[do_widget id=kl-erq-2]

بله
روش سرمایه سازی بازار: تمایز بین ارزش بازار و ارزش دفتری
کمی
هزینه های واقع شده در گذشته
بله
روش سرمایه فکری مستقیم: بازار، دارایی فکری، فناوری، دارایی های ساختاری و انسانی
کمی
هر دو
خیر
FIMIAM : سرمایه انسانی، سرمایه مشتری، سرمایه ساختاری و بخش های مشترک آنان
کمی
گذشته نگر
بله
ضریب ارزش افزوده فکری: سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی
کمی
گذشته نگر
بله
جدول 2-2- مقایسه و الگوهای سرمایه فکری(دسته بندی های متفاوت سنجش سرمایه فکری)
طبقه بندی که در جدول فوق نشان داده شده، توسط رودف و للیارت ارائه شده است و به بررسی روش های موجود شناسایی و سنجش کم و کیفی سرمایه فکری از سه بعد کمی یا کیفی بودن روش سنجش، رویکرد به آینده یا گذشته و نیز سهولت قابلیت استفاده از روش در موارد دیگر پرداخته است(ماوریدیس، 2004، 115-92).
2-1-2- معرفی مدل های مختلف سرمایه فکری :
در انتهای سال 1990، نویسندگان متعددی مانند بروکینگ (1996)، ادوینسون و مالون (1997)، استیوارت (1997) و اسویبی (1998) شروع به ارائه چهارچوب هایی کردند که به ما در درک سرمایه های فکری و به همان اندازه در اجرای آسانتر مباحث مربوط به سرمایه فکری (مانند اندازه گیری و گزارش دهی) کمک می کرد. با آن که اختلاف کوچکی در میان چهارچوب ها مشاهده می شود، اما همین نوسان باعث ایجاد انحراف های زیادی در زمینه مباحث سرمایه های فکری گردیده است. همین مطالعات صورت گرفته در رابطه با سرمایه فکری در سطوح مختلفی قرار می گیرد (فردی، درون سازمانی و برون سازمانی). در نتیجه سرمایه فکری تنها محدود به دانش در دسترس افراد نیست، بلکه شامل دانش ذخیره شده در درون پایگاه داده های سازمانی، فرآیندهای کسب و کار و ارتباطات نیز می گردد. (عالم تبریزی، 1388، 96-79) بنابراین برای درک و شناخت اجزای سرمایه فکری و ویژگی های آن ها می بایست به شرح مدل های آن که تاکنون ارائه گردیده اند توجه شود. در ذیل به اختصار به برخی از مدل های مهم سرمایه فکری تاکید داشته اند آمده است.
2-1-2-1- مدل ادوینسون و مالون
لیف ادوینسون یکی از شناخته شده ترین پژوهشگر دنیا در زمینه سرمایه فکری است. به عنوان اولین مدیر سرمایه فکری در شرکت اسکاندایا، یک شرکت بین المللی بیمه در کشور سوئد فعالیت داشته است. شرکت اسکاندایا یا موفق شده که یک نوع طبقه بندی بومی شده از سرمایه فکری را ارائه نماید. ادوینسون اساسا سرمایه های فکری را به عنوان ارزش های نامشهودی تلقی می کند که منشا شکاف و اختلاف میان بازاری و ارزش دفتری شرکت ها و سازمان ها باشد. مطابق نظر ادوینسون، مواردی که پس از رفتن کارکنان به خانه، در سازمان باقی می مانند سرمایه های ساختاری سازمان را تشکیل می دهند. او بر این واقعیت تاکید دارد که سرمایه های انسانی سازمان را نمی نوان تحت مالکیت سازمان در آورد ، بلکه آن ها را تنها می توان استخدام یا اجاره نمود. بر عکس آن، سرمایه های ساختاری را می توان تحت تملک در آورد و دادوستد نمود. بر همین اساس سلسله مراتبی را برای سازمان های فکری ارائه نمود.
ادوینسون به همراه پژوهشگری به نام مالون، سرمایه فکری را به عنوان دارایی هایی مثل دانش، تجارب کاربردی، تکنولوزی سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارت های حرفه ای دانسته اند، که باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازار و بینشی در مورد توانمندی های درآمدی آینده شرکت می شود. آن ها در طرح ارزش اسکاندایا ارزش بازاری یک شرکت را ترکیبی از ارزش مالی شامل دارایی های مشهود و ارزش سرمایه های فکری دانسته اند. بعدها آن مدل اسکاندایا را به عنوان یک شیوه اندازه گیری سرمایه فکری معرفی نمودند. از منظر آن ها سرمایه فکری ترکیبی از دو جزء اصلی می باشد: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، این پژوهشگر سرمایه های ساختاری را در سازمان عامل پشتیبانی از سرمایه های انسانی معرفی کردند. سرمایه ساختاری، خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری تقسیم شده و سرمایه سازمانی شامل سیستم ها، ابزارها و فلسفه عملیاتی است که جریان یافتن دانش در درون سازمان را سرعت می بخشد و سرمایه انسانی به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیندی تقسیم می شود.
شکل 2-1- طرح ارزش بازار اسکاندایا ارائه شده توسط ادوینسون و مالون (سال 1997)

[do_widget id=kl-erq-2]

سرمایه انسانی به میزان ارزش، مهارت ها و تجاربی که افراد در سازمان ها دارا می باشند اطلاق می گردد (روس و همکاران ، 1997). هم چنین بنتیس معتقد است سرمایه انسانی نشان دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان است. (بنتیس، 2002، 466-437)
1-10-2- سرمایه ساختاری :
سرمایه ساختاری شامل مکانیزم ها و ساختارهای سازمانی دانسته که در رساندن کارکنان به ماکزیمم عملکرد، نقشی پشتیبان دارند. بنتیس این اجزاء را شامل فرهنگ، سیستم های اطلاعاتی، فرآیندها، امور جاری و کارآیی هر یک از آن ها می داند. سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می شود که در برگیرنده پایگاه های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل های اجرایی فرآیندها، استراتژی ها، برنامه اجرایی و به طور کلی هر آنچه که ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی اش باشد، است. به عبارت روشن تر، روس و همکارانش معتقدند هر آنچه که در شرکت باقی می ماند و پس از آن که کارکنان به هنگام شب به خانه می روند سرمایه ساختاری نامیده می شود. (بنتیس، 1999، 398)
1-10-3- سرمایه نوآوری :
شامل دارایی های معنوی است که توسط قوانین حمایت از حقوق مالکیت معنوی شامل کپی رایت، نام تجاری و داریی های نامشهود مورد پشتیبانی قرار می گیرد. (ادوینسون و مالون، 1997)
1-10-4- سرمایه سازمانی :
شامل فلسفه سازمانی و سیستم هایی برای بالا بردن قدرت نفوذ و توانمندی های سازمانی است (بنتیس، 1999، 400).
1-10-5- سرمایه رابطه ای :
موضوع اصلی سرمایه رابطه ای، دانش موجود در مسیرهای بازاریابی و روابط با مشتریان است. هم چنین روس و همکاران اظهار می کنند که سرمایه رابطه ای شامل روابط با ذینفعان درون و بیرون سازمان است. (روس و همکاران، 1997، 417) استیوارت اظهار می دارد موضوع اصلی سرمایه رابطه ای، دانش موجود در کانال های بازاریابی و روابط با مشتریان است. سرمایه رابطه ای نشان دهنده توانایی بالقوه یک سازمان به خاطر عوامل نامشهود بیرونی اش است. (استیوارت، 1997)
1-11- محدودیت ها و مشکلات تحقیق :
1- محدودیت زمانی، مکانی و به نوعی عدم دسترسی به تمامی کارشناسان واحد ستادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باعث گردید تا پرسشنامه ها تنها در بین افراد خبره توزیع گردد.
2- به علت عدم دسترسی به کارکنان واحد ستادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بررسی سوالات و اهداف تحقیق از دیدگاه مدیران، کارشناسان و خبرگان واحد ستادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت و به نوعی کارکنان سازمان به علت تجربه کم در سازمان نتوانسنتد در نتایج این تحقیق اثرگذار باشند.
3- مشکلی که از ناحیه تحلیل شبکه ای می باشد، این است که فاکتورهای مدل تحلیل شبکه ای به طور طبیعی کمی نیستند. تحلیل شبکه تکنیکی است که برای حل مسائل چند معیاره در حالتیکه وابستگی بین فاکتورهایی (شاخص ها و زیرشاخص ها) که به طور طبیعی هم کمی و هم کیفی هستند، به کار می رود. به علاوه مسائلی که به وسیله ماتریس مقایسات زوجی تحلیل شبکه ای مدل می شوند. برای اولویت بندی فاکتورهایی که توسط گروهی خبره مورد قضاوت قرار گرفته اند، به کار برده می شوند. به هر حال تخصیص مقادیر کمی و عددی به عناصر در تصمیم گیری همواره امکان پذیر نیست و حتی ممکن است در هر بار اجرای مقادیر نتایج متفاوتی گرفته شود.
4- مشکل دیگری که از ناحیه تحلیل شبکه ای به آن برخورد می شود این است که اعتبار مدل با استفاده از داده های گذشته مورد آزمون قرار نگرفته است و این به سبب در دسترس نبودن داده های گذشته برای کارشناسان سازمان در تحقیق حاضر بوده است. و به این مسئله نباید به دیده یک کمبود و کسری معنی داری در ارزیابی مدل نگریسته شود. ماتریس مقایساتی که به عنوان ورودی در مدل پیشنهادی بوده است، تحت شرایط شناخته شده ای تشکیل شده است.

فصل دوم :
مروری بر ادبیات تحقیق
مقدمه :
هدف از این فصل مرور ادبیات پژوهش است. این فصل از چهار بخش کلی تشکیل شده است، در بخش اول به مطالعه مبانی نظری سرمایه فکری، در بخش دوم به مطالعه روش فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP)، در بخش سوم به معرفی واحد ستادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در بخش چهارم به پژوهش های انجام شده داخلی و خارجی مربوط به سرمایه فکری و هم چنین پژوهش های انجام شده با تحلیل شبکه ای (ANP) پرداخته شده است.
« بخش اول »
2-1- مطالعه مبانی نظری سرمایه فکری
2-1-1- تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری :
مفهوم سرمایه فکری همیشه مبهم بوده و تعاریف مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است. بسیاری تمایل دارند از اصطلاحاتی مانند دارایی ها، منابع یا محرک های عملکرد به جای کلمه سرمایه استفاده کنند و آن ها واژه سرمایه فکری را با کلماتی مانند نامشهود، بر مبنای دانش یا غیرمالی جایگزین می کنند. بعضی از حرفه ها (حسابداری مالی و حرفه های قانونی) نیز تعاریف کاملا متفاوتی مانند دارایی های ثابت غیرمالی که موجودیت عینی و فیزیکی ندارند، ارائه کرده اند. با توجه به آن چه گفته شد، تعاریف مختلفی در مورد سرمایه فکری گفته شده است، که در ادامه به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم :
2-1-1-1- سرمایه فکری از دیدگاه استیوارت
استیوارت اعتقاد دارد، سرمایه فکری مجموعه ای از دانش، اطلاعات، دارایی های فکری، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانی است که می تواند برای ایجاد ثروت به کار گرفته شود. در واقع سرمایه فکری تمامی کارکنان، دانش سازمانی و توانایی های آن را برای ایجاد ارزش افزوده در بر می گیرد و باعث منافع رقابتی مستمر می شود. (استیوارت، 1997)

2-1-1-2- سرمایه فکری از دیدگاه بنتیس
بنتیس سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود (منابع، توانایی ها و رقابت) تعریف می کند، که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آیند. (بنتیس، 1998) [do_widget id=kl-erq-2]
2-1-1-3- سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون و مالون
ادوینسون و مالون، سرمایه فکری را اطلاعات و دانش به کار برده شده برای کار کردن، جهت ایجاد ارزش تعریف می کنند. (ادوینسون و مالون، 1997)
2-1-1-4- سرمایه فکری از دیدگاه بنتیس و هالند
بنتیس و هالند، در مقاله خود در سال 2002، سرمایه فکری را این طور تعریف می کنند، سرمایه فکری ذخیره ای از دانش را که در نقطه ای از زمان در یک سازمان وجود دارد، نشان می دهد. در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. (بنتیس و هالند، 2008)
2-1-1-5- سرمایه فکری از دیدگاه روس و همکاران
سرمایه فکری دارایی است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند. این دارایی ماهیتی عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که از طریق به کارگیری دارایی های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از سازمان به دست آمده است. همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش در درون سازمان می شود، و این ارزش به دست آمده به دلیل اینکه یک پدیده کاملا داخلی است، قابلیت خرید و فروش ندارد. (روس و همکاران، 2005)
همان طور که گفته شد از سرمایه فکری تعاریف فراوانی شده است که چند نمونه از آن ارائه شد. با بررسی های انجام شده بر روی تعاریف مختلف سرمایه فکری از سال 1987 تا کنون، برخی از آن ها به صورت منتخب در جدول 2-1 ذکر شده است. این تعاریف تجزیه و تحلیل شده و اجزای آن شناسایی شده است. (مارو مستغفر ، 2005، ترجمه علوی و قریشی، 1386)
نویسندگان
تاریخ
تعریف
ایتامی
1987
دارایی های نامشهود مانند دارایی های مبتنی بر اطلاعات که شامل فناوری، اعتماد مشتری، تصویر سازمانی حاصل از علائم تجاری، فرهنگ سازمانی و مهارت های مدیریتی می باشد.
کلین و پروساک
1994
هر عنصر فکری که بتوان آن را فرموله و گردآوری کرد و بتوان از آن برای ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.
ادوینسون و سالیوان
1996
دانشی که بتوان آن را به یک ارزش تبدیل کرد.
بروکینگ
1996
ترکیبی از چهار جزء اصلی دارایی های بازار، دارایی های انسانی، دارایی های مالکیت معنوی و دارایی های زیرساختی است.
اسویبای

[do_widget id=kl-erq-2]

تفاوت برآورد شده بین ارزش بازاری سرمایه یک شرکت و حقوق صاحبان سهام بعنوان ارزش سرمایه فکری و یا دارایی های نامشهود می باشد.
3-6-2- روش های برگشت دارایی ها
میانگین عایدات بعد از مالیات یک شرکت برای یک دورۀ زمانی، تقسیم بر میانگین دارایی های مشهود شرکت شود نتیجه ROA شرکت است که پس از آن با میانگین صنعت مقایسه می شود. تفاوت ایجاد شده با میانگین دارایی های مشهود شرکت در برآورد یک میانگین درآمد سالانه از دارایی های نامشهود است، با تقسیم کردن میانگین درآمدها مذکور بر میانگین هزینه های سرمایه شرکت یا یک نرخ بهره، می توان برآوردی از ارزش دارایی های نامشهود یا سرمایه فکری استنتاج کرد.
4-6-2- روش های کارت امتیاز
اجزای مختلف دارایی های نامشهود یا سرمایه فکری شناخته شده اند و مقیاس ها و شاخص های ساخته شده در برگه های امتیازی گزارش شده اند ویا به صورت نمودار نشان داده شده اند . روش های SC شبیه روش های DIC هستند که هیچ برآورد دلاری از دارایی های نامشهود ندارند.
7-2- نحوه محاسبه سرمایه فکری ( با استفاده از مدل پالیک ) شاخص های عملکرد مالی شرکت ها
1-7-2- محاسبه سرمایه فکری با استفاده از مدل پالیک
روش های گوناگونی برای محاسبه و سنجش سرمایه فکری وجود دارد که مزایا و معایب هر یک بیان گردید . در این کار تحقیقاتی برای محاسبه و سنجش سرمایه فکری از مدل پالیک استفاده شده که از دلایل استفاده از این روش راحتی آن در محاسبه سرمایه فکری است که از طریق صورت های مالی و یادداشت های همراه آن جهت این کار استفاده می شود و همانطور که می دانیم صورت های مالی آنچه را که در واقعیت وجود دارد نشان می دهد و ساخته پرداخته ذهن و تخیل نیست و به آنچه در شرکت وجود دارد از دیدگاه مالی (ریالی) نگاه می کند.
پالیک در سال 1998 و 2000 ارزش افزوده کارایی عقلایی را جهت اندازه گیری سرمایه فکری شرکت ها ارائه کرد. در روش (ارزش افزوده کارایی عقلایی) پالیک، برای بدست آوردن اطلاعات درباره ارزش کارایی ایجاد شده از دارایی های عینی و غیرعینی درون یک شرکت تهیه شده است. این مدل با توانایی شرکت نسبت به ایجاد ارزش افزوده شده شروع می شود. ارزش افزوده تفاوت بین out و IN است. منظور از out کل درآمد حاصل از فروش تولیدات خدمات و سرویس های ارائه شده به بازار می باشد و منظور از IN تمام هزینه هایی است که جهت تولید کالاها و خدمات وسرویس ها هزینه شده است.
باید به این نکته مهم توجه داشت که در مدل پالیک هزینه کار (کل هزینه حقوق و دستمزد و مزایای آن) و هزینه استهلاک جز هزینه های IN شامل نمی شود. حقوق و دستمزد نسبت به نقش فعالیت در فرآیند ایجاد شده ارزش، عامل بلقوه( که توسط هزینه های کار ایجاد می شود) به عنوان یک هزینه محسوب نمی شود.
بدین گونه رمز اساسی در مدل پالیک رفتار کار به عنوان ارزش ایجاد شده شرکت تجاری است. این نتیجه آن است که ارزش اضافه شده توسط سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری منعکس می شود. هزینه استهلاک نیز به دلیل اینکه وجوهی از شرکت خارج نمی شود در VA جز IN محسوب نمی شود بنابراین VA را می توان به صورت معادله زیر نوشت:
سود عملیاتی + هزینه حقوق و دستمزد + هزینه استهلاک = VA
الف) محاسبه کارایی سرمایه فیزیکی :
ارزش افزوده (VA) به سرمایه فیزیکی بکار گرفته شده را ، کارایی سرمایه فیزیکی می گویند که این شاخص برای نشان دادن ارزش افزوده ایجاد شده (VA) به وسیله سرمایه فیزیکی است.
دارایی مشهود / ارزش افزوده = CEE = VA / CE
دارایی های نامشهود = ارزش دفتری دارایی های نامشهود – ارزش دفتری کل دارایی = CE
CEE بیان کننده توانایی فکری شرکت ها نسبت به بکارگیری سرمایه فیزیکی جهت ایجاد ارزش افزوده است. زمانی که گروه های مختلف شرکت ها با هم مقایسه می شوند، شرکت هایی که CEE بالاتری دارند نشان می دهد که نسبت سرمایه فکری شان ارزش افزوده (VA) بیشتری کسب کردند.
ب) محاسبه کارایی سرمایه انسانی :
کارایی سرمایه انسانی نشان می دهد که چطور VA بیشتر با ریال صرف شده برای هزینه حقوق ودستمزد در شرکت ایجاد شده است. نسبت VA به HC ، توانایی- HC را نسبت به ایجاد ارزش در یک شرکت بیان می کند.
نامتناقض با نظریه های دیگر رهبران نویسنده سرمایه فکری(سویبی،1998 و ادوینسون، 1997) .
پالیک بیان می کند که کل هزینه های حقوق و دستمزد شاخصی از یک شرکت است. پالیک فرض می کند که چون بازار حقوق و دستمزد را مشخص می کند که همان نتایج عملکرد است، پس نسبت VA به HC ، تواناییHC را برای ایجاد ارزش در شرکت بیان می کند.
(هزینه حقوق و دستمزد کل شرکت) / (ارزش افزوده) = HCE = VA /HC
کل حقوق و دستمزد پرداختی به منابع انسانی = HC
به طور مشابه وقتی که HCE در سطح یک گروه از شرکت ها مقایسه می شوند، HCE یک شاخص از کیفیت منابع انسانی شرکت و توانایی هایش نسبت به VA برای هر ریال صرف شده بر HC می باشد وشرکت هایی که HCE بالاتری دارند نشان دهنده این است که به نسبت هزینه های حقوق و دستمزد ارزش افزوده بیشتری حاصل شده است. یعنی کارایی کارکنان آن شرکت بالا است.
ج) محاسبه کارایی سرمایه ساختاری
[do_widget id=kl-erq-2]

2-8- قلمرو زمانی تحقیق
دورۀ زمانی این پژوهش، 5 ساله از ابتدای سال 1383 تا انتهای سال 1387 است.
3-8- قلمرو موضوعی تحقیق
در این پژوهش ، بررسی و سنجش سرمایه فکری، موضوعی است که مورد کنکاش قرار می گیرد و در حوزه مدیریت سرمایه گذاری قابل بحث است.
9-1- تعریف واژه ها و اصطلاحات
سرمایه فکری: در سال های اخیر پژوهش های متعددی درخصوص سرمایه فکری صورت گرفته و این پژوهش ها منجر به چارچوب های متفاوتی جهت تعریف ، طبقه بندی و اندازه گیری آن شده است. آنچه تمامی نویسندگان در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که سرمایه فکری ارزش ناملموس یک سازمان را نمایش می دهد و تمامی تعاریف بر این اصل استوار است که سرمایه فکری، مجموع دارایی های ناملموس سازمان اعم از دانش (بخشی از سرمایه انسانی)، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی ، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی است (جعفری و رضایی نور، 1385، 42).
سرمایه انسانی: شامل تمامی قابلیت های فردی ، استعدادها، دانش و تجربه کارکنان و مدیران سازمان بوده که هنگام ترک سازمان با خود می برند (جعفری، رضایی نور، 1385، 48). دانش افراد منحصر به فرد بوده و شامل نوآوری، انعطاف پذیری، انگیزش، رضایت، ظرفیت یادگیری، وفاداری، آموزش و تحصیلات می گردد. از طرفی این سرمایه منشأ نوآوری و تجدید استراتیژیک سازمان می باشد (صالح و صبری، 2008، 54).
سرمایه ساختاری (سازمانی یا داخلی): دانش سازمان و مستقل از افراد و پرسنل بوده و هنگام ترک محل کار توسط کارکنان در پایان یک روز کاری در سازمان باقی می ماند. از جمله می توان به دارایی های فکری، پایگاه داده ها، قراردادها، سیستم ها و رویه های سازمانی، سیستم اداری، بهترین عملکرد و … اشاره نمود (ادوینسون و مالون، 1997، 71).
سرمایه ارتباطی (مشتری یا خارجی): بیانگر دانش یا ارزشی است که بین منابع خارجی سازمان مانند مشتریان، عرضه کنندگان کالا و خدمات، بستانکاران، شبکه ها و کانال های توزیع و … ارتباط برقرار می کند(بوزولان و ریسری، 2003، 558-543). منابع خارجی شناخت مثبتی برای شرکت از طریق نماد، شهرت، وفاداری مشتری، توان تجاری، ظرفیت ایجاد ارتباط با واحدهای تأمین مالی و فعالیت های زیست محیطی ایجاد می نماید (صالح و همکارش،2008، 28).
ریسک : انحراف از بازده مورد انتظار و به عبارت دیگر ریسک از نظر آماری انحراف معیار از بازده موردانتظار است (رهنمای رودپشتی و فرزین،1382، 171).
ریسک غیرسیستماتیک: آن قسمت از تغییرپذیری در بازده کل اوراق بهادار را که به تغییرپذیری کلی بازار بستگی ندارد، مانند ریسک تجاری، مالی، نقدینگی و …( تهرانی و نوربخش ، 1384، 123)1.
ریسک سیستماتیک: انحراف در بازده موردانتظار که با عوامل بیرون از شرکت (بازار وعوامل اقتصادی) مرتبط است و تحت کنترل مدیریت شرکت نمی باشد، به عنوان ریسک سیستماتیک با ریسک مهمی تعریف می کنیم (رهنمای رودپشتی و فرزین،1382، 171)2.
ضریب B : شاخصی است که برای تعیین تغییرات قیمت یک سهم نسبت به شاخص قیمت کل سهام (جهان خانی و پارسائیان، 1375، 17)3.
بازده تحقق یافته (بازده واقعی) : بازدهی است که واقع شده، یا بازدهی است که کسب شده و به وقوع پیوسته . یکی از روش های متداول در محاسبه نرخ بازده واقعی روش اضافه ارزش است. این روش ناظر برعملکرد گذشته شرکت است، که علاوه بر تغییرات قیمت سهام، سود دریافتی در طی سال مدنظر قرار می دهد(نقش تبریزی، 1384، 57)4.
بازده مورد انتظار : تخمینی از بازده یک دارایی که سرمایه گذاران انتظار دارند در یک دورۀ آینده به دست آورند و معمولاً بازده مورد انتظار با عدم اطمینان و یا ریسک رو به رو است(راعی و سعیدی،1385 ، 118)5.
بازار متقارن: به بازاری گفته می شود که در آن مصالحه بین ریسک و بازده وجود داشته باشد. از مشخصه های این بازار ، نرخ بهره بدون ریسک عقلایی بازار، وجود بازار کارا، نرخ رشد عقلایی تورم موردانتظار، تناسب بین نرخ بهره وام دهی با نرخ بهره وام گیری می باشد (تهرانی و نوربخش ،1384، 124)6.
بازار نامتقارن : به بازاری گفته می شود که در آن مصالحه بین ریسک و بازده وجود نداشته باشد. و از مشخصه های این بازار، بالا بودن نرخ بهره بدون ریسک واقعی اقتصادی و موجود صرف ریسک منفی، ناکارایی بازار، بالا بودن نرم تورم مورد انتظار بازار و تفاوت عمده بین نرخ بهره وامگیری می باشد ( همان منبع، 124)7.

فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق
1-2 مقدمه
امروزه دانش منبع کلیدی استفاده و مزیت رقابتی شده است. همزمان با توسعه ارزش بازار سازمان های دانش محور، در دهه 1990 علاقه مندی وسیعی نسبت به مقوله سرمایه فکری پدید آمد. اولین بار رتبه های مفهوم سرمایه فکری در سال 1969 توسط اقتصاد دانی به نام جان کنت گالبرت بیان گردید، دانش به عنوان یک دارایی در مقایسه با انواع داراییها، دارای این طبیعت منحصر به فرد است که هر چه بیشتر استفاده شود، به ارزش آن افزوده می شود . اجرای یک استراتژی های مؤثر مدیریت دانش و تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور، به عنوان یک شرط الزامی برای موفقیت سازمان هاست.
تعاریف مختلفی از سرمایه فکری در منابع مختلف ارائه شده است آنچه که تمامی نویسندگان در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که سرمایه فکری صورتی از دانش است که مزیت رقابتی ایجاد می کند و ارزش ناملموس یک سازمان را نمایش می دهد.اما هنوز بر سر یک تعریف خاص توافق ندارند ولی به هر حال ترکیب روشنی بین وجه نظری و کاربرد عملی سرمایه فکری وجود ندارد. اغلب صاحبنظران سرمایه فکری را به سه دسته سرمایه مشتری، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری تقسیم می کنند. اگر مفاهیمی را که توسط محققان مختلف مورد استفاده قرار گرفته مورد بررسی قرار گیرد، گروهی از مفاهیم مشابه از میان واژه ها و ساختارها از قبیل نامشهودها، دانش و ایجاد ارزش هویدا می شود. از این رو در راستای تصور اولیه، سرمایه فکری ممکن است به عنوان مجموعه تمام دانش تعریف شود (استوارت ،1997، 25) . که به وسیله کارکنان و شرکت در اختیار قرار گرفته شده است و یک مزیت رقابتی را ایجاد می کند و یا به تعبیری سرمایه فکری را از مدار فکری از قبیل دانش، اطلاعات، اموال و تجزیه فکری تعریف کرده اند(بنیتس،2000، 101) ، که شرکت ها به وسیله آنها می توانند مزیتی در جهت ایجاد ثروت داشته باشند.
از این گذشته می توان با سرمایه فکری به عنوان ترکیبی از دارایی های نامشهود یا دارایی های بی اهمیت که در ترازنامه افشا نمی شوند رو به رو شد و اگر این سرمایه فکری خوب مدیریت شود قادر است برای شرکت ها مزیت رقابتی و در نتیجه ایجاد ارزش به وجود آورد.
در سال 1997 ادوینسون و مالون سرمایه فکری را به دانشی که می توان به ارزشی تبدیل شود تعریف کرده اند. بروکینگ در سال 1996 سرمایه فکری ترکیبی از چهار بخش عمده دارایی های بازار، دارایی های انسانی محور، دارایی های فکری ، دارایی های زیر ساختی تعریف کرده است. بنتیس در سال 2000 سرمایه فکری را به صورت مفهومی که تمامی منابع ناملموس و ارتباط داخلی آن ها را طبقه بندی می کند تعریف نموده است . بنابراین مدیران نیاز دارند که بتوانند اثر تلاش های مدیریت دانش را بر عملکرد سازمان خود اندازه گیری کنند. به صورت تاریخی در علم حسابداری، دارایی های ناملموس در سرفصل تحت عنوان «سرقفلی» جای می گرفت و سرمایه فکری بخشی از این سرفصل به شمار می آمد لیکن روشی برای شناسایی واندازه گیری این موارد ناملموس در سازمان ها فراهم نمی آورد. در پاسخ، مدل های اندازه گیری جدید در سطح سازمانها، سعی در ترکیب نمودن جنبه های ارزش افزای مالی و غیرمالی سازمان برای گزارش دهی می نماید. هدف اصلی در فصل حاضر، بیان ادبیات موضوعی و مبانی نظری تحقیق می باشد. بدین منظور ابتدا تاریخچه و مبانی نظری و نظریه های مربوط به سرمایه فکری را مطرح نمود. و سپس به تعریف سرمایه فکری از دیدگاه های مختلف پرداخته و در بخش دوم مدل های طبقه بندی سرمایه فکری مطرح و در بخش سوم روش های اندازه گیری و سنجش سرمایه فکری بیان شده است و در نهایت در بخش پایانی به بررسی سوابق تحقیق اختصاص د اده شده است.

2-2- بخش اول : نظریه های مربوط به سرمایه فکری [do_widget id=kl-erq-2]
1-2-2- تعاریف مختلف سرمایه فکری
3-2- بخش دوم : مدل های طبقه بندی سرمایه فکری
4-2- بخش سوم : روش های اندازه گیری سرمایه فکری
1-4-2- طبقه بندی روش اندازه گیری سرمایه فکری
5-2- نحوه محاسبه سرمایه فکری(با استفاده ازمدل پالیک) وشاخصهای عملکرد مالی شرکت ها
2-2- بخش اول : نظریه های مربوط به سرمایه فکری
«دراکر» (1993) اندیشمند معروف مدیریت می گوید ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصاد اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر و … نیست. قرن 21، قرن اقتصاد دانش است. که قبل از آن اقتصاد صنعتی حاکم بوده است. در این اقتصاد، استفاده از دانش به عنوان عامل تولید، نقش کمی داشته است در صورتی که در اقتصاد دانشی، دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود فیزیکی، ارجعیت بیشتری پیدا می کند. در این اقتصاد دارایی های فکری به خصوص سرمایه های انسانی جز مهمترین دارایی های سازمان محسوب می شود و موفقیت بالقوه سازمان ها ریشه در قابلیت های فکری آنها دارد تا دارایی های مشهود.
دارایی های نامشهود شرکتها عامل مهمی در حفظ و تحقیق مزیت رقابتی پایدار آنها می شوند در مقایسه با سایر دارایی های مشهود، محیط کسب و کار آنها را به طور شگفت انگیزی تغییر می دهد. در قرن 21 برروی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک ، نرم افزارها، مارک ها، حق الاختراع، تحقیقات و نوآوری ها و www و … سرمایه گذاری می شود که همگی جز دارایی های نامشهود و سرمایه فکری دانش هستند تا جز دارایی های مشهود (سالیوان، 2000، 91) .
در پارادایم صنعتی قدیم شرکت ها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل می کردند ولی امروزه این اصول صدق نمی کند. و شرکت ها در اقتصاد دانش تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کنند. که این اقتصاد منابع و دارایی ها را به میزان فراوان در اختیار شرکت ها قرار می دهد که این نوع دارایی ها از نوع نامشهود است مثل فراوانی اطلاعات در اینترنت است ( همان منبع، 92)2 .
در اقتصاد دانش مهمترین دارایی ، نامشهود هستند که استفاده از آنها از ارزش آنها کم نمی کند و حتی به ا رزش آنها می افزاید . مثل دانش و سرمایه فکری و … هستند. در صورتی که دارایی هایی مثل زمین، ماشین آلات و سرمایه پولی و… هستند که استفاده از آنها از ارزش آنها می کاهد.
امروزه سازمان ها نیاز دارند تا بتوانند دارایی های خود را از نو طبقه بندی کنند و باید آنها اهداف استراتژیک آنها را حمایت کنند و سهم آن ها را از ارزش سازمان به صورت کمی در آورند تا بتوانند این دارایی ها را با دارایی های رقبای خود بررسی کنند.
در عصر حاضر این دارایی های نامشهود دارای ارزش هستند، چون وقتی شرکت ها (کسب و کارها) فروخته می شود و بخشی از ارزش آنها به صورت سرقفلی نامگذاری و برچسب می خورد.
که بر طبق تفکر «هوریب» سرقفلی، تفاوت بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری آن است (بنیتس،2000، 101) .
در این زمینه شرکتها نه تنها نیاز دارند دارایی های نامشهود خود را شناسایی، اندازه گیری و مدیریت کنند بلکه باید همواره سعی کنند تا این دارایی های نامشهود را به طور مستمر ارتقاء و بهبود بخشند. سازمان هایی که نتوانند دارایی های دانشی خود را به طور مستمر ارتقا دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فنای خود، مبادله خواهند کرد( همان منبع، 102).
1-2-2- تعاریف مختلف سرمایه فکری
در رابطه با سرمایه فکری تعاریف مختلفی ارائه شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد:
1- بنتیس (1996) و (1999) که سرمایه فکری به عنوان منبع جدیدی برای سازمان، جهت رقابت و موفقیت در بازار به شمار می آید. در تعریفی دیگر وی معتقد است که سرمایه فکری تلاش برای استفاده مؤثر از دانش در مقابل اطلاعات می باشد ( همان منبع، 102).
2- روس و روس (1997) که سرمایه فکری مجموع دارایی های پنهان شرکت مانند نمادهای تجاری، حق اختراع و … می باشد که در برگیرنده کلیه دارایی هایی است که در صورت های مالی منعکس نمی گردد. سرمایه فکری به عنوان مهمترین منبع ایجاد مزیت رقابتی شرکت به حساب می آید (روس و همکارانش، 1997، 426-413).
3- استیوارت در سال 1997 سرمایه فکری را بدین گونه تعریف کرده است که شامل دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه می باشد که به عنوان ذهن برتر با دانش کلیدی تلقی می گردد.
4- ادوینسون و مالون نیز در سال 1997سرمایه فکری به تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت اشاره دارد تعریف کرده اند.
5- سویبی در سال 1998 سرمایه فکری را دانشی تعریف کرده است که در راستای ارزش آفرینی استفاده می گردد. طبق این تعریف سرمایه فکری به عنوان دانش ، مهارت و توانایی هایی است که می تواند به ثروت و ارزش هایی تبدیل شود که نتیجه آن ارزش آفرینی است.
6- اندریسن واستم در سال 2004 سرمایه فکری را منابع نامشهود در اختیار یک شرکت بوده تعریف کرده اندکه مزیت متناسبی به شرکت ارائه داده وترکیب آنها، منافع آتی به دنبال دارد.
3-
2- بخش دوم : مدل های طبقه بندی سرمایه فکری
در زمینه طبقه بندی اجزاء سرمایه فکری تاکنون مدل های زیادی ارائه شده است که هر یک از این طبقه بندی ها از جهاتی به تبیین اجزای سرمایه فکری پرداخته است که در ادامه این طبقه بندی ها را با نام محققان آنها ذکر می کنیم ولی باید توجه داشت که همانند، سرمایه فکری ، هنوز یک تعریف طبقه بندی جهانشمولی دربارۀ اجزا سرمایه فکری وجود ندارد لذا از جهات زیادی شباهت هایی بین تعاریف مختلف مشاهده می شود و تمامی این طبقه بندی ها و تعاریف بر این اصل استوار است که سرمایه فکری، مجموع داراییهای ناملموس سازمان اعم از دانش بخشی از سرمایه انسانی،سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی است برخی از طبقه بندی های ارائه شده به شرح زیر است :
[do_widget id=kl-erq-2]

«سویبی» طبقه بندی خود را به صورت ساختار داخلی، ساختار خارجی و شایستگی کارکنان ارائه کرده است. این طبقه بندی بنام ناظر دارایی نامشهود معروف است.
منظور از شایستگی کارکنان همان سرمایه انسانی مطرح شده در طبقه بندی های قبلی است و منظور از ساختار داخلی، سرمایه ساختار یا سازمانی و منظور از ساختار خارجی ، سرمایه مشتری یا ارتباطی است البته باید توجه داشت که سویبی چهار حوزه کلیدی را در سه جزء خود قرار داده که عبارتند از رشد ، کارایی، پایداری و بازسازی. براساس این چهارچوب یک سری شاخص هایی استخراج کردند . مشکل این طبقه بندی به صورت زیر است.
نمودار 2-2: طبقه بندی سویبی از طریق چهارچوب ناظر دارایی نامشهود
منبع: (برینان و همکاران، 2000، 170)
منظور از شایستگی فردی کارکنان ، توانایی و ظرفیت آنها برای عمل کردن در موقعیت ها و شرایط مختلف است و منظور از ساختار داخلی هم شامل فرهنگ رسمی داخل سازمان و نیز شامل فن امتیازها، مفاهیم، مدل ها ، پایگاه داده ها و سیستم های داخلی است و ساختار خارجی شامل روابط سازمان با مشتریان، عرضه کنندگان شهرت و مارک های تجاری است به عقیده «سویبی» شایستگی فردی کارکنان (سرمایه انسانی) برای یک سازمان حیاتی است بخاطر آنکه بدون وجود آن، سازمان قادر به فعالیت نیست و این شایستگی شامل مهارت ها، آموزش ، تجربیات و غیره است .
3-3-2- طبقه بندی نورتون و کاپلان(1992)
«نورتون» و «کاپلان» کارت امتیازی خود در سال 1992 ارائه کردند که این چهارچوب ابتدا عملکرد یک سازمان را در چهار حوزه یا دیدگاه مشتری، فرآیندهای داخلی، رشد و یادگیری و مالی اندازه گیری می کند. این چهارچوب بیانگر یک مجموعه از روابط علی – معلولی میان معیارهای خروجی محرک های عملکردی یک سازمان بود. این چهارچوب می توانست نتایج مالی و نامشهود یک سازمان را بطور همزمان کنترل و اندازه گیری کند. با نگاهی به این چهارچوب این نکته مشخص می شود که دیدگاه مشتری همان سرمایه مشتری و دیدگاه رشد و یادگیری همان سرمایه انسانی و دیدگاه فرآیندهای داخلی همان سرمایه ساختاری و دید گاه مالی همان سرمایه مالی و مشهود است. این چهارچوب به علت کاربرد و برنامه ریزی استراتژیک ، اندازه گیری عملکرد دارایی های نامشهود از معقولیت بسیاری برخوردار شده است.
نمودار 3-2: چهارچوب کارت امتیازی متوازن
دیدگاه مالی
دیدگاه فرآیندهای مالی
استراتژی و چشم انداز
دیدگاه مشتری
دیدگاه رشد و یادگیری
منبع : (چن و پیک ، 2005، 387)
4-2- بخش سوم : روش های اندازه گیری سرمایه فکری
1-4-2- طبقه بندی روش های اندازه گیری سرمایه فکری
به اعتقاد ادوینسون و مالون، جایگاه ارزش از ادغام سه نوع سرمایه فکری فوق الذکر جهت نیل به نتایج مطلوب ایجاد می گردد. بنابراین ضروری است تا این سه نوع سرمایه سازمانی چنان با یکدیگر متعامل شوند که موجب ایجاد ارزش گردند(ادوینسون و مالون، 1997، 71).
در حال حاضر سیستم های حسابداری تحت تأثیر عوامل سنتی کار، مواد وسرمایه مالی میباشد و اهمیت دانش بعنوان عاملی مؤثر در تولید و ایجاد ثروت نادیده گرفته شده است. این در حالی می باشد که نگرش واقع بینانه به اهمیت در حال گسترش سرمایه های ناملموس، نیاز ما را به ا ین سرمایه ها دو چندان نموده است. در محیط تجاری کنونی، اندازه گیری ارزش سازمانی با استفاده از روش های سنتی حسابداری ناکافی می باشد. روش های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد وسازمان ها نادیده می گیرد. تلاش های زیادی جهت تشییع تفاوت میان ارزش بازاری شرکت ها انجام گرفته است. مشهورترین این روش ها روش ترازنامه نامرئی، کنترل دارایی های ناملموس و کارت نمره متوازن، روش ارزش افزوده اقتصادی، روش شاخص سرمایه فکری، روش کارگزار تکنولوژی، روش نرخ بازده دارایی ها، روش تشکیل سرمایه بازار ، روش سرمایه فکری مستقیم، روش جهت یابی تجاری اسکاندیا، روش های مالی و مدل مدیریت سرمایه فکری که در زیر به تحلیل ویژگی های هر یک از این روش ها توسط علی اصغر انواری رستمی اشاره خواهد شد:
2-4-2- ارزش افزوده اقتصادی
در این روش از معیارهایی نظیر بودجه بندی سرمایه ای، برنامه ریزی مالی، تعیین هدف ، اندازه گیری عملکرد ، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشویقی برای تعیین راه هایی که از طریق آنها ارزش شرکت افزوده یا کم می شود. نقاط قوت این روش همبستگی آن با قیمت سهام است. و عیب این روش پیچیدگی آن می باشد. از آنجائیکه این روش از دارایی های دفتری با اتکا به هزینه های تاریخی بهره می گیرد و ارزش دفتری نیز با ارزش بازار فعلی مطابقت چندانی ندارد ممکن است ارزش کم دارایی های ناملموس ، چندان مناسب نباشد.
3-4-2- کارت نمره م
توازن
این روش ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژی های آینده شرکت بدست می دهد. این روش شرکتها را قادر می سازد. تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیت ها و اکتساب دارایی های ناملموس که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارند، دنبال کنند. این روش گذشته و حال شرکت را با آیندهاش مرتبط مینامید و ابزاری دراختیار مدیریت شرکت قرار می دهد تا استراتژیهای گوناگونی را برای شرکت تعریف و آنها را کنترل نماید.
کاپلان ونورتون معتقدند که این روش نوعی سیستم اندازه گیری است که با استفاده از معیارهای کیفی، میزان استراتژی های به اجرا درآمده شرکت را نشان می دهد. این روش اهداف و معیارها را از چهار زمینه یا دیدگاه نشان می دهد این دیدگاه ها عبارت است از دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری ، دیدگاه فرآیندها ، داخلی و دیدگاه نوآوری و یادگیری. این روش تا حدی ایستا بوده است و برای هر شرکت خاص می باشد.
4-4-2- ترازنامه نامرئی
این روش به منظور نشان دادن دارایی های شرکت مبتنی بر دانش طراحی شده است. این روش در واقع توسعه ای در حسابداری منابع انسانی به شمار می آید. در این روش سرمایه فکری شرکت به دو دسته سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود. شاخص اصلی سرمایه فردی همان شایستگی حرفه ای و خبرگی کارکنان کلیدی که استراتژی های یک شرکت را تشریع می کنند، می باشد و سرمایه ساختاری شامل مزیت رقابتی یک شرکت و توانایی های کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روش های خاص تولیدی می باشد. این مدل مبتنی بر معیارهای کیفی است و توانایی ارزیابی کمی ارزش سرمایه فکری را ندارد.
[do_widget id=kl-erq-2]

مکنا ، بیان می کند که سه گام برای برقرای روابط با محیط وجود دارد :
درک محیط
همگام شدن با محیط
برقراری روابط با محیط
در یک زنجیره ارزش ، تعهدی که برای شرکت ها وجود دارد این است که با همه بخش های محیط از مشتری گرفته تا عرضه کننده روابطی برقرارکنند . تحقیقات بسیاری نشان داده است که توجه به بازار ، دارای اثر مستقیمی روی نرخ سود آوری دارد و سهم بازار شرکت را افزایش می دهد . سرمایه مشتری دانش ارزش فعلی و آتی روابط یک سازمان با مشتریان خود است و بیانگر پتانسیل یک سازمان به خاطر نامشهودهای خارجاز سازمان است .
سرمایه بازاری به شایستگی سازمان برای مدیریت و ادغام روابط خارجی با سهام داران بیرونی اطلاق می شود [14].
2-5-3- بعد سازمانی:
بعد سازمانی در سرمایه فکری به صورت سرمایه سازمانی (ساختاری) تعریف می شود . سرمایه سازمانی به صورت مجموع دارایی هایی تعریف می شود که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن می سازد . ماموریت شرکت ،چشم انداز ، ارزش های اساسی و استراتژی ها و سیستم های کاری و فرایند های درونی یک شرکت می تواند در زمره این نوع دارایی ها شمرده شود . سرمایه سازمانی یکی از اصول زیر بنایی برای خلق سازمان های یادگیرنده است .
حتی اگر کارکنان یک سازمان دارای توانایی ها و قابلیت های کافی و بالایی باشند اگر ساختار سازمانی از یک سری قوانین و سیستم هی ضعیفی تشکیل شده باشد نمی توان از این قابلیت ها و استعدادهای کارکنان برای خلق ارزش و داشتن عملکرد خوب سازمانی استفاده کرد . البته باید به این نکته توجه کرد که اگر سازمان سرمایه گذاری شدیدی برروی فناوری انجام دهد ، ولی کارکنان توانایی استفاده از این فناوری را نداشته باشند این سرمایه گذاری و به تبع آن سرمایه سازمانی مفید و موثر نخواهد بود . در پایان باید به این نکته اشاره کرد که این سه سرمایه با همدیگر می توانند برروی عملکرد سازمانی تاثیر بگذارند . بنابراین وجود روابطی بین آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است . سازمان ها نباید فقط به فکر ارتقا و بهبود جداگانه این سرمایه ها باشند .
تحقیقات صورت گرفته در کانادا ، مالزی ، تایوان و چند کشوردیگر نیز این مطلب را تایید می کند . درادامه برخی از این روایط بین اجزای سرمایه فکری و روابط بین اجزای سرمایه فکری و روابط بین سرمایه فکری و عملکرد سازمان (تجاری) در یک سری مدل های علمی آورده می شود .
سرمایه ساختاری (سازمانی) شامل همه مخازن دانش غیر انسانی دریک سازمان است که شامل پایگاه داده ها و چارت های سازمانی و دستور العمل های فرایندی و استراتژی ها و یا شامل هر چیز دیگری که به سازمان ارزشی بیشتر از مواد آن می دهد . سرمایه ساختاری به صورت آن چیزی که در سازمان باقی مانده است هنگامی که افراد شب به خانه هایشان می روند تعریف شده است واز فرایندها و روال های سازمانی برمی خیزد .
سرمایه ساختاری به صورت سخت افزارها و نرم افزارها و پایگاه داده ها و ساختار سازمانی و حق اختراع ها و مارک های تجاری و سایر توانایی ها و قابلیت های سازمانی است که از بهره وری کارکنان حمایت می کند .
2-6- طبقه بندی روش های اندازه گیری سرمایه فکری
به اعتقاد ادوینسون و مالون ، جایگاه ارزش از ادغام سه نوع سرمایه فکری جهت نیل به نتایج مطلوب ایجاد می گردد . بنابراین ضروری است تا این سه نوع سرمایه سازمانی چنان با یکدیگر متعامل شوند که موجب ایجاد ارزش گردند .[15].
در حال حاضر سیستم های حسابداری تحت تاثیر عوامل سنتی کار ، مواد و سرمایه مالی می باشد و اهمیت دانش به عنوان عاملی موثر در تولید و ایجاد ثروت نادیده گرفته شده است . این در حالی می باشد که نگرش واقع بینانه به اهمیت در حال گسترش سرمایه های ناملموس ، نیاز ما را به این سرمایه ها دو چندان نموده است . در محیط تجاری کنونی ، اندازه گیری ارزش سازمانی با استفاده از روش های سنتی حسابداری ناکافی می باشد . روش ها سنتی ، ارزش نهفته در مهارت ، تجربه ، قابلیت یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمان ها را نادیده می گیرد . تلاش های زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازاری شرکت ها انجام گرفته است . مشهور ترین این روش ها روش ترازنامه نامرئی ، کنترل دارایی های ناملموس و کارت نمره متوازن روش ارزش افزوده اقتصادی ، روش شاخص سرمایه فکری ، روش کارگزار فناوری ، روش نرخ بازده دارایی ها ، روش تشکیل سرمایه بازار ، روش سرمایه فکری مستقیم ، روش جهت یابی تجاری اسکاندیا ، روش های مالی و مدل سرمایه فکری که در زیر به تحلیل ویژگی های هر یک از این روش ها اشاره خواهد شد .
2-6-1- ارزش افزوده اقتصادی:
در این روش از معیار هایی نظیر بودجه بندی سرمایه ای ، برنامه ریزی مالی ، تعیین هدف ، اندازه گیری عملکرد ، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشویقی برای تعیین راه هایی که از طریق آنها ارزش افزوده زیاد یا کم می شود . نقاط قوت این روش همبستگی آنها با قیمت سهام است و عیب این روش پیچی
دگی آن می باشد . از آن جایی که این روش از دارایی های دفتری با اتکا به هزینه های تاریخی بهره می گیرد و ارزش دفتری نیز با ارزش بازار فعلی مطابقت چندانی ندارد ممکن است ارزش کم دارایی های ناملموس ، چندان مناسب نباشد .
2-6-2- کارت امتیازی متوازن :
این روش ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژی های آینده شرکت بدست می دهد . این روش شرکت ها را قادر می سازد تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیت ها و اکتساب دارایی های ناملموس که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارند ،دنبال کنند . این روش گذشته و حال شرکت را با آینده اش مرتبط می نماید و ابزاری در اختیار مدیریت شرکت قرار می دهد تا استراتژی های گوناگونی را برای شرکت تعریف و آنها را کنترل نماید . کاپلان و نورتون معتقدند که این روش نوعی سیستم اندازه گیری است که با استفاده از معیار های کیفی ، میزان استراتژی های به اجرا در آمده شرکت را نشان می دهد این روش اهداف و معیار ها را از چهار زمینه یا دیدگاه نشان می دهد . این دیدگاه عبارت است از دیدگاه مالی ، دیدگاه مشتری ، دیدگاه فر آیند ها ، داخلی و دیدگاه نو آوری و یاد گیری . این روش تا حدی ایستا بوده است و برای هر شرکت خاص می باشد .
2-6-3- ترازنامه اقتصادی :
این روش به منظور نشان دادن دارایی های شرکت مبتنی بر دانش طراحی شده است . این روش در واقع توسعه ای در حسابداری منابع انسانی به شمار می آید . در این روش سرمایه فکری شرکت به دو دسته سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود . شاخص اصلی سرمایه فردی همان شایستگی حرفه ای و خبرگی کارکنان کلیدی که استراتژی های یک شرکت را تشریح می کنند ، می باشد و سرمایه ساختاری شامل مزیت رقابتی یک شرکت و توانایی های کارکنان آن مانند شهرت ، تجربه و روش های خاص تولیدی می باشد . این مدل مبتنی بر معیار های کیفی است و توانایی ارزیابی کمی ارزش سرمایه فکری را ندارد .
2-6-4- کنترل دارایی های ناملموس:

در پایان باید گفت که پیدایش اقتصاد دانشی باعث افزایش معروفیت سرمایه فکری به عنوان یک موضوع تحقیقاتی و کسب و کار شده است . اکنون زمان خوبی برای فعال بودن در زمینه تحقیقات سرمایه فکری است . امروزه جامعه محققان سرمایه فکری ، در جایگاه مهمی قراردارند . این محققان نبرد و مبارزه ای را از سال های پیش برای قبولاندن اهمیت سرمایه فکری داشته اند و سمینارها و مقالات و کتب زیادی را در این زمینه ارائه کرده اند و بیشتر تلاش های صورت گرفته در زمینه توسعه چارچوب سرمایه فکری بوده است و اکنون این ضرورت به وجود آمده است که آن ها برروی انداره گیری ومدیریت و افشای آن کمتر تمرکز کنند .
2-2- مروری بر سرمایه فکری [do_widget id=kl-erq-2]
باید گفت که موضوع علم سرمایه فکری یک موضوع بین رشته ای است و در برگیرنده علوم متنوعی مانند حسابداری ، مدیریت دانش ، خط مشی گذاری و اقتصاد و مدیریت منابع انسانی و…است . هرچند که امروزه این اعتقاد وجود دارد که مطالعه سرمایه فکری بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می شود تا یک علم ؛ که در برگیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشترشامل یک ادغامی از مطالعات رفتاری (رفتارهای مشتری و سازمانی)است [10]. در تمامی فرهنگ های لغت ، کلمه فکری به معنای آن چیزی است که از قوه تفکر سرچشمه می گیرد یا این که ظرفیت و توانایی فهم ، تفکر ، استدلال را که متمایز از احساس یا تمایل آدمی است منتسب به فکر می دانند .آنچه که در این جا مهم جلوه می کند، آمدن صفت فکری همراه با یک اسم مالی است . درواقع در اینجا باید دریافت که وقتی صفت فکری با یک اسم مالی به کار می رود ، منظور و مقصود چیست ؟سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (1999)سرمایه فکری را ارزش اقتصادی دو مقوله از دارایی های نامشهود سازمانی یعنی انسان وساختار تعریف می کند . دراین تعریف انسان می تواند مشتریان ، کارکنان ، تامین کنندگان ، رقبا و مقامات دولتی باشد . از نظر بنتیس سرمایه فکری به معنای جمع آوری منابع نامشهود و جریان های آن ها است . بنتیس معتقد است اجزای سرمایه فکری با اثرگذاری بر یکدیگر، جریان یا مسیر ارزش آفرینی شرکت را مشخص می کند . بروکینگ تفاوت میان ارزش دفتری و ارزش بازاری شرکت ها را ناشی از سرمایه فکری می داند . ادوینسون سرمایه فکری را منبعی از دارایی های پنهان می داند که اغلب در ترازنامه نمایان نمی شوند. به زعم هریسون و سولیوان سرمایه فکری به معنای دانشی است که پتانسیل تبدیل شدن به سود و منفعت را دارد .
سرمایه فکری انبوهی از ارزش های سازمانی نظیر سود آفرینی ، جایگاه استراتژیک (سهم بازار ، سرقلفی ، رهبری و سرآمدی ،آوازه و شهرت) ، اکتساب نوآوری ، از دیگر شرکت ها ، وفاداری مشتریان ، کاهش هزینه ها ، بهبود بهره وری و غیره را به همراه دارد . از دیدگاه روس و همکارانش مجموع دانش اعضای سازمان و ترجمان کاربردی این نوع دانش به مواردی چون علائم تجاری ، حق اختراعات و مارک ها را سرمایه فکری گویند . استوارت مواد فکری مانند دانش ، اطلاعات ، مالکیت فکری را مجموعه ای از ارزش های نامشهود تعریف می کند که قابلیت های سودآوری فعلی و آتی سازمان را توسعه می دهند . کوجانسیو و لانکووست ، ارزش سرمایه فکری را ارزش کل منابع نامشهود در یک شرکت خاص تعریف می کنند .سرمایه فکری را می توان سود مبتنی بر دانش شرکت قلمداد کرد [11].در تایید همین مطلب ، شورای توسعه صنعت وتجارت دانمارک (1997)که یکی از دست اندرکاران و پیشگامان این عرصه محسوب می شود ، سرمایه فکری را شامل دارایی های مربوط به دانش و تخصص کارکنان ، اعتماد مشتریان به شرکت ومحصولات آن ها ، مارک ها ، سیستم های اطلاعاتی ، فرانشیز ، رویه های اداری ، حق اختراعات ، علائم تجاری ،کارایی فرایندهای کاری شرکت می داند .از دیدگاه مدیریتی ، سرمایه فکری به معنای دانش ، تجربه کاربردی ، فناوری سازمانی ، روابط ومهارت های حرفه ای است که مزیت رقابتی دربازار برای شرکت به ارمغان می آورد . ارزش بازار و ارزش دفتری ، دارایی های یک شرکت است . ارزش در علم اقتصاد دارای دو معنی متفاوت به شرح زیر است :
الف ) قابل استفاده بودن یک منبع
ب) قدرت خرید آن منبع
تمام نظریه های ارزش دراقتصاد مبتنی بر این فرضیه است که منبع بتواند در آینده مطلوب بوده و خدماتی را خلق نماید . لادویک وان (اقتصاد دان مشهور)در این مورد می گوید : کسی که می خواهد یک نظریه مقدماتی ارزش و قیمت را بنا کند ، باید در درجه اول به مطلوب بودن آن بیاندیشد . به طور مشابه ایروینگ فیشر چنین میگوید : اگر چیزی در آینده بازدهی مورد انتظار را نداشته باشد ، عملا ارزشی نخواهد داشت . بنابراین ارزش یک دارایی ، ارزش بازدهی مورد انتظار آن در آینده است .
همان طور که استنباط می شود اکثریت محققان راه خود را در پیش گرفته و تعاریف جداگانه ای را بر این سازه معرفی کرده اند . یکی از علل تفاوت های تعاریف سرمایه فکری ، سطح تحلیل به کار رفته ، وجه موقتی و ماهیت کیفی سرمایه فکری است . بسیاری از
نویسندگان ، سرمایه فکری را سازه ای در سطح فردی قلمداد می کنند که دانش و مهارت های در اختیار افراد را مورد بررسی قرار می دهد . برای مثال الریچ (1998) سرمایه فکری را به صورت تابع تجمعی شایستگی و تعهد مفهوم سازی می کند . وی می گوید سرمایه فکری با کارکنان با مهارتی گره خورده که متعهد به تحقق اهداف کاری هستند . یعنی سرمایه فکری معادل و برابر شایستگی ضربدر تعهد است . در اینجا ، مجموع سرمایه در سطح فردی ، سطح سرمایه فکری سازمان را مشخص می سازد . نردروم واریکسون ( 2001 : 135-127 ) نیز ضمن اذعان به تلاش های اسویبای ، کاپلان و نورتون ، ادینسون و مالون معتقدند بایستی مطابق با نظر الریچ ، جنبه شایستگی را نیز به مدل سرمایه فکری افزود . از طرفی ، سایر محققان ، این سازه را در سطح جمعی مشاهده نموده و آن را فراتر از شایستگی می دانند . مثلا راستوگی (2002 : 240-229 ) سرمایه فکری را ظرفیت کلی شرکت برای مقابله با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها در مسیر جستجوی ارزش آفرینی تعریف می کند . از این منظر ، سرمایه فکری نمایانگر دارایی هایی است که در محصولات شرکت به یکدیگر تنیده شده و توأم با محصولات به ارزش آفرینی برای سازمان منجر می شوند . همچنین موریس و همکاران (2002) سرمایه فکری را منابع دانشی در سطح سازمان می دانند که همراه با سایر منابع ، تشکیل دهنده قابلیت ها بوده و سازمان را به انجام اقدامات مقتضی قادر می سازد.

نمودار 2-1:دیدگاه های متفاوت نسبت به سرمایه فکری (منبع:استوارت،2006)
دید گاه خروجی ها
دیدگاه فرایندی
جمعی
سطحی تحلیل
فردی
مجالی برای تبدیل نیست
دید گاه ورودی ها
ارزش فعلی درجه موقتی بودن ارزش آتی
کنش و واکنش متقابل میان سطوح تحلیل فردی و جمعی ، و نیز اهمیت موقتی (ارزش جاری ، ارزش آتی)تعیین می کند که آیا سرمایه فکری یک ورودی برای فرآیند ارزشی آفرینی است ، خودش یک فرآیند ارزش آفرینی بوده ، یا خروجی مشهودی از درون فرآیند ارزش آفرینی شرکت می باشد . تحقیقات نشان می دهد رویکردهای سرمایه فکری که پتانسیل ارزش آفرینی در آینده را دارند همزمان این دارایی را ورودی فرآیند ارزش آفرینی می دانند (ربع اول) تحت این تعاریف سرمایه فکری را می توان دانش ، مهارت ها و توانایی هایی (سطح تحلیل فردی ) قلمداد کرد که می توانند برای سازمان ، ارزش آفرینی کنند . رویکرد های جایگزینی که سطوح متعدد تحلیل را یکپارچه می سازند (دانش و مهارت هایی فردی و جمعی همراه با فرآیند ها و ساختارهای سازمانی ) سرمایه فکری را یک کارکرد فرآیندی در درون سازمان می پندارند (ربع دوم). در این جا کارهای روزمره سازمانی و نیز فرهنگ آن که ارزش می آفرینند ، شکلی از سرمایه محسوب می شوند . باید توجه داشت که ارزش بالقوه هنوز براین رویکردها چیرگی دارد . مجموعه نهایی رویکردها ، سرمایه فکری را یک خروجی (یک محصول یا خدمت مشهود که دانش ، مهارت ها و فرآیندهای سازمان در آن ها گنجانده شده است ) تصور می کنند (ربع سوم).
این دیدگاه اغلب از یک رویکرد تحلیل چند سطحی بهره گرفته و دانش و مهارت های فردی را با روابط میان سازمانی و فرایند ها ترکیب می کند .همچنین ، این دیدگاه ارزش جاری سازه سرمایه فکری را ابراز کرده و بهتر است بگوییم ، محصول یا خدمتی است که ارزش جاری داشته و برای ذینفعان منافعی را به همراه دارد . در همین راستا ، استوارت (2006) سرمایه فکری را خروجی مشهود در قالب محصولات و خدمات در محیط بازار شرکت تعریف می کند . دانش و مهارت های منحصر به فرد و ارزشمند در هردوسطح فردی و جمعی در این محصولات و خدمات دمیده شده اند . این تعریف طنین انداز سنجه های بی شماری نظیر فهرست ها ، ارزش درک شده بازارهای تجاری ، حق اختراعات و مارک ها است که برای ارائه سرمایه فکری به کار گرفته می شود .(فیتزنز، 2003). در مجموع می توان پیرامون سرمایه فکری به این نکات اشاره کرد : به زعم لپو(2001) اصطلاحات دارایی های دانشی ، دارایی های نامشهود و سرمایه فکری هریک در عرصه های خاصی به کار گرفته می شوند .مثلاً دارایی های نامشهود در رشته حسابداری ، دارایی های دانشی در رشته اقتصاد و سرمایه فکری در رشته مدیریت و بازرگانی به کار گرفته می شود . مار (2005) می گوید برای تعریف سرمایه فکری لازم است سه وجه نقش ها ، اجزا و دیدگاه های زمینه ای سرمایه فکری را مورد نظر قرار داد .
نقش های سرمایه فکری عبارتنداز : تدوین استراتژی متنوع و توسعه استراتژیک ، اثر گذاری بررفتار و اعتبار شرکت در خارج از آن .
دیدگاههای سرمایه فکری را می توان در رشته های اقتصاد ، مالی ، مدیریت استراتژیک ، حسابداری ، منابع انسانی ، گزارشگری و افشای اطلاعات ، حقوق و بازاریابی و ارتباطات خلاصه کرد .

لین ، اصطلاح رویه و امور جاری کاری را جایگزین عنوان سرمایه ساختاری دانسته و آن را شامل خط مشی ، فرهنگ ، سیستم های اطلاعاتی و نرم افزار های اختصاصی شرکت می داند . [do_widget id=kl-erq-2]
سرمایه مشتری :
بنیتس سرمایه مشتری را شناخت کانال های بازاریابی و دانش ارتباط با مشتریان دانسته و جنبه های دیگر مانند ارتباط با رقبا و تامین کنندگان را از اجزای مهم این سرمایه برشمرده است . در واقع سرمایه مشتری عبارت است از روابط با افرادی که بنگاه اقتصادی با آنها به کار تجاری می پردازد . این افراد معمولا مشتریان می باشند ، اما می توانند عرضه کنندگان را نیز در بر گیرند . سر مایه مشتری ، سرمایه رابطه ای نیز نامیده می شود .
بازار:
منظور از بازار صرفا محل فیزیکی نیست بلکه مکانیزمی هست که عرضه و تقاضا را به همدیگر می رساند.عوامل تشکیل دهنده بازار عبارت اند از:عرضه کننده،تقاضا کننده،نیاز،قدرت خرید.
بازاریابی :
بازاریابی بعنوان فرآیندی مدیریتی- اجتماعی تعریف می شود که به وسیله آن افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادله کالا با یکدیگر به امر تامین نیازها و خواسته های خود اقدام می کنند .
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
(ادبیات و پیشینه تحقیق)
مقدمه :
در قرن بیستم اقتصاد مبتنی بر صنعت بود . در این قرن هر شرکتی و هر کشوری که دارایی های فیزیکی و سرمایه های مادی مشهود و بیشتری داشت ، ثروت بیشتری تولید می کرد .
اما در قرن 21 ، اقتصاد مبتنی بر دانش است . امروزه دانش منبع کلیدی استفاده و مزیت رقابتی شده است . همزمان با توسعه ارزش بازار های دانش محور در دهه 1990 علاقمندی وسیعی نسبت به مقوله سرمایه فکری پدید آمد . اولین بار رتبه های مفهوم سرمایه فکری در سال 1969 توسط اقتصاد دانی به نام جان کنت گالبرت بیان گردید . دانش بعنوان یک دارایی در مقایسه با انواع دارایی ها ، دارای این طبیعت منحصر به فرد است که هر چه بیشتر استفاده شود ، به ارزش آن افزوده می گردد .
اجرای یک استراتژی موثر مدیریت دانش و تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور به عنوان یک شرط الزامی برای موفقیت سازمان ها مطرح است . سرمایه فکری سرمایه ای بالاتر از دارایی فیزیکی و دارایی های مشهود است . امروزه سهم سرمایه فکری به دلیل تولید دانش و اطلاعات و در نتیجه تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می تواند نقش مهمی در خلق ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی داشته باشد . به همین دلیل در سطح بنگاه های اقتصادی نیز عملکرد مالی شرکت ها می تواند تحت تاثیر دارایی های فکری و سرمایه انسانی قرار گیرد .
تعاریف متنوعی از سرمایه فکری در منابع مختلف ارائه شده است ، آنچه که تمامی نویسندگان در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که سرمایه فکری صورتی از دانش است که مزیت رقابتی ایجاد می کند و ارزش ناملموس یک سازمان را نمایش می دهد . اما هنوز بر سر یک تعریف خاص توافق ندارند ولی به هر حال ترکیب روشنی بین وجه نظری و کاربرد عملی سرمایه فکری وجود ندارد . اغلب صاحب نظران ، سرمایه فکری را به سه دسته ی سرمایه مشتری ، سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری تقسیم می کنند . اگر مفاهیمی را که توسط محققان مختلف مورد استفاده قرار گرفته مورد بررسی قرار گیرد ، گروهی از مفاهیم مشابه از میان واژه ها و ساختار ها از قبیل نامشهود ها ، دانش و ایجاد ارزش هویدا می شود . از این رو در راستای تصور اولیه ، سرمایه فکری ممکن است به عنوان مجموعه تمام دانش تعریف شود [7] که به وسیله کارکنان و شرکت در اختیار قرار گرفته شده است و یک مزیت رقابتی را ایجاد می کند و یا به تعبیری سرمایه فکری را از مدار فکری از قبیل دانش ، اطلاعات ، اموال و تجزیه فکری تعریف کرده اند [8] که شرکت ها به وسیله آنها می توانند مزیتی در جهت ایجاد ثروت داشته باشند .
مفهوم بازارگرایی از فلسفه مدیریتی که به مفهوم بازاریابی مشهور است ریشه گرفته است . این فلسفه سنگ بنای رشته بازاریابی بوده است . در طول سالیان مختلف تئوری پیش فرض بازاریابی شرکت ها ، فلسفه بازاریابی بوده است و محققان به دنبال اثبات ارتباط سطوح متفاوت عملکرد شرکت با درجات مختلف بازارگرایی بوده اند . با آن که در ادبیات تحقیق تفاوت هایی رایج به استفاده از بازاریابی گرایی در مقابل بازارگرایی وجود دارد ، اما بازاریابی گرایی طبق تعریف مک کارتی و پریالت (1990) بیشتر به پیاده سازی مفهوم بازاریابی در بخش بازاریابی سازمان اشاره می کند .
در این فصل ضمن ارائه ی پیشینه تحقیقات انجام شده در زمینه ی سرمایه فکری و بازارگرایی – در بخش اول به مروری بر ادبیات سرمایه فکری – و در بخش دوم به مروری بر ادبیات بازارگرایی می پردازیم .
بخش اول : ادب
یات مرتبط با سرمایه فکری
2-1- تعاریف ارائه شده از سرمایه فکری :
مفهوم سرمایه فکری همیشه مبهم بوده و تعاریف مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است . بسیاری تمایل دارند از اصطلاحاتی مانند دارایی ها ، منابع یا محرک های عملکرد به جای کلمه سرمایه استفاده کنند و آن ها واژه فکری را با کلماتی مانند نامشهود ، بر مبنای دانش یا غیر مالی جایگزین می کنند .
بعضی از حرفه ها (حسابداری مالی و حرفه های قانونی ) نیز تعاریف کاملاً متفاوتی مانند دارایی های ثابت غیر مالی که موجودیت فیزیکی و معینی ندارند ، ارائه کرده اند.
استوارت اعتقاد دارد ، سرمایه فکری مجموعه ای از دانش ، اطلاعات ، دارایی های فکری ، تجربه و رقابت و یادگیری سازمانی است که می تواند برای ایجاد ثروت به کار گرفته شود .

Capitalt-1 = مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره t (انتهای دوره t-1) [do_widget id=kl-erq-2]
2- نرخ بازده دارایی ها (ROI)
نرخ بازده داراییهای شرکت، نرخی است که میتوان آن را با متوسط صنعت مقایسه نمود تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آید. اگر اختلاف مذکور صفر یا منفی باشد، شرکت از سرمایه فکری اضافی برخوردار نیست. اگر این اختلاف مثبت باشد، فرض میشود که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، این بازده داراییهای اضافی در متوسط داراییهای ملموس شرکت ضرب میشود تا متوسط عایدات اضافی سالیانه شرکت محاسبه شود. تقسیم این عایدات اضافی بر هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را به دست میدهد. مزیت عمده این روش فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات مورد نیاز در صورتهای مالی تاریخی شرکت می باشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت موثر سرمایه فکری شان به آنها نیازمند می باشند[41].
3- روش تشکیل سرمایه بازار
این روش معیاری بازاری از سرمایه فکری شرکت را ارائه مینماید. در این روش فرض بر آن است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود درآن میباشد. این روش مبتنی بر عرف بازارهای سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش، جهت سنجش و اندازهگیری سرمایه فکری ضروری است تا صورتهای مالی تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینههای جایگزینی آنها تعدیل شود. گرچه یکی از اهداف اندازهگیری سرمایه فکری، تشریح میان اختلاف ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها است، اما این نوع تشریح و تفسیر قادر به بیان این حقیقت نمی باشد که داراییهای ناملموس شرکت تنها پدید آورنده این اختلاف بودهاند.
بر اساس روش یاد شده، سرمایه فکری در شرکتهای تکنولوژی اطلاعات، تمامی ارزش شرکت را تشکیل خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پایین اینگونه شرکتها وجود دارد[21].
4- روش سرمایه فکری مستقیم
تأکید این روش اندازهگیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از اجزاء قرار گرفته است. با تعیین اجزاء سرمایه فکری شرکت (سرمایه مشتری، نظیر وفاداری مشتریان، مالکیت فکری نظیر حقوق اختراعات، داراییهای فنی نظیر دانش فنی، داراییهای انسانی نظیر آموزش و داراییهای ساختاری نظیر سیستمهای اطلاعاتی و تعیین ارزش هر یک از این اجزاء، میتوان ارزش کلی فکری سرمایه شرکت را محاسبه نمود. این روش پیچیدهترین اما دقیقترین ابزار اندازهگیری سرمایه های فکری است. عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزاء، اندازهگیری و یا ارزشگذاری هر یک از آنها میباشد که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش میگردد [21].
5- روشهای اندازه گیری مالی سرمایه فکری
بر اساس این روش، سرمایه فکری یک شرکت متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی (مشتری) و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آنها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان میدهد[42]. ترکیب سرمایه انسانی و ارتباطی منجر به روابط افراد و نزدیکی آنها با مشتریان و به کارگیری خلاقیتهای آنها جهت پاسخگویی به نیازهای خاص مشتریان میگردد. ترکیب سرمایه ساختاری و ارتباطی منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نامهای تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت میدهند مرتبط میباشد. ترکیب سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در فرآیند دانش نهفته است. به عنوان مثال میتوان به اشتراک در بهرهگیری از دانش موجود و یا انتشار آن اشاره نمود.
این روش قادر به اندازهگیری پولی سه جزء یاد شده بودو و ابزار مناسبی را جهت ارزیابی، مدیریت و مقایسه عملکرد شرکتها، در طول زمان به مدیران ارائه می نماید. جهت سنجش و ارزشگذاری مالی سرمایه فکری مراحل زیر پیشنهاد میگردد.
گام اول – تعیین سرمایه فکری مشهود
ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس
ارزش بازار = ارزش دفتری + ارزش سرمایه فکری مشهود
ارزش بازاری قابل دسترس = ارزش بازار + فرسایش سرمایه فکری
ارزش بازاری قابل دسترس = سرمایه ملموس + (سرمایه فکری مشهود + فرسایش سرمایه فکری)
گام دوم – شناسایی اجزای مرتبط با سرمایه فکری
گام سوم – تخصیص اوزان مناسب به اجزای سرمایه فکری بر اساس تجربه و شناخت از آنها
گام چهارم – تعدیل ضرایب همبستگی
گام پنجم – ارزشگذاری
6- روش q توبین (q Tobin)
ارزش q توبین مساوی است با، تقسیم ارزش بازاری به ارزش دفتری. که این نرخ ارتباط بین ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت را اندازهگیری میکند. که توسط اقتصاددانی بنام جیمز توبین برنده جایزه نوبل مطرح شد. [21] توبین این روش را در سال 1969 پیشنهاد کرد و بیان کرد که اگر q بزرگتر از 1 باشد بیانگر این است که داراییها ارزشی بیشتر از ارزش دفتری خود دارند.
مثلاً یک کمپانی با ارزش بازار سهام 100 میلیون و ارزش دفتری 25 میلیون، دارای نرخ q، 4 میباشد که این نرخ در بلند مدت متمایل به 1 خواهد شد. البته این شاخص را باید با متوسط صنعت مقایسه کرد. برای مثال، شرکتهایی که در صنعت نرم افزاری فعالیت میکنند، سرمایه فکری در آنها بسیار زیاد است و نرخ q توبین درآنها متمایل به 7 می شود و از طرفی شرکتهایی که در صنعت فولاد فعالیت میکنند، داراییهای فیزیکی درآنها بسیار زیاد است و دارای یک نرخ q نزدیک به 1 می باشند، بر طبق فرمول جویا سرمایه فکری برابر است با :

7- مدل ضریب ارزش افزوده فکری (VAIC)

روش های اندازه گیری سرمایه فکری( هزینه یابی منابع انسانی)
این روش توسط جوهانسون توسعه داده شد. هزینه های مرتبط با اثرات مخفی منابع انسانی که سود شرکت را کاهش می دهد، محاسبه می نماید. سرمایه فکری بوسیله میزان مشارکت دارایی های انسانی تقسیم بر هزینه های حقوق سرمایه گذاری شده اندازه گیری می شود . گروجر و جوهانسون تاکید می کنند که حسابداری و هزینه یابی منابع انسانی با دامنه ی گسترده ای از کاربرد ها همراه ا ند(تالوکادار ، 2003): [do_widget id=kl-erq-2]
روش های اندازه گیری سرمایه فکری( اعلامیه منابع انسانی)
به عنوان یک جنبه کاربردی از حسابداری و هزینه یابی منابع انسانی بطور گسترده در فنلاند شکل گرفت. حساب سود و ضرر منابع انسانی، هزینه های مرتبط منابع انسانی را به سه طبقه هزینه های بازسازی، هزینه های توسعه، هزینه های فرسودگی تقسیم می کند.
روش های اندازه گیری سرمایه فکری( مدل کارگزار فن آوری)
توسط بروکینگ (2006) توسعه داده شده است، دانش سازمانی را به چهار طبقه: دارایی های انسان -محور، دارایی های زیرساختی، دارایی های فکری و دارایی های بازار تقسیم بندی می کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرایند ارزیابی مشخص می کند. هر بخش از مدل بوسیله پرسشنامه های ممیزی مخصوص درباره ی متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی بررسی می شود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر ۲۰ سوال است که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تاکید دارد و در ادامه پرسشنامه شامل ۱۷۸ سوال است که مرتبط با چهار طبقه نامبرده از سرمایه فکری می باشد. در مقایسه با سایر چهارچوب ها، این مدل بخش دوم (سرمایه ساختاری یا ساختار داخلی) را به سرمایه زیر ساختی( فرایندها، روش ها و فن آ وری ها) و دارایی های فکری (مالکیت معنوی، ابداعات ثبت شده، علامات تجاری و رموز تجاری) تفکیک می کند. قابل توجه است که شباهت های زیادی بین سوالات ممیزی سرمایه فکری کارگزار فن آ وری و اندازه های سرمایه فکری هدایت کننده اسکاندیا وجود دارد.
روش های اندازه گیری سرمایه فکری( امتیازات ثبت شده تقدیر –موزون)
بونتیس (2004) و شرکت شیمیایی داو جلودار استفاده از حق امتیازات ثبت شده به عنوان جایگزین هایی برای اندازه گیری عملی سرمایه فکری می باشند. در این روش یک فاکتور فن آ وری بوسیله حق امتیازات توسعه داده شده توسط شرکت، محاسبه می شود. در این روش سرمایه فکری و عملکرد وابسته به آن بوسیله تاثیر تلاش های تحقیقاتی بر مجموعه هایی از شاخص ها نظیر تعداد حق امتیازات ثبت شده، هزینه حق امتیازات ثبت شده تقسیم بر برگشت حاصل از فروش، هزینه تحقیق و توسعه به ازای هر واحد پولی فروش و هزینه چرخه عمر پروژه به ازای هر واحد پولی فروش اندازه گیری می شود. بخش دارایی های شرکت داو ، یک فرایند ۶ مرحله ای برای مدیریت دارایی فکری اجرا نمود که شامل موارد زیر است:
تعریف نقش دانش در کسب و کار
ارزیابی استراتژی های رقابتی و دارایی های دانش
طبقه بندی سبد دارایی های دانش شرکت
ارزیابی این دارایی ها به منظور نگهداری، توسعه، فروش یا رها کردن
سرمایه گذاری در زمینه هایی که در آن ها فاصله معناداری مشاهده شده است
یکپارچه کردن سبد دانش جدید و تکرار موارد فوق
روش های اندازه گیری سرمایه فکری( نمایشگر دارایی غیرملموس)
نمایشگر دارایی غیر ملموس توسط سویبی توسعه داده شد و سه نوع از دارایی های غیر ملموس را که حاصل احتلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت می باشد تعریف نمود. این سه جز دارایی غیر ملموس شامل ساختار خارج (مارک تجاری، ارتباطات مشتری و تامین کننده) ، ساختار داخلی(مدیریت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، نرم افزار) و شایستگی فردی(تحصیلات، تجربه، خبرگی) هستند. برای هر جز دارایی غیرملموس، سه شاخص بر رشد و بازسازی، کارایی و نیز پایداری آن جزء متمرکز هستند. وقتی که هدایت کننده اسکانیا با فرهنگ و فلسفه مدیریت سازمان به عنوان بخشی از سرمایه انسانی برخورد می کند، نمایشگر دارایی غیر ملموس آن ها را تحت ساختار داخلی طبقه بندی می کند. به دلیل تاکید خاص این مدل بر انسان، این مدل بر این فرض استوا ر است که انسان تنها عامل درست در کسب و کار است و سایر جنبه های ساختاری اعم از داخلی و خارجی، در فعالیت های انسانی مستتر می باشد.
روش های اندازه گیری سرمایه فکری( روش کارت امتیازی متوازن)
این روش که توسط کاپلان و نورتون توسعه داده شد، سعی می کند اهداف بلند مدت و کوتاه مدت، اندازه های مالی و غیر مالی، شاخص های پیش رو و پس رو و نیز جنبه های داخلی و خارجی سازمان را متعادل نماید. بطور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرایند های داخلی و نیز یادگیری و رشد جهت ترجمه سطوح بالای استراتژی به معیار های واقعی بکار گرفته می شوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخص ها، معیارها و مقدمات مورد نیاز فهرست می گردند. همچنین ارتباط ما بین هر یک از این جنبه های چهار گانه می باید ملاحظه گردد. در مقایسه با اندازه های حسابداری سنتی، کارت امتیازی متوازن کانون توجه را از سوی شاخص های مالی خالص به نحوی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت غیر ملموس را در برگیرند. ای
نها تقریبا معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسانی(دانش و تجربه افراد) ، سرمایه ساختاری(دانش نهفته در سیستم ها و فرایند های سازمان) و سرمایه مشتری(ارتباطات مشتری) نام دارند. بر این اساس جنبه های یاد شده
می توانند بطور مناسب جهت ارزیابی شرایط موجود مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند. اگرچه بکارگیری روش
« کارت امتیازی متوازن» از روش «گسترش تابع کیفیت» مشکل تر می باشند، ولی نتایج حاصله از آن بسیار متعادل تر می باشد .
روش های اندازه گیری سرمایه فکری( هدایت کننده اسکاندیا)
اسکاندیا بطور وسیعی ابزار ها و روش های مختلف اندازه گیری سرمایه فکری را تجربه کرد و سرانجام ابزار اندازه گیری خاص خود را تحت عنوان هدایت کننده اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوطه توسعه داد. هدایت کننده ابزاری جهت ارزیابی دارایی های نرم یک سازمان است که همچون یک سیستم گزارش دهی مدیریت، به مدیران در به تصویر کشیدن و توسعه شاخص هایی که دارایی های غیر ملموس را بازگو می کنند کمک نموده و آنان را در جهت آینده راهنمایی می کند. هر واحد سازمانی نیاز دارد تا شاخص هایی از سرمایه فکری را برای توسعه آتی سازمان ایجاد نماید. اودینسون به عنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا، یک مدل جامع و پویای گزارش دهی سرمایه فکری که هدایت کننده نام داشت را با پنج حوزه؛ مالی، مشتری، فرایند ها، بازسازی و توسعه و انسان توسعه داد. براساس مدل اسکاندیا، فاکتور های پنهان سرمایه انسانی و ساختاری وقتی با یکدیگر ترکیب شود سرمایه فکری را تشکیل می دهند.
جدول2- 4: مقایسه مدل های اندازه گیری سرمایه فکری(نمامیان و همکاران، 1390)
ابزار منطق اصلی مزایا معایب
حسابداری منابع انسانی مطابق اصطلاحات مالی ارزش سرمایه انسانی یک قلم سرمایه محسوب می شود، نه یک قلم هزینه محاسبه با اصطلاحات مالی بایستی در ترازنامه وسیع در استفاده داخلی صنایع خدماتی خاص ذهنی است؛ مفروضات بسیار زیاد