منابع و ماخذ مقاله سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه

گذشتهنگر با هدف دسترسی به مشخصات بیماران مبتلا به تبدلخواهی جنسی در ایران، ارتباط بین عوامل روانشناختی-اجتماعی و سببشناسی بیماری در 68 پرونده مربوط به بیماران یادشده که در فاصله سالهای 1368 تا 1374 به مطب مراجعه نمودهاند بررسی گردیده است. 11 پرونده به دلایل مختلف (کافی نبودن ملاکهای تشخیصی، احتمال وجود اختلال روانی و فقدان اطلاعات مورد نیاز) کنار گذاشته شد و 57 مورد بقیه مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه تحلیل دادههای پژوهش از روشهای آمار توصیفی مانند فراوانی و درصد استفاده شده است.

نتایج نشان داد که بیشترن منبع ارجاع را روانپزشکان تشکیل میدادند، از نظر جنسیت مردها تقریبا دو برابر زنان بودند. بیشترین افراد مورد بررسی از گروه سنی 20 تا 30 ساله و بیشترین افراد به منظور اخذ مجوز برای تغییر جنسیت مراجعه کردهاند و نه دریافت خدمات درمانی. شایعترین اختلال روانی همراه با بیماری اصلی افسردگی بوده است(35%). در مورد علل روانشناختی- اجتماعی هرچند نمیتوان به عامل خاصی اشاره کرد ولی آشفتگی و اشکال در روابط بین فردی درون خانواده در کلیه موارد مورد بررسی وجودد اشته است. در بررسی مشکلات خانوادگی افراد مورد بررسی عدم تفاهم والدین و نبود والد همجنس بیش از دیگر عوامل مشاهده شده است. وجود عوامل مشکلزا در کلیه خانوادههای مورد بررسی از یافتههای مهم پژوهش تلقی میشود. بهطور کلی یافتههای مهم پژوهش نشان میدهد که:
تبدیلخواههان جنسی مرد در نمونههای ایرانی کمتر و بیماران تبدیلخواه جنسی زن بیشتر از میزان گزارش شده در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی است.
از نظر سبب شناسی هرچند عامل روانی- اجتماعی خاصی را نمیتوان مشخص کرد ولی آشفتگی و نابسامانی درون خانواده در کلیه موارد مورد بررسی وجود داشته است (مهرابی: 1374).
علیرضا ظهیرالدین و سیدمهدی صمیمی اردستانی و محمد اربابی (1383)، در مقالهای تحت عنوان «رواندرمانی موفقیتآمیز چهار مورد اختلال هویت جنسی» پدیده تبدیلخواهی جنسی را مورد بررسی قرار میدهند. در این گزارش رواندرمانی موفقیتآمیز چهار مورد اختلال هویت جنسی گزارش شده است. مورد اول نوجوان 16 سالهای است که رفتارهای جنس مونث و تمایل به تغییر جنسیت داشت که بعد از 6 ماه درمان، طی جلسات هفتگی اختلال وی برطرف شده است. مورد دوم مرد 19 سالهای است که خود را مونث میدانست و تمایل به برقراری روابط جنسی با جنس مذکر در نقش جنس مونث داشت که بعد از 12 جلسه درمان هفتگی شکایات وی برطرف شده است. مورد سوم دختر 18 سالهای است که از پنج سال قبل خود را پسر میدانست و برای انجام جراحی تغییر جنسیت مراجعه نموده بود که بعد از 6 ماه رواندرمانی هفتگی اظهار میکند که دختر است و تمایل به ازدواج با یک مرد را دارد.
نتایجی که ازین مقاله بهدست آمده است این را نشان میدهد که درمان غیرهورمونی و غیرجراحی در بیماران اختلال هویت جنسی موثر میباشد و باعث تثبیت هویت جنسی مشابه با ساختار ژنتیکی و جسمی آنها میگردد. از طرفی همانطور که مارکس و همکاران (2000) گزارش کردهاند، اختلال هویت جنسی طی گذشت زمان شدت و ضعف پیدا میکند و این شدت و ضعف متاثر از آسیبشناسی روانی همراه و در پاسخ به تجربیات جنسی و حوادث زندگی تغییر مییابد. حتی گزارشهایی از بهبودی خودبخود در بالغین مبتلا به اختلال هویت جنسی ذکر شده است. میتوان با روشهای درمانی ذکر شده به تخفیف علایم، حصول بهبودی و نیز درمان آسیبهای روانی همراه کمک کرد. علاوه بر رواندرمانی انجام آزمون زندگی واقعی (زندگی در نقش جنس مخالف) نیز در تصمیمگیری بهتر پیرامون این بیماران کمک خواهد کرد. میزان انصراف از تبدیل به جنس مخالف بعد از آزمون زندگی واقعی و هرمون درمانی 50 درصد ذکر میشود که این امر نیز درمان زودهنگام جراحی را زیر سوال میبرد (ظهیرالدین و دیگران: 1383).
سیدمهدی صابری، سعیده سادات مصطفوی و مریم دلاوری (1389)، در یک مقاله پژوهشی تحت عنوان «بررسی مقایسهای روند متقاضیان به عمل جراحی تغییر جنسیت به کمیسیون پزشکی قانونی تهران با توجه به استانداردهای بینالمللی» به بررسی مقایسهای روند متقاضیان به عمل جراحی تغییرجنسیت پرداختهاند. هدف از این مقاله، بررسی روند ارجاع متقاضیان عمل جراحی تغییر جنسیت به کمیسیون پزشکی قانونی با توجه به استانداردهای بینالمللی است. این مطالعه در قالب طراحی پژوهشی و در طی یک سال در سازمان پزشکی قانونی تهران صورت گرفته است.
روش این پژوهش توصیفی- مقطعی است. تعداد 129 مورد از پروندههای موجود در پزشکی قانونی تهران که در سالهای 1383 تا 1387 برای مجوز عمل جراحی تغییر جنسیت صادر شده بود، با توجه به چکلیستی محقق ساخته بر پایه پژوهشهای بنیادین پیرامون اختلال هویت جنسی و باا ستفاده از ملاکهای تشخیصی DSM_IV_TR و ملاکهای موسسهی بینالمللی ملال جنسی هری بنجامین برای اختلال هویت جنسی و همچنین با مجوز کمیته اخلاقی تحقیقات سازمان پزشکی قانونی کشورمبنی بر محرمانه بودن اطلاعات بیماران مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجهها نشان میدهد که تعداد افراد متقاضی تغییر جنسیت از زن به مرد (FtM)، 7/52% از متقاضیان را شامل میشود که این یافته با نتایج مطالعات خارجی متفاوت بوده است. با توجه به متغیرهای اصلی پژوهش (وضعیت تشخیصی مراجعین، انجام دورههای رواندرمانی، زندگی در قالب نقش جنسی مقابل و بررسی وضعیت هورمونی) نتایج توصیفی بهدستآمده نشان داد که تنها 13/27% از پروندهها با مراحل و استانداردهای بینالمللی روند درمان تطابق کامل دارند. بنابراین فرضیه این پژوهش مبنی بر عدم تطابق کلیه پروندهها با استاندارد بینالمللی تایید گردید ( 01/0% p). با توجه به میزان اندک تطابق روند درمان بیماران با استانداردهای بینالمللی و نواقص موجود در شرایط زندگی همه جانبه در قالب نقش جنسی مقابل برای بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در کشورمان اهمیت توجه به تمامی مراحل درمان این بیماران ضروری به نظر میرسد. البته محدودیت در اجرای این مرحله از درمان (زندگی در نقش مقابل) تا حد زیادی به موانع فرهنگی- اجتماعی و خانوادگی در ارتباط با پذیرش این بیماران، بهخصوص متقاضیات تغییر جنسیت از مرد به زن، ارتباط دارد که نیازمند بسترسازی گسترده فرهنگی و اجتماعی جهت فراهم کردن شرایط مطلوب است (صابری و دیگران: 1389).
امیرحسین جلالی، کاوه علوی، سعید پاکدل، مسعود احمدزاده اصل و مهرداد افتخار (1390)، در مقالهای تحت عنوان «آگاهی و نگرش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز» پدیدهی تبدیلخواهی جنسی و رابطه آن را با بیماری ایدز مورد بررسی قرار دادهاند. هدف از این پژوهش، بررسی میزان آگاهی و نگرش بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی(GID) مراجعه کننده به انستیتو روانپزشکی تهران نسبت به ایدز بود.
در این پژوهش با روش توصیفی- مقطعی، 58 بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی (41تبدلخواه زن به مرد و 17تبدلخواه مرد به زن) به روش نمونهگیری دردسترس، به پرسشنامهای پاسخ دادند که تغییر یافته پرسشنامه پیشنهادی موسسه سلامت خانواده (گروه توسعه بینالمللی، 2000) برای سامانه مراقبت رفتاری ارتباط جنسی با همجنس بود. این پرسشنامه به وسیله افتخار و همکاران، روی گروهی از افراد همجنسگرای ایرانی به کار رفته و شامل دو قسمت است: خودایفا (79گویه، شامل یافتههای جمعیتشناختی، سابقه مصرف الکل و مواد خودکشی و تاریخچه رفتارهای جنسی) و مصاحبهای (36گویه، درباره آگاهی نسبت به بیماریهای آمیزشی، ایدز و انگ اجتماعی ایدز). از 58 آزمودنی، 17 نفر(3/29%) تبدلخواه جنسی مرد به زن و 41 نفر(7/70%) تبدلخواهی جنسی زن به مرد بودند. میانگین سنی (و انحراف معیار) کل آزمودنیها 1/27 (23/7) سال بود و در دامنه 48-17 سال قرار داشت. میانگین سنی (و انحراف معیار) مردان زیستی و زنان زیستی بهترتیب 4/26(8/0) و 4/27(7/0) سال بود. دیپلم با درصد فراوانی 9/37، نما و میانه تحصیلات بود. محل سکونت 7/89% و 4/7% افراد بهترتیب ثابت و موقت گزارش شد. دو نفر نیز سابقه ازدواج داشتند.
نتایجی که ازین پژوهش بهدست آمده به صورت زیر است: با وجود اینکه بیش از سهچهارم آزمودنیها ابراز کردند درباره بیماریهای آمیزشی مطالبی را شنیدهاند، بیشتر آنها در بیان نشانهها ناتوان بودند، همچنین برخی نشانههای نامبرده شده بهصورت کامل با پرسش ارتیاط نداشت، یا با سایر بیماریها مشترک بود (سوزش ادرار، تغییرشکل لثه و شل شدن اسفنکتر مقعد). بنابراین کفایت آگاهی در مورد نشانههای بیماریهای آمیزشی در شرکتکنندگان محل تردید بوده است. ارتباط نداشتن نشانههای تجربه شده با نشانههای نامبرده شده نشان میدهد آگاهی از نشانههای عفونتهای آمیزشی، که از عوامل خطرساز آلودگی HIV است، در میان آزمودنیها سطح مناسبی ندارد. بیشتر آزمودنیها تنها یک یا دو راه از راههای انتقال HIV را نام بردند و این نکته مهم است که در نظر نگرفتن راهی بهعنوان راهی پرخطر، ممکن است بهمعنای بیخطر دانستن آن باشد. زنان تبدیلخواه جنسی بیشتر از مردان، به تماس جنسی مقعدی یا واژینال بدون کاندوم، بهعنوان یک راه پرخطر برای انتقال HIV اشاره کردند و در سایر موارد میان زنان و مردان تفاوت آماری معناداری دیده نشد. از سوی دیگر، هیچ فردی به روابط جنسی بیخطر اشاره نکرد. آگاهی نادرست در این مورد ممکن است سبب محدودیت غیرضروری زندگی یا تشویش بیمورد فرد شود (کیم و همکاران: 2006).
در میان روشهای پیشگیری، بالاترین میزان به شناخت از سلامت شرکا بود (1/43%)، این در حالی است که نوع رابطه جنسی، بهعنوان یک متغیر بسیار مهم در انتقال HIV، تنها به وسیله دو نفر بیان شد. با وجود آنکه آمیزش مقعدی عامل خطر مهمتری در انتقال HIV است (وئلر، 1991)، بیش از دوسوم آزمودنیها فکر میکردند خطر انتقال HIV در تماس مقعدی کمتر از تماس واژینال است. در هیچیک از این موارد نیز ارتباط معناداری با تحصیلات دیده نشد. بهطورکلی این بررسی نشان میدهد که سطح آگاهی آزمودنیها درباره ایدز و بیماریهای انتقالیافته از را راه رابطه جنسی نامطلوب است. بنابراین با توجه به رواج رفتارهای پرخطر در این بیماران، پیشنهاد میشود تمامی مبتلایان به اختلالهای هویت جنسی در ارزیابیهای روانشناختی پیش از عمل اطلاعات کافی در مورد ایدز و عفونتهای آمیزشی دریافت کنند (جلالی و دیگران:1390).
حمیدرضا عطار و مریم رسولیان (1382)، در مقالهای تحت عنوان «تشخیص اولیهی اختلال هویت جنسی: گزارش موردی» به بررسی پدیدهی تبدیلخواهی جنسی میپردازند. این گزارش با هدف معرفی موردی از تشخیص اولیهی اختلال هویت جنسی و تغییر جنسیت نگاشته شده است.

این بررسی یک مطالعه تکموردی به روش کیفی است. مورد، زنی 40 ساله، مطلقه و دارای 2 فرزند بوده و برای تغییر جنسیت تاکنون 6 عمل جراحی را پشتسر گذاشته است. پس از یک ماه زندگی در نقش مرد، با هدف برگشت به جنسیت نخستین خود یعنی داشتن نقش جنسی زن به کمک عمل جراحی و ازدواج دوباره با همسر پیشین و برعهده گرفتن سرپرستی فرزندانش در نقش مادر به پزشک مراجعه نموده است. پزشکی قانونی به درخواست وی او را برای اظهارنظر به درمانگاه انستیتو روانپزشکی تهران ارجاع نموده است. او در این درمانگاه بارها مورد مصاحبههای روانپزشکی و ارزیابیهای روانشناختی قرار گرفته و سپس اعلام شده است که انجام هرگونه اقدامی که وی را به وضعیت پیش از عمل جراحی برگرداند، پذیرفتنی است و از آن حمایت میشود. نتایجی که از این مطالعه بهدست میآید به صورت زیر است: برای مطرح ساختن تشخیص GID براساس DSM-IV باید هر دو ملاک زیر وجود داشته باشد:
ملاک الف: همانندسازس قوی و پیوسته با جنس مخالف، یعنی تمایل به جنس مخالف بودن یا پافشاری براینکه از جنس مخالف است. این همانندسازی با جنس مخالف نباید تنها نوعی تمایل برای کسب برتریهای فرهنگی آن جنس باشد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله کودکان و نوجوان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ملاک ب: فرد باید از جنس خود بهطور مداوم ناراحت باشد یا آن نقش جنسی را برای خود نامناسب بداند.
در این بررسی چنین گرایش در مراجع دیده نمیشود، بلکه میل به تغییر جنسیت در دوران مختلف با شدت و ضعف متفاوتی بروز نموده و پیوسته در حال تغییر بوده است. از سوی دیگر برخی برتریهای جنس مرد تمایل او را برای تغییر جنسیت تشدید نموده است. بنابراین معیارهای تشخیصی DSM-IV در مورد او صدق نمیکند. اگرچه درمان جراحی در بیماران با تشخیص اولیهی اختلال هویت جنسی موثرترین شیوه درمانی میباشد، برپایهی بازنگری شرح حال این مراجع، پذیرش پیشنهاد تغییر جنسیت نیاز به بازبینی دقیق معیارهای تشخیصی دارد (عطار و رسولیان: 1382).
فاطمه جواهری و مرتضی حسینزاده (1391)، در مقالهای تحت عنوان «پیامدهای اجتماعی اختلال هویت جنسی: سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی تغییر جنسخواهان در ایران» پیامدهای اجتماعی اختلال هویت جنسی را مرد بررسی قرار دادهاند. این مقاله با تکیه بر دیدگاه لین که معتقد است کیفیت زندگی نوعی بازگشت سرمایه اجتماعی است، ابتدا میزان سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی جوانان تغییر جنسخواه ایرانی را توصیف میکند، سپس با الهام از دیدگاه لین رابطه میان سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی آنها را تحلیل مینماید.
این پژوهش با روش پیمایش انجام شده و از پرسشنامهی پژوهشگر ساخته برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جمعیت تحقیق شامل کلیه تغییرجنسخواهان (زن و مردی است که یا در آستانه جراحی تغییر جنس بودهاند یا این مرحله را به اتمام رساندهاند) و در سال 1387 در یکی از واحدهای تابعه سازمان بهزیستی پرونده داشتهاند. به علت تعداد محدود افراد دارای پرونده که بالغ بر 581 نفر میشدند، به جای نمونهگیری از روش تمامشماری استفاده شد.
نتیجهای که از این مقاله بدست آمده به صورت زیر است: افراد تغییرجنسخواه با نوعی اختلال هویتی متولد میشوند، اما شرایط اجتماعیای که در آن بهسر میبرند بر پیچیدگی و شدت مشکلاتشان میافزاید. اطلاعات این تحقیق نشان داد که میانگین شاخص کل سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی و مولفههای آن در بین تغییرجنسخواهان در سطح پایینی قرار دارد. این بدان معناست که این افراد در قلمرو فردی و اجتماعی با شرایط دشواری روبرو هستند. نکته جالب توجه این است که در شرع اسلام تغییر جنسیت گناه و جرم نیست و جراحی برای تغییر جنس از نظر قانونی مجاز است (کریمی، 1379). اما عموم مردم با نوعی تردید و بدگمانی با این پدیده مواجه میشوند. این نشان میدهد که نظام فرهنگی جامعه همپای نظام حقوقی و قضایی حرکت نکرده و در این مورد خلا وجود دارد. همین وضعیت موجب عدم پذیرش و مقبولیت اجتماعی تغییرجنسخواهان و در نهایت باعث ضعف سرمایه اجتماعی آنها شده است. نکته شایان توجه دیگر این است که از آنجا که اشکال مختلف سرمایه قابل تبدیل به یکدیگر هستند (لین، 2003)، نازل بودن میزان سرمایه اجتماعی تغییرجنسخواهان

دیدگاهتان را بنویسید