراحل قبلی بهبود می یابد. زوجین نهایتاً تفاوت های خود را فهمیده و می پذیرند و انرژی خود را صرف همراهی و مراقبت می کنند. مشکلاتی مانند دور شدن فرزندان از خانه، مرگ والدین، دوستان و بستگان و تحلیل نیروهای جنسی – روانی در این دوره موجب نزدیکتر شدن مرز زناشویی می شود.
مرحله پنجم: اوج
اکثر زوج هایی که به مرحله پایان چرخه زندگی مشترک می رسند یاد گرفته اند که چگونه می توانند هسمران خوبی باشند. این مرحله دوره میان بازنشستگی و مرگ یکی از طرفین است که ممکن است چند هفته، چند ماه و 10 الی 15 سال طول بکشد (سلیمانیان، 1373).
نظریه عقلانی – هیجانی الیس
نظریه عقلانی – هیجانی معتقد است که اختلال زناشویی به طور مستقیم به اعمال طرف دیگر یا به رفتار همسر مربوط نمی شود بلکه بیشتر به خاطر نظر و عقیده ای است که زن و شوهر در این رفتار دارند. بنابراین RET در رابطه، به افراد توجه دارد، یعنی به جای اینکه تنها تعاملات یا تنها سیستمی که زن و شوهر در آن هستند مورد نظر باشد. این رویکرد افراد را مورد اصلی در اختلال می داند، احساسات و رفتارهای آشفته ای که در روابط وجود دارد، صرفاً معمول رفتار غلط یکی از زن و یا شوهر هستند که به دنبال تحریکاتی مثل رفتار غلط، باعث و سازنده اختلال می گردند یا به عبارت دیگر RET پیوسته به احساسات و اعمال زن و شوهر توجه دارد اما به طور اخص به تفکر هر یک از آنها می پردازد. این تفکر است که در حد وسیعی منجر به خشم و دیگر هیجانات و تعاملات آشفته زوج می گردد. (سلیمانیان 1373).

عوامل و مولفه های رضایت زناشویی
در منابع گوناگون و از نظر محققان، عوامل مختلفی برای رضایت و نارضایتی زناشویی ذکر شده است.عوامل موثر بر رضایت زناشویی قدری وسیع و پیچیده است و تعاریف گوناگون از پژوهشگران و محققان در این زمینه به این پیچیدگی کمک می کند. در اینجا، اول به اختصار این عوامل از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرند و در مرحله بعد به آن دسته از عواملی که در اکثر منابع اشاره شده است به صورت مفصل پرداخته خواهد شد.
الیس (به نقل از فرحبخش، 1383) نارضایتی زناشویی را در دو عامل می داند: 1- اسطوره های ارتباطی 2- ناهمخوانی های مهم.
1- اسطوره های ارتباطی: به نظر الیس نارضایتی های زناشویی به خاطر وفاداری زوجین به یک یا چند اسطوره است که غیر واقعی و دارای حالت آرمانی هستند. اسطوره هایی وجود دارند که موجب می شوند زوجین انتظارات خود را از یکدیگر بالا ببرند. این اسطوره ها عموماً مربوط به رضایت زناشویی یا عشق و عاشقی است. این اسطوره ها به طور ضمنی و نهفته در ذهن زوجین وجود دارد. اسطوره یک باور همگانی است که اکثر افراد یک قوم به آن باور دارند. مثلاً: اساس عشق زیبایی است.
2- ناهمخوانی های مهم: ناخشنودی زناشویی زمانی به وجود می آید که آنها در یک یا چند زمینه تطابق و همگانی نداشته باشند. عدم تطابق ممکن ناشی از انتخاب سطحی، بدون دقت و شناخت ناکافی باشد.
شویتا و لوینسون (2007) در مقاله ای تحت عنوان پژوهشی در ماهیت و مولفه های تعیین کننده رضایت زناشویی، عوامل و مولفه های زیر را بر رضایت زناشویی موثر می دانند:
الف: فرایندهای بین فردی در ازدواج مثل شناخت ها، عواطف، سلامت جنسی، الگوهای رفتاری، حمایت اجتماعی و خشونت. ب: عوامل زمینه ای مثل فرزندان، زمینه های محیطی زوجین و خصوصیات آنها، فشارهای زندگی و دوره های انتقال. ج: عوامل زمینه ای بزرگ مثل وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی زوجین.
چهار عامل موثر بر رضایت زوجین از رابطه شان را شناسایی کرده است که عبارتند از:
1- سازگاری زوجین: نحوه سازگاری زوجین با یکدیگر درباره مسایلی که در زندگی آنها در حال جریان است. شامل: نحوه ارتباط های زوجین، چگونگی تقکر آنها نسبت به یکدیگر و احساس آنها در زمان با هم بودن.
2- رویدادهای زندگی: به رویدادهای مهم در زندگی افراد مثل: شغل، وضعیت جمسی و خانواده اشاره می کند.
3- عوامل فردی: خصوصیات هر یک از همسران به عنوان یک فرد و ظرفیت ها و آسیب پذیری آنها اشاره می کند. این عوامل فردی پیشینه و تجارب یادگیری افراد منعکس می کند.
4- بافت : به زمینه ای از زندگی و فرهنگ افراد، خانواده گسترده، دوستان هر فرد اشاره می کند (ساپینگتون، 2000 ؛ ترجمه: شاهی و برواتی،1384).
و در نهایت امیلی و همکارانش (2006 به نقل از ثنایی، 1383)، مولفه ها و مکانیسم هایی را برای رضایت زناشویی برشمرده است که عباتند از: 1- شناخت ها 2- سلامت جسمانی 3- الگوهای تعامل 4- حمایت اجتماعی 5- خشونت همسران 6- خصوصیات شخصیتی همسران 7- میزان کنترل گر بودن همسران 8- آسیب پذیری همسران نسبت به خیانت در روابط زناشویی 9- ارزش های همسران 10- فرزندان.
در ذیل برخی از عوامل موثر بر رضایت زناشویی مرتبط با شرایط زندگی همراه با یافته ها و پژوهش های مرتبط با آن آورده شده است:
ارتباط صحیح کلامی و غیرکلامی اساس یک زندگی زناشویی موفق است. زن و مردی که از داشتن، یک ارتباط صحیح با یکدیگر و دیگر افراد خانواده محروم هستند، دارای نشانه های رفتاری ویژه ای می باشند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: یاس، نومیدی و درماندگی زن یا شوهر، وجود تعارض بین زن و شوهر، داشتن انواع مشکلات در زمینه های مالی، جنسی، رفتاری، نرخ پایین و تقویت یکدیگر، نبود رضایت و خشنودی از زندگی زناشویی شکایت و انتقاد از یکدیگر و غیره که سرانجام سلامت روانی افراد خانواده را مورد تهدید قرار می دهد (نوابی نژاد، 1387).
پژوهش های متعدد نشان داده اند که بعضی از ویژگی های خانوادگی در مقاوم ساختن افراد برای مقابله با فشار زندگی نقش اساسی ایفا می کنند. از جمله این ویژگی ها روابط گرم و با محبت، همبستگی، حمایت عاطفی و با ساختار بودن خانواده است. از آنجا که مشخصه اصلی افراد سرسخت، مقاومت بیشتر در برابر فشار های زندگی است، ارتباط بین این شرایط و ویژگی های خانوادگی با سرسختی روانشناختی مورد انتظار است(شریفی، عریضی و نامدار، 1384).

درآمد و اشتغال
از جمله عوامل خطرساز مشکلات ازدواج بویژه برای مردان، درآمد کم و شغل نامناسب می باشد. درآمد کم و ناامنی شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراه است. هنگامیکه زوجین بطور دائم درباره پول نگرانی داشته باشند، رضایت زناشویی پایین خواهد بود. به ویژه برای شوهر، رضایت شغلی با خشنودی زناشویی رابطه دارد . در مورد زنان نیز گووه (1980 به نقل از ملازاده، 1387)، معتقد است زنان خانه دار از رضایت زناشویی کمتری نسبت به زنان شاغل برخوردارند.

عوامل فرهنگی، اجتماعی و تربیتی
عوامل فرهنگی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک و حتی آداب پوشیدن و غذا خوردن می تواند زمینه های همدلی بیشتری را برای هسمران پدید آورد (نوابی نژاد، 1387).
وایت وهمکاران (2004) نشان دادند زوجینی که از نظر زمینه فرهنگی، قومی و نژادی با هم تفاوت دارند، انتظارات و باورهایشان در مورد روابط زناشویی نیز متفاوت است. این تفاوت در پیش فرض ها و باورها، در صورتی که زوجین بتوانند عاقلانه نقاط قوت و تفاوت های فرهنگی شان را در نظر بگیرند، می تواند منبع قدرت رابطه آنها باشد. اما در عین حال، تفاوت های محسوس در انتظارات زوجین می تواند منبع مهم تعارض آنها باشد.
از جمله عوامل موثر بر چگونگی تعامل همسران با هم می توان بازخوردهای مربوط به اجتماع پذیری در زمینه رفتار زناشویی که از طریق مشاهده والدین آموخته شده، ارزشهای اجتماعی و مجموعه باورها و جهت گیری کنونی ناشی از تجارب پیشین اشاره نمود. ریشه های روابط در خانواده ماننده روابط خوب با پدر و مادر نیز تا حدی با موفقیت و رضایت زناشویی مرتبط است. بر همین اساس مشخص شده که زنان دارای پدر با خصوصیات گرم و پرورش دهنده به مردان و به ویژه شوهرانشان اعتماد بیشتری دارند و زنان دارای پدر سرد د برقراری روابط با همسرشان بیشتر مضطرب شده و ممکن است در ارتباط با آنها دچار مشکل شوند. با وجود این، پاره از شواهد دال بر اینست که افراد کسانی را برای ازدواج انتخاب می کنند که مشابه والدینشان باشد. شاید به این دلیل که روابط دوستانه و محبت آمیز نخست از والدین آموخته می شود (ملازاده، 1387).
از جمله عوامل موثر بر رضایت زناشویی نوع جامعه و طبقه اجتماعی است. در گذشته اگر دو نفر با هم ازدواج می کردند تا آخر عمر با یکدیگر زندگی می کردند، خواه با هم تفاهم داشتند خواه نداشتند. در حال حاضر در برخی از جوامع که دارای ارزشهای سنتی هستند، هنوز این وضعیت ادامه دارد. جوامع بزرگتر طلاق را به راحتی می پذیرد و در این جوامع محدودیت طلاق کمتر است و زوجین کمتر به فکر چاره اندیشی و حل تعارضات برمی آیند.

شناخت و تفکر
الیس ( 1989) در کتاب خود تحت عنوان زوج درمانی براساس نظریه عقلانی – هیجانی، نقش تفکر را در بروز نارضایتی زناشویی مورد بحث قرار می دهد. وی اعتقاد دارد که اختلال در روابط زناشویی ناشی از برداشتی است که زن یا شوهر درباره رفتار همسر خود دارند، نه خود رفتار. در واقع برداشت زن و شوهر از رفتار یکدیگر بیش از خود رفتار در بروز خشم و دیگر هیجانها و تعامل های آشفته موثر است. بک نیز مشکلات زناشویی را از دیدگاه شناختی مورد بحث قرار می دهد و معتقد است که نوع تفکر و نگرش ما نسبت به مسائل مختلف است که موجب بروز اختلال در روابط زناشویی می شود. عواطف و احساسات هرگز مستقیماً منتقل نمی شوند، بلکه برای انتقال آنها به کلمات، لحن صدا، اشارات صوت و عمل و رفتار نیاز است. یکی از عواملی که می تواند موجب بروز مشکلاتی در روابط زناشویی گردد، برداشت اشتباه زوج ها از همین اشاره ها و حرکات یکدیگر است.

خصوصیات شخصیتی
از جمله عوامل مهم و موثر در رضایت زناشویی خصوصیات شخصیتی می باشد که نسبت به عوامل دیگر کمتر به آن پرداخته شده است. هر یک از همسران با پیشینه تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست شناختی، محیطی و تجربی گوناگون به زندگی مشترک قدم می گذارند و یافته های پژوهشی نشان می دهند که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی در گذشته رضایت زناشویی را پیش بینی می کند (بنتلر و نیوکمپ ، 1989).
در واقع زندگی زناشویی محلق شدن دو شخصیت به یکدیگر است و ویژگی های شخصیتی مانند برونگرایی، پایداری هیجانی، مسئولیت پذیری، توافق جویی، مهربانی و … در هر یک از زوجین بر میزان رضایت خود و همینطور همسرش از زندگی زناشویی بسیار تاثیرگذار است تاثیر شخصیت همسر به حدی است که نتایج جدیدترین یافته ها نشان می دهد که شخصیت همسر می تواند تاثیر مهمی بر روی توانایی افراد برای بهبودی از یک بیماری وخیم تهدید کننده سلامت آنها داشته باشد و می تواند سطح افسردگی همسرش را در هجده ماه بعد پیش بینی کند (سانتیانا ، 2007).

رابطه جنسی
رابطه جنسی یکی از متغیرهای مهم در روابط زناشویی است. محققان و درمانگران مسائل زناشویی کیفیت رابطه جنسی بین زن و شوهر را مهمترین عامل تعیین کننده رضایت زناشویی می دانند. شادکامی کلی زناشویی با رضایتمندی جنسی رابطه دارد. زوج های شادکام نسبت به زن و شوهرهای ناشاد از زندگی جنسی خود خشنودترند و همیشه رابطه ای قوی بین رضایتمندی از رابطه، فعالیت و رضایت جنسی وجود دارد (ساپینگتون، 2000 ؛ ترجمه: شاهی و برواتی،1384).

تعهد و وفاداری
تعهد عبارتست از تمایل فرد برای پایداری دائمی روابط. میزان تعهد همسران یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر روابط زناشویی است تعهد به روابط زناشویی حیات می بخشد و زمینه ای را ایجاد می کند که زوجین بتواند روی موانع کار کنند و زمانی را برای تلاش اختصاص دهند (سیلیمن ، 2001).
کاسلو و رابینسون (1996، نقل از ملازاده، 1387) در تحقیقات خود پا را فراتر نهاده اند و تعهد را به عنوان اصلی ترین عامل موفقیت و زناشویی در نظر گرفته اند آنها اظهار کرده اند که تعهد نسبت به روابط زناشویی عامل اساسی و اولیه برای تداوم رابطه زناشویی به ویژه در زمانهای دشوار می باشد (49 درصد)، حتی میزان تاثیر عشق در مقایسه با نقش تعهد در پایداری رابطه زناشویی کمتر است (47درصد).

عوامل ارتباطی
اغلب زوج ها طریق صحیح گفتگو و برقراری ارتباط کلامی با یکدیگر را نمی دانند و فاقد مهارتهای لازم در این زمینه هستند بنابراین بارها بدون آنکه بخواهند زمینه رنجش و ناراحتی را در همسر خود فراهم می کنند (لاور ،2005، به نقل از اولسون و همکاران،1989)، درباره ارتباط چنین بیان می کند: زوج هایی که ارتباط موثر برقرار می کنند توانایی تصدیق یکدیگر، گوش دادن و پاسخ غیرتدافعی به نیازهای همسرخود، تمرکز بر سایق موجود در هنگام بروز سوء تفاهم، احساسات منفی به روش غیرمخرب از خود نشان می دهند.
بسیاری از زوج هایی که در جستجوی درمان ازدواج هستند، به صورت قابل ملاحظه ای فاقد مهارتهای اصلی ارتباط هستند وجود نقطه ضعف هایی در ارتباط بین زوجین در 10 سال نخست ازدواج منجر به طلاق و نارضایتی از رابطه می شود .

عشق و علاقه متقابل
عشق در رابطه زوجین شامل ابزار احساسات مثبت، توجه و مراقبت، همدلی و مهربانی، حمایت و قدردانی می باشد. بالارد و ریش (1998)، معتقدند که عشق تشکیل دهنده ادراکات زوجین از همدیگر و ادراکات عشقی در بین زوجین رابطه مثبت با رفتارهای نگه دارنده ازدواج دارد (عبداله زاده، 1382).

طول ازدواج
تحقیقات نشان داده است که در اوایل ازدواج و همچنین در اواخر ازدواج احتمال افزایش ناسازگاری و ناراحتی زناشویی و همچنین میزان طلاق بیشتر است در اول پس از فرونشینی احساسات اولیه، زوجین با واقعیات زندگی مواجه می شوند و همچنین در اواخر ازدواج پس از آنکه زوجین با آشیانه خالی مواجه می شوند احتمال دارد اختلافات کهنه بین آنها مجدداً بروز نماید. همچنین یافته ها از دیدگاه مثبت در رابطه با پیوندهای قدیمی و طولانی حمایت می کند در مقایسه با پیوندهای زناشویی افراد میانسال، زوج های قدیمی سالمندی نشان می دادند که نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض دارند و در عوض دارای انرژی بیشتری برای لذت جویی در مواردی چون رابطه با فرزندان هستند و همچینن اختلافات سنی کمتری در منابع لذت بروز می دهند ( شویتا و لوینسون ، 2007).

وجود فرزند
آوردن بچه تغییرات زیادی را در بافت ازدواج ایجاد می کند. رضایت زناشویی هم بر روی فرزندان تاثیر می گذارد و هم از آن تاثیر می پذیرد. حضور بچه در ازدواج اثر متناقض بر افزایش ثبات ازدواج دارد
(حداقل زمانی که بچه ها در سن پایین قرار دارند)، در حالیکه رضایت زناشویی را کاهش می دهد. اما در زمان ترک خانه توسط فرزندان، زوجین دوباره افزایش در میزان رضایت زناشویی گزارش می کنند.
از عوامل دیگر موثر در رضایت زناشویی زوجین می توان به موارد زیر اشاره کرد:
داشتن مهارتهای حل مساله، موقعیت مذهبی، تحصیلات، سهیم شدن زوجین در تصمیم گیریها و مسایل مالی، سلامت جسمانی و روانی، سن، دخالت خویشان و بستگان، ایده آل های مشترک، سبک وابستگی، همگنی، روابط قلبی، حمایت متقابل و…

هوش هیجانی :
مفهوم هوش
تا کنون تعریف های مختلفی از هوش به عمل امده است ولی هنوز تالیفی کامل جامع که همه را قانع کند وجود ندارد .علت این مناقشه در ان است که هوش یک مفهوم نیست هوش یک موضوع انتزاعی و سازه است بر خلاف مفاهیمی که می توانند مصادیق و نمودهای بیرونی داشته باشند صرفاً معرف مجموعه ای از فرایندها ست که از رفتارها و پاسخ اشکار افراد استنباط می شوند (لطفی کاشانی ،1385). از هوش و هوشمندی تعریف های متفاوتی شده است که به چند نمونه ان اشاره می گردد در اصطلاح کسی را با هوش می گوییم که بتواند مشکلی را درک کند ، یا اینکه هنگام برخورد با مشکلات زندگی بهترین و مناسبترین راه را برگزینند (علوی، 1377). از نظر کاربردی هوش عاملی که توسط ابزارهای سنجش و آزمونهای روانی شناسایی می شود(ابراهیمی نژاد ،1386 ). از نظر فیزیولوژی هوش پدیده ای است که کارکرد یاخته های کرتکس (قشر خارجی ) مغز باعث آن می شود. از نظر روانشناسی هوش را “قابلیت تغییر” یا قابلیت انعطاف درسازگاری می دانند(نرمان ل-مان ،1369 ). دیوید و کسلر ذکر شده در چر نیس ،2000) از معروفترین کسانی است که تعریف بسیار ناخذی را از هوش ارائه نموده است از نظر وی هوش عبارت است از توانایی کلی و جامع در فرد که باعث تفکر منطقی ،فعالیت هدفمند و سازگاری با محیط می شود.از نظر وی هوش عبارت از توانایی کلی و جامع در فرد که باعث تفکر منطقی، فعالیت هدفمند و سازگاری با محیط می شود. به عبارت دیگر از نظر وکسلر هوش عبارت از تفکر عاقلانه ،عمل منطقی و رفتار موثر در محیط (سرسرابی ،1386). آلفرد بینه اعلام کرد که :هوش از فرایندهای گوناگون پیچیده ای از قبیل حل مسئله، استدلال حافظه و مهارت کاربرد کلمات ،تشخیص حوادث و استفاده از اعداد ترکیب یافته است او می گفت به نظر ما هوش یک نیروی ذهنی اساسی می باشد که فقدان یا تغییر ان بیشترین اهمیت در زندگی ادمی دارد. و این نیروی ذهنی چیزی جز همان قدرت تمیز که گاهی عقل سلیمش می نامند ،تحمل عملی، خلاقیت و توانایی سازگاری با شرایط است و او اضافه می نماید که هوش یعنی درست قضاوت کردن، درست استدلال کردن از نظر او هوش ان چیزی است که ازمونهای هوش ان را می سنجند.به هر حال هوش نتیجه فعالیت های همه جانبه سلولهای عصبی است که مرکز ان در مغز قرار دارد چرا که مغز فرمان ده ،امور مختلفی را انجام می دهد قدرت یاداوری مطالب حفظ شده را دارد و روابط میان جزئیات و مفاهیم کلی را برقرار می سازد.(پروا،1380 ) از تعاریف ارائه شده می توان چنین نتیجه گیری کرد که اگر در تعریف هوش که سه جنبه رارعایت کرده و ان را در تعریف بگنجاند تعریف کاملاً کاملی بدست می اید: توانایی و استعداد کافی برای یادگیری و درک امور ،هماهنگی و سازش با محیط ،بهره برداری از تجربیات گذشته، به کار بردن قضاوت و استدلال صحیح وپیدا کردن راه حلی منطقی در مواجه شدن با مشکلات (کشتکار ،1378 ).

نظریه های هوش
هوش یک سازه فرضی است نه یک خصلت عصب شناختی ادمی به سخن دیگر هوش یک مفهوم ساختگی است که روانشناسان ان را برای سهولت ارتباط ابداع کرده اند. البته لازم به ذکر است که پژوهشهای انجام شده هیچ بخشی را از مغز یا هیچ عنصری شیمیایی که بتوان ان را جایگاه یا ماده هوش دانست شناسایی نکرده اند اما این واقعیت مانع از نظریه پردازی درباره هوش شده، روانشناسان وابسته به رویکردهای مختلف در این باره نظریه های گوناگونی ارائه نموده اند (سیف ،1387 )

نظریه هوش اسپیرمن :
چارلز اسپیرمن بنیانگذار شیوه تحلیل عوامل این نظریه را مطرح کرده است که:
افراد در حالات مختلف ازیک عامل عمومی هوش برخوردارند.به نظر اسپیرمن عامل g تعیین کننده اصلی عملکرد در ازمون های هوش به شمار می رود و معرف یک توانایی کلی است که زیر بنای همه رفتارهای هوشمندانه به حساب می اید علاوه برعوامل اختصاصی که هر یک (s ) نامیده می شوند .مختص هر یک از توانایی هایی ازمون ها هستند در این نظریه نتایج ازمون هوش هر کس بازتاب میزان و علاوه بر ان مقادیر s های گوناگون است .نکته اینجاست که عملکرد شخص در ریاضیات تابعی است از هوش کلی و استعداد ریاضی اوست. لئون ترستون روانشناس امریکایی در خصوص نظریه ارائه شده توسط اسپیرمن انتقاد کرده و استدلال نمود که تفاوت های ذهنی ابداً ناشی از عامل نیستند بلکه ناشی از چندین عامل مستقلند.او بعدها به ارائه نظریه ای پرداخت که در ان هوش شامل هفت عامل اصلی بود (کورمن ،ترجمه شکر کن ،1380 )وی عنوان کرد که عاملی بنام هوش عمومی یا کلی وجود ندارد .بلکه هوش هر فرد از هفت توانایی ذهنی مجزا تشکیل شده است .این توانایی ها عبارتند از :حافظه تداعی ،تجسم فضایی ،قدرت استدلال ،سرعت ادراک ،روانی کلامی ،درک کلامی و استدلال عددیترستون این گونه استدلال می کرد که توانایی پاسخگویی به ازمونها ی متفاوت نظیر ازمون حفظ لغات یا ازمون حساب ،نشان دهنده وجود توانایی ذهنی مربوط به هر یک از ازمونهاست(اسماعیلی و همکاران ،1384 ).

هوش دو عاملی کتل
یکیدیگر از صاحبنظران و پژوهشگران حوزه هوش ، ریموند کتل می باشد که دو نوع هوش را معرفی نمود که عبارتند از : هوش سیال و هوش متبلور، این دو هوش از هم مجزا هستند اما بین انها همبستگی وجود دارد هر دو هوش توانایی درک روابط را شامل می شوند با این حال هوش سیال بیشتر جنبه زیست شناختی و ژنتیکی داشته و لذا بیشتر غیر کلامی بوده و وابستگی به فرهنگ ندارد .در ضمن این هوش در طول زمانهای کوتاه چندان تغییری نمی کند ولی در سنین پیری کاهش می یابد.این هوش همچنین در تکالیفی که مستلزم انطباق با موقعیتهای جدید است نقش اساسی دارد .در مقایسه با هوش سیال ،توانایی های هوش متبلور شدیداً تحت تاثیر فرهنگ، تجربه شخص و اموزشی هستند که بر یک زمینه محیطی یا فرهنگی خاص عمل می کند. (همان منبع)

نظریه هوش چند گانه

گاردنر (به نقل اتکینسون ،ترجمه: براهنی ،1385 ) نظریه هوش چند گانه را برای مقابله مستقیم یا به قول خودش دیدگاه کلاسیک هوش تدارک دید .گاردنر به این نتیجه رسید که نه یک توانایی ذهنی زیربنایی یا عامل عمومی g هوش ،بلکه چند هوش وجود دارد که به صورت ترکیبی عمل می کند. او هر هوش را به عنوان توان حل مسئله یا گره گشایی موقعیتی برخاسته از فرهنگ یا جامعه معین تعریف می کند .و یادآور می شود که هوش توانایی بالقوه ای است که حضورش، به گونه ای فکری تناسب با موقعیت خاص در شخص میزان می دهد . همچنین گاردنر مطرح می نماید که یک نوع واحد و یکپارچه هوش نیست که موفقیت در زندگی را تضمین می کند بلکه طیف گسترده ای از هوش وجود دارد که هفت نوع اصلی دارد :هوش کلامی زبانی -هوش منطقی ریاضی -هوش موسیقیایی -هوش معنایی -هوش بدنی جنبشی(تنی حرکتی ) – هوش درون فردی – هوش میان فردی (پینز،2006 )گاردنر این هفت نوع هوش را در سال 1983 مطرح کرد و یک دهه بعد در سال 1995 به بسط و گسترش نظریه و پاسخ دهی به انتقادات پرداخت و هوش هشتمی را نیز به مجموعه قبلی افزود او بر اساس تحقیقات بعدی از احتمال حضور هوش جدیدی در هوشهای چند گانه خبر داد.که هوش هشتم و نهم گاردنر( پینز ،2006) تعاریف ذیل را برای انواع هوش ارائه نمود :هوش بیداری / فضایی: توانایی درک پدیده های بصری ،هوش منطقی / ریاضی :توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد ،هوش کلامی / زبانی :توانایی استفاده از کلمات و زبان ، هوش بدنی / جنبشی :توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا، هوش موسیقی / ریتمیک: توانایی تولید و درک موسیقی،هوش بین فردی :توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران ،این یادگیرنده ها سعی می کنند چیزها را از نقطه نظر آدمهای دیگر ببینند تا بفهمند انها چگونه می اندیشند و احساس می کنند.آنها معمولاً توانایی خارق العاده ای در درک و احساسات مقاصد و انگیزه ها دارند .سعی می کنند که در گروه ارامش برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند ایشان هم از مهارتهای کلامی و هم غیر کلامی استفاده می کنند .هوش درون فردی :توانایی درک خود اگاه بودن از حالت درونی خود این یادگیرنده ها سعی می کنند احساسات درونی، رویاها ،روابط با دیگران و نقاط ضعف و قدرت خود را درک کنند.همچنین تعریف هوش هشتم و نهم را به شرح ذیل ارائه نمود:هوش طبیعت گرا: بازی در طبیعت با گل و گیاه و حیوانات ،پرورش گل و حیوانات و دسته بندی انها ، توانایی تشخیص و تمایز بین مصنوعات فرهنگی از قبیل اتومبیل، کفش و پارچه و….است. هوش وجود گرایانه: پرسش و سوال از وجود خدا، استدلال، سوال در مورد هستی، درک هستی و هدف هاست (سرسرابی،1386).

نظریه سه وجهی هوش

نظریه سه وجهی رابرت استنبرگ در 1994 مطرح کرد .نظریه او دارای سه بخش یا سه خرده نظریه شامل: مولفه- یی (مربوط به فرایند های فکری است و توانایی پردازش اطلاعات را شامل می شود و به کسب دانش و عملکرد تحصیلی افراد کمک می کند )تجربی (مربوط به اثرات تجربه بر هوش بوده و توانایی به کار بستن تجربیات به شیوه منطقی و عاقلانه برای حل مشکلات است و تا حدودی خلاقیت فرد را نشان می دهد )و موقعیتی یا بافتی (مربوط به اثرات محیط و فرهنگ شخص بوده و توانایی رفتار و عملکرد در موقعیت های اجتماعی را نشان می دهد )است .از میان این سه، خرده نظریه مولفه یی رشد بسیار چشمگیری داشته است. (اتکینسون، ترجمه براهنی ،1385).

مفهوم هیجان

در فرهنگ لغات انگلیسی اکسفورد، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساسات و عاطفه ،هر حالت ذهنی قدرتمند یا تهییج شده (گلمن ،ترجمه پارسا ،1386) لویس (به نقل از لطفی کاشانی، 1385) هیجان را نخستین علت ایجاد کننده شناخت، تعمیم و عمل می داند.موضوعی که می تواند در حل و پدید ایی مشکلات و تجارب بین فردی و درون فردی ، نقشی بی بدیل داشته باشد.هیجانها حالت عاطفی هشیاری یا خود اگاهی است که در ان مفاهیمی همچون شادی، غم وترس، نفرت یا عشق نهفته است.هیجانها از حالتهای شناختی و ارادی متمایز است بعبارتی هیجان مربوط به احساسات به ویژه جنبه های خوشایند و نا گوار فرایند ذهنی است .هیجانها گاهی ما را مجبور به انجام رفتار یا گفتن مطلبی می کنند که دور از شان وعادت ماست و معمولاً با ندامت و پشیمانی همراه است .ارزشمندترین دارایی یک فرد هیجان است و همه لذتها شادیها از طریق هیجانها تجربه می شوند .بدون وجود هیجانهای سازنده زندگی بی روح و سرد و پوچ می شود .واژه هیجان طیف وسیعی از رفتارهای قابل مشاهده، تظاهر احساسات و تغییر در حالت بدن را شامل می شود (آقایار و شریفی، 1386).

هوش عمومی و هوش هیجانی
هوشبهر و هوش هیجانی قابلیت های متضاد نیستند بلکه بیشتر می توان چنین گفت که متمایزند. همه ما از ترکیبی از هوش و عواطف برخورداریم، افراد دارای هوشبهر بالا و هوش هیجانی پائین (یا هوشبهر پائین و هوش هیجانی بالا) علی رغم وجود نمونه هایی نوعی، نسبتاً نادرند. در واقع میان هوشبهر و برخی جوانب هوش هیجانی همبستگی مختصری وجود دارد. هر چند این ارتباط آن قدر هست که روشن کند این دو قلمرو اساساً مستقل اند (گلمن 1995، ترجمه: پارسا، 1380).
نظریه پردازان، هوش هیجانی را ازهوشبهر( IQ )تفکیک کرده اند. در اول گفتن این نکته ضروری است که هم IQ و هم هوش هیجانی اندازه ای از توانایی هستند نه خود توانایی. نظریه پردازان هوش هیجانی معتقدند که IQ به ما می گوید که چه کار می توانیم انجام دهیم در حالیکه هوش هیجانی به ما می گوید که چه کاری باید انجام دهیم، IQ شامل توانایی ما برای یادگیری، تفکر منطقی و انتزاعی می شود. در حالی که هوش هیجانی به ما می گوید که چگونه از IQ در جهت موفقیت در زندگی استفاده کنیم. هوش هیجانی شامل توانایی ما در جهت خود آگاهی هیجانی و اجتماعی ما می شود. و مهارت های لازم در این حوزه ها را اندازه می گیرد. همچنین شامل مهارت های ما در شناخت احساسات خود و دیگران و مهارت های کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران و حس مسئوولیت پذیری در مقابل وظایف می باشد(منصوری، 1380).

تاریخچه هوش هیجانی
اولین کسی که مهارتهای هوش هیجانی را نامگذاری کرد ثروندایک ، استاد دانشگاه کلمبیا بود، اصطلاحی که او به کار برد، (هوش اجتماعی ) بود که نشانگر توانایی افرادی است که در خوب کنار امدن با مردم مهارتهای کافی دارند (برادبریو گرویز ،ترجمه گنجی، 1384 ). در دهه 1980 بودکه هوش هیجانی نام فعلی خود را به دست اورد. بلافاصله بعد از ان پژوهش ها و مطالعات بسیار قدرتمندی انجام شد از جمله سری پژوهشها در دانشگاه ییل که هوش هیجانی را به موفقیتهای شخصی ،شادی و موفقیتهای حرفه ای ربط می داد. هاوارد گاردنر به نقل گل پرور و همکاران، 1384 ) در احیای تئوری هوش هیجانی در روانشناسی نقش عمده و برجسته ای ایفا کرده است.مدل تاثیر گذار وی تحت عنوان هوش های متکثر یا هوش های چند گانه شامل انواع متفاوتی ازهوش از جمله هوش شخصی ،هوش میان فردی و هوش درون فردی است.هوش درون فردی، توانایی هوشی فرد برای مواجه با خویشتن و توانایی هوشی فرد برای مواجه با دیگران و توانایی احساس کردن و تمیز قائل شدن در بین دیگر افراد به ویژه بین اخلاق، منش ،انگیزه و هدف و نیت انها است .سالووی و مایر اولین کسانی بودند که سازه هوش هیجانی را معرفی و مطرح کردند . انها هوش هیجانی را به عنوان زیر مجموعه ای از هوش اجتماعی تالیف کردند که شامل توانایی تشخیص و نظارت بر احساسات و هیجانهای خود و دیگران ، توانایی تمیز بین احساسات و هیجانهای خود و دیگران و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و اقدامات خود فرد می باشد.سپس گلمن، با پذیرش تعریف سالووی و مایر پیشنهاد کرد که هوش هیجانی شامل تواناییهایی است که می توان انها را به عنوان خود اگاهی، مدیریت و مهار هیجانهای بر انگیختن خویش، همدلی و دستکاری و اراده روابط طبقه بندی نمود.اما اولین کسی که گام های نخستین را در جهت ارزیابی هوش هیجانی بعنوان معیارهای از سلامت برداشته است رون بار-اون (1988) وی در رساله دکتری خود اصطلاح ضریب هیجانی را در مقابل بهره هوشی بکار برده است (فاطمی ،1386) از اغاز دهه 1990 بحث در زمینه اثرات روانشناختی هیجان و کارکردهای انطباق ان و نیز رابطه هیجان وشناخت با معرفی مفهوم هوش هیجانی ابعاد تازه ای به خود گرفت (تیرگری، 1383).

مفاهیم وتعاریف هوش هیجانی

از هوش هیجانی تعاریف گوناگونی در طی مراحل ظهور و بروز ان به عمل امده است تعریف اولیه هوش هیجانی برای اولین بار با همکاری پیتر سالووی مطرح شد.این تعریف تابع یک روی اوری دو بخشی بود، بخش اول این روی اورد پردازش کلی اطلاعات عمومی بود و بخش دوم ، اختصاصی کردن مهارتهایی بود که در چنین پردازشی به کار گرفته می شوند.اولین تعریفی که از هوش هیجانی ارائه نمودیم چنین بود: نوعی پردازش اطلاعات عاطفی که شامل ارزیابی صحیح عواطف و تنظیم سازگارانه عواطف است که به بهبود جریان زندگی منجر می شود ( آقایار وشریفی،1386 ). طی دوره رواج و پذیرش عمومی هوش هیجانی با اصلاحیه که از طرف دانیل گلمن صورت گرفت تعریف دیگری از هوش هیجانی به عمل امده است بدین ترتیب که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی های غیرشناختی هستند توانش ها و مهارتهایی که بر رویارویی موفقیت امیز با خواسته ها مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می گذارند. اگرچه تعاریف فوق قابل توجه هستند اما به نظر می رسد می توان هوش هیجانی را در یک عبارت کلی تر، شامل مجموعه ای از توانایی های شناخت، درک، توصیف هیجانهای خود و دیگران و پردازش صحیح انها به منظو ارائه واکنش مناسب دانست .بار-اون (به نقل پینز، 2006)هوش هیجانی را به عنوان یک سری تواییهای غیر شناختی قابلیتها و مهارتهایی می داند که تواناییهای یک فرد را در موفقیت برای مقابله با فشار و اقتضای محیطی افزایش می دهد او استدلال می کند که هوش هیجانی یک پیش بینی موفقیت در زندگی است که مستقیماً بر سلامت روانی فرد در زندگی تاثیر دارد . در سال 1998 دانیل گلمن پرفروش ترین کتابش با عنوان کارکرد هوش هیجانی را منتشر کرد که هوش هیجانی را اینگونه تعریف می کند : هوش هیجانی توانایی درک و فهم هیجان ها و عواطف است به منظور تعمیم ان به عنوان حامی اندیشه ، شناخت هیجانها و دانش هیجانی تا بتوانیم انها را نظم داده تا موجبات رشد عقلی ، عاطفی و هیجانی را فراهم گردد.از نظر او هوش هیجانی شامل چهار مولفه است : 1. درک یا حس حالات هیجانی و عاطفی (اگاهی از عواطف خود ) 2.بکارگیری هیجان ها و عواطف به عنوان حامی فکر (مدیریت و عواطف ) 3.شناخت حالت هیجانی و عاطفی (شناسایی عواطف خود و دیگران ) 4. مدیریت و اداره هیجانها و عواطف (تنظیم روابط خود با دیگران ).به نظر سالووی و مایر (به نقل دیویس ، ترجمه گنجی، 1384) در هوش هیجانی چهار جنبه اساسی وجود دارد .شناخت هیجانها ، درک هیجانها، تنظیم هیجانها و استفاده از هیجانها.گلمن بیان می دارد که هوش هیجانی بعنوان زیر مجموعه ای از هوش اجتماعی تعریف شده است . هوش هیجانی مهارتی اجتماعی است، یعنی با مردم کنار امدن ، مهار هیجانها در روابط با انسانها و توانایی ترغیب یا راهنمایی دیگران ، هوش هیجانی شامل ویژگیهایی مثل توانایی تهیج و بر انگیختن خود ، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست دادن روحیه ، پس راندن افسردگی و یاس در هنگام تفکر، همدلی و صمیمیت و امید داشتن است.هر شخصی با برخورداری از میزانی از هوش هیجانی در مواجه با وقایع مثبت و یا منفی زندگی به موضع گیری پرداخته و به سازش با انها می پردازد.انسان با برخورداری از هوش هیجانی به زندگی نظم و ثبات می بخشد به طوری که اصولاً با هوش هیجانی بالا ، شخصی وقایع منفی کمتری را در زندگی تجربه می کند . سالووی و مایر در رساله قوی و بی نظیر خود در سال 1990 هوش هیجانی را نوعی از هوش توصیف کردند که توجه به احساسات و هیجانهای خود و دیگران فرق گذاشتن بین انها و استفاده از این اطلاعات برای راهنمایی افکار واعمال فرد را شامل می شود (آقایار وشریفی ، 1386 ). هوش هیجانی از نظر مایر و سالوی(1997) عبارت است از توانایی ادراک عواطف، جهت دستیابی به عواطف سازنده که به کمک آنها بتوان به ارزیابی افکار، فهم عواطف و دانش عاطفی خود پرداخت و با بهره گرفتن از آن بتوان موجبات پرورش احساسات و رشد هوشی خود را فراهم ساخت. افراد دارای هوش هیجانی بالا از خودکنترلی و خود انگیزی بالایی برخوردارند زندگیشان معنادار است و اصولی و مسئولیت پذیرند، عواطف خود را بدرستی ابراز می کنند، قانع اند و زندگی هیجانی پربار و متعادلی دارند. درواقع هوش هیجانی نوعی همدلی و واقف بودن به احساس اطرافیان است.
سالوی(1997) توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی، بر اساس نظریات گاردنر درباره استعدادهای فردی قرار می دهد و این توانایی را به پنج حیطه اصلی گسترش می دهد.
1. شناخت عواطف شخصی (شناخت هیجانها ): (خود اگاهی ) تشخیص هر احساسی سنگ بنای هوش هیجانی است توانایی نظارت بر احساسات و در هر لحظه برای بدست اوردن بینش روانشناختی و ادراک خویشتن نقش تعیین کننده دارد .ناتوانی در تشخیص احساسات راستین ، ما را به سر در گمی دچار می کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند .این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر گرفته تا شغلی که بر می گزینند ،احساس اطمینان بیشتری دارند . شناخت عواطف شخصی همان توانایی کشف و مشاهده هیجانها در صورتها ، تصویرها ، صداها و مصنوعات فرهنگی و همچنین شامل توانایی تشخیص هیجانات اشخاص می باشد (آقایار و شریفی،1386)
2. به کار بردن درست هیجانها (مدیریت هیجانهای خود :کنترل تکانه ) :این جنبه توانایی استفاده هیجانات برای کمک به رسیدن به نتیجه، حل مسائل و بهره گیری از فرصت هاست. قدرت تنظیم احساسات خود ، توانایی است که بر حس خود اگاهی متکی می باشد .افرادی که به لحاظ این توانا
یی ضعیفند ، دائماً با احساس نا امیدی و افسردگی دست به گریبانند. مدیریت هیجانهای منفی در دستیابی به اهداف مقدمه رسیدن به هوش هیجانی است. در صورت عدم مدیریت ، هیجانهای منفی کنترل زندگیمان را به دست می گیرند، مگر انکه بتوانیم هیجانهای منفی را مدیریت و اداره کنیم (آقایار و شریفی، 1386)
3. برانگیختن خود (انگیزش خودمان در رسیدن به اهداف ): صف ارایی احساسات در راه خدمت به هدفی خاص ، برای تمرکز توجه ، برای ایجاد انگیزه در خود ، تسلط در خود و برای خلاقیت بسیار مهم است: کنترل احساسات ( به تاخیر انداختن رضایت و خرسند ی و سرکوبی هوس های انی ) زمینه ساز هر نوع مهارت و موفقیت است و (غرقه شدن ) در کارها ، ما را برای کسب هر نوع مهارتی اماده می کند . کسانی که قادرند احساسات خود را به موقع برانگیزند ، در هر کاری که به انها واگذار می شود بسیار سازنده و موثر عمل می کنند (گلمن ،ترجمه: پارسا ،1386 ).
4. شناخت عواطف دیگران (همدلی ): شناسایی هیجانهای دیگران اندکی با شناسایی هیجان های خود متفاوت است ، زیرا علاوه بر عامل توجه ، ضرورت دارد که نشانه های هیجانی دیگران را به طرز صحیح دریابید . حالات هیجانی انها را دقیقاً حدس بزنید همدلی درک انچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسان های گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی ( به ویژه در محیط کاری و سازمانی ) می باشد.( گلمن، ترجمه: ابراهیمی،1385 ).
5. تنظیم روابط دیگران: هنر مراوده و ارتباط با مردم به مقدار زیاد ، مهارت کنترل و اداره احساسات دیگران است مایر و سالوی هوش هیجانی را شامل توانایی دریافت دقیق احساسات و هیجانات ، ارزیابی و بیان هیجانات ، توانایی کسب احساساتی که تفکر را تسهیل می کند ، توانایی شناخت هیجانات و تنظیم انها به منظور رشد عقلانی تعریف کرده اند (احدی،1386).

طبقه بندی هیجان ها

بسیاری از روانشناسان تلاش می کنند هیجانات را به طبقات مختلف تقسیم بندی کنند.برای مثال ویلهم وانت (به نقل آقایار وشریفی ، 1386 ) روانشناس مشهور قرن 19 معتقد است که زیر بنای همه هیجانها را سه هیجان محوری است که هر یک از انها از حالتهای متضادی تشکیل شده اند .1.خوشایند / ناخوشاینده غمگین 2.تنش / رهایی ، اسودگی 3.شور و شوق / ارامش .هیجانها را به هشت دسته در چهار طبقه متضاد تقسیم بندی می کند:1.شادی / غم 2.مقبولیت / پذیرش / طرد 3.خشم / ترس 4.تعجب / انتظارازنظر پالت چیک ،همه هیجانها به صورت ترکیبی شکل می گیرند.تعدادی از پژوهشگران (به نقل از آقایار و شریفی،1386 ) هیجانها را به دو دسته مثبت و منفی تقسیم بندی می نماید :
هیجانهای مثبت شامل :1. شادی : از رسیدن به هدف به دست می اید 2. علاقه : در تمایل ما به یادگیری ، پرورش شایستگیها و مهارتها نهفته است.
هیجانهای منفی (علائم هشدار دهنده ) : که می توان از انها به عنوان علائم هشدار دهنده مطمئن یاد کرد عبارتند از:
1.تعجب : در اثر حوادث ورویدادهای ناگهانی مانند رعد و برق ، طوفان و دیدن یک دوست قدیمی بوجود می اید. 2.ترس : هشدارهای هیجانی است و هنگامی بوجود می اید که در معرض اسیب های جسمی یا روانی قرار بگیریم 3.خشم : در اثر عدم تحقق هدف و خواسته ها شکل می گیرد. 4.انزجار : عامل این هیجان عدم پذیرش و مطرود شدن است. 5.اندازه : منفی ترین و ازار دهنده ترین هیجان است و علت ان شکست و جدایی است . .(پالت چیک به نقل آقایار وشریفی ،1386).

محاسن هیجان های مثبت و منفی

فریجد اولازاروس معتقدند که :هیجانهای مثبت دایره تفکر و عمل ادمی را وسعت می بخشد ، این بدین معناست که ادمی را در فشار می گذارند تا به شیوه های خاصی عمل کند .هنگام خشم بجنگد ، هنگام ترس بگریزند یا هنگام نفرت ابراز انزجار کند .هیجانهای مثبت منابع شخصی می افرینند ، هرچند هیجانها معمولاً دیر پا نیستند کوتاه مدت و زود گذرند ، لیکن می توانند اثرات دراز مدت و طولانی بر ادمی بگذارند هیجانها در در زمره توانهای سازگاری تکاملی هستند ارزش سازگاری هیجانهای مثبت در گسترش و ساختن است .هیجانهای منفی ما را برمی انگیزند ، هر هیجان منفی نقش مهمی بازی می کند ،مثلاً ترس واضطراب بی اندازه مفید هستند . اگر ترس نبود بی مهابا به وسط خیابان پر از ماشین تندرو می دویدیم .احساسات منفی به ما اطلاعات می دهند .این هیجانها خیلی بیشتر از احساست مثبت ، اطلاعات در بر دارند .هیجانهای منفی فراوانی از قبیل ترس ، خشم ،اندازه بیزاری ،شرمساری و غیره وجود دارد که هر کدام از اینها اطلاعات خاصی را نشان می دهند . هیجانهای منفی به یادگیری کمک می رسانند. (اتکینسون و همکاران،ترجمه:براهنی و همکاران، 1385).
سرچشمه هیجانات
هیجانها در مغز به ویژه سیستم لیمبیک شکل می گیرند .سیستم لیمبیک ساختار کوچکی دارد که وسط مغز پایین تر از مرکز یا ساقه مغز و بالاتر از مرکز قشر مخ قرار دارد .ساقه مغز، هوشیاری را کنترل و تحریک می کند و پیامهای حسی را از طریق دستگاه لیمبیک به قشر مخ ارسال می کند .بیشترین افکار و یادگیری ها در قشر مخ شکل می گیرند.حافظه نقش مهمی در یادگیری دارد و دستگاه لیمبیک را درگیر می کند (برادبری و گریوز، ترجمه گنجی ، 1384) دستگاه لیمبیک هیجانها و رفتارها را تفسیرو جهت می دهد.خانم پرسیلیا وایل ،کارشناسی در زمینه یادگیری هیجانها اینگونه بیان می کند که : وقتی کلید برق خاموش است ، سیستم غیر فعال است و فقط توان بالقوه یادگیری در ان وجود دارد . وقتی کلید برق روشن باشد مسیر یادگیری باز است.وقتی دستگاه لیمبیک اطلاعات حسی را تفسیر و برای پردازش به قشر مخ ارسال می کند ، در این حالت مجموعه ای از هماهنگی های هیجانی از دریافتهای اطلاعاتی و ارسال ان به قشر مخ برای پردازش صورت می گیرد.اگر دستگاه لیمبیک اطلاعات را مثبت ، تفسیر و ارسال کند پیام می تواند هدف را منتقل و رفتار را به سمت یک هدف سوق و هدایت دهد.وقتی این عمل اتفاق می افتد مشوقی برای فعالیت می شود و فکر کردن و یادگیری ارتقا می یابد در مقابل وقتی تفسیر اطلاعات منفی باشد ، کلید برق خاموش می شود و اندیشیدن و یادگیری متوقف می شود .سیستم تفسیر و برداشت اطلاعات حسی بر مبنای حافظه فرد و واکنش سریع را حوادث جاری صورت می گیرد.هر چه حافظه فرد واکنش او نسبت به حوادث جاری (وضعیت هیجانی )مثبت تر باشد، یادگیری بهتر انجام می شود و بر عکس حالت هیجانی منفی مانند خشم بر یادگیری و انگیزش اثر منفی دارد (آقایار و شریفی ،1386).

طرح فیزیولوژیکی هیجان و هوش هیجانی
خصوصیات هوش هیجانی بیانگر کارکرد مدارهای کورتیکال و سابکورتیکال است. خصوصیاتی که آمیگدار و ساختارهای مربوط را به مناطق پری فرانتال متصل می کند. مطالعات کالبد شکافی بر روی کودکان و نوجوان نشان می دهد که مناطق پری فرنتال که تظاهرات و مهارت های هیجان را تعدیل می کند آخرین قسمتهای مغزند که به بلوغ آناتومی می رسند. این قسمت ها در حدود سن 15 تا 16 سالگی به رشد کامل می رسند. یعنی اینکه مغز از طریق تجارب مکرر شکل می گیرد. این تجارب ارتباطات عصبی همتراز را تقویت می کنند و موارد کم مصرفتر را تضعیف میکند. یافته های مربوط به رشد مداربندی پری فرانتال برای تجدید هیجانات، پنجرهای را به روی روش های کمک به کودکان برای یادگیری بهترین عادات هوش هیجانی می گشاید چنانچه یک کودک عادت خودگردانی هیجانی، همدلی، نظارت های هیجانی و مانند اینها را بیاموزد می توان ادعا کرد نیاز او به آموزش درمانی (مانند روان درمانی) در مراحل بعدی زندگی تقلیل می یابد(گلمن ، 1998).
کارکردهای اجتماعی هیجانات
هیجانها علاوه بر اینکه سازگاری فرد را با محیط فیزیکی آسان می کند، سازگاری وی با محیط اجتماعی را نیز آسان میسازند. کارول ایزارد (1989) فهرستی از کارکردهای اجتماعی هیجانها را ارائه می دهد که درباره چهار مورد از آنها به بحث پرداخته است. او معتقد است جلوه های هیجانی (1) انتقال حالتهای احساس را آسان میسازد، (2) چگونگی پاسخدهی دیگران به ما را تنظیم میکنند، (3) تعامل اجتماعی را آسان می کنند، (4) رفتار اجتماعی را ترغیب می نماید.
عاطفه مثبت، رفتار اجتماعی را آسان می کند: مردم تحت تأثیر عاطفه مثبت، به نحو چشمگیری با احتمال بیشتری، اجتماعی هستند. یعنی، مردم آمیزترند، حس همکاری بیشتری دارند و به حال دیگران مفیدترند (ریو، ترجمه: سید محمدی، 1386)

هوش هیجانی و مؤلفه های آن
از نظرگلمن (1995) مهمترین مولفه های هوش هیجانی عبارتند از 1- خود آگاهی ، 2- خود کنترلی یا مدیریت خود، 3-هوشیاری اجتماعی یا توانایی همدلی ، 4- مهارت های اجتماعی،5- خود انگیزی(گلمن 1995، ترجمه: پارسا، 1380).
خودآگاهی
در اولین نگاه ممکن است چنین به نظر آید که احساسات ما روشن و آشکارند، با تفکر و یادآوری بیشتر ، لحظاتی را به یاد میآوریم که نسبت به احساس واقعی خودمان درباره چیزی واقعی بی خبر بودیم و بعداً نسبت به آن هوشیار شده ایم. روانشناسان برای اشاره به فرایند آگاهی داشتن از فکر از عبارت فراشناخت استفاده می کنند و عبارت فراخلق را به معنای آگاهی نسبت به عواطف خود به کار می برند.گلمن عبارت خود آگاهی را برای تشریح توجه مداوم فرد به حالات درونی خود ترجیح می دهد.

خودکنترلی با مدیریت خود
در واقع کنترل هیجان های درمانده کننده، کلید بهزیستی عاطفی است، موارد افراطی- یعنی هیجان هایی که شدت زیادی پیدا می کنند یا مدت مدیدی به طول می انجامند- ثبات روحی ما را تحلیل می برند. لازم نیست برای احساس رضایت کردن از احساسات ناخوشایند دوری کنیم، بلکه نباید بگذاریم احساسات مخرب بدون کنترل، جانشین تمام حالت های روحی خوشایند گردند.
خودانگیزی:
از نظر گلمن خودانگیزی زبان سائق پیشرفت می باشد و کوششی است در جهت رسیدن به حدمطلوبی از فضیلت، افرادی که این خصیصه را زیاد دارند همیشه در کارهای خود نتیجه محور هستند و سائق زیادی در آنها برای رسیدن به اهداف و استانداردهای وجود دارد. این افراد اهداف چالش برانگیز را خیلی سریع مرتب و میزان مخاطرات آنها را حساب می کنند و اطلاعات و راهبردهایی را به کار می گیرند که باعث کاهش عدم اطمینان آنها و افزایش عملکرد آنها شود. این افراد خیلی سریع یاد می گیرند که چگونه بازده کاری خود را افزایش دهندو خیلی سریع با اهداف گروه یا سازمان سازگار شوند. این افراد همیشه انتقاد شدید ولی سازنده در گروه از خود نشان می دهند، موقعیت آنها درگروه طوری است که مدیران همیشه از توانائی های آنها حساب می برند. این افراد همیشه به توانائی های خود اعتماد دارند و همیشه نسبت به آینده امیدوارند.
هوشیاری اجتماعی (همدلی):
عواطف افراد بیشتر اوقات از طریق نشانه های غیر از بیان مستقیم ابراز می شود توانایی دریافت کانالهای غیرکلامی، کلید درک احساسات دیگران است، یعنی لحن کلام، حالت های بدنی ، حالت های چهره و امثال آن، شکست در دریافت احساسات دیگران ، یک کاستی اساسی در هوش هیجانی است و شکستی اندوهبار در معنای انسانیت است. در تمام ارتباط ها ، سر منشأ اهمیت دادن به دیگران هماهنگی عاطفی و توانایی همدلی کردن با آنان است.
هوشیاری اجتماعی (همدلی) عبارتست از: درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران و به کارگیری یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه برای افرادی که پیرامون ما قرار گرفته اند (به نقل از همان منبع).
مهارت های اجتماعی:
ما در هر رویارویی با دیگران علائم عاطفی را ارسال می کنیم، و این علائم بر افرادی که با ما هستند تأثیر می گذارند. هر قدر از نظر اجتماعی زیرک تر باشیم، بر علائم ارسالی خود، کنترل بیشتری خواهیم داشت. هر چه باشد، آداب دانی در جامعه، وسیله ای است برای حصول اطمینان از اینکه هیچ رخنه ای در روابط عاطفی افراد به وجود نمی آید تا ارتباط میان آنها را سست کند. هوش هیجانی اداره صحیح این تبادلات را در بر میگیرد؛ عبارت های «محبوب» و «مجذوب کننده» را در مورد افرادی به کار می بریم که دوست داریم از آن جهت با آنها باشیم که مهارت های عاطفی آنان، احساس خوبی در ما پدید می آورد. افرادی که می توانند به دیگران در آرام کردن احساساتشان کمک کنند، ابزار اجتماعی ارزشمندی را در اختیار دارند. دیگران هرگاه نیاز عاطفی شدیدی داشته باشند به آنان رجوع می کنند (گلمن 1995، ترجمه پارسا، 1380).

مدلهای هوش هیجانی

مدل سالووی و مایر
اصطلاح هوش هیجانی در سال 1990 از سالووی و مایر، به عنوان شکلی از هوش مطرح شد.انها هوش هیجانی را شکلی از هوش دانستند و آن را اینگونه تعریف کردند توانایی شناسایی و بیان احساسات و هیجانات خود و دیگران و تمایز بین انها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و اعمال فرد (چرنیس ، 2000) الگوی اولیه انها از هوش هیجانی شامل 3 حیطه یا گستره از توانایی ها می باشد:
1. ارزیابی و ابراز هیجان : ارزیابی و بیان هیجان در خود توسط دو بعد کلامی و غیر کلامی همچنین ارزیابی هیجان در دیگران توسط ابعاد فردی ادراک غیر کلامی و همدلی مشخص می شود.
2. تنظیم هیجان در خود و دیگران: به این معنا که فرد تجربه فرا خلقی ، کنترل ، ارزیابی و عمل به خلق خویش را دارد و تنظیم هیجان در دیگران به این معناست که فرد قادر به داشتن تعامل موثر با دیگران می باشد
3. استفاده از هیجان : استفاده از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل ومساله گشایی است (احدی، 1386 ). از انجا که در تعریف فوق عوامل خوداگاهی هیجانی و همدردی مد نظر قرار گرفته، (مایرو و سالووی) این بحث را مطرح کردند که این تعریف بر( تفکر در مورد احساسات) تاکید ناکافی دارند انها یک تعریف تجدید نظر شده پیجیده تری را مطرح کردند که چهار شاخه یا مولفه مرکزی سازه را شامل می شود:
شاخه اول : برداشت و اظهارهیجان ادراک ، ارزیابی و بیان هیجان توانایی دریافت و مشاهده احساسات در چهره ها ، تصاویر، تن صداها و مصنوعات فرهنگی و همچنین شامل توانایی تشخیصی احساسات و هیجانات اشخاص می دانند انها مشاهده دریافت احساسات را مهمترین شکل هوش هیجانی بیان می دارند که تمام مراحل دیگر اطلاعات احساسی را در بر می گیرد .به طوری که هوش هیجانی بدون شاخه اول نمی تواند شروع شود.
شاخه دوم : تسهیل تفکر به وسیله هیجان : در مفهوم ، به کارگیری هیجانها به عنوان قسمتی از جریان شناختی مانند خلاقیت و حل مساله : توانایی بهره گیری از هیجانات در اسان سازی تفکر از جمله ربط دادن دقیق هیجانات به سایر احساسات ،و استفاده از هیجانات برای ارتقاء و اندیشه را شامل می شود .
شاخه سوم : فهم و درک هیجانی : که در برگیرنده پردازش اتی و جلوتر اطلاعات هیجانی با نگاهی به حل مساله است . اظهار می دارد که شاخه سوم توانایی درک و شناخت هیجانات و سلسله های هیجانی است و اینکه چگونه هیجانات و عواطف از یک حالت به حالت دیگر در می ایند. این توانایی شامل مهارتهایی از قبیل تمرکز ، تشخیص هیجان ها از یکدیگر (مثلاً تمیز دادن میان دوست داشتن و عشق ورزیدن ) فهم ترکیب پیچیده ای از احساسات است .نمونه ای از این مهارتها فهم این مطلب است که خشم اغلب منجر به خجالت می شود و از دست دادن همراه با غم است .
شاخه چهارم : مدیریت یا تنظیم هیجانها : توانایی عمومی تسهیل و هدایت هیجانها در جهت حمایت از یک هدف اجتماعی است . در این شاخه مهارتهایی مطرح می شوند که امکان برخورد گزینشی با هیجانات را به افراد می دهند.به عبارت دیگر به انها امکان می دهند تا هیجان ها را در خود ودیگران نظارت و مدیریت کنند.سالووی وگراول (2005 ) شاخه چهارم را شامل توانایی به قانون و نظم در اوردن احساسات هم در خود و هم در دیگران می دانند مثلاً زمانی که افراد وقت کوتاهی دارند دستپاچه می شوند و کنترل خود را از دست می دهند بنابراین یک فرد با هوش هیجانی بالا می تواند به شدت هیجانات را کنترل کند و انها را برای دستیابی به اهداف خود تحت هدایت در اورد)مایرو و سالووی به نقل از شفیعی تبار، 1385).

مدل هوش هیجانی بار-اون
یکی دیگر از نظریه پردازان مدلهای هوش هیجانی بار-اون است .هوش هیجانی به وسیله بار-اون به این صورت تعریف شده است :یک دسته از مهارتها، استعدادها، و توانایی های غیر شناختی که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (عرفان منش، 1386)مدل بار-اون یک فرایند است تا یک برون داد یا راندمان (پینز ، 2006)این مدل همچنین فرایند مدار است تا نتیجه مدار، در این مدل هوش هیجانی و مهارتهای هیجانی طی زمان رشد می کنند . طی زندگی تغییر می کنند و می توان با اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیک های درمانی ان را بهبود بخشید.بار-ان برای نخستین بار در سال 1980 موضوع هوش هیجانی را مطرح کرد و در همان سال شروع به تهیه و تدوین پرسشنامه هوش هیجانی کرد .او در سال 1997 موفق به تهیه پرسشنامه ای برای سنجش هوش هیجانی شد.(احدی ،1386 )) .بار-ان به نقل علی زاده ،1385) هوش هیجانی را عامل مهمی در شکوفایی توانایی افراد برای کسب موفقیت در زندگی تلقی می کند و ان را با سلامت عاطفی و در مجموع سلامت روانی افراد مرتبط می داند.از دیدگاه وی هوش هیجانی را می توان با پنج مولفه و 14 عامل تشریح کرد. مولفه های این مفهوم شامل :الف.مولفه درون فردی شامل:)خوداگاهی هیجانی:توانایی برای فهم و بازشناسی احساسات شخصی .قاطعیت:توانایی برای بیان احساسات، باورها،افکار و دفاع از حقایق شخصی به شیوه غیر تخریبی ( مفید ) .عزت نفس: توانایی احترام و پذیرش خویشتن .خود شکوفایی: توانایی شکوفا ساختن ظرفیتهای بالقوه شخصی .استقلال:توانایی برای خود راهبر شدن ( هدایت خویشتن) و خود کنترلی در فکر کردن و فعالیتها و ازاد بودن از وابستگی هیجانی .(ب.مولفه های میان فردی شامل:)همدلی:توانایی اگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به انها .روابط بین فردی:توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی و صمیمیت ، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می شود .مسئولیت اجتماعی:توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری موثر و سازنده در گروه(.
ج.مولفه های سازگاری شامل: )واقع گرایی(ازمون واقعیت):یعنی توانایی ارتباط میان انچه عیناً تجربه می شود با انچه عیناً وجود دارد،سنجش میزان ارتباط واقعیت،شامل تحقیق در مورد شواهد عینی برای تایید،توجیه و اثبات احساسات ،ادراکات و اندیشه ها است.حل مساله:توانایی شناسایی و تعریف مشکلات و یافتن راه حلهای موثربرای آن.
د.مولفه های خلق و خوی عمومی شامل ):خوش بینی :توانایی روشن دیدن زندگی و داشتن نگرش مثبت به هنگام بدشانسی که حاکی از امید به زندگی و رویکرد مثبت به ان است.شادمانی:توانایی رضایت از زندگی ، لذت بردن از خود و دیگران و شاد بودن که شامل رضایت از خود ، خشنودی کلی و توانایی لذت بردن از خود و دیگران و شاد بودن که شامل رضایت از خود ، خشنودی کلی وتوانایی لذت بردن از زندگی است.(
و: مولفه های تنیدگی شامل: تحمل استرس یا تنیدگی : توانایی برای مقاومت در برابر حوادث دردناک و موقعیتهای تنش زا .کنترل تکانه:توانایی برای مقاومت یا به تاخیر انداختن یک تکانه ، کشاننده وسوسه انگیز. (احدی ، 1386).

مدل هوش هیجانی گلمن
تعریف گلمن روانشناس امریکایی (1995)، از هوش هیجانی بدین صورت است که دو شیوه متفاوت از اگاهی ودانستن را بیان می کند :شیوه عقلانی و شیوه هیجانی و زندگی روانی انسان را ناشی از تعامل کارکرد هر دو عامل می داند. او معتقد است به جای نادیده گرفتن هیجانات ، شخص باید بطور هوشمندانه با انها مواجه شود ؛ تنها با هوش هیجانی می توان خود را برای پایداری در مقابله با ناکامی برانگیخت . حالات روحی و خلق و خوی خود را تنظیم کرد و ارضای نیاز به تعویق انداخت و از غرق شدن تفکر در مسائل نارحت کننده اجتناب کرد یا با دیگران همدلی نمود (ابراهیمی، 1383 )گلمن هوش هیجانی را اینگونه تعریف می کند : (توانایی شناخت احساسات خود ودیگران برای ایجاد انگیزه در خودمان و ارتباطاتمان) هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است هم بیرونی : عناصر درونی: میزان خوداگاهی، خودانگاره، احساس استقلال و ظرفیت، خودشکوفایی و قاطعیت است.عناصر بیرونی: روابط بین فردی، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت می شود .همچنین هوش هیجانی شامل ظرفیت فرد برای قبول واقعیات، انعطاف پذیری، توانایی حل مشکلات هیجانی و توانایی مقابله با استرس و تکانه ها می شود (احدی، 1386 ). هوش هیجانی را از هوش عقلی جدا کرده و به نظر او هوش هیجانی شیوه بهتر هوش عقلی را از طریق خود کنترلی ، اشتیاق و پشتکار و خود انگیزی شکل می دهد.گلمن می گوید : هوش هیجانی یعنی توانایی مهار تمایلات عاطفی و هیجانی خود، درک خصوصی ترین احساسات دیگران و رفتار ارام و سنجیده در روابط انسانی و خلاصه همانطور که ارسطو گفته است : مهارت در بموقع عصبانی شدن در حدود و اندازه معقول ، در زمان مناسب و با دلیل موجه، به عبارت دیگر کسی که از هوش هیجانی بالا برخوردار است می تواند به خوبی احساسات خود را مهار کرده و انها را به شکل مناسب بیان کند . چنین فردی به دلیل داشتن احساس همدلی بالا و کنترل مناسب بر هیجانات خود در روابط بین فردی موفق تر است و در نتیجه از امکانات و موقعیتهای بهتری در زندگی برخوردار می شود. از نظر گلمن هوش هیجانی به پنج حوزه زیر تقسیم می شود .1. خوداگاهی : توانایی فرد در درک و اگاه بودن از احساسات دیگران.
2. کنترل هیجانات : این مهارت به افراد کمک می کند تا از یک راه مناسب اجتماعی به اهداف خود برسد .
3.خود انگیختگی : به افراد کمک می کند که از احساسات خود برای دستیابی به اهداف استفاده نمایند .
4. همدلی : توانایی درک و چگونگی احساسات یک فرد که با احساس تالیف کردن فرق می کند فرد خود را به جای دیگران می گذارد . 5. مهارت های اجتماعی یا کنترل روابط : چگونگی برخورد با دیگران در شرایط اجتماعی (ریکر ، 2001 ).

مدل مبتنی بر شایستگی
این مدل برای پیش بینی موفقیت در محل کار طراحی شده ، در حقیقت این مدل نظریه ای در مورد عملکرد است که بر مبنای هوش ایجاد شده است . این مدل ترکیبی از توانایی های ذهن و برخی ویژگیهای شخصیتی است که متفاوت از مدل های مبتنی بر توانایی می باشد . شایستگی های هیجانی از نظر گلمن عبارت است از توانایی اموخته شده بر مبنای هوش هیجانی که منجر به عملکرد چشمگیر در کار می شود . یعنی مقدار هوش هیجانی توانایی بالقوه برای یادگیری مهارت های کاربردی می باشد ( سید جوادین ، 1386 )
مدل جدید حامل تحلیل های اماری است که توسط دکتر دانیل گلمن و پروفسور بویا تسیز در سال 2002 انجام گرفته است و قابلیتهای هوش هیجانی از 25 به 20 قابلیت کاهش یافته است که پنج مولفه هوش هیجانی به 4 مولفه به شرح زیر تقلیل پیدا کرده است .قابلیت فردی شامل: الف خوداگاهی: توانایی فهم احساسات خود و درک اثر ان بر عملکرد ، ارزیابی درست از توانمندیها و کاستی های خود، اعتماد به نفس .ب:خود مدیریتی : توانایی کنترل احساسات ، صداقت و قابلیت اعتماد ، وظیفه شناسی، سازگاری با شرایط، دلبستگی و بالندگی و نواوری .قابلیت اجتماعی شامل : الف : اگاهی اجتماعی : مهارت درک احساسات دیگران، همدلی ،توانایی ، تشخیص مسائل جاری و گرایش به ارائه خدمت .پ .مدیریت روابط : توانایی رهبری دور اندیشانه ، توانایی برانگیختن دیگران ، توانایی نفوذ در دیگران و پرورش انان، مهارتهای ارتباطی، توان مدیریت تعارضی و کاهش ناسازگاریها، توان افزایش همکاری و همیاری (شجاعت، 1383 )
1- دسته بندی خود اگاهی ،خوداگاهی شامل :
1. خوداگاهی هیجانی: نشان دهنده اهمیت شناخت احساسات خود و تاثیر انها در عملکرد است .2.خود ارزیابی صحیح : کلید شناخت توان یک فرد به نقاط قوت و ضعف خود است . افراد با قابلیت خود ارزیابی صحیح از توانایی ها و محدودیت خود اگاه هستند و در جستجوی اشتباهات خود و یادگیری و دانستن اینکه کجا نیاز به پیشرفت دارند می باشند خود ارزیابی صحیح یک قابلیت است که در افراد برجسته پیدا شده است 3. اعتماد به نفس : تاثیر مثبت اعتماد به نفس بر روی عملکرد در بسیاری از مطالعات نشان داده شده است . سطح اعتماد به نفس در حقیقت یک پیش بینی قوی تر برای عملکرد می باشد تا سطح مهارت و اموزشهای قبلی ( گلمن ، 2001).
2. دسته خود مدیریتی ،دسته خود مدیریتی شامل 6 قابلیت می باشد :
1. خود کنترلی هیجانی : این قابلیت مانع از بروز فشارهای روانی مضر و احساسات مخرب می شود . افراد با این قابلیت می توانند در شرایط استرس زا یا هنگام مواجه با افراد ناسازگار و مخالف بدون اینکه دست به خشونت بزنند خونسردی و ارامش خود را حفظ کنند . 2. قابلیت وفاداری : به افراد امکان می دهد که ارزشهای مبانی پایه ای تمایلات و احساسات خودشان را بشناسند و به نحوی رفتار کنند که با انها همخوانی داشته باشد . این قابلیت باعث برخورد صادقانه افراد با لغزشها و خطاهای خودشان و دیگران می شود . نقص در این توانایی باعث اختلال در کار ، حرفه و شخصیت می شود . شاخص موثر بودن در تمام کارها وفاداری است .3 . وظیفه شناسی یا وجدان کاری : ویژگی های این قابلیت شامل دقت ، خود نظمی، درستکاری ، صداقت و وسواس در انجام مسئولیتهای محوله است . عامل موفقیت و نردبان ترقی کارکنان به این قابلیت بستگی دارد . 4. سازگاری : این قابلیت را می توان در عملکرد کارکنان ممتاز و برجسته در کلیه رده ها مشاهده کرد . انها با اغوش باز به استقبال اطلاعات جدید می روند و مفروضات قدیمی را به راحتی کنار می گذارند یا انها را با شرایط جدید تطبیق می دهند .5. موقعیت گرایی : قابلیتی است که موفقیت کارکنان را به دنبال دارد . مطالعه در زمینه مقایسه میان مدیران دارای عملکرد برتر با سایر مدیران نشان می دهد که مدیران برتر، از خود رفتارهای مبتنی برموفقیت گرایی عملی نشان می دهند و بیشترریسک های حساب شده رامی پذیرند،ازنوآوری سازمانی حمایت کرده واهداف چالشی رابرای کارکنان خود برمی گزینند.6.ابتکارعمل:افراد دارای این قابلیت قبل از آنکه تحت تأثیرحوادث ورویدادهای تحمیلی بیرونی مجبوربه ابتکارات جدید،این کارراانجام می دهند.ابتکارعمل به معنی سبقت جویی برای اجتناب ازمشکلات است.به عبارتی قبل ازاینکه فرصت به دیگران برسدازآن استفاده می کنند.افراد فاقد نوآوری زود تحریک می شوند و واکنش نشان می دهند.(گلمن،2001).
3.دسته آگاهی اجتماعی:
آگاهی اجتماعی در سه دسته قابل مشاهده است:1-همدلی: این قابلیت یعنی توانایی شناخت احساسات دیگران-همدلی بر پایه ی خودآگاهی بنا می شود. هر قدر نسبت به احساسات خودمان گشاده تر باشیم در دریافتن احساسات دیگران ماهرتر خواهیم بود.عواطف افراد بیشتر اوقات از طریق نشانه هایی غیر ازبیان مستقیم ابراز می شود.توانایی دریافت کانال های غیرکلامی،کلید درک احساسات دیگران است.یعنی لحن کلام،حالت های بدنی،حالت های چهره وامثال آن (گلمن،ترجمه پارسا،1386) .افراد دارای این قابلیت با دقت گوش می دهند و نگرش دیگران را درنظرمی گیرند و به آسانی با افراد دارای پیش زمینه ها یا فرهنگ های متعدد کنارمی آیند. 2-خدمت محوری:افراد دارای این قابلیت، فضای هیجانی را چنان پرورش می دهند که در آن افراد با داشتن تماس مستقیم با مشتری یا ارباب رجوع بتوانند روابط او را درمسیر صحیح خود حفظ کند،چنین افرادی به دقت رضایت مشتری یا ارباب رجوع را درنظر می گیرند تا مطمئن شوند آنچه را که نیازدارند،به دست آورند.آنان همچنین درصورت نیازخود را دردسترس قرارمی دهند. 3-آگاهی سازمانی:فردی که دارای آگاهی اجتماعی هوشیارانه باشد می تواند به طرز سیاستمدارانه ای،زیرک وقادر به شناسایی شبکه های اجتماعی ضروری باشند و روابط کلیدی را تشخیص دهند . چنین افرادی می توانند نیروهای سیالی موجود در سازمان را به همراه ارزشهای راهنما و قوانین ناگفتنی که درمیان افراد در جریان است بفهمند(گلمن،ترجمه ابراهیمی ،1385).
4.دسته مدیریت روابط:مدیریت روابط دربرگیرنده هشت قابلیت می باشد:
1-توسعه وبالندگی دیگران:این قابلیت مستلزم توانایی درک نیازهای توسعه ای افراد،روحیه وتقویت توانایی های آن است.2.مدیریت تعارض:این افراد به موقع می توانند مشکلات را شناسایی کنند و به آرامش محیط کمک کنند.در مدیریت تعارض مؤثر،مذاکره برای کسب وکار بلندمدت در روابط سالم اهمیت زیادی دارد.در اینجا هنر گوش دادن و ابراز همدلی از مهارتهای پایه ای برای کنترل افراد دردسرساز وشرایط بحرانی است که با بهره گرفتن از سیاست مداری به دست می آید.(آقایار و شریفی1386)3. نفوذ: نشانگر دامنه قدرت نفوذی یک فرد از یافتن عامل جاذبه مناسب برای یک شنونده موردنظر تا شناخت چگونگی ایجاد شیفتگی در افراد کلیدی و یک شبکه پشتیبانی برای یک پیشگامی را دربر می گیرد.4.عامل تغییر:افرادی که می توانند تغییر ایجاد کنند،قادر به شناخت نیاز تغییر هستند،وضعیت موجود را به چالش می طلبند ونظم جدید را مستقر می سازند.5.رهبری: رهبرانی که الهام بخشی می کنند هم ایجاد طنین می نمایند و هم افراد را با یک تصویر بزرگ یا ماموریت مشترک، به حرکت در می آورند.6.کارگروهی وشریک مساعی: افراد با این قابلیت،جوی از دوستی وصمیمی می آفرینند و خودشان الگوی احترام،ثمربخشی وهمکاری می باشند. آنان افراد را به سوی تعهد فعال و مشتاقانه وتلاش جمعی سوق می دهند و در آنان روحیه وهویت ایجاد می کنند7.تعیین حدومرز: افراد با این قابلیت روابط مؤثر راپرورش می دهند. 8.ارتباطات:گوش دادن به صورت بی پرده و پیام های قاطع کننده در ارتباط با دیگران است (سیدجوادین ،1386).

سرسختی روانشناختی

سرسختی روانشناختی یکی از عوامل مهم شخصیتی است که در چگونگی مقابله شخص با فشار روانی تاثیر دارد. سرسختی روانشناختی عبارت است از خصوصیات شخصیتی خاصی که سه ویژگی تعهد، مبارزه جویی و حس کنترل دارد و فرد را در مقابل فشار روانی مقاوم می کند. سالواتور مدی و سوزان کوباسا(1988) به مدت ده سال بر روی افرادی که شخصیت سرسخت نامیده می شدند مطالعه و تحقیق کردند. به نظر می رسید این افراد در مقابل فشار روانی بسیار مقاوم اند و تحت تاثیر موقعیت های فشار زا نه تنها آسیب روانی نمی بینند بلکه به استقبال آنها می روند و این موقعیت ها را برای رشد و پیشرفت در زندگی خود ضروری می دانند. مطالعات کوباسا و مدی با مقایسه مدیران شرکت ها شروع شد و سپس بروی دانشجویان فارغ التحصیل نیز تحقیقاتی انجام دادند به این ترتیب که آنها را در یک موقعیت فشارزای روانی همچون ارزیابی یک مهارت ویژه قرار دادند. تحقیق نشان داد آنهایی که شخصیت سرسخت دارند فشار روانی کمتری را تجربه می کنند و کمتر تحت تاثیر فشار روانی دچار احساس تهدید می شوند. به طور کلی نتایج پژوهش های آنها نشان داد که گروه مقاوم خصایص زیر را داشتند:
آن ها احساس تعهد شخصی نسبت به خود، کار، فامیل و دیگر ارزش های با ثبات دارند.
آن ها احساس می کردند که روی شغل، زندگی و روابطشان کنترل دارند.
آن ها وقایع زندگی را به عنوان یکسری چالش ها و مبارزه برای پیشرفت ضروری می دانستند.
در افراد سرسخت حس تعهد در مقابل حس بیگانگی است. در دانشجویان سرسخت تعهد شخص در روابطش باعث می شود که در مواقع فشار روانی از حمایت اطرافیان برخوردار باشد. در مفهوم مبارزه جویی، که در مقابل احساس تهدید است، ارزیابی شناخته نهفته است، یعنی باور به اینکه دگرگونی در زندگی امری است عادی و باید آن را به عنوان فرصتی برای رشد به شمار آورد تا تهدیدی برای احساس ایمنی. حس کنترل د

6-5: محدودیتهای تحقیق 89
الف- منابع فارسی 91

ب–منابع انگلیسی 94
نمونه پرسشنامه ها 96
فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1.مقدمه
قرن بیستم که به نام قرن تکنولوژی وصنعت معروف گشته است. علاوه برمنافعی که درجهت رفاه وآسایش انسانها به همراه داشته. به طور همزمان وغیرمستقیم نیز درجهت اضمحلال آن، نقش مؤثری داشته است. یکی از معضلاتی که امروزه بیش ازهمه برانسانها مسلط شده واو راتحت سیطره خود قرار داده، کم تحرکی ،بی تحرکی وضعف روابط اجتماعی است واین مساله، خلاف فطرت و جوهر انسانها می باشد.یعنی هر موجود زنده تا لحظه ای در قید حیات به سر میبرد که حرکت داشته باشد و هر اندازه از حرکتش کاسته شود به مرز عدم نزدیکترشده وقابلیتهای جسمی و روانی او کاهش می یابد. پس میتوان ادعا نمود که فعالیتهای بدنی و ورزشی در این مقطع از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ورزش به عنوان یکی از عوامل فرهنگی عصر ما، بر روی فرآیندی بنام اجتماعی شدن تاثیری شگرف دارد.این فرآیند که قسمتی از تکامل شخصیت را تشکیل میدهد در مقابل فرآیند دیگری بنام خودمحوری قرار دارد. درفرآیند اجتماعی شدن، فرد،ارزشهای گروهی را در ارزشهای فردی خود حل میکند ودر نهایت آنها را جانشین ارزشهای فردی میکند. در جریان رقابتهای ورزشی، شخص الزاما ارزشهای خود را با دیگران هماهنگ میسازد واین گامی بسوی رعایت حقوق فردی و اجتماعی دیگران است. در ورزشهای گروهی، بازیکن از نظر ذهنی، خویش را به جا ویا رویاروی رقیب میگذارد وحتی برای لحظاتی که شده بجای او فکر میکند(علیمرادیان،1364 ورزش و ارزش ،شماره 42).
درمیان اقشار مختلف جامعه،رشد نوجوانان وجوانان که همواره به عنوان قطب جامعه و نقاط حساس آن شناخته میشوند،نیاز بیشتری به برنامه ریزی دارد. برای همین اکثر نهادهای اجتماعی که متصدی تعلیم وتربیت جوانان ونوجوانان هستند،در اندیشه تحلیل وبررسی مشکلات موجود و ارائه راهکارهای مناسب میباشند. چنانچه با نزدیک شدن به آستانه تعلیم وتربیت جدید و آشناشدن مربیان با اصلاح و بهسازی جامعه، بهسازی اجتماعی وآموزش وپرورش در اوایل قرن حاضربه یکدیگر پیوند خورد و سرانجام عده ای از دانشمندان، منادی امر بهسازی اجتماعی شدند. آنها اذعان داشتند که این امر تنها درصورتی میتواند جامه عمل بپوشاند که فکرو عمل در جامعه،توامان در جریان باشند.یکی از عوامل موثری که میتواند آموزش وپرورش مارا از تربیت فکری فراتر برده وبرای افرادجامعه،مسئولیت وکاردانی در عمل به ارمغان آورد، ورزش است. یکی از کارکردهای مهم ورزش که در دنیای تعلیم وتربیت مطرح است،کمک به شکوفایی شخصیت (جسمانی،روانی،اجتماعی و…) افراد جامعه، تحکیم معاشرت جمعی وتسهیل دستیابی به رشد مسئولیت اجتماعی و فردی می باشد(سلطان القرائی،1373).
1_2. بیان مساله
دانش آموزان درصدی از وقت خود را در مدرسه، بطور مستقیم ویا غیر مستقیم(بصورت بازی، دستکاری اشیا و وسایل، تفریح و…) به ورزش می پردازند. دراین مدت رفتاری صحیح توام با همیاری دارند. یعنی با همسالان خود ارتباط برقرار میکنند، با آنها همبازی می شوند و حالت همکاری و دادو ستد دارند.شواهد نشان میدهد که چنین فعالیتهایی درایجاد عملکردهای اجتماعی مناسب وبه طور همزمان درکاهش رفتار های اجتماعی نا مناسب همه دانش آموزان مؤثر بوده است (کارتلج ومیلبرن ، 1369). با این وصف، شناخت ورزش وجایگاه آن درنظام آموزشی می تواند قبل از بررسی ارتباط آن باسازگاری دانش آموزان ، راهنمایی کننده باشد. جایگاه ورزش و ارتباط آن با ابعاد مختلف آموزش وپرورش را می توان بصورت زیر نشان داد:
شکل 1-1
آموزش: شناختی ،عاطفی ،روانی – حرکتی

فراگیر – نظام آموزشی ورزش فراگیر – عملگرهای جدید

پرورش : جسمانی ،روانی ، اجتماعی ، اخلاقی و …
همانطور که در شکل فوق نشان داده شده است، نظام آموزشی در کشور ما دارای دو بعد اصلی و اساسی “آموزش و”پرورش” می باشد. گرچه این مفاهیم بیشتر مواقع در کنار هم هستند (البته باید چنین باشد) اما این دو بعد، مفاهیم مستقلی هستند که دارای تعاریف خاص خود می باشند.
پرورش، بنا به تعریف : عبارتست از جریانی منظم و مستمر، که هدف آن کمک به رشد جسمانی، شناختی، اخلاقی، اجتماعی یا به طور کلی رشد شخصیت پرورش یابندگان، درجهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه ونیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست(سیف، 1371). مطابق با شواهد موجود، ورزش دراین بعد، به ویژه درکمک به رشد جسمانی واجتماعی دانش آموزان ، نقش مؤثر ومستقیمی ایفا می کند.
آموزش ، یعنی دومین بعد : عبارتست از فعالیتهایی که به منظور ایجاد یادگیری در یادگیرنده، از جانب معلم، طرح ریزی شده و بصورت یک کنش متقابل بین آنها جریان می یابد(همان منبع).
برای پی بردن به نقش ورزش در بعد آموزش، استناد به طبقه بندی هدفهای آموزشی بلوم می تواند کمک کننده باشد. دراین طبقه بندی روی سه حیطه شناختی- عاطفی وروانی، حرکتی تأکید شده است. ورزش، روی هریک ازاین سه حیطه، بطور مستقیم یا غیرمستقیم، موثر است. ورزش، سهم عمده ای در رشد حیطه روانی – حرکتی دارد و مستقیما با آن در ارتباط است. درضمن یافته های تحقیقاتی نشان میدهد که ورزش با پیشرفت تحصیلی و اشتیاق به تحصیل (حیطه شناختی) و انگیزه درونی، اعتماد بنفس و …(حیطه عاطفی) رابطه دارد. در این زمینه نتایج تحقیقات اشنایدر و اشپیتزر (1981) و اشنایدر(1985) نشان میدهد که در سطح دبیرستان عملکرد تحصیلی دانش آموزان ورزشکار، برابر ویا بهتر از دانش آموزان غیر ورزشکار است. هرچند که این رابطه، با توجه به طبقات اجتماعی مختلف، نژاد وجنسیت ، متغیر میباشد(مک فرسون، کرتیس ولوی،1989).
از مطالب فوق چنین استنباط میشود که ورزش میتواند در طیف گسترده ای از فعالیتهای نظام آموزش وپرورش جامعه، نقش عمده ای ایفا کند اما در تحقیق حاضر، بررسی نقش ورزش در ارتباط با سازگاری اجتماعی دانش آموزان مد نظر است.
رشد وپرورش زمینه های اجتماعی جوانان ونوجوانان ازا اهداف هرنظام آموزشی می باشد. مهارتهای اجتماعی را می توان به عنوان کسب الگوهای پاسخی ثابت و قابل پیش بینی تعریف کرد که با انتظارات جامعه هماهنگی داشته و به فرد اجازه میدهد تا از طریق محیط، رضایت خاطر خود را بدست آورد . رشد به موقع مهارتهای اجتماعی، می تواند باعث مهارتهای تازه و پیچیده شود ،خود فهمی مثبت ایجاد نموده و نهایتا” فرد ، روابط مفید با اطرافیان برقرار نموده و باعث سازگاری اجتماعی او گردد.” (حسینی نسب،1373) بطورکلی سازگاری اجتماعی به توانایی و قابلیت شخصی در ارتباط با سایر افراد برمی گردد. به عبارت بهتر به رفتار مثبت میان فردی اطلاق می شود . بطور مشخص تر ، رفتار شایسته اجتماعی، اغلب با مولفه هایی مانند جوانمردی، رعایت حقوق دیگران ، داشتن دید اجتماعی مثبت وتوانایی فرونشاندن دشمنی ها یا احساسات و اعمال تجاوزکارانه مشخص می شود(جانسون،1974) .
به اعتقاد سالیوان (1957) درجریان سازگاری اجتماعی، موضوع ارتباط فرد با افراد دیگر مطرح میشود. در این جریان، برخورد انگیزه ها و خواسته های فرد با ضروریات زندگی گروهی نمایان میشود. (صیادپور، 1372) شواهد تحقیق در سطح گسترده ای نشان داده است که تجارب ورزشی، در تحول بعد اجتماعی ورزشکار، بخصوص در دانش آموزان موثر می باشد. در این زمینه، افرادی مانند سینگر(1972) ،کوپر (1961)، نیمن و هارتر (1986) و … تحقیقات متعددی انجام داده اند که در فصل بعد به توضیح آنها پرداخته میشود.
از مجموعه یافته های تحقیقاتی ، چنین استنباط میشود که صرفا نمی توان مشارکتهای ورزشی را علت موفقیت در دنیای غیر ورزشی دانست. اما شرکت در ورزش، یکی از عوامل موفقیت می باشد . سروکار داشتن با ورزش ، ویژگی های رفتاری و تمایلات و مهارتهای اولیه ورزشکار را، تقویت نموده وآن نیز به نوبه خود کمک میکند تا شرکت کننده، هدفهای بالایی را برای خودش طرح نموده وتلاش کند تا به آن د ست یا بد.
با توجه به مطالب فوق ،یعنی جایگاه ورزش در نظام آموزش و پرورش و نقش آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ،اهمیت سازگاری اجتماعی و نقش ورزش در ارتقاء آن، این سئوال مطرح می شود که آیا با سیستم فعلی ورزش در آموزشگاههای جامعه مورد مطالعه ، تفاوتی بین سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دبیرستانی وجود دارد ؟
1_3.اهمیت تحقیق
روابط انسانی برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری هستند .داشتن روابط مثبت و سالم با دیگران می تواند کلید رشد کمال آدمی باشد .چنین رفتارهایی،
ما را بصورت یک انسان اجتماعی شکل میدهند. همچنین، در منحصر بفرد بودن شخصیت ، هویت و مفهوم خویشتن ما ، نقش اساسی و عمده ای دارند. در حقیقت دیگران برای ما نقش آیینه دارند ، یعنی اینکه هم ما را به خودمان نشان میدهند و هم الگوی تقلید ما هستند. گروه های مختلف زندگی (خانواده ، همسالان و …) ابزار خودشناسی هستند در عین حال باید دانست که همین روابط ، گاهی هسته مرکزی اکثر مشکلات، اختلالات و ناراحتی های روانی مارا نیز تشکیل میدهند . تمام مشکلات انسانی عمدتا اجتماعی وناشی از ارتباط با دیگران است.(ثنایی، 1369) به همین دلیل، شکست در رشد مهارتهای اجتماعی و مهارتهای ارتباطی، پیشبینی کنندههای بسیار قوی برای مشکلات بهداشت روان در آینده فرد هستند(تین دال،1995). از طرف دیگر، نگاهی به تعاریف بهداشت روان ، ارتباط آن را با سازگاری نشان میدهد. آرتور (1985) معتقد است واژه سلامت روان ، درکل ، جهت تخصیص به فردی است که در سطح بالایی از سازگاری و مطابقت هیجانی و رفتاری قرار داشته باشد. همچنین ویندر و بیتس (1982) نیز اعتقاد دارند که سلامت روان به معنی توان مقابله یا سازگاری با ازهم گسیختگی میان شایستگی های جسمی ، اجتماعی وشخصی در سیستم سلامت فرد است (ذوالفقاری مطلق ، 1376) با وجود ارتباط نزدیک بین سلامت روان ، سازگاری و مهارتهای اجتماعی ، بررسی جایگاه ورزش در این مقوله ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. علاوه بر این، ورزش به دو دلیل عمده برای جوانان مفید می باشد ؛ نخست بخاطر پیشرفت و اجتماعی شدن آنها، دوم؛ بخاطر مسئله کنترل اجتماعی، دلیل اول به شناخت بیشتر مهارتهای اجتماعی و فیزیکی یا به عبارت دیگر به فراگیری صحیح ارزشهای اجتماعی و برداشت های جوان برمی گردد. کنترل اجتماعی نیز بدین صورت انجام می گیرد که این برنامه ها از یک طرف از بزهکاری وتخریب جلوگیری می کنند واز طرف دیگر رفتارهای خود تخریبی مانند سو مصرف مواد و رفتارهای تند آنها را کاهش می دهد. بطور خلاصه ، ورزش به نوعی جوان را برای سازگاری با هنجارهای اجتماعی تحت فشار قرار میدهد(کلیبر و رابرت ، 1981).
درباره اهمیت ورزش در سازگاری اجتماعی ، نتایج کلی یک مطالعه نشان میدهد ، ورزشکاران افرادی هستند که هیجانات سالمی تجربه می کنند، متمایل به برونگرایی هستند، توانایی فکری بالاتری دارند، ظرفیت بالایی درمقابل فشارهای محیطی دارند. آنها جهت رسیدن به اهداف خود ودیگران ، استقامت نشان میدهند ، دارای ثبات روانی بیشتری می باشند ، افراد مرتب و منظمی هستند ومتمایل به رهبری کردن و زندگی اجتماعی هستند. (سینگر ، 1972). همچنین، کوبرتن (1963) ، احیاکننده بازیهای المپیک ، در کتاب تعلیم وتربیت ورزشی چنین مینویسد:” بزرگترین خدمتی که ورزش می تواند به جوانان بکند عبارتست از؛ جلوگیری آنان از ولگردی فکری و نگهداری آنان نه در حالت جهالت و بی خبری ، بلکه در بی تفاوتی نسبت به ؛آنچه بیداری نوعی احساس زودرس را تهدید می کند.” وی معتقد است تفکر و قضاوت که در صورت تمرین، ثمربخش تر هستند ، نمی توانند از این نکته غافل باشند که نه تنها فرد ورزشی ، هرلحظه برای ارزیابی ، مسابقه و مقایسه فراخوانده می شود ، بلکه این عملیات، باید در وجود او با سرعت هرچه تمامتر انجام شود. زیرا سرعت تصمیم گیری، تقریبا همیشه اساس حرکت ورزشی به حساب می آید(توماس ، 1370).
علاوه بر اهمیت ورزش در مسائل اجتماعی؛ تربیت بدنی و ورزش در بینش اجتماعی اسلام، ماهیت وساختار مخصوص به خود را داشته و ویژگیهای خاص آن، نقش شایسته ای در توسعه روابط اجتماعی اسلام وتحقق جامعه اسلامی ایفا میکند. در این بینش اجتماعی، مهمترین ویژگی تربیت بدنی و ورزش برای تولید وبسط روابط اجتماعی صحیح، توجه آن به پایه های اصلی تحقق این نظام یعنی فرهنگ، عدالت وقدرت می باشد که در حد کارکرد، موضوعیت واهداف خود، به تقویت و استحکام آن در سطوح مختلف اجتماعی می پردازد(آقاپور،1368).بنابراین در هر جامعه ای، دو مقوله تربیت بدنی و ورزش، متقابلا در توسعه و تحکیم یکدیگر گام برمی دارند ودر جهت گیری جامعه مطلوب و تحقق انسان برتر موثرند. درنتیجه؛ انجام تحقیقات متعدد پیرامون ورزش و مولفه های روان شناختی انسان، با روشن کردن اثرهای مطلوب و موثر ورزش و فعالیتهای جسمانی بر روی جنبه های روان شناختی انسان، می تواند ضمن علاقمند کردن قشر جوان و نوجوان جامعه به ورزش ، سلامت روانی و جسمانی جامعه را نیز ارتقا می بخشد .
4-1.اهداف تحقیق
الف: هدف کلی

هدف کلی این تحقیق تعیین میزان سازگاری اجتماعی در بین دانش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار دبیرستانی منطقه12 شهر تهران و مقایسهی این میزان با یکدیگر میباشد.
ب: اهداف ویژه
تعیین رابطه سازگاری اجتماعی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنها.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بررسی تفاوت میزان سازگاری اجتماعی در دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار.
بررسی تفاوت میزان سازگاری اجتماعی در دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار بر اساس متغیرهایی زمینهای چون (سن، رشته تحصیلی، پایه تحصیلی).
5-1. سوالات و فرضیات تحقیق
الف)سؤالات تحقیق :
1- سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی پسر در چه سطحی قرار دارد؟
2- سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی پسر (به تفکیک ورزشکار و غیر ورزشکار) چگونه است؟
ب)فرضیه های تحقیق:
1- بین سازگاری اجتماعی دنش آموزان پسر ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت وجود دارد .
2- بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و سازگاری اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .
3- بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار، تفاوت وجود دارد .
4- به نظر میرسد میزان سازگاری اجتماعی دانشآموزان بر حسب پایهی تحصیلی آنها متفاوت است.
5- به نظر میرسد میزان سازگاری اجتماعی دانشآموزان بر حسب رشته تحصیلی آنها متفاوت است.
6-1. تعاریف متغیرها و اصطلاحات
متغیر ها و اصطلاحات مهم مورد مطالعه، در تحقیق حاضر عبارتند از:
ساز گاری اجتماعی: به اعتقاد فرانسیس و برون (1965) سازگاری اجتماعی عبارتست از جریانی که بوسیله آن روابط میان افراد ، گروه ها وعناصر فرهنگی، در وضع رضایت بخشی برقرار باشد. به عبارت دیگر روابط میان افراد وگروه ها به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد(بهرام زاده، 1371).
افراد دیگری نیز سازگاری اجتماعی را مترادف با مهرتهای اجتماعی می دانند. در این زمینه الیوت و گرشام (1993) مهارتهای اجتماعی را چنین تعریف کرده اند: رفتارهای انطباقی یادگرفته شده ای که فرد را قادر می سازد تا با افراد دیگر روابط متقابل داشته باشد و از خود پاسخ های مثبت بروز دهد و همچنین از رفتار های نامناسب اجتناب کند.آنها مهارتهای اجتماعی رابه 5 طبقه همکاری، گفتار مناسب، مسئولیت پذیری، همدلی، و خویشتن داری تقسیم می کنند.
تعریف عملیاتی سازگاری اجتماعی :
نمراتی که دانش آموزان از روی پرسشنامه بل (بعد سازگاری اجتماعی) کسب می کنند.
” پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل ” شامل 32 سوال میشود. این مقیاس ، رفتارهای زیر را شامل می شود :
شرکت در فعالیتهای گروهی ، شامل لذت بردن از فعالیتهای گروهی، شرکت در فعالیتها و بازیهای گروهی ، عضویت در گروه ها و علاقمند بودن به آن و …
معاشرت و ارتباط با دیگران:

4-3- آزمون فرضیه دوم 88
4-4- آزمون فرضیه سوم 90
4-5- آزمون فرضیه چهارم 94
4-6- آزمون فرضیه پنجم 96
4-7- خلاصه فصل 99
فصل پنجم: نتایج و پیشنهادات
5-1- مقدمه 101
5-2-مقایسه عملکرد مدلهای پیش بینی 101
5-3- نتایج آزمون فرضیات 103
5-4- نتیجه گیری 104
5-5- محدودیتهای تحقیق 106
5-6- پیشنهادات تحقیق 107
5-6-1- پیشنهادات برای سرمایهگذاران و متولیان بازار 107
5-6-2- پیشنهادات برای تحقیقات آتی 108
منابع و ماخذ 109
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1: نتایج ارزیابی عملکرد مدل ARIMA 87
جدول 4-2: پارامترهای ساختار شبکه نهایی MLP 88
جدول 4-3: نتایج ارزیابی عملکرد شبکه MLP 89
جدول 4-4: پارامترهای الگوریتم ژنتیک 92
جدول 4-5: قوانین استخراج شده از شبکه عصبی 92
جدول 4-6: نتایج ارزیابی عملکرد الگوریتم استخراج قانون 93
جدول 4-7: پارامترهای ساختار شبکه MLP 95
جدول 4-8: نتایج ارزیابی عملکرد مدل ترکیبی شبکه عصبی- ARIMA 95
جدول 4-9: پارامترهای ساختار شبکه MLP 97
جدول 4-10: پارامترهای الگوریتم ژنتیک مورد استفاده 97
جدول 4-11: مجموعه قوانین استخراج شده از مدل ترکیبی تبدیل موجک –شبکه عصبی 97
جدول 4-12: نتایج ارزیابی عملکرد الگوریتم استخراج قانون از مدلWNN 98
جدول 5-1: نتایج مقایسه روش های پیش بینی مورد استفاده 102
جدول 5-2: نتایج فرضیه های مطرح شده 103

فهرست تصاویر
عنوان صفحه
شکل 1-1: نمایش تبدیل فوریه 15
شکل 1-2: مفهوم فیلتر شدن یک سیگنال 17
شکل 1-3: مفهوم نمونه برداری با نرخ پایین 18
شکل 2-1: مفهوم ترکیب شدن 34
شکل 3-1: ساختار شبکه MLP 69
شکل 3-2: تبادل ژنتیکی 73
شکل 3-3: ساختار الگوریتم ژنتیک 74
شکل 3-4: مفهوم استخراج قانون از شبکه عصبی 75
شکل 3-5: الگوریتم ژنتیک فازی 77
شکل 3-6: موجک خانواده دبوچی 78
شکل 3-7: تجریه یک سیگنال بوسیله تبدیل موجک 79
شکل 3-8: ساختار مدل ترکیبی 80
شکل 4-1: مقایسه مقادیر واقعی و مقادیر پیش بینی مدلARIMA 87
شکل 4-2: مقایسه مقادیر واقعی و مقادیر پیش بینی مدلMLP 89
شکل 4-3: تابع عضویت متغیر شاخص قیمت 90
شکل 4-4: تابع عضویت متغیر شاخصS&P500 90
شکل 4-5: تابع عضویت متغیر قیمت طلا 91
شکل 4-6: تابع عضویت متغیر ارز دولتی 91
شکل 4-7: تابع عضویت متغیر قیمت سبد نفتی ایران 91
شکل 4-8: مقایسه مقادیر واقعی و مقادیر پیش بینی الگوریتم استخراج قانون 93
شکل 4-9: مقایسه مقادیر واقعی و مقادیر پیش بینی مدلWNN-ARIMA 96
شکل 4-10: مقایسه مقادیر واقعی و مقادیر پیش بینی الگوریتم استخراج قانون از مدلWNN 98
شکل 5-1: نمودار مقایسه روش های پیش بینی 102
فصل اول
مقدمه و
کلیات طرح تحقیق

1-1: مقدمه
رفع نا آگاهی از آینده از اصلی ترین دغدغه های خاطر انسان در طول تاریخ بوده است . آدمی همیشه به دنبال آن بوده که از آینده خود آگاه شده و آن را به نحوی که خود می خواهد سازمان دهد. در ابتدا چون توان پیش بینی صحیح و قابل اطمینان فراهم نبود، انسان متوسل به نیروهای فراطبیعی شد و آنگاه که توانایی عقلایی بیشتری پیدا کرد، درصدد استفاده از این توانایی برآمد و چون علم امکاناتی برای پیش بینی های او فراهم آورد، از این دستاورد بهره جست.(قدیری مقدم، 1388)
امروزه با رشد و توسعهی اقتصاد جهانی و رقابتی شدن آن، تصمیم گیری درخصوص تخصیص بهینه منابع به مراتب بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است. از این رو بازار بورس و اوراق بهادار به عنوان آینهی تمام نمای وضعیت اقتصادی کشورها و مکانی برای اینکه سرمایه گذاران بتوانند منابع و پس انداز خود را در آن سرمایه گذاری کنند، بیشترین توجه را به خود جلب کرده است.
تصمیمات مربوط به آینده، همواره با ابهام و عدم اطمینان روبروست و کسانی در رقابت پیروز می شوند که بتوانند آینده را پیش بینی و حداقل اطلاعاتی در خصوص آن داشته باشند و بر اساس آن اقدام به تصمیم گیری نمایند. با گسترش علم، امکان پیش بینی مطلوب آینده فراهم شده است. یکی از راه های کمک به سرمایه گذاران، ارائهی الگوهای پیش بینی وضعیت بازار است. هرچه پیش بینی به واقعیت نزدیک تر باشد، مبنای تصمیمات صحیح تری قرار خواهد گرفت.
پیش بینی آینده در عرصه پویای اقتصاد و بازار سرمایه یکی از مهمترین مسائل مورد بحث درعلوم مالی بوده است. معمولاً به منظور پیش بینی وقایعی که در آینده اتفاق می افتد به اطلاعات به دست آمده از رویدادهای تاریخی اتکا می شود .به این ترتیب که داده های گذشته تجزیه و تحلیل می گردد تا از آن الگویی قابل تعمیم به آینده حاصل گردد، دراغلب روش های پیش بینی فرض بر این است که روابط بین متغیرها در آینده نیز ادامه خواهد داشت.(فلاح شمس، 1388)

بازار های مالی، به عنوان بخش مهم اقتصاد هر کشور ، بدلیل رابطه تنگاتنگ آن با ساختار اقتصادی، بسیار مورد توجه قرارگرفته اند. بورس اوراق بهادار نیز به عنوان یکی از مهمترین عناصر بازار سرمایه و توسعه اقتصادی هر کشور شناخته شده است. چرا که این بازار به عنوان پیش نیازی برای بسیاری از تحولات بازرگانی و اقتصادی مورد توجه است. تامین مالی پروژه های مالی – سرمایه ای بلند مدت از محل پس اندازها و نقدینگی بخش خصوصی در مطلوبترین شکل ممکن از طریق بورس اوراق بهادار تحقق می یابد.
1-2: بیان مساله
سرمایه گذاران حق دارند نسبت به آیندهی سرمایه گذاری خود نگران و حساس باشند، به این ترتیب به دنبال این هستند تا اطلاعاتی در مورد آینده بدست آورند. پیش بینی به سرمایه گذاران و تخصیص دهندگان منابع در تصمیم گیری صحیح کمک می کند و ریسک سرمایه گذاری را تا حد امکان کاهش می دهد. بیور می گوید”:پیش بینی ها را می توان بدون اخذ تصمیم انجام داد ولی کوچکترین تصیم گیری را نمی توان بدون پیش بینی انجام داد”.
روشن است که خصوصیت عدم اطمینان، امر نامطلوبی است و از طرفی برای سرمایه گذارانی که بازار بورس را به عنوان مکان سرمایه گذاری انتخاب نموده اند، این خصوصیت اجتناب ناپذیر است. بنابراین بطور طبیعی تمام تلاش های سرمایه گذار کاهش عدم اطمینان است و از این جهت پیش بینی بازار بورس یکی از ابزارهای کاهش عدم اطمینان می باشد.
یکی از مفروضات مهمی که در بازارهای مالی وجود دارد، فرضیه بازار کارا است. بر اساس این فرضیه قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی آنها نزدیک است، یعنی قیمت تعیین شده دربازار شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار است.(جهانخانی،1376) از جمله مواردی که فرضیه بازار کارا را ضعیفتر میکند، قابلیت پیش بینی در این بازارها است. (نمازی،1386) آنچه سرمایه گذاران اعم از حقیقی و حقوقی را برای سرمایهگذاری در سهام شرکتها نگران میکند، نوسانات شدید قیمت های سهام میباشد.
پیش بینی قیمت سهام یکی از مهمترین و جذاب ترین فعالیت ها برای مدیران داخلی و سرمایه گذاران خارجی شرکت می باشد. در خارج از شرکت، سرمایه گذاران از این پیش بینی به عنوان اساس و مبنای انتخاب سبد سرمایه گذاری(پرتفولیو) بهینه و سودآور استفاده می کنند؛ از طرف دیگر در داخل شرکت، هدف مدیران که حداکثر سازی ثروت سهامدارن بوده از این پیش بینی در اتخاذ تصمیمات مهم و بحرانی از جمله بودجه بندی عملیاتی، سرمایه ای و تخصیص بهینه منابع به منظور دستیابی به اهداف سازمان استفاده میکنند. بنابراین روشن است که دقت پیش بینی قیمت سهام بسیار مهم و حیاتی است؛ زیرا مبنای تصمیم گیری های داخلی و خارجی قرار می گیرد. از این رو انتخاب روش پیش بینی یکی از مهم ترین تصمیمات پیش بینی کنندگان است.
بیشتر مطالعاتی که در گذشته در مورد پیش بینی قیمت انجام شده، از مدل سازی خطی و غیر خطی برای پیش بینی استفاده کرده و به مقایسه و بررسی دقت این روش ها پرداختند. در این تحقیق قصد داریم با بهره گرفتن از ترکیب مدل های غیرخطی(تبدیل موجک، شبکه های عصبی و الگوریتم ژنتیک) و مدلهای خطی به مدل سازی پیش بینی قیمت سهام بپردازیم.
1-3: ضرورت و اهمیت تحقیق
سرمایه گذاری و انباشت سرمایه در تحول اقتصادی کشور نقش بسزایی داشته است. اهمیت این عامل و نقش موثر آن را می توان به وضوح در سیستم کشورهایی با نظام سرمایه داری مشاهده کرد. بدون شک بورس یکی از مناسب ترین جایگاهها جهت جذب سرمایه های کوچک و استفاده از آنها جهت رشد یک شرکت، در سطح کلان و نیز رشد شخصی فرد سرمایه گذار است. از آنجایی که هدف و تعریف سرمایهگذاری، به تعویق انداختن مصرف جهت مصرف بیشتر در آینده است، افراد با سرمایه گذاری انتظار دستیابی به سود مورد انتظار خود را دارند. بنابراین مهمترین امر در این زمینه، خرید یک سهم به قیمت پایین و فروش آن به قیمت بالاتر است که این موضوع به معنی پیش بینی قیمت سهام است.
از دوران گشایش بازارهای اوراق بهادار همواره این فکر وجود داشته است که به کمک روشی، قیمت سهام را پیش بینی کنند و در این راه سخت افزارها و نرم افزارها، تحلیل های متفاوت مالی و مانند اینها ابداع شده و مورد استفاده قرار گرفت.(حق پرست،1386)
1-4: اهداف تحقیق
هدف اصلی تحقیق، ارائه مدلی برای پیش بینی قیمت سهام با بکارگیری شبکه عصبی درک چندلایه و تکنیک استخراج قانون از شبکه های عصبی با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک و ترکیب مدلهای مزبور با مدل خطی ARIMA در شرکت های عضو بورس و اوراق بهادار تهران است. علاوه بر هدف اصلی تحقیق، اهداف فرعی دیگری نیز مورد نظر هستند که در سطح پایین تری از هدف اصلی قرار می گیرند. این اهداف عبارتند از:
-کمک به س
رمایه گذاران جهت اتخاذ تصمیم های صحیح و مطلوب
-کمک به مدیران برای انجام وظیفهی حداکثر سازی ثروت سهامدارن
-تعیین مدل بهینه از میان مدل های فوق برای پیش بینی قیمت سهام
1-5: سؤالات و فرضیه های تحقیق
پس از بررسی مسئله و اهداف تحقیق و مطالعات مقدماتی درباره پاسخ های احتمالی، سؤالات تحقیق به شرح زیر قابل طرح است:
آیا سری زمانی خطی ARIMA مدل مناسبی برای پیش بینی قیمت سهام است؟
آیا شبکه عصبی درک چند لایه(MLP) در پیش بینی قیمت سهام بر مدل خطی ARIMA برتری دارد؟
آیا تکنیک استخراج قانون(ExtractionRule ) از شبکه های عصبی با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک نتیجه قابل قبولی برای پیش بینی قیمت سهام بدست می دهد؟
آیا تکنیک استخراج قانون(ExtractionRule ) از شبکه های عصبی با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک در پیش بینی قیمت سهام بر شبکه عصبی درک چند لایه(MLP) برتری دارد؟
آیا ترکیب مدل ARIMA با شبکه عصبی برای پیش بینی قیمت سهام با بهره گرفتن از تبدیل موجک نتیجه قابل قبولی برای پیش بینی قیمت سهام بدست می دهد؟
آیا مدل ترکیبی تبدیل موجک، شبکه عصبی و الگوریتم ژنتیک فازی در پیشبینی شاخص قیمت نسبت به بقیه مدلهای ارائه شده از دقت بالاتری برخوردار است؟
بنابراین فرضیات اصلی تحقیق به صورت زیر خواهد بود:
فرضیه1) مدل خطی ARIMA مدل مناسبی برای پیش بینی قیمت سهام بدست می دهد.
فرضیه2) شبکه عصبی درک چند لایه(MLP) در پیش بینی قیمت سهام از مدل خطی ARIMA عملکرد بهتری را نشان می دهد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فرضیه3) تکنیک استخراج قانون(ExtractionRule ) از شبکه های عصبی با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک نتیجه قابل قبولی برای پیش بینی قیمت سهام بدست می دهد.
فرضیه4) مدل ترکیبی ARIMA، شبکه عصبی درک چند لایه و تبدیل موجک نتیجه قابل قبولی برای پیش بینی قیمت سهام بدست می دهد.
فرضیه5) مدل ترکیبی تبدیل موجک، شبکه عصبی درک چند لایه و الگوریتم ژنتیک فازی در مقایسه با سایر مدلها ارائه شده از دقت بالاتری برخوردار است.
1-6: روش انجام تحقیق
هدف اصلی تحقیق حاضر، پیش بینی قیمت سهام با بهره گرفتن از مدل سری زمانی خطی ARIMA و شبکه عصبی و همچنین ترکیب شبکهی عصبی درک چندلایه یا تکنیک استخراج قانون از شبکه های عصبی با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک و استفاده از تبدیل موجک برای ترکیب مدل خطی ARIMA و شبکه عصبی و همچنین استخراج قانون از مدل ترکیبی تبدیل موجک عصبی و تعیین مدل بهینه با مقایسه نتایج حاصل از روش های پیشبینی مورد استفاده است. تبدیل موجک، شبکه های عصبی و الگوریتم ژنتیک از جدیدترین و پیشرفته ترین روش های مدلسازی و پیش بینی است که چندی است از این روش ها برای پیش بینی فاکتورهای حسابداری و مالی نیز استفاده می شود. در این پژوهش ابتدا پیش بینی شاخص قیمت با بهره گرفتن از مدل سری زمانی ARIMA صورت گرفت، سپس این پیشبینی با بهره گرفتن از شبکه عصبی مصنوعی تکرار شد، در مرحله سوم برای بدست آوردن الگوی شبکه عصبی از الگوریتم ژنتیک فازی استفاده شد، سپس با بهره گرفتن از تبدیل موجک سری زمانی تا سه مرحله شکافته شد، با در نظر گرفتن این نکته که مدلهای خطی در سریهای هموار نتایج بهتری دارند؛ سری همار شده با بهره گرفتن از مدل خطی ARIMA پیشبینی شد و سری تابع جزئیات با بهره گرفتن از شبکه عصبی مصنوعی در انتهای این مرحله با بهره گرفتن از معکوس تبدیل موجک پیشبینیهای صورت گرفته با هم ترکیب شده و پیشبینی سری اصلی حصل گردید و در نهایت در الگوریتم استخراج قانون از شبکه های عصبی(الگوریتم ژنتیک فازی) به جای شبکه عصبی از مدل ترکیبی تبدیل موجک و شبکه عصبی استفاده گردید. در ادامه روش های مورد استفاده برای پیش بینی به تفکیک توضیح داده می شود.
1-6-1: مدل ARIMA
یک سری زمانی، دنباله ای از مشاهدات منظم شده بر حسب زمان از یک متغیر می باشد. در تجزیه و تحلیل سریهای زمانی تنها از داده های تاریخی متغیری که پیشبینی می شود، استفاده می کنند تا مدلی برای تخمین مقادیر آینده توسعه دهند. پیش بینی بارزترین مورد استفاده از سری زمانی میباشد، اینکار در صنعت و اقتصاد از اهمیت بالایی برخوردار است. از روش های پیش بینی سری زمانی که در پشبینی کاربرد بسیاری دارد مدل ARIMA میباشد، ولی همانند سایر مدلهای پیش بینی این مدل نیز دارای محدودیتهایی می باشد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
در حال حاضر در مدل ARIMA روش مناسبی وجود ندارد که به محض اینکه مشاهده جدید در دسترس قرار گرفت تخمینهای پارامترهای مدل را اصلاح یا به روز نماید، و تحلیل گر ناگزیر است بطور کامل مدل را از نو برازش نماید. و همچنین پژوهشگر باید فرض نماید که تکامل آینده سری زمانی با گذشته یکسان خواهد بود، یعنی شکل مدل با زمان تغییر نخواهد کرد. عدم امتیاز نهایی مدلهای ARIMA سرمایهگذاری مورد نیاز در زمان و سایر منابع برای ساختن یک مدل رضایت بخش است. ولی این مدلها بخصوص برای سریهای زمانی که در آنها فاصله نمونه گیری خیلی کوچکند، بدلیل اینکه تاریخ نسبتا طولانی یی را به آسانی میتوان تهیه کرد، به نحو شایستهای مناسبند.(فاطمی،1375)
1-6-2: شبکه عصبی مصنوعی
شبکه های عصبی مصنوعی ابزار مدل بندی انعطاف پذیر و غیر پارامتریک هستند. آنها می توانند هر تابع پیچیده ای را با دقت مورد نظر اجرا کنند. یک شبکه عصبی مصنوعی نوعا از چندین لایه متشکل از تعدادی زیادی عناصر محاسبه گر ساخته شده است که این عناصر محاسبه گر اصطلاحا گره مینامند. هر گره یک سیگنال ورودی از دیگر گره ها، یا ورودی های خارجی دریافت میکند و پس از پردازش سیگنالها بصورت محلی به واسطه یک تابع تبدیل به گره دیگر یا نتیجه نهایی ارسال می کند. لایهی ورودی و لایهی خروجی شبکه شبیه یک سیستم ورودی-خروجی عمل میکند و ارزش نرون های ورودی را برای محاسبهی ارزش نرون خروجی مورد استفاده قرار می دهد. شبکه های عصبی با لایه های پنهان دارای توانایی های بیشتری نسبت به شبکه های عصبی دو لایه هستند.(منهاج،1377) در شبکه های عصبی ورودی p به نرون اعمال شده از طریق ضرب در وزن w، وزندار میشود و حاصل به تابع انتقال f بعنوان ورودی اعمال شده و خروجی نهایی حاصل میگردد. که در آن

این تحقیق از آن جهت که برای کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها صورت می گیرد از نوع تحقیق همبستگی است .
قلمرو تحقیق :
1-قلمرو مکانی
از عمده ترین نکات مورد توجه در یک تحقیق علمی تعیین حد و مرزهای مساله مورد تحقیق است ، در این راستا باید قبل از شروع تحقیق مساله مورد تحقیق را از جنبه های مختلف محدود نمود تا چهار چوب کمی روشن گردد و از اتلاف بیهوده وقت و منابع در مورد مطلبی که مربوط به تحقیق نمی باشد جلوگیری نمود ، بنابراین : به دلیل اینکه یکی از متغیرهای تحقیق رقم فروش می باشد و با توجه به این مطلب که سازمان ها رقم فروش واقعی خود را در اختیار مراجعین نمی گذارند لذا در صنعت مربوط در جمع آوری اطلاعات باید سعی شود کارخانجاتی انتخاب شوند که در بورس پذیرفته شده اند زیرا رقم فروش آنها در اسناد ارائه شده به بورس موجود و نسبت به سایر منابع قابل استنادتر است .

به دلیل اینکه در صنعت مربوط کاشی و سرامیک تعداد کارخانجات پذیرفته شده در بورس 9 عدد می باشد بدین دلیل نیاز به نمونه گیری نبوده و برای جمع آوری داده ها از روش سرشماری استفاده می شود .
2- قلمرو زمانی :
در این تحقیق سعی گردیده است که بررسی مهارت مذاکره مدیران با فروش شرکت را در شرکت های کاشی وسرامیک طی سال 83 را مورد مطالعه و بررسی قرار دهدو نتایج تحقیق با توجه به فعالیت آنها طی این دوره زمانی بدست آمده است .

ابزارهای گرد آوری اطلاعات:
در تحقیق حاضر جهت جمع آوری داده های مربوط به تحقیق از پرسشنامه لیکرت 4 تایی استفاده شده است.

روش تجزیه و تحلیل داده ها:
برای تجزیه و نحلیل داده ها از روش رگرسیون و همبستگی اسپیرمن و آزمون این ضریب و برای نرمال بودن داده ها از آزمون شاپیرو-ویلک استفاده شده است .

محدودیت های تحقیق:
الف : به دلیل مشغله کاری مدیران دسترسی به آنها به راحتی امکان پذیر نبود.
ب :به دلیل آگاهی مدیران نسبت به تکمیل پرسشنامه های تحقیقی و اهداف آن , برخی از آنها از پاسخگویی به پرسشنامه اجتناب می کردند که قانع کردن آنها جهت تکمیل پرسشنامه مستلزم وقت و توضیحات زیاد بود.

تعریف واژگان و اصطلاحات به کار رفته در تحقیق :

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهارت : توانایی به انجام رساندن علمی را گویند .
مذاکره : فرایند خل اختلاف عقیده هایی که در معاملات بین خریدار و فروشنده بوجود می آید.
( Ashcroft , 2004,230)
مهارت مذاکره: مهارت های اصلی مذاکره عبارتند از :
توانایی توصیف مجموعه ای از هدف ها وانعطاف پذیری نسبت به برخی آنها
توانایی کشف راه های متعدد
توانایی کسب آمادگی لازم
توانایی گوش دادن به دیگران و سئوال کردن از آنان
توانایی تشخیص اولویت ها.(هلر ,1383,7)

فروش : فرآیند شخصی یا غیر شخصی ، کمک کردن و یا متقاعد سازی مشتری پیش رو به خرید کالا .( H.Buskirk and D.Buskirk , 1992 , 4 )

فصل دوم :
ادبیات تحقیق

تعاریف مذاکره :
مذاکره تبادل ارتباط برای رسیدن به توافقی است وقتی که شما و طرف مقابل شما دارای منافعی هستید که بین شما مشترک است و در همان حال منافعی دارید که با یکدیگردر تضاد است.( فیشرو یوری ،1383 ، 20 )
مذاکره فرآیند تصمیم گیری توافقی بین افراد به هم وابسته و با ترجیحات متفاوت است . ( رضائیان ، 1382 ، 89 )
مذاکره فرآیندی است که دو یا چند نفر یا گروه دارای هدف های مشترک و متضاد ،‌طرح های پیشنهادی خود را بیان می کنند و شرایط خاص خود را مورد بحث قرار می دهند تا احتمالاٌ به توافق برسند . ( Hellriegel & etal , 1995 , 446 )
مذاکره : هنر رسیدن به تفاهم متقابل از طریق چانه زنی و بحث و استدلال بر سر مسائل اساسی است در حقیقت « فرآیند »‌ جریان و یا برنامه ای است که یک خرید و فروش را به نتیجه می رساند0 (حسینی ، 1383 ، 29 )
مذاکره:به معنی گفتگو ، بحث یا چانه زنی جهت دستیابی به توافقی در معاملات بازرگانی می؛باشد ( رستمی ، 1382 ، 78 )
مذاکره : نوعی از ابزار ارتباطی میان 2 طرف برای نیل به توافق پیرامون نیازها و نظرات متفاوت است . ( رستمی ، 1382 ، 78 )
مذاکره : ضرورتاٌ هنر یافتن فنی است که هر دو طرف بتوانند از معامله آنچه را که می خواهند بدست آورند . ( H.Buskirk and D.Buskirk , 1992 , 324 )
مذاکره فرآیند حل اختلاف عقیده هایی که در معاملات بین خریدار و فروشنده بوجود می آید . ( Ashcroft , 2004,230)
مذاکره ، فرآیند مصالحه که در آن گروه ها با مجموعه اهداف و ارزشهای مختلف و برمبنای منافع شخصی متفاوت شان می باشند است . ( manning and Robertson , 2003 , 61 )
مذاکره : وسیله ای است که توسط آن افراد با علائق متفاوت می توانند در مورد اینکه چگونه بتوانند با افراد به سازش برسند ، به معنی دقیق کلمه به عنوان یک روش حل تعارض در نظر گرفته می شود . (manning and Robertson , 2003 , 61)
مذاکره : فیشر و دیگران می گویند : که مذاکره وسیله ای اساسی در بدست آوردن این است که شما از دیگران چه می خواهید . مذاکره ارتباطات پس و پیشی است که برای رسیدن به توافق طراحی شده است وقتی که شما و طرف دیگر دارای منافعی هستید که تقسیم شده است و دیگرانی که مخالف هستند . ( Pullins & etal , 2000 , 467 )
از نظر دیوید اسمیت1 مذاکره عبارت است از : روش تصمیم گیری که با ترکیب از منافع مشترک و متعارض اعضای گروه هایی که در تصمیم گیری شرکت کرده اند مشخص می شود ، اشتراک منافع منجر به این ضرورت می شود که هر دو طرف با هر تصمیمی موافقت کنند ، منافع متعارض مربوط به خصلت موضوعات اساسی است که نسبت به موقعیت غیرعادی است.(Wimsatt and Gassenheimer , 1995 , 20 ‌ )
مذاکره : فرآیندی است که حداقل 2 طرف برای رسیدن به توافق موضوعاتی که متقابلاٌ سودمند است تلاش می کنند . ( Gulbro and Herbing , 1996 , 17 )
مذاکره فرآیند رسیدن به تفاهم متقابل ، از طریق چانه زنی ، بحث و استدلال بر نکات اساسی است به عبارت دیگر مذاکره مجموعه کنش ها و واکنش های طرفین بر سر موضوعات مورد علاقه آنهاست و این مجموعه کنش ها و واکنش ها به مراتب بیشتر از یک مقایسه ساده بین پیشنهادها و پذیریش ها است . ( حسینی ،‌1376 ، 200 )
جهان به طور فزاینده ای در حال رقابتی شدن است به این معنی است که ایجاد محل رقابتی در این دنیا مهمتر است از هر چه خصوصیاتی که در جهان دارد استفاده کنید به این معنی که افزایش بازگشت تمام سرمایه ها با کارکردن به طور مؤثر و انجام بهترین معامله ای که می تواند انجام شود تا حداکثر مزیتی را برای شرکتتان تضمین کند این مستلزم رفتن به بازارها با محصول خوب ، با ویژگی هایی که بازار در زمان مناسب می خواهد ( یا توسط بازاریابی خوب ،‌ می تواند متقاعد می شود )
مابقی ممکن است به شناسایی قیمت مناسب برای اینکه آن را برای مشتریان جذاب تر کند مهیا کند اما به نفع سازمان این مستلزم مذاکره مؤثر است به هر حال این داد و ستد تجاری مشکل واضحی از مذاکره است . ما به مهارت های مذاکره 1 اغلب هم در زندگی کاری و هم در بقیه زندگی مان نیاز داریم اگر چه به مهارت برای تمام شرایط نیاز داریم ولی اکثر ما چنین مهارت هایی را آموزش ندیده ایم در محیط تجاری معمولاٌ با دو زمینه در ارتباط هستیم .
نخست : عرصه تجاری خرید و فروش ، ما برای بسیاری از کالاهایی که می خریم و یا می فروشیم برای قیمت مذاکره می کنیم .
دوم : مربوط به روابط صنعتی است و خصوصاٌ‌ مشکلات روابط صنعتی ،‌ به هر حال انواع عرصه های دیگر هم وجود دارد که مهارت مذاکره مفید هستند علاوه بر قیمت های مذاکره شده در مورد کالاها ،‌همچنین درباره تاریخ تحویل نیز مذاکره می کنیم ما در مورد زمان های جلسه مان مذاکره می کنیم وغیره … ، بعضی وقت ها مذاکرات ،‌ مذاکراتی رسمی و کامل هستند که هر دو طرف در آن می نشینند که موقعیت شان را از آغاز بشناسند . در زمان های دیگر مذاکرات می توانند نسبتاٌ رسمی باشند اما آنها با وجود این مذاکره هستند .
در اکثر مذاکرات هر دو طرف با مخفی نگه داشتن اطلاعات بر روی موقعیت و پایگاه اطلاعاتی شان مذاکره می کنند به این دلیل بعضی از مردم مذاکره را به عنوان فعالیت نادرست در نظر می گیرند به هر حال بایستی مذاکره ضرورتاٌ مثبت در نظر گرفته شود ، کسانی که از مذاکره امتناع می کنند معمولاٌ بیشتر اطلاعات را پنهان می کنند و اطلاعات کمی را می دهند .
مذاکرات اگر مؤثر باشد منجر به مصالحه یا تغییرات موقعیت و رفتار می شوند در طی زمان آنهایی که اغلب با هم مذاکره می کنند بایستی برای موقعیتی با احترام و اعتماد متقابل امیدوار باشند این ممکن است منجر به شرایطی شود که مذاکره ضرورتش کمتر شود . بنا بر این مذاکره مؤثر و پایدار می تواند منجر به بهبود روابط صنعتی و تجاری شود . (, 1998 , 56 Daniels)
برنامه ریزی ، هدایت و تحلیل نتایج مذاکرات تجاری1 عناصر کلیدی تجارت موفقیت آمیز است . بهبود مهارت های مذاکرات تجاری یک وظیفه با ارزش و اغلب در نظر شخص چالش برانگیز است ، مذاکره یک پدیده خارق العاده و مرموز است که می تواند شامل بسیاری از موضوعات پیمانی ، تجاری و مالی باشد ، اما تعدادی از مذاکره کننده ها این تفکر را نمی پذیرند ، چه بسا که در بسیاری از مذاکرات تجاری این امر پیچیده تر می شود .
سرعت تجارت افزایش یافته است فشار شدید را بر آن افرادی که در جستجوی مذاکره اند که امتیازات بهتری را از مذاکرات بدست آورند قرار می دهند . کوتاهی در مصرف زمان کافی در جزئیات منجر به عدم اطمینان می شود که بعداٌ بحث ها وادعا هایی را در تمام موضوعاتی که ظاهراٌ حل شده است ایجاد می کند . و این مستلزم کاربرد مهارت های مذاکره است که وقتی به درستی انجام شود فعالیت ما حرفه ای است . مذاکره یک فرآیند پویا است که به طور مستمر چالش ها و فرصت هایی برای مشارکت کنندگان ارائه می دهد به طوری که : فرآیند حل اختلاف عقیده هایی که در معاملات بین خریدار و فروشنده بوجود می آید . ( Ashcroft , 2004,230)
این تعریف مختصر از مذاکرات تجاری 1نیاز برای فرآیند را تأکید می کند و هر نیاز برای برنامه ریزی : اساس هر فرآیندی نیاز برای برنامه ریزی 2 است که در مذاکرات تجاری برای موفقیت در آن حیاتی است . باید در برنامه ریزی همه چیز در نظر گرفته شود و تمام اهداف3 ممکنه در برنامه ریزی تنظیم شود که این بخش مهم برنامه ریزی است که بیشتر موفقیت به آن بستگی دارد . اهداف بایستی تا جایی امکان دارد واقعی باشد . برنامه کار، مورد نیاز است که بر مبنای برنامه تاکتیکی برای افزایش میزان و اثرات آنها بر ملاحظات تجاری و روان شناسی است . عکس العمل طرف دیگر باید به طور دقیق مورد توجه قرار گیرد و پاسخ های ممکن آماده گردد . هر آیتم باید زمان بندی شود و مشارکت طرف دیگر در نظر گرفته شود . بسیاری از مذاکرات با شکست روبرو می شوند ،‌ زیرا افراد زود وقت شون به پایان می رسد . مدیریت ضعیف زمانی می تواند منجر به سوءتفاههمات و شکست برای حل جزئیات شود . برنامه ریزی مستلزم زمان و منابع مناسب است . مذاکره کننده باید حرف های اولین خود را آماده کنند . این وظیفه مشکلی است برای مذاکره کنندگان که بی تجربه اند . یک مکالمه و دیالوگ مردد و لرزان امتیاز و اعتماد به نفس را به طرف مقابل می دهد پس حرف های اولیه بسیار حیاتی است . ( Ashcrott , 2004 , 229 )
پس این خود نشان می دهد نقش مهارت مذاکره را که چگونه می تواند برای مذاکره کنندگان مفید باشد .
ارکان اصلی مذاکره :

الف : اهداف : هیچ کاری و فعالیتی بدون هدف معنا نخواهد داشت در نظام هستی ، همه چیز هدفدار بوده و به سوی غایتی در پیش است . آفرینش ، هستی ،‌ حیات و انسان ها دارای هدفی بوده و جهت رسیدن به آن در تلاش اند مذاکرات نیز به عنوان یکی از فعالیت هایی که افراد به طور مداوم و روزانه و خواسته و ناخواسته ناگزیر از انجام آن هستند ، اهداف خاصی را دنبال می نمایند . طرف های دیگر در مذاکرات هر کدام دارای منافعی بوده و جهت رسیدن به منافع خود در وضعیت مذاکره قرار می گیرند ، لیکن همین منفعت بردن از انجام مذاکره جهت برآوردن هدف یا اهداف از پیش تعیین شده برای فرد مطلوب می باشد . لذا در پس هر مذاکره نیز مانند سایر فعالیت های دیگر هدفی وجود داشته و مذاکره فعالیتی هدف دار می باشد . هدف مذاکرات بازاریابی برای هر کدام از طرفین نفعی است که از انجام داد و ستد حاصل می گردد . بدیهی است منافع مورد نظر باید مشخص و قابلیت ارزیابی باشد .
ب : روش ها : مذاکرات نیز مانند سایر فعالیت های دیگر به روش های گوناگون صورت می گیرد . مانند روش های سخت و خشن ، ملایم و منطقی که ممکن است صورت بپذیرد .
ج : افراد : اصولاٌ مذاکره توسط افراد صورت می گیرد . نقش شخص یا اشخاص مذاکره کننده ،‌از آن جهت اهمیت دارد که دانش و بینش آنها ، سن ،‌ جنس ، عواطف و بالاخره مقام و موقعیت شغلی یا اجتماعی آنها ، آثار متفاوتی برای میزان ثمر بخشی و موفقیت یا شکست مذاکرات برجای می گذارد.
د : اطلاعات : هر مذاکره ای بر پایه ی اطلاعات استوار است . در مذاکر ات بازاریابی که بین دو قطب یا دو گروه مخالف یا دارای منافع متضاد صورت می گیرد ، هر کدام از طرفین باید ابتدا ، اطلاعات اساسی و حتی بسیار دقیق از طرف مقابل جمع آوری نموده باشند ، در غیر این صورت ، امکان دارد توافق های به عمل آمده با توجه به حقایقی که بعد ها روشن خواهد شد ، جامعه عمل نپوشیده و اختلافاتی بروز کند . ( حسینی ، 1376 ، 201 )

تفکر درباره مذاکره به عنوان یک فرآیند با مراحل متنوع و با موضوعات کلیدی که در سراسر کل فرآیند اجرا می شوند مفید است . ( manning and Robertson , 2003 , 61 )
مراحل اصلی در فرآیند مذاکره عبارتند از :
1- آمادگی
2- ارائه پیشنهاد
3- چانه زنی
4- ختم مذاکره
این مراحل در بعضی از مذاکرات می تواند در مرحله ی دیگر تا حدی ادغام شود که آنها به عنوان مراحل مجزا قابل شناسایی نیستند ( Daniels , 1998 , 57 )

1- آمادگی :
اکثر کارشناسان و نویسندگان درباره ی مذاکره در این مورد توافق دارند که اصل موفقیت در مذاکره برنامه ریزی است که قبل از فرآیند واقعی تعامل اتفاق می افتد (Fells , 1996 , 50 ‌ )
آمادگی برای مذاکره باید بسیار زودتر از آغاز رسمی مذاکره فراهم شود . هر یک از طرفین باید اطلاعاتی درباره ی سابقه مذاکره ،‌رفتار ، تعامل ها و توافق های پیشین ، انتظارات و ترجیحات طرف مقابل به دست آورد و خواسته ی اعضای گروه را درباره ی کم و کیف توافق جدید بداند . طرفین می توانند اطلاعاتی از رقبای خود به دست آورند تا در تعیین انتظارات واقعی به آنان کمک کند .
در این مرحله دو طرف بیشتر اطلاعات مربوط را تا آنجای ممکن در مورد همدیگر جمع آوری می کنند جلسات غیر رسمی برای بررسی توانایی ها و موقعیت های همدیگر برگزار می کنند . اغلب این مرحله مهم تر از مذاکره رسمی است . زیرا خریداران و فروشندگان روابط غیررسمی و اجتماعی را توسعه می دهند .
اعتماد و اطمینانی که از این روابط بدست آمده شانس رسیدن به توافق را افزایش می دهد . به هر حال اکثر موضوعات مهم در این مرحله به طور کامل برای ایفای آن آماده می شود . نگریستن به رفتار خرید مشتری و اولویت هایش حیاتی است زیرا ارائه کالا و خدمات به هر طریقی که با آن اولویت ها و رفتارها سازگار باشد ضروری است . ( Cateora and N.Ghauri , 2000 , 409 )
علی رغم اینکه مرحله ی پیش مذاکره مرحله بسیار مهمی می باشد لیکن غالباٌ توجه تعداد اندکی از مذاکره کنندگان را نسبت به خود معطوف می کند . در این مرحله ارکان قرار داد شکل گرفته و چنانچه در انتخاب این ارکان دقت کافی مبذول نگردد ، سایر مراحل که متکی به آن می باشند ،‌فاقد وضعیت با ثباتی خواهند بود . مذاکره مؤثر به شرط آمادگی کامل امکان پذیر است . برای چانه زنی مؤثر باید انگیزه های طرف مقابل را به خوبی شناخت و به این نکته نیز توجه داشت که طرف شما همواره راجع به شما بیش از آنچه که خود تصور می کنید از شما

………………………………………………………………………………………………….8
دیدگاه های مربوط به سلامت عمومی……………………………………………………………………………………….9
دیدگاه اتکینسون و هیلگارد ………………………………………………………………………………………………9
دیدگاه فرانکل …………………………………………………………………………………………………………….10
دیدگاه آلپورت……………………………………………………………………………………………………………..11
دیدگاه آدلر………………………………………………………………………………………………………………….11
دیدگاه الیس…………………………………………………………………………………………………………………11
دیدگاه فرام ………………………………………………………………………………………………………………..12
دیدگاه کارل هورنای……………………………………………………………………………………………………..12
دیدگاه فروید ………………………………………………………………………………………………………………13
دیدگاه مازلو ………………………………………………………………………………………………………………..13
دیدگاه گلاسر ……………………………………………………………………………………………………………..13
مفهوم استرس …………………………………………………………………………………………………………………..14
تعریف استرس ……………………………………………………………………………………………………………………15
دیدگاه های مربوط به استرس ………………………………………………………………………………………………..15
دیدگاه زیست شناختی …………………………………………………………………………………………………….16
دیدگاه روانی ـ اجتماعی……………………………………………………………………………………………………18
استرس و شخصیت…………………………………………………………………………………………………………………19
استرس و بیماریهای جسمی………………………………………………………………………………………………………20
استرس و سیستم ایمنی بدن ……………………………………………………………………………………………………..22
استرس و فرایندهای فکری ……………………………………………………………………………………………………..23
عوامل فشارزای دانشجویی ……………………………………………………………………………………………………..24
تغییر در سبک زندگی………………………………………………………………………………………………………24
ازدحام وشلوغی………………………………………………………………………………………………………………25
امتحانات………………………………………………………………………………………………………………………..26
نمرات ………………………………………………………………………………………………………………………….27
فشردگی دوره های تحصیلی……………………………………………………………………………………………..28
رقابت ………………………………………………………………………………………………………………………….28
کمروئی…………………………………………………………………………………………………………………………29
مشکلات مالی، حمایت والدین ………………………………………………………………………………………….30
یافتن دوست جدید…………………………………………………………………………………………………………..30
سنجش فشارزاهای روانی ـ اجتماعی…………………………………………………………………………………………..31
پیشینه تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………32

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پژوهشهای انجام شده در خارج کشور…………………………………………………………………………………32
پژوهشهای انجام شده در داخل کشور…………………………………………………………………………………35
فصــل سوم ( روش شناسی تحقیق )
نوع مطالعه…………………………………………………………………………………………………………………………..38
جامعه و نمونه آماری، روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………..38
ابزار گردآوری اطلاعات…………………………………………………………………………………………………………38
پرسشنامه مشخصات فردی ………………………………………………………………………………………………..38
پرسشنامه سلامت عمومی…………………………………………………………………………………………………..38
پرسشنامه عوامل فشارزای روانی – اجتماعی………………………………………………………………………….40
روش اجرا و جمع آوری داده‌ها …………………………………………………………………………………………….40
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها…………………………………………………………………………………………………….41
ملاحظات اخلاقی………………………………………………………………………………………………………………….41
فصــل چهارم (توصیف و تحلیل داده‌ها )
توصیف داده‌ها…………………………………………………………………………………………………………………….42
تحلیل داده‌ها………………………………………………………………………………………………………………………44
فصــل پنجم ( بحث ونتیجه گیری، پیشنهادات)
بحث و نتیجه‌گیری………………………………………………………………………………………………………………..54
پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………………………..56

محدودیت‌های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………57
منابع
منابع فارسی ………………………………………………………………………………………………………………………..58
منابع لاتین ………………………………………………………………………………………………………………………….62
پیـوست‌ها
پرسشنامه مشخصات فردی ……………………………………………………………………………………………………….65
پرسشنامه عوامل فشارزای روانی – اجتماعی………………………………………………………………………………….65
پرسشنامه سلامت عمومی………………………………………………………………………………………………………….68

فهرست جداول
جدول (1– 4) توزیع مقطع تحصیلی افراد نمونه به تفکیک جنسیت………………………………………………42
جدول (2-4) نتایج بررسی نرمالیتی توزیع نمرات آزمونهای سلامت عمومی و عوامل فشارزای روانی ـ اجتماعی بوسیله آزمون کولموگروف ـ اسمیرنوف……………………………………………………43
جدول (3- 4) ضرایب همبستگی بین عوامل فشارزا و سلامت عمومی………………………………………….44
جدول (4- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه سلامت عمومی در دانشجویان دختر و پسر………………45
جدول (5- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه سلامت عمومی در دانشجویان مجرد و متاهل……………46
جدول ( 6- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه سلامت عمومی در مقاطع تحصیلی مختلف……………..47
جدول (7- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه سلامت عمومی بر حسب مدت زمان اقامت دانشجویان در خوابگاه……………………………………………………………………………………………………………………….48
جدول (8- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه عوامل فشارزا در دانشجویان دختر و پسر…………………49
جدول (9- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه عوامل فشارزا در دانشجویان مجرد و متاهل………………50
جدول (10- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه عوامل فشارزا در مقاطع تحصیلی………………………….51
جدول (11- 4) مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه عوامل فشارزا بر حسب مدت زمان اقامت دانشجویان در خوابگاه……………………………………………………………………………………………………………………….52
جدول (12- 4) ضرایب حاصل از تحلیل رگرسیون عوامل فشارزا بر سلامت عمومی………………………53

فهرست تصاویر
تصویر 1- 2 ) تصویر کانن از استرس ……………………………………………………………………………………..16
تصویر 2- 2 ) مسیر اصلی پاسخ استرس (سلیه 1970)…………………………………………………………………17

فصـل اول
کلیات تحقیق

مقدمه
سلامت، یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار و بخش جدایی ناپذیر آن برای شکوفایی و ارتقای کیفیت زندگی است. تقریباً همه افراد در جوامع مختلف به شیوه‌های گوناگونی به دنبال رسیدن به آرامش و رفاه نسبی در جنبه‌های مختلف زندگی هستند. اما با گسترش روز افزون صنعت و تکنولوژی و به تبع آن افزایش مسئولیتهای افراد، نابهنجاریها، اختلالات روانی و بیماریهای جسمی نیز رو به افزایش است. در ارتباط با سلامت عمومی معمولاً احساس فشار و تنیدگی نقطه شروع ناراحتی روانی است و تداوم آن موجب اختلال در کنشهای روانی، اجتماعی و بدنی فرد می‌گردد. در شرایط عادی و معمولی برخی از استرس ها، نگرانیها و ضربه‌های روحی و روانی را می‌توان نادیده گرفت، اما گاهی شدت و پایداری این عوامل فشارزا به حدی است که حتی فرد را از انجام کارهای روزمره باز می‌دارد. استرس یکی از موضوعاتی است که علیرغم پیشرفت علم و تکنولوژی همیشه با بشر همراه بوده و هیچگاه انسان نتوانسته که بطور کامل خود را از آن دور کند. انسان امروزی با دو جنبه متضاد استرس روبرو است؛ از یک سو جزء ضروری از زندگی است که با تحریکات آنی، فرد را برای زندگی، حرکت و پیشرفت آماده می کند و از سوی دیگر، استرس ریشه بسیاری از مشکلات روانی، پزشکی و اجتماعی است. انتشار بیش از یکصد مقاله و کتاب در زمینه بررسی، کنترل و مدیریت استرس و اختصاص بیش از سه درصد بودجه ملی کشورها برای مقابله با اثرات استرس و کنترل آن نشان‌دهنده اهمیت استرس می‌باشد ( بنجامین ، مترجم دادستان ،1377).
اهمیت استرس نه فقط به خاطر خسارت اقتصادی آن است بلکه به خاطر اثرات منفی آن بر سلامت جسم و روان افراد می‌باشد. امروزه مشخص شده است که استرس با بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی ارتباط داشته و یا در ایجاد، تحول وگسترش آن نقش دارد. محققان نشان داده‌اند در صورتی که استرس فرد افزایش یابد می‌تواند منجر به علایم قلبی ـ عروقی، مشکلات معده‌ای ـ روده‌ای، بی‌خوابی، سردرد، کمردرد ، خستگی و فراموشی، خشکی دهان و تعریق بیش از حد کف دست شود( دالبند ، فرهادی ، 1385).
در سالهای اخیر توجه بیشتری به این امر شده و پژوهشهای بسیاری در مورد رابطه استرس با زندگی اقشار مختلف بویژه سلامت عمومی آنان انجام شده است.

بیان مسئله
ورود به دانشگاه مقطع بسیار حساسی در زندگی نیروهای کارآمد و فعال جوان در هر کشوری محسوب می‌شود و غالباً با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی آنها همراه است. در کنار این تغییر، به انتظارات و نقشهای جدیدی نیز باید اشاره کرد که همزمان با ورود به دانشگاه در دانشجویان شکل می‌گیرد. قرار گرفتن در چنین شرایطی غالباً با فشار و نگرانی توأم بوده و عملکرد و بازدهی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
از یک سو لازمه پیشرفت تحصیلی مناسب و موفقیت‌آمیز، برخورداری از آرامش و امنیت خاطر در ابعاد زیستی ، روانی و اجتماعی است ولی از سوی دیگر دوره زندگی دانشجویی به واسطه حضور عوامل متعددی دوره فشارزا است و دانشجویان تغییرات زیادی را در زندگی دانشجویی بویژه زندگی خوابگاهی خود تجربه می‌کنند. یکی از کارکردهای مهم این دوره زندگی افراد، دستیابی به استقلال و خود مختاری است که به شکل توانایی تصمیم گیری مستقل و انجام تکالیف زندگی بدون اتکاء به دیگران پدیدار می‌شود. بسیاری از آنها برای اولین بار با مسائل مالی و نحوه اداره زندگی و تنظیم فعالیتهای اجتماعی خود روبه رو می‌شوند. تغییر روابط با خانواده و دوستان، عادت خوردن، خوابیدن و تنهایی نیز بر برخی دانشجویان اثر معکوس می‌گذارد. به نظر می‌رسد که منابع استرس‌زای این دوره نیز منحصر به فرد باشد. آشنا نبودن بسیاری از دانشجویان با محیط دانشگاه در بدو ورود به دانشگاه، جدایی و دوری از خانواده، عدم علاقه به رشته تحصیلی، الزامات محیط آموزشی، ناسازگاری با سایر افراد در محیط زندگی و کافی نبودن امکانات رفاهی و اقتصادی و مشکلاتی نظیر آنها از جمله شرایطی هستند که می‌توانند مشکلات و ناراحتیهای روانی را بوجود آورد . وجود این گونه مشکلات

2-3- رضایت شغلی 33

2-3-1- ارتباطات در سازمانها به سه گروه تقسیم می شود: 44
2-3-2- ارتباط رضایت شغلی با سایر عوامل: 45
2-3-3- رضایت شغلی و سلامتی جسمی 46
2-3-4- عوامل سازنده رضایت شغلی 47
2-3-5- تعیین رضایت شغلی: 53
2-4- پیشینه تحقیق 55
2-5- سوال های پژوهش : 60
2-6- تعاریف مفهومی ( نظری) و عملیاتی متغیر ها 61
2-6-1- تعریف نظری رضایت شغلی 61
2-6-2- تعریف عملیاتی رضایت شغلی 61
2-6-3- تعریف نظری فرسودگی شغلی 61
2-6-4- تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی 62
2-6-5- تعریف نظری تعارض کار و خانواده 62
2-6-6- تعریف عملیاتی تعارض کار و خانواده 62
2-7- جمع بندی 63
فصل سوم: روش پژوهش

3-1- مقدمه 65
3-2 – روش پژوهش 65
3-3- جامعه آماری 65
3-4- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری 65
3-5- ابزار گردآوری داده ها 66
3-5-1- اطلاعات جمعیت شناختی 66
3-5-2- پرسشنامه رضایت شغلی 71
3-5-2-1- سنجش روایی و پایایی 71
3-5-3- پرسش نامه فرسودگی شغلی مزلچ 72
3-5-3-1- روش نمره گذاری 73
3-5-3-2- سنجش روایی و پایایی 74
3-5-4- پرسشنامه تعارض کار و خانواده 76
3-5-4-1- سنجش روایی و پایایی 76
3-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها 81
3-7- روش اجرای تحقیق : 81
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- نتایج پردازش اطلاعات بر مبنای یافته های توصیفی 83
4-2- نتایج تحلیل یافته ها بر مبنای سوالات پژوهش 85
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
1-5- مقدمه 90
5-2- بحث و نتیجه گیری پیرامون یافته های پژوهش 90
5-2-1- بحث و نتیجه گیری پیرامون یافته اول پژوهش 90
5-2-2- بحث و نتیجه گیری پیرامون یافته دوم پژوهش 94
5-2-3- بحث و نتیجه گیری پیرامون یافته سوم پژوهش 96
5-2-4- بحث و نتیجه گیری پیرامون یافته چهارم پژوهش 97
5-3- محدودیت های پژوهش 99
5-4- پیشنهاد های کاربردی 99
5-5- پیشنهاد های پژوهشی 100
منابع
منابع فارسی 102
منابع لاتین 107
پیوست ها
پرسشنامه تعارض کار- خانواده 114
پرسشنامه رضایت شغلی 116
پرسشنامه فرسودگی شغلی 117
چکیده انگلیسی 119

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3-1: حجم نمونه بر اساس سن 66
جدول 3-2 : حجم نمونه بر اساس وضعیت تأهل 67
جدول 3-3 : حجم نمونه بر اساس وضعیت تحصیلی 69
جدول 3- 4: حجم نمونه بر اساس سابقه کار 70
جدول 3-5: ضرایب روایی پرسشنامه تعارض کار-خانواده . 72
جدول 3-6 :شاخص های برازش ساختار عاملی مقیاس تعارض کار-خانواده 72
جدول 4-1:داده های توصیفی 83
جدول 4-2 :داده های توصیفی 84
جدول 4-3 : جدول ضریب همبستگی بین فرسودگی شغلی و تعارض کار-خانواده با رضایت شغلی 85
جدول4-4 : جدول پیش بینی تغییرات رضایت شغلی از روی مولفه های فرسودگی شغلی 86
جدول 4-5 :جدول پیش بینی تغییرات رضایت شغلی از روی ابعاد تعارض کار-خانواده 87
جدول4-6 : جدول پیش بینی تغییرات رضایت شغلی از روی فرسودگی شغلی و تعارض کار و خانواده 88
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 3-1 : ویژگی های سن گروه نمونه مورد مطالعه 67

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نمودار 3-2 : ویژگی های وضعیت تأهل گروه نمونه مورد مطالعه 68
نمودار3-3 : ویژگی های وضعیت تحصیلی گروه نمونه مورد مطالعه 69
نمودار 3-4 : ویژگی های سابقه کار گروه نمونه مورد مطالعه 70
مدل رضایت شغلی براساس مولفه های فرسودگی شغل تعارض کار- خانواده
در زنان شاغل دانشگاه های شهر یاسوج
به وسیله: آسیه پیشوائی
چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی مدل رضایت شغلی براساس موضوع فرسودگی در زنان شاغل دانشگاهایش شهر یاسوج بوده است . جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان شاغل دانشگاه یاسوج به تعداد 260نفر بوده است . حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول مورگان کرجسی1 به تعداد 155 نفر به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیده.روش پژوهش به شیوه توصیفی (همبستگی) انجام شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های استاندارد شده رضایت شغلی فیلدروث2 (1951)، فرسودگی شغلی پرسشنامه مزلچ3 (1986) تعارض کار – خانواده پرسشنامه کارلسون4 و همکاران(2000) به ترتیب در جهت سنجش استفاده گردید.جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین ،درصد فراوانی ،انحراف معیار ) آمار استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری )و نرم افزار spssاستفاده گردید. نتایج بدست آمده حاکی از این است که بین فرسودگی شغلی و تعارض کار – خانواده با رضایت شغلی مرتبط ، رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین مؤلفه های فرسودگی شغلی در مقایسه با مولفه های تعارض کار – خانواده توانایی بیشتری برای پیش بینی تغییرات رضایت شغلی دارند.
کلمات کلیدی: رضایت شغلی، فرسودگی شغلی، تعارض کار –خانواده ، زنان شاغل

فصل اول
کلیات پژوهش

مقدمه
انسان از دیر باز برای تأمین معیشت و توسعه رفاه فردی و اجتماعی خویش به کار و تلاش جسمی، فکری و اجتماعی مشغول بوده است . در این راستا با گذشت زمان بر پیچیدگی های عرصه کار و تولید افزوده شده و ضرورت تقسیم کار در همه شئون اجتماعی حس شده است. به عبارتی، با رشد و توسعه فن آوری های علمی – صنعتی و خدماتی، تغییر ات بزرگی درعرصه های زندگی بشری رخ داده است . با بروز این تغییرات، ضرورت سازگاری و انطباق آدمی بیش از پیش احساس شده و بشر با اتکا به هوشمندی خویش به تقسیم کار درعرصه های مختلف روی آورده است تا با تخصصی کردن کارها، بازده های تولیدی و خدماتی افزایش یابد. با این حال، آدمی برای انطباق با موقعیت های نوین کاری و شغلی به توانمندی های بیشتری نیازمند بوده تا بتواند پاسخهای مناسب و سالم به درخواست نوین صنعت و مدرنیته ارائه کند چرا که این درخواستها، فشارهای روزافزونی در محیطهای کاری برکارگزاران وارد نموده و سلامت ایشان را تهدید می نماید(تسای ، 2003) .
کار برای انسان درآمد می آورد تا کالاهای اساسی لازم برای بقا و راحتی خودش را تهیه نماید؛ همچنین کار موجب فعالیت ذهنی و فیزیکی هدفمند می شود، عزت نفس و احساس رقابت را افزایش می دهد و در نهایت برخی از نیازهای اجتماعی را از طریق فراهم آوردن فرصت هایی برای ارتباط اجتماعی برآورده می سازد (بیچ، برنز و شفیلد ،1982)
هر یک از مشاغل، دارای مشکلات و ویژگی های خاص خودش است . اما یکی از ویژگی های بسیاری از مشاغل این است که کارمندان و کارکنان را در معرض خواسته ها و یا فشار های زیاد مد یران قرار می دهد و از سوی دیگر،کارکنان چون نمی توانند این خواسته ها را برآورده سازند با ایراد پی در پی مدیران مواجه می شوند و فشار روانی زیادی را متحمل می گردند . تداوم این چرخه در نهایت موجب از هم گسیختگی روانی و جسمانی فرد می شود . موقعیت بالا را زمانی تصور کنید که کارمند در محیط کاری خود نابرابر ی های اجتماعی زیادی را نیز تجربه کند. در چنین شرایطی فرد ممکن است با توجه به عوامل مستعد کننده پاسخ های متفاوتی به شرایط کاری فشار زا بدهد . مثلاً دست به بطالت اجتماعی یا کم کاری بزند، مکرراً بیمار شود و به نوعی خود ش را از شرایط کاری فشار زا نجات دهد. سرانجام نیز ممکن است که فرد دچار فرسودگی شغلی شود.
فرسودگی، به عنوان حالت روان شناختی تعریف میشود که از سطوح بالای استرس های طولانی مدت در زندگی شغلی ناشی میشود )گرانفلد و همکاران ،2000) .
فرسودگی شغلی عبارت است از کاهش قدرت سازگاری فرد در مقابل عوامل استرس زا و کاهش کلی منابع جسمی و ذهنی بر اثر کوشش زیاد جهت دستیابی به اهداف غیر واقع بینانه کار و سندرمی است مرکب از فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت، و فقدان موفقیت فردی که می تواند در میان افرادی که به نوعی خدمات انسانی انجام می دهند اتفاق بیفتد(حق شناس، 1385) .
استرس های شغلی می توانند از شرایط نامناسب کار، مانند حجم کار( بیش از اندازه زیاد یا کم بودن آن) و یاکیفیت آن (بالاتر یا پایین تر بودن از حد تواناییهای فرد)عدم تناسب ، فقدان امنیت شغلی ورضایت شغلی جاه طلبی شغلی ارضا نشده، رابطه ی نادرست با کارکنان،تعارض بین کار و خانواده ، ابهام و تعارض نقش و… ناشی شوند(براهنی، 1379 ) .
رضایت شغلی از جمله عواملی است که در زندگی افراد تاثیر بسزایی دارد و در صورتی که افراد از شغل خود راضی باشند، با نگرش مثبت تر به زندگی نگاه می کنند. آنها نسبت به زندگی خود خوشبین هستند و معتقدند در صورتی که تلاش کنند به آن می رسند، اهداف دست نیافتنی در نظر آنان دست یافتنی است. در صورتی که افرادی که از شغل خود راضی و خشنود نیستند و در اصل ناراضی هستند از همه چیز گله می کنند و هنگامی که به اهداف خود دست پیدا نمی کنند آن را به گردن دیگران می اندازند.
با توجه به اهمیتی که رضایت شغلی در سلامت روحی روانی و بهره وری افراد دارد این پژوهش به منظور تعیین میزان رضایت شغلی زنان شاغل در دانشگاه های یاسوج و عوامل موثر در ایجاد نارضایتی شغلی صورت گرفته است.
نتایج حاصل از این تحقیق می تواند گامی مؤثر در جهت شناخت هر چه بیشتر و بهتر و بالا بردن رضایت شغلی و عوامل موثر بر آن باشد.

بیان مسئله
یکی از موضوعات مورد توجه در مدیریت نیروی انسانی در سازمان ، تامین نیروهای انسانی و ایجاد انگیزه برای بالا بردن کیفیت کار آنان است . شغل هر فرد باید تامین کننده قسمتی از نیازهای مادی، روانی و اجتماعی او باشد اما برخی از انسانها به علت مشکلات اقتصادی ، ضعف مدیریت ، عدم برنامه ریزی صحیح و به ویژه توجه نکردن به لزوم ارضانیازهای اساسی دچار احساس نارضایتی شغلی می‌شوند. افزایش رضایت شغلی باعث برانگیخته شدن کارکنان به کاربیشتر می شود و با افزایش رضایت کارکنان می توان خدمات بهتری ارائه نمود ( فلاح مهنه ، اسدیان ، 1384 ).
از دهه 1980 بسیاری از پژوهشگران رفتار سازمانی تلاش کرده اند به این سولات پاسخ دهند که از میان صفتهای زمینه ای ( افراد ) و عوامل سازمانی ( محل کار ) کدام یک تعیین کننده عمده رضایت شغلی در موقعیت ها و شرایط کاری مختلف به حساب می آیند . رضایت شغلی یعنی نگرش کلی فرد درباره شغلش و بدیهی است که کارایی و کارآمدی سازمان در گرو در اختیاز داشتن کارکنان کارآمد است (ساعدی ، گرجی ، 1387).
براساس نظریه خشنودی درونی ، نظریه ویژگی های درونی در شرایطی که انجام دادن وظایف شغلی برایمان لذت بخش باشد میزان خشنودی شغلی ما نیزبیشتر است که البته تلقی افراد مختلف نسبت به لذت بخش بودن وظایف شغلی با یکدیگر متفاوت است ( ساعتچی ، 1389).
طبق یافته های پژوهشی از جمله عوامل فرسودگی شغلی باعث کاهش رضایت شغلی می شودکه می تواند تاثیر بسیار زیادی در کاهش لذت بخش بودن شغل و تبع آن باعث کاهش خوشنودی شغلی داشته باشد.
همچنین طبق پژوهشهای انجام شده به خصوص در آمریکا و کشورهای اروپایی تعارض میان کار وخانواده و همچنین خانواده و کار نیز می تواند مانع بزرگی در رضایت شغلی کارکنان باشد .
رضایت شغلی نیز مانند تمام سازه های دیگر در علوم انسانی دارای تعاریف مختلف می باشد چنانچه ساعتچی خشنودی شغلی رابیان احساسات فردی نسبت به شغل خود تعریف می‌کند ساعتچی (1389).
هرسی بلانچارد (1969) رضایت شغلی را به صورت نگرش کلی فرد نسبت به شغل مطرح می کند . بر اساس این تعریف شغل فرد بیش از وظایف مدون تعریف شده برای ایشان در محیط سازمانی می باشد . بر اساس تعریف دیگری که لوتانز ارائه می دهد رضایت شغلی شامل ادراک کارمند از برآورده شدن انتظارش از شغل تلقی می شود لوتانز (1992).
آرنولد و فیلدمن (1992) رضایت شغلی را به عنوان مهم ترین نگرش شغلی عنوان کرده و عقیده دارند که رضایت شغلی به طرز تلقی کارکنان نسبت به شغل و سازمان بستگی دارد . نیوسترن (1996) تعریف جامع تری از رضایت شغلی ارائه داده است . براساس تعریف وی رضایت شغلی نگرش مثبت و کلی فرد نسبت به شغل معینی می با شد و درجه ای را شامل می شود که شخص از شغل خود راضی بوده و نسبت به آن احساس کشش مثبتی را ابراز میدارد.به نقل از ( منصوری و همکاران ، 1386).
لاک (1998)، رضایت شغلی را احساس تعریف میکند و معتقد است که رضایت شغلی در برگیرنده چهار عامل حقوق، شرایط ترفیع، زمینه شغلی (شرایط و مزایای شغلی) ، عوامل و روابط انسانی با همکاران و مدیران و همچنین ویژگیهای شغلی و حرفه ای است . علاوه بر عوامل مذکور، ویژگیهای شخصی کارکنان نیز بر میزان خشنودی شغلی آنها تاثیر دارد. سن یکی از این ویژگیها به شمار میرود. کارکنان مسن تر، معمولا خشنودتر هستند. هوش نیز بر رضایت شغلی تاثیر دارد. به این صورت که اگر هوش با لازمه شغلی آنها همخوان باشد، احساس رضایت بیشتری میکنند؛ اگر هوش کارمند به مراتب بیشتر یا کمتر از لازمه های تکلیف باشد، باعث نارضایتی میشود . رضایت شغلی تاحدودی تابع عوامل ژنتیکی و خصوصیات فردی است. تفاوتهای فردی، همانند ویژگی های محیط کار در رضایت شغلی حایز اهمیت هستند به نقل از ( لطفعلی و مزروعی ،1389‌) .
برخی از صاحبنظران همچون هرزبرگ رضایت شغلی را دارای دو بعد دانسته اند. یک گروه عوامل و شرایطی که فقدان آنها موجب عدم رضایت میگردد ولی تأمین آ نها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نمیشود بلکه فقط از بروز عدم رضایت جلوگیری میکند که آ نها را عوامل بهداشتی یا مؤثر در حفظ وضع موجود یا عوامل بقاء می نمایند (ساعتچی ، 1389 ).
از نظر هرزبرگ این عوامل عبارت اند از: طرز تلقی و برداشت کارکنان، شیوه اداره امور، خط مشی های سازمان، ماهیت و میزان سرپرستی، امنیت کاری، شرایط کاری، مقام و منزلت، سطح حقوق و دستمزد، استقرار روابط متقابل دو جانبه، سرپرستان، همگنان و مرئوسان و زندگی شخصی کارکنان. نبود این عوامل ممکن است چنان کارمندان را دچار عدم رضایت سازد که سازمان را ترک کرده و موجودیت آن را به مخاطره اندازند. از اینرو هرزبرگ این عوامل را برای تأمین و حفظ بهداشت و سلامت سازمان لازم دانسته است. دسته دوم عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه هستند که وجود آنها موجب انگیزش و رضایت افراد ولی فقدان آ نها تنها عدم رضایت ضعیفی را تولید میکنند. بنابراین فقدان عوامل گروه دوم مترادف با عدم انگیزش تلقی میگردد. به نظر هرزبرگ عوامل مؤثر در ایجاد انگیزش عبارت اند از: موفقیت کاری، شناخت و قدردانی از افراد وکار آ نها، پیشرفت و توسعه شغلی، رشد فردی و ماهیت کار و وظا
یف محوله (به نقل از حسین جانی ، 1390 ).
بروفى (2001)به سه نظریه در زمینه رضایت شغلی ، اشاره نموده است که عبارتند از:
الف – نظریه نیازها: میزان رضایت شغلی هر فرد که از اشتغال حاصل می‌شود به دو عامل بستگی دارد: اول، چه مقدار از نیازها و به چه میزان از طریق کار و احراز موقعیت مورد نظر تأمین می‌شود دوم، چه مقدار از نیازها و به چه میزان از طریق اشتغال به کار مورد نظر تأمین نشده باقی می‌ماند. نتیجه‌ای که از بررسی عوامل دسته اول و دوم حاصل می‌شود، میزان رضایت شغلی فرد را معین می‌کند.
ب – نظریه ی انتظارات: انتظارات فرد در تعیین نوع و میزان رضایت شغلی مؤثرند. اگر انتظارات فرد از شغلش زیاد باشد، رضایت شغلی معمولاً دیرتر و مشکل‌تر به دست می‌آید. مثلا، ممکن است فردی در صورتی از شغلش راضی شود که بتواند به تمام انتظارات تعیین شده خود از طریق اشتغال جامه عمل بپوشاند. مسلماً چنین فردی به مراتب دیرتر از فردی که کمترین انتظارات را از شغلش دارد، رضایت شغلی خواهد یافت. بنابراین، رضایت شغلی مفهومی کاملاً یکتا و فردی است و عوامل، میزان و نوع آن را باید در مورد هر فرد، به‌طور جداگانه بررسی کرد.
ج – نظریه ی نقش: در این نظریه به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می‌شود. در جنبه اجتماعی، تأثیر عواملی نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار

شکل 3-3 63
شکل 3-4 64

فهرست نمودار‌ها
نمودار4-1 69
نمودار4-2 69
نمودار4-3 70
نمودار4-4. 71
نمودار4-5. 72
نمودار4-6. 73
نمودار4-7.. 74

نمودار4-8. 75

پیوست ها
پیوست (صفات درس افزار طراحی شده)……………………………………………………………………الف
پیوست ( سؤالات پیش آزمون) ………………………………………………………………………………….ب
پیوست ( سؤالات پس آزمون) ……………………………………………………………………………………ج

چکیده
هدف کلی پژوهش حاضر طراحی درس‌افزار درس ریاضی(1) و تأثیر آن بر میزان یادگیری و یادداری دانش‌آموزان پسر سال اوّل دبیرستان‌های شهرکرمانشاه می‌باشد. پژوهش از نوع کاربردی و با روش نیمه تجربی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایه اول دبیرستان‌های ناحیه یک شهر کرمانشاه به تعداد 1400 نفر که به روش نمونه در دسترس شامل دو کلاس 40 نفری با انتخاب تصادفی در دو گروه شاهد و آزمایش قرار گرفتند. روش پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون می‌باشد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، طراحی سؤالات محقق ساخته بر اساس محتوی کتاب ریاضی است. در مرحله اوّل پژوهش از هر دو گروه آزمون به عمل آمد و در مرحله دوم طی 5 جلسه 5/1 ساعتی، مبحث درس به دانش‌آموزان گروه آزمایش با کمک درس‌افزار طراحی شده و ابزار آموزش داده شد. در پایان با اجرای پس آزمون از گروه آزمایش و کنترل میزان یادگیری دو گروه بر اساس طبقه‌بندی آندرسون بررسی شد. مقایسه میانگین نمرات پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل نشان داد که یادگیری بر اساس طبقه‌بندی دو بعدی آندرسون در بعد دانش(طبقه‌های امور واقعی، مفهومی و روندی) با بعد فرآیند شناختی (طبقه‌های یادآوردن، فهمیدن و به کار بستن) تفاوت معناداری وجود دارد. اما در بعد دانش( طبقه‌های امور واقعی، مفهومی و روندی) با بعد فرآیند شناختی (طبقه‌های تحلیل کردن، ارزیابی ) تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجه کلی پژوهش نشانگر آن بود که آموزش با کمک چندرسانه‌ای و یادگیری دو بعدی دانش‌آموزان، بر اساس طبقه‌بندی آندرسون تأثیر دارد.

کلید واژه : چند رسانه، یادگیری، بعد شناختی، بعد دانش، طبقه‌بندی آندرسون، ریاضی .

1-1) مقدمه:
به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران، قرن حاضر، قرن اطلاعات و قرن پیچیدگی علوم است و هدف از این نامگذاری را توسعه همه جانبه دانش و آگاهی بشری در تمام زمینه‌ها دانسته‌اند. فناوری اطلاعات و تحولات در نظام آموزشی وارد شده و نظام آموزشی نیز به دلیل پیچیده بودن انسانِ دارای ابعاد مختلف روحی و ذاتی، به طور حتم پیچیده‌ترخواهد بود و در این روند نظام آموزشی نیز باید بتواند خود را با وضع موجود تطبیق داده و نیازهای متنوع و گوناگون این سیر و تحول را برآورده کند. این در صورتی است که محیط فراگیری و یاددهی غیر قابل پیش‌بینی است و برای کسب نتیجه بهتر در روند فرآیند یادگیری، توجه و اهتمام به نظریه‌های یادگیری جدید، رشد فزاینده دانش و فناوری و دیدگاه‌های جدید در علوم شناختی، مسائل و معضلات جدیدی را نمودار کرده است. در این مسیر استفاده از فناوری‌های نوین در حوزه تولید محتوا و اشتراک‌گذاری علوم در حال رشد است و برنامه‌ریزان آموزشی و صاحب‌نظران عرصه تعلیم و تربیت نمی‌توانند در این بزرگراه پرشتاب، دست روی دست نهاده و خود را دخیل نکنند. بر این اساس با توجه به شرایط ایجاد شده کنونی روند یادگیری نمی‌تواند مانند سابق، رویه خویش را پیش برده و از گذرگاه سبک‌های سنتی به مقصد خویش برسد. چرا که دانش و علم دارای ماهیتی پویاست و این پویایی نیازمند تغییر و دگرگونی مداوم است و ایجاد و خلق همیشگی(ربیع، 1383، 7).
فناوری‌ها و چند رسانه‌ها در روند تولید و انتقال مفاهیم از منبع به فراگیر نقش به سزایی دارند. چرا که می‌توانند به صورت مستقل در چرخه‌های یادگیری و یاددهی نقش مؤثری ایفا کنند. در حقیقت فناوری به مثابه یک واسطه در فرآیند یادگیری عمل کرده و عنصری فعال در این زمینه خواهد بود و باعث ایجاد یادگیری معنی‌دار و هدفمند می‌شوند، هم‌چنین باعث تغییر روش‌های سنّتی و معلم محور به تدریس و یادگیری فراگیر محور می‌شوند. نتایج مطالعات نشان می‌دهد که معلمان ماهر در کاربرد فناوری اطلاعات بهتر می‌توانند دانش‌آموزان را در یادگیری هدایت کنند(داوید ، 1997، به نقل از فرهادی، 1383، 142).
حل مسئله و مهارت‌های سطح بالای تفکر، تفسیر و تحلیل داده، مدیریت زمان و توانایی اولویت‌بندی مهارت‌ها در فضای اطلاعاتی و جامعه جهانی مبتنی بر داده توسعه می‌یابد و این منوط به این است که معلمان و دانش‌آموزان بتوانند به نحو مؤثر و اصولی از فناوری استفاده کنند.
البته نباید فراموش کرد که نقش معلّم به عنوان اولین و مؤثرترین بخش ساختار آموزش است و فناوری به عنوان یاریگر معلم حضور خواهد داشت نه جایگزین او. از این رو این معلم است که با تنوعِ بهره‌گیری خود از مصالح نوین موجود، می‌تواند زمینه اثربخشی فناوری را به وجود آورد. در واقع فناوری نوین آموزشی، سبب سهولت در مسیر یادگیری و یاددهی فعال گردیده و یادگیری پایدار را منجر می‌شود نه این‌که جایگزین معلم گردد. فناوری‌های نوین که به صورت ابزار به ایفای نقش می‌پردازند عبارتند از: نرم‌افزارهای تایپ و پردازش لغت ، شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای، گرافیک( شامل صدا، تصویر متحرک چون پویانمایی و فیلم) استفاده از رایانه به عنوان فعالیّت‌های فکری و معمایی هدفمند و نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای تعاملی.
در نتیجه معلمان می‌توانند با بهره گرفتن از نظریه‌های یادگیری و فناوری‌های نوین و چند رسانه‌ها و تلفیق این دو در کنار روش تدریس هدفمند، به یادگیری پایدار دست یافته و فرآیند آموزش را به طور کلی کمک نمایند.(شعبانی، 1382، 95)
این نکته بسیار حائز اهمیت است که درس ریاضی از دروسی است که در دیدگاه بسیاری از دانش‌آموزان درسی ناملموس، مشکل و پیچیده بوده و معلمان آن نیز غالباً دانش‌آموزان خویش را با انبوهی از داده مواجه نموده و با مددگرفتن از شیوه‌های سنتی، فرصتی برای تفکر و خلق دانش برای دانش‌آموزان ایجاد نمی‌کنند. به همین دلیل این درس در نظر دانش‌آموزان درسی خشک و بی‌روح و از دید معلمان آن درسی چالش برانگیز و معضل پرور است و روش‌های سنتی تدریس در این زمینه نمی‌توانند مؤثر باشند و همین نکته اهمیت و جایگاه بهره‌گیری از شیوه‌های جدید تدریس را مشخص می کند.
کاربرد این روش‌ها در درس ریاضی باعث علاقه‌مندی دانش‌آموزان به درس می‌گردد. چرا که دراین روش، تدریس همراه با تصاویر زیبا، نمودارها، جداول و بعضاً متحرک‌سازی صورت می‌گیرد و از طرفی چون دانش‌آموز در یادگیری نقش دارد، باعث علاقه و تعمیق یادگیری وی می‌گردد. از آن جا که به اعتقاد محققان بخش اعظم یادگیری و به خاطر سپاری از طریق بینایی صورت می‌گیرد و از سوی فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات ابزاری جهت درگیر ساختن حس بینایی و شنوایی فراگیر است؛ موجب تعمیق یادگیری در دانش‌آموزان می‌گردد. هم‌چنین فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات ابزاری جهت تفکر و عمل بوده و بر قدرت استدلال و خلاقیّت دانش‌آموزان می‌افزاید و موجب توسعه دسترسی به آموزش کیفی می‌گردد.
نظریه‌پردازان در شیوه‌های سنتی تدریس، بازنگری نموده و آن‌ها را با روش‌های نوین تلفیق کرده و از این بازنگری برای تدریس فعال استفاده نموده‌اند. روشی که در آن از طریق پرسش و پاسخ و سایر روش‌ها بهره‌گیری شده و با فعال نمودن تفکر شنوندگان و فراگیران خویش را در موقعیت سازماندهی ذهنشان قرار داده و آنان را وادار به درک ساختار کلی مفاهیم نموده و دانش آن‌ها را نیز گسترش داده تا در نهایت به یادگیری پای
دار بیانجامد. یادگیری به این روش همان است که در طبقه‌بندی آندرسون در دو بعد صورت می‌پذیرد: دانش و فرایند شناختی

این طبقه‌بندی به صورت سلسله مراتب از امور عینی به امور حسی و انتزاعی و از ساده به پیچیده تنظیم شده است. مدل‌های برنامه‌ریزی درسی در این منظر نیز بر چند رسانه به صورت منظم و ترتیب و توالی منطقی تنظیم شده‌اند و بهره‌گیری از فناوری به منظور درک بهتر محتوا و مفاهیم و تولید دانش کاربرد دارد. هم‌چنین چند رسانه به صورت مداوم در کنار معلم قرار گرفته و بر دانش و مهارت فراگیران تأکید دارد. برنامه‌ای که با بهره گرفتن از نوآوری‌های آموزشی تدوین شده و محور توجه این برنامه فراگیران هستند. واضح است که فراگیران در این عرصه تنها رها نمی‌گردند و علی‌الخصوص در دروس انتزاعی مخصوصاً ریاضی، خود را عنصری مؤثر و فعال می‌دانند که یادگیری آن‌ها مداوم بوده و برنامه‌ای هدفمند دانش آن‌ها را سازماندهی نموده و ذهنشان را درگیر مسائل بی‌استفاده و موهوم نمی‌کند. به همین دلیل با معلم همراهی نموده و نقش او را پررنگ‌تر احساس می‌کنند.

1-2)بیان مسئله:
یکی از اهداف مهم درس ریاضی ایجاد توانایی‌های ذهنی و نظم فکری دانش‌آموزان است. پس منظور اصلی آموزش ریاضی عبارت است از توسعه‌ی قدرت درک و فهم استدلال، پرورش تفکر عقلی و به‌وجود آوردن روش استدلال و تفکر منطقی و ایجاد آفرینش‌های فکری و خلاقیت‌پروری از دیگر اهداف آموزش ریاضی در فراگیران به حساب می‌آید. پرسشی که به طور مکرر بوسیله دانش‌آموزان، دانشجویان و حتی دبیران مطرح می‌شود این است که چرا ریاضیات می‌خوانیم؟ و یا چرا ریاضیات تا این حد تدریس می‌شود؟ و یا چرا ریاضیات باید مورد توجه هر محصلی باشد؟ یا اصولاً ریاضیات چه نقشی در زندگی روزمره دارد؟ چرا دانش‌آموزان و دانشجویان به این درس بی‌علاقه‌اند؟ این چراهایی است که تاکنون محققان زیادی در این زمینه تحقیق کرده‌اند. به‌ طور کلی امروزه باید ریاضیات از جنبه‌های زیر مورد توجه قرار گیرد:
ا-یک ابزار: یعنی از دید کاربردی که ارزش و ضرورت آن روز به روز در جوامع کنونی بیشتر احساس می‌شود.
2-یک زبان: یعنی وسیله‌ای برای نمایش دانش، توصیف، تجزیه و تحلیل و انتقال آن که ضرورت آن بخاطر گنگ و نارسا بودن زبان‌های معمولی غیر قابل انکار است.
3-یک زمینه تربیتی: به منظور پرورش و نظم فکری و بالا بردن قدرت اندیشه و استدلال منطقی.
درس ریاضی ومفاهیم آن در دوره دبیرستان جزء مفاهیم انتزاعی به شمار می‌آید و معمولاً دبیران این رشته با بهره گرفتن از روش‌های مختلف، به تدریس این مفاهیم می‌پردازند. علاوه بر این اکثر دانش‌آموزان نیز علاقه زیادی به این درس ندارند. هر ساله هزینه‌های زیادی برای جبران افت تحصیلی ناشی از درس ریاضی ‌توسط مدارس و اولیاء هزینه شده است. (جرج پولیا، 1998، 79)
مهم‌ترین علل افت دانش‌آموزان در درس ریاضی شامل:
1- عدم مهارت کافی دبیران این درس به روش‌ها و فنون و نحوه تدریس و آموزش مناسب و متناسب با نیاز و تخصص این رشته. 2- نقص در سیستم ارزیابی کار دبیران. 3- بی توجهی و کمبود وقت برای تمرین و ممارست کلاسی دانش‌آموزان و دفتر کار آنان. 4-یک نواختی تدریس درس ریاضی و کاربرد روش‌های قدیمی و سنتی در درس توسط بسیاری از دبیران و بی‌انگیزگی برای استفاده از روش‌ها و شیوه‌های نوین تدریس درس ریاضی. 5- آشنا نکردن دانش‌آموزان با اهمیت درس ریاضی و ناشناخته ماندن قلمرو و اهداف درس ریاضی در این سطح. 6- مشکل در معیارهای ارزشیابی درس ریاضی از دانستنی‌های دانش‌آموزان. بی‌توجهی به علایق و انگیزه‌ها و توان فکری دانش‌آموزان به هنگام تدریس درس ریاضی و حتی سخت جلوه دادن آن در نگرش دانش‌آموزان. اما متاسفانه این بی‌علاقه‌گی در بین دانش‌آموزان ملاحظه می‌شود. و اما موضوعی که ذهن محقق را به خود مشغول کرد این است که برای جلوگیری از افت تحصیلی و بی‌علاقه‌گی این دانش‌آموزان نسبت به درس ریاضی چه باید کرد. لذا تصمیم گرفته شد که با بهره گرفتن از طراحی یک کتاب جذاب و مولتی مدیا با موضوعات مفید ریاضی واستفاده از متن، صدا، تصویر، عکس، فیلم و انیمیشن بتوان براساس طبقه‌بندی دوبعدی آندرسون در بعد دانش وشناختی این مشکل را حل نمود(شعبانی،1382، 94).
این پژوهش در پی بررسی این مسئله میباشد که ارتباط بین ارائه الکترونیک محتوی دروس و رویکرد یادگیری چگونه میباشد؟ اگر این متغیر (روش تدریس) به طور مجزا در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مؤثر باشد، آیا با تغییر در آن تأثیری بر روند آموزش صورت می‌پذیرد؟ و چگونه می‌توانیم این متغیر را به گونهای تغییر دهیم تا بیشترین یادگیری و به تبع پیشرفت تحصیلی به دست آید.

1-3- ضرورت انجام تحقیق و اهمیت مسئله:
آموزش ریاضی یعنی هر چیزی که مربوط به آموزش و یادگیری ریاضیات می‌شود. سابقه آموزش ریاضی به عنوان یک رشته دانشگاهی به کمتر از یک قرن می‌رسد. زمان شروع این رشته از هنگامی بود که آموزش معلمان به دانشگاه‌ها برده شد .
قبل از آن‌که به آموزش ریاضیات و راهکارهای آن پرداخته شود لازم است که ریاضیات معرفی شود. ریاضیات چیست و با چه دیدی باید ریاضیات را درک کنیم؟ ریاضیات پیش آهنگ دانش‌هاست. هر کس که می‌خواهد درست بیندیشد و بهتر فکر کند، ناگزیر است که با ریاضیات آشنا شود. علمای ریاضی و دانشمندان در رشته‌های مختلف بر این باورند هر علمی که زیر بنای دانش ریاضی نداشته باشد علم نیست. بر اساس این اندیشه بزرگ باور فرهنگی مربیان در این راستا حائز اهمیت بسیار خواهد بود تا بتوانند بستر لازم را برای تعمیق این مؤلفه فراهم نمایند. در چنین شرایطی نظام تعلیم و تربیت می‌تواند مدعی و منادی احیاء دانش ریاضی به عنوان زیرساخت و مفروضه اصلی در تمامی دروس علوم پایه‌های تحصیلی باشد. در دنیای امروز علم ریاضی به منزله خون در پیکره عظیم سایر علوم می‌باشد. آموزش ریاضیات نه تنها یک علم است بلکه الگویی است برای آموزش صحیح سایر علوم. ذهن‌های خلاق، مبتکر و جسور به منظور پاسخگویی به سؤالات پیرامون خود، بی‌شک منتج از یک نظام یافتگی است که ماهواً دانش ریاضی این توانایی را خواهد داشت، تا آن را احیا کند. فتح کرات آسمانی، پرتاب سفینه‌ها، ساخت زیر دریایی‌های هسته‌ای و ورود به دنیای فرا پیچیده با برخورداری از ده‌ها، صدها و هزارها تکنولوژی مدرن که هر کدام پاسخگوی بخشی از معضلات جامعه بشری در این هزاره شگرف می‌باشد(مهدی، 1383، 7). از این رو می‌توان گفت آموزش صحیح ریاضی یعنی آموزش صحیح همه علوم. بنابرین آموزش ریاضیات از اهمیت زیادی برخوردار است.
1-4- اهداف پژوهش:
پژوهش حاضر با هدف کلی: « طراحی درس افزار ریاضی(1) وتأثیر آن بر یادگیری دوبعدی دانش‌آموزان پسر پایه اوّل دبیرستان‌های ناحیه یک کرمانشاه در سال تحصیلی93-92 براساس طبقه‌بندی آندرسون» طراحی شده است.
در راستای هدف کلی مطرح شده اهداف ویژه زیر در نظر گرفته شده است:
1-4-1- اهداف ویژه:
1-تعیین میزان تأثیر استفاده از درس‌افزار آموزش ریاضی بر میزان یادگیری در بعد دانش(طبقه‌بندی امور واقعی، مفهمومی و روندی) دانش‌آموزان مورد مطالعه براساس طبقه‌بندی آندرسون
2- تعیین میزان تأثیر استفاده از درس‌افزار آموزش ریاضی بر میزان یادگیری در بُعد فرایند شناختی(طبقه‌بندی تحلیل کردن وارزیابی) دانش‌آموزان مورد مطالعه براساس طبقه‌بندی آندرسون

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- تعیین میزان تأثیر رابطه فرضیه‌های پژوهش بین روش تدریس مطرح شده با سطح یادگیری دانشآموزان مورد مطالعه.

1-4-2-فرضیه‌های کلی:
استفاده از درس‌افزار آموزش ریاضی بر میزان یادگیری و یادداری تاثیر دارد.
با توجه به فرضیه اصلی فرضیه‌های ویژه زیر طراحی شده است.
1-4-3- فرضیه های ویژه:
1-آموزش با بهره گرفتن از درس‌افزار طراحی شده ریاضی بر اساس طبقه‌بندی آندرسون بر میزان یادگیری و یادداری در سطح دانش فراگیران تأثیر دارد.
2- آموزش با بهره گرفتن از درس‌افزار ریاضی بر اساس طبقه‌بندی آندرسون بر میزان یادگیری و یادداری در بُعد فرایند شناختی فراگیران تأثیر دارد.
3- آموزش بر اساس روش‌ تدریس مطرح شده بر میزان یادگیری و یادداری فراگیر تأثیر دارد.

تعاریف مفاهیم و

چکیده

این پایان نامه با عنوان بررسی رابطه بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آبادانجام شد.فرضیه‏های تحقیق عبارتند از: فرضیه اصلی: بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.و فرضیه های فرعی:1- بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.2- بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.3– بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد. روش این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد.جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهرستان حاجی آباد است. این دانش آموزان مطابق اعلام مدیریت آموزش و پرورش شهرستان حاجی آباد 3361 نفر اعلام شده است. به منظور تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و حجم نمونه تعداد 346 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای می باشد.داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق پرسشنامه پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس، پرسشنامه سبک های اسنادی(ASQ )، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی و پرسشنامه انگیزش تحصیلی گردآوری شد .
روش های آماری مورد استفاده در این تحقیق شامل آمار توصیفی (درصد،فراوانی،میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری به روش گام به گام) می باشد.
نتایج تحقیق نشان داد که:1-بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد2-بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد3-بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.

مقدمه
نیاز به پیشرفت یکی از نخستین انگیزه هایی است که به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفته است (مک کلند، اتکینسون، کلارک، لاول،1953).باتل معتقد است که انگیزش تحصیلی عبارتست از گرایش همه جانبه به ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها،تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است.دانش آموزان از سطوح متفاوتی از انگیزه تحصیلی برخوردارند،به همین علت در زندگی خود به شیوه های کاملا متفاوتی رفتار می کنند.به عنوان نمونه اشخاصی که از نظر نیاز به پیشرفت در سطح بالایی قرار دارند نسبت به افرادی که که نیاز به پیشرفت ضعیف تری دارند بیشتر متمایل به تحصیلات دانشگاهی ،کسب نمره های بالاتر و فعالیت های فوق برنامه هستند (اتکینسون،1980).
از مفهوم سبک های اسنادی یا سبک تبیینی برای مشخص کردن انواع تبیین هایی استفاده می شود که افراد معمولا در مواجهه با یک رویداد به کار می گیرند (بریجز،2001).عوامل علی رفتار را اسناد می گویند و بر این اساس ،رفتار دیگران را به عوامل یا ویژگی های شخصی پایدار (به اصطلاح عوامل غیر موقعیتی) و یا به جنبه هایی از موقعیت اجتماعی آنان اسناد می دهند (پتری،1996)
بندورا خود کارآمدی را دریافت و داوری فرد درباره مهارت ها و توانمندیهای خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه بدان ها نیاز است،تعریف می کند.از سوی دیگر خودکارآمدی زمانی بر کارکرد تاثیر می گذارد که شخص مهارت های لازم برای انجام کار ویژه را دارا باشد و برای انجام آن کار به اندازه کافی برانگیخته شود (پاجارس،1996)
در این تحقیق رابطه بین انگیزه پیشرفت،سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان حاجی آباد بررسی می شود.
فصل اول
کلیات تحقیق

1-1-تعریف و بیان مساله
انگیزش، پدیده ای است ذاتی که تحت تأثیر چهار عامل، یعنی، موقعیت (محیط و محر کهای بیرونی)، مزاج (حالت و وضعیت درونی ارگانیزم)، هدف (هدف رفتار، منظور و گرایش)و ابزار (ابزار دستیابی به هدف) قرار دارد. انسان ها برای دستیابی به اهداف، نیازها و غرایز خود انگیزش لازم را کسب می نمایند. در خصوص دانش آموزان، انگیزش تحصیلی، از اهمیت خاصی برخوردار است. با انگیزش، دانش آموزان تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف، رسیدن به هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار خود دنبال می کنند تا بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کسب نمایند (محمدی، 1386).
در روان شناسی، انگیزش، به شروع، جهت، شدت و مقاومت رفتار اطلاق می شود (گین،1995). انگیزش یک وضعیت پویا و موقتی است که بایستی از شخصیت یا هیجان تفکیک گردد. انگیزش، تمایل و علاقه به انجام چیزی است. یک شخص با انگیزه می تواند برخوردار از اهداف کوتاه مدت و یا بلند مدت باشد. شخصیت به صفات و خصوصیات با دوام تر افراد (مثل کم رویی، برونگرایی، هشیاری و …) نسبت داده می شود؛ همچنین بر خلاف انگیزش، هیجان معطوف به حالت های گذراست (مثل خشم، اندوه، شادی و …) که فوراً منجر به رفتار نمی شود (هاشمی ، 1389).
مک کللند و همکاران (1961) بیش از سایرین مفهوم انگیزه پیشرفت را مورد بررسی قرار داده اند. از نظر آنها، انگیزش پیشرفت زمانی مطرح می شود که شخص در فعالیت خود معیار ممتازی را الگو قرار دهد و در پی موفقیت باشد. تحقیقات نشان می دهد که هر چه شدت انگیزش پیشرفت بیشتر باشد به همان اندازه موفقیت فرد افزایش خواهد یافت (به نقل از امیرافشاری،1380). به عبارت دیگر، انگیزش پیشرفت تحصیلی، تمایل فراگیر است، به آن که کاری را در قلمرو خاصی به خوبی انجام دهد و عملکردش را بطور خودجوش ارزیابی کند.
همچنین انگیزه پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از پیش نیازهای اساسی یادگیری در نظر گرفته می‌شود. انگیزش پیشرفت تأثیر فراوانی بر عملکرد افراد دارد. به اعتقاد بسیاری از روان شناسان و مربیان همانند بلوم و واینر (1972) یکی از عوامل اساسی پیشرفت در کلاس درس عامل انگیزش است و اغلب مربیان به احتمال قوی با نظر بیوگلسکی موافقند که انگیزش عامل اساسی پیشرفت تحصیلی می باشد (به نقل از امیر افشاری، 1380).انگیزه‌ی پیشرفت تحصیلی باعث تأثیرگذاری بر شیوه اجرای یک تکلیف درسی و نشان دادن تمایلات شایستگی یادگیری می شود (هاراکیویز، بارون، کارترز، لتو و الیوت،1997).
پژوهش های فراوانی عوامل مرتبط با انگیزش تحصیلی را مورد بررسی قرار داده اند؛ اما این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش اساسی است که آیا بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد یا خیر؟
1-2-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
انگیزش به دلیل نقش حیاتی آن، در یادگیری دانش آموزان، یکی از موضوعات مورد علاقه روان شناسان است. به نظر آرموند (2003) انگیزش در آموزش، دارای تأثیراتی بر روی شیوه یادگیری موضوعات توسط دانش آموزان می باشد. این تأثیرات عبارتند از: 1- هدایت رفتار به سمت اهداف خاص، 2- افزایش تلاش و انرژی، 3- افزایش فعالیت و پافشاری در انجام آن، 4- تقویت فرایندهای شناختی، 5- تعیین پیامدهای تقویت کننده، و6- بهبود عملکرد.
امروزه عدم وجود علاقه و انگیزش دربین دانش آموزان دوره متوسطه یکی از معضلاتی است که دست اندرکاران مسائل آموزشی در تعلیم و تربیت با آن مواجه هستند. شاید بتوان گفت، افت سطح علمی یا تحصیلی موجود در مدارس و رخوت و سستی که در حال حاضر کیفیت و کمیت تعلیم و تربیت جامعه را تهدید می کند از پیامدهای این مسئله است (امیرافشاری،1380).
شناسایی عوامل مرتبط با انگیزش تحصیلی دانش آموزان می تواند چشم انداز مناسبی را پیش روی دبیران و مربیان آموزشی، مدیران مدارس و دیگر برنامه ریزان آموزشی قرار دهد و کیفیت سطح یادگیری در مراکز آموزشی را بالا برد.
1-3-اهداف تحقیق
1-3-1-هدف کلی
– تعیین رابطه بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد.
1-3-2-اهداف جزئی
– تعیین رابطه بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد
– تعیین رابطه بین سبکهای اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجیآباد
– تعیین رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد
1-4-سؤالات تحقیق

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-4-1-سئوال اصلی
– آیا بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
1-4-2-سئوالات فرعی
– آیا بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
– آیا بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
– آیا بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟
1-5-فرضیه‏های تحقیق
1-5-1-فرضیه اصلی
– بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
1-5-2-فرضیه های فرعی
– بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
– بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
– بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.
1-6-تعریف متغیرها
1-6-1-انگیزش پیشرفت
تعریف مفهومی : انگیزش را فرایندی روانشناختی چند سویه ای می دانند که انرژی رفتارهای افراد را نسبت به یک غایت یا هدف مطلوب جهت می دهد و یا انگیزش یک فرایند پیچیده ای است که از نیازهای فرهنگی ، اجتماعی ، روانشناختی و فیزیکی ترکیب شده است که بطور فردی و مؤثر بریکدیگر ، به منظور سازمان دادن رفتار انسانی عمل می کند (سینگر1990).
تعریف عملیاتی : انگیزه پیشرفت در این تحقیق نمره است که از آزمون انگیزه پیشرفت هرمنس به دست می آید.
1-6-2-سبک های اسنادی
تعریف مفهومی : یک متغیر تربیتی نسبتاً پایدار است که مبنای شناختی دارد و نشان می دهد چگونه افراد رویدادهای ناگوار زندگی خود را تبیین می کنند (شهنی ییلاق و همکاران، 1390).
تعریف عملیاتی : منظور از سبک های اسنادی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه سبک های اسنادی (ASQ) پترسون و همکارانش (1982) به دست خواهند آورد.
1-6-3-خودکارآمدی تحصیلی
تعریف مفهومی : قضاوت شخص در مورد توانایی هایش برای سازماندهی و اجرای فعالیت های خاص در جهت به دست آوردن انواع عملکردهای تحصیلی تعریف شده است (زیمرمن، 1995).
تعریف عملیاتی : نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه خودکارآمدی گرین و همکاران (2004) به دست خواهند آورد.
1-6-4-انگیزش تحصیلی
تعریف مفهومی : یکی از مهمترین عناصر یادگیری است که شخص را برای رسیدن به هدف وادار به فعالیت می کند (شهنی ییلاق و همکاران، 1390).
تعریف عملیاتی : نمره ای است که آزمودنی ها از اجرای پرسشنامه انگیزش تحصیلی SIMS مک اینری و سینکالا (1992) به دست می آورند.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1-مبانی نظری تحقیق
2-1-1-انگیزش پیشرفت تحصیلی
سازه ی انگیزش پیشرفت تحصیلی در مدرسه به رفتارهایی که به یادگیری پیشرفت مربوط است ، اطلاق می شود (هوسن ، 1994)
رویکردهای زیادی برای تعریف انگیزش پیشرفت تحصیلی وجود دارد ، بعضی از رویکردها به انگیزش های مربوط به موفقیت به طور عام میپردازند . یکی از آنها ، رویکرد هدفهاست. رویکرد هدفها براساس انگیزش های سازگارانه و ناسازگارانه پدید آمده است (ایمز،1994).
تحقیقات در این زمینه این رویکرد نشان داده است ، کودکانی که توانایی های یکسانی دارند ، در برابر مشکلات آموزشی و یادگیری ، پاسخهای متفاوتی میدهند ، بعضی از افراد با وجود تواناییهای سطح بالا با این دشواریها به گونهی مواجه میشوند که به نظر میرسد توانایی اندکی دارند و از این که تلاشهایشان به موفقیت نمیرسد ، ناامید میشوند ، گاهی در قالب الگوی درماندگی آموخته شده آن را تفسیر میکنند که ناسازگارانه است ، زیرا در مقابل رسیدن کودکان به اهداف ارزشمند و بالفعل کردن تواناییهای درونی آنها مانع ایجاد می کند .در مقابل ، گروهی مشکلات را به گونه ی می بینند که می توانند بر چالش هایی که بر سر راه شان هست غلبه کنند ، از مشکلات ناراحت نمی شوند ، حتی در وجودشان احساس لذت از غلبه نمودن بر چالش پدید میآید . آنها توجه خود را به تغییر دادن راهبردها با حداکثر تلاش متمرکز می کنند و سطوح حل مسئله خود را غنی تر می کنند . این واکنش ها را پاسخ هایی با جهت گیری تسلط می نامند (ایمز، 1994).
پژوهشگران انگیزش پیشرفت تحصیلی را مربوط به دو طبقه از اهداف می دانند : اهداف عملکردی و اهداف یادگیری (دوئیک ،1998). دوئیک (1998) در نظریه هدف – محوری خود پیش بینی می کند ، رفتار افراد با سوگیریهای متفاوت در دستیابی به اهداف، به ادراک آنان از تواناییهایشان بستگی خواهد داشت.
دوئیک (1998) اشاره میکند در اهداف عملکردی، هدف، عملکرد و کفایت است و دانشآموزان موفقیتها را به عنوان ملاک کفایت خویش می دانند . در اهداف یادگیری ، هدف ، یادگیری و تسلط بر کفایت است. در این حالت افراد به دنبال هدف های دیگری هستند و در جستجوی فعالیت جدید و افزایش کفایت خود تلاش می کنند. به عبارت دیگر ، دانش آموزانی که اهداف عملکردی را مد نظر دارند ، در ابتدا علاقه مند به اکتساب ارزشیابی های مثبت از توانای هایشان هستند ، سعی می کنند تا از موارد منفی اجتناب کنند ، این افراد ترجیح می دهند ارزشیابی مثبتی در یک تکلیف آسان تر به دست آورندتا این که احتمال ارزشیابی منفی در تکلیفی مهم تر و چالش انگیزتر را بپذیرند.
اما دانشآموزان دارای اهداف یادگیری، ابتدا متوجه کسب مهارتهای جدید یا گسترش دانش خود هستند، حتی اگر مستلزم داشتن خطاهایی در این راه باشند ، لذا ضروری است که با انجام پژوهش هایی علمی مهم ترین همبسته های انگیزش پیشرفت تحصیلی شناسایی و سهم نسبی هر یک از آن ها در تبیین انگیزش پیشرفت تحصیلی مشخص گردد.در دایره المعارف تعلیم و تربیت ، هوسن و دیگران (1994) انگیزش پیشرفت تحصیلی را بیشتر به آن بعدی از انگیزش منحصر می دانند که انگیزش درونی دانش آموز نامیده می شود . انگیزش درونی یک حالت روان شناختی است و هنگامی حاصل می شود که انسان خود را دارای کفایت لازم و خود کنترلی بداند . خودکنترلی به دو بخش تقسیم می شود : فرصت کنترل یا فرصتی که به دانش آموز داده می شود تا برای امور تحصیلی خود تصمیم بگیرد و توانایی کنترل یا احساس کفایتی که دانش آموز در موقعیت باید داشته باشد تا بتواند بر آن اساس اقدام کند.

2-1-2-پیشرفت
پیشرفت ،میل به انجام دادن خوب کارها متناسب با معیار برتری است . این نیاز،افراد را برای جستجو کردن “موفقیت در رقابت با معیار برتری”با انگیزه می کند.(مک کللند ،1953)
واکنش هیجانی افراد هنگامی که با معیارهای برتری مواجه می شوند ،تفاوت دارد . افراد دارای نیاز زیاد به پیشرفت عموما با هیجان گرایشی (مانند امید) و رفتار گرایشی پاسخ می دهند ، در حالی که افراد دارای نیاز کم به پیشرفت (ترس زیاد از شکست) عموما با هیجان اجتنابی (مثل اضطراب) و رفتار اجتنابی واکنش نشان می دهند. (همان)
انگیزه پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهای عالی. دیوید مک للند و جان اتکسنیون که ماهیت انگیزش پیشرفت را در چهل سال اخیر مطالعه کرده‌اند نیاز پیشرفت را اینگونه تعریف می‌کنند. جستجو کردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی شخص با انگیزش پیشرفت نیرومند می‌خواهد در برخی از تکالیف چالش انگیز موفق شود.
بنابراین، افراد دارای

کلیات پژوهش

مقدمه:
امروزه یکى از مولفه هاى اساسى در تقویت توسعه پایدار مساله ى ارتقاء سلامت جامعه مى باشد. چرا که محور توسعه پایدار انسان سالم است. از طرفى رانندگى انسانها در جهان امروز با خطرات زیادى روبه رو می باشد. از جمله مهم ترین و قابل توجه ترین خطراتى که امروز زندگى افراد را در کشورهاى مختلف جهان تهدید مى کند، افزایش حوادث و آسیب هاى عمدى و غیر عمدى است که سالانه باعث مرگ بیش از 6 میلیون نفر در جهان مى شود(شاکری نیا، 1388).
حوادث رانندگی و پیامدهای آن، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، به عنوان یکی از مهم ترین علل مرگ و میر و جراحات محسوب می شوند. در کشور ما نیز حوادث رانندگی علاوه بر وارد کردن صدمات اقتصادی، باعث تلفات شدید انسانی می شود(فام ایرج، 1385).
برآورد شده است که سالانه دو میلیون نفر در سراسر جهان بر اثر تصادفات جاده ای، جان خود را از دست می دهند و تعداد مجروحان رانندگی در سال، بیش از ١۵ میلیون نفر تخمین زده می شود. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اما آنچه کشور ما را در این زمینه متمایز می کند، روند رو به رشد حوادث رانندگی در کشور و مقایسه آن با سایر کشورهای جهان است. که در این راستا پژوهش های متعددی نیز به بررسی علل تصادفات و سوانح پرداخته و اکثرا تخلفات رانندگی رانندگان را یکی از علل عمده و اصلی ذکر می کنند(عریضی و حقایق، 1388).
این تحقیقات همچنین نشان داده اند که گروه خاصی از افراد دارای آمار تصادفات رانندگی بیشتری هستند و این گروه با دیگران در برخی از ویژگی های شخصیتی متفاوت می باشند. در یک بررسی که به رابطه ی بین شخصیت و تفاوت های فردی پرداخته است، نشان داده شده که نمره ی صفت شخصیتی هیجان طلبی1 از همه بیشتر احتمال انجام خشونت در رانندگی را نشان می دهد (برگس2، 2002).
بنابراین علاوه بر ویژگی های شخصیتی، مسایل هیجانی چالش برانگیز نیز می تواند رفتار رانندگی رانندگان را تحت تاثیر قرار دهد. به عبارتی امور مربوط به رانندگی از آن جهت که اموری غیر قابل پیش بینی بوده دائماً اتفاق می افتند و رانندگان در برخورد با این مسئله با توجه به ویژگی های شخصیتی مجزا، هر یک بسیار متفاوتند. بسیاری از رانندگان این شرایط را تنشی هیجانی تلقی کرده و در نتیجه مقابله و برخورد با آن را دشوار می دانند. از سوی دیگر رانندگان اغلب دارای انگیزه رقابت جویی بوده و از آزردگی هیجانی خود، آگاه نیستند. این امر انگیزه ها و اهداف آنان را متأثر ساخته و موجب تحریف تفکر راننده و افزا یش هیجانات خارج از کنترل فرد می شود. رانندگانی که درگیر این گونه هیجانات می شوند دست به رفتارهای تکانشگرانه و پرخطر می زنند که این هیجانات رانندگان را ترغیب به تکروی و خودپسندی می کند(ابراهیمی قوام، 1388).

در مجموع با توجه به آنچه بیان شد، نمره کلی رانندگی باهوش هیجانی بالا به معنای داشتن نیمرخ مثبت در مؤلفه های شخصیتی می باشد. بنابراین می توان رانندگی افراد را با توجه به نیمرخ روانی شان در این مؤلفه ها مورد ارزیابی قرار داد. که پژوهش حاضر نیز در صدد بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی(نئو) و هوش هیجانی با رفتار رانندگی رانندگان می باشد.
بیان مساله:
تخلفات رانندگی همواره یکی از علل بروز مشکلات، معضلات و حوادث ترافیکی در همه جوامع می باشد که بسته به بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و جغرافیایی جوامع میزان و نوع آن متفاوت خواهد بود.گرچه در بروز تخلفات رانندگی، عوامل محیطی- کنترلی، اجرایی و عدم تناسب ساختارهای مواصلاتی با تعداد خودروها و واحدهای عبور و مرور و غیره نیز دخیل می باشد، اما علل انسانی به عنوان اصلی ترین عامل، بالاترین درصد علت تخلفات است(حق شناس و همکاران، 1387).
شرایط رانندگی بسیار متعدد است به خصوص شرایط روانی، اخلاقی و اجتماعی. بنابراین داشتن گواهی نامه رانندگی دلیل بر صلاحیت کامل افراد برای رانندگی نیست؛ چه بسا افرادی که از دقت دید مناسب برخوردارند؛ اما از مشکلات و عقده های روانی، اجتماعی و فرهنگی رنج می برند. تنها داشتن دید خوب نمی تواند ملاک صلاحیت رانندگی باشد؛ بلکه تجربه، استعدادهای طبیعی، دقت و تعادل روانی است که به انسان برای رانندگی صلاحیت می دهد. اولین تحقیق پیرامون احراز شایستگی برای رانندگی و اثرات حالت روانی راننده در سال 1929 در آمریکا انجام شد؛ محور این تحقیقات “رفتار انسان” بود. در این پژوهش محققان دریافتند که تقریباً 96 درصد حوادث از طرف رانندگان با تجربه ای رخ می دهد که دچار مشکلات شخصیتی بوده اند(نوابی و همکاران، 1385).
به طور کلی هر فردی دارای یک سری ویژگی هایی می باشد که باعث می شوند به صورت منظم و دایم یک شیوه ی رفتاری خاصی را از خود نشان دهد. این ویژگی ها در مجموع، شخصیت هر فرد را تشکیل می دهد. رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی1 و رفتار رانندگی مورد بررسی های متعددی در سطح جهان قرار گرفته است. به نظر می رسد، عناصر خاصی از شخصیت باعث رفتارهای قانون شکنی می شوند، از آن رو که این رفتارها منجر به برآورده شدن برخی از نیازهای شخصی فرد می شوند با این که مغایرت با سیستم قانونمند محیط اطراف دارد. در تحقیقات گذشته حدود 90 % تصادفات را به خصوصیات رفتاری ربط داده اند و نشان داده اند که در 95-90 % تصادفات، رفتار انسان، عامل تعیین کننده اصلی است. به عبارتی ویژگی های شخصیتی می تواند با رفتارهای ترافیکی و نحوه رانندگی فرد ارتباط داشته باشد. شواهد زیادی حاکی از وجود رابطه میان صفات شخصیتی و رفتار رانندگان پرخطر است(مهماندار، 1388). رفتار رانندگی پرخطر یعنی ارتکاب دو یا چند عمل خلاف که موجب به خطرانداختن افراد یا وسایل دیگر شود به عبارت دیگر هرگونه عمل خلاف تعمدی که نیازمند واکنش تدافعی از سوی راننده دیگر باشد(باتیست1، 2005).
این تحقیقات همچنین نشان داده اند که گروه خاصی از افراد دارای آمار تصادفات رانندگی بیشتری هستند و این گروه با دیگران در برخی از ویژگی های شخصیتی متفاوت می باشند. در یک بررسی که به رابطه ی بین شخصیت و تفاوت های فردی پرداخته است، نشان داده شده که نمره ی صفت شخصیتی هیجان طلبی2 از همه بیشتر احتمال انجام خشونت در رانندگی را نشان می دهد (برگس3، 2002).
رانندگی عادی یا ایمن فعالیتی است همراه با حرکات کنترل شده که در آن راننده باید اطلاعات و داده های مربوط به رانندگی را از طرق مختلف به خصوص از راه دیدن اخذ کرده براساس آنها در ذهن تصمیم گیری کرده و تصمیمات خود را به بهترین وجه عملی کند تا بتواند حرکتی همواره با ایمنی داشته باشد(سانتوز4، 2005؛ به نقل از موسوی، 1388).
در مطالعه انجام شده در ایران که به بررسی رابطه بین تحریک جویی و رفتار رانندگی پرخطر پرداخته است نیز نشان داده شده است که نمره کلی تحریک جویی و سه خرده مقیاس های آن شامل تجربه جویی، هیجان طلبی و تنوع طلبی با رفتارهای رانندگی پرخطر همبستگی مثبت و معناداری دارد(گودرزی و شیرازی، 1386). عناصر شخصیتی می توانند باعث شوند که افراد رفتار خاصی را انجام دهند که این رفتارهای خاص باعث ارضائ نیازهای شخصی فرد مرتبط با ویژگی های روان شناختی، زیستی و اجتماعی او می شود.
در این پژوهش ویژگی های شخصیتی رانندگان براساس مدل پنج عامل اصلی شخصیت نئو مورد بررسی قرار خواهند گرفت که شامل:1-عصبیت(دارای احساس نگرانی و ناایمنی، مضطرب و عصبی)؛2-برون گرایی(اهل هیجان و خطر پذیری بالا، معاشرتی و لذت جو)؛ 3- بازبودن به تجربه(افرادی مبتکر، مستقل، خلاق و شجاع)؛ 4-توافق(افرادی خوش قلب، دارای حس همدردی، دلسوز و مودب)؛ و 5-وجدانی بودن(توانا در کنترل تکانه ها، بادقت، قابل اعتماد، منظم و سخت کوش) می باشد(حق شناس، 1385).
همچنین امور مربوط به رانندگی از آن جهت که اموری غیر قابل پیش بینی بوده که دائماً اتفاق می افتد و امور خطرناکی را شامل می شوند، مسایل هیجانی چالش برانگیزی هستند. رانندگان در این امر بسیار متفاوتند. بسیاری از رانندگان این شرایط را تنشی هیجانی تلقی کرده و در نتیجه مقابله و برخورد با آن را دشوار می دانند. از سوی دیگر رانندگان اغلب دارای انگیزه رقابت جویی بوده و از آزردگی هیجانی خود، آگاه نیستند. این امر انگیزه ها و اهداف آنان را متأثر ساخته و موجب تحریف تفکر راننده و افزا یش هیجانات خارج از کنترل فرد می شود. رانندگانی که درگیر این گونه هیجانات
می شوند دست به رفتارهای تکانشگرانه و پرخطر می زنند که این هیجانات رانندگان را ترغیب به تکروی و خودپسندی می کند(ابراهیمی قوام، 1388).
توجه به مفهوم هوش هیجانی به عنوان سازه روانشناختی که با داشتن مولفه های درون فردی و بین فردی تمامی مناسبات فرد را با خود و دنیای پیرامونش دستخوش تغییر می سازد از اهمیت ویژه ای در رانندگی برخوردار است. هوش هیجانی، چارچوبی است که در آن مجموعه ای از مهارت ها فرض می شود که در ارزیابی و ابراز واقعی هیجانات خود و دیگران دخیل بوده و می تواند تنظیم اثربخش هیجانات خود و دیگران و کاربرد احساسات جهت با انگیزه ساختن، برنامه ریزی و تداوم پیشرفت خود را به دنبال داشته باشد.
هوش هیجانی1 شامل توانایی کنترل احساسها و هیجانهای خود و دیگران، پذیرش دیدگاه های سایر افراد و کنترل روابط و توانشهای اجتماعی است. به عبارت دیگر‌، شخصی که هوش هیجانی بالایی دارد، عواطف خود را بهتر شناسایی کرده و درک بهتری از عواطف دیگران پیدا می کند. هوش هیجانی د‌ر برد‌ارند‌ه‌ی آگاهی، تنظیم و بیان د‌رست د‌امنه‎ای از هیجانات است. لذا توانایی شناخت، ابراز و کنترل این هیجانات یکی از ابعاد‌ مهم هوش هیجانی است و ناتوانی فرد‌ د‌ر هر کد‌ام از این توانایی‎ها منجر به نارضایتی در زندگی و محیط کار خواهد‌ شد‌ که حاکی از نقص خود‌گرد‌انی هیجانی است که ویژگی کلید‌ی هوش هیجانی می باشد(هاشمی،1391).
به عبارتی هوش هیجانی نوعی پردازش اطلاعات عاطفی است که شامل ارزیابی صحیح عواطف خود و دیگران و بیان مناسب عواطف و تنظیم سازگارانه است که به بهبود جریان زندگی منجر می شود، و در رابطه با رفتار رانندگی موجب می شود تا فرد: به جای سرزنش دیگران یا موقعیت، تمرکز بر خود داشته باشد. -نحوه رابطه بین عمل، احساسات و افکار را با همدیگر درک کند. – به جای واکنش هیجانی خشمگین شدن ابتدا به ماهیت آنچه باعث ناراحتی شده، بپردازد. -بیشتر به کسب نتایج پیامدها علاقه مند باشد تا اینکه بخواهد تکانشی عمل کند. – به جای تنها به فکر خود بودن به دیگران و حقوق شان احترام گذاشته شود. -ترافیک را به عنوان کار دسته جمعی و نه رقابتی بپذیرد. -تنوع بین نیازها و سبک های رانندگان را بپذیرد و از سرزنش کردن آنها به خاطر اقدامات و نحوه رانندگیشان دور ی کند. –نقش های مثبت را به جای اعمال منفی تمرین کند. -درصدد یادگیری مهار و کنترل تکانه های مربوط به انتقاد کردن از دیگران با گسترش حس مزاح در حین رانندگی باشد. -رانندگی را جدی بگیرد و با آگاهی از اشتباهات خود در حین رانندگی درصدد اصلاح آنها برآید(جیمز و ناهل1، 2007).
با توجه به آنچه که در مورد ویژگی های شخصیت، هوش هیجانی و رفتار رانندگی بیان شد، در این پژوهش محقق به دنبال دریافت این نکته است که آیا رابطه ای بین متغیرهای پیش بین یعنی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی با متغیر ملاک یعنی رفتار رانندگی وجود دارد؟ و متغیرهای پیش بین می توانند نقشی در پیش بینی متغیر ملاک یعنی رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس های بین شهری داشته باشند؟ علاوه بر این، محقق به دنبال دریافت این نکته است که آیا بین رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس های بین شهری با توجه به سن و سابقه کار و نیز خود مالک بودن یا در استخدام دیگران بودن تفاوت وجود دارد؟
ضرورت انجام پژوهش:
بررسی رفتار رانندگی پرخطر و درگیری با تصادف می تواند نشان دهنده ی عواملی باشد که مستقیماً به ویژگی های شخصیتی افراد و حالات هیجانی آنها مربوط می شود. بنابراین با توجه به نقش عامل شخصیت و هوش هیجانی نیاز به بررسی های هدفمند وجود دارد تا راه حل هایی برای کاهش درصد تصادف و مرگ و میر پیدا شود(موسوی، 1388).
لذا با توجه به اهمیت و ضرورت رانندگی در جامعه ی امروزی و آمار بالای تصادفات در ایران و نقش مهم عامل انسانی در به وجود آمدن حوادث، تخلفات و تصادفات، در این تحقیق ضرورت بررسی رابطه ی بین رفتار رانندگی با ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.
بنابراین با توجه به اهمیت نقش عامل انسانی در حوادث رانندگی لازم است تا رفتار رانندگی رانندگان مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا توجه به خصوصیات روانشناختی رانندگان و نقش احتمالی آنها در رفتار رانندگی ضرورتی آشکار دارد، بر همین اساس در این پژوهش به چگونگی رابطه ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی با رفتار رانندگی پرداخته می شود. بی تردید شناسایی چگونگی این رابطه می تواند به مسوولان مربوطه در امر برنامه ریزی برای رانندگی کم خطر کمک نماید، اهمیت این تحقیق ازاین نظر بیشتر می شود که جامعه آماری تحقیق رانندگان حرفه ای اتوبوس های بین شهری است، بی تردید نقش این گروه از شاغلان حرفه رانندگی در حفاظت از جان مردم آشکار است و نتیجه این تحقیق می تواند در آموزش این گروه از رانندگان و نیز گزینش آنها در پایانه های مسافربری متصدیان ذیربط را یاری دهد.
اهداف تحقیق:
هدف کلی: بررسی و تبیین نقش پیش بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس.
اهداف اصلی:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تبیین نقش پیش بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی در چگونگی رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس.
تبیین نقش پیش بینی کنندگی مولفه های هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس.
اهداف فرعی:
1-مقایسه رفتار رانندگی در بین رانندگان اتوبوس بین شهری با توجه به سن، سابقه کار و تحصیلات.
2-مقایسه رفتار رانندگی در بین رانندگان خویش فرما با سایر رانندگان.

فصل دوم:
گستره نظری و پیشینه تحقیقاتی
2-1- مقدمه:
در این فصل که به ادبیات تحقیق مرسوم است ابتدا متغیر وابسته و سپس متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گرفته اند. در اینجا ابتدا به ارائۀ تعریف، نکات و نظریه های پیرامون رفتار رانندگی پرداخته می شود و در ادامه در خصوص ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی به بحث پرداخته می شود و در نهایت گذری بر نتایج سایر پژوهش های مشابه در داخل و خارج از کشور خواهیم داشت.
2-2- مبانی نظری متغیرها:
2-2-1- رفتار رانندگی:
امروزه یکى از مولفه هاى اساسى در تقویت توسعه پایدار مساله ى ارتقاء سلامت جامعه مى باشد. چرا که محور توسعه پایدار انسان سالم است. از طرفى رانندگى انسانها در جهان امروز با خطرات زیادى روبه رو مى باشد. از جمله مهم ترین و قابل توجه ترین خطراتى که امروزه زندگى افراد را در کشورهاى مختلف جهان تهدید مى کند، افزایش حوادث و آسیب هاى عمدى و غیر عمدى است که سالانه باعث مرگ بیش از 6 میلیون نفر در جهان مى شود و پر واضح است که “رانندگان” عامل اصلی انجام تخلفات ترافیکی به‌شمار می روند، اما آنچه که بر چگونگی رفتار انسان و راننده در زمان رانندگی و یا تغییر آن نقش خواهد داشت، متفاوت بوده که در یک دسته بندی کلی سه عامل 1- محیطی 2- قانونی و اجرایی 3- درونی را می توان نام برد(محمدیان، 1391).
1- عوامل محیطی:
به مجموعه عواملی گفته می شود که در محیط پیرامونی و اطراف انسان وجود داشته و منجر به انجام تخلف توسط رانندگان می گردد. در واقع این عوامل بگونه‌ای بر رفتار انسان ها اثر می‌گذارد که راننده را به سمت انجام تخلف سوق می‌دهد که برای ریشه یابی علل وقوع تخلفات، لزوما” باید این عوامل را به درستی شناخت و تلاش نمود بر اینگونه عوامل تأثیر گذار مدیریت نموده تا دچار رفتارهای ناهنجار ترافیکی در جامعه نشویم.
– شرایط آب و هوائی: گرمای بیش از حد هوا در روزهای تابستان می تواند موجب ناراحتی خاطر و از بین رفتن آرامش و آسایش و در نهایت بی حوصلگی و خشم رانندگان شود . از طرف دیگر سرمای هوا همراه با شرایط بدآب و هوایی نظیر برف و

تاریخچۀ توسعه و توسعۀ اجتماعی در ایران 12
چارچوب مفهومی تحقیق …15
گفتمانهای توسعۀ اقتصادی 18
توسعه از دیدگاه مارکس 23
گفتمانهای نوسازی 27
نظریۀ نوسازی 27
نظریۀ وابستگی 32
نظریۀ نظام جهانی 38
طبقه بندی کشورها در گفتمان نظام جهانی 40
نظریۀ تکاملی توسعه……………………………………………………………………………………………..43
گفتمانهای جدید توسعه…………………………………………………………………………………..44
توسعۀ پایدار 44
توسعۀ انسانی …………46
گفتمان‌های پساتوسعه‌گرایی…………………………………………………………………………………………………………….47 نقدی برگفتمانهای موجود توسعه در این تحقیق 49
پیشینۀ عملی تحقیق 51
پیشینۀ داخلی 51
پیشینۀ خارجی 59
تعریف مفاهیم و عملیاتی کردن آنها 67
توسعه 67
تعریف مفهومی و نظری توسعه 67
تعریف عملیاتی توسعه 68
توسعۀ اجتماعی 68
تعریف مفهومی و نظری توسعۀ اجتماعی 68
تعریف عملیاتی توسعۀ اجتماعی 69
شاخصهای توسعۀ اجتماعی 70

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعریف مفهومی شاخصهای توسعۀ اجتماعی 70
تعریف عملیاتی شاخصهای توسعۀ اجتماعی 70
اعضای هیأت علمی 70
فصل سوم؛ روش شناسی 71
روش شناسی 72
شیوۀ انجام تحقیق 72
نظریۀ مبنایی 73
جامعۀ آماری 76
نمونۀ تحقیق 76
شیوۀ نمونهگیری در روش گراندد تئوری 76
نمونهگیری : شیوۀ انتخاب اطاعرسانها(مصاحبهشوندگان) در این پژوهش 78
تکنیک جمعآوری دادهها 79
تکنیک گردآوری دادهها در این پژوهش 80
اعتبار تحقیق……………………………………………………………………………………………………..80
قلمرو و محدودۀ تحقیق 81
محدودۀ زمانی تحقیق 81
قلمروی مکانی تحقیق 82
محدودۀ محتوایی و موضوعی تحقیق 82
فصل چهارم؛ تحلیل دادهها 83
تحلیل دادهها 84
حساسیت نظری 86
کدگذاری 87
کدگذاری باز 87
کدگذاری محوری 90
پدیدۀ «سنتگریزی» 93
پدیدۀ « بیبرنامه‌گی و بلاتکلیفی» 98
پدیدۀ «طرد اجتماعی و محرومسازی» 103
پدیدۀ « تنبلی، بیخیالی و بدبینی» 110
پدیدۀ «فقدان مشارکت اجتماعی» 117
پدیدۀ «توسعهنیافتگی ‌فرهنگی» 122
پدیدۀ «توسعۀ نامتوازن» 128
پدیدۀ « توسعۀ نیازمحور» 134
کدگذاری گزینشی 139
یاداشت تحلیلی………………………………………………………………………………………………………………………………..140
شرح توصیفی یا روایت داستان تحلیل داده‌های این تحقیق……………………………………………………………………….140
فرایند حرکت از توصیف به مفهوم پردازی……………………………………………………………………………………………141
مقولۀ مرکزی 143
شرایط علّی پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی» 144
شرایط مداخله‌گر پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی» 147

راهبردهای پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی» 150
پیامدهای پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی» 151
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 153
بحث و نتیجهگیری 154
پیشنهادات 161
منابع 162
پیوست
فهرست جداول
جدول شمارۀ 2-1 مقایسۀ ویژگیهای دو انگارۀ سنتی و مدرن توسعه………………………………………………………46
جدول شمارۀ 4-1 دادههای اولیه………………………………………………………………………………………………………88
جدول شمارۀ 4-2 مقولهها………………………………………………………………………………………………………………89
جدول شمارۀ 4-3 شیوه مفهوم سازی از داده‌‌های خام…………………………………………………………………………..89
جدول شمارۀ 4-4 پدیده‌‌ها………………………………………………………………………………………………………………90
جدول شمارۀ 6 جدول مفاهیم…………………………………………………….. ………………………………………………..169
جدول شمارۀ 7 جدول مقوله ها………………………………………………….. …………………………………………………191
جدول شمارۀ 8 چک لیست سؤال‌ها……………………………………………………………………………………………….198
جدول شمارۀ 9 اسامی اساتید مصاحبه شونده و زمان مصاحبه ………………………………………………………………201
فهرست نمودارها
نمودار شماره 3-1 فرایند تدوین نظریه……………………………………………………………………………………………….82
نمودار شمارۀ 4-1 مدل پارادایم……………………………………………………………………………………………………….93
نمودارشمارۀ 4-2 مدل پارادیمی پدیدۀ « بی‌توجهی به سنت‌ها و بافت فرهنگی = سنت‌گریزی »……………………97
نمودارشمارۀ 4-3 مدل پارادایمی ‌پدیدۀ « بی برنامه‌گی و بلاتکلیفی»…………………………………………………….98
نمودارشمارۀ 4-4 مدل پارادایمی پدیدۀ « طرد اجتماعی و محروم سازی»………………………………………………103
نمودار شمارۀ 4-5. مدل پارادایمی پدیده‌ی « تنبلی، بی خیالی و بدبینی مردم»………………………………………….110
نمودار شمارۀ 5-6 مدل پارادایمی پدیده « فقدان ‌مشارکت اجتماعی». ………………………………………………….117
نمودار شمارۀ 4-7 مدل پارادایمی‌پدیده « توسعه نیافتگی‌فرهنگی»…………………………………………………………122
نمودار شمارۀ 4-8 مدل پارادایمی‌پدیده « توسعۀ نامتوازن»…………………………………………………………………..128
نمودار شمارۀ 4-9 مدل پارادایمی‌پدیده « توسعۀ نیازمحور»………………………………………………………………..134
نمودار شمارۀ 4-10 مقوله هسته‌‌‌ای : توسعۀ اجتماعی………………………………………………………………………….142
فصل اول
کلیات تحقیق
فصل اول
کلیات تحقیق

1-1 مقدمه
در طول تاریخ و از دیرباز همیشه مفهومی‌از پیشرفت و ترقی در ذهن بشر وجود داشته است. اما مفهوم امروزی توسعه‌ که دارای بار معنایی مشخصی می‌باشد قدمت آنچنانی ندارد. شاید اگر بخواهیم معنایی تخصصی برای‌‌‌این مفهوم پیدا کنیم باید به دوران بعد از مدرنیزاسیون اشاره کرد، که به تدریج‌‌‌این اصطلاح در راستای اهدافی خاص به کار برده شد. توسعه در ابتدا یعنی در دهه‌‌های 1960-1970 در معنای توسعۀ اقتصادی به کار برده می‌شد به تدریج وارد حوزه‌‌های دیگر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شد. در جریان انقلاب صنعتی و تکنولوژیکی با منسوخ شدن شیوۀ زندگی تمدن گذشته و از بین رفتن ارزش‌ها و هنجارهای آن،‌‌‌این مفهوم وارد حوزۀ علوم مختلف شد. در نتیجه مفهوم توسعه از دیگر دستاوردهای مدرنیته است که به همراه مفاهیم وابسته و نزدیک به آن از یک طرف از طریق فرایند استعمار (یعنی عامل بیرونی) و از طرف دیگر از طریق اعزام دانشجو از کشورهای کمتر توسعه یافته به کشورهای قطب اول (یعنی عامل درونی) وارد کشورهای توسعه نیافته شد. می‌توان ادعا کرد که اصطلاح توسعه فریب آمیزترین مفهومی‌است که از طرف کشورهای جهان اول به کار برده شد تا از‌‌‌این طریق بتوانند ضمن‌‌‌اینکه جای پایی محکم برای خود فراهم کنند بتوانند راه نفوذ دستاوردها و محصولات فرهنگی خود را از طریق تهاجم ( اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم تعامل فرهنگی) فراهم بسازند. به این خاطر مفهوم توسعه فریب‌آمیز است که اولاَ با ارزش‌ها و فرهنگ جامعه در ارتباط است، دوماً در درون آن پیچیدگی معنا و محتوا وجود دارد، سوماً به ظاهر مثبت و خواستنی است.
توسعه دارای ابعاد و جنبه‌‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. ‌‌‌این اصطلاح در لغت به معنای گستردن، شکوفا شدن و ترقی یافتن است. بعد از تخصصی شدن در علوم اجتماعی از جنبه‌های مختلفی مورد بررسی، مطالعه و ارزیابی صاحب نظران‌‌‌این حوزه قرار گرفت. حتی در جریان‌‌‌این کاربرد گسترده، توسعه، به رشتۀ علمی‌تخصصی تبدیل شده و به گرایش‌های مختلفی را در خود پذیرفته است. امروزه‌‌‌این مفهوم به عنوان پیشوند برای موضوعات کمتر تخصصی شده‌ای از جمله توسعۀ صنعتی، توسعۀ علمی‌و توسعۀ ورزشی هم به کار می‌رود. گسترش‌‌‌این کاربردهای مختلف حاکی از اهمیت موضوع توسعه و ابعاد آن است.
مفهوم و معنای توسعه بر خلاف مفهوم رشد که دارای جنبۀ کمی ‌است از معنای کیفی هم برخوردار است و دارای بار ارزشی می‌باشد. در نتیجه باید دو بعد اساسی برای توسعه در نظر بگیریم؛ یکی‌‌‌اینکه توسعه مقوله‌ای ارزشی است، دیگری‌‌‌اینکه توسعه مفهومی‌چند بعدی است ( ازکیا، غفاری،1386: 24). توسعه بیشتر به معنای تغییر کیفی ارزش‌ها، هنجارها،
باورها، افکار، روابط و تعاملات، ساختارها و نظام و تبدیل آن‌ها به شیوه‌ای جدید از سنخ آن‌ها متناسب با شرایط جامعه است. در اغلب نظریه‌های توسعه، توسعه به معنای گذار از جامعۀ سنتی به جامعۀ نوین در نظر گرفته می‌شود؛ از جمله نظریۀ تونیس که توسعه را تغییر جامعه از گمنشافت به گزلشافت می‌داند یا نظریه دورکیم که توسعه را دگرگونی جامعه از حالت مکانیکی به حالت ارگانیکی می‌داند. در نتیجه مفهوم توسعه بر فرایند دگرگونی اجتماعی تأکید دارد. دگرگونی اجتماعی به معنای ‌‌‌ایجاد تغییر در شاخص‌های زندگی، مثلاً کاهش فقر، افزایش رفاه، بهبود سطح زندگی مردم، گسترش آموزش و پرورش و توسعۀ انسانی، افزایش برابری و عدالت، افزایش امید به زندگی، گسترش مشارکت شهروندان در فرایندهای سیاسی، کاهش نابرابری‌‌ها در قدرت، کاهش نابرابری‌های اجتماعی، گسترش آزادی، دسترسی به تسهیلات بهداشتی و سلامتی افراد است. ‌‌‌این جنبه از توسعه در نظریه صاحب نظران علوم اجتماعی بر جنبۀ خاصی از توسعه تاکید دارد که آن را معادل توسعۀ اجتماعی در نظر می‌گیرند.
پارادایم توسعه از آغاز شکل‌گیری تاکنون گفتمان‌های متعددی در حوزه‌های مختلفی از جمله اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی، روان شناسی را در درون خود پرورانده است. همین امر باعث شد که توسعه به یک گرایش مستقل در علوم اجتماعی تبدیل شود و گفتمان‌ها، نظریه‌ها و متفکران مخصوص به خود را پیدا کند. یکی از دلایل تعدد بحث‌های توسعه‌ای در بینابینی بودن‌‌‌این رشته می‌باشد. به طورکلی گفتمان‌های مختلفی در زمینۀ توسعه مطرح شده‌اند، هریک از‌‌‌این گفتمان‌ها به فراخور علایق ،تمایلات و توانایی‌های متفکران وابسته به خود به بررسی جامعه و ارزیابی و تجزیه و تحلیل مسائل مختلف اجتماعی دست زده‌اند. هر گفتمانی برای نیل به توسعه و توسعۀ اجتماعی شیوه‌‌های خاص، طرح‌ها و برنامه‌های متفاوت، راه حل‌های جداگانه و استدلالات مختلفی برای برخورد با مسائل، آسیب‌ها و تنگناهای اجتماعی ارائه داده است. هدف همۀ گفتمان‌های توسعه ‌‌‌این است که برای محقق نمودن توسعه و ترقی به گونه‌ای خاص جامعه را مهندسی کنند. بنابراین می‌توان خوش بین باشیم و بگوییم گفتمان‌های مطرح شده در حوز‌ۀ توسعه برای رفع مسائل و مشکلات به وجود آمده‌اند و ‌‌‌این اشتراک تمام نظریه های مطرح شده است اما آن‌ها در طرح‌ها، برنامه‌ها و شیوه‌های تصمیم‌گیری با هم متفاوتند. بعضی از ‌‌‌این گفتمان‌ها در واکنش به گفتمان مسلط موجود به وجود آمده‌اند زیرا به زعم آن‌ها گفتمان مسلط نتوانسته جامعه را از ورطۀ مشکلات و مسائل نجات دهد یعنی به تعبیری از مد افتاده شده و باید مدل جایگزین برای آن را پیدا کرد، در نتیجه برای جبران نارسایی‌های گفتمان‌های قبلی، خود برای تحقق توسعه، با برنامه‌ها و طرح‌‌های جدید وارد حوزه نظریه‌پردازی می‌کردند. ‌‌‌این چنین است که در دهه‌های اخیر با تنوع دیدگاه‌ها و متفکران در حوزه‌‌های مختلف توسعه برخورد کردیم.

1-2 بیان مسئله
نسبی بودن ویژگی اصلی یک مسئلۀ اجتماعی است یعنی فرهنگ و هنجارهای هر جامعه‌ای مسئله دار بودن یک پدیده و یا موضوع‌‌‌ای را مشخص می‌کند و مسئله بر مبنای فرهنگ و هنجارهای آن جامعه تعریف می‌شود. بر همین مبنا توسعۀ اجتماعی در ‌‌‌ایران باید در مطابقت و هماهنگی با نهادها، هنجارها، باورها و رسوم و به طور کلی فرهنگ مردم باشد.
توسعه مفهوم بسیارگسترده‌‌‌ای است که دارای ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، توسعۀ انسانی و توسعۀ پایدار است. بین ‌‌‌این انواع توسعه یک نوع رابطۀ متقابل و هماهنگ وجود دارد. برای رسیدن به توسعه باید تمامی ‌‌‌این انواع به تناسب و هماهنگ با هم در نظر گرفته شوند. « امروزه تلقی ما از مفهوم توسعه، فرایندی همه جانبه است(نه فقط توسعۀ اقتصادی) که معطوف به بهبودی تمامی ‌ابعاد زندگی مردم یک جامعه ( به عنوان لازم و ملزوم) است. »(دعائی ،1385: 7). شیخی توسعه را جریانی می‌داندکه مستلزم ‌سرمایه، همکاری، نظارت ‌مستمر و مدیریت مطلوب می‌داند. از نظر او چنین ‌جریانی هنگامی‌که بخش‌های ‌مختلف اقتصادی-اجتماعی یک جامعه دارای همکاری‌های همه جانبه باشند، صورت می‌گیرد(1385: 168). « بنابراین، توسعه زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که همۀ وجوه و جوانب آن همراه با یکدیگر و رو به جلو در تحقق باشند» (میرهاشمی‌ و دیگران، 1387: 170). امروزه توسعه در حوزه‌های مختلف به کار بسته می‌شود. ضرورت مطالعه و بررسی ‌‌‌این حوزه جهت شناخت آن‌ها و تلاش در جهت رفع‌ موانع توسعه، پیشرفت و ترقی ‌انسان و جامعۀ ‌انسانی امروزه بر همگان آشکارگشته است و ارتباط تنگاتنگ توسعه با زندگی بشر را نشان می‌دهد. به طوری‌که امروزه در زمینه‌های مختلف توسعه مقالات، پایان‌نامه‌ها و تحقیقات مختلف نوشته شده است. یکی از مهمترین ابعاد توسعه، توسعۀ اجتماعی است.
در یک نظر می‌توان گفت تمام تلاش‌ها در زمینه توسعه و پیشرفت یک جامعه از نوع توسعۀ اجتماعی است؛ به عبارت دیگر توسعۀ اجتماعی به مثابه یک کل یکپارچه رویکردی مستقل است که در آن هم توسعۀ اقتصادی لحاظ می‌شود و هم سایر انواع توسعۀ سیاسی، فرهنگی و… . توسعۀ اجتماعی هم به معنای مجموعۀ تغییر و تحولات ساختاری در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه تلقی می‏شود و هم می‌تواند یکی از

هشت مرحله از تحول انسان می‎پردازد؛ یعنی، مراحل 1) اعتماد در برابر عدم اعتماد، 2) استقلال عمل در برابر شرم و تردید، 3) ابتکار4 در برابر احساس خطا و تقصیر، 4) تسلط در برابر احساس کهتری، 5) هویت در برابر سردرگمی نقش،6) صمیمیت در برابر انزوا، 7) پدید‎آورندگی در مقابل راکدماندگی و در نهایت 8) تمامیت من در مقابل نومیدی.
در نظریه اریکسون، هر بحران روان‎اجتماعی سن یا مرحله‎ای از گستره زندگی را تعیین می‎کند. هر بحران، نوعی چالش است که فرد باید آن را حل کند. بحران‎ها، هنجاری5 هستند به این معنا که جزء اجتناب‎‎ناپذیر زنده‎ بودن و رشد کردن محسوب می‎شوند. اریکسون هر بحران را به منزله یک پیوستار6 با قطب‎های مثبت و منفی توصیف می‎کند. برای مثال، بحران دوره شیرخوارگی”اعتماد در برابر عدم اعتماد” نام می‎گیرد. از نظر اریکسون این بحران بدین معناست که کودک در این دوره باید بتواند با مراقب خود احساس اعتماد یا ایمنی برقرار کند. حل بحران نه به این معناست که بحران کاملاً به‎طور منفی یا مثبت پشت سر گذاشته شده و نه به معنای حل قطعی موضوع است بلکه به معنای کج شدن تعادل بیشتر به یک جهت (یعنی به سمت یک انتهای پیوستار) تا در جهتی دیگر است. به عبارت دیگر، مهم این است که شیرخوار اولین مرحله تحول را با احساس ایمنی بیشترـ تا ناایمنی ـ پشت سر گذارد. بر اساس نظر اریکسون، هر بحران بر پایه بحران‎های قبلی بنا می‎شود. حل موفقیت‎آمیز هر چالش به حل موفقیت‎آمیز چالش‎هایی که پیش از آن بوده‎اند، بستگی دارد. بدین ترتیب، اریکسون بر این باور است که حل موفقیت‎آمیز بحران مرحله پنجم، یعنی، هویت در برابر پراکندگی هویت، بسته به این است که فرد بحران‎های قبلی دوره کودکی را چگونه حل کرده باشد. بدون احساس اعتماد، استقلال عمل، ابتکار و تسلط، استقرار یک احساس منسجم هویت دشوار است (استاینبرگ، 2005).
در مرحله پنجم، نوجوان همه اکتسابات قبلی، یعنی، تمام دلبستگی‎های هیجانی، استقلال، ابتکارات و تحقق‎های خود را دوباره به میدان می‎آورد. در آستانه زندگی بزرگسالانه، او خود را ناگهان در یک انقلاب هورمونی واقعی غوطه‎ور می‎بیند؛ انقلابی که بر اثر رشد و نمو بدنی شدید و رشد و رسیدگی بلوغ به‎وجود آمده است. بنابر نظر اریکسون، نوجوان در جستجوی من یا هویت خویش است و سعی می‎کند که عناصر پراکنده و متفرق شخصیت خود را با همدیگر مرتبط سازد، تعارض‎های قبلی را از نو تجربه کند و در این راه اغلب با والدین خویش درگیر می‎شود. او پشت سر هم نقش‎های مختلف و رفتارهای متفاوت را تجربه می‎کند و سپس آنها را به یک سو می‎نهد. آنگاه دوباره آنها را تدارک می‎بیند تا از نو تجربه کند. اغلب اتفاق می‎افتد که نوجوان به یک ساخت‎دهی پایدار شخصیت نائل نمی‎شود و در نتیجه با فکر پراکندگی وجود خود به‎‎سر می‎برد. پاره‎ای از نوجوانان به دریافت این فکر که موجودی یگانه و از لحاظ جنسی متمایزند و بزودی باید مسئولیتهای حرفه‎ای و خانوادگی را برعهده بگیرند، نائل نمی‎آیند. اگر چنین مشکلی پا برجا بماند، نوجوان سازش صحیحی نخواهد داشت و شاید قادر به انتخاب و طرح فعالیت‎های خود نیز نباشد (منصور و دادستان، 1369).
3ـ1 بحران هویت

اریکسون، اصطلاح بحران هویت را برای توصیف شرایط قربانیان جنگی که به شدت آسیب دیده بودند و او آنها را در جریان جنگ جهانی دوم درمان کرد، نام‎گذاری کرده است. مشکل این بیماران این بود که احساس خود را از دست داده بودند، یعنی،”من”احساس خودش را به عنوان یک موجود متداوم از نظر زمانی از دست داده بود. بدین ترتیب، احساس”هویت منِ”آنها به شدت صدمه دیده بود. (این معیار هویت من، آزمونی برای متمایز کردن”هویت من” از “هویت شخصی” و “هویت اجتماعی”است). من”عاملیت روان” است که کنش آن مهار رفتار است؛ در صورتی که دو شکل دیگر هویت”محتوا”هستند. از این حیث که آنها دانش درونی‎شده1در مورد مفهوم خودها، رفتار اجتماعی و نقش‎هایی محسوب می‎شوند که من با فرایندهایش مهار می‎کند. پس از جنگ، اریکسون به عنوان یک روان‎تحلیل‎گر همان نشانه‎های سردرگمی هویتِ مرتبط با آسیب هویت من را در افراد جوانِ به شدت متعارضی که احساس سردرگمی‎شان به جنگی در درون خودشان مربوط بود و همچنین در افراد یاغی2 و بزهکاران مخرب سردرگم، که با جامعه‎شان جنگ داشتند، مشاهده کرد. اریکسون برای اینکه بین این دو موقعیت پیوندی برقرار کند، اصطلاح بحران هویت را مشخص ساخت که طیّ آن هویت پیشین فرد (هویت دوره کودکی) دیگر مناسب نیست و هویت جدیدی نیز هنوز استقرار نیافته است. این بحران معمولاً طی مرحله هویت به‎وقوع می‎پیوندد که به‎طور هنجاری در جوامع غربی معاصر طیّ بلوغ یا به دنبال بلوغ آغاز می‎شود و در اواخر سال‎های نوجوانی تا اواخر بیست سالگی پایان می‎پذیرد. البته در برخی اشخاص، بحران هویت ممکن است هرگز پایان نپذیرد؛ برای این اشخاص بحران هویت، بخش”بهنجار”زندگی‎شان می‎شود (کوت و لوین، 2002).
طیّ بحران هویت، اشخاص برزخ یا خلأ روان‎شناختی را همراه با قدری نوسان بین احساس هویت من و سردرگمی هویت، تجربه می‎کنند. تا وقتی که هویت به‎طور کامل استقرار نیافته، بحرانی وجود دارد که در جنبه‎های هشیار و ناهشیارش با سردرگمی هویت یکسان است. اریکسون بر این باور بود که بحران‎های هویت بر حسب شدت1، تطویل2و وخامت3 شان متفاوت‎اند. شدت بحران هویت متناسب است با میزانی که احساس سردرگمی هویت از احساس هویت من بیشتر باشد. بحران هویت طولانی وقتی متظاهر می‎شود که خزانه‎های نقش4طیِّ مدت طولانی، مختل شده باشند. در نهایت، بحران هویت وخیم به کوشش‎های مکرر ولی ناموفق فرد برای استقرار خزانه نقش شخصی و اجتماعی باثبات و کارآمد، اطلاق می‎گردد. از نظر اریکسون، شدت بحران هویت به عوامل فرهنگی و نه عوامل زیست‎شناختی، بسیار وابسته است. اریکسون بر این باور است که عوامل زیست‎شناختی، یعنی، کشاننده‎های جدید، نیرومندی‎های جسمانی و توانایی‎های شناختی در شدت بحران حاد هویت نقش دارند ولی این عوامل موجب بحران نمی‎شوند؛ مگر آنکه فرهنگ نتواند”من”را در تسلط بر این کشاننده‎ها و ظرفیت‎های جدید راهنمایی کند (همان منبع).
اریکسون (1968، نقل از استاینبرگ، 2005) عقیده دارد که کلید حل5 بحران هویت در برابر پراکندگی هویت، در تعامل‎های نوجوان با دیگران قرار دارد. نوجوان از خلال پاسخ‎دهی به واکنش‎های افرادی که برای او اهمیت دارند، از میان عناصر متعددی که می‌توانند به گونه‌ای امکان‌پذیر بخشی از هویت بزرگسالی او شوند، دست به انتخاب می‌زند. دیگر افرادی که نوجوان با آنها تعامل دارد، همچون آینه‌ اطلاعات نوجوان را در باب این که”کیست و چه کسی باید باشد”، به او منعکس می‌کنند. به این ترتیب، پاسخ‎های این افرادِ مهم احساس هویتِ در حال تحولِ نوجوان را شکل می‌بخشد و زیر تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، ساختن هویت فرایندی اجتماعی و نیز روانی است. اریکسون در شکل‌دهی احساس”خود”نوجوان، برای نقش جامعه او (و به‎ویژه، افرادی که بر نوجوان تأثیر دارند) اهمیت بسیاری قائل است. هویت نوجوان حاصل بازشناسی دوجانبه میان نوجوان و جامعه است: نوجوان هویت را می‌سازد اما همزمان، جامعه نوجوان را شناسایی می‌کند. بافت اجتماعی‌ای که نوجوان می‎کوشد که احساس هویت را در آن بنا کند، بر ماهیت و پیامد این فرایند تأثیر عظیمی دارد. مسلم است که اگر هویت نوجوانان بر اساس بازشناسی از سوی جامعه ساخته شود، جامعه در تعیین این مسئله که چه نوع هویت‎هایی انتخاب‎های ممکن به شمار می‌روند، نقش مهمی خواهد داشت. جامعه تعیین می‌کند که از هویت‎هایی که انتخاب‎های اصیل به‎ شمار می‌روند، کدام خواستنی هستند و کدام خواستنی نیستند. به اعتقاد اریکسون، استقرار احساس منسجمِ هویت، پیشرفتی است که هشیارانه احساس می‌شود، و فرایندی طولانی است: احساس هویت هرگز به‎طور قطعی به‎ دست نمی‌آید و حفظ نمی‌شود. با وجود این، در نهایت، بحران هویت نوجوانی، هنگامی که با موفقیت انحلال یابد، به مجموعه‎ای از تعهدات بنیادی زندگی، یعنی، تعهدات حرفه‌ای، ایدئولوژیکی، اجتماعی، مذهبی، قومی، و جنسی منتهی می‎شود (استاینبرگ، 2005).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4ـ1 تعویق روان ـ اجتماعی
به بیان اریکسون (1968، نقل از استاینبرگ، 2005)، پیچیدگی‎های لاینفک تحول هویت در جامعه متجدد، نیاز به تعویق روان ـ اجتماعی1(وقت استراحتی در خلال نوجوانی، فراغت از مسئولیت‌پذیری‎ها و وظایف مفرطی که می‌توانند پیگیری اکتشاف خود نوجوان را محدود کنند) را به‎جود آورده است. در خلال تعویق روان‎اجتماعی، نوجوان می‌تواند نقش‎ها و هویت‎های متفاوتی را در بافتی که این نوع اکتشاف را مجاز می‌داند و ترغیب می‌کند، به بوته آزمایش گذارد. این آزمایشگری شامل تمرین حالات وضعی2 متفاوت، شخصیت‎ها، و شیوه‌های متفاوت رفتار است. بدون دوره تعویق، اکتشاف تمام و کمال انتخاب‎های موجود برای نوجوان نمی‌تواند به وقوع پیوندد، و تحول هویت تا حدّی بازداری می‌شود. به بیان اریکسون، نوجوانان باید برای هویت بزرگسالانه پرورش یابند نه اینکه به صورتی رشدنایافته بدان وادار شوند. بدیهی است که تعویقی که اریکسون توصیف می‌کند، آرمانی است اما از دیدگاه او، فقدان تعویق روان‎اجتماعی در زندگی نوجوانان، خواه به سبب محدودیت‎هایی که نوجوان برای خود، قائل است یا دیگران برای او قائل می‌شوند، یا به سبب شرایط زندگی او، واقعاً تأسف‌بار است. به بیان اریکسون، بدون بخت اکتشاف و آزمایشگری، و انتخاب از میان گزینه‎ها برای آینده، نوجوانان ممکن است همه آنچه را که قادر به شدن آن هستند، متحقق نسازند. بنابر نظریه اریکسون، این افراد باید در حل بحران‎های بعدی مبنی بر صمیمیت، پدیدآورندگی، و تمامیت با دشواری‎هایی روبه‎رو شوند.
5-1 ابعاد هویت
اریکسون (1980، نقل از شوارتز و پانتن، 2006) تأکید دارد که هویت سازه‎ای چند بعدی1و چند سطحی2 و نه پدیده‎ای واحد است. او سه بعد هویت را پیشنهاد کرده است: هویت من، هویت شخصی و هویت اجتماعی. هویت من، بنیادی‎ترین بعد است و شاید از ابعاد دیگر کمتر شناخته شده باشد. هویت من به‎طور عمده از نظریه روان‎تحلیلگری فروید در باب خود استخراج شده است. هویت من مبیّن درونی‎ترین و ناهشیارترین فرایندهایی است که در زیربنای احساس خود قرار دارند.
اریکسون هویت من را از دیدگاه‎های گوناگون توصیف کرده است. از دیدگاه فاعل3(یعنی شخص تجربه کننده خود)، هویت من به احساس خود فرد به منزله یک موجود متداوم (عامل4) در مجموعه متنوعی از بافت‎ها و طی گذشت زمان اطلاق می‎گردد. از دیدگاه دیگری5، هویت من به نیرومندی‎ای که من از نظر ظرفیت تسلط و حفظ هویت باثبات در سراسر موقعیت‎ها و در خلال زمان دارد، اطلاق می‎شود. بنابراین از دیدگاه اریکسون تداوم زمانی ـ مکانی تظاهرات فاعلی و عینی دارد: به منزله احساس باثباتی که به وسیله شخص تجربه می‎شود و ثبات در رفتار که به وسیله شخص در حضور دیگران به نمایش گذاشته می‎شود (کوت و لوین، 2002). فرایندهای عمده‎ای که در زیربنای”هویت من”قرار دارند؛ یعنی، ثبات خود در موقعیت‎ها و در طی زمان (تداوم مکانی و زمانی)، خودهدایتگری6(عاملیت) و انعطاف‎پذیری، بسیار ناهشیارند (شوارتز و پانتن، 2006). از نظر اریکسون هر چه احساس هویت من که شخص تجربه می‎کند، بیشتر باشد شخصیتش متحدتر است (یعنی مفهوم خودها منسجم‎تر و توحیدیافته‎ترند)، هر چه شخصیت متحد‎تر باشد، یکپارچگی زندگی شخص با دنیای اجتماعی بیشتر است. هرچه زندگی شخص از نظر اجتماعی یکپارچه‎تر باشد، رفتار شخص همسان‎تر است. البته رابطه دنیای روان‎شناختی و اجتماعی دیالکتیکی است؛ بنابراین، جهت علّیّت دو طرفه است (کوت و لوین، 2002).
از سطوح متفاوت هویت که اریکسون مطرح می‎کند،”هویت شخصی” توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. هویت شخصی به اهداف، ارزش‎ها و باورهای فرد اطلاق می‎شود؛ هویت شخصی “خود”ی است
که شخص به جهان بیرونی ارائه می‎دهد. از نظر اریکسون،”هویت اجتماعی”مبیّن احساس وحدت درونی با آرمان‎ها و هویت یک گروه است و مقدمتاً به همسان‎سازی‎های گروهی اطلاق می‎گردد (شوارتز و پانتن، 2006).
همان‎طور که ملاحظه شد، مفهومی که اریکسون از هویت ارائه می‎دهد چند بعدی و از نظر گستره و شمول وسیع است (شوارتز، 2001). از زمان ارائه مفهوم هویت از سوی اریکسون، طی سال‎ها کوشش‎های زیادی برای عملیاتی‎سازی و بررسی تجربی این مفهوم صورت گرفته است، کروگر1(2001) به این کوشش ـ ها، در قالب سه خط پ‍‍ژوهشی اشاره کرده است:
در یک خط پژوهشی به بررسی جایگاه مرحله احراز هویت در برابر سردرگمی نقش، در هشت مرحله تحول شخصیت درگستره زندگی پرداخته شده است (برای مثال، روزنتال و دیگران، 1981)؛ در خط پژوهشی دوم، تنها به مرحله پنجم اریکسون پرداخته شده و بر حسب دو قطب مفهوم‎پردازی شده است (برای مثال، تان2، کندیس3، فاین4 و پوراک5، 1977) و در خط پژوهشی سوم کوشش شده است یک یا چند بعد از هویت من، که توسط اریکسون مطرح شده است، بررسی شود. در چهارچوب این خط سوم، روی‎آوردی که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، به منصه ظهور رسید. در این روی‎آورد سعی شده است رابطه بین متغیرهای تعهد و اکتشاف در شکل‎گیری هویت من، فهمیده شود (برای مثال، مارسیا، 1966). در ادامه این بحث به بررسی الگوی مارسیا خواهیم پرداخت.
2. الگوی جیمز مارسیا
نظریه‎پردازان روان‎تحلیلگر، تصاویری از چشم‎اندازهای پیچیده اجتماعی و روان شناختی همراه با فرایندهای درون روانی عمیق و کلاف سردرگمی از پویایی‎های نادیده را که استنباط می شوند و هرگز به ‎طور مستقیم به مشاهده درنمی‎آیند، ارائه کردند. این محدودیت‎ها،
انجام دادن پژوهش‎های غیر بالینی را دشوار ساخت و پژوهشگران علاقه مند را با ابزارهای محدود علمی رها ساخت (آدامز، 1997).
مارسیا (1966، 1976، نقل از شوارتز، 2001) برای فائق‎آمدن بر چنین محدودیت‎هایی، نظریه مرحله ای تحول هویت اریکسون را عملیاتی ساخت و بر مبنای مفاهیم اکتشاف هویت و تعهد هویت، چهار پایگاه هویت را مشخص ساخت که پیامدهای مرحله تحولی هویت در مقابل پراکندگی هویت تلقّی می گردد: هویت موّفق، هویت معوّق6، هویت بازداشته، و هویت پراکنده7. “اکتشاف” را می‎توان به عنوان رفتار حل مسئله تعریف کرد که هدفش کسب اطلاعات در مورد فرد یا محیط او به منظور تصمیم‎گیری در مورد یک انتخاب مهم زندگی است و “تعهد”، پای‎بندی به مجموعه خاصی از اهداف، ارزش‎ها و باورهاست.
از نظر مارسیا (1993) شکل‎گیری هویت تلفیق مهارت‎ها، باورها و همسان‎سازی‎های دوره کودکی در قالب یک کلِّ کم و بیش منسجم و یکتاست که هم احساس تداوم با گذشته و هم جهت‎گیری برای آینده را برای فرد جوان تدارک می‎بیند.
در روی‎آورد مارسیا (1993، 1966) به شکل‎گیری هویت، براساس اینکه افراد

اجتماعی ـ عاطفی و رفتاری نوجوانان تأثیر می‎گذارد. عوامل مرتبط با مدرسه که در تأثیرگذاری بر یادگیری و تحول روان‎اجتماعی طی نوجوانی اهمیت بیشتری دارند، با محیط مدرسه و کلاس درس در ارتباط‎اند. جنبه‎های متفاوت جوّ مدرسه، همچون حمایت معلم و پیوند با مدرسه تأثیرات مهمی بر تحول دانش‎آموزان دارد. در مدارسی که معلمان آن حمایت‎کننده و قاطع‎اند، پیوند دانش‎آموزان با مدرسه قوی‎تر است (استاینبرگ، 2005). پیوند با مدرسه، به پیوندی اطلاق می‎شود که دانش‎آموز با مدرسه، کارکنان مدرسه و آرمان‎های تحصیلی حمایت‎شده از سوی مدرسه دارد (موری و گرینبرگ، 2001). پیوند با مدرسه دارای چهار بعد است: دلبستگی به مدرسه، دلبستگی به کارکنان، تعهد به مدرسه و مشارکت در مدرسه (مادوکس و پرینز، 2003).
درپژوهش حاضر، بافت مدرسه بر حسب نشانگرهای الف) حمایت معلم، ب) پیوند با مدرسه، عملیاتی می‎شود:

الف) حمایت معلم، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس 5 سؤالی حمایت معلم از مقیاس” ارزیابی‎های حمایت اجتماعی3″ (دوبو4 و اولمان5، 1989) به‎ دست می‎آید.
ب) پیوند با مدرسه، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس 8 سؤالی پیوند با مدرسه از مقیاس” اشخاص زندگی من6″ کوک7، گرینبرگ و کوش8(1995، اقتباس از موری و گرینبرگ، 2001) حاصل می‎شود.
ـ بافت همسال (متغیر برون‎زا): در این پژوهش، گروه همسال به دوستان و همکلاسی‎های فرد اشاره دارد. گروه همسال از یکسو برای نوجوان همنشینی، حمایت اجتماعی و عاطفی فراهم می‎کند و از سوی دیگر، می‎تواند منبع خطر برای برخی از نوجوانان باشد. برای مثال، فقدان حمایت همسالان با نشانه‎های برونی‎سازی‎شده مرتبط است (لوپز و دبوئا، 2005).
در پژوهش حاضر، بافت همسال بر حسب نشانگرهای حمایت همسال عملیاتی می‎شود.
الف) حمایت همسال، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس حمایت همسال از مقیاس”ارزیابی‎های حمایت اجتماعی”(دوبو و اولمان، 1989) به‎ دست می‎آید.
ـ هویت (متغیر برون‎زا و درون‎زا): از نظر اریکسون، هویت شخصی به دیدگاه فرد در مورد خودش بر حسب اهداف، ارزش‎ها و باورها اطلاق می‎‎گردد. این بعد از هویت از جنبه‎های متفاوت خود تشکیل شده است که یک فرد را به عنوان شخصی به خصوص معین می‎سازد و کمک می‎کند که او از دیگران متمایز شود (شوارتز، 2001).
قسمت اعظم نظریه هویت و پژوهش‎های مرتبط با این حوزه از نظریّه اریکسون (1950، 1968، نقل از شوارتز ودیگران، 2009) نشئت گرفته است که در آن انسجام هویت و سردرگمی هویت، به منزله دو پیامد بالقوه فرایند تحول هویت، در نظرگرفته می‎شوند. بر این اساس، تحوّل موفقیّت‎آمیز هویت به منزله میزان غلبه انسجام هویت بر سردرگمی هویت عملیاتی می‎شود. شوارتز و همکاران او در چندین پژوهش (برای مثال، شوارتز و دیگران، 2005) نشان داده‎اند که انسجام هویت و سردرگمی هویت، مؤلفه‎هایی جدا از هم ولی همپوش در اوایل نوجوانی هستند. احساس منسجم هویت به سازماندهی تجارب فرد و معنادهی به آن کمک می‎کند و هدایتگر تصمیمات و رفتارهای فرد است در صورتی که احساس پراکنده هویت، فرد را نسبت به رویدادهای خارجی آسیب‎پذیر می‎کند.
در این پژوهش، هویت بر حسب نشانگرهای الف) انسجام هویت و ب) سردرگمی هویت، عملیاتی می‎شود.
انسجام هویت و سردرگمی هویت، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس هویت از مقیاس”مراحل روان‎اجتماعی اریکسون1″( روزنتال2، گورنی3 و مور4، 1981) به‎ دست می‎آید.
ـ رفتار مشکل‎آفرین (متغیر درون‎زا): رفتار مشکل‎آفرین، رفتاری است که از نظر اجتماعی مشکل، منبع نگرانی یا طبق هنجارهای جامعه متعارف، نامطلوب تلقی می‎شود و وقوع آن معمولاً نوعی پاسخ مهار اجتماعی را موجب می‎گردد (جسور و جسور، 1977، نقل از لی5، استانتون6 و شولی7، 2007). سه مقوله از رفتارهای مشکل‎آفرین در دوره نوجوانی بر طبق نظر آخن‎باخ و ادلبراک8 (1987، نقل از استاینبرگ، 2005) عبارت‎اند از سوء مصرف مواد، مشکلات درونی‎سازی‎‎شده و مشکلات برونی‎سازی‎شده. مشکلات برونی‎سازی‎شده مشکلاتی هستند که به بیرون از شخص نوجوان جهت دارند و در مشکلات رفتار ارتباطی، از جمله بزهکاری و پرخاشگری ضد اجتماعی، متجلّی می‎شوند. رفتار پرخاشگرانه، رفتار نقض قانون و مشکلات توجه، از تظاهرات متداول رفتار برونی‎سازی‎شده در اوایل نوجوانی هستند (ریو1و دیگران، 1989، نقل از سالیوان2و دیگران، 2007).
در پژوهش حاضر، برای فائق آمدن بر چندبعدی بودن نشانه‎‎های برونی‎سازی‎‎شده نوجوان، این نشانه‎ها با بهره‎گیری از چندین نشانگر سنجیده می‎شوند؛ بدین ترتیب که رفتار مشکل‎آفرین برونی‎سازی‎شده بر حسب نشانگرهای الف) رفتار پرخاشگرانه، ب) مشکلات توجه و پ) رفتار نقض قانون عملیاتی می‎شود.
الف) رفتار پرخاشگرانه، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه از پرسشنامه”خودگزارش‎دهی نوجوان3″(برای گزارش نوجوانان) و”سیاهه رفتاری کودک4″(برای گزارش والدین) (آخن‎باخ و رسکورلا، 2001، اقتباس از آخن‎باخ، 2001)، به‎ دست می‎آید.
ب) مشکلات توجه، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس مشکلات توجه از پرسشنامه”خودگزارش‎دهی نوجوان” (آخن‎باخ و رسکورلا، 2001، اقتباس از آخن‎باخ، 2001)، به‎ دست می‎آید.
پ) رفتار نقض قانون، نمره‎ای است که از اجرای زیرمقیاس رفتار نقض قانون از “خودگزارش‎دهی نوجوان” (برای گزارش نوجوانان) و” سیاهه رفتاری کودک” (برای گزارش والدین) (آخن‎باخ و رسکورلا، 2001، اقتباس از آخن‎باخ، 2001)، به‎ دست می‎آید.
گستره نظری و پیشینه
پژوهشی مسئله مورد بررسی
فصل دوم

1ـ2 نوجوانی: تعریف‎ها و مفهوم‎پردازی‎ها
به لحاظ تأثیرپذیری تجربه نوجوانی از عوامل تاریخی، اقتصادی و فرهنگی، ارائه تعریفی جهانی از نوجوانی، دشوار است. اصطلاح نوجوانی برای اولین بار در قرن پانزدهم مورد استفاده قرار گرفته است. ریشه لاتینی واژه نوجوانی فعلadolescere به معنی”رشد کردن1″است. نوجوانی را می‎توان مرحله‎ای از زندگی در نظرگرفت که با بلوغ آغاز می‎شود و هنگامی که فرد حقوق و مسئولیت‎های بزرگسالان را به دست می‎آورد و از سوی خانواده، قانون و جامعه به رسمیت شناخته می‎شود، پایان می‎پذیرد (آدامز، 2005؛ لرنر2و استاینبرگ، 2009 ).
نوجوانی دوره‎ای از گذر3هاست. این دوره اگرچه گاه مترادف با سال‎های 13 تا 19 سالگی در نظرگرفته شده، در قرن گذشته به‎طور قابل ملاحظه‎ای ط
ولانی شده است؛ زیرا نوجوانان از نظر جسمانی زودتر رشد یافته می‎شوند، همچنین ورود بسیاری از افراد به دنیای کار و ازدواج تا اواسط دهه بیست سالگی با تأخیر همراه است. به دلیل همین تغییرات، شروع نوجوانی حدود 10 سالگی و خاتمه آن اوایل دهه بیست سالگی در نظرگرفته می‎شود (استاینبرگ، 2005).
بیشتر پژوهشگران، نوجوانی را به سه مقطع اوایل نوجوانی (10تا 13 سالگی)، اواسط نوجوانی4 (14تا 17 سالگی) و اواخر نوجوانی5 (18 سالگی تا اوایل دهه بیست زندگی) تقسیم می‎کنند (اسمتانا و دیگران، 2006). از آنجا که گذر به بزرگسالی در جامعه معاصر در سنین بالاتر به وقوع می‎پیوندد، آرنت6(2000) سومین مقطع یعنی 18 سالگی تا اوایل دهه بیست زندگی را “بزرگسالی در حال ظهور7” نامیده است و بر این باور است که باید این مقطع را یک دوره تحولی جداگانه درنظرگرفت.
از دیرباز در باب ماهیت دوره نوجوانی در گستره زندگی این موضوع مطرح بوده است که نوجوانی تا چه میزان بر حسب تغییرات زیست‎شناختی بنیادی این دوره و تا چه حد بر اساس محیطی که نوجوان در آن تحول می‎یابد، تعریف می‎شود. بر همین مبنا، دیدگاه‎های دوره نوجوانی را می‎توان به صورت پیوستاری در نظرگرفت که در یک انتهای آن نظریه‎های زیست‎شناختی و در انتهای دیگر آن، نظریه‎های محیطی قرار دارند. بدین ترتیب، دیدگاه‎های نظری دوره نوجوانی به نظریه‎های زیست‎شناختی، نظریه‎های سازواره طبیعی8، نظریه‎های یادگیری، نظریه‎های جامعه‎شناختی و نظریه‎های تاریخی و انسان‎شناختی9 تقسیم می‎شوند (استاینبرگ، 2005). در این میان باید به نظریه‎های تعاملی ـ بافتی اشاره کرد که به تعامل کلیه عوامل مؤثر بر رفتار نوجوان، توجه دارند. نظریه‎پردازان تعاملی ـ بافتی (برای مثال، برونفن برنر، 1979؛ لرنر، 1996، نقل از جاف، 1998) کلیه مقوله‎های مؤثر بر رفتار انسان، یعنی، وراثت، تاریخچه خانوادگی، پایگاه اقتصادی اجتماعی، کیفیت زندگی خانوادگی، پیشینه قومی و فرهنگی، را در نظرمی‎گیرند و چگونگی تعامل این مقوله‎ها را با یکدیگر برای ایجاد تغییر تحولی، تحلیل می‎کنند. این نظریه‎پردازان بر این باورند که شبکه اجتماعی و فیزیکی پیچیده والدین، خواهر و برادران، نظام مدرسه، محله، جامعه و فرهنگ، تحول فرد را احاطه کرده‎اند. تغییر در یک سطح سازمان (مثلاً خانواده) ارتباط پویایی با تغییر تحولی در سطوح دیگر (برای مثال، گروه همسال) دارد. الگوی روابطِ میان سطوح در یک زمان خاص است که رفتار و تحول را موجب می‎گردد. الگوهای تعاملی و بافتی با تأکید بر روابط شخص ـ محیط، دیدگاه معقول‎تری از تحول را ارائه می‎کنند.
در ادامه، نظریّه ریچارد لرنر (الگوی تعاملی) و نظریّه برونفن برنر (الگوی بوم‎شناختی) را بیان خواهیم کرد. یادآوری می‎کنیم که در تدوین الگوی پیشنهادی پژوهش، از نظریّه اخیر سود ‎جسته‎ایم.
1ـ1ـ2 الگوی تعاملی
الگویی که لرنر (1995، 2002، نقل از لرنر، داولینگ و چدوری، 2005) از تعامل عوامل متفاوت تأثیرگذار بر تحول نوجوان را ارائه کرده، در شکل 1ـ2 به تصویر کشیده شده است.
شکل 1ـ2 الگوی تعاملی لرنر (1995، اقتباس از شهرآرای، 1384، ص. 26)
چنانچه در شکل 1ـ2 نشان داده شده است، جهانِ درون و بیرون کودک به صورت ادغام شده و متعامل‎اند. این وضع در مورد والدینی که در شکل ترسیم شده‎اند و در مورد روابط والدین ـ کودک نیز صادق است. هر کدام از این عوامل، یعنی، کودک، والد، رابطه کودک ـ والد، قسمتی از نظام بزرگ‎تر و گسترش‎یافته‎ای از روابط ادغام شده در بین سطوح چندگانه‎ای است که بوم‎شناسی زندگی انسان را تشکیل می‎دهد. طبق الگوی تعاملی لرنر، والد و کودک هر دو در بستری از شبکه اجتماعی گسترده قرار دارند و اینکه هر شخص در این شبکه دارای تعاملات متقابل است. علت این مجموعه روابط را می‎توان به نقش کودک و والد نسبت داد؛ این دو در زندگی نقشی بیش از نقش والد یا فرزند ایفا می‎کنند. کودک می‎تواند یک خواهر یا برادر، یک همسال و یک دانش‎آموز باشد. والد می‎تواند یک شوهر، یک کارگر و یک بزرگسال باشد. همه این شبکه‎های روابط، در بستر جامعه، اجتماع و فرهنگ خاص قرار دارند. در نهایت، همه این روابط به‎طور پیوسته در گذر زمان و تاریخ تغییر می‎کنند. شکل1ـ2 همچنین نشان می‎دهد که رابطه کودک ـ والد و شبکه‎های اجتماعی که در آن واقع است، در بستر جامعه، سطوح فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بزرگ‎تری از سازمان قرار دارند. علاوه بر این، عامل زمان هم در همه این نظام‎ها نفوذ می‎کند. این ویژگی الگو بر این عقیده تأکید دارد که در نظام‎های اجتماعی نیز مانند افراد، تغییر همیشه در حال وقوع است. تنوع در چارچوب زمان همراه با وقوع تغییر در گذر زمان (تاریخ) ایجاد می‎شود. این گونه تنوع باعث ایجاد تغییر در همه سطوح سازمان مربوط در نظام می‎شود. بدین صورت، ماهیت روابط والد ـ کودک، زندگی خانوادگی و تحول و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر نظام کودک ـ والد ـ خانواده، متأثر از تغییر تاریخی، هنجاری و غیرهنجاری یا به عبارت دیگر، تغییرات تکاملی (تدریجی) و تغییرات تاریخی ـ انقلابی است (نقل از لرنر و دیگران، 2005).
در دیدگاه تعاملی بر مفهوم “میزان انطباق1” تأکید شده است. مفهوم میزان انطباق، رابطه فرد و محیط را در نظرمی‎گیرد و این پرسش را مطرح می‎کند که نیاز و اهداف شخص به چه میزان با بافت، همخوانی2 دارد. بنابر این، اینکه آیا یک پیامد تحولی، سازش‎یافته است یا نه، فقط به ویژگی‎های فرد یا به ماهیّت محیط فیزیکی
یا اجتماعی او بستگی ندارد بلکه به تناسب این دو نظام وابسته است (کولمن3 و هندری4، 1999).

2ـ1ـ2 الگوی بوم‎شناختی

طبق نظریه بوم‎شناختی برونفن برنر،که برای اولین بار در دهه 1970 میلادی معرفی شد، تحول انسان به ـ
ویژه در وهله‎های نخستین زندگی و تا حدّ زیادی در طول عمر، از خلال فرایندهای تعاملی بین انسان زیست‎روان‎شناختی فعالِ در حال تکامل و اشخاص، اشیا1، و نماد‎های2 موجود در محیط بلافصل3 او به وقوع می‎پیوندد. این فرایندهای تعاملی به‎طور پیشرونده‎ای پیچیده‎تر می‎شوند. برای اینکه تعامل، مؤثر باشد باید به‎طور نسبتاً منظمی در طی دوره‎های زمانی طولانی رخ دهد. به این تعاملات متداوم در محیط بلافصل، فرایندهای نزدیک4 (بدون واسطه) اطلاق می‎گردد. این الگوهای بادوام فرایند بدون واسطه را می‎توان در فعالیت‎های والد ـ کودک و کودک ـ کودک، بازی گروهی یا فردی، خواندن، یادگیری مهارت‎های جدید، فعالیت‎های ورزشی و انجام دادن تکالیف پیچیده یافت. همچنین، این الگو بیان می‎کند که شکل، نیرومندی5 محتوا و جهت6 فرایندهای بدون واسطه مؤثر بر تحول به‎طور نظامداری متفاوت است (برونفن برنر، 1994). دیگر ویژگی متمایز‎کننده این الگو، مفهوم‎پردازی مجدد بسیار متمایز‎کننده در مورد محیط از دیدگاه شخص در حال تحول است. بر مبنای نظریه میدان‎های روان‎شناختی لوین، محیط بوم‎شناختی به منزله مجموعه‎ای از ساختارهای آشیان‎شده7 تلقی می‎شود که هر یک در دیگری قرار دارد (همان منبع).
سانتراک (2008) پنج نظام محیطی الگوی برونفن برنر را به شکل زیر توضیح می‎دهد:
خرده‎نظام، بافتی است که فرد در آن زندگی می‎کند. این بافت‎ها شامل خانواده، همسالان، مدرسه و محله شخص است. در خرده‎نظام است که مستقیم‎ترین تعاملات با عوامل اجتماعی مثلاً والدین، همسالان، و معلمان رخ می‎دهد. فرد در این بافت‎ها گیرنده فعل‎پذیر8 تجارب نیست بلکه کسی است که به بنا‎شدن9 این بافتها کمک می‎کند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

میـان‎نظام10 روابـط بین خرده‎نظام‎ها را دربر می‎‎گیرد. نمونه‎هایی از میان‎نظام، عبارتند از رابطه تجربه‎های خانوادگی با تجربه‎های مدرسه، و تجربه‎های خانوادگی با تجربه‎های همسالان. برای مثال، کودکانی که از سوی والدینشان طرد می‎شوند، در گسترش روابط مثبت با معلمان مشکل دارند.
برون‎نظام11 از پیوند بین یک موقعیت اجتماعی‎ که فرد در آن نقشی فعال ندارد با بافت بلافصل فرد تشکیل می‎شود. برای مثال، تجربه یک شوهر یا یک کودک در خانه ممکن است از تجربه‎های مادر در سرِ کار تأثیر بگیرد. مادر برای دریافت ارتقا باید بیشتر سفر کند، که این ممکن است باعث اختلاف بین زن و شوهر شود و الگوی تعامل با کودک را نیز تغییر دهد.
کلان‎نظام1دربر‎گیرنده فرهنگی است که فرد در آن زندگی می‎کند و در نهایت،