24
1. نظریه اریک اریکسون
24
1ـ1 الگوی شخصیت
25
2ـ1 مراحل تحول
30
3ـ1 بحران هویت
31
4ـ1تعویق روان‎اجتماعی
33
5ـ1 ابعاد هویت
34
2. الگوی جیمز مارسیا
35
2ـ1ـ2ـ2 هویت: تفاوت‎های جنسی و اقتصادی اجتماعی
38
3ـ1ـ2ـ2 هویت و فرهنگ
40
4ـ1ـ2ـ2 اندازه‎گیری هویت
43
2ـ2ـ2 تحول رفتاری

45
1ـ2ـ2ـ2 رفتار مشکل‏‎آفرین: تعریف‎ها و مفهوم‎پردازی‎ها
46
الف
1. نظریه رفتار مشکل‎آفرین
48

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2. الگوی تبادلی
52
3. الگوی بوم‎شناختی
54
4. الگوی بوم‎شناختی تحولی
56
2ـ2ـ2ـ2 رفتار مشکل‎آفرین: تفاوت‎های تحولی و جنسی
59
3ـ2ـ2ـ2 رفتار مشکل‎آفرین: تأثیر عوامل درون‎شخصی (هویت)
63
4ـ2ـ2ـ2 رفتار مشکل‎آفرین: اندازه‎گیری
65
3ـ2 نوجوانی: بافت‎های تأثیرگذار
67
1ـ3ـ2 خانواده
67
الف) روابط والد- نوجوان
68
1ـ الف) نظریه‎های روابط والد- نوجوان
71
ب) والدگری
73
1ـ ب) الگوهای والدگری
74
پ) فرهنگ و فرزندپروری
77
1ـ1ـ3ـ2 تأثیر خانواده بر هویت
78
2ـ1ـ3ـ2 تأثیر خانواده بر رفتار مشکل‎آفرین
81
2ـ3ـ2 گروه همسال
87
1ـ2ـ3ـ2 ماهیت گروه همسال در نوجوانی
89
2ـ2ـ3ـ2 سازمان روابط همسالان در نوجوانی
89
3ـ2ـ3ـ2 نظریه‎های تأثیر همسالان
92
4ـ2ـ3ـ2 تأثیرات خانواده- همسال در نوجوانی
94
5ـ2ـ3ـ2 فرهنگ و روابط با همسال
96
6ـ2ـ3ـ2 تأثیر همسال بر هویت
98
7ـ2ـ3ـ2 تأثیر همسال بر رفتار مشکل‎آفرین
101
3ـ3ـ2 مدرسه
103
1ـ3ـ3ـ2 الگوی بوم‎تحولی تأثیر مدرسه بر تحول نوجوان
106
2ـ3ـ3ـ2 جوّ کلاس
107
3ـ3ـ3ـ2 پیوند با مدرسه: تعریف‎ها و مفهوم‎پردازی‎ها
108
4ـ3ـ3ـ2 پیوند با مدرسه: نظریه‎ها
109
5ـ3ـ3ـ2 تأثیر مدرسه بر هویت
112
6ـ3ـ3ـ2 تأثیر مدرسه بر رفتار مشکل‎آفرین
114
ب
4ـ2 عوامل بافتی و رفتار مشکل‎آفرین: واسطه‎گری هویت
117
فصل سوم: فرایند روش‎شناختی پژوهش
1ـ3 طرح و روش پژوهش
119
2ـ3 روی‎آورد آماری پژوهش: الگویابی معادله ساختاری
119
1ـ2ـ3 الگویابی معادله ساختاری: مفروضه‎ها، گام‎ها و شاخص‎های برازندگی
120
2ـ2ـ3 الگویابی معادله ساختاری: اندازه‎گیری اثر واسطه‎گر
124
3ـ3 جامعه و نمونه آماری
127
1ـ3ـ3 جامعه آماری
127
2ـ3ـ3 روش نمونه‎گیری و حجم نمونه
128
4ـ3 ابزارهای گردآوری اطلاعات
128
1ـ4ـ3 رویه اجرای پرسشنامه‎ها
129
2ـ4ـ3 پرسشنامه جمع‎آوری اطلاعات
131
3ـ4ـ3 بافت خانواده
131
الف) مقیاس شیوه‎های والدگری
131
ا- الف) پایایی زیرمقیاس‎های دل‎مشغولی والدین و والدگری مثبت
132
2- الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس دل‎مشغولی والدین
132
3- الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس والدگری مثبت
134
ب) مقیاس ارتباط والد ـ نوجوان
135
ا- ب) پایایی مقیاس
136
2- ب) تحلیل عاملی اکتشافی
136
پ) مقیاس روابط خانوادگی
138
ا- پ) پایایی زیرمقیاس حمایت خانواده
139
2- پ) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت خانواده
139
4ـ4ـ3 بافت مدرسه
140
الف) مقیاس اشخاص زندگی من
140
ا- الف) پایایی زیرمقیاس‎ پیوند با مدرسه
141
2- الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس پیوند با مدرسه
141
ب) مقیاس ارزیابی حمایت اجتماعی
142
ا- ب) پایایی زیرمقیاس حمایت معلم
142
2- ب) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت معلم
142
5ـ4ـ3 بافت همسال
143
پ
الف) مقیاس ارزیابی حمایت اجتماعی
143
ا- الف) پایایی زیرمقیاس حمایت همسال
144
2-الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت همسال
144
6ـ4ـ3 هویت
144
الف) فهرست مراحل روان‎اجتماعی اریکسون
145
ا- الف) پایایی زیرمقیاس‎ها
145
2- الف) اعتبار سازه زیرمقیاس‎ها
146
1ـ2ـ الف) تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس هویت
146
2ـ2ـ الف) تحلیل عاملی تأییدی زیرمقیاس انسجام هویت
147
3ـ2ـ الف) تحلیل عاملی تأییدی زیرمقیاس سردرگمی هویت
148
7ـ4ـ3 رفتار مشکل‎آفرین
149
الف) خودگزارش‎ده نوجوان
150
ا- الف) پایایی زیرمقیاس‎ها
150
2- الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه
150
3- الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار نقض قانون
151
4- الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس مشکلات توجه
152
ب) سیاهه رفتاری کودک
152
ا- ب) پایایی زیرمقیاس‎ها
153
2- ب) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه
153
3- ب) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار نقض قانون
154
5-3 الگوی اندازه‎گیری کلی
155
6-3 الگوی اندازه‎گیری دختران
156
7-3 الگوی اندازه‎گیری پسران
158
فصل چهارم: ارائه و تحلیل داده‎های کمّی
1-4 توصیف آماری داده‎های الگوی کلی
163
2-4 توصیف آماری داده‎های الگوی دختران
164
3-4 توصیف آماری داده‎های الگوی پسران
166
4-4 همبستگی‎های دو م
تغیره سازه‎ها
167
5-4 پارامترهای الگوهای پژوهش
169

1ـ 5-4 پارامترهای الگوی کلی
169
ت
2ـ 5-4 پارامترهای الگوی دختران
175
3ـ 5-4 پارامترهای الگوی پسران
183
فصل پنجم: وارسی، جمع‎بندی و تفسیر
1-5 وارسی فرضیه‎ها و سؤال‎های پژوهش در پرتو داده‎های کمی
191
2-5 جمع‎بندی و تحلیل نتایج
196
3-5 بحث و تبیین یافته‎های نهایی
198
4-5 محدودیت‎ها
205
5-5 پیشنهاد‎ها
206
6-5 نتیجه‎گیری و مضامین
208
منابع
214
پیوست‎ها
پیوست الف: نمونه‎ای از مواد پرسشنامه‎های پژوهش
پیوست ب: برون‎دادهای نرم‎افزاری پژوهش
پیوست پ: الگوی اندازه‎گیری و ساختاری پژوهش
چکیده انگلیسی
ث

فهرست جدول‎ها
جدول 1ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس دل‎مشغولی والدین (گزارش نوجوان)
133
جدول 2ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس دل‎مشغولی والدین (گزارش والد)
133
جدول 3ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس والدگری مثبت (گزارش نوجوان)
134
جدول 4ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس والدگری مثبت (گزارش والد)
135
جدول 5ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس ارتباط والد- نوجوان (گزارش نوجوان)
137
جدول 6ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس ارتباط والد- نوجوان (گزارش والد)
138
جدول7 ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت خانواده (گزارش نوجوان)
139
جدول 8ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت خانواده (گزارش والد)
140
جدول 9ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس پیوند با مدرسه
141
جدول 10ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت معلم
143
جدول 11ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس حمایت همسال
144
جدول 12ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی مقیاس هویت
146
جدول 13ـ3 ماتریس چرخش‎یافته عوامل مقیاس هویت
146
جدول 14ـ3 تحلیل عاملی تأییدی زیرمقیاس انسجام هویت
147
جدول 15ـ3 تحلیل عاملی تأییدی زیرمقیاس سردرگمی هویت
148
جدول 16ـ3 شاخص‎های برازندگی الگوی اندازه‎گیری سردرگمی هویت
148
جدول 17ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه
151
جدول 18ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار نقض قانون
151
جدول 19ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس مشکلات توجه
152
جدول 20ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه
153
جدول 21ـ3 تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار نقض قانون

154
جدول 22ـ3 الگوی اندازه‎گیری کلی
155
جدول 23ـ3 الگوی اندازه‎گیری در نمونه دختران
157
جدول 24ـ3 الگوی اندازه‎گیری در نمونه پسران
158
جدول 1ـ4 توصیف آماری داده‎های نمونه کلی
163
جدول 2ـ4 توصیف آماری داده‎های نمونه دختران
164
جدول 3ـ4 توصیف آماری داده‎های نمونه پسران
166
جدول 4ـ4 نتایج همبستگی دو متغیره بین متغیرهای نهفته در الگوی کلی
168
جدول 5ـ4 نتایج همبستگی دو متغیره بین متغیرهای نهفته در الگوی دختران و پسران
168

جدول 6ـ4 اثر مستقیم متغیرهای نهفته درون‎زا بر دیگر متغیرهای نهفته درون‎زا ( بتا)
170
ج
جدول 7ـ4 اثر مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای نهفته برون‎زا بر متغیرهای نهفته درون‎زا
170
جدول 8ـ4 اثر متغیرهای نهفته برون‎زا بر متغیرهای مشاهده‎شده X (لامبدای X)
172
جدول 9ـ4 اثر متغیرهای نهفته درون‎زا بر متغیرهای مشاهده‎شده Y (لامبدایY)
174
جدول10ـ4 شاخص‎های برازندگی الگوی کلی
175
جدول 11ـ4 اثر مستقیم متغیرهای نهفته درون‎زا بر دیگر متغیرهای نهفته درون‎زا (الگوی دختران)
175
جدول 12ـ4 اثر مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای نهفته برون‎زا بر متغیرهای نهفته درون‎زا
(الگوی دختران)
177
جدول 13ـ4 اثر متغیرهای نهفته برون‎زا بر متغیرهای مشاهده‎شده X (الگوی دختران)
178
جدول 14ـ4 اثر متغیرهای نهفته درون‎زا بر متغیرهای مشاهده‎شده Y (الگوی دختران)
180
جدول 15ـ4 شاخص‎های برازندگی الگوی دختران
181
جدول 16ـ4 اثر مستقیم متغیرهای نهفته درون‎زا بر دیگر متغیرهای نهفته درون‎زا (الگوی پسران)
183
جدول 17ـ4 اثر مستقیم، غیرمستقیم و کلّ متغیرهای نهفته برون‎زا بر متغیرهای نهفته درون‎زا
(الگوی پسران)
183
جدول 18ـ4 اثر متغیرهای نهفته برون‎زا بر متغیرهای مشاهده‎شده X (الگوی پسران)
185
جدول 19ـ4 اثر متغیرهای نهفته درون‎زا بر متغیرهای مشاهده‎شده Y (الگوی پسران)
187
جدول20ـ4 شاخص‎های برازندگی الگوی پسران
188
چ

فهرست شکل‎ها
شکل 1ـ1 الگوی نظری پژوهش
9
شکل 1ـ2 الگوی تعاملی لرنر
20
شکل 2ـ2 ساختارهای روان و سازمان شخصیت از دیدگاه اریکسون
25
شکل 3ـ2 مقوله‎های پایگاه هویت از دیدگاه مارسیا
36
شکل 4ـ2 برچسب رفتار مشکل‎آفرین از کودکی تا نوجوانی
47
شکل 5ـ2 ساختار مفهومی نظریه رفتار مشکل‎آفرین
49
شکل 6ـ2 الگوی زیست‎روان‎اجتماعی تحول مشکلات رفتار ارتباطی مزمن نوجوان
52
شکل 7ـ2 بوم‎شناسی رفتار ضد اجتماعی
54
شکل 8ـ2 الگوی تحول و بوم‎شناسی رفتار ضد اجتماعی
55
شکل 9ـ2 الگوی بوم‎تحولی
56
شکل 10ـ2 الگوی فرضی رفتار مشکل‎آفرین
95
شکل 1ـ3 نمودار مسیرها در الگوهای واسطه‎گر
125
شکل 2ـ3 الگوی پیشنهادی پژوهش همراه با متغیرهای مشاهده‎شده هر یک از متغیرهای نهفته
161
شکل 1ـ4 الگوی کلی پس از برازش
176
شکل 2ـ4 الگوی دختران پس از برازش
182
شکل 3ـ4 الگوی پسران پس از برازش
189
ح

معرفی موضوع پژوهش
فصل اول

1ـ1مقدّمه
نوجوانی1یک دوره تحولی انتقالی2 بین کودکی و بزرگسالی است که با تغییرات زیست‎شناختی، شناختی و روان‎اجتماعی چشمگیری همراه است. دوره نوجوانی برای برخی از نوجوانان، دوره سازش و بهبود سلامت روانی است اما برای برخی دیگر، دوره سازش‎نایافتگی و افزایش سطح آسیب‎شناسی روانی است. مطالعات اخیر در گروه نوجوانان، افزایش قابل ‎ملاحظه مشکلات مرتبط با سلامت روان را نشان داده‎ است (لکو3، 2006). سازمان جهانی بهداشت4(2004) پیش‎بینی می‎کند که تا سال 2020 میلادی این افزایش به 50 درصد برسد.
درایفوس5(1990، نقل از اندروز6، 2007) مشکلات نوجوانان را به حوزه‎های بزهکاری7، مصرف مواد، شکست تحصیلی و رفتار جنسی مخاطره‎آمیز8 تقسیم می‎کند. آخن‎باخ9، دومنسی10و رسکورلا11(2002) رفتارهای سازش‎نایافته نوجوان را به نشانه‎های برونی‎سازی‎‎شده12، نشانه‎های درونی‎سازی‎شده13، مشکلات توجه14، مشکلات اجتماعی و مشکلات تفکر مقوله‎بندی کرده‎اند.
بیشتر رفتارهای انسان تعیین‎کننده‎های چندگانه دارند و رفتارهای مشکل‎آفرین15 نوجوانان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. پژوهش‎هایی که در این حوزه انجام شده‎اند، نقش متغیرهای درون‎شخصی16و بافتی17 را به عنوان عوامل تأثیرگذار بر این گونه رفتارها گزارش کرده‎اند.
از عوامل درون‎شخصی که دسته‎ای از مطالعات را به خود اختصاص داده‎، مفهوم هویت شخصی18 است که ارتباط آن با رفتار مشکل‎آفرین از یکسو (برای مثال، شوارتز19، پانتن20، پرادو21، سالیوان22و شاپوچنیک23، 2005) و عوامل بافتی از سوی دیگر (برای مثال، مس24، یدما25، ماسن26و انجلز27، 2005) در پژوهش‎های جداگانه نشان داده شده است اما چگونگی تأثیرات همزمان28این عوامل، یعنی، عوامل بافتی (خانواده، مدرسه،گروه همسال29) و درون‎شخصی (هویت)، بر رفتار مشکل‎آفرین در اوایل دوره نوجوانی30(10ـ13 سالگی) مشخص نیست.
در سطوری که در پی می‎آیند، ابعاد مسئله چگونگی روابط عوامل بافتی، هویت و رفتار مشکل‎آفرین در اوایل دوره نوجوانی مطرح می‎شوند و ارتباط‎های علیّ این عوامل در قالب یک الگوی پیشنهادی ارائه می‎گردد.
2ـ 1 بیان

ایران مانند سایر کشورهای پیرامونی تحت تاثیر مستقیم رشد و گسترش اقتصاد جهانی قرار داشت. برنامه‌ای توسعه عمرانی ایران بر اساس توصیه‌های سازمان های و مؤسسات بین المللی و جوامع زیر نفود اقتصاد جهانی تنظیم شد، وام‌ها و کمک‌های اقتصادی،‌ نظامی و سیاسی این سازمان‌ها،‌ پایه و اساس رشد و توسعه اقتصاد سرمایه داری پیرامونی و صنعت وابسته ایران بود. در نهایت این فرایند توسعه، وضعیت طبقاتی ایران تغییر داد (سیف اللهی، 1383،89).
ذی‌نفع‌های اصلی توسعه اقتصادی در دهه 40 و 50 سرمایه داران بین المللی وابسته‌ای بودند که در پناه حمایت‌های دولت قادر بودند بر اقتصاد تسلط یافته و سود کلانی به دست آورند. اینان اغلب با سرمایه نسبتا اندک خود چنان قدرتی یافته بودند که سرمایه عمومی و سایر امکانات را برای عرضه اتومبیل‌های مونتاژ شده و غیره به کار می‌گرفتند تا پیشرفت اقتصادی ایران را به نمایش گذاشته و طبقه وابستگان دولت را خوشحال نگه دارند ولی در عوض سود سرشاری را نصیب خود می‌کردند.

از طرف دیگر افزایش واردات به منظور پاسخ به تقاضاهای روزافزون و در نتیجه تغییر الگوی مصرف و عادت دادن مردم به استفاده از کالاهای که امکان تولید آن در کشور موجود نبود کل زندگی اقتصادی، اجتماع و فرهنگی ایران را با انحصارات غربی پیوند داد تا آنجا که نه تنها برای به حرکت در آوردن چرخ صنایع بلکه برای هرگونه فعالیتی اعم از تولیدی و خدماتی،‌ نیازها از طریق واردات تأمین می‌شد. پس صنایع وابسته پیشاهنگ وابستگی اقتصادی در ایران محسوب می‌شوند (ابریشمی، 1386: 44).
«روزنامه‌ رستاخیز» در تاریخ تیرماه 1357 عنوان کرده است: که متاسفانه در ایران در وضع کنونی باید مرغ را با قیمت گزاف برای تولید تخم مرغ جوجه کشی از خارج وارد کنیم. مرغ مادر گوشتی را در شرایط کنونی نمی توانیم در ایران تولید کنیم. برای تغذیه این مرغ‌ها 70 درصد غذای طیور را باید از خارج از کشور وارد کنیم. البته با این همه وارد کردن‌ها برای اداره این صنعت تکنولوژی لازم و نیروی انسانی نداریم. یعنی طبق استاندارد معمولا برای هر 2 هزار واحد دامی به یک دام پزشک نیازمندیم ولی در ایران متأسفانه برای هر 43196 واحد دامی یک دامپزشک وجود دارد. این خبر یک نمونه بارز از وابستگی تکنولوژیکی به تولید خارجی است. در سال 1354 برآورد شده است که بیش از یک میلیارد دلار جریمه به کشتی‌هایی پرداخت شد که در خلیج فارس به علت عدم وجود امکانات و تجهیزات تخلیه بار در انتظار، بار اندازی مانده بودند (سیف اللهی،1380: 160).
بررسی‌های کلی توسعه حقایق روشنی را پیش روی ما قرار می‌دهد. از اواسط دهه 50 رشد و توسعه اقتصادی ناموزون و ناهماهنگ و دگرگونی سرسام‌آور بخش‌های اقتصادی و نیز تأثیرپذیری از اقتصاد جهانی چهره نامطلوب خود را نشان داد. علی رغم تبلیغات رژیم شاه در زمینه دستاوردهای عظیم اقتصادی واقعیات خبر از ناکامی اقتصادی می‌داد. این ناکامی‌ها در اواخر عمر رژیم نمود بیش تری داشت و این در واقع ناپایداری رشد اقتصادی سال‌های قبل از بحران اقتصادی که ناشی از رشد بی‌رویه قیمت نفت بود را نشان می‌داد حتی در طول برنامه پنجم 1357-1352 که به علت افزایش قیمت نفت رشد اقتصادی افزایش یافته بود و تفکر حرکت به سوی دروازهای تمدن بزرگ در ذهن شاه شکل گرفته بود،‌ میزان برخورداری از رشد اقتصادی برای همه یکسان نبود و این نوع توسعه دو گانگی اقتصادی بین بخش سنتی و مدرن را افزایش داده بود. در بخشی از طرح‌های این دوره تأسیسات صنعتی مدرن قرار داشت که در کنار بخش سنتی اقتصاد بنا شده بود. بحران‌های اقتصادی در اواخر رژیم شاه و مخصوصا به دنبال کاهش بهای نفت و ناکارآمدی دولت، زمینه سقوط آن را فراهم کرده بود. دولت برای تأمین بودجه برنامه‌ها و طرح‌های اقتصادی با مشکلات زیادی روبرو شد. تورم و کمبود بعضی از اقلام غذایی از تبعات بحران اقتصادی بود. رشد بی‌رویه قیمت خدمات شهری و افزایش هزینه زندگی که از پیامدهای تمرکز توسعه در شهرها و مهاجرت بی‌رویه و فساد اقتصادی بود موجبات نارضایتی بخش‌های وسیعی از جامعه را فراهم کرد. سیاست رفاهی رژیم با کاهش درآمدهای نفتی به بن بست رسیده بود. آهنگ شتابان مهاجرت روستائیان به شهرها به خاطر بی توجهی دولت به آنان و از سوی دیگر نیاز شهرها به ویژه تهران به کارگر سبب خالی شدن روستاها از سکنه و رکود بیش تر بخش کشاورزی و افزایش بهای محصولات این بخش شد. در نیمه دوم سال 1356 تورم به 40 در صد رسید،‌ نرخ رشد صنایع غیر نفتی از 1/14 درصد در سال 1355 به 4/9 درصد در سال 1356 تنزل یافت (رهبری،1382: 161).
تورم در اقتصاد ایران از اواخر دهه 40 به صورت جدی پدیدار گشت.آمار و ارقام نشان می‌دهد که تا اواخر این دهه قیمت ها از ثبات نسبی برخوردار بوده‌اند. در دهه 40 نرخ تورم به طور متوسط 7/1درصد در سال بوده است. برنامه‌های عمرانی رژیم سابق باعث گذار اقتصاد ملی از یک اقتصاد معیشتی، بسته، فقیر، خود کفا و نسبتا متعادل به یک اقتصاد مبادله‌ای، وابسته، نسبتأ مرفه و غیر متعادل گردید. فرایند توسعه اقتصادی کشور با تکیه بر تزریق درآمدهای سرشار نفتی در قالب برنامه‌های مالی دولت، موجب بروز عدم تعادل بین توان تولیدی و الگو مصرف کشور، عدم تعادل در تجارت خارجی، عدم تعادل در بافت بودجه دولت، عدم تعادل در ترکیب بخش های اقتصادی، عدم تعادل بین مناطق اقتصادی کشور، دو گانگی شیوه تولید، فقدان حلقه‌های واسط در زنجیره تولید و عدم تعادل در الگوی توزیع در آمد و ثروت و وابستگی اقتصاد ملی به درآمد تک محصولی نفت گشته و توام با عملکرد ساخت مالی و پولی کشور باعث بروز و تشدید فشارهای تورمی در جامعه گردید(طیب نیا، 1376: 43).
پدیده تورم در دهه 50 تحت تأثیر عوامل ساختاری فوق الذکر که آثارش در عدم موازنه بین رشد نقدینگی و تقاضای مؤثر و رشد عرضه کل ظاهر می‌گشت، آغاز و از طریق تورم وارداتی و فشار هزینه‌های تولید شدت یافت. طی دوره (57-1351) شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی از 9/77 به 2/176 رسید و در مجموع 126 درصد افزایش یافت. نرخ رشد متوسط قیمت ها طی دوره مورد بحث 5/13 درصد بوده است (طیب نیا، 1376: 44).
در پایان این بحث لازم به ذکر است که در اواسط دهه ۱۳۵۰، هم زمان با شدت گرفتن بحران اقتصادی در قالب تورم حاد و اقدامات مخرب حزب رستاخیز در مقابله با آن، و همچنین تعارض پیدا کردن اهداف حزب رستاخیز با دستاوردهای آن (هرچند هدف آن نهادینه کردن بیش تر حکومت سلطنتی و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی گسترده‌تری برای آن بود)، رژیم را تضعیف و نارضایتی اقشار مختلف جامعه را شدیدتر کرد (Keddi
e: 2006، 228-226).
ث- عناصرایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران
در این قسمت به مهم ترین عناصر مورد اشاره در ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران، یعنی اصل استقلال و یا نفی سلطه کشور های دیگر و آزادی های فردی واجتماعی و چگونگی شکل گیری اندیشه ایجاد نظام جمهوری پرداخته خواهد شد که این چند شعار بسیار مورد استفاده قرار گرفته و از آن صحبت شده است. در این قسمت از پژوهش به این سه مورد توجه خواهد شد.

1- اندیشه نفی سلطه خارجی(استقلال)
«از لحاظ مواضع جهانی، جمهوری اسلامی ایران، موارد مربوط به اصول و مبانی سیاست خارجی ایران، مانند نفی سلطه در سیاست خارجی، تأکید بر حفظ استقلال، حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و نیز تاکید بر اصل عدم مداخله، اصل همزیستی مسالمت آمیز، احترام به مرزهای بین المللی و حل مسالمت آمیز اختلافات داخلی بازیابی می شود» (حیدری، 1372: 935).
اصل نه شرقی و نه غربی در شعارهای انقلابیون ایران جمهوری، در وهله نخست بیان گر عدم وابستگی انقلاب اسلامی ایران به دو اردوگاه شرقی و غرب بود، بر خلاف بسیاری از انقلابات قرن بیستم که به نوعی در سایه حمایت از اردوگاه شرق یا غرب به پیروزی می رسیدند اعلام داشت انقلاب ایران به هیچ یک از دو اردوگاه شرق و غرب تعلق نداشته و انقلابی بر آمده از خواست مردم و مبتنی بر آموزه های اسلامی است. در چهارچوب تحلیلی، با توجه به پیوستن ایران به جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۷۹ به نظر می رسد که اصل نه شرقی و نه غربی بیش از همه به دکترین عدم تعهد در عرصه روابط بین الملل نزدیک بود، چرا که بر خلاف اصل بی طرفی حتی بی طرفی مثبت عدم تعهد مبین نوعی تحرک در روابط بین الملل از جمله دفاع از نهضت های رهایی بخش بدون وابستگی به دو اردوگاه شرق و غرب بود .این موضوع در کنار تصمیم ایران که برای پیوستن به جنبش عدم تعهد، در نشست سران جنبش در هاوانا، پایتخت کوبا، می تواند شاخصی باشد که فرضیه انطباق اصل نه شرقی نه غربی را با اصول جنبش عدم تعهد تایید نماید.
اصل نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی دارای ویژگی های خاص خود است و این که بر خلاف عدم تعهد حالت تدافعی و انفعالی نداشته بلکه با اتخاذ سیاستی تهاجمی، فعال و پویا بر علیه استکبار جهانی ازهرنوع مبارزه می کند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در تفسیر دیدگاه امام خمینی، از نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی باید گفت، هدف امام خمینی تأکید بر این نکته بوده است که هنگام طراحی جمهوری جدید ایران نباید کودکانه از مدل سوسیالیستی شرق یا سرمایه داری غرب تقلید کرد. انقلابیون با سر دادن شعار نه شرقی نه غربی اصرار داشتند که ایران نباید به حکومت شوروی یا آمریکا یا با حکومت هایی که مناسبات نزدیکی با ابر قدرت دارند رابطه داشته باشد در حالی که در واقع هدف امام از اصل نه شرقی و نه غربی نفی سلطه بیگانه بود نه گسستن ارتباط با سایر کشورها، چرا که نفی مناسبات سیاسی با دیگر کشورها به معنی نفی کشورها است .
همچنین اصل یازدهم، اصل چهاردهم و فصل دهم قانون اساسی، اهداف، اصول و آرمان های را بیان می کند که تأکید بر اندیشه نفی سلطه خارجی(استقلال)، در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بیان می کند:
1. نفی هرگونه سلطه جویی، سلطه پذیری ستم گری و ستم کشی (اصل یکصد و پنجاه و دوّم).
2. حفظ استقلال همه جانبه، وحدت و تمامیت ارضی کشور (اصل یکصد و پنجاه و دوّم).
3. اتلاف و اتحاد ملل اسلامی و کوشش در جهت تحقق بخشیدن به وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام (اصل یازدهم).
4. دفاع از حقوق همه مسلمانان و رفتار مبتنی بر اخلاق حسنه، قسط و عدل اسلامی با غیر مسلمانان (اصل چهاردهم).
5. عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر (اصل یکصد و پنجاه دوّم).

ساختن کشور «خود نشان نمی داند و تمایلی به دخالت در سرنوشت جامعه ای که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی در رأس آن قرار گرفته بودند، نداشتند. از میان آن ها هیچ سیاست مدار ویا اندیشمند سیاسی برنخواست (نجم آبادی ،1377 :371).

تمام همّ ایشان معطوف به هر چه ثروتمند شدن بود. این امر زمانی آشکار شد که آنان با بروز ناآرامی به سرعت چمدان های خود را پر کرده، کشور را ترک کردند. هیچ طبقۀ دیگری در تاریخ به هنگام انقلاب انیمیشن رفتار نکرده است. چه چیزی کناره گیری سیاسی طبقات بالا و متوسط را در جامعۀ ایران توضیح می دهد؟
علت را تا حدی باید در استقلال فزایندۀ دولت پهلوی جستجو کرد که به تدریج تمام پایگاه های سنتی خود را از دست می داد، بدون آنکه پایه های جدیدی به دست آورده باشد. دولت قاجار تحت حمایت تجار و ملاکان بود. تجار در عوض حمایت مالی از دولت، انتظار داشتند که دولت در مقابل تجاوزهای خارجی، تا اندازه ای امنیت داخلی را حفظ کند و حافظ منافع آنان باشد. ملاکان، رشد خود را مدیون دورۀ قاجار بودند، چرا که بحران های مالی پی در پی باعث می شد که پادشاهان به فروش دایمی زمین متصل شوند (نجم آبادی ،1377 :373).
وقتی که رضاشاه در فوریۀ 1921 با کودتای نظامی قدرت را به دست گرفت، دولت جدید او به تغییرات مهمی در ساختار اجتماعی، بویژه در رابطۀ این دو گروه مهم (تجار و ملاکان) با جامعه انجامید. همانطور که ذکر شد روحانیون بیش از همۀ گروهها تحت تأثیر سیاستهای منفی رضاشاه قرار گرفتند. از سوی دیگر، تجار به طور قابل ملاحظه ای از امنیت نظامی، شبکه های ارتباطی جدید، راهها، راه آهن، و بسط خطوط تلگراف و سیاست های حمایتی رضاشاه بهره مند شدند، اما آنان نیز به نوبۀ خود استقلال سیاسی خود را که در نتیجۀ انقلاب مشروطه کسب کرده بودند از دست دادند. و اما ملاکان در این دوره به یک طبقۀ کاملاً رشد یافته و سامان یافته تبدیل شدند. مجموعه ای از قوانین مربوط به مالکیت زمین، تخصیص و تعلق زمینهای بزرگ کشاورزی به ملاکان را تثبیت کرد و رسماً به ثبت رساند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این دوره مالکیت بر دهات منبع قدرت محلی و پرستیژ ملّی محسوب می شد و بر موقعیت فرد در جهان تجارت، ارجح بود. اگر چه ملاکان هم به اندازۀ گروه های دیگر به لحاظ سیاسی تحت کنترل رضاشاه بودند، با این حال از یک قدرت محلی برخوردار بودند که بعداً از (1941 – 1961) از آن برای نفوذ در سیاست ملی، از طریق اعمال نفوذ بر نتایج انتخابات مجلس، استفاده کردند. بین سالهای 1926 الی 1936، زمین داران بزرگ بلوک قدرت پارلمانی در مجلس بودند (نجم آبادی ،1377 :373).
روندی که در دورۀ رضاشاه شروع شده بود، بعد از 1953 شتاب گرفت. حالا دیگر دولت تقریباً از همۀ طبقات اجتماعی فاصله گرفته بود. این امر به واسطۀ درآمدهای فزایندۀ نفتی و بسط گسترۀ دستگاه دولت که نهادهای سرکوب کنندۀ کارآمدی را ساخته بود، ممکن شد، به خصوص مسأله درآمدهای نفتی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.
نخستین جهش عمده ای که باعث شد درآمدهای نفتی سهم مهمی از درآمدهای دولتی را تشکیل دهند، در سال 1950 با ملی کردن صنعت نفت روی داد. درآمدهای نفتی در سال 1948 تنها شامل 11 درصد از کل درآمدهای دولتی می شد در 1960 این سهم به بالای 41 درصد رسید. جهش بزرگ بعدی در درآمدهای نفتی در 1974 اتفاق افتاد. در این سال بهای نفت چهار برابر شد و سهم درآمدهای نفتی را در بودجۀ دولتی به بیش از 80 درصد رساند. بدین ترتیب، استقلال مالی دولت از جامعه، که به سبب اتکا نداشتن دولت به مالیات و وابسته نبودن آن به تولید به دست آمد، این امکان را فراهم ساخت که بتواند سیاست های اقتصادی و اجتماعی گوناگون را بدون توجه به رضایت اجتماعی تعقیب کند. همچنین دولت نماینده و تضمین کنندۀ منافع قشر خاصی نبود و طبقات اجتماعی مجبور بودند خود را با سیاست هایی منطبق سازند که قدرت نفوذ بر آن را نداشتند (نجم آبادی ،1377 :374).
سیاست های اتخاذ شده در دورۀ پس از جنگ برای بسط بازار داخلی و دگرگونی اقتصاد روستایی تأثیر بسزایی بر دولت پهلوی داشت. به ویژه اصلاحات ارضی که ملاکان غایب را که یک طبقه به لحاظ اجتماعی مهم و به لحاظ سیاسی ضروری محسوب می شدند، حذف کرد. این مالکان به صاحبان صنایع،کشاورزان تجاری و سرمایه گذاران در املاک و تجارت شهری تبدیل شدند.آن ها دیگر به عنوان یک گروه اجتماعی که در امور کشور دارای نفوذ سیاسی بودند، وجود نداشتند. سیاست هایی جدید همچنین مرکز اقتصاد را از بازار به فعالیتهای تولیدی تغییر داد. تاجران سنتی که در دورۀ رضاشاه نفوذ سیاسی خود را از دست داده بودند، اکنون جایگاه محوری خود را نیز در اقتصاد ایران از دست می دادند. بنابراین، در دوره ای که بیش از نیم قرن به طول انجامید، دولت پهلوی پایه هایی را که دولت قاجار بر آن تکیه داشت از دست داد: تجار و مالکان.
انتظار می رفت که ثروتمندان جدید، یعنی صاحبان صنایع، جای خالی نخبگان سنتی راپر کنند، اما افزایش درآمد های نفتی واستقلال دولت از جامعه مدنی به معنای انفعال نخبگان جدید بود. آن ها تنها به دنبال منافع و سودی بودند که از سیاست های دولتی دهه های 1960 و 1970 نصیبان می شد و به لحاظ سیاسی بی اهمیت تلقی می شدند. آن ها هیچ گونه نفوذ و پیوند ارگانیکی با بنایی که خود بانیان آن بودند، نداشتند. از آنان انتظار می رفت که تنها فرمان بردار و قدرشناس باشند و آن ها نیز بودند. در دهۀ 1970 جوی از بدگمانی و کناره گیری از سیاست طبقات بالای ایران را فراگرفت که عواقب آن برای جامعه بسیار عظیم بود. در این شرایط و با توجه به موفق نشدن سیاست های ملی جبهۀ ملی و حزب توده و بی انگیزگی و عدم توانایی آن ها در عضو گیری و شروع جدی دوباره فعالیت های سیاسی خود، سیاست اسلامی توانست به تنها جایگزین موجود تبدیل شد.
در پایان باید به این نکته نیز اشاره کرد که به هنگام وقوع انقلاب اسلامی روحیه انقلابیِ همگانی و عمیقی مشاهده می شد. بی توجهی انقلابیون به اقدامات رفرمیستی رژیم شاه (مانند تغییر نخست وزیران، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی های کنترل شده مطبوعات) و نیز بی اعتنایی آنان به اقدامات سرکوبگرانه حکومت از سویی، و ظهور گسترده احساس شهادت طلبی و فداکاری در راه آرمان انقلاب از دیگر سو، بیانگر وجود این روحیه در میان مردم بود .
1- آسیب پذیری حکومت پهلوی
حکومت پهلوی با اقداماتی که به نوسازی شدید شباهت دارد بیش تر باعث شد که حکومت شان آسیب پذیر باشد در مقابل مخالفین و منتقدین بتوانند به موفقیت برسند. اقداماتی مانند اصلاحات ارضی، مداخله در تجارت و کنترل بازار،کنار گذاشتن روحانیون از فعالیتهای مربوط به تعلیم و تربیت و قضاوت و توجه بسیار برنژاد و برتری نژادی و مسئله ایرانی بودن در مقابل غیر ایرانی و عرب بودن و غیره که این امور باعث شد یأس و از خود بیگانگی اجتماعی در بین مردم و آسیب پذیری حکومت خود شد و در نتیجه مردم به مخالفت با حکومت پهلوی برخاسته و آن را سرنگون کردند.
یکی از نکاتی که پهلوی دوم به آن توجه زیادی داشت، موضوع تاریخ شاه هنشاهی و نژاد ایرانی بود که خود می توانست باعث آسیب رسیدن به ساختار حکومت توسط اقوام و ملت های غیر ایرانی شود.
در ایران همیشه اختلافات نژادی و مذهبی و سیاسی و اقتصادی وجود داشته است ولی در پرتو مقام سلطنت همه این اختلافات به یک نوع کمال و وحدتی که شخص شاه مظهر آن است مبدل گشته است: «اینک می گویم که در تاریخ کشور ایران من اولین شاهنشاهی هستم که از قدرت قانونی خود به حد کمال استفاده کرده ام» (پهلوی،1350: 250).
یکی از نکاتی که باعث شد پهلوی و نظام او دچار آسیب جدی بشود نگرش علوم انسانی منبعث
از فرهنگ غرب بود که با ساختار حکومت سلطنتی دچار تعارض بود و می توانست آسیب جدی به ساختار حکومت در بلند مدت بزند.
سیاست گذاری حکومت پهلوی با تمام وسواس و نظارتی که در آن وجود داشت در برخی امور در جهت تضعیف فرهنگ سیاسی «سلطنت» حرکت می کند. به طور نمونه در دهه چهل و پنجاه رشته های علوم انسانی در دانشگاه های کشور رشد می یابد و تعداد دانشجویان آن چند برابر می شود. تأسیس «دانشگاه ملی ایران» در سال تحصیلی 40-1339 و تشکیل «مؤسسه عالی سیاسی و امور حزبی» در سال 1350 که در سال 1354 به دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی تغییر نام می دهد، نمونه ای از این نهادها در کنار دانشگاه تهران هستند. حضور نهادهای علوم انسانی و تربیت چندین هزار دانشجو آن هم با متون درسی غربی نمی توانست با فرهنگ سیاسی سلطنتی سازگار باشد. گرچه به سبب نظارت مستقیم و غیرمستقیم حکومت بر مراکز آموزشی نوعی محافظه کاری در این مراکز حاکم بود اما نمی توان نقش آشنایی دانشجویان با افکار اندیشمندان غربی را نادیده گرفت و باید در لایه های درونی تر این محیط محافظه کار جریان دیگری را به تصویر کشید که با تصاویر رسمی تناسب نداشت (ازغندی،1382: 79).
اصلاحات محمد رضا پهلوی موسوم به انقلاب سفید نیز باعث شد روحانیون و کسبه با این اقدام شاه به مخالفت بپردازند، زیرا که انقلاب سفید طرح جامع اصلاحات اقتصادی – اجتماعی شاه، برگرفته از یک الگوی توسعه آمریکایی شبه مارکسیستی بود که از سال 41 با اصول اعلامی اصلاحات شش گانه اصلاحات ارضی، ملی کردن جنگل ها، فروش سهام کارخانجات دولتی، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه های تولیدی، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش آغاز شد و بعدها با افزایش این اصول به زیربنای سازمان اجتماعی مطلوب و آرمانی پهلوی بدل شد.
سعی حکومت در تخریب کردن مخالفان و مقصر جلوه دادن آن ها و نارضایتی و مخالفت اقشار مردم نیز حکومت را بیش از پیش آسیب پذیر می ساخت به عنوان مثال در دی ماه سال 57 اتفاق دیگری به تظاهرات خیابانی شدت بخشید. در تاریخ ۱۷ دی، روزنامه اطلاعات مقاله نیش داری برضد روحانیت مخالف نوشت. آنان‌را «ارتجاع سیاه» نامید و به همکاری پنهان با کمونیسم بین‌الملل برای محو دستاوردهای انقلاب سفید متهم ساخت. همچنین امام خمینی را به بیگانه بودن و جاسوسی برای بریتانیا در دوران جوانی متهم کرد و او را بی بندوبار و نویسنده اشعار شهوت‌انگیز صوفیانه نامید. این مقاله شهر قم را به خشم آورد. حوزه‌های علمیه و بازار تعطیل و خواستار عذرخواهی علنی حکومت شدند. حدود ۴۰۰۰ نفر از طلاب و هواداران آنان در روز ۱۹ ماه دی در تظاهرات به دادن شعار پرداخته و با پلیس درگیر شدند. در این درگیری ها بنا به اعلام حکومت دوتن و به گفته مخالفان هفتاد تن کشته و بیش از پانصد نفر زخمی شدند، روز بعد امام خمینی خواستار تظاهرات بیش تر شد و به شهر قم و آنان که «روحانیت مترقی» نامید، به خاطر ایستادگی در برابر حکومت تبریک گفت و شاه را به همکاری با آمریکا برای نابودی ایران متهم کرد. آیت‌الله شریعتمداری نیز در مصاحبه‌ای نادر با خبرنگاران خارجی، از حکومت گلایه کرد و رفتار پلیس و حکومت با روحانیون را توهین‌آمیز خواند. شریعتمداری همچنین به همراه ۸۸ تن از روحانیون، بازاریان و دیگر مخالفان از ملت خواست که چهلم کشتار قم را با دست کشیدن از کار و حضور آرام در مساجد برگزار کنند، بعدها در جستجوی جرقه یا سرآغاز انقلاب ایران، روزنامه‌نگاران، چاپ مقاله اطلاعات و پیامدهای آن در قم را عنوان کردند و برخی چون حامد الگار و هنری مانسون کشته شدن مصطفی خمینی را شروع زنجیره اتفاقاتی می‌دانند که منجر به انقلاب ایران شد، اما آبراهامیان، بر این باور است که درواقع نقطه آغازین انقلاب پیچیده تر از این بوده و نخستین جرقه را می‌توان به پیش تر از چاپ مقاله و وقایع پیامد آن و به جلسات شعرخوانی و ناآرامی های دانشگاه آریامهر نسبت داد. در مجموع این دو حادثه، تجلی دو نیروی حاضر در جنبش انقلابی محسوب می‌شد که یکی طبقه متوسط حقوق بگیر و جایگاه اعتراض سیاسی آن یعنی دانشگاه‌های مدرن و دیگری طبقه متوسط متمول و سنتی و مراکز سازمان های اجتماعی- سیاسی آن یعنی مدارس علوم دینی سنتی (حوزه‌های علمیه) و بازار بود.( Abrahamian:1982،506)
در ادامه مباحث پیشین باید اشاره کرد اصلاحات ارضی باعث ایجاد تغییرات بسیاری در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه و حکومت پهلوی داشت و آسیب های بسیاری به بدنه ی جامعه زد که هنوز نیز آثار زیان بار آن قابل روئیت میباشد که در این قسمت به آسیب پذیری حکومت پهلوی با توجه به اصلاحات به وجود آمده پرداخته می شود.
شاید مهم ترین پیامد اصلاحات ارضی را بتوان جابه جایی طبقات دانست، اگرچه این جابه جایی بالاخره یکی و دو دهه ی بعد رخ می داد اما آن هنگام جامعه ی ایران به دلیل نداشتن ابزار تولیدی مناسب پذیرای این امر نبود و با مشکلات زیادی مواجه شد از جمله: تقسیم آب و حذف مدیریت جامعه ی کشاورزی یا همان ارباب و تقسیم زمین بر قطعات کوچک بود که بیش تر با همکاری همگان کشت و زرع می شد اما از آن پس به دلیل اختلافات حاصل از کم آبی و عدم توانایی برای پرداخت وام و نداشتن تکنیک لازم جهت کشت و زرع مشکلات کشاورزان زیاد شد به طوری که دیگر آن قطعه زمین کوچک نمی توانست جواب گوی نیازهای مادی آنان باشد لذا آن ها زمین ها را رها کرده یا فروختند و به شهرها مهاجرت کردند. که این خود می تواند مولد نیروی نارضایتی در سال های بعد باشد از طرفی خشک سالی
های مداوم و فقر روستایی، ضعف تکنولوژی، بیکاری، آشنایی با زندگی جدید و رسوخ وسایل ارتباط جمعی در روستاها مثل رادیو، تلویزیون، تلفن به روستاییان بی بضاعت آموخت که زندگی شهر مناسب تر است و این عوامل بر رویه مهاجرت افزود (بدیع الزمانی و طاهری، نشریه قدس: 1380).
می توان پیامدهای اصلاحات اجتماعی شاه را به صورت زیر طبقه بندی کرد:

نتایج اجتماعی اصلاحات: گسترش تشکیلات دولتی و ورود مأموران به دهات و افزایش انجمن های ده و رواج شرکت های تعاونی برای حمایت از روستاییان و از بین بردن رفتن حمایت فئودالی دانست .
نتایج سیاسی و اداری: انتخاب کدخدا به انجمن ده واگذار شد و مأموران دولتی به ده وارد شدند مالکیت زمین در انتخاب مالک قرار گرفت و به وجود آمدن شرکت های تعاونی منجر شد.
نتایج روانی: خوش بینی و امیدواری زارعین، به وجود آمدن نوعی دوگانگی در نظام اجتماعی ده بین خوش نشینان که سهمی از زمین نبرده بودند و ناراضی بودند .
نتایج فرهنگی: نفوذ فرهنگی شهری در روستاها و همچنین تغییر در خلقیات و نفسانیات و و رفتارهای روستاییان از جمله افزایش علاقه به کار و اعتماد به نفس زیاد و ظهور پرخاشگری و دفاع از منابع شخصی و اعتراض جویی و رفتار حرم آمیز و کاهش اعتماد به نمایندگان مذهب از پیامدها و نتایج فرهنگی است (بهنام و راسخ ،1384: 280).
همچنین اوضاع اقتصادی که باعث شد حکومت پهلوی در برابر انقلابیون و روحانیون آسب پذیر شود می توان به سیاست های کشاورزی اشاره کرد که در این دوره منجر به مهاجرت وسیع روستاییان و شهرستانی ها

انتلکتوئل‌ها هستند که تحصیلات خوبی هم دارند ولی روشن فکر نیستند، به هر حال از دیدگاه دکتر شریعتی، عده‌ای، جهت فکری مشخص را برای خودشان در راستای پیشبرد ایده‌ها انتخاب نمی‌کنند و صرفا می‌خواهند زندگی کنند؛ این‌ها روشن فکر نیستند. نکته هفتم: در اندیشه‌های دکتر شریعتی، ایدئولوژی نوعی خود آگاهی انسانی و ادامه غریزه در انسان است؛ یعنی انسان فرق می‌کند با حیواناتی که غریزه دارند. حیوان بالاخره در یک فصل مشخصی غریزه جنسی‌اش گل می‌کند و آن فصل هم که بگذرد دیگر نمی‌تواند عمل بکند و در آن فصل دیگر اختیار دست خودش نیست؛ اما انسان در بحث غریزه فرق می‌کند و می‌تواند غریزه‌اش را کنترل کند، می‌تواند سرکوب کند، می‌تواند دیگر ادامه ندهد. بحث ایدئولوژی هم وقتی از جهت غریزه انسان مطرح شد؛ یعنی بحث انتخاب آگاهانه است. به همین خاطر تاکیدی که دکتر شریعتی در آیه 30 سوره روم دارد بر همین مبناست؛ اساسا همه انسان‌ها بر مبنای فطرت خدایی آفریده شده‌اند و بر مبنای یک غریزه‌ای که خدا در وجود آن ها قرار داده و این غریزه به دنبال ایدئولوژی است و به دنبال یک نوع تعیین روش برای زندگی خودش است که در این بحث هم من وارد نمی‌شوم (کواکبیان،1381: 35).
البته ایدئولوژی از نگاه دکتر شریعتی به غرب و نظریه پردازانش نزدیک نیست. او به دستاوردهای نظام غرب نیز اعتقادی ندارد و اعتقاد دارند که مسیر هر ملتی بر اساس آموخته های خود است. دکتر علی شریعتی از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت اسفندیاری،1382: 65).
یکی ازکارهای شریعتی ایدئولوژیزه کردن دین است که نخستین بار در دهه ۶۰، «داریوش شایگان »، با عنوان ایدئولوژی کردن سنت در کتاب خود با عنوان « نقد ایدئولوژی» بر آن خرده گرفت. شریعتی ایدئولوژی را مقدم بر فرهنگ می‌داند و و در تحلیل تاریخی‌اش ادعا می‌کند که تمامی تحولات تاریخ و تمدنی پس از ظهور یک مکتب و ایدئولوژی و ایمان و فکر و حرکت ایدئولوژیک و عقیدتی نوین بوده است (یوسفی اشکوری،1379: 31. وی با جدا کردن ایدئولوژی از فرهنگ و فرق نهادن بین آن دو، عقاید و احکام ارزشی و عملی اسلام را به مثابه یک مکتب و یا ایدئولوژی ثابت و وحیانی معرفی می‌کند (سروش،1376: ۱۵).
همچنین از نظر داریوش آشوری ، روشنفکر معاصر، هنر شریعتی این بود که برای تبدیل دین به ایدئولوژی به معنای گفتمان بسیج‌گر سیاسی برای دگرگونی انقلابی به یاری زبان‌آوری خاص خود توانست به اسطوره‌های سنتی شیعی رنگ اسطوره‌های انقلابی مدرن بزند، شریعتی می‌گفت: «دین داریم به منزله ایدئولوژی و دین داریم به منزله فرهنگ». به اعتقاد وی ایدئولوژی آن بود که نزد ابوذر (غفاری) و فرهنگ آن که نزد ابوعلی (سینا) بود (آشوری،1386، 35).
این رویکرد ایدئولوژی ‌اندیشی شریعتی در دین البته مورد انتقاد شدید روشنفکر دینی «عبدالکریم سروش » هم هست. سروش از منظر معرفت‌شناسی دین‌ به آن می‌‌نگرد و در «فربه‌تر از ایدئولوژی» آن را ایدئولوژیک کردن دین می‌نامد. وی با مردود دانستن چنین معرفتی آن را «شبه معرفت غفلت‌آمیز»، «خادم منافع»، «مشروعیت‌بخش به قدرت حاکم»، «معطوف به قدرت و سیاست و انقلاب»، «تعارض‌زدا از عین و ذهن» و «با علت و بی‌دلیل» می‌خواند (سروش،1376: ۲۰۸).
به لحاظی فرهنگ مسلط در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، فرهنگ دکتر علی شریعتی بوده است که به پیروزی انقلاب انجامید و از همان آغاز شاهد کثرت و تناقضات خونین بین پیروان این فرهنگ بوده و هستیم.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همچنین اندیشه او دارای چند عنصر ذاتی و ویژگی خلاق است که مولد گروههای مختلفی در شکل گیری انقلاب بوده است که عبارتند از: انقلابیگری(عشق به دگرگونی)، عدالت خواهی (سوسیالیزم)، اصالت طلبی (بازگشت به خویشتن خویش)، قرآن پژوهی، دیالکتیک، شهادت طلبی و ایثار، عشق شاعرانه، آزادی خواهی، ضدیت با تمدن غرب، ضدیت با ارتجاع وکهنه پرستی،گرایشات پست مدرن، عرفان و خود شناسی و نهایتأ حق امامت و رهبری روحانی.
3- شهید مطهری
با توجه به این که در جامعه ایران و به ویژه روحانیون و علاقه مندان به مسایل مذهبی بیش تر به دنبال پیدا کردن راهی برای نهادینه کردن روش ها و شیو های حکومت داری بر اساس تعالیم اسلامی هستند. مرتضی مطهری، بسیار در این جهت حرکت کرده و ایدئولوژی ایشان بسیار در یافتن رهیافتی درون زا برای حکومت جمهوری اسلامی به کار آمد و مورد توجه بوده است. و بخش مهمی از تألیف های ایشان در حقیقت به چیستی ایدئولوژی اسلام و ویژگیها و رابطه آن با جهان بینی اختصاص دارد. مرتضی مطهری واژه ایدئولوژی را در دو معنا به کار برد:
نخست به معنای مجموعه ای از بایدها و نبایدها در مقابل جهان بینی که به معنای مجموعه ای از بینش ها درباره جهان، جامعه و انسان. ایشان در این باره می نویسد:
جهان بینی یعنی نوع برداشت، تفسیر و نوع تحلیلی که یک انسان درباره هستی و جهان و درباره انسان و جامعه و تاریخ دارد… ایدئولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص می کند؛ مکتبی که انسان را به یک هدفی دعوت می کند و برای رسیدن به آن هدف، راهی ارائه می دهد؛ ایدئولوژی می گوید چگونه باید بود، چگونه باید زیست، چگونه باید شد( مطهری،1365: 76).

مطهری در ارایه نگاه به ایدئولوژی آن را مطابق با دین می پندارد و معنای دوم ایدئولوژی مترادف با دین گرفته شده است ( مطهری،1365: 79).
اصطلاح مکتب یکی از واژه های مقارن با ایدئولوژی است که در آثار استاد مورد توجه قرار گرفته است و در تعریف آن می گوید:
مجموعه هماهنگ متناسب با بینش فلسفی، عقاید مذهبی، ارزش های اخلاقی و روش های عملی که در یک ارتباط علت و معلولی با هم یک پیکره متحرک معنی دار و دارای جهتی را می سازد که زنده است و همه اندامهای گوناگونش از یک خون تغذیه می کند و با یک روح زنده است (مطهری ،1366: 41).
در ادامه مطالب قبل انواع ایدئولوژی از دیدگاه مطهری در زیر مختصرأ بیان شده است: مطهری ایدئولوژی ها را به دو گونه انسانی و گروهی تقسیم می کند. «ایدئولوژیهای انسانی» یعنی ایدئولوژی هایی که مخاطب آن ها نوع انسان است نه قوم یا نژاد یا طبقه خاص و داعیه نجات نوع انسان را دارد نه نجات و رهایی گروه یا طبقه معین، و طرحی را که ارائه می دهد شامل همه انسان ها می شود و «ایدئولوژی های گروهی»، بر عکس مخاطبش گروه یا طبقه یا قشر خاص است و داعیه رهایی و نجات یا سیادت و برتری همان گروه را دارد و طرحی که ارائه می دهد، ویژه همان گروه است و تنها از میان همان گروه هم پشتیبان و حامی جذب می کند (مطهری،1364: 58).
شهید مطهری جهان بینی را روح ایدئولوژی و ایدئولوژی را نتیجه منطقی و ضروری جهان بینی معرفی می کند و اختلاف در حوزه جهان بینی را منشأ تمایز ایدئولوژی ها می داند و البته نوع نگرش ها و شناخت های معرفت شناسان نیز زیربنای اختلاف جهان بینی ها قلمداد می کند. مطهری در این باره می فرماید:
مجموع اندیشه های هماهنگ که با زندگی عملی یعنی با بایدها و نبایدها بستگی داشته باشد، یک مکتب می باشد که بر پایه اندیشه های نظری قرار دارد و آن اندیشه های نظری، روح آن مکتب به شمار می رود. هر ایدئولوژی بر اساس یک جهان بینی است و خود جهان بینی نظری درباره جهان است آنچه که هست ولی ایدئولوژی، نظر درباره انسان است آنچنان که باید باشد و باید شود. ایدئولوژی هم پایه فلسفی می خواهد و هم پایه ایمانی. تنها اندیشه ای می تواند روح یک مکتب را تشکیل دهد که از طرفی پایه جهان بینی آن مکتب باشد؛ یعنی نوعی بینش و دید و ارزیابی درباره هستی باشد و از طرف دیگر آرمان ساز باشد (مطهری،1365: 116).
ایشان در باب رابطه معرفت شناسی، جهان بینی و ایدئولوژی چنین می نگارد:
ایدئولوژی از نوع حکمت عملی است و جهان بینی از نوع حکمت نظری. هر نوع خاص از حکمت عملی مبتنی بر نوع خاصی از حکمت نظری است. ایدئولوژی هر مکتب، مبتنی است بر جهان بینی آن و جهان بینی آن مبتنی است بر نظریه اش درباره معرفت و شناخت. مترقی بودن هر ایدئولوژی بستگی دارد به مترقی بودن جهان بینی اش و مترقی بودن جهان بینی اش بستگی دارد به مترقی بودن شناخت شناسی اش اگر یک مکتب، یک سلسله دستورها و فرمان ها عرضه می دارد، ناچار متکی بر نوعی فلسفه و جهان بینی درباره هستی و جهان و جامعه و انسان است که چون هستی چنین است و جامعه یا انسان چنان است، پس باید این چنین و آن چنان بود. (مطهری،1365: 97).

مطهری ضرورت ایدئولوژی دینی را بسیار مورد اهمیت قرار می دهند، او ایدئولوژی را پاره ای از دین می داند و جزء دیگر آن را جهان بینی معرفی می کند؛ اگر چه در مواردی ایدئولوژی را نیز مترادف با مفهوم دین به کار می برد. از دید ایشان، دین برای راهنمایی و کمک به انسان ها، و ایدئولوژی، وسیله ای برای بیان چگونه زیستن و چگونه بودن برای خوشبختی دنیوی و اخروی، فایده بخش است. ایشان در باب ضرورت ایدئولوژی دینی معتقد است از عهده یک شخص خارج است که به صورت مستقل به جایی برسد که هم مؤسس مملکت باشد و هم از عقیده فلسفی مستقلی درباره هستی و همچنین عقاید سیاسی، رهبری جامعه و عقاید اقتصادی درباره نحوه توزیع ثروت و هم عقاید اجتماعی و عقاید تربیتی و اخلاقی درباره چگونگی تربیت فرزند و همچنین درباره اخلاق اجتماعی برخوردار باشد. تنها مکتب وحی است که قادر به تحقق چنین ادعایی است (مطهری،1365: 42).
بنابراین، مطهری مکتب و ایدئولوژی از ضروریات حیات اجتماعی می داند. حال چنین مکتبی را چه کسی قادر است طرح و پی ریزی کند؟ بدون شک عقل یک فرد قادر نیست اما آیا عقل جمع قادر است؟ آیا انسان با استفاده از مجموع تجارب و معلومات گذشته و حال خود می تواند چنین طرحی بریزد. اگر انسان را بالاترین مجهول برای خودش بدانیم به طریق اولی جامعه انسانی و سعادت اجتماعی مجهول تر است. بنابراین، دستگاه عظیم خلقت، این نیازهای بزرگ را مهمل نگذاشته و از افقی ما فوق افق عقل انسان یعنی افق وحی، خطوط اصلی این شاه راه را مشخص کرده است و کار عقل و علم حرکت در درون این خطوط اصلی است. نکته قابل توجه این است که استاد مطهری ایدئولوژی را در خطوط اصلی خلاصه می کند؛ به گونه ای که عقل و علم را در رفع نیازهای انسان راهنمایی نماید (مطهری،1364: 54).
پ- شرایط اجتماعی و سیاسی
تاریخ ایران مدرن، تحت سلطۀ سلسلۀ پهلوی (70-1925 م / 1358- 1304 هـ .ش)، یا به عبارت دیگر تحت حاکمیت رضاشاه پهلوی (41- 1925 م / 1320- 1304 هـ .ش)، و پسرش محمدرضا شاه (79 -1941 م / 1358- 1320 هـ .ش)، شکل گرفت. در اواخر دهۀ 1920 و 1930 رضا شاه تحت تأثیر هم قطار معاصرش در ترکیه، «مصطفی کمال (آتاترک)»، بر نوسازی و ایجاد حکومت مرکزی قدرتمندی که بر ارتش و دیوان سالاری مدرن مبتنی باشد، توجه کرد (اسپوزیتو،1378: 54).

پادشاهی رضاشاه، با اعمال سیاست هایی چون «تخته قاپو کردن» عشایر شورشی، مرکزیت دادن به ارتش و قوۀ قضایی، تأسیس بانک ملی و آماده سازی زیرساخت های مدرن ایران، وحدت ملی را نشانه گرفت. اگر چه رضاشاه، تظاهر به اسلام می کرد و در سال های نخست سلطنتش، از حمایت رهبران مذهبی برخوردار بود، اما برخی از سیاست های ترقی خواهانۀ او نظیر قرار دادن زرتشتی گری در کنار اسلام به مثابه مذهب رسمی، انتخاب نام (پهلوی) و نمادهای ماقبل اسلام (شیر و خورشید) و از همه مهم تر، پذیرش اصلاحات قانونی و آموزشی مطابق با سبک و شیوۀ غربی، بسیای از علما را ناراضی کرد. همچنین آن ها بخش زیادی از توان و امکانات خود را با اشغال شدن جایگاهشان توسط محاکم عرفی، وکلا، قضات، دفاتر اسناد رسمی و آموزگاران، از کف دادند. علما و طبقات سنتی، به ویژه از قانون متحدالشکل شدن لباس ها و اجبار مردان در پوشیدن لباس فرنگی، ممنوعیت روحانیت از پوشیدن لباس روحانیت (1928 م / 1307 هـ .ش)، غیرقانونی اعلام کردن حجاب برای زنان (1935 م/ 134 هـ .ش)، و کنترل و تصرف موقوفات توسط حکومت (1934 م/ 1313 هـ . ش) ناراضی بودند (اسپوزیتو،1378: 55).
با وجود آنکه بسیاری از این اصلاحات برای طبقات بالا و متوسط مناسب و سودمند بود، ولی شکاف فرهنگی بین شهروندان هوادار غرب و اکثریت جامعۀ ایران را افزایش داد و با نگاهی به تاریخ سیاسی ایران در قرن بیستم درمی یابیم که سخن گفتن از سیاسی اسلامی با وجود این تنوع و گوناگونی ممکن است و در حقیقت از اهمیت برخوردار است. از اواسط قرن نوزدهم، سیاست در ایران دل مشغول یک ملاحظه و نگرانی عمده بوده است و آن تلاش برای تحول مادی یک جامعه عقب مانده بود. نوسازی در اشکال مختلفش راه حلی سیاسی به این ملاحظه و نگرانی مرکزی است. بنابراین، مسأله چگونگی نوسازی برای همۀ جنبش های سیاسی اعم از لیبرالیسم ملی گرایانه جنبش مشروطه خواهی، دولت محوری رضاشاه، حکومت خودکامۀ محمدرضاشاه و سیاست ملی گرایانه دورۀ مصدق، اولویت داشت. حتی سال های مخالف حزب توده، که یک اقتصاد طراحی شده متمرکز از نوع شوروی را به عنوان مدلی برای قایق آمدن بر عقب ماندگی پیشنهاد می کرد، منطبق با همان الگوی عمومی بود (نجم آبادی، 1377 :360 ).
فعالان و متفکران سیاسی در اواخر قرن 19 در ایران، جامعۀ خود را در مقایسه با اروپای غربی
عقب مانده می دانستند. این تفکر تا صد سال غالب بود. اما در دهۀ 1970 ملاحظات و نگرانی های سیاسی از عقب ماندگی به فساد و از نوسازی به پالایش اخلاقی جامعه ای فاسد، از عملکردهای سیاسی حکومت به استفاده از درآمدهای نفتی و ارزش های دستخوش تغییر جامعه معطوف شد. دستاوردهای غرب، که قبلاً معیاری برای ارزیابی عقب ماندگی بود، به عنوان نیروی اساسی در ورای این فساد مورد انتقاد قرار گرفت. این انتقاد جدید از نظم قدیمی، که متضمن تمدن غیردینی غرب به عنوان یک الگو بود، دل نگران شیوۀ نوسازی و نقصان های آن نبود بلکه کل طرح نوسازی را مورد حمله قرار می داد (نجم آبادی، 1377 :361 ).
در دهۀ هفتاد، فساد اخلاقی و اجتماعی ناشی از نفوذ و تسلط غرب از دید همۀ جریانات سیاسی مسأله اصلی بود. از همان آغاز، اصلاح گرایی محکوم به شکست بود. مسائل اجتماعی با سبک هایی اخلاقی که مخالف هرگونه سازش و ملایمت بودند توصیف می شدند. اندیشه ها و پیشنهادهای اصلاح گرایان که راه حل های غربی تجویز می کردند مقبول نبودند و در مظان اتهام (غرب زدگی) قرار داشتند. افکار ضد امپریالیستی چپه ای رادیکال نیز غربزده محسوب می شد. این افکار هیچ گونه مزیتی بر جریان های واقعاً بومی و عمیقاً ضدخارجی که از چرخش به سمت یک هویت اسلامی اصیل دفاع می کردند، نداشتند. اگر مسأله، بریدن پیوندها با خارج، پالایش جامعه و ساختن نظم اخلاقی جدیدی بود، مسلماً سیاست بومی مذهبی در یک جامعۀ اسلامی از

اما هرگز از اصل لاتین کلمه «لیبر »، به معنی آزاد، جدا نبوده است. این اصطلاح دلالت دارد بر دیدگاه یا خط مشی‌های کسانی که گرایش اولیه‌شان در سیاست و حکومت کسب یا حفظ میزان معینی آزادی از قید نظارت یا هدایت دولت یا عوامل دیگری است که ممکن است برای ارادۀ انسانی نامطلوب به شمار آید. لیبرالیسم به طور سنتی جنبشی بوده است برای تامین این نظر که مردم به طور کلی تابع حکومت خودکامه نیستند، بلکه در زندگی خصوصی شان مورد حمایت قانون قرار می گیرند و در امور عمومی بتوانند قوه ی مجرب حکومت را از طریق یک هیأت قانونگذاری که آزادانه انتخاب شده باشند کنترل کنند. لیبرالیسم در زمینۀ نظریۀ ناب متمایل به پیروی از «جان لاک « فیلسوف انگلیسی بوده است که به وضعیت طبیعی و قانون طبیعت اعتقاد داشت. بر این اساس این نظر تصدیق می شد که هیچ کس نباید به سلامتی ، زندگی ، و اموال دیگران آسیبی برساند (پرهام،1386: 10).
گروه های که تحت تاثیر این اندیشه ها در ایجاد نظام جهوری اسلامی ایران نقش زمینه ای بسیاری داشتند مورد توجه قرار می گیرد.که در این بخش از پژوهش به آن اشاره خواهد شد.
نهضت آزادی
نهضت آزادی ایران در اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ تشکیل شد و سران آن مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و سید محمود (بعدأ آیت الله) طالقانی بودند. این رهبران در همان زمان عضو شورای عالی «جبهه ملی دوم» بودند که در تابستان ۱۳۳۹ با شرکت خود آنان تاسیس شد، و می توان گفت یکی از مهم ترین و تاثیر گذار ترین فعالان و مبارزانی هستند که با نگرش ناسیونالیستی به مخالفت با شاه ایران پرداختند.
ولی بعدأ با دیگر اعضاء آن شورا اختلافات اساسی پیدا کردند. در زمان تشکیل نهضت آزادی تازه دکتر علی امینی -که سیاست مداری با شخصیت و مستقل از شاه بود- بر اثر فشارهای داخلی و خارجی، نخست وزیر شده بود. جبهه ملی دوم از همان ابتدا همه نیروهای قابل ملاحظه خود را برای کوبیدن امینی به کار انداخت؛ بدون این که برنامه ای اعلام کند، یا خود را برای جانشینی او آماده سازد. «جامعه سوسیالیست ها» به رهبری خلیل ملکی و سازمان نوبنیاد «نهضت آزادی» بر آن بودند که این سیاست غلط است و صرف برخورد منفی با امینی سبب تقویت شاه می شود. در عمل این پیش بینی درست ازآب در آمد. امینی که هم شاه هم جبهه ملی هم زمین داران و هم حزب توده او را می کوبیدند، در تیرماه ۱۳۴۱ ناگزیر از استعفا شد، و به دنبال آن شاه با آغاز انقلاب سفید خود استبداد تاریخی ایران را دوباره برقرار ساخت. نیروهای نهضت آزادی ایران جزء «نهضت مقاومت ملی ایران» بودند که پس از کودتای ۲۸ مرداد با همکاری احزاب و عناصر ملی تشکیل شد. پس از مدت نسبتأ کوتاهی فعالیت «نهضت مقاومت» متوقف شد و سازمان های وابسته به آن رفته رفته جدا شدند. آنچه باقی ماند اعضاء و عناصر ملی- مذهبی آن بودند که در سال ۱۳۳۹ با عنوان «نهضت مقاومت» با رهبری بازرگان و یارانش تجدید فعالیت کردند. همین «نهضت مقاومت» بود که در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ به عنوان «نهضت آزادی ایران» تجدید سازمان کرد و به عنوان یک سازمان سیاسی مستقل و منسجم وارد گود سیاست شد. بازرگان و سحابی و طالقانی دست کم اسمأ در شورای «جبهه ملی دوم» ماندند ولی وقتی اولین و آخرین کنگره آن جبهه که در دی ماه ۱۳۴۱ تشکیل شد سیاست خود را دائر بر انحلال احزاب وابسته به خود (یعنی پذیرفتن اعضاء آن ها فقط به شکل انفرادی) تایید و تثبیت کرد، «نهضت آزادی» عملا از آن جدا شد. یک سال پس از آن مصدق از تبعیدگاه خود درمکاتبه شدید اللحنی با جبهه ملی، موضع «نهضت آزادی» و «جامعه سوسیالیست ها» را مبنی بر این که جبهه باید متشکل از سازمان ها (نه افراد) ملی باشد تایید کرد. این منجر به استعفاء شورای «جبهه ملی» شد. به دنبال آن، و به تشویق مصدق (از طریق مکاتبه) چهار سازمان ملی «نهضت آزادی» (بازرگان و یارانش)، «جامعه سوسیالیست ها» (ملکی و یارانش)، «حزب ملت ایران» (داریوش فروهر و پیروانش) و «حزب مردم ایران» (دکتر حبیب الله پیمان و دکتر کاظم سامی و دیگران)، «جبهه ملی سوم» را تشکیل دادند (کاتوزیان،1391: 3).
جبهه ملی
«جبهه» ملی یک سازمان سیاسی ملی‌گرای فعال در ایران بود. نام جبهه ملی نخستین بار بر گروهی گذاشته شد که همراه دکتر مصدق برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در دربار تحصن کردند. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دستگیری رهبران وفادار به دکتر مصدق فعالیت این جبهه متوقف شد. اگرچه بعضی از فعالان آن در نهضت مقاومت ملی به مبارزه با حکومت ادامه دادند. از مهم ترین اهداف توقف فعالیت این گروه ناسیونالیسم در ایران می توان به ریشه کن ساختن آن به نحوی که تجربه ایران در هیچ کشور صادرکننده نفت تکرار نشود تا منافع اقتصادی و استراتژیک نفت در آینده مورد مخاطره قرار نگیرد. این نهضت که در برنامه‌های تبلیغاتی خود پیروی از راه مصدق و آرمان‌های او را عامل تعیین کننده اتحاد و همبستگی مردم در جهت ادامه مبارزه علیه رژیم کودتا می‌دانست اهدافش را به شرح زیر اعلام نمود: ادامه نهضت ملی و اعاده حیثیت استقلال ایران و برقراری حکومت ملی، مبارزه با حکومت های دست نشانده خارجی اعم از انگلیس و روس و آمریکا، مبارزه با حکومت های دست نشانده خارجی و عمال فساد در ایران بود (اسناد نهضت مقاومت ملی – بدون تاریخ – : 41).
1-3- سوسیالیسم
سوسیالیسم از ریشه لاتینی سوسیوس بهمعنی همراه و شریک یا از واژه‌ی «سوسیال» بهمعنای اجتماعی، در زبان فرانسه گرفته ش
ده است. سوسیالیسم در اصطلاح معناهای بسیار زیاد دارد، برخی آنرا یک اندیشه، برخی دیگر آن را یک نظریه میدانند امّا به نظر «ابنشتاین» سوسیالیسم «ایدئولوژی است که در مخالفت با کاپیتالیسم قائل به لغو مالکیت خصوصی و خواهان برقراری مالکیت اجتماعی میباشد». این ایدئولوژی درصدد است تا به تحقق مالکیت اجتماعی توسط اتحادیههای کارگری یا پرولتارلیا کمک کند. و بهطور غیرمستقیم توسط دولت (پاسدار همه منافع مردم)، نه گروههای خاص اجرا شود و اصالتدادن به اجتماع، مخلوقات اجتماعی و کاهش یا حذف تقسیمات طبقاتی را هدف خود میداند (ابنشتاین،1366: 272) .
سوسیالیسم انقلابی از نظر محتوا بیش تر به رفتار انقلابیون ایران شبیه است، سوسیالیستی که راه دستیابی به سوسیالیسم را سرنگونی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی موجود میداند چراکه چنین ساختارهایی (دولتی) در خدمت طبقه حاکم و سرمایهداری است. مهمترین نمونه آن سنت کمونیستی است که در نظریه انقلابی لنین بر این فرض استوار است که «حزب کمونیست وظیفه هدایت پرولتارلیا را بر عهده دارد و در حزب نیز«انقلابیون» مسئول شکلبندی سیاستها و وظیفه رهبری را دارند.» (ابنشتاین،1366: 285) .
سوسیالیسم در ایران
سوسیالیسم در ایران را میتوان در گرو دو گفتمان ملیگرایی و گفتمان اسلام سیاسی تحلیل و تبیین نمود. ابتدا گفتمان ملیگرایی سوسیالیستی در دوره قاجار توسط بازرگانانی که به خاطر عدم استقلال اقتصادی در داخل ایران به کشورهای همسایه سفر کردند و موج ماورای قفقاز را تشکیل دادند؛ وارد ایران شد و زمینه سوسیال دموکراسی باکو، حزب همت و اعتدالیون و اجتماعیون را فراهم و راهحل عقبماندگی ایران را وضع قانون میدانستند. این گفتمان با نشانههایی همچون سکولاریسم، تفکیک قانون عرف و شرع، حذف دین و همچنین مخالفت ‌با اعراب و اسلام فصلبندی میشد و محور اصلی آن ها نشانه «برابری» بود و بیان میکردند کارها زمانی انجام میگیرد که مجموعه ملت «هیأت اجتماعیه» باشد نه اینکه پادشاه به شخصه دولت باشد. از طرفداران این گفتمان میتوان به میرزاآقاخان کرمانی، عبدالرحیم طالبوف تبریزی و زینالعابدین مراغه‌ای اشاره کرد.
دوم گفتمان اسلام سیاسی سوسیالیستی،که نهضت خداپرستان سوسیالیست (محمد نخشب، مهندس جلالالدین آشتیانی، دکترکاظم سامی و غیره)، سازمان مجاهدین خلق (محمد حنیفنژاد، سیدمحسن، حسن نیکبین) و دکترشریعتی قرار دارند. نهضت خداپرستان سوسیالیست در اوایل قدرت «محمدرضاشاه» در سال1322 در ایران تشکیل و بر افکار روشنفکرانی همچون دکترشریعتی تأثیر گذاشتند و شریعتی متأثر از آن ها در نخستین نوشته خود در مقدمه «مکتب واسطه» در سال1324 نوشت: «مکتب واسطه اسلام از میان مکتبهای ایده‌آلسیم و ماتریالیسم، روش رئالیستی دارد، دوم پایگاه سیاسی اسلام نه به شرق و نه به غرب وابسته است سوم، رژیم اجتماعی و اقتصادی اسلام، سوسیالیسم علمی است که بر تفکر خداپرستی استوار است.»( سعیدی،1380: 437).
خداپرستان سوسیالیست ایران که در ذیل گفتمان اسلام سیاسی قرار دارند هدف اصلی خود را مقابله با فشارهای ضددینی حزب توده و بهاییها میدانستند و از وضع موجود جامعه ناراضی بودند، لذا به لحاظ فکری مبنای جهانبینی خود را توحید و برابری قرار دادند و از لحاظ اقتصادی به سوسیالیسم گرایش داشتند. و درصدد مبارزه با استبداد برآمدند. بنابراین بهطورخلاصه آن ها خواهان انقلابی اجتماعی در ایران بودند. اما بر خلاف سوسیالیستهای اروپای شرقی و غربی بعد معنویت را به جای ماتریالیسم مارکسیستی میخواستند.
در ادامه باید افزود، یکی از مهم ترین احزاب سیاسی و تاثیر گزار در تاریخ معاصر، حزب سوسیالیتی «حزب توده ایران» بود که در دهم مهر ماه 1320 تأسیس و «سلیمان محسن اسکندری» به عنوان رهبر حزب انتخاب ‌گردید. پس از مرگ «سلیمان محسن اسکندری» تا برگزاری اولین کنگره حزب «ایرج اسکندری» بطور موقت جانشین سلیمان محسن اسکندری می‌شود و ظاهرأ حق امضاء داشت. تا اینکه در مرداد ماه 1320 پس از برگزاری اولین کنگره حزب «نورالدین الموتی» به مقام رهبری نائل می‌گردد، ولی« احدی» او را به عنوان رهبر حزب قبول نداشت. در کنگره دوم، اساسنامه‌ای به تصویب می‌رسد که طبق مصوبات آن مقام دبیرکلی تصریح و حدود وظایف او تا حدودی تعیین می‌شود. در این کنگره «رضا رادمنش» به عنوان دبیر کل انتخاب و به مدت بیست سال، یعنی تا «پلنوم چهاردهم» در این سمت باقی می‌ماند. پس از خلع «رضا رادمنش» از مقام دبیرکلی، «ایرج اسکندری» به مقام دبیر اولی حزب نائل و تا «پلنوم شانزدهم حزب» در این سمت باقی می‌ماند. پس از برگزاری «شانزدهمین پلنوم»کمیته مرکزی حزب توده، در اسفند ماه 1357 در دستان «نورالدین کیانوری» برای مدتی به حرکت در می‌آید (خ‍ن‍دان‌،1362: 54).
در ایران نیز هم زمان با شروع دوره حاکمیت رضاخان، حضور جسته گریخته این اندیشه را شاهدیم و از سال 1315 ظهور سیاسی جدی تر آن را در قالب گروه 53 نفر «تقی ارانی» به خاطر داریم.

در دهه 20، از دو سو شاهد روند رشد و حضور این اندیشه در ایران هستیم، در مناطق شمال و بویژه آذربایجان، هواداران این اندیشه، تا حد تشکیل دولت خودمختار یا مستقل پیش رفتند و در تهران وسایر نقاط نیز حزب توده به یکی از پر سروصداترین تشکیلات حزبی مبدل شد و نشریات رسمی و غیر رسمی مرتبط با اندیشه های مارکسیستی، موج آفرین صحنه های فرهنگی- اندیشه ای کشور شدند و بسیاری از اذهان و ظرفیت های فکری کشور را تحت تأثیر خود قرار دادند و مارکسیسم و اندیشه های سوسیالیستی به یکی از پرجاذبه ترین جریان های فکری سیاسی کشور تبدیل شد. البته توفیق این جریان فکری در سطوح روشن فکری به مراتب بیش تر از توفیق آن در توده مردم بود و تعارض بنیان های فکری- اعتقادی مارکسیسم با مذهب و فرهنگ توده مردم، مانع از توفیق همه آن در این عرصه بود (حاضری، 1377: 120).
شاید بتوان گفت سوسیالیسم در تعبیر مارکسیست- لنینیستی آن به همان سرعت اعجاب انگیزی که رشد کرده بود، سراشیبی سقوط را نیز طی کرد. عوامل چندی در این فرآیند دخالت داشته اندکه اجمالأ به آن ها اشاره می کنیم:
1- سوسیالیسم توانست به سرعت تا حد ایدئولوژی یک حکومت برخاسته از انقلاب اجتماعی صعود نماید، ولی همین عامل که البته فرصت های زیادی برای تبلیغ و اشاعه همین ایدئولوژی در اختیار آنان گذاشت، تبدیل به یک عامل بازدارنده شد. چراکه کلیه عملکردها و اقدامات این حکومت به حساب ماهیت این اندیشه ثبت می شد و حکومت شوروی بویژه از دوران «استالین» به بعد تصویری خشن و پرخفقان از خود به نمایش گذاشته بود،که با بزرگ نمایی اردوگاه مقابل و رقیب، دستاورد این ایدئولوژی را غیر قابل دفاع نمود.

2.پس از جنگ جهنی دوم، مسئله تقسیم حوزه نفوذ هریک از دو بلوک و تفاهم هایی که در این زمینه بین دو ابر قدرت آن روز به عمل آمد، بسیاری از ناظران هوشمند و بسیاری از آزادی خواهان، شاهد همین مسئله بودند که منافع استراتژیک و حیاتی اتحاد جماهیر شوروی، در موارد متعدد، منافع خلق های محروم را تحت الشعاع خود قرار می دهد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-این دو مسئله از دید صاحبان بصیرت در ایران نیز مغفول نماند. به ویژه آنکه عملکرد حزب توده، در نمونه های بومی این کاستی ها را به وضح نشان می داد. ایرانیان شاهد بودند که در ماجرای نهضت ملی شدن صنعت نفت، توده ای ها، به جای دفاع از حقوق ملی، از اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی دفاع می کردند و از امکانات و تشکیلات خود به نحوموثر در مقابله با دشمنان نهضت استفاده نکردند و در نهضت 15 خرداد 42 نیز رژیم شوروی، به امید دریافت سهم خود از امتیازات اعطایی شاه، هم صدا با رژیم شاه مقاومت مردم را «ارتجاع سیاه» نامیدو از آن به عنوان تلاش ایادی فئودال های متضرر شده از اصلاحات ارضی مترقی شاه یاد کرد.
اینگونه عملکردها همراه با توبه نامه ها و موضع سازشکارانه ای که برخی مارکسیست های قدیمی در مورد شاه اتخاذ کردند، آنچنان وجه و اعتبار مارکسیسم از نوع توده ای و روسی آن را از بین برد، که اتفاقات خشن و بی رحمانه ای تحت عنوان تصفیه حساب درون گروهی به وقوع پیوست و اعتبار آن ها نزد مردم و هوادارانشان افت شدیدی پیدا کرد (حاضری، 1377: 117).
ب- ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران:
در این قسمت به ایدئولوگ هایی اشاره خواهد شد که در به وجود آمدن جریان انقلاب اسلامی ایران نقش مهمی داشته اند و هر کدام شان جریان و اندیشه ی را دنبال نموده اند. در این مسیر مبارزاتی را آغاز کرده و آموزه ای را مطرح کردند که در شکل گیری و جهت یافتن انقلاب اسلامی ایران تاثیر بسیار زیادی داشته است. اشخاصی که در این قسمت به آن ها اشاره می شود، امام خمینی، دکتر علی شریعتی و آیت الله مطهری هستند.
1- امام خمینی:
یکی از مهم ترین ایدئولوگ هایی که در جریان به وجود آمدن انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 نقش داشته است امام خمینی می باشد زیرا به شیوه نوین از گروه های سیاسی دیگر به مبارزه سیاسی پرداخته است. امام خمینی در سخنرانی های خود برای طلاب، از حکومت روحانیون حمایت می‌کرد، اما در اعلامیه‌های عمومی بحث روشنی از این گونه حکومت به میان نمی‌آورد و از کاربرد ولایت فقیه خودداری می‌نمود. حتی اطرافیان او بعدها مدعی شدند که کتاب ولایت فقیه از جعلیات

مرتبط با روابط اجتماعی می کند تا برای ابقاء یا تغییر وضع موجود به کار روند. از این منظر ایدئولوژی شامل عناصر متعدد زیر است: مجموعه ای از ارزش های اجتماعی، فردی و معنوی، انتقاد نظام یافته نسبت به ترتیبات اجتماعی موجود، طرح کلی جامعه مطلوب که در آن ارزش های مذکور بارور می گردند.
جنبش ها و ایدئولوژی های انقلابی می توانند به ابزاری برای ابراز نارضایتی اجتماعی رادیکال، گرد هم آوردن احساسات پراکنده و گروه های با التزامات مشترک و تنظیم کردن ارزشها و وفاداریهای مثبت به کار روند. این جنبش ها همچنین می توانند ابزاری برای حمایت از امتیازات، و یکپارچه کردن خواسته ها و علایق عینی و روابط قدرت تحت یک نظام عقیدتی باشند. ایدئولوژی همچنین می توانند نابرابری ها را عقلایی کنند و مردم را تحت پرچم واحدی با هدف تحققِ «برابری اجتماعی» بسیج کنند. ایدئولوژی، زمانی که نخبگان مذهبی راست آیین، جنبش های بدعت گذار و گروه های مذهبی و غیر مذهبی نقش خود را در تشکیل دولت- ملت ها ایفا نمودند، تمام این وظایف را در تاریخ اروپا انجام داد. مانند کاتولیک گرایی که هنوز در اروپای شرقی به عنوان نوعی پیش زمینۀ ملی، در آمریکای لاتین، یعنی جایی که «الهیات آزادی بخش» دارای لحن انقلابی است و در اروپای غربی به عنوان یک التزام سیاسی- اجتماعی برای سازمان های حزب معین، اهمیت دارد.
در ادامه توضیحات پس از مفهوم بندی ایدئولوژی به کارکردهای اصلی آن از دید جامعه شناسان اشاره نمودیم و در نهایت با پذیرش کارکردهای ایدئولوژی بیان کردیم، که شرط تفوق ایدئولوژی در بسیج سیاسی منجر به انقلاب، زیر سئوال بردن وضع موجود، ایجاد تنفر نسبت به آن، و معرفی مجموعه ای از ارزش های فردی و اجتماعی و معنوی و معرفی برنامه های عملی است. و در پایان به نفی وضع موجود که همان وجود تصویری از یک جامعه نامطلوب، در ذهن افراد یک جامعه و ذهنیت اجتماع دارای کاربرد است که مقیاس سنجش افراد جامعه است بیان شد و در پایان، به بحث ترسیم وضع مطلوب و اتوپیایی که انسان ها و جوامع به دنبال آن بوده اند و ایدئولوژی های که از آن سرچشمه گرفته اند اشاره شد که در اکثر جوامع نقش مهمی در تحرک اندیشه و فرهنگ داشته است.

فصل سوم

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در
انقلاب اسلامی ایران

مقدمه
در این فصل از پژوهش به خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و اندیشه های که زمینه ساز به وجود آمدن انقلاب را فراهم آوردند پرداخته خواهد شد. وهمچنین با نگاهی بر ایدئولوژی شیعه که به نظر می رسد مهم ترین خاستگاه و زمینه ی شکل گیری ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران است به بررسی آن خواهیم پرداخت وسپس به ایدئولوژی های ناسیونالیسم و لیبرالیسم و سوسیالیسم که جزو اندیشه های زمینه ای انقلاب ایران به شمار می آیند اشاره خواهیم کرد، زیرا که پژوهش گر اعتقاد دارد که این اندیشه ها تاثیر بسیاری بر اندیشمندان و ایدئولوگ های مطرح در انقلاب ایران داشته است. همچنین به رهبرانی که از دل این تاثیر پذیری به وجود آمده اند و رهبران مذهبی و یا فرهنگی جامعه شده اند، مانند «امام خمینی»، «مرتضی مطهری»، و «دکتر شریعتی» به عنوان ایدئولوگ های انقلابی و نقش آن ها در گسترش ایدئولوژی انقلاب ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همچنین حرکت مردم شهرهای بزرگ ایران که هم به لحاظ عمق و شدت مقابله و هم به جهت علنی و عمومی سازی مخالفت ها با رژیم بارزتر از حرکت های پیش از خود در همان سال بود، از آن رو که نخستین حلقه از زنجیرۀ چهلم های مکرر در روند نضج گیری و تعمیم بسیج انقلابی در سراسر کشور را سر انداخت، شاید مهمترین نقطۀ عطف خیزش انقلابی مردم ایران به شمار آید (استمپل، 1371: 136- 137 و کدی، 1377: 358).
این حرکت ها به مثابۀ نقطۀ عطف، دو نقش ماندگار از خود باقی گذارد. یک، سمت و سو و انگیزه های خیزش انقلابی در شرف وقوع را مشخص کرد؛ دو، الگوی مؤثر مبارزاتی را به مردم شهرهای دیگر نشان داد. لذاست که از این نقطه به بعد جریان «مذهبی» و خط مشی «توده ای» بر دیگر جریانات و دیگر استراتژی های مبارزاتی پیشی گرفت و تفوق پیدا کرد و توانست ابتکار عمل را در تمامی سطوح در دست بگیرد. وجهه و خاستگاه دینی و سابقۀ ایستادگی و مقاومت رهبری این جریان در برابر رژیم و استفادۀ هوشیارانه از موقعیت به وجود آمده، مجموعه عواملی بود که جریان مذهبی را در پیشی جستن از دو جریان چپ کمونیستی و ملی گرایان لیبرال موفق ساخت.
پس از آن شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان جامعه ایران بررسی خواهد شد، شرایطی که در دهه 40 و 50 رژیم پهلوی با آن روبرو بوده است، و در آمدهای نفتی ایران که باعث تحرکات اجتماعی شد که از نوسازی و رانت نفتی به وجود آمده بود. و در نهایت در این بخش از پژوهش به عناصرایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران مانند، اندیشه نفی سلطه خارجی(استقلال) و اندیشه آزادی از استبداد داخلی(آزادی) و شرایطی که منجر به نفی ایدئولوژی شاهنشاهی در کشور ایران شد و همچنین وضع مطلوبی که انقلابیون ترسیم کردند در این بخش به آن پرداخته می شود.
الف- خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران
در این بحث، ابتدا لازم است مراد خود را از عنوان «ایدئولوژی انقلاب ایران» روشن سازیم. در اینجا ما از این مفهوم، نوع نگرش و هستی شناسی ویژه ای را منظور می کنیم که بر اساس آن انسان های عامل و معتقد به آن، آرمان ها، انتظارات و عملکردشان را با آن توجیه یا مدلل می کنند. به این معنی ایدئولوژی انقلاب یعنی نوع نگرش و هستی شناسی برای تمام آحاد مردم ایران و حتی برای همه کسانی که به نوعی در رخدادهای انقلاب کمابیش شرکت داشته اند یکسان نبوده و حتی برای معتقدین به آن نیز از شفافیت کافی برخوردار نبوده است.
در مورد خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران، دیدگاه ها و روایت های متعددی وجود دارد که هر کدام به نوعی خاستگاه انقلاب را وابسته به آن می دانند. ولی با توجه به تعدد دیدگاه ها و مقالات و پژوهش های به عمل آمده، خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران در روند تاریخی و عوامل موثر بر شکل گیری ایدئولوژی انقلاب شیعی، به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفته است.
محققان معتقدند در جستجوی ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، می‌توان به کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، و رخدادهای پیرامون آن، بازگشت (کاتوزیان،1384 :39)، که پس از برکناری «رضاشاه» پهلوی توسط متفقین در هنگامه جنگ جهانی دوم ، ایران در بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، طولانی‌ترین زمان فضای باز سیاسی در تاریخ معاصر را به خود دید. در این دوره روشن فکران و نه روحانیون، دست‌اندرکار بسیج و سازماندهی توده‌ها علیه ساختار قدرت بودند و سازمان های غیر مذهبی، نخست حزب توده و سپس جبهه ملی به رهبری «محمد مصدق»، با موفقیت، طبقه متوسط و طبقه کارگر شهری را جذب کردند (Abrahamian: 2008، 116-120).
در طی این دوران، مصدق به عنوان یک ملی‌گرای محبوب، خواستار اصلاح سیاست خارجی نادرست و خاتمه بخشیدن به دادن امتیازهای عمده به ابرقدرت های خارجی شد (آبراهامیان، 1387: 232)، او به یاری تظاهرات‌های گسترده طبقه متوسط و همچنین اعتصابات بزرگ کارگری در بخش صنعت نفت به سازماندهی حزب توده، به عنوان اهرم فشاری بر حکومت، توانست نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را با موفقیت به پیش ببرد و تحت تاثیر شور و اشتیاق عمومی به نخست وزیری رسیده و حتی تسلط و اختیار محمدرضاشاه بر ارتش را به خطر افکند. ملی شدن صنعت نفت برای انحصارات نفتی و دولت بریتانیا ضربه‌ای جبران ناپذیر بود، به ویژه که این جنبش، می‌توانست به نیروی محرکه‌ای برای مردم دیگر کشورهای منطقه به منظور کسب حقوق خویش، تبدیل شود و بدین‌سان منفعت دیگر ابرقدرت وقت، ایالات متحده را ن
یز به مخاطره افکند. سرانجام بریتانیا توانست موافقت آمریکا را برای به راه‌اندازی یک کودتای نظامی علیه دولت مصدق به دست آورده و آمریکا به کمک نیروهای هوادار سلطنت در ارتش ایران و با پشتوانه دستگاه مذهبی (علما و روحانیون طراز اول و وعاظ و پیروان آن ها) و برخی از زمین داران و سیاست مداران محافظه‌کار، دولت وی را سرنگون نمود (کاتوزیان،40:1384).
این رویداد تأثیری به سزا و طولانی مدت بر فضای جامعه به جای گذاشت و در عصر جمهوری خواهی، ملی‌گرایی، گرایش به سوسیالیسم و سیاست خارجی بیطرفانه، اکنون سلطنت پهلوی و ارتش، در افکار عمومی، به عنوان سرسپرده ابرقدرتهای غربی، سرمایه‌داری و سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا شناسانده شدند. با وقوع کودتا، سازمان های سیاسی چون جبهه ملی و حزب توده سرکوب شده و اعضای آن ها به حبس های کوتاه و یا بلند مدت و حتی اعدام محکوم شدند و علاوه بر بریتانیا، ایالات متحده نیز به عنوان دشمن جدید امپریالیستی ایران شناخته شد. از سوی دیگر، سرکوبی نیروهای سکولار و غیر روحانی، راه را برای پیدایش جنبش های جدید اسلامی هموار نمود (آبراهامیان، 1387 :654).
در دوران محمدرضا شاه پهلوی، با ورود کالاها و واردات و رواج خبر پیشرفت غربی ها و آشنایی نخبگان و جامعه با دستاوردها و کالاها و تولیدات غرب و همچنین آشنایی اقشار متوسط و تحصیل کرده از نحوه متفاوت اداره امور جامعه و رابطه مردم با حاکمان خود، باعث جذب روشن فکران و بسیاری از اقشار مردم بود. سخن گفتن از وجود «قانون»، مجلس قانون گذاری و احیانأ انتخاب نماینده مجلس و رهبر حکومت از طریق انتخابات، برای کسانی که آنچه دیده بودند «فرمان ملوکانه» بود و اراده سلطان» یا صله و بخشش شاهانه بسیار تأثیرگذارتر بود و اشتیاق داشتن به آن نمی توانست ملال انگیز باشد.

اما برای عده ای که با دقت بیش تر به مناسبات آن دیار نگریسته و تحولات فرهنگی- اجتماعی آن را با عمق بیش تری دریافت کرده بودند مسئله مهمی نیز مطرح بود و آن عاملی اساسی بود که موجب همه تحولات غرب بود و آن به زیر کشیدن دین و و حکم خدا از طریق کلیسا و کشیشان بود که قرن ها بر عالمیان دیکته شده بود .
اگر انسان و عالم غربی از قانون و مجلس و آزادی و مجلس قانون گذاری دم می زد همه این ها را مرهون رهایی از قید بندگی خدای کلیسا و نمایندگان وی می دانست. عده ای از تحصیل کردگان و آشنایان با فرهنگ غرب که در مقایسه با دیگران فرصت و تأمل بیش تری داشتند، این وجه از آن دیار را اخذ کرده بودند، اینان پس از بازگشت به ایران، با نگاهی سطحی به محیط جامعه ایران و به موضعی که احیانا مدافعان دین در مواجهه با مدعیان ضد دین اتخاذ می کردند، جنگ بین آن ها و مدافعان دین را تشدید می کرد و جبهه دین باوران تا مدت ها به دلیل جاذبه های تفکرات غربی و حمایت دولت از این تفکرات سنگر به سنگر عقب نشینی می کرد، و مدافعان دین نیز با اندیشه های جدیدی دنیای مدرن آشنایی بیش تری پیدا می کردند که از میان همین کشمکش ها، انتظارات و ایدئولوژی های جدیدی در حال ظهور بود (حاضری، 1377: 112).
عوامل کاهش جاذبه های تجددگرایی
با توجه به مطالب قبل روند تجدد گرایی لااقل در مراحل آغازین با زمینه های نسبتأ مساعدی همراه بود اما در نهایت با گسترش ایدئولوژی اسلامی روبرو هستیم که عمده ترین عوامل موثر در فرآیند معکوس شدن این جریان و کاهش جاذبه تجددگرایی و حرکت انقلاب به سوی سنت ها، را به شرح زیر می توان برشمرد:
1. اولین عامل، ضعف و کاستی هایی بود که این اندیشه در زادگاه خود یعنی غرب با آن مواجه شده بود، همچنین اذهان عمومی در ایران دریافتند که حاصل «علم و آزادی» اندیشه های لیبرالیستی، آزادی و قدرت در جامعه ایران از سوی دولت مردانشان تنها برای غارت هرچه بیش تر دستمزد کارگران فقیر و استثمار مردم است.
2. اقتصاد سرمایه داری در ارتباط با سایر نقاط جهان، توسط کشورهای اروپایی ناخوشایندترین تجارب تاریخ بشری را مانند، برده گیری و اسارت و استعمار منابع بخش اعظم نقاط جهان، را به نمایش گذاشت که باعث شد اذهان جستجوگر مردم ایران، با تردیدهای بسیار جدی در خصوص حقانیت این اندیشه ها مواجه شوند.
3. حاکمیت های دست نشانده ای چون پهلوی اول و دوم و سابقه کودتاهای طراحی شده انگلیس و آمریکا، جایی برای کم ترین خوش بینی و تداوم جلوه های اولیه این اندیشه وارداتی باقی نگذاشت، اگر چه این اندیشه دموکراسی و آزادی و نظام سیاسی غربی، حتی بر مذهبیون و شکل گیری اندیشه جمهوری تاثیر بسیاری گذاشت (حاضری، 1377: 112-113).
بعضی از محققان نیز معتقدند ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به تلاش مشروطه خواهان و اعتراضات آنان و سپس تاسیس نظام مشروطه و در خواست عدالت خانه بر می گردد. و همچنین کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، و رخدادهای پیرامون آن، که در این دوره روشن فکران و نه روحانیون، دست‌اندرکار بسیج و سازماندهی توده‌ها علیه ساختار قدرت بودند و سازمان های غیر مذهبی – نخست حزب توده و سپس جبهه ملی به رهبری محمد مصدق – با موفقیت، طبقه متوسط و طبقه کارگر شهری را جذب کردند. در طی این دوران، مصدق به عنوان یک ملی‌گرای محبوب، خواستار اصلاح سیاست خارجی نادرست و خاتمه بخشیدن به دادن امتیازهای عمده به ابرقدرت های خارجی شد، در پی همین تلاش ها و آشنایی مردم با ایدئولوژی های گوناگون و ظهور شخصیت های با نفوذ مردمی، خاستگاه اولیه انقلاب اسلامی ایران کم و بیش شکل گرفت ( آبراهامیان، 1388:۲۳۲).
حوادثی که جرقۀ انقلاب ایران را زد بس متعدد و متنوع بودند و هر کدام به سهم خود در فرآیند شکل گیری بسیج انقلابی و ایدئولوژی تأثیرگذار؛ نقش داشتند اما زمینۀ این تأثیرگذاری را شاید بتوان اولاً انباشته و متراکم شدن نارضایتی ها و ثانیاً باز شدن نسبی فضای سیاسی جامعه از پس 25سال سرکوب و خفقان و اجازه رشد و بیان افکار و ایدئولوژی های متعدد را پدید آورد. حکومت پهلوی که در میان مردم سرکوب گر و وابسته معرفی شده بود در شرایطی وادار به آزادسازی سیاسی گردید که هیچ تصوری از پتانسیل ذخیره شدۀ انقلابی در بطن جامعه و انفجار اجتماعی قریب الوقوع آن در ذهن نداشت.
باز شدن نسبی فضا این امکان را برای مخالفان هوشیار و مترصد فرصت فراهم آورد تا ضمن علنی ساختن مخالفت ها و ایدئولوژی های جدید و نفی وضع موجود، از هر زمینه و حادثه ای بهانه ای برای گسترش اعتراضات به دست آورند و در یک روند تدریجی مردم را به خیابان ها بکشند (شجاعی زند،1382: 43).
سال 1356 با حوادث و تحرکات سیاسی متعددی که گویای آمادگی و موقع شناسی مخالفان بود، چنان آغاز گردید و به خاتمه رسید که هر چه به پایان آن نزدیک تر می شد، صورت رادیکال تر، و گسترش یافته تری به خود می گرفت. انتشار نامه های سرگشادۀ تنقیدی از رژیم در جراید در خرداد تا شهریور همان سال، واقعۀ فوت مشکوک دکتر علی شریعتی و بازتاب ها و واکنش های ابراز شده نسبت به آن در تابستان، حرکت های دانشجویی در داخل و

تصمیمات حکومت: جامعه همیشه در حال تغییر است؛ لذا حالت ایستا و یکسانی قابل رؤیت نیست؛ منتها کنشهای افراد و تصمیمات حکومت، باعث دگرگونی در جامعه میشود، که از این میان، برخی کنشها و تصمیمات، جامعه را بیش تر دگرگون میسازند. البته جوامع در دگرگونی اجتماعی از لحاظ کمّ و کیف، باهم تفاوت دارند. برخی از جوامع، بسیار سریعتر از جامعه دیگر در آهنگ دگرگونی قرار میگیرند.
2) دگرگونی: که بیش تر، از تضاد اجتماعی پدید میآید؛ تا اعمال فردی؛ زیرا سازمانهای اجتماعی، اغلب با ناسازگاری همراهند. دگرگونی، زمانی پدید می‌آید، که مقامات سازمان، درصدد إعمال کاری برآیند؛ ولی دیگران با آن موافق نباشند. در این صورت، تعارضها به‌وجود میآید، که با گذشت زمان، با دگرگونی همراه است.
3) توافق وضعیت اجتماعی: توافق وضعیت اجتماعی با سازمانها، شتاب در تغییرات اجتماعی را به ارمغان می آورد، به‌عنوان نمونه هیتلر از تأثیرگذاران بزرگ تغییرات در عصر خود بود. تلاش او برای برتری آلمان به جنگ جهانی منجر گردید،که با گذشت سالیان زیاد، آثار آن همچنان بر جای مانده است (شارون،1373: 276).
4) استعمارگرایی و استعمارزدایی: نظام استعماری هرچند به‌عنوان نظام بسته و ایستا به اداره جامعه مستعمره میپردازد، ولی عملکرد استعمارگران عناصر بالقوه دینامک را در جامعه تقویت میبخشد. چون کشور استعمارگر خود بذر دگرگونی را در جامعه استعمارزده میکارد؛ که در برخی موارد به‌سرعت باعث از هم پاشیدن نظام استمارگر میگردد. استعمارگر برخی از شرایط را برای خیز اقتصادی مانند وسایل حمل و نقل، ارتباطات، صنایع، الگوی رفتار اقتصادی و خدمات عمومی را فراهم میآورد. از طرفی توسعه اقتصادی در محدودهای کوچک را به‌وجود می‌آورد که همراه با نابرابری اجتماعی و طبقاتی میگردد و با گذشت زمان دگرگونی را به ارمغان میآورد (گی روشه،1385: 210).
5) نخبگان اجتماعی: با توجه به نقش و جایگاهی که نخبگان اجتماعی از آن برخودارند، با کنش‌های تاریخی، تاریخ‌سازی می‌کنند و لذا جهت سرعت و کیفیت تغییر و دگرگونی جامعه را تعیین می‌نمایند. نخبگان اجتماعی توان ویژه و برجسته‌ای در حفظ یا براندازی نظم موجود و یا برپایی طرح و سازمانی نو در جامعه دارند. این توانایی ناشی از استعداد، درک و قدرت ویژه و خارق‌العاده‌ی آنان است. به ‌همین جهت برخی از متفکران، تاریخ را میدان عمل یا صحنه بازی نخبگان قلمداد می‌کنند و در تحلیل خود از تحوّلات تاریخی، محور و کانون بحث و استدلال را به گروه نوابغ اختصاص داده‌اند. به‌نظر آنان، تاریخ و تحوّلاتش را نخبگان به‌وجود می‏آورند، به‌ویژه انقلاب ها که دگرگونی عمیق اجتماعی را رقم می‌زنند، به ‌رهبری نخبگان تحقق می یابند (مطهری، 1366: 228 ).
در ادامه برخی از عوامل مؤثر بر دگرگونی شرایط اجتماعی و سیاسی را شرح می دهیم:
1. عامل جمعیتی: عوامل جمعیتی یکی از مؤثرترین عامل بر دگرگونی اجتماعی وسیاسی هستند؛ زیرا افزایش یا کاهش سریع جمعیت یک جامعه، در اثر حوادثی همچون طوفان، زلزله، سیل، جنگ و … می تواند باعث دگرگونی اجتماعی و فرهنگ در جامعه گردد؛ که به‌سادگی قابل مشاهده است (رفیع پور،1382 :34.
2. عامل سیاسی و عملکرد رژیم‌ها: روند دگرگونی در نهاد سیاست و تغییرسیاست رژیم‌های سیاسی می‌تواند؛ بر سیر دگرگونی اجتماعی تأثیرگذار باشد، بنابراین با از بین رفتن یک رژیم و سر کار آمدن رژیم دیگر دگرگونی‌های اجتماعی در نهادهای گوناگون جامعه تحقّق می‌پذیرد؛ زیرا رهبران سیاسی، معمولاً دارای ایدئولوژی‌های خاصی هستند؛ که می‌خواهند آن‌را در جامعه نهادینه کنند؛ تا از این طریق بتوانند به اهداف خود نائل آیند(رفیع پور،1382 :35.
3. عوامل تکنولوژی و نوآوری: عوامل تکنولوژی و نوآوری، در دگرگونی اجتماعی و فرهنگی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا با ظهور پدیده‌های جدید در عرصه زندگی اجتماعی افراد جامعه، یک نوع جاگزینی برای وسایلی که تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است، صورت می‌گیرد، که با خود، دگرگونی‌هایی را در جامعه به ارمغان می‌آورند. عوامل تکنولوژی و نوآوری، زمانی می‌توانند در دگرگونی اجتماعی مؤثر باشند، که حداکثر افراد یک جامعه در خلق تکنولوژی و نوآوری و پذیرش پدیده‌های نوظهور، نقش داشته باشند و آن‌را مورد پذیرش خود قرار دهند. البته این انگیزه، بیش تر جنبه روانی دارد؛ زیرا افراد، معمولاً تنوع‌طلب، ابداع‌گر و کنجکاو هستند (روح‌الامینی،1383 :27 ).

4. عوامل جعرافیایی و محیطی: محیط جعرافیایی، یکی از عوامل تأثیرگذار بر دگرگونی‌های اجتماعی است. شرایط محیطی که مردم در آن زندگی می‌کنند، بر چگونگی تجهیز وسایل و رشد صنایع مورد نیاز در آن محیط طبیعی و جغرافیایی مؤثر است؛ بنابراین در محیط نامساعد آب و هوایی، مانند مناطق قطبی، زندگی افراد، بسیار متغیر از مناطق استوایی یا دلتایی است. به‌همین دلیل، ما بیش تر شاهد رشد تمدنها، در مناطق دلتایی که دارای زمینهای حاصل‌خیز می‌باشد هستیم. به‌علاوه محیط‌هایی که به‌سادگی دسترسی به وسایل ارتباطی، با مراکز عمده تجاری و صنعتی را دارند؛ بیش تر از مکان‌هایی که از این امتیاز محرومند، دست خوش دگرگونی قرار می‌گیرند (گیدنز،1383: 695).
5. عامل دگرگونی فرهنگی؛ مطالعات نشان می‌دهد، که در تمام ادوار زندگی اجتماعی بشر، هیچ قوم و ملّتی یافت نشده که فرهنگ آن‌ها ثابت و استوار مانده باشد. هرچند روند تغییر و دگرگونی، در میان اقوام و گروه‌ها مساوی نبوده و از شدّت و ضعف‌هایی برخوردار بوده که عوامل متعددی در این روند نقش داشته‌اند. در زندگی ابتدایی و ساده‌ای که بشر داشته، جریان دگرگونی در فرهنگ، بسیار کند و آرام صورت می‌گرفته است؛ زیرا زمینه‌های دگرگونی سریع وجود نداشته است (زند وکیلی،1383: 65).
3- عناصر ایدئولوژی انقلاب
آنچه انسان را از سایر جانداران جدا می سازد، برخورداری او از موهبت ها و استعدادهای فکری و ذهنی و توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن است. آرمان ها دارای دو بخش جهان بینی به معنی هست ها و نیست ها و به معنی بایدها و نبایدها هستند و همواره رابطه تنگاتنگی بین جهان بینی و وجود دارد. وقتی ما از هست ها و نیست های ویژه ای سخن می گوئیم، بایدها و نبایدهای خاصی را نیز در برابر خود می یابیم و البته واضح است که منطقاً نمی توان از یک گروه هست و نیست (یک جهان بینی خاص) هر نوع از باید و نباید را استخراج کرد. وجود رهبر، تشابه بی حد و اندازه ای با ایدئولوژی دارد. و به صورت مشخص وبارز از عناصر مهم کلیدی ایدئولوژی است. در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمی‌شود، بلکه انواع ایدئولوژی‌ها در کنار یکدیگر فعال اند ولی ایدئولوژی عام تر و نزدیکتر به اکثریت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژی بارزتر و پذیرفتنی تری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیح این نیروها در نظر می گیرد و نقش هم آوایی برای انقلاب شروع می گردد. این رهبر علاوه برداشتن ویژگی‌ها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروه‌ها و دسته‌ها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد.
به صورت کلی ، عناصری که باعث ایجاد یک ایدئولوژی می شود را به شرح زیر می‏آوریم :
1.آگاهی سیاسی برای صف‏آرایی.
2.نقد ترتیبات اجتماعی برای زیر سؤال بردن وضع موجود و ایجاد تنفر نسبت‏ به آن.
3.معرفی مجموعه‏ای جدید از ارزش های فردی، اجتماعی و معنوی.
4.طرح کلی جامعه مطلوب.
5.معرفی برنامه‏های عملی برای رسیدن به اهداف، در جهت ویران کردن وضع موجود و ایجاد نهادهای نوین.
6. ایجاد روحیه فداکاری، ایثار، صبر و شکیبایی انقلابی که لازمه عمل انقلابی و اقدام سیاسی در بسیج است.
7.ساده سازی جهت پرده‏پوشی و تسهیل روند بسیج.
8.ایجاد اعتماد به نفس و تعهد به اقدام عملی.
9.ادعاهای مبتنی بر صداقت، حقانیت و عقلانیت‏ برای توجیه پیروان.
10. بسیج همگانی با اجرا کردن موفق کارکردهای فوق (اخوان مفرد، 1379: 40).
4-کارکرد ایدئولوژی انقلابی
ایدئولوژی بسیج دارای کار ویژه های اساسی زیر است :
1. ارائه تعبیری ساده و عامه فهم از دشواری های موجود و تأکید بر وجوه مشترک اعتراض های گروه های مختلف اجتماعی.
2. نکوهش وضع موجود و یافتن ریشه های نابسامانی و ناروایی متصور که اگر بتواند گناه همۀ ناروایی ها را به گردن مقام یا نهاد واحدی بیندازد و همۀ شکوه ها و اعتراض ها را بدان سو متوجه سازد، در امر بسیج کاراتر است.
3. عرضۀ راه حل های عملی هم برای ویران کردن نهادهای موجود و هم برای ایجاد نهادهای نوین.
4. ترسیم وضع مطلوب و تعیین اهداف غایی جنبش و معرفی وسایل دستیابی بدانها، با ذکر این نکته که تصویر وضع مطلوب آینده معمولاً در هاله ای از ابهام است تا نیروی تخیل پیروان ایدئولوژی انقلابی را بیش تر برانگیزد و به نیروی بسیج بیفزاید.
5. عرضۀ تبیین تازه ای از تاریخ به سود جنبش و ستایش از گذشتۀ آن، در نتیجه وضع موجود وضعی منسوه اعلام می گردد که پاسداران آن باید به «زباله دان تاریخ» افکنده شوند.
6. انجام بسیج همگانی البته چنانچه با انجام موفق کارکردهای فوق به عنوان ایدئولوژی کل جامعه پذیرفته شود (بشیریه 1372 : 81 – 83).
با استفاده از مطالب فوق، کارکردهای ایدئولوژی را به شرح زیر می آوریم و تأکید می کنیم که شرط تفوق ایدئولوژی در بسیج منجر به انقلاب، انجام موفق این کارکردهاست :
1. آگاهی سیاسی برای صف آرایی.
2. نقد ترتیبات اجتماعی برای زیر سوال بردن وضع موجود و ایجاد تنفر نسبت به آن.
3. معرفی مجموعه ای جدید از ارزش های فردی، اجتماعی و معنوی.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4. طرح کلی جامعۀ مطلوب.

5. معرفی برنامه های عملی برای رسیدن به اهداف، در جهت ویران کردن وضع موجود و ایجاد نهادهای نوین.
6. ایجاد روحیه فداکاری، ایثار، صبر و شکیبایی انقلابی که لازمۀ عملی انقلابی و اقدام سیاسی در بسیج است.
7. ساده سازی جهت پرده پوشی و تسهیل روند بسیج.
8. ایجاد اعتماد به نفس و تعهد به اقدام عملی.
9. ادعاهای مبتنی بر صداقت، حقانیت و عقلانیت برای توجیه پیروان.
10. بسیج همگانی با اجرا کردن موفق کارکردهای فوق.
همچنین باید عنوان کرد که ایدئولوژی از دید جامعه‌شناسان حاوی سه ویژگی و کارکرد اصلی است: اول اینکه هر ایدئولوژی حاوی صورتی منظم و هماهنگ و سازمان یافته است و این نظم باعث می‌شود تا برخی از وجوه واقعیت برجسته شوند و برخی دیگر در حاشیه قرار بگیرند. این همان خصلت یک دست کردن عناصر ناهماهنگ است. به عبارت دیگر، اولین ویژگی و کارکرد ایدئولوژی این است که واقعیت پیچیده را ساده‌سازی می‌کند. دوم ایدئولوژی غالباً به ارزش‌هایی برمی‌گردد که از آن نشأت گرفته است و تلاش می‌کند تا آن را در طرحی ذهنی سازمان دهد، یعنی ایدئولوژی نوعی توجیه عقلانی جهان‌بینی و نظام ارزشی را عرضه می‌کند و بالاخره سوم، ایدئولوژی کارکرد دیگری هم دارد و آن این است که انسان را به عمل ترغیب می‌نماید و یا حداقل با ارائه هدف‌ها و وسایل به افراد امکان می‌دهد که به عمل سیاسی دست بزنند (بشلر،1370: 10).
البته هر ایدئولوژی در جهت توجیه و تفسیر بنیادها، کارکردها و مقبولیت خود احتیاج به ایدئولوگ‌های کارآزموده دارد. شیوایی بیان، رسایی قلم و سلامت ‏شخصیت های ممتاز در تحکیم مبانی یک ایدئولوژی اثر قاطع دارند. هرچه یک ایدئولوژی با نیازهای مادی و معنوی اساسی جوامع انطباق بیشتری نشان دهد و بتواند بر گروه های پایدار و ناپایدار اجتماعی ولی پویا اثر بگذارد از قوام، دوام، کارایی و تحرک بیشتری برخوردار خواهد بود. عواملی که اشاره شد، بی‏شک در پذیرش یا عدم پذیرش یا تالیف ایدئولوژی با عناصر فرهنگی و معنوی دست‏اندرکار هستند (آراسته خو،1370: 175).
«پلامناتز» نیز معتقد است در عصر ما دست کم برای چهار مقصود از ایدئولوژی بهره‏برداری شده است، فی الواقع ایدئولوژی از نظر وی دارای چهار کارکرد زیر است:
1. تشکیل و حفظ انسجام گروه های منضبطی که بتوانند به منظور کسب قدرت، به سرعت از شرایط متغیر سود ببرند.
2. ترغیب مردم به فداکاری های بزرگ در راه آرمان هایی که نزد رهبرانشان به مراتب مهم تر و پرمعناتر است تا نزد خود آنان.
3. بسط دادن قدرت حکومت‏یا سایر گروه های متشکل در خارج از مرزهای کشور یا کشورهایی که قدرت در آنجا در دست چنین گروههایی است.
4. و بالاخره تسلط یافتن یا حفظ سلطه بر احزاب یا دیگر سازمان ها (آراسته خو،1370: 179).
همچنین «ژان بشلر» برای ایدئولوژی پنج کارکرد را مشخص ساخته است که عبارتند از: صف‏آرایی یا جبهه‏گیری، توجیه، پرده‏پوشی، موضع‏گیری و بالاخره دریافت ‏یا ادراک. مطابق نظر وی، اولین کارکرد ایدئولوژی، شناساندن دوستان به یکدیگر و معرفی دشمن به آن هاست. هر جبهه‏ای نیازمند نشانه‏ها، نمادها، شعارها و گفتارهاست تا هواداران را به دور خود جمع کند و مخالفین را طرد نماید. این علایم می‏تواند میل درآمیختن با جمع یا میل غریزی انسان به مستحیل شدن در گروه و پرخاشگری را در افراد به راحتی برانگیزد. جدال سیاسی سازمان‏یافته به ایدئولوژی نیاز دارد تا دوستان را به دور هم جمع کند و صف دشمنان را جدا کرده آن ها را طرد نماید. جدال سیاسی همیشه حالت دو قطبی پیدا می‏کند و در نتیجه دو جبهه یا دو جبهه ائتلافی ایجاد می‏شود (بشلر،1370: 61).
گاه ایدئولوژی ها مواضع فکری ناهمگن را زیر یک چتر جمع می‏کنند به طوری که در هر جبهه ایدئولوژیکی جریان های فکری متفاوت و علایق گوناگون در کنار هم قرار می‏گیرند. زمانی عدم هماهنگی ایدئولوژیکی آشکار می‏شود که جبهه ائتلافی پیروز شود و حریف را نابود کند. در این صورت اختلافات داخلی به تدریج علنی می‏شود و درگیری تا زمانی ادامه پیدا می‏کند که یکی از گروه ها، سایرین را از میدان به در کند و بر آن ها مسلط شود. در تمام انقلاب ها شاهد چنین وضعیتی بوده‏ایم. از این جهت ائتلاف مواضع فکری نامتجانس در مبارزه سیاسی، اجتناب‏ناپذیر ولی موقتی است، اجتناب‏ناپذیر است چون در مبارزه سیاسی، جبهه دوست و دشمن از هم تفکیک می‏شود و موقتی است چون این نوع ائتلاف ها بر اساس شعارهایی شکل می‏گیرد که دو پهلو، مبهم و کلی است. برای مبارزه مشترک و نابودی مخالفین، یک پرچم، یک سرود و چند کلمه به صورت شعار کافی است ولی سایر کارکردهای ایدئولوژی از این پیچیده‏ و به توجه بیشتری نیاز دارند (بشلر،1370: 61).
در توجیه، بازیگر سیاسی تلاش می‏کند برای عمل سیاسی خود دلیل منطقی بیاورد و در این روند می‏خواهد هواداران و مخالفین را توجیه کند. اگرچه سیاست مدار برای رفع تردید نیاز به توجیه خود در برابر دیگری دارد. مخاطبین اصلی هر نوع توجیهی، بیشتر هواداران و افراد بی طرف هستند. توده مردم نیاز به توجیه دارند تا با دلبستگی شدید به

…………………………………………………………………………………………142
ب- ایدئولوگ های انقلاب ………………………………………………………………………………………………………144
1- روبسپیر………………………………………………………………………………………………………………………….145
2- دانتون……………………………………………………………………………………………………………………………147
3- ولتر……………………………………………………………………………………………………………………………….147
ج- شرایط اجتماعی و سیاسی…………………………………………………………………………………………………….152
1-آسیب پذیری سلطنت لویی شانزدهم……………………………………………………………………………………….161
2- شرایط اقتصادی فرانسه در نیمه اول قرن هجدهم و نیمه دوم تا سال 1789…………………………………….162
3- طبقات اجتماعی فرانسه در زمان انقلاب و چگونگی به وجود آمدن طبقه بورژوازی……………………….165
چ- عناصر ایدئوژی انقلاب فرانسه……………………………………………………………………………………………169
عنوان صفحه
1- اندیشه آزادی………………………………………………………………………………………………………………173
2- اندیشه برابری……………………………………………………………………………………………………………….174
3- اندیشه برادری……………………………………………………………………………………………………………..175
ح- کارکرد ایدئولوژی انقلابی………………………………………………………………………………………………….176
1- نفی وضع موجود……………………………………………………………………………………………………………177
1-1- نفی وضع سیاسی نظام سلطنت لویی شانزدهم…………………………………………………………………178
1-2- نفی وضع طبقات اجتماعی فرانسه قرن هجدهم……………………………………………………………….181
1-3- نفی وضع اقتصادی فرانسه قرن هجدهم…………………………………………………………………………182
2- ترسیم وضع مطلوب…………………………………………………………………………………………………………186
2-1- ترسیم حکومت جمهوری سکولار……………………………………………………………………………….186
2-2- ترسیم وضع برابری اجتماعی برای همه طبقات به خصوص طبقه سوم………………………………….188
2-3- فراهم آوردن شرایط اقتصادی برای بالندگی طبقه سوم……………………………………………………..189
جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………….192
فصل پنجم : مقایسه مولفه ها و ویژگیهای ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی وانقلاب فرانسه………………………………………………………………………………………………………………………………….196
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………197
الف- مقایسه خاستگاه ها……………………………………………………………………………………………………197
1- مقایسه اندیشه های زمینه ای……………………………………………………………………………………………199
عنوان صفحه
2- مقایسه ایدئولوگ ها…………………………………………………………………………………………………….200
3- مقایسه شرایط اجتماعی و سیاسی……………………………………………………………………………………201
4- مقایسه شرایط اقتصادی…………………………………………………………………………………………………202
5- مقایسه عناصر تشکیل دهنده ایدئولوژی……………………………………………………………………………204
6- مقایسه کارکردهای ایدئولوژی……………………………………………………………………………………….206
جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………212
نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………….215
منابع………………………………………………………………………………………………………………………………..224
پیوست ها………………………………………………………………………………………………………………………….231
پیوست الف: گاه شمار تاریخ انقلاب فرانسه……………………………………………………………………………….232
پیوست ب: گاه شمار انقلاب ایران……………………………………………………………………………………………242
فهرست نمودارها
نمودار ایدئولوژی انقلاب فرانسه……………………………………………………………………………………………..49
نمودار ایدئولوژی انقلاب ایران……………………………………………………………………………………………….50
جداول مقایسه مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی……………………………………………………………210
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………..255

فصل اول
کلیات تحقیق

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف- بیان مسأله
ایدئولوژی هر انقلابی در چگونگی پیروزی انقلاب، نوع حکومت جایگزین و حتی مراحل وتحولات پس از پیروزی نقش موثری دارد. انقلاب در مراحل اولیه خود ایدئولوگ یا ایدئولوگ های خود و نیز ایدئولوژی خود را پیدا می کند و بدین ترتیب با مشخص شدن ایدئولوژی، انتقادات به رژیم مستقر و پیشنهادها و راه حل های جایگزین تا حدود زیادی مشخص می شود. «دوتریسی» در سال 1976 برای اولین بار اصطلاح ایدئولوژی را برای مطالعه نظام مند انتقادی و احساساتی خاستگاهای عقاید به کار برد. همچنین «کرین برینتون» گفته است: هیچ انقلابی بدون گسترش اندیشه شکل نمی گیرد. ایدئولوژی الگوهای عقاید واظهارات نمادینی هستندکه جهان را تعریف و تفسیر می کنند (برینتون، 45:1366-59).
برای مثال انقلاب هایی که درآن یک ایدئولوژی واحد و سازگار با ویژگی های فرهنگ آن جامعه گسترش یابد زودتر فراگیر می شود و از این رو بسیج قوی تری از توده ها را در پی دارد (جمعی از نویسندگان،23:1384).
در دو انقلاب ایران و فرانسه نیز همانند سایر انقلاب ها می توان نقش بارز ایدئولوژی را مشاهده کرد. در انقلاب فرانسه، ایدئولوژی هایی انسانی وآزادی خواهانه از درون آموزه های فلسفی اندیشمندان آن کشور و بر مبنای لیبرالیسم و ارزش های روشنفکری شکل گرفت که بعدها تاثیری جهانی بر جای گذاشت. ازسوی دیگر انقلاب ایران بر مبنای تفکرات شیعی بود. اگرچه جریان های ناسیونالیسم ایرانی مارکسیسم _ لنیسیسم و … نیز به دنبال جلب حامیانی برای خود در جریان انقلاب سال 1357 بودند، ایدئولوژی اسلامی توانست پیروانی به مراتب بیش تر در جریان انقلاب جلب کند و این انقلاب را به نام خود به جهانیان معرفی کند.
ایدئولوژی اسلامی شیعی به عنوان اندیشه وآرمان در انقلاب ایران به تدریج توانست ایدئولوژی های رقیب یعنی مارکسیسم و ناسیونالیسم را به حاشیه برده و در سطح گسترده ای بین نخبگان سیاسی و نیز مردمان عادی نفوذ کند. این گسترش در زمان وقوع انقلاب اسلامی از طریق شعارهای انقلابیون در بیان آرمان های جدید مانند «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و بی توجهی به شعارهای گروه های غیر اسلامی قابل مشاهده بود (جمعی از نویسندگان، 248:1384).
انقلاب فرانسه در بنیان خود انقلابی بورژوایی بود. این انقلاب بر اساس ایدئولوژی شکل گرفته از سال ها قبل از انقلاب که بر بنیان لیبرالیسم بنا شده بود، اشرافیت فئودالی گذشته را از میان برداشت و اشرافیت بورژوازی را جانشین آن کرد. در سال های پس از انقلاب به تدریج بورژوازی توانست رشد یافته به قدرت مسلط تبدیل شود و رشد بخش های تجاری و صنعتی بزرگ باعث شد آن جامعه به دو گروه سرمایه دار وکارگر تبدیل شود. براین اساس پیدایش مکاتب سوسیالیسم وآنارشیسم نیز محصول انقلاب فرانسه بود. لیبرالیسم به صورت ایدئولوژی انقلاب فرانسه عمل کرد و ایدئولوژی های سوسیالیسم و آنارشیسم در سالهای پس از انقلاب به ایدئولوژی های رقیب برای لیبرالیسم بدل شدند. عده ای از دانشمندان معتقدند که به واسطه عدم تحقق اهداف انقلاب فرانسه در موضوع برابری، جنبش سوسیالیسم ایجاد شد تا آن را برآورده سازد و برخی براین باورندکه سوسیالیسم عکس العملی به بورژوازی قدرت گرفته پس ازانقلاب فرانسه بود(دونالدلن،196:1367).
ایدئولوژی با درآمیختن با هویت ملی، قدرتمند ترین ابزار نمادی را برای بسیج حمایت انقلابی در اختیار می گیرد. در ایران، اسلام وتشیع با ملت باوری ایرانیان همنوایی دارد و ملت گرایی می تواندکشاورزان، اربابان، صاحبان صنعت وکارگران و… با هم متحد کند. اما این نیز واقعیت دارد که در جوامع دارای ایدئولوژی رقیب هیچ گونه انسجامی نمی توان در نهضت انقلابی یافت وتعدد ایدئولوژی انسجام نهضت را کاهش می دهد (گرین، 1387: 148-146).
یکی از شعارها وخواست های انقلاب فرانسه آزادی بود. منظوراز آزادی، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی مذهبی، آزادی فعالیت های سیاسی و داشتن حقوق برابردرمقابل قانون بودکه همه به نام لیبرالیسم شناخته می شد ودر دوران فتوحات ناپلئون این مفاهیم در سراسر اروپا گسترش یافت. درمجموع مفاهیم آزادی، برابری، برادری، قانون اساسی، حقوق بشر، لغو فئودالیسم، احساسات ملی و نظام وظیفه عمومی در سراسر اروپاگسترش یافت (مانفرد،1353: 209).
باتوجه به مطالب بالا وتأثیراتی که این انقلاب ها چه در زمان خود و چه سال ها بعد به عنوان الگویی انقلابی و تاثیرگذار داشته اند، این سوال مطرح می شود که ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه در چه زمینه هایی قابل مقایسه اند.

ب- اهمیت و ضرورت تحقیق

فواید نظری
بسط دانش نظری درباره شکل گیری ایدئولوژی های انقلابی
توسعه و شناخت مراحل گسترش ایدئولوژی درسطح انقلابی
بسط ادبیات سیاسی و دانش تطبیقی مربوط به انقلاب های جهان
فواید عملی
کمک به سیاستگذاران در جهت بهره گیری بهتر از ایدئولوژی انقلابی
تلاش برای معرفی نقش ایدئولوژی اسلامی مبتنی بر تعالیم تشییع در انقلاب اسلامی و نسل جوان
پ- هدف های تحقیق
هدف اصلی
1- شناخت وجوه تشابه و تفاوت ایدئولوژی درانقلاب اسلامی ایران و فرانسه
اهداف فرعی
1- شناخت ِمبانی نظریِ ایدئولوژی درمطالعات انقلاب
2- شناخت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران
3- شناخت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه
4- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
5- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
ت- سؤال های تحقیق
سوال های اصلی
1-ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و فرانسه چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟
سوال های فرعی
1- مبانی نظری ایدئولوژی در مطالعات چیست؟

2- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران چیست؟
3- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه چیست؟
4- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه چه وجوه تفاوت و تشابهی با هم دارند؟
5- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
ث – روش انجام تحقیق
روش به کار رفته در این تحقیق، کیفی و مقایسه ای و از نوع تحلیل اسنادی است. در این روش، ایدئولوژی در دو انقلاب (انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه) مورد مقایسه قرار می گیرد. در روش مقایسه ای وجوه تفاوت و تشابه دو پدیده تا حدودی مشابه مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این روش دستیابی به دانش در خصوص مزیت ها و کاستی های دو پدیده و نیز دستیابی به نظریه در حد امکان است.
ج- ابزارگردآوری اطلاعات
ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق استفاده از منابع کتابخانه و کتب و مقالات و پایان نامه های مرتبط به موضوع مورد تحقیق و اسناد و مدارک موجود می باشد.
چ- پیشینه تحقیق
اخوان مفرد (1380) در «مقاله ایدئولوژی در نظریه های انقلاب»کنکاشی می کند در

و استفاده از ابزار تأئید نشده تعریف می‌کند. در این حالت سیاست سازمانی عبارت است از مدیریت نفوذ برای رسیدن به اهدافی که توسط سازمان مجوز ندارند یا بدست آوردن و تحقق اهداف دارای مجوز از طریق ابزار نفوذ بدون مجوز امکان پذیر است. افراد معمولاً سیاسی محسوب می‌شوند و این زمانی است که آنها به دنبال اهداف خود یا استفاده از ابزاری هستند که توسط سازمان به آنها اجازه استفاده از آن داده نشده یا محدودیت های قانونی مانعی برای آن محسوب می‌شوند.
دومین دیدگاهی که وجود دارد با سیاست به عنوان یک کارکرد لازم و ضروری که از تفاوتها در علائق فردی افراد ناشی می‌شود برخورد می‌کند. در این حالت سیاست سازمانی هنر مصالحه خلاق در بین علایق رقیب است. سیاست سازمانی همچنین استفاده از قدرت برای توسعه اهداف قابل قبول جمعی و اهدافی است که علایق جمعی و فردی را به حالت توازن می‌رساند. این دو رویکرد در مورد سیاست سازمانی از آن یک شمشیر دولبه می‌سازد. در تحقیقاتی که انجام گرفته 53% افراد بیان داشتند که سیاست سازمانی تحقق اهداف سازمان و بقای آن را میسر می‌سازد. با این وجود سیاست های سازمانی به خودی خود خوب یا بد نیست (شرمرهورن و همکاران،2003)
2-4-8-6- سیاست به عنوان وسیله ای برای حفاظت شخصی

با وجود اینکه سیاست سازمانی برای سازمان به طور کلی مفید است، این واژه بیشتر در حوزه فردی با عنوان حفاظت فردی بهتر شناخته شده و درک می‌شود. این مسأله خواه مورد قبول سازمان باشد یا نه تمامی کارکنان به این اعتقاد دارند که در هر سازمانی آنها باید ابتدا مراقب خود باشند. در بسیاری از سازمانها اگر کارکنان از خود مراقبت نکنند هیچ کس دیگر نیز این کار را برای آنها نخواهد کرد (رابینز و جاج، 2008).
2-4-8-7- انواع راهبردهای سیاسی
افراد ممکن است از 3 راهبرد سیاسی (شرمرهورن و همکاران، 2003) برای حفاظت از خود استفاده کنند.
ممانعت از عمل و خطر پذیری: زمانی استفاده می‌شود که حالت جنجالی و بحث برانگیز است و خطر کردن ممکن است منجر به تنبیه شود. در این حالت افراد بیشتر به قوانین و سیاستها و راهبردهایی اکتفا می‌کنند که باعث انحراف نباشد و کارمندان با تجربه نیز در چنین شرایطی از روش طفره رفتن استفاده می‌کنند.
هدایت مجدد مسئولیت و پاسخگویی: افرادی که حساس هستند از قبول سرزنش برای پیامدهای منفی اعمال خود سر باز می‌زنند و برای این کار از روشهایی استفاده می‌کنند که رایج ترین آنها از زیر مسؤلیت شانه خالی کردن یا کاسه و کوزه را سر دیگران شکستن است . یعنی وظایف را طوری تعریف می‌کنند که مسؤولیت فرد دیگری به نظر برسد.
دفاع از محدوده خود: این بخش از طبیعت ائتلافی سازمان نشأت می‌گیرد. یعنی سازمان ممکن است به صورت مجموعه ای از علائق در حال رقابت باشد که به وسیله گروهها و بخشهای مختلف هدایت می شوند.
2-4-8-8-شکل گیری رفتار سیاسی و تأثیر آن در سازمان
به زعم هوی و میسکل (2008)زمانی که فردی وارد سازمان می‌شود دارای نیازهای فردی است وعلاوه بر آن در صدد تأمین نیازهای سازمان نیز برمی‌آید.ولی در حین برآوردن نیازهای خود با گروهی از افراد هم آوا می‌شودتا ازطریق گرایشهای مشترکی که بین آنها وجود دارد، برای رفع نیازهای خود اقدام کند.به این جریان ارتباطی که میان افراد به وجودمی‌آید روابط قدرت می‌گویند. قدرت در سازمان مقوله بسیار مهمی است.چون قسمت مهمی از فعالیتهای سازمان و افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.از فعل و انفعالات روابط قدرت درسازمان نیز سیاست به وجود می‌آید، که براساس نظریات مینتزبرگ معمولا غیر مشروع می‌باشد.چون فعالیتهای طراحی شده برای سود بردن گروه یا افراد خاصی در سازمان می‌باشد. مهمترین نتایج روابط قدرت ،دو دستگی، تعارض ونزاع می‌باشد.
با این وجود سیاست همیشه عامل مخربی درسازمان نیست بلکه پیامدهای مثبتی نیز دارد به عنوان مثال:
باعث می‌شود که قوی ترین افراد در موضع رهبری قرار گیرند که برای سازمان نیز سود آور باشند وآنرا به اثربخشی برسانند
درسازمان تمامی سطوح ازلحاظ اقتدار ایدئولوژی وحتی تخصصی به طور همه جانبه رشد می‌کند.
گاهی سازمانهای رسمی جلوی تغییرات را می‌گیرند ولی با بازیهای قدرت وسیاست می‌توان آنها را کنار زد.
تصمیم گیری راحت تر انجام می‌شود.مدیران سازمان از بازیهای سیاسی برای کاربردی کردن تصمیمات استفاده می‌کنند.
درعین حال ضمانتی برای این وجود ندارد که افرادی که در سازمان قدرت بدست می‌آورند از راه قانونی ازآن استفاده کنند.
2-4-8-9- انواع رفتارهای سیاسی در سازمان
در سازمانی که از ساختار سازماندهی شده برخوردار است،برخی ازافرادبه صورت گروهی برسرمنابع قدرت باهم رقابت دارندوهر یک سعی دارند به گونه ای بر بر اهداف و تصمیمات سازمانی تأثیر بگذارند که درجهت تآمین نیازها و تعلقات خودشان باشد.آنهابرای رسیدن به این مهم که در ذهن دارند از انواع رفتارهای سیاسی شامل؛ تاکتیکهای سیاسی، بازیهای سیاسی و بازیهای قدرت (هوی و میسکل، 2008؛ رابینز و جاج، 2008) بهره می‌‌برند. درزیر به ارائه شرح مختصری از انواع این رفتارها اشاره می‌شود.
2-8-8-9-1-انواع تاکتیکهای سیاسی
رفتارتملق آمیز (چاپلوسی):تاکتیکی است که توسط افراد برای جلب نظر دیگران مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رفتار با اعمالی چون؛ لطف کردن به دیگران،خودرانگران مسائل دیگران نشان دادنومحبت کردن به دیگران همراه است.روانشناسان اجتماعی این عمل را هنجار مقابله به مثل یاعمل متقابل نیزمی‌نامند.براساس این هنجار، اگر به همکار یا مافوق محبتی شود، آنها خود راملزم به جبران محبت می‌دانند.
شبکه سازی:فرایندی است که طی آن افرادروابطی راباافراد تأثیرگذار یا با افرادی که لزوما درای موقعیت نیستند ولی به اطلاعات دسترسی دارند شکل می‌دهند.
مدیریت اطلاعات:افرادازاین تاکتیک برای کنترل دیگران یا ایجاد وضعیت مطلوب مورد نظر خود استفاده می‌نمایند.داشتن اطلاعات به خودی خود مفید است ولی اگر بدانند که چگونه اطلاعات را پخش کنند می‌توانند سبب ارتقای خود درسازمان شوند.کلید استفاده از مدیریت اطلاعات ابتدا بدست آوردن اطلاعات وسپس استفاده ماهرانه از آنست.اگر افراد خود را مطلع از آنچه اتفاق می‌افتد نشان دهند، وجه دیگری بین افراد گروه پیدا می‌کنند
مدیریت تأثیر:ساده ترین نوع تاکتیک است که افراد در هر موقعیتی می‌توانند ازآن استفاده کنند تا تصویری مطلوب ومناسب از خود به جا گذارند.پوشیدن لباس مناسب،داشتن رفتار مناسب،برجسته نشان دادن موفقیتهای دیگران ازموارد قابل ذکر است.مثلا معلمان مدرسه در جمع نشان دهند که صحبت و فعل آنها دارای اعتباراست و ازاهمیت برخوردار است.یعنی به نحوی رفتار کنند که در نظر دیگران افرادی بادانش بالا،معقول وحساس و
دارای موقعیت اجتماعی خوب جلوه گر شوند.در این صورت می‌توانند نظر دیگران را به خود جلب کنند.
ائتلاف سازی:دراین تاکتیک افراد به یکدیگر می‌پیوندندتا به هدفهای مشترکی دست یابند.
مثلا در مدرسه معلمان در مواقعی که بخواهند با سیاستی که خلاف منافعشان است مقابله کنند یا جلوی تغییر نامطلوب از نظر خودشان را بگیرند یا باعث تغییر شوند ازاین تاکتیک استفاده می‌کنند.به عنوان مثال برای تغییر مواددرسی آن تغییری اتفاق می‌افتد که افرادبیشتری خواهان آن باشند یا طرفداران بیشتری داشته باشد.همیشه گروه تأثیر بیشتری نسبت به فرد دارد.افرادی که در گروهها از تأثیر بیشتری برخوردارند بازیگران قدرتمندتری دراین عرصه هستند.
ارتقاء یا افزایش ضرورتها: وقتی افرادی یا واحدی بخواهد حضورخودشان را در سازمان الزامی یا حیاتی جلوه دهند از این تاکتیک استفاده می‌کنند.برخی افراد و واحدها با دانش ومهارت خود سازمان را ملزم می‌کنند که حضورشان را مهم تلقی کند.این افراد وقتی در سازمان مشکلی به وجود می‌آید با ارائه راه حلهلی مناسب مشکل را حل می‌کنند پس ارزش وموقعیت خودشان را در سازمان بالا می‌برند.
تاکتیک سپر بلا: زمانی استفاده می‌شود که اوضاع خوب پیش نرود و بهم ریخته است.در این حالت افرادباحمله به دیگران ومقصرجلوه دادن آنها سعی بر نجات خود از وضعیت موجود دارند.یعنی فرد دیگری را سپر بلای خود قرار می‌دهند..این تاکتیک بدون استثنا در تمام سازمانها مورد استفاده قرار می‌گیرد.وقتی افراد، فرد دیگری را مقصر جلوه دهند فرصت جلب توجه پیدامی‌کنند وبه عضوی قویتر آویزان می‌شوند تاجبران مافات کنند.
2-6-8-9-2- انواع بازیهای سیاسی
به علاوه افراد در سازمانها بر اساس قوانین موجود از بازیهای سیاسی استفاده می‌کنند.قوانین باعث تثبیت موقعیت و مسیرهای رسیدن به موقعیت، بدست آوردن قدرت موقعیت و کانالهای عمل می‌شوند.
بازیهای تمردی:
بازیهایی هستند که برای مقابله با اقتدار رسمی به کار می‌روند.زمانی که دستوری صادر می‌شود همیشه تعللی برای انجام آن وجود دارد.ضمانتی برای اجرای دستوری که به فرد صادر می‌شود وجود ندارد.اگر دستور صادر شده مطابق با خواسته ها و هدف فرد باشدمورد اجرا قرار می‌گیرد.
این نوع بازی بیشتر توسط افرادی که در سطح پایین سازمان قرار دارند انجام می‌شود چون قدرت کمتری در سازمان دارند بنابراین گاهی بادستکاری ساختار رسمی ،دور زدن ساختاررسمی یا خرابکاری از زیر آن شانه خالی می‌کنند.مثلا افرادی که در سازمان از قدرت کمتری برخوردارند، نظیر کارمندان جزء در سازمانها، به محض صادر شدن دستور ازمافوق مثل مدیر یا رئیس سازمان، ازخود مقاومت بروز می‌دهندودر کاری که به آنها محول شده تا علاوه برکاراصلی خودشان خارج از وقت اداری انجام دهند تعلل می‌کنند.درچنین حالتی مافوق سعی می‌کند اختیار رسمی رابیشتربه کار ببندد.
بازیهای قدرت ساز:
توسط مافوق،افراد همتا یازیردستان برای ساختن بستری برای قدرت استفاده می‌شود.بازیهای حمایتی و اسپانسری بازیهایی هستند که فرد زیر دست باآنهاسعی می‌کند تا خود را به مافوق نزدیک وابراز وفاداری کند تافردمافوق کاری رابرایش انجام دهد.
برای مثال فردی که تازه مدیر شده است برخی وقتها سعی می‌کند که ازحمایت مدیران باسابقه استفاده کند.این امر باعث ارسال پیامی به بقیه می‌شود مبنی براینکه قدرت فرد وابسته به قدرت بالاتری است و اینسبب ایجاداحترام وقبول توسط دیگران می‌شود.فردکانالهای رسمی را دور می‌زند واطلاعات مورد نیاز رابدست می‌آورد.
بازی تشریک مساعی:
بین همکاران رواج دارد. زمانی به کار می‌رود که افراد احساس کنند که مسأله ای‌برایشان حائز اهمیت است ونیاز به حامی دارند یا گروهی نسبت به امری حساس می‌شوند ویابه دنبال یک رهبر غیررسمی هستند که به نحوی باعث نمایان شدن موقعیت آنها شود.
بازی ساخت امپراطوری:
معمولا درمدیریت سطوح میانی برای ارتقای قدرت خویش از طریق حامیان وگروههااستفاده می‌شود.این بازی درواقع نبردی برای توسعه قلمرو خویش است.

به عنوان مثال در یک سازمان مدیران برای بدست آوردن بودجه مورد نیاز خود ازمقام مافوق ،دست به انجام این بازی می‌زنند چون هرکدام می‌خواهند قلمرو نفوذ خود رابیشترکنند تا بودجه مورد نظر برای انجام کارهای خود را بدست گیرند پس تلاش می‌کنند حامیان خود را بیشتر کنند در واقع نوعی تلاش برای منابع کمیاب می‌باشد.
بازی تخصص:
به وسیله افراد متخصص انجام می‌شود که مهارتها و تخصص مورد نیاز سازمان را دارا می‌باشند.این افراد با تأکید بردانش خود ومنحصر به فرد بودن آن سعی در بدست آوردن قدرت دارند.به عنوان مثال فردی که درسازمان ازهمه باتجربه تر است وقتی موقعیت خودرادرخطرببیند سعی می‌کند کاری که درسازمان انجام می‌دهد وتخصص خودش را مهم جلوه دهد تا خطری راکه احساس می‌کند دفع شود و قدرت درمعرض خطر اوبرگردد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بازی ولی نعمتی:
افرادی که در سازمان قدرت رسمی و قانونی دارند قدرت خود رابه زیر دستان اعمال می‌کنند .این افراد نسبت به افرادبالا دست خویش قدرت کمتری دراند بنابراین ازهمان قدرت کم برای نفوذ بر زیردستان استفاده می‌کنند.این فرد توسط قوانین بروکراتیک تحت فشار قرار دارد پس با اعمال قدرت بر روی دیگران ضعف خویش را جبران می‌کند.
بازیهای رقابتی:
این بازی بین افراد دارای قدرت قانونی و افراد دارای قدرت تخصصی انجام می‌شود. زمانی که یک تغییر بخواهد در سازمان اتفاق بیافتد هر یک از این دو گروه با دیگری برسر بدست گرفتن حیطه تغییرات با دیگری نزاع دارد.
بازیهای تغییر:
توسط یک فرد یا گروهی از افراد برای تغییر سازمان وعملکردهای آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.یاجلوی تغییراتی را که در سازمان مخرب هستند می‌گیرد.یعنی تغییراتی که با کارهای خلاف فرهنگ رایج در سازمان یا خلاف عرف سازمانی همراه باشد.
بازی ترک‌تازی:
برای مخالفت با قدرت رسمی یا تغییرات ابتدایی نیست بلکه برای تغییرات بنیادین یا زیر سؤال بردن فرد دارای قدرت رسمی استفاده می‌شود.برای واژگون کردن مأموریت سازمان،انتقال تخصص های افراد،جایگزین کردن ایدئولوژیهای اساسی ،یا بدست گرفتن رهبری به کار می‌رود.نوعی طغیان مهم می‎‌باشد که پیامدهای بسیار شدیدی به همراه دارد.
2-4-8-9-3- انواع بازیهای قدرت
هیرش من (1970) در تحقیق خود به بیان این مطلب می‌پردازد، که اعضاء هر سازمان از سه فرصت انتخاب برخوردارند که می‌توانند در سازمان از طریق آنها قدرت بدست آورند. این فرصتها عبارتند از:
ترک سازمان: می‌توانند از سازمان خارج شوند و به سازمان دیگری بپیوندند.
اعتراض: با اعتراضات خود تلاش در تغییر سیستم دارند.
وفاداری:نسبت به سازمان وفادارند. در سازمان می‌مانند و مطابق با انتظارات رفتار می‌کنند.
2-4-8-10- نقش سیاست در رفتار
با توجه به آنچه بیان گردید، سیاست در سازمان به کاربرد قدرت اطلاق می شود. زمانی که افراد در سازمان به این نتیجه برسند که برای دسترسی به منابع یا جریان دادن فعالیتها در کانالهای مورد نظر آنها باید از موانع سازمانی نظیر قوانین و مقررات عبور کرد به رفتار سیاسی دست می‌زنند یعنی از نفوذ قدرت خود در سازمان برای تأثیر در سیاستهای سازمانی استفاده می‌کنند. لوتانز (1992) عقیده دارد که مطالعه رفتار سیاسی در سازمان دارای اهمیت است، زیرا بر اساس تحقیقات، رفتار سیاسی بر تصمیم های سازمانی در زمینه‌هایی مثل حقوق و دستمزد، یا استخدام تأثیر گذار است. از طرفی رفتار سیاسی خارج از نیازهای شخصی فرد است و در عین حال نیازمند تلاش برای استفاده از بستر قدرت یک فرد می‌باشد. رفتار سیاسی در سازمانها فعالیتهایی را شامل می‌شود، که جزعی از نقش رسمی افراد در سازمان نیستند ولیبه وسیله آنها توزیع مزایا و معایب در سازمان تحت تأثیر قرار می‌گیرد (رابینز و جاج،2008).
سازمانها سیستمهای سیاسی هستند، که درآنها قدرت و نفوذ در شکلگیری روابط، تعاملات و رفتارها در بین کارکنان سازمان و دیگر ذینفعاننقش کلیدی ایفا میکنند (ویگودا، ژیون، وینارسکی، 2003). سیاست

سازمانی عنوانی کلی است که روابط قدرت و تاکتیکهای نفوذ و سیاست از آن برگرفته شده است (مینتزبرگ، 1983؛ ففر، 1992)همانطور که بسیاری از مطالعات نشان داده است سیاست بخش جدا نشدنی هر سازمانی است(مدیسون و همکاران، 1980) ولیکن در سطح و شدت سیاست در بین سازمانها تفاوتهای کلی وجود دارد) تزینر، 1999) و تفاوتهای موجود ممکن است پیامدهای سازمانی کاملاً متمایزی را ایجاد کند. به عنوان مثال، در عملکردکارکنان، فضای سازمان، جو، اثربخشی و کارایی سازمانتفاوت ایجاد کند) سوسمن و همکاران،2002؛ پون،2003).
نتایج برخی از پژوهش ها در رابطه با تأثیر سیاست بر رفتار در سازمان نشان می‌دهد که بین رفتار سیاسی در سازمان و تعهد، عملکرد و رضایت شغلی افراد رابطه منفی وجود دارد و با کم کاری افراد درون سازمان و تمایل به خروج آنها از سازمان رابطه مثبت دارد. همچنین میزان ارتباط گریزی افراد از جلسات با ادراک آنها از فضای سیاسی سازمان نسبت مستقیمی وجود دارد (رحمان سرشت، 1378؛ رحیم نیا و حسن زاده، 1388؛ کوهن، 1999؛ وبر و همکاران، 2009). رفتار سیاسی از طرف دیگر به عنوان منبع فشار عصبی و تضاد در محیط کار شناخته شده است که از پیامدهای بالقوه منفی آن عملکرد ضعیف در هر دو سطح فردی و سازمانی است. اگر چه ممکن است دیگر پیامدهای منفی در سازمان به دلیل درک نامناسب از سلسله مراتب سازمانی مانند ارتباط ضعیف کاری با سرپرست باشد یکی از نتایج محتمل در پی بروز رفتار سیاسی در سازمان ترک روانی و فیزیکی از کار بویژه غیبت است. (درگاهی، 1391؛ گیلمور و همکاران،1996).
2-4-9- تعارض
تعارض فرایندی است که در ابتدای امربه صورت علنی وجود ندارد. ولی نیروی بالقوه آن برای موجود است که به مرور زمان موجب افزایش تعارض می‌شود. هر چقدر که تعارض پنهان باشد، باز بر فعالیتهای سازمانی تأثیر گذار است. در زندگی سازمانی تعارض با قدرت و سیاست در ارتباط است (رابینز و جاج، 2008) و در حالیکه ممکن است با رفتار سیاسی آغاز ‌شود، بین افراد یا گروهها بوجود می‌آید. تعارض به خصوص زمانی پیش می‌آید که یا اعضای یک گروه تصور کنند که کوشش‌هایشان برای دستیابی به هدفهای مورد نظر بوسیله گروه دیگر خنثی می‌شود و یا ممکن است به سبب پیش بینی مشکلات باشد.
بر این اساس تمامی تعارضات سازمانی به این دلیل به وجود می‌آیند که تمایزهای طولی و عرضی، به ایجاد گروههای سازمانی مختلف با اهداف مختلف و سبکهای مختلف برای پیگیری این اهداف منجر می‌شود (جونز، 1391).
2-4-9-1- تعاریف موجود پیرامون تعارض
تعارض سازمانی عبارت است از ناسازگاری ادراک شده یا دیدگاههای متضاد در بین احزاب موجود (جن و بندرسکی، 2003؛ ویلیامز، 2011). به عبارت دیگر تعارض عبارت است از ادراکی متضاد از اهداف، مقاصد و ارزشها، که افراد در تعاملات خود به آن می‌رسند و در نهایت گروه دیگر را به طور بالقوه عاملی بر سر راه تحقق اهداف خود می‌بینند (پوتنام و پول، 1987؛ ویلیامز، 2011؛ کستینگ و همکاران، 2012) و زمانی رخ می‌دهد که یک گروه دریابند یک گروه دیگر بر روی چیزی که به آن توجه دارند تأثیر منفی می‌گذارد(رابینز و جاج، 2008) یا در یک موقعیت اجتماعی، بر سر مسائلی عدم توافق وجود دارد، یا زمانی که خصومت عاطفی در بین افراد یا گروهها نوعی اصطکاک یا برخورد به وجود ‌آورد (شرمرهورن و همکاران،2003).از طرفی گروه دارای تعارض از لحاظ درونی و ارتباط با دیگر گروهها دستخوش تغییراتی می‌شوند،که این تغییرات عموماً منجر به تداوم یا تشدید تعارض می‌شود(گیبسون و همکاران، 1988)
با وجود تعاریف گوناگونی که از تعارض شده است چند موضوع زیربنای همه آنها را تشکیل می‌دهد. نخست آنکه هر دو طرف باید تعارض را درک کنند. دوم وجود یا عدم وجود تعارض به ادراک افراد بستگی دارد و اگر هیچ یک از طرفین از وجود تعارض آگاه نباشند توافق عمومی بر آن است که تعارضی وجود ندارد. از طرف دیگر تفاوتهای موجود در تعاریف مطرح شده حول محور قصد و نیت افراد متمرکزند (رابینز و جاج، 2008).
2-4-9-2- کارکردهای تعارض در سازمان
تعارض همیشه جنبه منفی ندارد بلکه گاهی از طریق ایجاد شرایطی می‌تواند کارکردهای مثبتی را برای سازمان به همراه داشته باشد. از اینرو دانت (1975) به برخی از این کارکردها اشاره می‌کند:
جدول 2-6 .کارکرد تعارض در سازمان
کارکرد
توضیح
هویت را پایه ریزی می‌کند
افراد و گروهها موقعیت خود را از طریق تعارض پایه ریزی می‌کنند.
به عنوان یک ارزش امنیتی برای نگهداشت افراد گروه با یکدیگر عمل می‌کند
افراد و گروهها از طریق تعارض عقده دل خود را خالی کرده و در عوض سبب ارتقای فرایند ارتباطات می‌شود که منجر به درک بهتر مسائل در سازمان می‌شود.
سبب افزایش انسجام گروهی می‌شود
زمانی که سطح بالاتری از ارتباطات به خاطر تعارض بوجود می‌آید گروهها تقویت شده و به هم نزدیک تر می‌شوند.

قدرت افراد و گروهها را مورد آزمایش قرار می‌دهد
جنگ قدرت در محیط سازمانی غیر قابل اجتناب است. از طریق تعارض این پرسش که چه کسی در یک سازمان قدرت واقعی دارد پاسخ داده می شود.
سبب بروز تغییر مورد نیاز می‌شود
شروع و حل تعارض سبب شناخت نقاط ضعف سازمان می‌شود که بعداً سبب کاهش مشکلاتی می‌شود که ممکن نبود بدون تعارض شناخته شوند.
سبب تجهیز انرژی می‌شود
زمانی که تعارض در سازمان وجود داشته باشد فشاری که افراد احساس می‌کنند سبب می‌شود آنها با کارآمدی بیشتری کار کنند.
سبب بروز رقابت برای بهبود عملکرد می‌شود
تعارض سبب می‌شود برخی سازمانها، افراد و گروهها تلاش کنند تا دیگران را کنار بزنند یا صلاحیت خود را به نمایش بگذارند.
سبب افزایش ارتباطات می‌شود
فرایند ارتباطات بهبود میابد بدلیل اینکه سطوح بالایی از اطلاعات تبادل می‌شودو سطح بالایی از ادراک نیز بوجود می‌آید.
به روابط بدون بهره وری پایان می‌دهد
زمانی که تفاوتهای عقاید یا ایده آلها مورد بررسی یا حل و فصل واقع نشوند ارتباطها برای سازمان بعید و بی فایده می‌شود. شرایط سبب می‌شود که سازمان به طور قابل توجهی پایین تر از قابلیت نهایی قرار بگیرد. از طریق حل تعارضات این مسائل می‌توانند مورد توجه قرار بگیرند که توجه به آنها نیز سبب افزایش ارتباطات و ادراک می‌شود.
منبع: دانت (1975)
2-4-9-3- انواع و سطوح تعارض سازمانی
لوتانز (1992) به شناسایی سه نوع تعارض می‌پردازد: یک نوع تعارض آنست که فرد در درون با آن درگیر است، نوع دوم به صورت بین فردی است و نوع سوم که بیشتر مد نظر است تعارض بین گروهها را شامل می‌شودکه اغلب به خاطر رقابت بر سر منابع، وابستگی درونی، وظایف و حدود اختیارات قانونی رخ می‌دهد. شرمرهورن و همکاران (2003) از طرف دیگر انواع تعارض در بین اعضای گروه را شامل تعارض بنیادین و عاطفی می‌دانند. براین اساس،تعارض بنیادین شامل عدم توافق اساسی بر سر اهداف و وسایل تحقق (اهداف سازمانی، تخصیص منابع، پخش پاداش، سیاستها و روشها، تنظیم وظایف) و تعارض عاطفی شامل تعارضهای بین فردی است که بر اساس احساس خشم، عدم اطمینان، تنفر، ترس، یا رنجش و دلخوری پدیدار می‌شود. این نوع تعارض با عنوان برخورد شخصیتها معروف است و ممکن است انرژی افراد را تحلیل برد و آنها را از حیطه کاری خود منحرف کند.
از طرف دیگر افرادی مثل رابینز و جاج ( 2008) تعارضات را بر اساس کارکردی و غیر کارکردی بودن آنها به صورت زیر بیان می‌کنند:
تعارض کارکردی(سازنده): مشکلات را مطرح می‌کند،افراد تصمیمات را با دقت می‌گیرند،فرصت خلاقیت به افراد سازمان می‌دهد
تعارض غیر کارکردی(مخرب): بازدهی کاری و رضایت شغلی را کاهش می‌دهد،و سبب غیبت و جابجایی در محل کار می‌شود.
به زعم آنها تعارض وظیفه به محتوا و اهداف مربوط به کار مربوط می‌شود که معمولاً غیر کارکردی هستند.
تعارض روابط به روابط بین افراد مربوط می‌شود که غیر کارکردی هستند

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و تعارض فرایند به امنیت و چگونگی انجام کار مربوط می‌شود و معمولاً کارکردی هستند.
رضائیان (1382) و شرمرهورن و همکاران (2003) سطوح تعارض را به طور کلی شامل؛ تعارض درون فرد، میان فردی، میان گروهی، و سازمانی تقسیم می‌کنند که در زیر به طور خلاصه به آنها اشاره می‌شود.
تعارض درون فرد شامل تعارض ناخواست-خواست بر سر انتخاب دو گزینه مثبت و همسان است.
تعارض خواست- ناخواست بر سر اجتناب از دو رویکرد مشابه منفی است و در نهایت در تعارض ناخواست-ناخواست فرد بر سر پیامد مثبت و منفی یک عمل تردید دارد.
تعارض بین افراد که از نوع عاطفی و بنیادین است شامل تعارض در نقش و تعارض شخصیتی است.
تعارض بین گروهها: در بین گروهها در یک سازمان تعارض وجود دارد که از رایج ترین نوع تعارضات است که شامل تعارض عمودی، تعارض افقی، تعارض صف و ستاد و تعارض مبتنی بر تنوع است.
تعارض سازمانی: از دو دسته عوامل نشأت می‌گیرد: عوامل ساختاری که از ماهیت سازمان و نحوه سازماندهی کار سرچشمه می‌گیرد مثل؛ تخصص گرایی، به هم وابستگی برای تصمیم گیری، منابع مشترک، هدفهای متفاوت، سلسله مراتب اختیار، تفاوت زیاد وجهه و اعتبار مشاغل با هم و ابهام در مسئولیت و پاسخگویی. و عوامل فردی شامل مهارتها و توانایی ها، شخصیت، ادراک، ارزشها، احساسها، موانع ارتباطی، و تفاوتهای فرهنگی است.

انواع تعارض سازمانی
تعارض سازنده
تعارض بر حسب طرفهای تعارض
تعارض مخرب

به امروز دیدگاهها و نظریات بسیاری در مورد رهبری ارائه شده است و هر محقق بسته به زاویه دید خود، یک نوع دسته بندی از آنرا ارائه کرده است. به عنوان مثال شرمرهورن و همکاران (2003) ، هرسی، بلانچارد و جانسون((2002)، مولینز(2002)، لاننبرگ و اورنستین(2012) نظریات و دیدگاههای موجود در رهبری را به دو یا سه دسته کلی تقسیم می‌کنند.
یک دسته شامل نظریات سنتی در مورد رهبری هستند، که همگی اتفاق نظر دارند بر اینکه رهبری و ویژگی ها و تأثیرات آن قابل مشاهده هستند (خصایص و رفتاری) و دسته دوم شامل نظریاتی هستند که امروزه مطرح می‌شوند. دسته اول مفروض می‌دارند که خصایص، نقش اساسی در تشخیص بین رهبران و غیر رهبران دارند و جزء اولین نظریاتی هستند که حدود یک قرن پیش در مورد رهبری بیان شدند. و دسته دوم نظری های رفتاری رهبری هستند. که بر اساس آنها، رهبری محوریت عملکرد و پیامدهای دیگر در سازمان است. در این رویکرد به جای توجه به خصایص زیر بنایی، رفتار مورد توجه قرار می‌‌گیرد. ورویکرد سوم رویکرد کارکردی نام دارد که بر کارکردهای رهبری متمرکز هستند.
2-4-3-3-1- رویکرد خصایص
این رویکرد فرض را بر این می‌گذارد که رهبران متولد می‌شوند و ساخته نمی‌شوند. رهبران شامل ویژگیهای موروثی مشخصی هستند که سبب تمایز رهبران از پیروان آنها می‌شوند. این رویکرد تمرکز خود را بر روی زن یا مرد در محل کار قرار می‌دهد نه خود کار و پیشنهاد می‌کند که توجهات باید بیشتر به انتخاب رهبران قرار داده شود تا آموزش آنها. از بین آنها می‌توان به نظریه 5 بزرگ هوگان و کرفی و هوگان 1994، هوش هیجانی گاردنر 2005 و2007، وکلمن و همکاران2002 اشاره کرد.
2-4-3-3-2-رویکرد رفتاری
این رویکرد به انواع رفتارهای افراد در موقعیتهای رهبری توجه دارد. با اهمیت یافتن نقش موقعیت در مطالعه رهبری، رویکرد موقعیتی و به تبع آن نظریات اقتضایی رهبری پا به عرصه وجود گذاشتند. این نظریات بر اساس این باور شکل گرفتند که هیچ سبک واحد رهبری برای تمامی موقعیتها وجود ندارند. از اصلی ترین این نظریات عبارتند از:
مطلوبیت موقعیت رهبری فیدلر (1967) : وی بیان می‌کند که رفتار رهبری به مطلوبیت موقعیت رهبری بستگی دارد. 3 متغیر اساسی برای تعیین این مطلو.بیت عبارتند از روابط رهبر-عضو، ساختار و وظیفه و قدرت موقعیتی و بر اساس ترکیبی از این متغیرها موقعیت می‌تواند از بسیار مطلوب ، بسیار نا مطلوب تا متوسط مطلوب متغیر باشد.
کیفیت و قبول تصمیم رهبری ورووم، ویتون، ورووم و جاگو(1988)و (1973) : ورووم و یتون اساس تحلیل خود را بر روی دو زاویه تصمیم رهبری یعنی کیفیت و پذیرش آن قرار دادند
وروم و جاگو به اصلاح مدل تصمیم گیری پرداختند و 5 سبک تصمیم گیری را شناسایی کردند.
نظریه مسیر و هدف هاوس، هاوس و میلر (1971 و 1974): این مدل در واقع همان مدل انگیزشی مطرح شده توسط هاوس و میلر است. این مدل بر این اساس شکل گرفت که انگیزش افراد بستگی دارد به انتظاراتی که سبب ارتقار تلاش آنها برای رسیدن به سطح توسعه یافته ای از عملکرد موفق و انتظاراتی است که سبب توسعه عملکرد می‌شود ابزاری هستند برای بدست آوردن پاداش مثبت و ممانعت از پیامدهای منفی. هاوس 4 نوع رفتار رهبری را شناسایی می‌کند: رهبری دستوری، رهبری حمایتی، رهبری مشارکتی، رهبری مبتنی بر تحقق هدف. این نظریه بیان می‌کند که انواع مختلف رفتار توسط یک فرد در زمانهای مختلف و موقعیتهای متفاوت می‌تواند بروز کند با استفاده از یکی از این 4 سبک مدیریت تلاش می‌کند تا بر ادراکات و انگیزش افراد تأثیر گذاشته و مسیر رسیدن به اهداف را برای آنها هموار کند.
نظریه بلوغ زیر دستان هرسی، بلانچارد و نیکولز (1993) :یک متغیر اصلی در سبک رهبری مورد قبول توسط مدیرت ماهیت یا طبیعت کارکنان است. این دیدگاه توسط هرسی و بلانچارد که به ارائه شکلی از رهبری موقعیتی بر اساس سطح آمادگی افرادی که رهبر تلاش می‌کند تا در انها نفوذ کن پرداختند می‌باشد.
آمادگی میزانی است که افراد توانایی و تمایل برای تحقق به یک وظیفه خاص دارند می‌باشد که شامل یک ویژگی شخصی فرد نیست بلکه شامل چگونگی آمادگی فرد برای انجام یک وظیفه خاص است. آمادگی به صورت یک پیوستار از آمادگی پایین، پایین تا متوسط، متوسط به بالا و آمادگی بالا در نوسان است. برای هر یک از این سطوح بلوغ یک سبک مناسیب رهبری شامل ترکیبی از رفتار مبتنی بر وظیفه و رفتار رابطه مدار است. برخی دیگر از مطالعات صورت گرفته در این مورد عبارتند از: مطالعات اوهایو 1974
مطالعات میشیگان 1961
مطالعات آیوا 1939
نظریات اقتضایی فیدلر1984 و
نظر یه اقتضایی هدف و مسیر اوانز 1970 و هاوس1971
2- 4-3-3-3-رویکرد کارکردی (گروهی)
این رویکرد تمرکز را بر روی زن یا مرد قرار نمی‌دهد بلکه بر روی کارکردهای رهبری تمرکز دارد. رهبری همواره در هر گروه درگیر در کار حاضر است. این رویکرد به رهبری بر حسب چگونگی تأثیر رفتار رهبر بر روی رهروان و چگونگی آن توجه دارد. این رویکرد متمرکز بر روی طبیعت گروه و افراد زیر دست و محتوای رهبری است. بر این اساس باید تمرکز بیشتری بر روی آموزش رهبران و روشهای بهبود عملکرد آنها بر اساس تمرکز بر روی کارکردهایی که عملکرد مؤثر گروه را در پی خواهند داشت قرار داده شده است. مانند مطالعات کوتر1990، سول – راتر 1999 و جان ادایر1984.
در سالهای اخیر، با افزایش رقابت های سازمانی و نیاز به استفاده اثربخش از منابع انسانی، صاحبنظران به سوی موج جدیدی از نظریات رهبری سوق یافتند. به مدد کار
افرادی نظیر برنز(1978) بین دو شکل اساسی رهبری یعنی رهبری مذاکره ای و تحول آفرین تمایزاتی هویدا شد.
رهبری مذاکری بر اساس اختیار رسمی و قانونی در ساختار بروکراتیک سازمان می‌باشد. تأکید بر روی شفاف سازی اهداف و مقاصد، وظایف کاری و پیامدها و پاداشهای سازمانی و تنبیه است. رهبری مذاکره ای به علایق فردی زیر دستان اهمیت می‌دهد و بر اساس یک رابطه متقابل و فرایند معاوضه ” من به تو این را می‌دهم اگر تو آن را انجام دهی” است.
رهبری تحول آفرین بر خلاف آن شامل فرایند تولید سطوح بالای انگیزش و تعهد میان افراد است. تأکید آن بر روی ایجاد یک دیدگاه برای سازمان و توانایی افراد برای تن دادن به ایده آلهای بالاتر و ارزشهای افراد و ایجاد حس عدالت، وفاداری و اعتماد است.در مورد سازمانها رهبری تحول آفرین به دنبال تحول عملکرد یا فرصت و شانس انجام یک کار است.
باس (1985) بیان می‌دارد که رهبران تحول آفرین افراد را برای انجام کارهایی که بالاتر از انتظار سازمان است تشویق می‌کنند و میزان تحول بر حسب تأثیرات رهبران بر روی پیروان محاسبه می‌شود. وی نیز عقیده داردکه رهبر افراد را با استفاده از این عوامل تحریک و متحول می‌سازد: تولید آگاهی بیشتر از اهمیت اهداف سازمانی و پیامدهایی که اتمام وظایف دارد، تحریک افراد برای کاهش علائق فردی به خاطر سازمان، و فعال سازی نیازهای سطوح بالای آنان.
افرادی مثل برنز (1978 )و باس (1985) رهبران را با توجه به اعمال آنها و تأثیر آن اعمال بر روی رفتار افراد دیگر شناسایی می‌کنند. از نظر آنها رهبران تحول آفرین موفق بر حسب مهیا کردن یک دیدگاه قوی و احساس مسئولیت و خلق عواطف قوی در زیر دستان و احساس آشنایی با رهبر در آنها قابل شناسایی هستند.
اجزای اصلی رهبری تحول آفرین عبارتند از:
تأثیر ایده آلیستی: کاریزمای رهبر و احترام و تحسین افراد زیر دست
انگیزش ابهام آمیز: رفتار رهبر که برای کار افراد معنا و چالش ایجاد می‌کند

محرک هوشی: هبرانی که رویکردهای بدیع و تازه برای عملکرد و کارها را تولید کرده و راه حلهای خلاقانه برای مشکلات افراد ارائه می‌کنند
توجهات معطوف به افراد: رهبرانی که گوش فرا می‌دهند و توجهات بخصوصی را به رشد و نیازهای افراد اختصاص می‌دهند.
به طور کلی رویکردها و نظریات سنتی و نوین رهبری را می‌توان به صورت جداول زیر ارائه نمود:
جدول 2-4. رویکردها و نظریه های سنتی رهبری و مؤلفه های آن
رویکرد/ نظریه
ارائه دهنده
سال ارائه
مؤلفه ها و ویژگی ها
صفات مشخصه رهبری
استاگدبل و هاوس
1904
تأکید بر خصوصیات و نگرشهای رهبران، ذاتی بودن امر رهبری، وتوانایی ها و ویژگی های آن
رفتار رهبری
محققان دانشگاه های آیوا، اوهایو و…
1973
تعیین سبک و روش رهبران، رفتار رهبر، ارتباط بین سبک رهبری با قدرت رهبری، اکتسابی بودن رهبری و…
رهبری اقتضایی
فیدلر
1967
عملکرد رهبر متأثر از واپایش و میزان نفوذ وی، تأکید بر جو محیطی، ساختار و موقعیت گروه و…
مسیر-هدف
اوانز

هاوس و میشل
1970
1974
تأکید بر تطبیق رفتار رهبر با اقتضائات وضعیتی، چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت زیر دستان از هدفهای کاری و شخصی و ارتباط میان این دو دسته، در راستای اثرگذاری بر رضایت خاطر کارکنان و…
رهبری فرمند(کاریزماتیک)
وبر
هاوس
1947
1977
تأکید بر رفتار نمادین رهبر، پیامهای الهام بخش و رؤیایی، ارتباطات غیر کلامی، گرایش به ارزشهای ایدئولوژیک، تحریک فکری پیروان توسط رهبر، ایجاد تغییر در پیروان به واسطه تغییر در اهداف، ارزشها و…
رهبری مشارکتی
وروم و یتون
1973
بیانگر رابطه بین رفتار رهبر و زیر دستان، تغییر میزان مشارکت افراد در تصمیم گیری با توجه به شرایط مختلف و ارائه قوانین در راستای تعیین راهبرد ویژه، رعایت قوانین و مقررات و…
رهبری وضعیتی
هرسی و بلانچارد
1977
درجه کارایی و اثر بخشی هر سبک خاص از رهبری منوطبه وجود اوضاع مناسب آن و سبکی سازگار با موقعیت…
رهبری تعاملی
برنز
1978
حفظ وضع موجود، حاکمیت رابطه تبادلی بین رهبر و زیردست، مشخص کردن الزامات کار، جستجوی انحراف از قوانین و مقررات، اتخاذ عمل اصلاحی، تأکید بر نتایج تاکتیکی، پاداش به زیر دست و….
منبع: ترک‌زاده و جعفری، 1391، صص 95-96
جدول 2-5. رویکردها و نظریه های نوین رهبری و مؤلفه های آن
رویکرد/ نظریه
ارائه دهنده
سال ارائه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مؤلفه ها و ویژگی ها
رهبری تمام عیار
باس و آوولیو
1993
الگویی مبتنی بر یک مدل سلسله مراتبی، قرار گرفتن کارکردهای رهبری بر روی یک دامنه از فعالیتهای منفعل، غیر مؤثر تا فعال، در بر گیرنده سه نوع سبک رهبری تعامل گرا، تحول گرا و انفعالی / اجتنابی و شامل سه پیامد رفتاری تلاش بسیار، رهبری اثربخش و رضایت؛ تبیین بهترین فرایندهای رهبری، دیدن اشتباهات و تحریفات توسط رهبر، و….
رهبری راهبردی
تایلر
1960
اثر گذاری رهبر بر موفقیت مطلوب سازمان و فرهنگ سازمانی، تصمیم گیری پر بعد و پر برآیند، تصمیمات جهت دار، بلند مدت و بنیادی، سازواری نظام از طریق توسعه یادگیری سازمانی ، نفوذ در حلقه های سازنده و ساختار تعاملی سازمان، فراهم کردن زمینه نفوذ بیشتر از طریق اعتماد سازی و توسعه سرمایه اجتماعی و…
رهبری خدمتگزار
گرینلیف
1977
برابری رهبر با زیردستان در راستای هدایت آنان ، برابری تمام اعضای سازمان در حقوق، اطلاعات و چشم اندازهای سازمان، نقش رهبر به عنوان تسهیل گر در شکل گیری گروه در سازمان
رهبری تحول آفرین
برنز و باس
1978
تأکید بر خصوصیات اخلاقی و ایده آل های متعالی مانند آزادگی، عدالت، برابری، صلح و انسانیت، برانگیختن زیر دستان، واداشتن افراد به فرا رفتن از منافع فردی به خاطر تیم، سازمان و نظام، ارتقای سطوح نیازهای زیر دستان به نیازهای مرتبه بالاتر و…
رهبری اصیل
مؤسسه رهبری
2004
تمرکز بر خود واپایش (خود تنظیمی) و خود آگاهی رهبر و پیروان، نقش تعدیلگر مثبت سازمانی و تأکید بر عمل.
رهبری معنوی
براون و تروینو
2006
تأکید بر ارزش ها، عقاید و رفتارهای افراد و دادن انگیزه به آنها؛ تعهد و بقای معنوی، تصمیم گیری مشترک، صداقت و راستگویی، اعتماد متقابل بین رهبر و پیروان و توجه به نتایج کار.
جهان بینی رهبری
وکسلر
2006
جهان بینی تنظیمی
تأکید بر رهبری بروکراتیک و حفظ وضع موجود، رواج نظام سلسله مراتبی، وفادار ماندن به نظام، مقاومت در برابر تغییر، احترام به سنت ها و رسوم گذشته
جهان بینی کارآفرینی
تأکید بر رهبری فرصت طلب، نتیجه محور بودن، ارزیابی زیردستان بر اساس نتایج کارکردی، استفاده از تجارب گذشته، توجه و امتیاز دادن به رقابت
جهان بینی اجتماعی
تأکید بر رهبری مشارکتی و انجام فعالیتها به صورت گروهی، پذیرش تغییر از سوی افراد، احترام به نظرات اعضای گروه، محترم شمردن ارزشها و فرهنگ مشترک افراد
جهان بینی شبکه ای
تأکید بر رهبری دانش، تأکید بر توانمند سازی، زیر دستان، توجه ویژه به شایسته سالاری، تأکید بر نوآوری و خلاقیت.
منبع: ترک‌زاده و جعفری، 1391، صص 97-98
2-4-3-4- سبک های رهبری
توجه به رهبری به عنوان یک طبقه بندی رفتاری توجهات را به سمت اهمیت سبکهای رهبری معطوف نمود. سبک رهبری روشی است که رهبر بوسیله آن کارکردهای رهبری را به انجام میرساند و روشی است که به طور کلی مدیریت رفتاری را نسبت به اعضای گروه در پیش می‌گیرد. ابعاد بسیاری برای رهبری و سبکهای بسیاری برای رهبری می‌توان بیان نمود. ولی سبک رهبری مدیریت نسبت به افراد زیر دست را می‌توان به عنوان سه دسته طبقه بندی نمود (مولینز،2002)
سبک اقتداری: زمانی به کار می‌رود که تمرکز قدرت با مدیریت است و تمامی کارها در گروه به مدیر ختم می‌شود.وی به تنهایی برای تشخیص سیاست، رویه های رسیدن به اهداف سازمانی، وظایف کاری و روابط، کنترل، پاداش و تنبیه تصمیم گیری می‌کند.
سبک دموکراتیک: زمانی است که تمرکز قدرت بیشتر با گروه است و تعاملات بیشتری درون گروه وجود دارد. کارکردهای رهبری بین اعضای گروه تقسیم می‌شود و مدیریت یک بخش از گروه تلقی می‌شود.اعضای گروه حرف بیشتری برای تصمیم گیری، تشخیص سیاست، کاربرد سیستمها و رویه ها دارند.
سبک لس-فر: زمانی است که مدیریت مشاهده می‌کند که افراد گروه به تنهایی خوب کار می‌کنند. مدیریت آگاهانه تصمیم می‌گیرد که تمرکز قدرت را به اعضا انتقال دهد. به آنها آزادی عمل دهد تا آنچه که فکر می‌کنند بهتریت است انجام دهند و خود دخالتی نمی‌کند ولی همواره در صورت نیاز به کمک آماده است.
2-4-3-5- نقش رهبری در رفتار
با توجه به آنچه بیان گردید، از نقطه نظر سازمانی رهبری دارای اهمیت حیاتی است. زیرا رهبری نفوذ قدرتمندی بر رفتار فرد و گروه دارد. علاوه بر این، دلیل دیگر اهمیت رهبری آن است که رهبری کوششهای گروه را در جهت هدفی هدایت می‌کند که هدف مورد نظر او نیز می‌باشد و این ممکن است با هدف سازمانی هماهنگ بوده یا نباشد (مورهد و گریفین، 2010). از طرف دیگر رهبری تأثیر چشمگیری بر روی عملکرد دارد (لوتانز، 1992). به این صورت که رهبران برای رسیدن به اهداف سازمانی دو وظیفه مهم دارند. اول اینکه آنچه که سازمان باید آنرا تحقق بخشد را مشخص کند و دوم اینکه محیطی را فراهم آورند که در آن کارکنان

بتوانند نیازهای کاری را شناسایی کنند و کار را انجام دهند و به این ترتیب بر رفتار و عملکرد افراد درون سازمان تأثیرگذارمی‌باشند (ویس،2001).
2-4-4- ارتباطات
ارتباطات یکی از پویایی های رفتار سازمانی است که اغلب مورد بحث قرار می‌گیرد، ولی هنوز به درستی درکی از آن وجود ندارد. ارتباطات خون جاری در شریان تمامی سازمانهاست و فرایندی است که افراد، گروهها و سازمان را بهم مرتبط می‌سازد (کیتون، 2011؛ لاننبرگ و اورنستین، 2012). ارتباط بین اعضای سازمان در داخل و بین آنها و مشتریان و ذینفعان در خارج از سازمان اطلاعات حیاتی برای سازمان فراهم می‌آورد و این اطلاعات در درون یک سازمان به حرکت در می‌آید و مبادله می‌شود. این تبادل اطلاعات در سازمان از طریق ساختارهای رسمی و غیر رسمی جریان یافته و به صورت عمودی، افقی و جانبی به حرکت در می‌آید.
2-4-4-1- تعاریف موجود در باب ارتباطات
اغلب تعاریف مربوط به ارتباطات که در ادبیات رفتار سازمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند، بر روی استفاده از علائم برای انتقال مفاهیم و اطلاعات تأکید دارند (لوتانز، 1992). ارتباطات سازمانی فرایندی است که توسط آن معنا را در اذهان افراد دیگر توسط پیامهای کلامی و غیر کلامی ایجاد کرده و این مسئله در محتوا و متن رسمی سازمانی اتفاق می‌افتد (مک کراسکی و مک کراسکی، 2005). به طور حتم ارتباطات ورودیها را از محیط وارد سازمان کرده و خروجی ها را از سازمان به محیط هدایت می‌کند (لاننبرگ و اورنستین، 2012).
2-4-4-2- کارکردهای ارتباطات در سازمان
در سازمان و در گروه، ارتباطات چهار نقش عمده ایفا می‌کند: کنترل، ایجاد انگیزش، ابراز احساسات و اطلاعات (اسکات و میشل، 1976؛ رابینز، 1378، رابینز و جاج، 2008) که نمایانگر اهمیت آن در رفتار گروه در سازمان می‌باشد. در زیر به آنها اشاره می‌شود:
کنترل: ارتباطات در کنترل رفتار اعضای سازمان مؤثرند. به این ترتیب که سازمانها دارای ساسله مراتب و خطوط راهنمایی هستند که کارمندان را موظف به تعقیب آنها می‌کنند. زمانی که کارمندان ملزم باشند موارد مربوط به کار را به رئیس اطلاع دهند یا از توضیحات مربوط به کار تبعیت کنند یا با سیاستهای سازمانی موافق و همساز باشند در تمامی این موارد ارتباطات نقش اساسی دارد.
انگیزش: ارتباطات با شفاف سازی آنچه افراد باید انجام دهند و خوب انجام دادن آنها عملکرد را بهبود بخشیده و در آنها ایجاد انگیزه می‌کند.
بیان احساسات: برای بسیاری از افراد گروه کاری یک منبع اساسی برای تعامل اجتماعی است. با ارتباطاتی که در بین اعضای یک گروه اتفاق می‌افتدافراد احساسات خود از قبیل رضایت و ناامیدی را می‌توانند بروز دهند.
اطلاعات: ارتباطات روند تصمیم گیری را سهولت می‌بخشد. زیرا اطلاعات مورد نیازی را که افراد و گروهها برای تصمیم گیری به آن نیازمندند را مهیا می‌کند.
2-4-4-3- کانالها و جهت های ارتباطی در سازمان
به زعم لاننبرگ و اورنستین( 2012)غنی‌ترین آنها کانالهای ارتباط رو در رو و بعد از آن تلفن، ابزار الکترونیکی، ایمیل و نامه های نوشتاری است. به علاوه از تابلوی اعلانات و یادداشتها نیز استفاده می‌شود. زمانی که پیغامها سرباز و پیچیده تر می‌شوند کانالهای ارتباطی قوی تری مورد نیاز هستند. امروزه بیشتر از پیش تکنولوژی رایانه ای نقش مهمی در چگونگی تقسیم اطلاعات و استفاده از آن در سازمان بازی می‌کند. ولی به طور کلی اطلاعات در سازمان از طریق کانالهای رسمی و غیر رسمی تبادل می‌شوند.کانالهای رسمی زنجیره فرمان را که توسط سازمان و سلسله مراتب قدرت بنا شده است، دنبال می‌کند.ولی اغلب شبکه ارتباطات از طریق کانالهای غیر رسمی شکل می‌گیرد که از سلسله مراتب اقتدار و اختیار پیروی نمی‌کنند.
به علاوه لاننبرگ و اورنستین( 2012) و چنی(2011)،جهت حرکت ارتباطات سازمانی را شامل ارتباطات عمودی و ارتباطات افقی می‌دانند که در زیر به آنها اشاره مختصری می‌شود.
ارتباط عمودی از بالا به پایین: برای نفوذ در استراتژی، اهداف، دستورالعمل ها، سیاست و بازخورد است.
ارتباطات عمودی از پایین به بالا: برای اطلاع رسانی در مورد مسائل، پیامدها، پیشنهادها، پرسشها و نیازهای افراد است.
ارتباط افقی: برای هماهنگی مسائل، نیازها، پیشنهادها و بازخوردهاست.
2-4-2-4- انواع ارتباطات
بر اساس نظریات مختلف در مورد ارتباطات قابل مشاهده در سازمان، می‌توان انواع ارتباطات را به صورت زیر بیان نمود :
کلامی: مثل ارتباطات رو در رو (لاننبرگ و اورنستین، 2012)
غیر کلامی: مطالعه حرکات بدن، شکل بدن، قد ، وزن، ویژگیهای فیزیکی بودن(2011)، هیکسون(2010)، والترز(2011)
مکانی: راهی که افراد به دنبال فضا و استفاده از آن هستند شامل؛ چیدمان صندلی ها، فضای فیزیکی، فاصله بین افراد هنگام گفتگو، هال (1983) و هریگان (2011)

فرا کلامی: تنوع در سخن مثل کیفیت صدا، بلندی صدا، عدم روانی کلام یا خندیدن، جاکوبی(2009)، یانگ(2008).
زمانی: استفاده از زمان مثل دیر کردن، یا زود آمدن، دیگران را منتظر گذاشتن ، هیکسون(2010).
لوتانز (1992) نیز ارتباطات در رفتار سازمانی را به صورت یک پیوستار شامل؛ ارتباطات از راه دور، فرایند ارتباطات سازمانی، ارتباطات بین شخصی و ارتباطات غیر کلامی نشان می‌دهد.

به طور کلی انواع ارتباطات سازمانی اعم از رسمی یا غیر رسمی را می‌توان به اینصورت نشان داد:
شکل 2-8 .ارتباطات رسمی و غیر رسمی درسازمان
2- 4-5- نظریه اسلام در مورد ارتباطات

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

علاوه بر موارد فوق رویکرد دینی به ارتباطات عناصر و مواردی از قبیل روابط محبت آمیز، امر به معروف و نهی از منکر، روحیه همکاری و همیاری و سبقت در خیرات را از ویژگیهای مهم ارتباطات افراد در گروهها می‌داند (شفیعی، خدمتی، آقا پیروز و میرزائی اهرنجانی، 1385).
2-4-6- موانع ارتباطی در سازمان
بسیاری از موانع سبب مخدوش شدن شبکه های ارتباطی اثربخش می‌شوند. رابینز (1386) برخی از آنها را برمی‌شمرد:
از صافی گذراندن اطلاعات: مقصود اینست که دهنده پیام آگاهانه در اطلاعات دستکاری می‌کند تا آن را برای گیرنده پیام مطلوبتر کند یا زمانی که اطلاعات از سلسه مراتب سازمانی عبور می‌کند دستخوش تغییرات می‌شود.
ویژگیهای شخصی: گیرنده پیام با توجه به نیازها، انگیزه ها، تجربه ها، زمینه های کاری و بسیاری ویژگیهای شخصی دیگر همان چیزهایی را که علاقه دارد، می‌بیند یا می‌شنود.
جنسیت: زنان ومردان به دلیلهای گوناگون باید بین خود ارتباطات گفتاری برقرار کنند. در نتیجه جنسیت به صورت مانعی بر سر راه ارتباطات اثربخش بین دو جنس در می‌آید.
عواطف: نوع احساس گیرنده پیام به هنگام دریافت پیام، بر تفسیری که او از محتوای پیام می‌کند اثر می‌گذارد.
زبان:کلام برای افراد مختلف معانی مختلف دارد. سن، میزان تحصیلات و زمینه فرهنگی، سه متغیر مشخصی هستند که کلمه ها و معنی و مفهومی را که ما برای این کلمه‌ها قائل هستیم تحت تأثیر قرار می‌دهند. در یک سازمان کارکنان دارای زمینه های گوناگون هستند و دسته بندی آنها و قرار دادن ایشان در یک دایره از سازمان موجب می‌شود تا در میان آنها، گروه متخصص از زبان فنی خاص استفاده کنند.
ارتباطات غیر گفتاری: در واقع، این قسمت به زبان بدن افراد در زمان ارتباط با یکدیگر اشاره دارد. مانند آهنگ صدا و حرکات بدن فرد، که افراد دیگر بر اساس آنها پیامی را که فرد منقل می‌کند را دریافت می‌کنند.
2-4-7- نقش ارتباطات در رفتار
افراد برای برآوردن نیازهای درونی خود مبادرت به برقراری ارتباط با دیگران می‌کنند، که این به نوبه خود بر انتخاب‌های‌ ارتباطی و رفتار آنان نیز تأثیر گذار است (روبین، 1979، 1981؛ روبین و روبین، 1992). ارتباطات جای مهمی در سازمان دارد زیرا نوع ساختار، حوزه و گستره سازمانها تماماً به وسیله روشهای ارتباطی تعیین می‌شوند (کانری، 2011). به عبارت دیگر ارتباطات جوهره سازمانهاست (چنی، 2011). که به زعم ایوانسویچ ومتسون(1987) به نیروهایی در درون افراد و محیط آنها وابسته است. ارتباطاتمشتمل بر فرایندی است که در درون فرد اتفاق می‌افتد و علاوه بر آن تنها وسیله ای است که از طریق آن یک فرد می‌تواند بر دیگری نفوذ پیدا کند و از این طریق امکان بروز رفتارها را در افراد پدید می‌آورد. یعنی تبادلاتی که از ارتباط بین افراد شکل می‌گیرد، روشی رابه وجود می‌آورد که از طریق آن نفوذ یا تأثیر بر دیگران ممکن می‌شود (فیشر، 1974). به عبارتی رفتارهایی که در یک سازمان رخ می‌دهند برا ی فرایند ارتباطات حیاتی هستند (لوتانز، 1992).
ارتباطات در توسعه روابط بین شخصی، بدست آوردن تشریک مساعی، و بدست آوردن درک صحیح از افراد دیگر در سازمان مؤثر و دارای اهمیت است (مک کراسکی و مک کراسکی، 2005). از طرفی ارتباطات خوب برای اثر بخشی هر گروه و سازمانی حیاتی است (رابینز و جاج، 2008). از آنجایی که افراد در سازمانها حدود 70 % از ساعات کاری خود را صرف ارتباطات نوشتن، خواندن، صحبت کردن، و گوش دادن می‌کنند این منصفانه به نظر می‌رسد که بگوییم یکی از مؤثر ترین نیروهایی که منجر به عدم عملکرد موفق گروهی می‌شود نداشتن ارتباطات مؤثر است (توماس و اشمیت،1976).
2-4-7- قدرت
سازمانها به عنوان نظامهایی از قدرت تلقی می‌شوند. در این منظر سازمانها ابزاری هستند که به وسیله آن افراد دارای قدرت می‌توانند از افراد دیگر استفاده کنند یا بر آنها نفوذ کنند تا بتوانند به اهداف خاص خود برسند. قدرت عامل بسیار مهمی در شکل دهی به روابط بین فردی و اجتماعی (علاقه بند، 1387) و به معنای توانایی مدیر در واداشتن دیگران به انجام کار (هوی و میسکل، 2008) و نیز به معنای نیرو و توانایی فرد در تحت تأثیر قرار دادن رفتارهای دیگران (کلر، 2009) از طرق مختلف است که در شکل دهی به تعاملات فردی و نفوذ در افراد و هدایت رفتار آنان نقش بسزایی دارد.
2-4-7-1- تعاریف قدرت
از مجموع تعاریفی که در مورد قدرت وجود دارد می‌توان قدرت را توانایی بالقوه یک فرد یا یک گروه برای نفوذ در فرد یا گروه دیگر تعریف کرد (مورهد و گریفین، 2010، 1995) . از طرفی قدرت به قابلیتی اطلاق می‌شود که فرد آ دارد تا در رفتار فرد ب نفوذ کند و فرد ب در جهت توافق خواسته های فرد آ حرکت و عمل کند (رابینز و جاج، 2008؛ رابینز، 1990، 2005). ماکس وبر قدرت را اینگونه تعریف می‌کند: احتمالی که وجود دارد که یک نفر در درون یک رابطه اجتماعی در موقعیتی قرار بگیرد که بر خلاف تعارضهای موجود بتواند خواسته خود را جامه عمل بپوشاند. به طور کلی مروری بر ادبیات مربوط به قدرت نشان می‌دهد که قدرت به توانایی انجام کارها بر خلاف اراده و مقاومت دیگران یا توانایی “بردن” نزاعهای سیاسی و بدست گرفتن موقعیت ارجاع داده می‍‌شود. نظریه پردازان قدرت بر مثبت بودن قدرت تأکید دارند و پیش بینی می‌کنند که قدرت توانایی خام حرکت منابع برای رسیدن به هدفی بدون ارجاع به موقعیت سازمانی می‌باشد. به عبارتی قدرت عبارت است از کنش و توانایی جهت نفوذ در فرایند اتخاذ تصمیم‌های سازمانی و در نهایت تأثی
ر بر فعالیتهای آن
(تولبرت و هال، 2009).
با توجه به تمامی تعاریفی که در مورد قدرت بیان شده است می‌توان جزء اصلی این عامل را قابلیت نفوذ دانست. یعنی قابلیتی که یک رهبر را قادر می‌کند تا همکاری و تعهد دیگران را جلب کند. برای نفوذ موفقیت آمیز بر رفتار دیگران رهبر باید تأثیر قدرت را بر اساس سبکهای متنوع رهبری درک و شناسایی کند (هرسی، بلانچارد و جانسون، 2002)
2-4-7-2- منابع و سطوح قدرت در سازمان
قدرت را می‌توان بر اساس منابع بالقوه در سازمان مد نظر قرار داد. منابع قدرت سازمانی شامل؛ ساختار، اختیار رسمی، قوانین و مقررات، دستورات، کنترل فرایند تصمیم گیری، کنترل منابع و تکنولوژی، کنترل اطلاعات یا دانش، جنسیت و سازمان غیر رسمی است (مورگان، 1986)
از طرفی ففر(1981) قدرت سازمانی رابر گرفته از منابع زیر می‌داند:
منابع در دسترس: شامل پول، اعتبار، قانون، پاداش، تنبیه، تخصص
کنار آمدن با عدم اطمینان: توانایی اجازه منطقی سازی فعالیت های سازمانی از طریق رویه های عملکرد استاندارد یا کاهش عدم اطمینان
غیر قابل جایگزین بودن: داشتن آموزش منحصر به فرد، دانش یا تخصصی که در حال حاضر توسط افراد دیگر قابل دستیابی نیست.
تأثیر گذاشتن بر فرایندهای تصمیم گیری
اتفاق نظر: بر ارزشها یا تعریف افراد از موقعیتها یا استفاده از دانش و تکنولوژی
فرنچ و راون (1986) به شناسایی 5 منبع اصلی قدرت در سازمان می‌پردازند.قدرت پاداش، قدرت اجبار، قدرت قانونی، قدرت تخصص، قدرت مرجع.
شرمرهورن و همکاران( 2003) انواع قدرت را شامل قدرت سازمانی وقدرت فردی می‌دانند.
قدرت سازمانی خود شامل؛ پاداش، ا جبار، قانونی، فرایند اطلاعات، قدرت منتخبو قدرت فردی شامل؛ تخصص، عقلانیت و مرجع است که در زیر به طور خلاصه تعریفی از آنها ارائه می‌گردد.
قدرت تخصصی عبارت است از توانایی کنترل رفتار دیگران از طریق داشتن دانش، تجربه یا قضاوت که دیگران ندارندولی به آنها نیاز دارند.
قدرت عقلانیت عبارت است از توانایی کنترل رفتار دیگران از طریق تلاش فردی
قدرت مرجع عبارت است از توانایی کنترل رفتار دیگران با استفاده از منبع قدرت شناخته شده.
به زعم هوی و میسکل (2008) قدرت شامل قدرت رسمی و غیر رسمی است که قدرت رسمی در موقعیتها، قوانین و دستورالعملها تحقق پیدا می‌کند و قدرت غیر رسمی از رفتارها و نگرشهای افراد به وجود می‌آیند.
به طور کلی رویکردهای کلاسیک در خصوص قدرت عمدتاً بر منابع قدرت پاداش، تنبیه و اجبار، مشروعیت، مرجعیت، تخصص و اطلاعات تأکید دارد. علاوه بر موارد فوق در این خصوص می‌توان به منابع جدیدی از قدرت نظیر منابع زمینه ای که خود شامل مواردی چون فرهنگ، محیط، تصمیم گیری، منابع و شبکه ها اشاره نمود. با توجه به مطالب فوق می‌توان منابع قدرت را در پاداش، تنبیه و اجبار، مشروعیت، مرجعیت، تخصص، اطلاعات، فرهنگ، اخلاق و چیرگی محیطی خلاصه کرد (ترک زاده و معینی، 1391).
منابع قدرت
اطلاعات
مشروعیت
فرهنگ
تنبیه
چیرگی محیطی
تخصص
مرجعیت
اخلاق
پاداش

شکل2-9. انواع منابع قدرت
منبع: (معینی، ترک زاده، محمدی، خادمی،1390، ص174)
برخی نیز قدرت را حسب سطوح مختلفی که تشکیل دهنده آن هستند بررسی می‌کنند. به عنوان مثال فینچ من (1992)قدرت را بر حسب سه سطح فرایندی، نهادی و سازمانی مورد بررسی قرار می‌دهد که در زیر به اختصار شرح داده می‌شوند.
سطح فرایندی: در این سطح قدرت در فرایند تعامل روزانه تولید می‌شود. قدرت بر سیاست کوچک زندگی سازمانی تمرکز دارد.
سطح نهادی: در این سطح قدرت بر اجتماع خارجی و ساختار اقتصادی تمرکز دارد که باورهایی را درباره اجتناب ناپذیر بودن اختیار مدیریتی بوجود می‌آورند.
سطح سازمانی: بر سیستم قدرت خود سازمان