منابع و ماخذ مقاله سرمایه فرهنگی

دانلود پایان نامه

تشویق می‌کند که نظام‌مند بیاندیشیم»(گرنفل، 1388: 112)

«نکتهی اصلی برای فهم این که چگونه عادتواره دارای توان تفسیر است به ارتباط عادتواره و میدان مربوط میشود. چنان که پیش از این ذکر شد، هم عادتواره و هم میدان ساختارهایی مرتبط به یکدیگرند و ارتباط بین این ساختارهای مرتبط است که کلید درک کنش را به دست میدهد. این دو ساختار همگون هستند- یعنی ادراکهایی عینی و ذهنی از روابط نهفته در منطق اجتماعی را بدست میدهند- و به طور متقابل یکدیگر را میسازند یعنی هر یک به شکلگیری دیگری کمک میکند. همچنین این نکته بسیار مهم است که هر دو مفهوم پویا هستند، بنابراین ارتباط بین عادتواره و میدان جاری، پویا و ناتمام است: این دو کاملا بر هم منطبق نمیشوند، زیرا هریک منطق درونی و خاص خود را دارد. این امر امکانی برای ارتباط بین ساختار میدان با عادتواره فراهم میسازد که هریک از اعضاء میدان میتواند میزانی متفاوت از هماهنگی یا ناهماهنگی را داشته باشد. برای مثال وضعیتی اجتماعی را تصور کنید که در آن شما احساس یا تصور ناهمنوایی و بیگانگی با محیط دلخواه خود را دارید، همانند «ماهی خارج از آب». ممکن است تصمیم بگیری به آنجا نروید و آنجا را چنین توصیف کنید: «آنجا جای امثال من نیست»، یا (اگر در آنجا هستید) عذرخواهی نموده و آنجا را ترک نمایید. در این صورت ساختار عادتوارهی شما با ساختار میدان اجتماعی هماهنگ نیست. به عکس، وضعیتی را تصور نمایید که در ان احساس راحتی و فراغت میکنید، همانند «ماهی در آب». در این مورد عادتوارهی شما با منطق میدان هماهنگ است و شما با باور عمومی یا «قواعد بازی» نانوشتهی پشتوانهی کنش در آن میدان هماهنگ هستید. این نوع ارتباط بین عادتواره و میدان که در اینجا مختصرا بیان شد، ویژگی اصلی توصیف بوردیو از مجموعهی وسیعی از میدانهای اجتماعی کنش و خصوصا نقش آنها در تغییر و بازتولید اجتماعی است»(گرنفل، 1388: 114).
«در فیزیک میدان نیرو معمولا با مجموعهای از بردارها ترسیم میشود که نیروهای وارد شده از یک شی بر شیئی دیگر را نشان میدهد. بوردیو نیز به شیوهای مشابه دربارهی میدانهای اجتماعی فکر میکرد. او معتقد بود میدان را هم میتوان برآیند تاثیر نیروهای مخالف با یکدیگر تصور کرد این مفهوم متقاطع بودن است. فرض او این بود که سرمایهی اقتصادی و فرهنگی مانند دوقطب رودررو در میدانهای اجتماعی عمل میکنند. عملکرد میدان شبیه میدان مغناطیسی است و جایگاه روابطشان با دو قطب تعیین میشوند. میدان را میتوان به صورتی نمادین مانند مربعی شامل دو محور متقاطع توصیف نمود:‌یک محور سرمایهی اقتصادی (از مثبت به منفی) و محور دیگر سرمایهی فرهنگی (از مثبت به منفی) است. بوردیو استدلال میکند که میدانها بدین ترتیب میتوانند به صورتی ترسیم شوند که «در یک قطب،‌جایگاه غالب اقتصادی و جایگاه مغلوب فرهنگی،‌ و در قطب دیگر جایگاه غالب فرهنگی و جایگاه مغلوب اقتصادی» قرار گیرد. محور اقتصادی عمودی است، زیرا سرمایهی اقتصادی توانمندی و قدرت بیشتری نسبت به سرمایهی فرهنگی دارد،‌ اگر چه برخورداری همزمان از هر دوی آنها در میدان قدرت بسیار سودمند خواهند بود. با این حال در مرزهای فیزیکی لزوما مرزهای مشخصی وجود ندارند، بلکه بیشتر افت نیروها در حاشیه روی میدهد یعنی میدان نیرو تنها وقتی وجود دارد که آثارش وجود داشته باشد، اما در میدان اجتماعی برخلاف میدان فیزیکی مرزها و ارزش سرمایههای حاکم بر ان تا حد زیادی روشنند»(گرنفل، 1388: 131).
«افراد از طریق عادت‌واره‌های خود به درک جهان اجتماعی نائل می‌شوند و آن را می‌فهمند و ارزش‌گذاری می‌کنند. ساختمان ذهنی حاصل اشغال یک جایگاه ویژه در جهان اجتماعی است و می‌توان گفت اگر این جایگاه تغییر کند، ساختمان ذهنی نیز متحول خواهد شد. بنابراین افراد در درون جهان اجتماعی ساختار ذهنی متفاوتی دارند اما افرادی که از موقعیت‌ها و جایگاه‌های مشابهی برخوردارند از نظر افکار و اندیشه نیز دارای مشابهت‌هایی با یکدیگر می‌باشند»(گرنفل، 1388: 17).
«هنگامی که موقعیت یک فرد تغییر‌ می‌کند ساختمان ذهنی او نیز باید متحول شود اما اگر این تحول صورت نگیرد، فرد در جایگاه جدید خود دچار اضطراب و تنش می‌شود زیرا نمی‌تواند خود را با شرایط جدید منطبق سازد، مثلاً هنگامی که یک فرذ از یک محیط روستایی وارد یک محیط شهری می‌شود و شرایط و موقعیت جدیدی را به‌دست می‌آوردعادت‌واره گذشته او باید با شرایط جدید انطباق یافته و متحول شود. از دیدیگاه بوردیو میدان‌ها دارای قواعد خاصی هستند و عادت‌واره هر فرد به او کمک می‌کند تا خود را با قواعد هر میدان هماهنگ سازد اما اگر این اتفاق نیوفتد فرد مانند وصله ای ناجور در میدان جمع است. بوردیو را نمی‌توان بر مبنای تأکیدش بر تنوع‌ میدان‌ها و عادت‌واره‌ها و قواعد خاص آن‌ها پساساختارگرا یا پسامدرن دانست، او براساس یافته‌های علمی خود دریافته بود اگر ما بخواهیم از سطوح خاص به سطوح عام حرکت کنیم تا عادت‌واره ها و سپس ذائقه و سبک‌های زندگی افراد نیز نوعی قرابت با یکدیگر پیدا کنند (بنت، 2005: 141). بوریو مناسب با خصلت تکوینی جامعه برای جامعه‌شناسی هم خصلتی پویا و بازاندیشانه قائل است. او برای تحقق این منظور سعی نمود با پرهیز از دوگانه‌انگاری‌های ساخت‌گرایی در برابر فردگرایی یا عینی در برابر ذهنی یا کمی در برابر کیفی یا بینش و روش تلفیقی به مطالعه پدیده‌های اجتماعی بپردازد تا بتواند ابعاد و جنبه‌های متفاوت پدیده را توصیف نماید و در تبیین آن نیز عوامل عینی و ذهنی را مورد توجه قرار دهد. چنین دانشی می‌تواند از اعتبار و ارزش علمی قابل توجهی برخوردار باشد و به پرسش‌های علمی پاسخ دهد و به حل مسائل اجتماعی نیز کمک کند»(گرنفل، 1388: 18).
«نابرابری‌های وابسته به سرمایه فرهنگی، نابرابری در توان کسب سرمایه را نشان می‌دهد که خود بازتاب‌دهنده نابرابری‌های پیشین در مالکیت سرمایه فرهنگی هستند. دو جنبه متمایز بر روالی که شکل‌های سرمایه نمادین طی آن روال قابل دست‌یابی هستند، تأثیر می‌گذارند. نخستین جنبه این است که این سرمایه‌ها را نمی‌وان از شخص جدا نمود (تنیده شدن را پیش‌فرض می‌گیرند)، و دوم این که این سرمایه‌ها تنها می‌توانند با گذشت زمان حاصل شوند (گذشت زمان را پیش‌فرض می‌گیرند). بوردیو به ویژگی خاص سرمایه اقتصادی اشاره می‌کند، به‌طوری‌که می‌توان در یک لحظه با چرخاندن چرخ قمار ثروتمند شد»(گرنفل، 1388: 179).
«برخلاف میدان نیرو که معمولاً شکلی ثابت دارد، بوردیو جهانی اجتماعی (میدان قدرت) متشکل از میدان‌های چندگانه را در نظر می‌گیرد»(گرنفل، 1388: 133).
«بوردیو انجام سه مرحله را در پژوهشهای میدانی توصیه میکند:
1. شناخت و تحلیل موقعیت میدان مورد نظر در برابر میدان قدرت.

 

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع بازگشت به خویش

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2. ترسیم ساختار روابط عینی بین موقعیتهای اشغال شده توسط عاملان اجتماعی یا نهادهایی که برای مشروع ساختن نوع خاصی از اقتدار که این میدان مکانی برای تجلی آن است، رقابت میکنند.

3. تحلیل عادتوارهی عاملان اجتماعی، تمایلات سازمانیافتهای که عاملان با درونی ساختن نوع معینی از شرایط اجتماعی و اقتصادی بهدست آوردهاند،‌این تمایلات نظامیافته به شیوهای خاص در میدان… فرصتهای کم وبیش مطلوبی برای به فعلیت یافتن مییابند. این رویکرد به پژوهشگر امکان میدهد تطابق یا تناسب بین جایگاه فرد در میدان و موضعگیری عامل اجتماعی که آن جایگاه را تصرف کرده،‌ آشکار سازد. بوردیو معتقد بود در وضعیت موازنه در یک میدان، جایگاهها حالتی از ثبات پیدا میکند، یعنی میدان واسطهی چیزهایی است که عاملان اجتماعی به کمک زمینههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاص انجام میدهند. به بیان دیگر،‌ میدان و عادتواره فضایی را ایجاد میکنند که کنشهای خاص در آن، جهان اجتماعی را بازتولید مینمایند. سه مرحلهای که بوردیو از آن یاد میکند امکان مشاهدهی بازتولید جنبههای گوناگون زندگی اجتماعی را فراهم میسازد»(گرنفل، 1388: 136).
«نقطهی آغازین بررسی بوردیو دربارهی طبقه این مدعاست که عاملان در هر جامعهای مطابق موقعیتی که از نظر برخورداری از سرمایهی اقتصادی و فرهنگی دارند، به جایگاهی عینی در فضای اجتماعی دست مییابند»(گرنفل، 1388: 153).
«تلاش بوردیو برای فراتر رفتن از بینشی ماتریالیستی دربارهی قدرت و نابرابریهای اجتماعی با ابداع مفاهیمی مانند سرمایهی فرهنگی، سرمایهی اجتماعی و سرمایهی نمادین کاملا روشن است. او در مقالهای دربارهی طبقه روشن میکند که با انجام این کار سعی دارد خود را از به دام افتادن در تحلیلهای مارکسیستی رها سازد. به عقیده او قدرت و برتری نسبت به دیگران نه تنها از تملک منابع مادی بلکه از تملک منابع فرهنگی و اجتماعی نیز سرچشمه میگیرد. همچنین از طریق کاربرد مفهوم سرمایهی نمادین علاوه بر بیان اهمیت نمادها در فهم پدیدههای اجتماعی، توجه ما را به این نکته جلب میکند که ارزش هر شکلی از سرمایه تا حدی به شناخت اجتماعی نسبت به آن بستگی دارد. سرمایه ارزشمند است زیرا ما بهطور جمعی و گاهی برخلاف میل خود آن را ارزشمند میدانیم. این مساله میتواند وضعیتی را موجب شود که موجودی سرمایه ما ارزشی مضاعف یابد. مثلا داشتن پول زیاد ارزشمند است، زیرا هم قدرت خرید ما را بالا میبرد و هم منزلت بالاتری را بری ما ایجاد میکند»(گرنفل، 1388: 153).
«از دیدگاه بوردیو هر فرد میزانی از سرمایه را در اختیار دارد. بطوریکه تمامی افراد دارای حجم خاصی از سرمایه هستند و این سرمایه نیز ترکیبی خاص دارد. مثلا در بین ثروتمندان کسانی هستند که سرمایهی آنان از نظر اقتصادی بیشتر است و کسان دیگری که سرمایهی آنها از نظر فرهنگی بیشتر است (گرایش بوردیو اینگونه بود که فضای اجتماعی را اغلب با در نظر گرفتن این دو سرمایه میدید و آنها را داراییهایی و متعلقات فردی تلقی میکرد.) البته تا جایی که این سرمایهها قابل سنجش باشند، ‌در کل جمعیت توزیع شدهاند و میتوان طرح یا نقشهای از آن جمعیت ترسیم نمود که در آن همهی افراد جایگاهی مطابق با حجم و ترکیب سرمایهی خود داشته باشند»(گرنفل، 1388: 154).
«از انجا که سرمایهی اقتصادی است،‌ شاخصسازی آن نسبتا آسان است. اگر هر یک از ما ارزش اقتصادی درآمد، پسانداز و کالاهای سرمایهای (خانه، خودرو و …) خود را جمع بزنیم،‌ میتونیم تصویری از میزان ارزش مایملک خود را به دست آوریم. همچنین اگر نموداری با محور عمودی رسم کنیم که درجهی ارزش کم و زیاد سرمایهی همگی ما را نشان دهد، میتونیم موقعیت خود را در آن نمودار نشان دهیم. اگر ارزش پولی درآمد، ثروت و دارایی من از ما بیشتر باشد، پس من در نقطهای ازین محور قرار خواهم گرفت که از شما بالاتر است. اگر بتوانیم راهی برای طراحی مقیاسی مشابه برای ارزش فرهنگی خود بیابیم (مثلا با جمع زدن شایستگیها، ویژگیهای ارزشمند فرهنگی و …)، آنگاه میتوانیم محور دومی (افقی) به نمودار بیافزاییم و جایگاه خود را دو بعدی نشان بدهیم. ارزش اقتصادی و فرهنگی هر شخص نقطهای با طول و عرض مشخص است که در نمودار نشان داده میشود»(گرنفل، 1388: 154).
«اصطلاح سرمایه معمولا به فضای اقتصادی و مبادلهی مالی مربوط میشود. اما استفاده بوردیو از این اصطلاح گستردهتر است: در واقع نمیتوان ساختار و کارکرد دنیای اجتماعی را در نظر گرفت مگر اینکه سرمایه را نه تنها به صورت شناخته شده در نظریهی اقتصادی، بلکه در صورتهای گوناگونش در نظر داشت. نظرهی اقتصادی تعریفی از کنشهای اقتصادی را بر این اصطلاح تحمیل کرده که میتوان آن را بدعت تاریخی نظام سرمایهداری دانست چرا که با تقلیل دنیای مبادله به مبادلهی تجاری که به طور عینی و ذهنی از بزرگ جلوه دادن مساله منفعت سرچشمه گرفته، یعنی نفع شخصی(اقتصادی)، تلویحا صورتهای دیگر مبادله را غیراقتصادی تعریف کرده و بنابراین نسبت به آنها بیعلاقه بوده است که استحاله در آنها مسلم است، یعنی بیشتر انواع سرمایه مادی- چیزی که در معنی محدود اقتصادی سرمایه است.- و میتواند خود را به صورت غیرمادی، سرمایه فرهنگی یا اجتماعی، یا برعکس عرضه نماید»گرنفل،1388 : 169).
«مقصود بوردیو از بسط مفهوم سرمایه استفاده از آن در نظام مبادله گستردهای است که در آن انواع گوناگون سرمایهها در شبکههای پیچیدهای منتقل شده یا در درون و بین میدانهای گوناگون گردش میکنند. او تلاش میکند نمونه محدود مبادلهی تجاری را از اقتصاد به فضای وسیعتر مردمشناسی مبادله و ارزشهای فرهنگی بسط دهد که اقتصاد تنها یکی از انواع آن است (هر چند اساسیترین نوع آن باشد). البته مهم است که توجه داشته باشیم که انواع دیگر سرمایه مانند فرهنگی و اجتماعی را میتوانصورت استحاله یافتهی سرمایهی اقتصادی دانست. نظریهی سرمایهی بوردیو و چگونگی کاربرد آن در حوزههای مختلف حائز اهمیت زیادی است. در نتیجه نکتهی مهم اما ظریفی دربارهی چگونگی درک صحیح شکلهای سرمایهی نمادین وجود دارد. در واقع دو شیوهی مختلف برای درک این مفهوم وجود دارد، توجه به آثار خود بوردیو و توجه به آثار کسانی که از افکار او تاثیر پذیرفتهاند. در حالت نخست، ارزش ذائقه و سبک زندگی برخی گروههای اجتماعی (عادتوارهای که در گروههای منزلتی گوناگون در نتیجهی رابطهی قدرت در جامعه بوجود آمده و به گونهای تعریف شده که آنها را متمایز میکند) به طور دلخواه بالاتر از دیگران قرار میگیرد. بطوری که مزایایی اجتماعی برای آنان فراهم میکند (همانند تحصیلات). در حالت دوم شکلهای سرمایه مانند سرمایهی فرهنگی از طریق تفاوتهای کیفی بین گروههای اجتماعی متفاوت قابل درک است (بخشهای گوناگون طبقه تا خود طبقه)، یعنی از طریق عادتواره در قالب فرهیختگی خودآگاهی و مهارت در بعضی فنون. به بیان دیگر عضویت اجتماعی در خود (عضویت در گروه منزلتی خاص) خود به خود به عادتواره تبدیل نمیشود که سرمایهی نمادین را به یک میزان به همه اعضا ببخشد (چنان که مثلا والدین طبقهی متوسط و طبقهی کارگر درباره تحصیلات فرزندانشان تنها از طریق درجات متفاوت سرمایهی فرهنگی مرتبط به عادتواره طبقه، خود به خود در چالشی از منافع جمع جبری صفر روبرو باشند)»(گرنفل، 1388: 170).
«جامعهشناسی بوردیو خشونت نمادین و رنجهای ناشی از آن را به ما نشان میدهد. برای بوردیو جامعهشناسی ابزاری است که از طریق ان خشونت نمادین نیز به مثابه نوعی از انواع خشونت شناخته میشود، اگر این جامعهشناسی نمیتواند جهان را تغییر دهد، لااقل میتواند لحظات خاصی را که از وضعیت معمول زندگی رها میشوم … و همه چیز در ذهن ما ممکن به نظر میرسد، شناسایی و درک کنیم. این جامعهشناسی روشی عملی بهدست نمیدهد اما هشدار میدهد که از خصلت خودسرانه سلطهی نمادین آگاه شویم. بوردیو به ما یاداوری میکند که جهان برساختهای اجتماعی و تاریخی است و در همین برساختگی است که سلسله مراتب پدید میآیند و به بازتولید خشونتی که به گونهای نمادین اعمال

دیدگاهتان را بنویسید