اهداف آموزش مهارت های زندگی :

مجموعه مهارت های زندگی نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگی حال نمی اندیشد بلکه به توانمندی آنان جهت زندگی آینده نیز تاکید می ورزد . در ضمن متمرکز بر شکوفایی توانایی های بالقوه افراد است به طور کلی هدف از مجموعه مهارت های زندگی ، کمک به فرد جهت حرکت از توانایی ها و ضعف های مهارتی به سوی مهارت های توانمند و قوی و سازنده می باشد . چنین مهارت های زندگی ، تصمیمات متعهدانه فرد را در بر می گیرد .

مسئولیت پذیری یا تعهد فردی یک مفهوم مثبتی است که طبق آن افراد نسبت به سلامتشان و اتخاذ تصمیمشان در مسائل زندگی خویش متعهد هستند . در واقع هدف نهایی مهارت های زندگی این است که افراد مسئولیت برتری و شایستگی فردی خویش را بپذیرد . این شایستگی فردی شامل احساس کفایت و شایستگی سطح بالا ، سلامت روانی ، خودشکوفایی و پذیرش مسئولیت فردی می باشد . در نتیجه می توان گفت مجموعه مهارت های زندگی هم اهداف پیشگیرانه دارد و هم کنترل و مدیریت مشکلات و همانند سبک رویکرد آموزش هم برای مداخلات گروهی و هم فردی مناسب است .

به گزارش سازمان بهداشت جهانی ، هدف از آموزش مهارت های زندگی ، افزایش توانایی های روانی – اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده با بهداشت سلامت و ارتقای سطح روانی افراد است .

یکی از اهداف اصلی برنامه مهارت های زندگی ، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است ، مطالعات بسیاری در مورد تاثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی در ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارت ها سبب افزایش عزت نفس ، بهبود رفتارهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی ، افزایش رضایت سیستم خانوادگی و سازگاری با خانواده ، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارت های مقابله ای شده است .

یافته ها ، به اثرات مثبت این آموزش ها بر مهارت دانش آموزان در حل مشکلات بین فردی و مقابله با اضطراب دلالت دارند . به دنبال چنین آموزش هایی ، شرکت کنندگان قادر می شوند تا تعارض های خود را با همسالان به نحو سازنده ای حل نمایند و محبوبیت بین فردی بیشتری یابند . یافته ها همچنین تاثیر آموزش مهارت های زندگی را در پیشگیری از خودکشی و خشم و خشونت نشان داده است ( باقری ، ۱۳۸۰) .

هازل[۱](۱۹۸۳) مطرح کرد که نوجوانان دارای اعمال غیر قانونی، مهارت های لازم را جهت پیشبرد اهدافشان از طریق قانونی و مجاز ندارند. به علاوه نوروزها و سایکوزها نیز ناشی از نقص در رشد مهارت های زندگی است . (داردن وگینتر،۱۹۹۶)

شینکه وکیلچرست (۱۹۸۳)، بوتوین(۱۹۹۷) با مروری بر مطالعات پژوهشی که تاثیر آموزش مهارت های زندگی را مورد ارزیابی قرار می دهند ، اظهار می دارند که این گونه رویکردها            می توانند میزان سیگار کشیدن را از ۵۰ تا ۷۵ درصد کاهش دهند. در یکی از مطالعات ، بوتوین و همکارانش (۱۹۹۰) با آموزش هشت نوع مهارت زندگی از دیدگاه شناختی ـ رفتاری به ۴۴۶۶ دانش آموز دوره  راهنمایی در ۵۶مدرسه ایالت نیویورک ،‌اثر  بخشی این روش را در پیشگیری از مصرف مواد بخصوص سیگار مورد بررسی قرار دادند. مهارت های مورد نظر ایشان عبارت بودند از :

  • اطلاعاتی در مورد مصرف مواد
  • تصمیم گیری
  • تاثیر رسانه ها
  • رفتار خود هدایتی
  • مدیریت اضطراب
  • مهارت های ارتباطی
  • مهارت های اجتماعی
  • مهارت های جرات ورزی

مدت آموزش و ارزیابی اثرات این مهارت ها سه سال به طول انجامید و در طول این سه سال ، میزان گرایش ،‌میزان مصرف  و تغییر مهارت های مورد نظر با کمک معلمین تعلیم دیده ، مورد مشاهده قرار گرفت . یافته های پژوهش فوق تایید محکمی است بر اثر بخشی رویکرد شناختی ـ رفتاری در پیشگیری از مصرف مواد در بین دانش آموزان مقطع راهنمایی . در این پژوهش نشان داده شده ، مصرف سیگار ، الکل و ماری جوانا کاهش یافته است. نکته قابل توجه در نکته مذکور این است که اثر بخشی روش های فوق در کاهش مصرف سیگار نسبت به سایر مواد بیشتر بوده است(رضایی، ۱۳۷۷).

 

آموزش مهارت های زندگی در پیشگری از خشونت و بزهکاری نیز کارایی داشته است . در یک برنامه ی پیشگیری از خشونت به ۱۳۵ دانش آموز مهارت حل مساله آموزش داده شد. نتایج نشان داد که افراد شرکت کننده در برنامه ، در مقایسه با گروه کنترل، با مشکلات اجتماعی کمتری روبروبوده و کمتر به راه حل های خشونت آمیز متوسل شده اند و عواقب منفی بیشتری برای خشونت مطرح کرده اند(سازمان بهداشت جهانی ،‌ترجمه نوری قاسم آبادی و محمدخانی،‌۱۳۷۷).

در پژوهشی که اثر آموزش مهارت های زندگی را در زمینه ی خود آگاهی بررسی نمود، نتایج نشان داد که به دنبال این آموزش دانش آموزان صداقت بیشتر، نوع دوستی بیشتر و پرخاشگری کمتری از خود نشان دادند (سازمان بهداشت جهانی ،‌ترجمه نوری قاسم آبادی و محمدخانی،‌۱۳۷۷).

۱-Hazel

۴مبانی نظری برنامه آموزش مهارت های زندگی

پایه مطالبی که در آموزش مهارت های زندگی به کار برده می شود ، اطلاعاتی است که از نحوه یادگیری کودکان و نوجوانان از طریق مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن بدست می آید و در واقع مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی بندورا ( ۱۹۷۷) ، می باشد . در نظریه یادگیری اجتماعی بندورا ، یادگیری فرایندی فعال و مبتنی بر تجربه است و به همین جهت کودکان در جریان یادگیری و آموزش ، فعالان به امر یادگیری مهارت های زندگی ، می پردازند . بنابراین در این آموزش از روش هایی که شرکت فعالانه کودکان و نوجوانان را در امر تسهیل می بخشد ، استفاده می شود . این شیوه شامل تشکیل گروه های کوچک یا گروه های دو تایی ، با روش  بارش فکری ، ایفای نقش و بحث و مناظره می باشد ( سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری ، قاسم آبادی و محمدخانی ، ۱۳۷۷) .

در تئوری یادگیری شناختی نوین که مبتنی بر مدل عملکرد سالم روانی انسان است سه اصل مطرح می شود : فرض یا اصل اول بر این است که کودک زندگی خود را با یک توانایی ذاتی جهت عملکرد روانی سالم آغاز می کند . این توانایی ذاتی شامل تمایل به یادگیری و انگیزش جهت رشد و شکوفایی توانایی های بالقوه در جهت سبک زندگی اجتماعی سالم می باشد . بنابراین در این دیدگاه عزت نفس فطری است و نیازی به یادگیری و رشد و افزایش ندارد . فرضیه یا اصل دوم این تئوری آن است که بزهکاری و دیگر رفتارهای انحرافی از طریق یادگیری حاصل می شوند . کودک و نوجوان در شرایطی است که اگر هر عاملی را که متفاوت و یا در تعارض با الگوی او باشد ، دریافت نماید ، دچار احساس نا امنی مانند خشم ، اضطراب و افسردگی خواهد شد . بنابراین هر زمان که الگوی کودک و نوجوان دچار دگرگونی شود یا مورد تهدید قرار گیرد ، او به طور ناخودآگاه احساس نا امنی خواهد نمود ، و این احساسات بعدها به صورت رفتارهای انحرافی مانند بزهکاری ، سوء مصرف مواد مخدر و شکست تحصیلی نمایان خواهد شد . بنابراین اگر کودکان و نوجوانان یک سیستم شناختی نا آشنا را به طرح شناختی اولیه خویش ضمیمه نکنند ، در آن صورت توانایی ذاتی و فطری آنان جهت عملکرد سالم طبیعی و رفتار تکامل یافته ، عزت نفس و سلامت عاطفی تکامل خواهد یافت . اصل سوم آن است که هر توانایی ذاتی کودک برای سلامتی و عملکرد روانی تکامل یافته می تواند در جهت رفتارهای بزهکارانه و خود تخریبی بر انگیخته شود . بنابراین اگر شرایط اصلی موجود باشد ، کودکان و نوجوانان می توانند توانایی تفکر خویش را به کار اندازند و از این طریق عملکرد روانی سالم و طبیعی خویش را به دست آورند . بنابراین طبق مدل تئوری یادگیری شناختی نوین ، نوجوانان خطر آفرین سطوح بالاتری از احساس ناامنی آموخته شده دارند و از طرفی آن ها می توانند به چهار چوب های شناختی که نا امنی کمتری را تحریک می کنند ، دست یابند . به نظر میلز( ۱۹۸۷) ، تحقیقات اخیر در مورد جوانان خطر آفرین بر پایه تئوری یادگیری شناختی نوین می باشد .طبق نظر محققان ، جوانان خطر آفرین شرایط موجود را بیشتر از طریق استفاده از یک سیستم تفکر شناختی موجود که به طور خودکار برنامه ریزی می شود و بر اساس یادگیری شناختی نوین بر اساس مطالعات و تحقیقات برنامه های پیشگیرانه می باشد .

لانگ و شرر[۱]،‌در تحقیقی دریافتند که منبع کنترل مجرمانی که تحت آموزش مهارت های زندگی و بحث گروهی بودند به طور معناداری از منبع کنترل بیرونی به درونی تغییر یافت.

 

رویکرد مداخله ای مهارت های اجتماعی در مورد کودکان و نوجوانان کاربرد دارد. این رویکرد مربوط به کارهای لازاروس[۲](۱۹۷۱) و گلداشتاین [۳](۱۹۷۳) می شود(ناصری،۱۳۸۴). زمینه تحقیقات در آموزش مهارت های اجتماعی بر اساس رویکرد رفتارگرایی می باشد . تحقیقات مختلف ارتباط بین رفتار پرخاشگرانه و مهارت های اجتماعی ضعیف را گزارش کرده اند. در ضمن تحقیقات نشان می دهد که بین مهارت های اجتماعی ضعیف و پیشرفت تحصیلی ضعیف و زیر متوسط ارتباط وجود دارد. به علاوه نقص های مهارت های اجتماعی در کودکان پیش بینی کننده قوی در مورد مشکلات سلامت روانی در آینده از قبیل بزهکاری، رفتارهای ضد اجتماعی و خشونت آمیز، سوء مصرف مواد مخدر و الکل و افت تحصیلی هستند . آموزش مهارت های اجتماعی موجب پیشرفت تحصیلی، تعامل مناسب با همسالان و بهبود عزت نفس می شوند و همچنین توانایی آنها را در روابط مسالمت آمیز با افراد معنادار در زندگی (والدین ، معلمین و اعضای دیگر خانواده ) بهبود می بخشد.

عزت بدنی به بخش عاطفی تصور یا احساسات شخص در مورد بدن خودش برمی گردد(فرانزو و شیلدز[۴]، ۱۹۸۴ ، به نقل از هنری کوییز و کالهون [۵]،۱۹۹۹). عزت بدنی پایین با آسیب پذیری نسبت به افسردگی ، اضطراب ، عزت نفس پایین و اختلالات خوردن ارتباط دارد (هنری کوییز و کالهون، ۱۹۹۹،به نقل از شریفی،۱۳۷۲).

میلز ( ۱۹۸۷) ، معتقد است که جوانان خطر آفرینی که در برنامه های پیشگیرانه شرکت نموده اند سطوح بالاتری از عملکرد روانی سالم نشان دادند و در انواع روابط مثبت ، سالم و سازنده با بزرگسالان ، معلمان و همسالان درگیر شدند . همچنین در نگرش های مثبت ، توانایی حل مسئله

منطقی – عقلانی ، رفتار اجتماعی ، انگیزش در دستیابی به اهداف تحصیلی و سبک زندگی بهنجار و سالم بهبودی نشان دادند . بنابراین طبق این تئوری هدف پیشگیری اولیه ، ایجاد شرایطی است که عامل ایجاد کننده اسناد نا ایمنی را به حداقل رساند و در ضمن بر محیط امن مثبت و سازنده و بدون تهدید اتکاء نماید تا بهداشت روانی طبیعی کودکان و نوجوانان به طور مناسب تامین گردد . در تایید این مطلب از یکی از برنامه های مداخله ای طبق مدل یادگیری شناختی نوین در سال ۱۹۸۷ نتایج مثبتی حاصل شد ، به طوری که میزان فرار از مدرسه به صفر رسید . میزان شکست تحصیلی در دبیرستان به حداقل رسید و بهبود کلی در دانش آموزان خطر آفرین دبیرستانی بدست آمد . همچنین بهبود معناداری در عزت نفس و سلامتی روانی آن ها ایجاد شد . حتی والدین آنها نیز در عزت نفس و سلامت روانی خود بهبود معنا داری نشان دادند و در نهایت میزان سوء مصرف مواد مخدر و کودک آزاری و غفلت از کودکان کاهش یافت .پیشگیری از مشکلات آینده  آنها راآماده می سازد و به این ترتیب موجب می شود که آن ها بتوانند سلامت جسمانی و روانی خودشان را بهبود بخشند (یاد آوری ،۱۳۸۳).

به عقیده مورای ( ۱۹۹۸) ، هدف برنامه های ترویجی بهداشت روانی کمک به رشد و حفط توانایی های روانی افراد در مقابله با مشکلات زندگی است . از همین رو برنامه های آموزش مهارت زندگی می تواند هدف بهداشت روانی را به مرحله اجرا بگذارد . این گونه برنامه های جامع و چند جانبه می تواند برای گروه های سنی ۱۲ تا ۱۷ سال ارائه شود که شامل دو زیر مجموعه است :

زیر مجموعه اول می تواند در جمعیت وسیعی به کار برده شود و هدفش بهبود مهارت های زندگی (افزایش بهداشت روانی ) است . زیر مجموعه دوم در موقعیت های ویژه در مورد نوجوانان در معرض خطر کاربرد دارد و هدفش کاهش عوامل احتمالی خطر زا (پیشگیری از اختلالات روانی ) می باشد (گنجی،۱۳۷۹).

طرح تحقیقاتی چارلی[۶] نمونه ای از برنامه آموزش مهارت های زندگی پیرامون مصرف مواد برای دانش آموزان مقطع ابتدایی می باشد که در ایالات متحده آمریکا اجرا شده است. یک ارزیابی که اخیراً از طرح این مرکز به دست آمده است که برنامه های آموزشی پیشگیرانه از مصرف مواد در مدارس ابتدایی می تواند اثر پیشگرانه اساسی سوء مصرف مواد در آینده داشته باشد و مصونیت ایجاد کند (بارلو،‌اینانک،‌البورن و وایتنل[۷]، ۱۹۹۸به نقل ازسرخوش،۱۳۸۴).

برخی از ارزیابی ها ثابت کرده اند که شرکت در کلاس های آموزش مهارت زندگی موجب ایجاد عزت نفس می شود.بر طبق یک تئور ی ، عزت نفس انگیزش را تقویت می کند، انعطاف پذیری در مقابل تغییرات را افزایش می دهد و نگرش های مثبت در جهت پیشرفت احساس خود کفایتی را تقویت می کند. در یک تحقیق نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی به زنان منجر به افزایش عزت نفس و حمایت اجتماعی و احساس کفایت می شود که این امر نشان دهنده اهمیت این برنامه است. (ویچروسکی [۸] ،۲۰۰۰)

برنامه های مرتبط با افزایش برنامه ها که هدفش کفایت و شایستگی تحصیلی ( از جمله بهبود مهارت ها برای کاهش اضطراب امتحان و کاهش اضطراب اجتماعی ) ، رشد استدلال شناختی

( مانند مهارت های تصمیم گیری ) و راهبردهای خود نظم دهی ( مانند کاهش افکار اضطرابی رنج آور ) است ، می تواند کفایت اجتماعی را افزایش دهد (شی یر و بوتوین ، ۱۹۹۸) .

به نظر کلینگمن ( ۱۹۹۸) ، برنامه آموزش مهارت های زندگی از رویکردهای پیشگیرانه نشات

می گیرد و این رویکردهای پیشگیرانه مبتنی بر روانشناسی پیشگیری اجتماعی می باشد که هدف آن آموزش و ترویج شایستگی هاست . بنابراین یکی از این مداخلات در جهت افزایش رشد روانی و سازگاری در مدرسه ، آموزش روانی می باشد . آموزش روانی منجر به این می شود که دانش آموزان به آگاهی ها و مهارت های لازم در برخورد با مشکلات زندگی واقعی مجهز شوند . با توجه به این مطالب می توان گفت که آموزش روانی و مهارت های زندگی ، پیشگیری اولیه محسوب می شوند . امروزه با توجه به رشد روز افزون بیماری ایدز، لزوم اجرای برنامه های آموزش مهارت های زندگی جهت پیشگیری از ایدز بین نوجوانان آشکار شده است. به این معنا که اگر نوجوانان بتوانند به خوبی مهارت های زندگی را یادبگیرند، در آن صورت می توانند خودشان را در مقابل ویروس HIV محافظت نمایند. بنابر این زمانی که یاد بگیرند چگونه تصمیمات خود را در مورد روابط با دیگران بیان کنند و در مورد تصمیماتشان جدی و سخت باشند و همچنین در مقابل فشار های اطرافیان جهت مصرف مواد و روابط جنسی مقاومت نمایند، از بسیاری از مشکلات پیشگیری خواهد شد

به طور کلی علاوه بر شیوع مشکلاتی نظیر بزهکاری ، خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی ، سوء مصرف مواد مخدر، شکست تحصیلی، اضطراب، افسردگی و دیگر مشکلات آسیب زننده به سلامتی نوجوانان ، حتی نوجوانانی که بهنجار نامیده می شوند نیز نوعاً دوره هایی از افسردگی ، اضطر اب ، درگیری و اختلاف با بزرگسالان و تسلیم فشار همسالان شدن را تجریه می کنند.(کلی [۹]۲۰۰۰).

یک مجموعه وسیعی از ادبیات تخصصی مربوط به رویکرد مهارت های زندگی پیرامون بزهکاری نوجوانان و جود دارد. یک جنبه از مهارت های زندگی که در واقع جنبه درمانی وسیعی دارد شامل آموزش مهارت های اجتماعی می باشد. استفاده از آموزش مهارت های اجتماعی در مورد نوجوانان بزهکار بر این فرض مبتنی است که آنان در مهارت های اجتماعی خود دارای نقص هستند. کسب این مهارتها مستقیما در کاهش تعاملات مشکل زا با دیگران موثر است (کادیش و همکاران ، ۲۰۰۱).

طبق نظر ریکساچ [۱۰]( ۱۹۹۶) ، برنامه های آموزش مهارت های زندگی شامل بحث های گروهی   می باشد که یک موقعیت مناسبی را جهت کسب مهارت های ارتباطی و تعامل با دیگران فراهم  می نماید . در واقع لزوم همکاری شرکت کنندگان با یکدیگر موجب افزایش توانایی و اثر بخشی افراد در رفتارهای بین فردی می شود . آموزش مهارت های زندگی یا آموزش بهداشت مبتنی بر             مهارت های مربوط به رشد توانایی های است که نسل جوان را برای برخورد موثر با نیازها و چالش های زندگی روزمره به ویژه در زمینه بهداشت جسمانی ، عاطفی و اجتماعی توانمند             می سازد .

پروژه آموزش مهارت های زندگی یکی از برنامه های بهداشت روانی « سازمان بهداشت جهانی » برای کودکان و نوجوانان در مدارس می باشد . این برنامه ها که در سطوح محلی و ملی و بین المللی در جهان انجام می پذیرد ، شامل رشد و گسترش آموزش مهارت هایی در زمینه زندگی شامل مهارت های ارتباطی ، تصمیم گیری ، تفکر انتقادی ، همدلی و مقابله با استرس می باشد .آموزش مهارت های زندگی جهت پیشبرد و افزایش بهداشت روانی در مدارس طرح ریزی             می شود . این برنامه آموزشی به کودکان و نوجوانان کمک می کند تا مهارتهای مورد نیاز در برخورد با نیازها و چالش های زندگی جدید را کسب کنند . این مهارت ها ، آن ها را در مقابل استرس ها و فشارهای زندگی که ممکن است سلامتی آن ها را در معرض خطر قرار دهد ، محافظت کند . سازمان بهداشت جهانی اولین گزارش خود را از خدمات بهداشتی مربوط به مدرسه در سال ۱۹۵۰ گزارش نمود . چندین دهه بعد اولین داده های معنادار از برنامه آموزش مهارت های زندگی مطرح گردید که به اهمیت نقش مدارس در کمک به کودکان و نوجوانان در کسب مهارت های زندگی جهت تامین و افزایش سطح روانی اشاره شد ( سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمدخانی ، ۱۳۷۷) .

انیسکیویچ و وایسونگ [۱۱](۱۹۹۰) پژوهش کنترل شده وسیعی درباره تاثیر آموزش مهارت  های زندگی در پیشگیری از سوء مصرف مواد بر روی جمعیت ۶۷۸ نفری از دانش آموزان کلاس پنجم انجام دادند. مقایسه پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که مهارتهای مقابله ای گروه آزمایشی در مقابل گروه کنترل، افزایش چشمگیری یافت (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷).

الیاس (۱۹۹۱)، در یک مطالعه طولی ۶ ساله در مورد پیامد های برنامه پیشگری اولیه و آموزش مهارت های زندگی نشان داد که بدنبال آموزش ، رفتارهای مناسب اجتماعی افزایش یافته و رفتارهای منفی و خود تخریبی کاهش می یابد (سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی، ۱۳۷۷).

پروژه رشد اجتماعی (ستیل)[۱۲] که توسط هاوکینز[۱۳] اجرا شد، و با هدف کمک به نوجوانان جهت رشد مهارت های زندگی لازم برای عملکرد موفقیت آمیز در محیط های اجتماعی از طریق درگیری فعال خانواده ، مدرسه و گروه همسالان به وجود آمد،‌به نتایج مثبتی دست یافت . نتایج مثبت این تحقیق شامل کاهش رفتار بزهکارانه ، سوء مصرف مواد مخدر ، افزایش احساس مسئولیت نوجوانان نسبت به خانواده ، مدرسه و جامعه بود. (آقاجانی، ۱۳۸۱).

۱-Long & sherer

۱-Lazarus

۲-Goldstein

۳-Franzo & Shields

۴-Henriques & Calhoun

۱-Charlie

۲-Barlow; Enock ;Elbourne & Witnell

۳-Wichroski

۱-kelley

۲-Reixach

۱-Aniskiewich & Wysong

۲-Seattle

۳-Hawkins

مهارت های حل مساله / تصمیم گیری

این نوع از مهارت های زندگی شامل مهارتهای لازم برای شناسایی مشکل، جستجوی اطلاعات،  ارائه راه حل هایی در مورد مشکل ، ارزیابی و تحلیل از آنها ، اجرای راه حل نهایی ، تعیین هدف ، مدیریت زمان ، تفکر انتقادی و حل تعارض می باشد  (کادیش و همکاران ، ۲۰۰۱ ،به نقل از محمد خانی،۱۳۸۰).

پایان نامه ها

حل مساله سطح عمده ای از مهارت شناختی است و تفکری است که از مجموعه نگرش ها ، رفتارها و مهارت هایی که می تواند آموخته شود ، تشکیل می شود این بعد از مهارت های زندگی شامل دو فرایند حل مساله می باشد .فرایند خودکار یا اتوماتیک و فرایند ارزیابی کننده. فرایند خودکار مربوط به روش می شود که افراد مسائل خودشان را از طریق راهبردهای تجربه شده در گذشته حل می کنند . فرایند ارزیابی کننده ، رسمی تر و شکل یافته تر است و شامل شناسایی مشکل ، ارائه راه حل ها ، ارزیابی راه حل ها ، انتخاب ها و تعیین پیامدهای آنها و در نهایت انتخاب یک روش مناسب به وسیله فرمول بندی یک طرح یا برنامه جهت حل مشکل می باشد            ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۴).

انتخاب های تحصیلی و شغلی دو نمونه از تصمیماتی هستند که به توانایی در این بعد از مهارت های زندگی مربوط می شوند . گازدا مطرح نمود که این بعد از مهارت های زندگی مراحلی دارد که این مراحل عبارتند از جهت گیری کلی ، تعریف مسئله یا مشکل، ارائه راه حل، ارزیابی راه حل ها ، و تصمیم گیری. به نظر وی اگر چه اصطلاح حل مسئله و تصمیم گیری همراه با هم یک بعد از مهارت های زندگی را تشکیل می دهد اما بین آنها تمایز وجود دارد . اصطلاح حل مسئله در مورد اموری که دارای یک راه حل مناسب و مشخص هستند به کار می رود . اما اصطلاح تصمیم گیری بیشتر در مورد موقعیت هایی به کار می رود که با موضوعات و مسائلی که راه حل مشخص و مناسب ندارند ، سرو کار دارند ( داردن و گازدا ، ۱۹۹۶) .

 

 

۲-۳-۳ مهارت های مربوط به سلامت جسمانی / حفظ سلامتی

این نوع از مهارت های زندگی شامل مهارت هایی هستند که مربوط به رشد حرکتی و تعادل ، حفظ تغذیه مناسب ، کنترل وزن ، سلامت جسمانی ، ورزش جنبه های فیزیولوژیکی جنسی ، کنترل استرس و انتخاب فعالیت های تفریحی می شود( کادیش و همکاران ، ۲۰۰۱به نقل از محمد خانی،۱۳۸۰).

سلامت جسمانی بسیار نزدیک و وابسته به سلامت روانی است . عوامل چند گانه ای هم روی جنبه های جسمانی و هم در جنبه ی روانی تاثیر می گذارد از جمله جذابیت جسمانی ، تناسب کلی بدن ، وزن بدن خود پنداره یا تصور از خود ، عزت نفس ،منزلت اجتماعی و تعامل با دیگران.  تاکروپیج (۱۹۹۴) ، طی مطالعه ای آشکار کردند که افرادی که عزت نفس بالاتری دارند،اغلب نیازهای اجتماعی آنان تحقق یافته است و کمتر احساس استرس می کنند . همه این جنبه هایی که تجربه می کنند یک راه موثری برای حفظ تندرستی هستند ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۰).

اصول متنوعی برای رشد سبک زندگی توسط گازدا ( ۱۹۸۷) ،فرض شده است . از جمله این اصل که یک سبک سالم زندگی به جای اینکه به عنوان سبک هدف مورد نظر قرار گیرد باید به عنوان یک فرایند در نظر گرفته شود . به علاوه آنها پنج هدف را برای این بعد از مهارت های زندگی (سلامت جسمانی / حفظ سلامتی ) مشخص کرده اند .

  • احساس خوب داشتن و شور وشوق و علاقه برای زندگی
  • سلامت جسمانی داشتن
  • مصون ماندن از بیماریهای واگیردار و مسری
  • مصون ماندن از خشونت و تصادفات
  • به حداقل رساندن وقوع و شدت بیماریهای جسمانی و مزمن

۲-۳-۴ مهارت های رشد هویت / هدف در زندگی

این نوع از مهارت های زندگی شامل مهارت های لازم جهت افزایش رشد هویت فردی و شناخت عاطفی هیجانی از جمله خودکنترلی ، حفظ دیدگاه مثبت نسبت به خود ، سازگاری با محیط ، تعیین ارزشها ، رشد نقش جنسیتی و اتخاذ تصمیمات اخلاقی می باشد (کادیش ، گلاسر ، کالهون و گینتر ، ۲۰۰۱به نقل از محمد خانی،۱۳۸۰).

نوجوانان در این سن با هویت اجتماعی ، جنسیتی ، تحصیلی و شغلی خویش مواجه می شوند . میوز [۱](۱۹۹۳) ، دریافت که رشد و حمایت اجتماعی توسط دوستان در موقعیت تحصیلی ، رشد هویت شغلی را بر می انگیزد . وی همچنین دریافت که والدین بیشتر در مورد موضوعات مرتبط با تحصیل و شغل و حرفه تاثیر گذارند ، در حالی که همسالان بیشتر در موضوعات مربوط به اوقات فراغت تاثیر گذارند . دانش آموزانی که در مدرسه عملکرد خوبی دارند ، احساس قویتری از هویت شغلی خویش دارند که منجر به احساس امنیت و اطمینان بیشتری می شود . از آنجایی که انتخاب ها و تصمیمات شغلی و تحصیلی از مهم ترین نیازهای رشدی نوجوانان است به همین جهت مهارت های زندگی در تمامی ابعاد باید به حد مطلوب خود برسد . تمام تحقیقات در این زمینه نشان دهنده تاثیر متقابل این ابعاد بر یکدیگر است . به طوری که رشد یکی از جنبه های مهارت های زندگی بر تمامی جنبه های دیگر موثر است  ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۴).

آموزش مهارت های زندگی که توسط « بوتوین و تورتو » بر روی جمعیت عادی اعتباریابی شده است ، مبتنی بر رویکرد تاثیرات اجتماعی ( نفوذ و فشار اجتماعی ) و تئوری یادگیری اجتماعی است و مدلی در زمینه پیشگیری می باشد .

« بوتوین » و همکارانش چندین مطالعه در رابطه با نتایج برنامه آموزش مهارت های زندگی انجام داده اندو به نتایج مثبتی در این زمینه دست یافته اند (کرس و الیاس ، ۱۹۹۳) .

به اعتقاد شینکه ( ۱۹۸۴) ، نوجوانی زمان کسب مهارت های بزرگسالی و رفتارهای خطر – جویانه است و به جای اینکه نوجوانان این مهارت ها را به صورت تصادفی و آزمایش و خطا بیاموزند بهتر است ، آنها را به صورت رسمی و منظم به آنان آموخت . در این روش سعی بر این است تا نوجوانان مهارت های کفایت شخصی و اجتماعی را بیاموزد تا بتوانند با مشکلات روبرو شوند ، آنها را پیش بینی و کنترل کنند و سلامتی روانی ، جسمانی و اجتماعی خود را افزایش دهند .           ( آقاجانی ، ۱۳۸۱) .

طبق نظر بوتوین و کانتور ( ۲۰۰۰) اجزاء مهارت های زندگی شامل مهارت های خود مدیریتی و مهارت های اجتماعی می باشد . مهارت های خود مدیریتی فردی شامل توانایی تصمیم گیری و حل مساله ، آگاهی از تاثیرات اجتماعی و مقاومت در برابر آن ، مقابله با اضطراب ، خشم و ناکامی، تعیین هدف ، خود رهبری و خود تقویت دهی می باشد . مهارت های اجتماعی نیز بخشی از مهارت های زندگی است که شامل برقراری ارتباط اجتماعی ، مهارت های جرات مندی کلامی و غیر کلامی ، احترام گذاشتن و افزایش شایستگی اجتماعی با دانش آموزان می باشد (طارمیان ، ۱۳۷۸) .

مهارت های زندگی باید در تمامی ابعاد به حد مطلوب خود برسد . تمام تحقیقات در این زمینه نشان می دهند تاثیر متقابل این ا بعاد بر یکدیگر است به طوری که رشد یکی از جنبه های مهارت های زندگی بر تمامی جنبه های دیگر موثر است ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸) .

نلسون – جونز ( ۱۹۹۲) در کتاب درمان ، مشاوره و مسئولیت پذیری فردی ، مهارت های زندگی را در چهار بعد سلامت روانی طبقه بندی کرده است که عبارتند از :

۱-مسئولیت پذیری ، ۲- واقع گرایی ، ۳- وابستگی و ارتباط مناسب ، ۴- فعالیت ارزشمند مفید و رضایت بخش .

در طبقه بندی دیگری ، توسط نلسون – جونز (۱۹۹۲) ، مهارت های تفکر ، مهارت های عملی و مهارت های مربوط به احساسات متمایز شده اند .

الف- مهارت های تفکر شامل موارد ذیل می باشند :

  • برخورداری از یک ادراک منطقی و واقع بینانه
  • مسئولیت پذیری تصمیمات فردی
  • مقایسه با مکالمه منفی با خویش
  • انتخاب قوانین فردی واقعی و منطقی
  • ادراک صحیح و درست از مسائل
  • اسنادهای صحیح و مناسب
  • پیش بینی احتمالات و نتایج به طور منطقی
  • تعیین اهداف فردی
  • تمرین مهارت های تصمیم گیری

۱۰- مهارت کنترل مشکلات

ب- مهارت های عملی شامل موارد ذیل می باشند :

۱- مهارت های ارتباطی : شامل برقراری ارتباط ا ولیه ( آغاز گر ارتباط بودن ) ، مکالمه ، گوش دادن فعال ، توجه نشان دادن ، بیان احساسات خود ، کنترل خشم و تعارض .

۲- مهارت های فرزند پروری : شامل تربیت اخلاقی و اجتماعی فرزندان

۳ – مهارت های مطالعه و تحصیل : شامل مدیریت زمان به طور موثر ، شیوه صحیح نوشتن مقالات ، کنترل اضطراب امتحان ، شرکت در بحث های گروهی و صحبت کردن در جمع .

۴- مهارت های کاری : شامل جستجوی کار ، مدیریت و نظارت ، کار به صورت گروهی ، مذاکره کردن ، کنترل موقعیت ها ، بدست آوردن اکثر موقعیت های کاری و ارائه و دریافت پسخوراند .

۵- مهارت های تفریحی : شامل جستجوی تفریحات ارضاء کننده و رضایت بخش ، تمایل به کسب مهارت در زمینه فعالیت های ویژه ، داشتن توانایی برای آرامش منفعلانه و دست یافتن به سر گرمی های شادی بخش و مناسب .

۶- مهارت های بهداشتی : شامل رعایت اعتدال در تغذیه ، اجتناب از سیگار کشیدن ، نوشیدن الکل و سایر مواد اعتیاد آور ، حفظ تناسب جسمانی ، کنترل استرس و رعایت تعادل مناسب بین کار ، روابط خانوادگی و اجتماعی و فعالیت های تفریحی .

۷- مهارت های مشترک اجتماعی : شامل همسایه خوب بودن ، شرکت در فعالیت های اجتماعی و فعالیت جهت تغییرات اجتماعی دلخواه و مناسب .

ج- مهارت های مربوط به احساسات :شامل : آگاهی از اهمیت احساسات ، توجه به خواسته ها و آرزوها ، احساس همدلی درونی ، اگاهی از احساسات بدنی ، توانایی تجربه ، احساس لذت ، عشق و محبت ، آگاهی کامل داشتن از محدودیت ها (مانند مرگ  ) ، آرامش سازی و کنترل اضطراب و استرس ، احساس پذیرش خود و خود اثر بخشی ( به نقل از آقاجانی ، ۱۳۸۱) .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (۲-۲)خلاصه برنامه ی آموزش مهارت های زندگی به منظور افزایش سلامت روان و عزت نفس کودکان

موضوعهدف و محتوای آموزشینتایج
 

 

 

خودآگاهی

– کمک به دانش آموز برای شناخت توانایی و کاستی های خود به صورت انتزاعی و خلاق

– تمرین پر کردن برگه ی اهمیت آشنایی با خصوصیات فرد

– بحث گروهی در خصوص ضعف خودآگاهی در ایجاد آسیب های روانی – اجتماعی

– بررسی رابطه ی بین احساسات وآسیب های روانی – اجتماعی افراد

توانایی تجسم بصری علایق و استعدادها و شناخت فرد
 

 

هم دلی

– کمک به دانش آموز برای پی بردن به اهمیت ابراز وجود به خصوص در موقعیت های دشوار

– بحث در مورد دلایل شایع عدم هم دلی بین افراد و لیست کردن آنها

– هر یک از گروه ها یکی از موقعیت های هم دلی را انتخاب نموده و به ایفای نقش پرداختند.

ایجاد توانایی برای پذیرش و احترام به دیگران ، درک بهتر روابط اجتماعی ، جلب حمایت دیگران
 

 

 

تصمیم گیری

– کمک به فراگیران برای اندیشیدن در مورد آینده و نتایج برخی تصمیمات از طریق سوال کردن

– تصمیم گیری در مورد مسائل زندگی خود

– یادگیری یک الگو برای تصمیم گیری

– پیش بینی عواقب برخی تصمیمات و نحوه ی تاثیر آن بر زندگی

توانایی تصمیم گیری در موردمسائل زندگی

انتخاب رشته تحصیلی و شغل آینده

 

 

 

 

حل مساله

– کمک به فراگیران در مورد حل مشکلات و مسائل زندگی خود

– استفاده از روش مواجهه منطقی با موضوع ، توانایی حل مسائل زندگی خود

– شناخت مشکل و ابعاد آن ، بررسی پیامدهای ناشی از مواجهه با مشکل و مقابله با آن

توانمندی در بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل و مشکلات و انتخاب بهترین راه حل مساله و رسیدن به هدف
 

 

 

 

برقراری ارتباط موثر

– آموزش در مورد چگونگی بیان افکار و احساسات خود به دیگران با بهره گرفتن از اشعار و سروده ها و خواندن دکلمه و انشاء

– انتقال مفاهیم تفاوت بین ارتباط یک سویه و دو سویه

– عوامل موثر در ارتباط دو سویه و احساسات مرتبط با آن

– جلب توجه به اجزای کلامی و غیر کلامی ارتباط و شناخت موانع ارتباط

توانایی در افراد برای برقراری ارتباط کلامی یا رفتاری مناسب با فرهنگ جامعه و موقعیت خود و ارزش ها و باورهای خود
 

 

روابط بین فردی

– این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر با دیگران کمک می کند .

– روش آموزشی این مهارت ، استفاده از بازی ها به خصوص بازی های کلامی ، تقویت ، ایجاد و ابقای روابط دوستانه با دیگران ، تقویت حس روابط گرم و صمیمانه با خانواده و قطع روابط ناسالم با دیگران

ایجاد توانایی در غلبه بر کمرویی و خجالت و گوشه گیری

تقویت مهارت مکالمه بین فردی

ایجاد روابط رفتاری و کلامی سالم و راحت با دیگران

 

 

 

تفکر خلاق

– این توانایی به افراد کمک می کند تا راه حل های مسائل و پیامدهای هر کدام را بررسی کند .

– استفاده از یک آگهی تبلیغاتی برای تحلیل و استخراج نتایج

– روش بارش فکری ، فرد قادر می شود مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود دریابد و باسازگاری و انعطاف پذیری بیشتری به زندگی روزمره بپردازد .

توانمندی افراد آموزش دیده برای خلاقیت و ایجاد طرح های نو و جدید و فکر کردن به چیزهایی فراتر از آن چه موجود است ، مطرح کردن آن چه یک باره به ذهن خطور می کند .
 

 

تفکر نقادانه

– توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب شخصی ، استفاده از تصاویر و تابلو در کلاس ، این مهارت فرد را قادر می سازد در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه همسالان و رسانه های جمعی مقاومت نماید و قدرت اندیشه و تفکر خود را پرورش دهد .توانمندی برای قرار دادن علامت سوال در مقابل انجام هر کار یا رفتاری ، نپذیرفتن هر مساله ای قبل از نقد و بررسی و انتخاب صحیح ترین راه .
 

 

 

مقابله با استرس

– شناسایی منابع تنش و استرس و نحوه ی تاثیر آن بر انسان

– استفاده از روش فعال آموزشی ایفای نقش

– تهیه فهرستی از شایع ترین مشکلات جسمانی و روانی ناشی از استرس میان دوستان و آشنایان ، یادگیری درجات مختلف استرس و شناسایی تنش های مفید و بی ضرر

ایجاد توانایی برای شناسایی منابع استرس ، راه های صحیح مقابله با کاهش آن ، یادگیری تفکیک بین استرس های مفید و مضر .
 

مقابله با هیجان ها

– شناخت انواع احساسات و هیجان ها ، روش آموزشی این مفاهیم ایفای نقش و نمایش بوده ، در این مهارت تفاوت بین احساسات و هیجانات منفی و مثبت آموزش داده شد و موقعیت هایی که موجب بروز هیجان های منفی می گردد مشخص گردید .توانمندی سازی فراگیران در شناخت انواع هیجانات ، تشخیص هیجانات منفی و مثبت و این که در چه زمان و مکانی نوع هیجان متناسب با آن موقعیت را از خود بروز دهند .

[۱] –  Meeus

سازمان بهداشت جهانی بر این عقیده است که :

آموزش مهارت های زندگی در زمینه ارتقاء و افزایش سلامت کودکان و نوجوانان می باشد و مشتمل بر چندین مهارت های اساسی است که عبارتند از :

۱- توانایی تصمیم گیری : این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو موثری در مورد مسائل زندگی تصمیم گیری کند . اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری نمایند . جوانب مختلف انتخاب ها را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند . مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت .

۲- توانایی حل مساله : این توانایی فرد را قادر می سازد ، تا به طور موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمانی منجر می شود .

۳- توانایی تفکر خلاق : این نوع تفکر هم به حل مساله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با بهره گرفتن از این نوع تفکر ، راه حل های مختلف مساله و پیامدهای هر یک از آن ها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد ، تا مسائل را از روی تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانی که مشکل وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست . باسازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد .

۴- توانایی تفکر انتقادی : تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند .

۵- توانایی ارتباط موثر : این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند بصورت کلامی یا غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت ، خود را بیان نماید . بدین معنی که فرد بتواند نظرها، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید . مهارت تقاضای کمک و راهنمایی در موقع ضروری ، از عوامل مهم ایجاد یک رابطه سالم است .

۶- توانایی روابط بین فردی : این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر فرد با انسان های دیگر کمک می کند . یکی از این موارد ، توانایی حفظ روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی به عنوان یک منبع حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد .

۷- توانایی خود آگاهی : توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قوت ، خواسته ها ، ترس و انزجار می باشد . رشد خود آگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط روابط بین فردی موثر و همدلانه است .

۸- توانایی همدلی: یعنی این که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد ، درک کند . همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسان های دیگر را ، حتی وقتی با آن ها بسیار متفاوت است ، بپذیرد و به آن ها احترام بگذارد . همدلی ، روابط اجتماعی را بهبود            می بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

۹- توانایی مقابله با هیجانات : این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد . نحوه تاثیر هیجان ها را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود ، این هیجان ها تاثیر منفی بر سلامت جسمانی  و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت .

۱۰- توانایی مقابله با استرس : این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تاثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تاثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیرهای خود ، فشار و استرس را کاهش دهد ( سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷) .

بروکز یک نقش اساسی و مهم را در رشد تئوری مهارت های زندگی ، به وسیله تحقیقش که منتج به یک طبقه بندی از مهارت های زندگی مبتنی بر رشد انسان شده است ، ایفا نموده است . وی پس از مرور تئوری های رشدی مربوط به عوامل عاطفی ، شناختی ، اخلاقی ، هوشی ، جسمانی ، جنسی ، روانی ، اجتماعی ، شناختی ، اجتماعی و شغلی به ۳۰۵ نوع مهارت زندگی در قالب چهار طبقه و متناسب با سنین مختلف ( کودکی ، نوجوانی و بزرگسالی ) دست یافت که کاربردهای بسیار موثری در امر مشاوره دارد .

بنابراین بر اساس مدل طبقه بندی بروکز ابعاد مهارت های زندگی شامل موارد زیر می باشد :

  • مهارت های مربوط به ارتباط بین فردی / روابط انسانی
  • مهارت های مربوط به حل مساله / تصمیم گیری
  • مهارت های مربوط به سلامت جسمانی / حفظ سلامتی
  • مهارت های مربوط به رشد هویت / هدف در زندگی

طبق نظر بروکز این طبقات کلی با هم ارتباط دارند . در ضمن دارای ماهیتی پویا هستند بطوری که تغییر در یکی از زمینه ها و ابعاد می تواند تاثیر مثبت یا منفی روی زمینه های دیگر داشته باشد (گینتر ، ۱۹۹۹) .

۲-۳ ابعاد مهارتهای زندگی

اکنون هر یک از این ابعاد به طور مفصل توضیح داده می شود .

۲-۳-۱ مهارت های ارتباط بین فردی / روابط انسانی

این نوع مهارت های زندگی ، مهارت های لازم برای ارتباط موثر هستند که منجر به برقراری روابط صمیمانه و تسهیل در ایجاد روابط بین گروه های کوچک و بزرگ ، عضویت و شرکت در جامعه و صمیمت بین فردی می شود ( کادیش ، گلاسر ، کالهون ، و گینتر[۱] ، ۲۰۰۱ ،به نقل ازمحمد خانی ،۱۳۸۰).

این نوع مهارت های زندگی شامل ارتباط کلامی و غیر کلامی برای برقراری ارتباط ، شرکت در فعالیت های اجتماعی ، درگیر شدن در روابط صمیمانه و نزدیک بین فردی و بیان افکار می باشد .  این مهارت ها اغلب در اوائل زندگی از والدین و دیگر اعضای خانواده آموخته می شود . تنها این امر مهم نیست که کودک و نوجوان چگونگی برقراری ارتباط موثر با دیگران را یاد بگیرد بلکه نکته مهم آن است که روابط ایجاد شده و برقراری روابط موثر منجر به افزایش عزت نفس و خود پنداره مثبت در کودک و نوجوان می شود ( پیکلسیمر و هوپر۲ ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۴).

یک نکته مهم در مورد مهارت های بین فردی که چندین تحقیق نیز به آن اشاره داشتند ، ارتباط شایستگی اجتماعی با بعد عاطفی و هیجانی می باشد به طور مثال شورت و سیمونسون۳ ( ۱۹۸۶) ، دریافتند که بزهکاران دارای پرخاشگری بالا کمتر قادر به درک دید گاه های دیگران هستند تا آنهایی که دارای پرخاشگری پایین تری بودند . همچنین بعد شناختی نیز در این نوع مهارت های زندگی در نظر گرفته شده است .

مثلا آدامز۴ (۱۹۷۹) ، در مورد رشد احساس همدلی و شایستگی های ادارکی و شناختی در نوجوانان مطالعه ای انجام داد . نتایج نشان داد که رشد همدلی با شایستگی ادارکی و شناختی در ارتباط است . همچنین کلبرگ و گیلیگان۵ (۱۹۷۹) ، پیشنهاد می کنند ، که در نظر گرفتن دیدگاه دیگران (احساس همدلی ) در مراحلی از رشد انسان رخ می دهد که این بعد از مهارت های زندگی تکامل یابد . در مرحله اول ، یک شخص می تواند دیدگاه دیگران را درک کند . ولیکن معمولا آنچه که از مرجع قدرت باشد . در مرحله دوم فرد از دیدگاه های متفاوت آگاه است اما دیدگاه های دیگران را تنها در رابطه با خودش درک می کند . در مرحله سوم شخص می تواند دیدگاه ها و نقطه نظرات گروه مانند درک انتظارات گروه همسالان را در نظر بگیرد . در مرحله چهارم که در طول نوجوانی است ، فرد قادر است جهت دست یافتن به یک دیدگاه اجتماعی با دیدگاه های گروهی تطابق یابد( به نقل از داردن و گازدا ، ۱۹۹۶) .

۱-Kadish & Glaser &c alhon& Ginter

۲-Pickelsmier&Hooper

۳-Short&Simeonsson

۴-Adms

۵-Kolberg&Gilligan

۱تعریف و اهمیت مهارت های زندگی

سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۴ مهارت زندگی را این گونه تعریف می کند : مهارت های زندگی یعنی توانایی لازم برای رفتار مثبت و سازگارانه که به فرد توان رویارویی موثر با چالش های زندگی روزانه را می دهد ( طارمیان ، ۱۳۷۸) .

طبق نظر بروکز[۱] (۱۹۸۴) ، مهارت های زندگی رفتارهای آموخته شده و اکتسابی هستند که برای زندگی اثر بخش که شامل آگاهی و ایجاد شرایط لازم جهت رشد چنین رفتارهایی می باشد ، ضروری اند ( گینتر ، ۱۹۹۹).

اگر چه دو اصطلاح مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی هر دو بر اهمیت مهارت های رشدی اساسی زندگی تاکید دارند . اما بین آنها تمایز عمده وجود دارد . مهارت های اجتماعی زیر مجموعه مهارت های زندگی است و شامل عملکرد بین فردی می باشد که از دو بخش درون فردی و بین فردی تشکیل شده است . از جمله این مهارت های اجتماعی ، مهارت جرات ورزی و حل مساله می باشند . عده ای دیگر مهارت های اجتماعی را بر حسب اصلاحات رفتاری قابل مشاهده مانند تماس چشمی و ارتباطات کلامی و غیر کلامی مطرح می کنند (داردن و گازدا[۲] ، ۱۹۹۶) .

۲-۲-۲ اهمیت مهارت های زندگی از لحاظ سلامت روانی

رشد انسان در زمینه های روانی ، اجتماعی ، جسمانی ، جنسی ، شغلی ، اخلاقی و عاطفی صورت می گیرد . هر یک از این زمینه ها نیازمند مهارت و توانایی می باشد . در واقع می توان گفت که تکامل مراحل رشدی وابسته به مهارت و برتری در مهارت زندگی است زمانی که افراد مهارت های زندگی اساسی را کسب نمایند در عملکرد بهینه خود پیشرفت کنند آموزش مهارتها نقش اساسی را در بهداشت روانی ایفا می کند و زمانی که در یک مقطع رشدی مناسب ارائه شود نقش برجسته ای خواهد داشت . به طور یقین می توان گفت که بسیاری از نوروزها و سایکوزها ناشی از نقص در رشد مهارت های اساسی زندگی است . در واقع آموزش مهارت زندگی نقش درمانی دارد ( گینتر ، ۱۹۹۹).

آموزش مهارت های زندگی ،‌در برنامه های گوناگونی موثر و مفید بوده است، از جمله :          برنامه های پیشگیری از سوء مصرف مواد (بوتوین، ۱۹۸۴؛ پنتز[۳]، ۱۹۸۳) بارداری نوجوانان (زابین[۴] ۱۹۸۶؛ شینکه ، ۱۹۸۶) ، ارتقای هوش (گونزالس[۵] ۱۹۹۰) ، پیشگیری از بی بند و باری جنسی (الویس [۶]، ۱۹۹۰) ، پیشگیری از ایدز(سازمان بهداشت جهانی ، ۱۹۹۴، انجمن کتاب مقدس ) آموزش صلح (پراتزمن [۷] ۱۹۹۸) و ارتقای اعتمادبه نفس و عزت نفس (تاکد، ۱۹۹۰) . بنابر این اهمیت و ارزش آموزش مهارت های زندگی با اهداف گوناگون پیشگرانه و افزایش سطح سلامت ،‌نمایان می گردد. در تحقیقی از (ترزا[۸] ۱۹۹۵) ، افزایش مهارتهای زندگی در پیشگیری از خودکشی موثر نشان داده شد. همچنین (کیم[۹]۱۹۹۴) ، دریافت که آموزش مهارت های زندگی بر کودکان دارای  ناتوانی های یادگیری موثر است (  به نقل ازسازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷).

برخی مطالعات نشان می دهد که نوجوانان بزهکار در مقایسه با جوانان غیر بزهکار، نقص های مهارتی بیشتری را نشان می دهند .از دیر باز این موضوع روشن شده است که بزهکاری ناشی از نقص در رشد مهارتهای زندگی است. بدین معنی که مهارت های لازم جهت زندگی موثر هنوز رشد نیافته است. نقص در رشد کامل مهارت های زندگی در یک یابیش از یک جنبه رشد انسان می تواند در نتیجه عوامل مختلفی اتفاق افتد از جمله ناشی از مشکلات یادگیری (مانند ناتوانی های یادگیری، اختلال کمبود توجه) و یا محیط های یادگیری مشکل زا (مانند فقدان الگوهای مناسب) بر اساس این تبیین مداخلاتی جهت قوت بخشیدن به مهارت های موجود که موجب پیشگیری از بزهکاری های آینده می شوند،‌تعیین می گردند. مراحل مداخله از طریق آموزش، تمرین مهارت ها، پسخوراند مربوط به انجام مهارت و اجرای طرح مداخله ای می باشد ( داردن و گازدا، ۱۹۹۶).

پژوهش های متعدد نشان داده است که مهارت های زندگی در زمینه های زیر اثر گذاشته است :

الف- افزایش سلامت روانی وجسمانی :

۱-تقویت اعتماد به نفس و احترام به خود (خود ارزشمندی )

۲-مقابله با فشارهای اجتماعی و روانی

۳-کمک به تقویت و ارتباطات بین فردی دوستانه

۴-افزایش سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی

ب- پیشگیری از مشکلات روانی ، رفتاری و اجتماعی :

۱- کاهش مصرف سیگار و سوء مصرف مواد مخدر

۲- کاهش اضطراب و افسردگی

۳- کاهش آزار جسمانی دانش آموزان در محیط مدرسه و خانه

۴- کاهش تمایلات و افکار خودکشی

۵- کاهش افت تحصیلی (طارمیان ، ۱۳۷۸) .

یکی از مولفه های اساسی آموزش مهارت های زندگی ، بحث های گروهی است . بحث های گروهی موجب می شود که دانش آموزان استعدادها و توانایی های فردی خود را کشف کنند در ضمن از طریق مشکل گشایی گروهی راه حل هایی را برای مشکلات زندگی روزمره تجربه          می کنند . حتی در این روش دانش آموزان احساس می کنند که مورد پذیرش همسالانشان هستند . از جمله تاثیرات مثبت دیگر گروهی افزایش توانایی خود رهبری ، خود کنترلی ، توانایی تصمیم گیری ، خوداثر بخشی ، منبع کنترل درونی و شایستگی های رفتاری اجتماعی دانش آموزان            می باشد( میلرو نان[۱۰] ، ۲۰۰۱) .

در مطالعه ای نیز که توسط کلینگمن (۱۹۹۸) انجام گرفت اهمیت مهارت های زندگی در             زمینه هایی مانند برقراری ارتباط صمیمانه ، مسائل تحصیلی و شغلی ، رفتارهای خود تخریبی ، چاقی ، زندگی اجتماعی و بهداشت ، توسط نوجوانان دانش آموز ، اثر بخش تلقی گردید . در واقع این موارد ، نگرانی های آنان بود که امید داشتند از طریق آموزش مهارت های زندگی کمبودها و نقص ها جبران شوند و به پیشرفت نائل شوند.

آموزش مهارت های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش ها ، ارزش ها و نگرش ها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند . مهارت های زندگی توانایی هایی است که فرد را قادر می سازد ، انگیزه و رفتار سالم داشته باشد و فرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را نیز ایجاد نماید . آموختن و به کارگیری مهارت های زندگی ، بر احساس فرد از خود و دیگران ، به اندازه ادراک دیگران از وی اثر می گذارد . مهارت های زندگی بر ادارک فرد از کفایت خود و اعتماد به نفس و عزت نفس اثر دارد .

و بنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد . همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، انگیزه فرد در مراقبت از خود و دیگران ، پیشگیری از بیماریهای روانی ، پیشگیری از مشکلات بهداشتی و مشکلات رفتاری افزایش می یابد (سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷) .

جدول (۲-۱) نقش برنامه مهارت های زندگی را در پیشگیری اولیه نشان می دهد .

 

یادگیری و دانش
یادگیری و تمرین مهارتهای زندگی
پیشگیری از مشکلات بهداشتی ، روانی جامعه
رفتارهای مثبت و سالم
تقویت ها یا تغییرهای نگرشی ، ارزشی و رفتاری

 

 

 

 

 

شکل(۲-۱): اثرات اجرای برنامه آموزش مهارت های زندگی را بر روی فرد و جامعه نشان می دهد .

 

– ایجاد دانش

– تغییر نگرش

– بهبود سطح بهداشت روان

– تمایلات رفتاری مثبت

– بهبود توانایی های روانی – اجتماعی

 

 

آثار کوتاه مدت 

 

 

 

 

– بهبود فضای کلاسی

– بهبود رفتارهای مدرسه

– بهبود روابط بین شاگردان و بهبود روابط شاگرد و معلمان

– بهبود عملکرد تحصیلی

– بهبود حضور در مدرسه

– ایجاد تغییرات معنی دار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی

 

 

 

 

 

آثار میان مدت

 

 

 

 

 

 

 

– ایجاد تغییرات معنی دار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی

– بهبود روابط بین شاگردان و بهبود روابط شاگردان و معلمان

– نگهداری و تغییرات ایجاد شده در طی زمان

(طارمیان و همکاران ، ۱۳۷۸)

 

آثار بلند مدت

 

 

[۱] – Brooks

[۲] – Darden & Gazda

۱-Pentz

۲-Zubin

۳-Gonzalez

۴-Olweus

۵-Prutzman

۶-Thereza

۷-Kim

[۱۰] – Miller & Nunn

افکار خودکار[۱]

در متون شناخت درمانی، به نظر می‌رسد، شناسایی افکار خودکار و تغییر خطاهای شناختی بالقوه آسان‌تر باشند. به افکاری که ناخودآگاه و بدون تلاش و اکثراً به طور بازتابشی ظاهر می‌شوند، افکار خودکار اطلاق می‌شود و گویی ظاهر شدن آن‌ها از پیش تعیین شده است. به عبارت دقیق‌تر، ممکن است بیماران به طور هوشیارانه از افکارشان آگاه نباشند. به نظر می‌رسد، افکار خودکار مرتباً ظاهر می‌شوند و پیوسته به صورت گفتگوی فرآیندهای تفکر مرتبط با شرایط یا رویدادهای محیطی خاص رخ می‌دهند. افکار خودکار مانند باورهای هسته‌ای و باورهای واسطه‌ای ممکن است واقعی باشد یا نباشند. وقتی به طور واقعی تحریف شوند، به صورت خطاهای شناختی در می‌آیند (اوتیس،۲۰۰۷).

بک و راش[۲] (۱۹۷۹) بیان کرده‌اند که افراد افسرده گرایش به افکار اتوماتیک منفی[۳] یا خودگویی‌های منفی دارند که این افکار می‌تواند در مورد خود، جهان و یا آینده‌شان باشد (مثلث شناختی[۴]).

  • دیدگاه بدبینانه در مورد خود: این دیدگاه‌ها مربوط به ارزیابی شخصی افراد از خودشان می‌باشد (من شخص دوست داشتنی نیستم).
  • دیدگاه‌های بدبینانه در مورد دنیا: این دیدگاه اشاره به احساسات شخصی افراد از ناتوان بودن در مقابله با تقاضاهای محیطی دارد (نمی‌توانم با تقاضاهایی که از من می‌شود مقابله کنم)، این دیدگاه‌ها مفاهیم کلی دنیا را منعکس نمی‌کنند (برای مثال حالت محیطی را) اما لزوماً به طور مستقیم شخص را در بر می‌گیرند (این شغل خیلی با من هم‌خوان است).
  • دانلود مقاله و پایان نامه

  • دیدگاه‌های بدبینانه در مورد آینده: اعتقاداتی راجع به اوضاع منفی آینده هستند، این‌که اوضاع در جهت بهتر شدن و علاقه مجدد به رویدادهای ذهنی تغییر نخواهد کرد (من هرگز نخواهم توانست این کار را انجام دهم)، (به نقل از کریگ‌هد[۵] و همکاران، ۲۰۰۸).

 

شکل ۲-۳. مثلث شناختی

 

۲-۳۶- خطاهای شناختی[۶]

در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه‌ای قلمداد می‌کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی مادری از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی‌خواند با خود گفت این نشان می‌دهد که من مادر بدی هستم و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می‌جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می‌شود. بعضی‌ها هم عکس این کار را می‌کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می‌کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست. سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب مؤثر واقع نمی‌شود.

بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح، ناخواسته دچار خطای شناختی می‌شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه‌ای بسیار خطرناک و سهمگین است. شاید بسیاری از گرفتاری‌های مردم به دلیل آلوده بودن افکارشان به این نوع خطاها باشد. به نظر می‌رسد افسردگی، بی قراری، رقابت‌های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند. آلبرت آلیس روانشناس معروف این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است. (موتابی، فتی،۱۳۹۰)

انسان‌هایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می‌شوند.

در زیر به بعضی از خطاهای شناختی اشاره شده است:

۲-۳۷- تفکر همه یا هیچ

در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است. فرد یک رفتار، فکر، موفقیت، پدیده یا موضوع را کلاً سفید یا سیاه می‌بیند. هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار، یک فعالیت و یا یک امتیاز، آن‌ها را از مزایای آن امر محروم می‌کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلاً هیچ ماشینی را نمی‌خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت‌های زندگی دیده می‌شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می‌دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد. (موتابی، فتی،۱۳۹۰)

۲-۳۷- تعمیم مبالغه آمیز

افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می‌بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می‌کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می‌کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده‌ها همیشه به شیشه اتومبیل من می‌خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار، نمی‌توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند. (برنز[۷]،۱۹۸۰).

 

۲-۳۸- فیلتر ذهنی

افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تأثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می‌بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می‌کنند و بقیه را فراموش می‌کنند. عدم توانایی در دیدن بخش‌های مهم‌تر این حوادث، عاملی است که ذهن ما را درگیر می‌کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می‌کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره تشویق می‌شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می‌گوید. روزهای طولانی در حالی که همه گفته‌های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می‌کنید، تحت تأثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می‌برید. (موتابی، فتی،۱۳۹۰)

۲-۳۹- بی توجهی به امر مثبت

افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه‌های مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می‌دهند. با بی ارزش شمردن تجربه‌های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آن‌ها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می‌خوانند، معتقدند که هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می‌گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می‌دهد. به طور مثال نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه‌های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره می‌گفت کار مهمی نکرده‌ام و از تعیین وقت سرباز می‌زد. (موتابی، فتی،۱۳۹۰)

۲-۴۰- نتیجه گیری شتابزده

بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد شتابزده نتیجه‌گیری می‌کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه می‌گیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می‌کند. پیشگویی: پیش بینی می‌کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می‌گویید. «آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد» و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید آ «هرگز بهبود نخواهم یافت».

۲-۴۱- درشت نمایی

از یک سو در باره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می‌کند و از سوی دیگر، اهمیت جنبه‌های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می‌کند. به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می‌گیرند، در صورت انجام کاری خطا، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می‌بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می‌بیند و به او سلام می‌گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی‌دهد. او از این مسئله ناراحت می‌شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می‌کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعت‌ها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می‌کند. (موتابی، فتی،۱۳۹۰)

۲-۴۲- استدلال احساسی

افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می‌کنند که احساسات منفی ما لزوماً منعکس کننده واقعیت‌ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما را از بسیاری واقعیت‌ها دور نگه می‌دارد. به طور مثال: «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است». «یا احساس گناه می‌کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می‌شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا چون احساس حقارت می‌کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم. یا احساس نومیدی می‌کنم، پس حتماً باید نومید باشم. (برنز،۱۹۸۰)

۲-۴۳- بایدها

انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می‌خواهید و انتظار دارید. همیشه این انتظار محقق نمی‌شود و یا با درصد کمتری محقق می‌شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت: «نباید اینهمه اشتباه می‌کردم». آنقدر تحت تأثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می‌کنند، همین روحیه را ایجاد می‌نمایند. آن دسته از عبارت‌های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می‌شوند، به احساس تقصیر و نومیدی منجر می‌گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می‌گردد نباید این قدر سمج باشد. خیلی‌ها می‌خواهند با «باید» ها و «نباید» ها به خود انگیزه بدهند. نباید آن شیرینی را بخورم. این نوع فکر اغلب بی تأثیر است زیرا «باید» ها تولید تمردد می‌کنند و اشخاص تشویق می‌شوند که درست برعکس آن را انجام دهند.

۲-۴۴- برچسب زدن

برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید «اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می‌زنید: «من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می‌زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می‌کنید، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما بازنده و احمق به این شکل وجود ندارد. این برچسب‌ها تجربه‌های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب، دلسردی و کمی عزت نفس می‌شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می‌زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می‌کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سرشخصیت یا جوهر و ذات او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می‌کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی‌شود. (برنز،۱۹۸۰)

۲-۴۵- شخصی سازی و سرزنش

در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می‌کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی‌خواند با خود گفت این نشان می‌دهد که من مادر بدی هستم و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می‌جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می‌شود. بعضی‌ها هم عکس این کار را می‌کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می‌کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست. سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب مؤثر واقع نمی‌شود. (برنز،۱۹۸۰).

[۱].Automatic thoughts

[۲].Beck & Rush

[۳].Negative Automatic Thought

[۴].Cognitive Triad

[۵]. Craighead

[۶].cognitive distortions

[۷].Burns

درمان شناختی رفتاری در بیماری‌های مزمن

مداخلات روان شناختی بالینی در سلامت به ۲ منظور به کار‌ می‌روند: الف) تسهیل تغییر رفتار مناسب. ب) کمک به افراد تا با مقتضیات خاصی که آن‌ها به خصوص در نتیجه بیماری یا عوامل مربوط به درمان با آن روبه رو هستند، مقابله و سازگاری نمایند. انواعی از درمان‌های روان شناختی برای بیماران دچار بیماری‌های مزمن مورد استفاده قرار گرفته است. درمان شناختی رفتاری، درمان‌های وجودی و معنا درمانی، درمان‌های انسان گرایانه، مداخلات خود یاری و گروهای حمایت و درمان روان پویشی بیانی و حمایتی مهم‌ترین این درمان‌ها بوده‌اند. در این میان، کاربرد درمان شناختی رفتاری در زمینه کار با بیماری‌های مزمن پر آوازه‌تر از سایر رویکردهای درمانی است. علت این موضوع غنای پژوهشی این رویکرد به خصوص پژوهش‌های کارآیی و اثر بخش، دارا بودن دستورالعمل روشن و دردسترس، مقرون به صرفه بودن از لحاظ زمان و هزینه و مهم‌تر از همه مقبولیت بیشتر این رویکرد درمانی برای متخصصان بالینی و بیماران آنهاست. شواهدی گسترده‌ای وجود دارد که نشان‌ می‌دهند. درمان شناختی رفتاری را‌ می‌توان متناسب با نیازهای فردی بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن به منظور تسکین آشفتگی هیجانی، بهبود رفتارهای مرتبط با سلامت و ارتقای کیفیت زندگی و سلامت به کاربرد (آیرز[۱]، و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۳۳- یک مفهوم جدید از روانشناسی: افکار خودکار

بک متوجه شد که بیماران افسرده جریان‌هایی از افکار منفی را تجربه کرده‌اند که به نظر می‌رسد به صورت خود به خود بوجود می‌آیند. او این شناخت‌ها را (افکارخودکار) نامید. او متوجه شد افکار خودکار بیماران در سه حالت خلاصه می‌شود، بیماران نظرات منفی درباره خودشان، دنیا و آینده داشتند. (موسسۀ تحقیقاتی بک،۲۰۱۳).

۲-۳۴- یک رویکرد بالینی جدید

دکتر بک شروع به کمک کردن به بیماران برای شناسایی و ارزیابی افکار خودکار نمود. او دریافت با چنین کاری بیماران توانستند واقع بینانه‌تر فکر کنند. در نتیجه آن‌ها از نظر احساسی حس بهتری پیدا کردند و توانستند رفتار موثرتری داشته باشند. وقتیکه بیماران عقاید اساسی و زمینه‌ای خود را دربارۀ خود، دنیایشان و مردمان دیگر تغییر دادند، درمان به نتایج طولانی مدتی در تغییرات دست یافت. دکتر بک این راهکار را درمان شناختی نامید؛ که همچنین با نام درمان شناختی رفتاری نیز شناخته می‌شود.

دراین سال‌ها درمان شناختی از زمان معرفی، مورد مطالعات زیادی قرار گرفته و در درمان طیف گسترده‌ای از اختلالات، مؤثر واقع شده است. بیش از ۵۰۰ مورد مطالعه نشان دهندۀ اثر بخشی آن در اختلالات و مشکلات پزشکی با مولفه‌های روانی بوده است. امروزه تحقیقات دربارۀ درمان‌های شناختی در راستای جلوگیری از خودکشی، اسکیزوفرنیا و دیگر آسیب‌های روانی ادامه دارد. (موسسۀ تحقیقاتی بک،۲۰۱۳)

شناخت درمانی توسط آرون تی. بک به عنوان درمانی دارای ساختار کوتاه‌مدت و متمرکز بر حل مشکلات جاری و تغییر تفکر و رفتار ناکارآمد شکل گرفت (بک،۱۹۶۴). از آن زمان به بعد بک و دیگران این روش درمان را برای استفاده در گسترۀ متنوعی از اختلالات روانی و جمعیت‌های مختلف منطبق کرده‌اند (فری‌من و داتیلیو،۱۹۹۲). این انطباق‌ها تمرکز، فن‌آوری و طول درمان را تغییر داده‌اند ولی فرض‌های نظری مربوط به

شناخت درمانی همچنان ثابت باقی‌مانده‌اند به طور خلاصه مدل شناختی می‌گوید که تفکر تعریف شده یا ناکارآمد (که روی خُلق و رفتار بیمار تأثیر می‌گذارد) وجه مشترک تمامی آشفتگی‌های روان‌شناختی است. ارزشیابی واقع‌بینانه و تغییر واقع‌گرایانه تفکر منجر به بهبود خلق و رفتار می‌شود. بهبود پایدار یا تغییر باورهای ناکارآمد زیربنایی بیمار حاصل می‌شود. معمولأ بدنبال یک حادثه تأثرآور یا یک موقعیت یا رویداد دشوار در مسیر زندگی یک فرد، در قسمت‌های مختلف ذهن وی تغییراتی ایجاد خواهد شد. CBT یک رویداد را به قسمت‌های کوچک‌تری تقسیم می‌کند تا غلبه بر آن ساده‌تر گردد. این بخش‌ها عبارت‌اند از:

  • فکر
  • احساسات
  • احساسات فیزیکی
  • طرز بر خورد با مشکل

هرکدام از موارد فوق می‌تواند بر دیگر بخش‌ها تاثیرگذار باشد. در هر موقعیتی نحوۀ تفکر فرد می‌تواند مفید و یا غیر مفید باشد (کالج سلطنتی روانپزشکان[۲]،۲۰۰۹).

در چنین موقعیت‌هایی رفتارهای مضر و غیر مفید می‌توانند وارد یک دورتسلسل معیوب، آزار دهنده و بیمارگونه گردند. اگر فردی مداوماً از این سیکل معیوب در حل مسائل زندگی استفاده نمائید این امر موجب شکل‌گیری افکاری منفی وغیر واقعی در مورد خود و پیرامونش می‌گردد. در نتیجه فرد دچار اضطراب، دلمردگی وافسردگی طولانی مدت خواهد گردید. درمان شناختی رفتاری به فرد کمک می‌کند تا این سیکل معیوب را شکسته و با بهره گرفتن از روش‌های سالم و مفید به حل مسائل و مشکلات زندگی خود بپردازد (اوتیس،۲۰۰۷).

در واقع می‌توان گفت که رابطۀ بین افکار، احساسات و رفتارهای فرد یک رابطۀ صرفاً خطی نیست و در بسیاری از موارد مانندیک چرخه عمل می‌کند؛ به عبارت دیگر افکار فرد باعث شکل‌گیری احساس و نهایتاً رفتار شده و در بسیاری از موارد پیامدهای این رفتار نیز افکار اولیه را تأیید و تحکیم می‌کند. شکل زیر این چرخه را به صورت ساده‌ای نشان می‌دهد. (موتابی و فتی، ۱۳۹۰)

شکل ۲-۲. چرخۀ فکر، احساس، رفتار

 

انواع متنوعی از درمان‌های شناختی- رفتاری توسط نظریه پردازان بزرگِ دیگر معرفی شده‌اند که از آن میان درمان منطقی– هیجانی توسط آلبرت آلیس[۳] (آلیس،۱۹۶۹)، تغییر شناختی رفتاری توسط دونالد مایکن بام[۴] و درمان چند وجهی آرنولد لازاروس[۵] را می‌توان نام برد. مرور تاریخی این حوزه، توصیفی غنی از چگونگی شکل‌گیری و رشد جریان‌های مختلف شناخت‌درمانی فراهم می‌آورد (هولون[۶] و بک،۱۹۹۳).

در این پژوهش تاکید بر شناخت درمانی آنگونه که توسط آرون بک تدوین و پالایش گردیده است می‌باشد. وجه ممیزه این نوع شناخت درمانی این است که این روش یک نظام روان‌درمانی است که مبتنی بر یک نظریۀ وحدت یافته در حوزۀ شخصیت و آسیب شناسی روانی بوده و پشتوانه‌ای از شواهد تجربی اساسی دارد این روش هم چنین مشتمل بر یک درمان کاربردی و عملی با حوزۀ کاربرد وسیع است که داده‌های تجربی از آن حمایت کرده‌اند و بر گرفته از نظریۀ علمی مربوطه است.

از سال ۱۹۷۷ که نخستین مطالعۀ پیامدی به چاپ رسید (راش[۷]، بک، کوواکس[۸] و هولون،۱۹۷۷) تا کنون شناخت‌درمانی به طور گسترده مورد آزمون قرار گرفته است. مطالعات کنترل شده اثر بخشی آن را در درمان اختلال افسردگی عمده (دابسون[۹]،۱۹۸۹)، اختلال اضطراب منتشر (باتلر[۱۰]، فنل[۱۱]، رابسون[۱۲] و گلدر[۱۳]،۱۹۹۱)، اختلال وحشت‌زدگی (بارلو[۱۴]، کرسک[۱۵]، کرنی[۱۶] و کلوسکو[۱۷]، ۱۹۸۹)، ترس اجتماعی، سوء مصرف مواد (وودی[۱۸] و دیگران،۱۹۸۳)، اختلال خوردن (آگراس[۱۹] و همکاران،۱۹۹۲) و افسردگی منجر به بستری شدن (تاس[۲۰]، باولر[۲۱] و هاردن،۱۹۹۱) نشان داده‌اند.

کیرک‌بای (۱۹۹۴) اثر درمان شناختی – رفتاری را بر گروهی از زنان با سندرم پیش از قاعدگی مورد بررسی قرار داد و اثر بخشی آن را با یک گروه لیست انتظار و گروهی دیگر که درمان غیر اختصاصی دریافت کرده بودند، مقایسه کرد. پس از درمان و نه ماه پیگیری پس از آن، سندرم پیش از قاعدگی در گروهی که درمان شناختی رفتاری دریافت کرده بودند، نسبت به دو گروه دیگر کاهش معنی داری داشت، اما گروه لیست انتظار و گروه کنترل در هیچ زمانی از آزمون تفاوت معنی‌داری نداشتند.

کریستنسن[۲۲] (۱۹۹۵) کارآمدی درمان شناختی- رفتاری را در درمان اختلال پیش از قاعدگی با درمان متمرکز بر آگاهی بخشی[۲۳] مورد مقایسه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که هر دو روش به طور معنی داری در کاهش علائم اختلال مؤثر است. بلیک[۲۴] و همکاران (۱۹۹۸) تأثیر شناخت درمانی را بر سندرم پیش از قاعدگی از طریق مقایسه با گروه کنترل و لیست انتظار مورد بررسی قرار دادند، عملکرد اجتماعی و روانشناختی آزمودنی‌ها در هنگام ورود به مطالعه، دو ماه پس از مطالعه و در پایان دورۀ درمان مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد که درمان شناختی مؤثر بوده و علائم پیش از قاعدگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهبود معنی داری داشته است. در مطالعۀ هانتر[۲۵] و همکاران (۲۰۰۲) که اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری، دارو درمانی (فلوکستین[۲۶]) و ترکیب این دو درمان بر بهبود سندرم پیش از قاعدگی با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت، ۶ ماه پس از درمان، بهبود قابل توجهی در هر سه گروه رخ داد، اما دارو درمانی با بهبود سریع تری همراه بود. یک سال پس از درمان، افرادی که تحت درمان شناختی – رفتاری قرار گرفته بودند، بهبود علائم را بیشتر حفظ کردند. ترکیب این دو درمان تأثیر بیشتری نداشت. (اُشر، ۲۰۰۲) در یک مطالعۀ کنترل شدۀ تصادفی، درمان روان شناختی زن محور با ترکیب درمان شناختی – رفتاری و روایت درمانی را بر گروهی از زنان با نشانگان متوسط تا شدید قبل از قاعدگی به کار بردند و تأثیر آن را با داروهای بازدارنده باز جذب سروتونین[۲۷] (فلوکستین) مورد مقایسه قرار دادند، نتایج مطالعۀ آنان نشان داد که این درمان، پس از یک دوره ۶ ماهه به اندازه فلوکستین در کاهش سندرم پیش از قاعدگی مؤثر بوده و پس از یک سال پیگیری، از فلوکستین مؤثرتر بوده است. تأثیر این درمان در بهبود علائم پیش از قاعدگی هنوز به طور وسیعی مورد مطالعه قرار نگرفته است.

مبینی (۱۳۸۴) در یک مطالعه نیمه آزمایشی، اثر بخشی کاربرد شناخت درمانی را در بهبود سندرم پیش از قاعدگی مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که شناخت درمانی منجر به کاهش نگرش‌های منفی نسبت به قاعدگی و کاهش علائم روانی سندرم پیش از قاعدگی می‌شود، اما در کاهش علائم جسمانی تأثیری ندارد.

مطالعۀ تقی زاده و همکاران (۱۳۸۸) نشان داد که با انجام مشاورۀ گروهی، شدت کلی نشانگان، علائم جسمانی، اضطراب، حساسیت در روابط بین فردی و پرخاشگری مرتبط به اختلال پیش از قاعدگی به طور معناداری کاهش می‌یابد و تنها در بُعد افسردگی کاهش معناداری مشاهده نشد.

 

[۱] . Ayers

[۲]. Royal College of Psychiatrists

[۳].Albert Ellis

[۴].Donald Meichenbaum

[۵].Arnold Lazarus

[۶].Hollon

[۷].Rush

[۸].Kovacs

[۹].Dobson

[۱۰].Butler

[۱۱].Fennell

[۱۲].Robson

[۱۳].Gelder

[۱۴].Barlow

[۱۵].Craske

[۱۶]. Cerney

[۱۷].Klosko

[۱۸].Woody

[۱۹].Agras

[۲۰].Thase

[۲۱].Bowler

[۲۲].Christensen

[۲۳].Information-focused therapy

[۲۴].Blake

[۲۵].Hunter

[۲۶].Fluoxetine

[۲۷].SSRI

بلیط هواپیما تهران مشهد، در بین پر فروش ترین بلیط های هوایی کشور قرار گرفته است. این موضوع نشان دهنده نقش پر رنگ مشهد در صنعت گردشگری و همچنین سیاسی اقتصادی کشور است.

مردم به دلایل مختلفی از جمله زیارت بارگاه هشتم امامت، امام رضا (ع)، تفریح و گشت و گزار و مسایل کاری به این شهر سفر می کنند. اگر به هر دلیلی قصد خرید بلیط هواپیما تهران مشهد را دارید و مسافر این شهر هستید با ما همراه باشید تا ارزان ترین بلیط هواپیما تهران مشهد را خریداری کنید.

چگونه بلیط هواپیما تهران مشهد را ارزان خریداری کنیم؟

قیمت بلیط هواپیما تهران مشهد، در فصول مختلف سال و حتی در روزهای هفته متفاوت است. قطعا اگر در زمانی سفر کنید که سایرین کمتر سفر می کنند، می توانید نه تنها بلیط هواپیما، بلکه خدمات دیگر از جمله رزرو هتل ارزان تری نیز داشته باشید. در زمستان علاوه بر اینکه دمای هوای این شهر بسیار پایین است، به علت باز بودن مدارس و دانشگاه ها، عموما قیمت بلیط هواپیما تهران مشهد نسبت به نوروز و تابستان ارزانتر است.

خرید بلیط هواپیما از سایت سفرمی نیز گزینه مناسبی برای خرید ارزان بلیط است. در سایت سفرمی بلیط هواپیما مربوط به تمامی ایرلاین های داخلی و همچنین ایرلاین های خارجی فعال در ایران وجود دارد. مسافران مشهد، به راحتی می توانند با تعیین مبدا خود به مقصد مشهد در تاریخ مورد نظر، لیستی از پروازها را مشاهده کنند.

 در این لیست قیمت بلیط های ارایه شده ایرلاین ها متفاوت است. همچنین کلاس های مختلف پروازی قیمت های مختلفی را شامل می شود. ارزانترین کلاس پروازی متعلق به کلاس اکونومی است.

همچنین سفرمی با ارایه قیمت مناسب بلیط، یکی از معتبرترین سایت های فروش بلیط هواپیما محسوب می شود. برای اطمینان بیشتر می توانید قیمت بلیط هواپیما را در سایت های مختلف بررسی کنید.

علاوه بر نوروز در انتهای فروردین و تمام شدن تعطیلات رسمی کشور و با کاهش تقاضای خرید بلیط هواپیما تهران مشهد، قیمت بلیط دوباره کاهش میابد.

یکی از راه های ارزانتر کردن سفر در روزهای کم تردد مشهد، خرید بلیط چارتر لحظه آخری است. عموما در این فصول با پر نشدن صندلی های هواپیما، چارتر کنندگان برای کاهش میزان ضرر، قیمت های بلیط را کاهش می دهند. البته همیشه این روند وجود ندارد و گاهی در ماه های کم سفر نیز شاهد پر شدن تمامی صندلی های هواپیما هستیم.

رزرو ارزان هتل در مشهد

حال که با خیال راحت بلیط هواپیما ارزان مشهد را تهیه کرده اید، بهتر است به فکر مکانی برای اقامت باشید. با توجه به حجم بالای سفر زائران و توریست ها به مشهد، خوشبختانه انواع هتل و هتل آپارتمان در این شهر ساخته شده است. قیمت هتل نیز در فصل های کم سفر در این شهر کاهش چشمگیری دارد.

علاوه بر آن می توانید از طریق قسمت هتل های  مشهد سایت سفرمی   https://www.safarme.com/hotels/mashhad نیز اقدام به رزرو هتل، با قیمت مناسب کنید. سایت سفرمی با بیش از ۶۰۰ هتل داخلی، یکی از جامع ترین سامانه های رزرو هتل محسوب می شود که اتاق های هتل را با قیمت مناسب در اختیار مسافران می گذارد.

پیشنهاد می شود، قبل از رسیدن به مقصد رزرو هتل خود را انجام دهید.

در سایت سفرمی تمامی هتل ها به همراه عکس، مشخصات و امکانات رفاهی لیست شده اند. در صورت نیاز به مشاوره تلفنی نیز می توانید با بخش هتل های سفرمی تماس گرفته تا کارشناسان سفرمی اطلاعات کامل را در اختیار شما قرار دهند.

سوالات متداول مسافران هواپیما تهران مشهد

مشهد دارای چند فرودگاه است؟ در جواب باید گفت تنها فرودگاه مشهد، فرودگاه بین المللی شهید هاشمی است.

مدت زمان سفر به مشهد از تهران چقدر است؟ سفر تهران مشهد با هواپیما در حدود یک ساعت و نیم به طول می انجامد.

آیا امکان کنسلی بلیط هواپیما مشهد وجود دارد؟ اگر بلیط هواپیما تهران مشهد را به صورت سیستمی تهیه کرده اید با کسر هزینه جریمه، مابقی پول عودت داده می شود. اما اگر بلیط هواپیما چارتر تهیه کرده اید کل مبلغ بلیط سوخت می گردد. البته اگر بلیط خود را از سفرمی تهیه کرده اید، مانند قوانین سیستمی با کسر جریمه مابقی پول عودت داده می شود.

خرید بدون ثبت نام

برای خرید بلیط از سایت سفرمی نیازی بر خلاف بسیاری از سایت ها نیاز به ثبت نام اولیه نمی باشد. به راحتی و با تعیین مسیر دلخواه می توانید بلیط خود را تهیه کنید. در صورت استفاده از سایر خدمات سفرمی و باشگاه مشتریان، نیاز به ثبت نام در این سایت است.

گروه مهندسی اوژن اطلس سپهر سال ۱۳۸۷ با تلاش جمعی از دانش آموختگان دانشگاه‌های تهران و بین‌المللی قزوین تاسیس گردید. مجموعه اوژن با عنایت خداوند متعال و با تلاس پرسنل پرتوان خود توانست در تولید محصولات پلی اتیلن در کشور به قطب قابل ملاحظه ای تبدیل شود.

تیم توانمند شرکت پس از بررسی های تخصصی و تحقیق و توسعه شبانه روزی توانسته است با استفاده از علم و تجربه خود در صنعت آب و فاضلاب شروع به فعالیت نماید. تکیه بر توان تولید خود در صنعت پلی اتیلن به تکنولوژی ساخت پکیج های تصفیه فاضلاب برسد که با توسعه این مهم مشکل خوردگی در پکیج های فلزی مخصوصاً در مناطق مرطوب کشور را تا ۹۰ درصد کاهش داد.

مهمترین زمینه‌های فعالیت و ارائه خدمات گروه مهندسی اوژن اطلس سپهر به شرح ذیل می باشد:

۱. مشاوره، طراحی و اجرای سیستم‌های پکیج تصفیه فاضلاب شهری (انسانی – بهداشتی) و پکیج های تصفیه فاضلاب صنعتی

۲. طراحی و ساخت سیستم‌های تصفیه آب مانند سختی گیرها فیلتراسیون و دستگاه‌های اسموز معکوس (RO)

۳. انجام امور جمع آوری و انتقال فاضلاب های شهری و صنعتی (طراحی، مشاوره و اجرا)

۴. طراحی و ساخت انواع مخازن فایبرگلاس و پلی اتیلن جهت نگهداری سیالات مختلف

۵. طراحی و ساخت انواع سپتیک تانک و مخازن UABR و مخازن تصفیه بی هوازی

۶. تولید انواع موادهای شیمیایی مورد مصرف در تصفیه فاضلاب

۷. تولید انواع لوله کاروگیت، اسپیرال در سایزهای مختلف

 

  • آدرس شرکت:

تهران، ولنجک، نبش خیابان بیست و پنجم

  • نیاز به مشاوره دارید؟ تماس بگیرید

۹۱۳۰۰۲۰۴ – ۰۲۱

  • ساعات کاری
  • شنبه -چهارشنبه: ۰۸:۳۰ الی ۱۷:۰۰
  • پنجشنبه: ۰۸:۳۰ الی ۱۲:۳۰
  • جمعه: تعطیل
  • تماس با ما

E-mail: [email protected]

شبکه های اجتماعی

Telegram: https://t.me/ozhenco

Instagram : https://www.instagram.com/ozhen.co/

https://www.aparat.com/ozhenco

کلمات کلیدی : سپتیک تانک ، لوله کاروگیت ،  پکیج تصفیه فاضلاب

 تجارت الکترونیک

حاصل بکارگیری اینترنت در تجارت و خرید و فروش ظهور پدیده تجارت الکترونیک است. کمیسسون اروپایی در سال ۱۹۹۷ تجارت الکترونیک را به شکل زیر تعریف کرده است: تجارت الکترونیک بر پردازش و انتقال الکترونیکی داده­ها شامل متن، صدا و تصویر مبتنی می­باشد و شامل فعالیت­های گوناگونی از قبیل مبادله الکترونیکی کالاها و خدمات، تحویل فوری مطالب دیجیتالی و انتقال الکترونیک می­گردد. تجارت الکترونیک در ساده ترین تعریف عبارتست از: یافتن منابع، انجام دادن فعالیت­ها، ارزیابی، گفتگو، سفارش­دادن، تحویل­گرفتن محصول، پرداخت و ارائه خدمات پشتیبانی که به گونه الکترونیک انجام می­شود (نگهداری، ۱۳۸۷: ۵۴).

مطالعه برک (۱۹۹۷)[۱] نشان می­دهد که خرید اینترنتی، خدمات بدون وقفه (۲۴ ساعته و در ۷روز هفته) را ارائه می­کند که در آن محدودیت زمانی، مکانی و جوی وجود ندارد. ارزش راحتی، دلیل اصلی افرادی است که علاقه دارند به خرید آنلاین بپردازند. ولفینبرگر[۲] (۲۰۰۱) همچنین بیان می­کند که خرید اینترنتی محیط خریدی راحت­تر و آسان­تر را فراهم می­کند و افراد می­تواند در منزل خود، خرید کنند. همچنین مصرف­کنندگان نیز می­توانند تصمیم بگیرند که چه موقعی مطابق با برنامه خودشان اقدام به خرید نمایند. مطالعات آلبا[۳] (۱۹۹۷) نشان می­دهد که در وب سایت­های آنلاین محصولات بیشتری برای انتخاب وجود دارد زیرا مانند وب سایت­های فیزیکی از نظر مکانی و فضا تحت فشار نیستند. ولفینبرگر (۲۰۰۱) همچنین متذکر می شود که وب سایت­های فیزیکی این توان را ندارند که کالاهای کمتر عامه پسند را برای برخی بازارهای بکر نگهداری کنند، درحالی که وب سایت­های آنلاین چنین مشکلی را ندارند. به عبارت دیگر وب سایت­های آنلاین قادرند که انتخاب­های متنوع­تری را با هزینه پایین­تر ارائه کنند. مطالعه ولفینبرگر (۲۰۰۱) نشان می­دهد که فراهم بودن اطلاعات شامل کسب اطلاعات مربوط به مشخصات محصول، وب سایت­ها، باعث افزایش فروش می­شود. اینترنت کارآترین ابزاری است که کسب چنین اطلاعاتی را برای مصرف کنندگان فراهم می­کند. اطلاعات جمع آوری شده، قابلیت کپی شدن یا ذخیره شدن را برای بررسی و مقایسات آتی نیز دارد. باکوس (۱۹۹۷) بر این باور است که اینترنت شامل منابع اطلاعات عمومی متعدد و ابزار جستجوی موارد گوناگون است. مشتریان تنها دریافت اطلاعات فراوان درباره محصولات و وب سایت ها به طور آنلاین تنها چند کلیک فاصله دارند (تو و همکاران، ۲۰۰۷: ۷۷۸). بنا به وستبروک[۴] (۱۹۸۵) ماجراجویی بدین معنی است که مشتریان با چیزی جالب، نو و بدیع برخورد کنند و لذت کاوش و کشف را طی فرآیند خرید تجربه کتتد. شری[۵] (۱۹۹۰) معتقد است که طی فرآیند خرید، نیاز خریدار به شور و هیجان جسمانی و شهوانی به مراتب بیشتر از نیاز به خود کالاست. وبستر (۱۹۹۳)[۶] اشاره می­کند که افراد در حین تعامل با کامپیوتر حس کنجکاوی را تجربه می­کنند که این حس کنجکاوی می تواند به ماجراجویی و خرید بدون برنامه­ریزی شود (تو و همکاران، ۲۰۰۷: ۷۷۸).

وب سایت اینترنتی

محیط تجارت الکترونیک که مبتنی بر اینترنت است، این امکان را به مشتریان می­دهد تا برای جستجوی اطلاعات  و خرید کالا و خدمات از طریق ارتباط مستقیم با وب سایت های اینترنتی اقدام کنند. خرید به صورت اینترنتی براساس تجربه واقعی از خرید کالا نیست؛ بلکه براساس ظواهری مانند تصویر، شکل، اطلاعات کیفی و تبلیغات از کالا استوار است. با گسترش روزافزون اینترنت در امور مختلف زندگی، یکی از مباحث طرح شده، جلب مشتریان جهت انجام مبادلات از طریق اینترنت است که مورد توجه بسیاری از سازمان­ها و مشتریان قرار گرفته و تحقیقات زیادی برای حمایت از ایجاد خرید اینترنتی صورت پذیرفته است (سعیدنیا و بنی اسدی، ۱۳۸۶: ۴۵).

وب سایت اینترنتی را می­توان پایه و اساس تجارت الکترونیک دانست. یک وب سایت اینترنتی یا وب سایت آنلاین تشکیل شده از اجزای مختلفی است که همگی با هم می­توانند مجموعه­ای هماهنگ و روان را خلق کنند تا یک بازدید­کننده، درست مانند یک وب سایت واقعی، خود را در میان گزینه­های مختلف ببیند و با آزادی انتخاب و کسب اطلاعات کافی­، بتواند محصول مورد نظرش را انتخاب، خرید و تحویل بگیرد.

یک وب سایت اینترنتی، وب­سایت یا مجموعه­ای از وب­سایت­ها است که محصولاتی (کالا یا خدمات) را در بستر اینترنتی­، به کاربرانی منتخب یا عمومی ، معرفی کرده و با فراهم آوردن یک سبد خرید آنلاین و درگاه های پرداخت اینترنتی، امکان خرید را برای آنها فراهم می­کند و گزینه های متنوعی را نیز برای تحویل کالا و خدمات در اختیار او قرار می­دهد.

طبق تعریف فوق، می­توان سه خصوصیت را برای یک وب سایت اینترنتی بر شمرد:

  • فروش کالا یا خدمات: با وجودی که برخی وب سایت­های آنلاین، تنها جنبه اطلاع رسانی و هدایت کاربران به سوی وب سایت واقعی یک شرکت را انجام می­دهند، اما بیشتر وب سایت­های اینترنتی­، کلیه مراحل معرفی، خرید، پرداخت و تحویل را به صورت آنلاین به انجام می­رسانند.
  • سبد خرید اینترنتی: به طور معمول­، یک وب سایت اینترنتی، یک سبد خرید آنلاین را در اختیار مشتری خود قرار می دهد که تا هر زمان که بخواهد، می­تواند محصولاتی را از میان محصولات وب سایت، به آن سبد اضافه کرده و سپس برای ورود اطلاعات و پرداخت هزینه اقدام کند.
  • بازارهای بخشی[۷]: عبارت بازارهای بخشی از جمله عبارت هایی است که ترجمه هایی نامفهومی از آن وجود دارد. به آن بازار گوشه­ای یا گوشه بازار می­گویند. مفهوم آن­، بخش هایی از صنعت یا بازار است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و با وجود کوچک بودن، مشتریان خاص خود را داراست. وب سایت­های اینترنتی معمولاً بخش کوچکی از بازار را، هدف خود قرار می­دهند و در آن حوزه فعالیت می­کنند (سعیدنیا و بنی اسدی، ۱۳۸۶: ۴۵).

 محیط وب سایت اینترنتی

ویژگی­های وب­سایت­ها بر رفتار مشتری تأثیر دارد و این تأثیر در بین خرده­فروشها و مشتریان نهایی بیشتر حائز اهمیت است (بالابینز و همکاران، ۲۰۰۱: ۷۰).  در نتیجه علاقه و توجه شرکت­ها برای ارائه ارزش­های بیشتر به مشتری در خرید اینترنتی و برقراری مدیریت رابطه با مشتری افزایش یافته است. به ویژه شرکت­هایی که درپی حفظ مشتریان موجود و نیز جذب مشتریان جدید هستند،  فعالیت­های خود را در جهت ارائه و خلق ارزش برای مشتریان هدف خود معطوف داشته­اند و برای انجام این مهم آنها باید درک عمیقی از ابعادی که ارزش مشتری را در بر می گیرند، داشته باشند. شرکت­ها برای جذب مشتریان جدید، باید وب­سایت­ها را بگونه­ای طراحی کنند تا نظر مشتریان به آن جلب شده و خرید کنند (سیموس و همکاران[۸]، ۲۰۰۶: ۱۷۵).

وارن کیگان[۹] از صاحب نظران علم بازاریابی، معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصت­ها و ایجاد ارزش برای مشتری است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت .ایجاد وب­­سایتها از امکانات و فرصتهای جدید است که باید ویژگیهایی از آن که بر روی مشتریان اثرگذار است، شناسایی شده و به نحو مطلوب طراحی و مدیریت شود به صورتی که طراحی خوب وب سایت مشتریان را تحریک می­نماید تا بدون برنامه خرید نمایند. جو وب سایت محرکی است که بر محبوبیت  مصرف کننده اثر می گذارد و ممکن است خرید ناگهانی را افزایش دهد (ویلاویریت و همکاران[۱۰]، ۲۰۰۹). ادراک مصرف کننده از محیط وب سایت همچنین ممکن است بر خلق و خوی خریدار اثر شدید داشته باشد (مایکون و همکاران[۱۱]، ۲۰۰۰). نگرش خریداران نسبت به محیط وب سایت در مقایسه با نگرش آنها در مورد محصولات تاثیر خیلی بیشتری بر واکنش­های عاطفی خریدار دارد. بین ویژگی­های محیط وب سایت و قصد خرید ناگهانی ارتباط وجود دارد (کیم، ۲۰۰۳). محیط وب سایت بر رفتار خرید ناگهانی تاثیرگذار می­باشد به گونه­ای که ویژگی­های وب سایت بر پاسخهای عاطفی خریداران که شامل لذت و برانگیختگی می­باشد تأثیر گذاشته و این پاسخهای عاطفی باعث افزایش احتمال خرید ناگهانی می­شوند (ژو[۱۲]، ۲۰۰۷: ۴۵).

ازعمده ترین ویژگی­هایی که وب­سایتها باید داشته باشند می­توان به این موارد اشاره کرد: پیمایش، محتوا، طرح (صفحه آرایی) و فضای مناسب برای انجام عملیات در وب سایت اشاره کرد که همه این موارد برای مشتریان مهم بوده و بر تصمیم خرید آن­ها تأثیر می­گذارد (وانگ و همکاران،۲۰۰۷: ۱۴۷)[۱۳].

 محتوا وب سایت اینترنتی[۱۴]

محتوا وب سایت اینترنتی شامل تمامی موارد مرتبطی است که بر روی وب سایت در دسترس است. این موارد شامل ویژگی­های محصول، قیمتها و اطلاعات ارائه شده، شیوه­های ارجاعی، مقایسه اطلاعات و … می­باشد (فلوه و مادلبرگر، ۲۰۱۳: ۴۲۸). رایس[۱۵] (۱۹۹۷) تأیید کرد که دردسترس بودن محتوای مناسب به طور چشمگیری کاربران اینترنتی و مراجعه کنندگان به وب سایت را افزایش می­دهد. محتوا مهمترین قسمت یک وب سایت است که در دراز مدت درآمد بیشتری برای شما ایجاد می­کند. نمودار سلسله مراتبی (نموداری که نشان دهنده صفحات اصلی در یک وب سایت و چگونگی ارتباط آنها) و استوری بورد[۱۶] (که نشان دهنده طرح صفحات وب و چگونگی حرکت مصرف­کننده بین صفحات وب)، به صراحت و به خوبی مجموعه­ای از متن، گرافیک، عکس، ویدئو که مورد نیاز وب سایت­های تجاری و یا گروه بندی­های صفحه وب مطلب را بیان نمی­کنند. محتوای خوب برای وب سایت آنلاین یعنی توضیح کامل در مورد محصولات، دسته بندی محصولات، اطلاعات تماس، خلاقیت در محتوی و… محصول شامل خصوصیات مرتبط به کالا همانند طبقه­بندی، تنوع و اطلاعات کالا است. طبقه‌بندی متنوع کالاها احتمال ارضای نیازهای مصرف‌کننده را افزایش می‌دهد، اما همه کالاهای قابل دسترسی در کاتالوگ‌های تجاری یا وب سایت‌های واقعی به‌طور اینترنتی قابل دسترسی نیستند (فلوه و مادلبرگر، ۲۰۱۳: ۴۲۸).  براساس مطالعه لوث و اسپایلر، وب سایت‌های اینترنتی بزرگ کم اثرتر از وب سایت­های کوچک در تبدیل عده زیاد بازدیدکنندگان به خریداران هستند، زیرا مصرف­کنندگان در یافتن کالایی که جستجو می­کنند مشکل دارند. این بدین دلیل است که نقش اولیه وب سایت‌های اینترنتی فراهم آوردن اطلاعات در مورد کالا و قیمت آن برای کمک به کاهش هزینه جستجوی مصرف­کنندگان می باشد. اطلاعات با کیفیت­تر و گسترده­تر که در اینترنت قابل دسترسی هستند، سطوح بالاتری از رضایت مشتری و تصمیمات بهتر خرید را فراهم می­کند (مونتویاویس و همکاران، ۲۰۰۳: ۴۵۵). وب سایت­های خرید اینترنتی می توانند اطلاعات گسترده­تری از کالا همانند مقایسه قیمتها، خلاصه­ای از کالا (مانند خلاصه کتاب در وب سایت کتاب اینترنتی) و نمایش کالا (مانند انتقال و ذخیره نرم افزار) را ارائه دهند. یک وب سایت آنلاین خوب باید دارای امکانات مناسبی برای جست و جوی کالا در بخش جستجو[۱۷] داشته باشد یعنی این بخش بتواند به خوبی کالای مورد نظر مشتریان را در وب سایت جست­وجو کند و اطلاعات کامل کالا از جمله قیمت و کیفیت را در اختیار مشتریان قرار دهد.

۲-۱-۶-۱-۱-۱) کیفیت اطلاعات

کیفیت اطلاعات مربوط به مسائل محتوایی تجارت الکترونیک می باشد. شعار شناخته شده “محتوا پادشاه است” است (هیوزینگ[۱۸]، ۲۰۰۰). هدف اساسی وب سایت ارائه اطلاعات است (بتی و همکاران[۱۹]، ۲۰۰۰). تصمیم گیری این که چه محتوایی بر روی یک وب سایت قرار گیرد، بسیار مهم است. یک شرکت هنگامی که می خواهد مخاطبان را جذب کند باید از محتوای سایت برای جذب آنها استفاده کند (لیر، ۲۰۰۱). لین و لو[۲۰] (۲۰۰۰) به موضوع چگونگی پذیرش مشتریانی که توسط ویژگی­ها و اطلاعات دقیق  تحت تأثیر قرار گرفته بودند، پرداختند. هیوزینگ (۲۰۰۰) محتوا وب سایت را از هر دو مفهوم طراحی و عملیاتی با استفاده از اقدامات عینی و ذهنی را متمایز کرد.

پرکویتز و اتزیونی[۲۱] (۱۹۹۹) اهمیت اطلاعات به روز با مفهوم وب سایت های تطبیقی کشف کردند. محتوا توسط دو مفهوم دقت اطلاعات و مرتبط بودن نشان داده می­شود (کائو و همکاران، ۲۰۰۵، ۶۵۰)[۲۲].

۲-۱-۶-۱-۱-۲) دقت اطلاعات

اساسی­ترین قابلیت وب سایت ارائه اطلاعات در مورد محصولات، خدمات، مردم، رویدادها و یا ایده است. وب سایت شرکت می­تواند با ارائه اطلاعات نامناسب، کسب و کار خود را به مخاطره اندازد. در نتیجه، برای شرکت­ها ضروری است تا توجه خود را به عواملی که  ممکن است به افزایش کیفیت اطلاعات منجر شود، افزایش دهند (لین و لو، ۲۰۰۰). اطلاعات در وبسایت باید دقیق، آموزنده و به­روز باشد. افزایش دقت اطلاعات در مورد محصول، مشتری را می تواند راضی کند. هر روز باید اطلاعات اضافه یا اطلاعات قبلی به روز شود. مثلأ سایت آمازون، می توان لیست صد کتابی که هرساعت در سایت قرار می­گیرد را مشاهده کرد.

 مرتبط بودن اطلاعات

مرتبط­بودن اطلاعات به حدی که اطلاعات در وب سایت به نیازهای اطلاعاتی مشتری مربوط می شود اشاره دارد. بعید است که یک شرکت بخواهد به همان اطلاعات را به گروه­های مختلف مشتریان ارائه کند (هیوزینگ، ۲۰۰۰). بخش­های مختلف وب سایت باید برای نیازهای گروه های مختلف مشتریان طراحی شود. مشتریان بالقوه وب سایت باید شناسایی و نیازهای آنها مورد بررسی قرارگیرد. بنابراین نیازهای مشتریان و همچنین پوشش موضوعی، توسعه های مختلف بخش وب سایت هدایت کرده­اند. به عنوان مثال، محتوای وب سایت خودروساز باید شامل اطلاعات مربوط به شاخه­های آن در مناطق مختلف و یا کشورها و مدل­ها و ویژگی های مختلف باشد. علاوه بر این، یک وب سایت باید تعهدات در حال انجام را نشان دهد. تعهدات پذیرفته شده درقبال مشتریان باید به دقت انجام گیرد. اگر این اتفاق نیافتد، وب سایت اعتبار و مشتریان خود را از دست خواهد داد (کائو و همکاران، ۲۰۰۵، ۶۵۱).

 نکاتی در مورد متون و اطلاعات وب سایت­های اینترنتی

هنگام قرار دادن متون در وب سایت­های اینترنتی باید به چند نکته توجه کرد تا بتوان جذابیت و سودمندی سایت و مطالب را افزایش داد. این نکات عبارتند از:

  1. اطلاعات باید خلاصه و کوتاه باشد. تقریبأ ۸۰ درصد از کاربران وب وقتی با حجم وسیع اطلاعات مواجه می شوند، به جای مطالعه تنها آنها را اسکن می­کنند. بنابراین، نکات مهم مطالب باید واضح و روشن بیان شود. این درحالی است که اگر بینندگان با حجم وسیع اطلاعات مواجه شوند، در این حجم از اطلاعات غوطه­ور شده و از مطالعه مطالب خودداری می­کنند
  2. در متن باید یک مشکل را مطرح نموده و نشان داد چگونه می­توان آنرا حل کرد. در چندین پاراگراف اول که در صفحه اصلی شما ظاهر می­گردد باید به جزئیات بیشتری از مسأله­ای که در سرخط خود مطرح شده پرداخت. تنها زمانی بازدید­کنندگان احساس می­کنند که درک شده­اند که مطمئن شوند که محصول یا خدمات وب سایت می­تواند مشکل آنها را حل نماید. وقتی مشکل مطرح شد سپس می­توان محصول یا خدمات خود را بعنوان راه حل مشکل معرفی نمایید. با تأکید بر اینکه واقعأ چگونه محصول یا خدمات شما مشکل خواننده را برطرف می­کند این تضمین را خواهید یافت که افزایش فروش خود را شاهد باشید (مونتویاویس و همکاران، ۲۰۰۳: ۴۵۶).
  3. همچنین وب سایت­های اینترنتی باید اعتبار مطالب ارائه شده خود را افزایش داده و اعتماد بازدید­کنندگان را به خود تقویت نمایید. از طریق این فرآیند است که بازدید کنندگان شما اعتماد می­کنند و از خرید از شما احساس آسودگی می­کنند. چندین راه وجود دارد که این کار را به صورت مؤثر انجام داد که دو عدد از سریعترین و راه ترین آنها عبارتند از: یکی از روش­هایی که وب سایت­های اینترنتی می­توانند اعتبار خود را نشان دهند درج نظرات مشتریان خود در متن پیام فروش می­باشد. اینها متونی برگزیده از ایمیل­های موثق یا نامه­هایی از مشتریان است که بیان می­کند چگونه محصول یا سرویس این وب سایت کمک نموده تا مشکلی که با آن مواجه بودند حل گردد. روش دیگر این است که می­توان با افزودن یک بخش به متن فروش که اعتبار­نامه­ها، تجربه و هر اطلاعاتی از عملکرد گذشته وب سایت­ اینترنتی را مختصرا توضیح می­دهد که وب سایت­ چگونه واجد شرایط برای حل مشکل بازدید کنندگان شده­اید و به این روش ­می­توان بر اعتبار وب سایت­ اینترنتی افزود (مونتویاویس و همکاران، ۲۰۰۳: ۴۵۶).
  4. مردم به طور معمول وقتی آنلاین هستند در جستجوی اطلاعات رایگان هستند. اگر نقشه فروش خود را خیلی زود در متن شروع کنید احتمال دارد قبل از اینکه شانسی داشته باشید که دل آنها را بربایید آنها را از ادامه منصرف می­کنید. شما بایستی آنها را به آنچه می­گویید و ارتباط آن به مشکلی با آن مواجه هستند، علاقه­مند سازید. قبل از اینکه خواننده شما به محصول علاقه­مند گردد. توجه افراد در حال جستجو را با تغییر قالب و ظاهر متن خود جلب نمایید.
  5. تعداد بسیار کمی از بازدیدکنندگان از وب سایت­های اینترنتی، همه کلمات متن فروش را از آغاز تا پایان می­خوانند. اغلب با نگاهی گذرا از متن تنها لغات و عبارات خاصی را می­خوانند. این به این خاطر است که اگر شما نیاز دارید مزایای اصلی خود را برجسته نمایید، امتحان کنید و به ترکیب درستی دست پیدا کنید که نظر مردم را با نگاهی که به آن می اندازد جلب کند. این موارد عبارتند از:
  • کاربرد خطوط بولد، ایتالیک و برجسته بطوریکه بر کلیدی ترین مزایای پیشنهاد شما تاکید نماید.
  • تنوع در پاراگراف­ها، بدین منظور که صفحه شبیه ستونی از متون با قالب منسجم نباشد.
  • افزودن سرخط­های فرعی که بر پیام­های اصلی شما تأکید نماید و بازدید­کنندگان شما را مجبور نماید پاراگراف­هایی که به دنبال می­آیند را بخوانند.
  • قسمت چپ صفحه را خالی بگذارید (زیرا این حالت خواندن متن راحت­تر است از متن منظم شده استفاده کنید).
  • قرار دادن تکه­های مهم ولی کوتاه متن یا سرخط­های فرعی در وسط به طوری که آنها از بدنه اصلی متن بیشتر نمایان کند.

سایت بدون محتوا هیچ چیزی ندارد. در واقع شاید بهترین راه برگشت سرمایه، بالا بردن کیفیت محتوای سایت است. به عبارت دیگر، راه نهایی برای افزایش ترافیک سایت است. محتوای وب­سایت شامل چیزهایی است که اطلاعاتی را برای بینندگان فراهم می­کنند. زمانی که از محتوای سایت صحبت می شود، افکار افراد بر متن متمرکز می شود، در حالی که محتوای سایت می­تواند عکس، صدا، ویدئو یا فایل باشد. تعداد کلمات زیاد در سایت، کلید واژگان زیادی را برای موتورهای جستجو فراهم می آورد، همچنین تعداد صفحات زیاد باعث افزایش رتبه صفحه اول می­گردد. مثل خیلی از وب سایت­هایی که در سطح شهرها و کشورها وجود دارند و چیدمان محصولات در آنها از نظم و ترتیب برخوردار است، وب سایت­های آنلاین هم باید از چیدمان مناسب برای مطالب و محصولات خود استفاده کنند

طرح وب سایت اینترنتی

طرح شامل ظاهر کلی سایت، گرافیک، رنگها، منوها و غیره می باشد. طراحی سایت فقط طراحی گرافیکی را شامل نمی شود. بلکه طراحی سایر عناصر سایت هم جزو نکات بسیار مهم طراحی سایت است. جذابیت طراحی عمدتأ به عناصر بصری، بویژه رنگ های مورد استفاده و طرح کلی آن اشاره دارد. اهمیت و مفید بودن مفهوم کلی جاذبه ها یا ظاهر دیداری در وب سایت در بسیاری از  تحقیقات و توصیفات علمی نشان داده شده است. در تحقیقات سیستم های اطلاعات مفهوم طرح وب سایت اینترنتی بعنوان نماینده ای برای مفهوم ظاهر یا جاذبه­های دیداری ارائه می­شود. اساتید از واژه­های متفاوتی برای توصیف مورد مذکور استفاده می­کنند. طرح وب سایت اینترنتی بعنوان  درجه­ای است که یک شخص معتقد است که وب سایت اینترنتی از لحاظ زیبا شناختی برای مشتری خشنود کننده است

طرح وب­سایت اشاره به برنامه­های بصری و شنیداری وب­سایت که متشکل از رنگ، انیمیشن، گرافیک، طرح و موسیقی است، دارد

طراحی وب سایت به عنوان یک ویژگی خدماتی که با اثرات چند رسانه­ای مرتبط بوده و عنصر زیبایی وب سایت را تقویت کرده و منجر به و افزایش جلوه بصری آن شده،  تعریف کرده­اند. جاذبه­های طرح اشاره به اجزای عناصر دیداری آنها به ویژه رنگهای مورد استفاده و طرح کلی دارد

ویژگی­های تصویری (به عنوان مثال، رنگ، انیمیشن، گرافیک، طرح) و شنیداری (به عنوان مثال، موسیقی) وب سایت، که باعث جذابیت وب سایت شده  و ظاهر بصری وب سایت را بهبود می­بخشند. طراحی وب سایت با انیمیشن ، موسیقی، کلیپ های ویدئویی، و سایر عناصر چند رسانه ای برای جلب توجه مشتری ایجاد شده است

مطالعات قبلی اشاره به تأثیر جلوه­های بصری دارد. به عنوان مثال، رنگ، گرافیک و انیمیشن بر حالت­های عاطفی مصرف­کنندگان تأثیر دارد (کاتلر، ۱۹۷۳: ۵۶). با این حال، وب سایت پیچیده و یا بدون جلوه های بصری می­تواند پاسخ­های منفی مصرف­کنندگان را ایجاد کند

بر چگونگی تأثیر وب­سایت­ها بر حالت­های شناختی و قصد  بازدید دوباره مصرف­کننده تمرکز کردند. آنها ذکر کردند که طراحی وب سایت کاربر پسندمی­تواند منجر درک و پردازش مؤثرتر اطلاعات وب سایت توسط مصرف کنندگان شود. لی و لین (۲۰۰۵) اشاره کردند که طراحی وب سایت می تواند تعیین کننده قوی پاسخ مصرف کننده باشد.

گرافیک تصاویر، آرم و انیمیشن ها، که به صورت دیداری نمایش داده می­شوند، باعث بالا بردن  میزان مراجعه دوباره کاربران به وب سایت شرکت­ها می­شود. طرح کلی وب سایت نیز می تواند به عنوان یک نماد و عامل اثرگذار بر روی ادراک مشتری، استفاده شود. علاوه بر راحتی دستیابی به صفحه مورد نظر بر پایه ساختار خوش طرح، جذابیت­های ظاهری وب سایت نیز در جلب اعتماد مشتری تاثیر بسزایی دارند. تحقیقات نشان داده که شکل تصاویر، گرافیک ها، شکل منوها، و سازگاری قالب حروف با تصاویر در ادراک مشتریان تاثیر داشته و این طرح بندی کلی می تواند یک احساس کلی را به مشتریان منتقل کند. بررسی­ها حاکی از آن است که تصویر زمینه نیز به طور برجسته­ای می­تواند نشان دهنده خصوصیات و ویژگی­های شرکت و محصولات آن باشد (جوانمرد و سلطان زاده، ۱۳۸۸: ۲۴۲). تا آنجا که ممکن است می­بایست در صفحه زمینه از رنگ­های روشن، همراه با رنگ­های اصلی همچون قرمز، پرتقالی، سبز، زرشکی، آبی و صورتی با زر و برق و درخشندگی زیاد، استفاده شود. اما رنگ قالب و فهرست­ها در بسیاری از شرکت­های مشهور دنیا همچون مک دونالد، از رنگ­های تیره استفاده شده است. البته باید به تفاوت رنگ­ها، برای محصولات، خدمات و مشتریان متفاوت توجه شود. مثلاً، در محصولات وخدماتی که مخصوص بچه­ها می­باشد، ترکیبی از رنگ­ها­ی پر زرق و  برق استفاده می­شود

نمونه سایت های برگزیده :

دانلود فایل های آموزشی

گلچین مجموعه بروزترین ها و بهترین ها

افسردگی 

راستین فایل

فروش فایل سنجش و دانشبرای شروع کسب و کار اینترنتی سپناایران پلَن تیشن! پایگاه خرید و فروش محصولات کشاورزی
فروش قالب وردپرس با ارزان ترین قیمت هاکربنات شاپ | فروشگاه اینترنتی کربنات کلسیمایران آی تی نیوزتعمیر تلویزیون ایکس ویژنسفارش تولید محتوانیازمندی های صنعتی
همیاران علم

وسایل خانه بازی
دانلود مقالات
دانلود مقاله و تحقیق

نی نی وبلاگ | کودکان

انگشتر جواهر مردانه

 

سرویس یخچال

مشاوره حقوقی

وکیل پایه یک دادگستری در اهواز

فروشگاه اینترنتی عطرُونک | مرجع خرید عطر و لوازم آرایشی

کد بورسی رایگان

 


چاپ عکس آنلاین

پکیج تصفیه فاضلاب

فضای کار اشتراکی پارادایس هاب

راهبردهای مقابله ا ی شناختی تنظیم هیجان

در پژوهش های شناخت اجتماعی و علوم عصب شناختی تلاش بر آن است تا از راه روش های دانش عصب شناختی به پرسش های مربوط به چگونگی تعامل شناخت و شناخت پاسخ داده شود. پژوهش های تجربی در مورد تنظیم شناختی با مطالعات روان تحلیل گران در مورد ساز و کارهای دفاعی آغاز گردید و با مطالعه در مورد عوامل موثر بر توانایی فرد در کنار آمدن با موقعیت های استرس زا توسعه یافت و امروزه این دسته از پژوهش ها با مطالعه توانایی های کودکان در «تنظیم خود» ادامه یافته است (اچنر[۱] و گراس ، ۲۰۰۸). بر مبنای این مطالعات مدل های متعددی در خصوص نقش سیستم های عصبی در کنترل هیجان شکل گرفته است. مدل استراتژی های شناختی هیجان از مهمترین مدل ها در این مورد است.

این دسته از مدل ها به فرآیندهای شناختی گوناگون مؤثر در تنظیم کنش های هیجانی می پردازند. به باور گارنفسکی و کرایچ[۲](۲۰۰۶)، استراتژی های تنظیم شناختی هیجان کنش هایی هستند که نشان گر کنار آمدن فرد با شرایط استرس زا و یا اتفاقات ناگوار است.

به باور گارنفسکی ، کرایچ و اسپانهون[۳](۲۰۰۱)، افراد در مواجه با تجارب و موقعیت های استرس زا برای حفظ سلامت روانی و هیجانی خود از راهکارهای شناختی متنوعی استفاده می کنند.

استراتژی های شناختی هیجان های ساز و کار خود آگاهی هستند که فرد برای کنار آمدن با شرایط ناگوار به کار می برد ( گارنفسکی ، کوپمن[۴]، کرایچ و کات[۵]، ۲۰۰۹ ، به نقل از سامانی، صادقی، ۱۳۸۹).

در یک نگاه کلی می توان اظهار داشت که افراد برای تنظیم فرایندهای مختلف هیجانی از راهبردهای متفاوتی استفاده می کنند. یکی از متداول ترین راهبردها ، تنظیم هیجان با استفاده از فرآیندهای شناختی(یا نظم جویی شناختی هیجان) است که کانون تمرکز پژوهش حاضر می باشد. تنظیم هیجان از طریق شناخت ها در زندگی روزمره افراد به چشم می خورد. شناخت ها یا فرآیندهای شناختی به افراد کمک می کند که هیجان ها و احساس های خود را تنظیم نموده وتوسط شدت هیجان ها مغلوب نشود(حسنی،۱۳۸۹).

 

پایان نامه نقش تنظیم شناختی هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی در پیش بینی اضطراب امتحان دانش ­آموزان پسر سال سوم دبیرستان

فرآیندهای شناختی را می توان به فرآیندهای ناهشیار(مانند فرافکنی و انکار) و هشیار نظیر ملامت خویش، فاجعه سازی و نشخوار گری تقسیم نمود. یادآور می شود که نظم جویی شناختی هیجان بر فرآیندهای هشیار تمرکز دارد و بنابراین نظم جویی شناختی هیجان به فرآیندهای شناختی اطلاق می شود که اطلاعات برانگیزانندگی هیجانی را مدیریت می کند. به عبارت دیگر، راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان ، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می شود(حسنی،۱۳۸۹).

نظم جویی شناختی هیجان در فرآیندهای مختلف بهنجار و نابهنجار نقش اساسی داشته و در برابر محرک های منفی و تجارب هیجانی ناخوشایند ، یکی از مؤلفه های مهم فرآیند مقابله می باشد . در این راستا نتایج پژوهش ها بیانگر وجود رابطه قوی بین راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان با مشکلات هیجانی است. در مجموع نظم جویی شناختی هیجان ما را قادر می سازد با انعطاف پذیری بیشتری به وقایع محیطی متنوع پاسخ دهیم. توانایی تغییر دادن رفتار همراه با تغییرات محرک در کنش وری سازگارانه هیجان از اهمیت خاصی برخوردار است. پس تفاوت های فردی در نظم جویی شناختی هیجان می تواند کنش وری مؤثری در محیط اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. حتی تفاوت های فردی در نظم جویی هیجان در تعامل با سایر عوامل می تواند فرد را در معرض خطر بروز جنبه های آسیب شناختی قرار دهد (حسنی، ۱۳۸۹).

توجه به راه های شناختی مقابله با هیجان به هنگام مواجهه با رخدادهای منفی زندگی می توانند دارای اهمیت باشند . زیرا بین مشکلات درون ریز و فرآیند تفکر منفی با تحریف های شناختی افراد رابطه قوی وجود دارد ( گاربر[۶] ، رایس[۷] و شانکی[۸] ،۱۹۹۳؛ جوینر[۹] و واگنر[۱۰]، ۱۹۹۵ ؛ رونان[۱۱] و کندال[۱۲]، ۱۹۹۷). روانشناسی سلامت در سال های اخیر اهمیت زیادی برای نحوه مواجهه با تنیدگی و چالش های زندگی در بهبود وضعیت سلامت جسمانی و روانی افراد قائل شده و مستقیم ترین روش مداخله را، تقویت پاسخ های مقابله ای و توانمندی های شناختی آنان می داند. مقابله ، تلاش های رفتاری و شناختی است که به طور مداوم در حال تغییر اند. تا فرد از عهده خواسته های بیرونی و درونی که ورای منابع و توان فرد ارزیابی می شوند، برآید. مقابله بازتابی از فرآیندی است که شامل درگیری فعال در دوره زمانی مشخص است و راهبردهای مختلفی دارد. انتخاب راهبرد شناختی ، هیجانی و رفتاری می تواند بر سلامت روان بالا یا پایین تأثیر بگذارد. تنظیم هیجان را می توان به صورت فرآیندهایی تعریف کرد که از طریق آن، افراد می توانند بر اینکه چه هیجانی داشته باشند و چه وقت آنها را تجربه و ابراز کنند ، تأثیر بگذارند(حسنی،۱۳۸۹).

مدیریت هیجانات به منزله فرآیندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل ، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد. هر گونه اشکال و نقص در تنظیم هیجانات می تواند فرد را در برابر اختلالات روانی چون افسردگی و اضطراب آسیب پذیر سازد(حسنی،۱۳۸۹).

به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی دستگاه شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (حسنی، ۱۳۸۹).

محققان ۹ راهبرد شناختی را در تنظیم هیجانات معرفی کرد ه اند:

  • مقصر دانستن خود[۱۳] : سرزنش کردن و مقصر دانستن خود به خاطر رخدادی که اتفاق افتاده است.

۲-  مقصر دانستن دیگران[۱۴] : سرزنش دیگران و مقصر دانستن خود به خاطر رخدادی که اتفاق افتاده است.

۳- پذیرش[۱۵] : پذیرش رخداد و رضایت دادن به آنچه اتفاق افتاده است.

۴- توجه مجدد به برنامه ریزی[۱۶] (برنامه ریزی کردن) : تفکر درباره اینکه آیا با آن حادثه و رخداد چگونه می توان برخورد کرد و در این راه چه قدم هایی می توان برداشت.

۵- توجه مثبت مجدد[۱۷] : تفکر درباره مسائل مثبت شادی بخش و خوشایند به جای تفکر درباره ی آن رخداد واقعی.

۶- تمرکز بر تفکر[۱۸](نشخوار ذهنی) : تفکر درباره احساسات و افکار وابسته به آن رخداد منفی.

۷-  باز ارزیابی مثبت[۱۹] : افکار مربوط به الحاق معانی مثبت به آن رخداد بر حسب رشد فردی.

۸- در جای حقیقی خود قرار دادن[۲۰] (توسعه ی چشم انداز) : افکار مربوط به نسبی بودن آن رخداد در مقایسه با سایر رخدادها.

۹-  مصیبت بار تلقی کردن[۲۱] (تلقی فاجعه آمیز ): افکار مربوط به تاکید آشکار بر فاجعه آمیز یا مصیبت بار بودن تجربه.

راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات به افراد کمک می کند تا بر انگیختگی ها و هیجان های منفی را تنظیم نمایند.

[۱] Achner

[۲] Croich

[۳] Spinhoven

[۴] Copman

[۵] Kat

[۶] Garber

[۷] Rise

[۸] Shancki

[۹] Joyner

[۱۰] Wagner

[۱۱] Ronan

[۱۲] Kendal

[۱۳] Self-blame

[۱۴] Blaming others

[۱۵] Acceptance

[۱۶] Refouson plannin

[۱۷] Positive refocusing

[۱۸] Rumination or focuson thought

[۱۹] Positive reappraisal

[۲۰] Putting into perspective

[۲۱] Cata strophicing

بخش سوم: کمال گرایی

کمال گرایی

سال ها است که کمال گرایی[۱] مطرح شده است و اکثر تعاریف اولیه، عمدتاً کمال گرایی را ویژگی  ناکارآمد در نظر می گیرند. ژانت[۲] (۱۸۹۸ ، به نقل از ایجان[۳] ۲۰۰۵)، اولین فردی بود که در خصوص کمال گرایی نوشت. اوکمال گرایان را افرادی با عقاید محکم و ثابت می دانست و در نتیجه، سختی عقاید و انعطاف ناپذیری یکی از اولین خصوصیاتی بود که درباره کمال گرایی مطرح شد. به عبارت دیگر کمال گرایی به منزله تمایل پایدار فرد به وضع معیارهای کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آنها که با خود ، ارزشیابی های انتقادی از عملکرد شخصی همراه است، تعریف شده است ( فروست و همکاران ،۱۹۹۸ ).کمال گرایی تمایل در جهت بی نقص بودن است وکمال گرایان افراطی مردمی هستند که می خواهند در همه جنبه های زندگی- شان بی عیب باشند( هویت و فلت[۴] ،۲۰۰۲). از سوی دیگر بعضی یافته ها برحسب کنش وری مثبت ومنفی کمال گرایی، تقسیم بندی های دوگانۀ کمال گرایی بهنجار – نابهنجار(هاماچک[۵]،۱۹۷۸) و مثبت – منفی (تری شورت[۶]،۱۹۹۵؛ به نقل از بشارت،۱۳۸۳ ) را معرفی کرده اند. هاماچک ( ۱۹۷۸ )، با تمایز بین کمال گرایی بهنجار و نوروتیک متعقد است که کمال گرای بهنجار از تلاش و رقابت برای برتری و کمال لذت می برد و در عین حال محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد اما کمال گرای نوروتیک به دلیل انتظارات غیر واقع بینانه هرگز از عملکرد خود خشنود نخواهد شد و از منظرخودش هرگز کاری را خوب انجام نمی دهد که بتواند ازآن احساس لذت ببرد. این افراد ناشکیبا وبی نهایت خود انتقادگرند. در کمال گرایی بهنجار اشخاص به کارهای سخت روی آورده و با هدف موفقیت، برانگیخته شده و ضمن تاکید بر معیارهای سطح بالای عملکردی، می توانند واقعیت های بیرونی را درک کرده و محدودیت ها را بپذیرند. ولی کمال گرایان نابهنجار با ترس از شکست بر انگیخته شده و در نتیجه در خصوص دستیابی به اهداف سطح بالا و غیر واقع بینانه دائماً نگران هستند (ایجان و همکاران ، ۲۰۰۷).

رئودل[۷]۱۹۸۴ به نقل رایس [۸]۲۰۰۰ ، کمال گرایی را واجد جنبه های مثبت و منفی می داند و آن را معادل کمال گرایی بهنجار و روان آزرده قرار می دهد. کمال گرایی مثبت، به جای اضطراب و نگرانی در مورد عدم تحقق اهداف و معیارهای دست نیافتنی ، مثبت نگری و خوش بینی و آرمان های تحقق پذیر را در فرد فعال می سازد.

 

پایان نامه نقش تنظیم شناختی هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی در پیش بینی اضطراب امتحان دانش ­آموزان پسر سال سوم دبیرستان

به نظر هویت و فلت(۱۹۹۱ به نقل رایس و همکاران، ۲۰۰۳ )، کمال گرایی  منفی سه مؤلفه دارد که سه بعد کمال گرایی تعریف می شود.کمال گرایی خویشتن مدار[۹]، کمال گرایی دیگرمدار[۱۰] وکمال گرایی جامعه مدار[۱۱]. این ابعاد به صورت صفات شخصیتی در افراد تثبیت می شوند. کمال گرایی خود مدار به معنای کوشش فرد برای دستیابی به خویشتن کامل با توجه به معیارهای افراطی و دقیق برای خود و ارزش یابی سخت گیرانه و اطمینان بخش از رفتار خود و سانسور رفتارهای شخصی می باشد. کمال گرایی دیگر مدار، بیانگر تمایل به داشتن انتظارات افراطی و ارزش یابی انتقادی از دیگران است (مانند سرزنش دیگران، وضع معیارهای غیر واقعی برای سایرین و ارزیابی سخت گیرانه از کارکرد آنان) و شامل توقعات و باور هایی درباره توانایی دیگران مانند گرایش های کمال گرایانه والدین برای فرزندانشان می باشد. وکمال گرایی جامعه مدار شامل عقیده یا ادراک افراد دال بر این مطلب است که افراد مهم زندگی شان معیارهای غیر واقعی برای آنها وضع می کنند، آنها را به سختی ارزیابی می کنند و آنها را برای کامل بودن تحت فشار قرار می دهند. و تنها زمانی راضی خواهند شد که انتظارات آن ها بر آورده شود.

از آنجایی که در بیشتر موارد، کمال گرایان منفی بین خواسته های کمال گرایانه روان رنجورانه و عملکرد واقعی، تضادی را درک می کنند، اعتقاد بر این است که تضاد حاصل، تأثیرات نامطلوبی بر اضطراب فرد بر جای می گذارد(صابونچی و لونده[۱۲]،۱۹۹۷(.

[۱] Perfectionism

[۲] Janet

[۳] Egan

[۴] Hewitt&Flett

[۵] Hamachek

[۶] Terry short

[۷] Roedell

[۸] Rice

[۹] Self-oriented perfectionism

[۱۰] Other- oriented perfectionism

[۱۱] Socially prescribed perfectionism

[۱۲] Saboonchi&Lundh