پایان نامه با کلید واژگان فسخ نکاح، طلاق، قانون مدنی، زوجه

پایان نامه با کلید واژگان فسخ نکاح، طلاق، قانون مدنی، زوجه

پایان نامه با کلید واژگان فسخ نکاح، طلاق، قانون مدنی، زوجه

مگردر صورتی که به موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است. (شهید ثانی، ۱۴۱۳ه.ق، ج۸، ۱۲۹) ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی نیز به این موضوع اشاره دارد. چنان‌که از ماده‌ی مذکور معلوم میگردد در مورد فسخ نکاح نیز، مانند طلاق دو صورت فرض میشود که ذیلاً بیان میگردد:
الف-فسخ نکاح قبل از زناشویی
در صورتی که به جهتی از جهات شوهر یا زن قبل از آنکه نزدیکی واقع شود، نکاح را فسخ نماید، زن حق مهر ندارد زیرا جنبه‌ی معاوضی که نکاح نسبت به مهر دارد، ایجاب مینماید که حکم قاعده فسخ عقد معاوضی که برگشت هر یک از عوضین به مالک قبل ازفسخ باشد، درآن جاری گردد. بنابراین چون نزدیکی بین زوجین که یکی ازعوضین محسوب میشود به عمل نیامده است، عوض در نکاح موجود شناخته میشود، لذا هرگاه مهر که عوض دیگر است کلی و مورد تعهد شوهر بوده، ساقط می گردد و هرگاه عین معین بوده به ملکیّت شوهرعودت می یابد. در صورتی که مهر در ملکیّت زن موجود نباشد، او بدل آن‌را از مثل یا قیمت به شوهر میدهد. قاعده‌ی عودت هر یک از عوضین در اثر فسخ به مالک قبل از عقد، ماده‌ی مخصوصی ندارد و از ماده‌ی ۲۸۶ قانون مدنی استنباط میگردد. ماده ۲۸۶ ق.م.: «تلف یکی از عوضین ،مانع اقاله نیست در این صورت به جای آن چیزی که تلف شده مثل آن ، در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمتی بودن داده می‌شود.» آن‌چه در طلاق پیش از نزدیکی گفته شد که زن مستحقق نصف مهر است، برخلاف قاعده و استثناء می‌باشد. (امامی،۱۳۷۷ ،ج۴ ،۴۷۹ )
بند دوم ماده‌ی ۱۱۰۱ متضمن استثنائی بر قاعده‌ی مندرج در بند اول است: در صورتی که زن به علت عنن (ناتوانی جنسی شوهر) نکاح را فسخ کند ، قاعده‌ی مذکور اجراء نخواهد شد و در این صورت، با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است. در این فرض، با این که نزدیکی واقع نشده زن استحقاق نصف مهر را دارد. خلوت کردن با شوهر و آزمایشی که انجام گرفته و از آن معلوم شده که شوهر مبتلاء به عنن است مقتضی تفاوت این مورد با موارد دیگر فسخ نکاح است .به هر حال این استثناء هم از فقه امامیّه گرفته شده است ۳۱که مبتنی بر روایات متعدد است. (صفایی و امامی، ۱۳۸۴ ،۱۷۶ )
ب- فسخ نکاح بعد از زناشویی
در صورتی که نکاح پس از نزدیکی زوجین به جهتی از جهات از طرف زن یا شوهر فسخ شود، او مستحق تمامی مهر خود خواهد بود، زیرا مهر به سبب نکاح به ملکیّت زن درآمده و در اثر نزدیکی تمامی آن در ملکیّت زن مستقر شده است. مادهای در این مورد موجود نیست ولی از توجه به ماده‌ی ۱۰۲۸ قانون مدنی که به مجرد عقد زن را مالک مهر خود میداند وآن که ماده‌ی ۱۱۰۱ قانون مدنی که فقط در مورد فسخ نکاح قبل از نزدیکی زن را از مهر محروم داشته است، استنباط میشود که در مورد فسخ نکاح پس از نزدیکی زن مستحقق تمامی مهر خود میباشد. (امامی ،۱۳۷۷ ،ج۴، ۴۸۰)
هرگاه زن، مرد را در ازدواج فریب دهد و مرد پس از نزدیکی به آن واقف گردد، چنان چه مرد نکاح را فسخ ننماید واستمرار آن و زناشویی را ادامه دهد، بایستی تمامی مهر را بپردازد، ولی در صورت فسخ وانحلال نکاح ، زوجه به ترتیب فوق مستحق مهریه نمیباشد و اگر پیش از آن، مهر را پرداخت نموده، میتواند آن را مسترد دارد. بنابراین هرگاه دیگران شوهر را فریفته باشند مرد میتواند مهریه پرداخت شده به زن و نیز خسارت وارده را از فریب دهندگان به استناد «قاعده غرور» مطالبه نماید. (محقق داماد ،۱۳۷۲ ،۲۸۰ )
۳. تاثیرفوت در مهر المسمّی
در مورد استقرار یا عدم استقرار مهریه در صورت فوت احد زوجین قبل از زناشویی، اقوال متفاوتی در فقه بیان شده، برخی معتقدند مهریه مستقر میباشد. برخی میگویند فوت احد زوجین مانند طلاق است ومهر مستقر نمیباشد. برخی نیز معتقدند در صورت فوت زوج، مستقر میباشد ولی با فوت زوجه مستقر نمیباشد؛ زیرا فوت زوجه مانند طلاق است. (حسینی روحانی،۱۴۱۲ه.ق، ج۲۲، ۱۳۱) بعضی از فقها در مورد فوت شوهر قبل از نزدیکی قائل به تنصیف مهر شده‌اند؛ ولی نظر مشهور فقهای امامیه ۳۲بر خلاف آن است و قانون مدنی از نظر مشهور پیروی کرده است. در ماده‌ی ۱۰۹۲ فقط از استرداد نصف مهر در مورد طلاق قبل از نزدیکی سخن گفته است. چنان‌چه مهر در زمان حیات شوهر تسلیم نشده باشد، زن میتواند پس از فوت همه‌ی آن را مطالبه کند، زیرا در اثر نکاح مستحق مهرالمسمّی شده و موجبی برای سقوط حق او یا قسمتی از آن نیست. ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی هم که مربوط به طلاق است یک قاعده‌ی استثنائی است و نباید آن را به مورد فوت گسترش داد. (صفایی وامامی، ۱۳۸۴،۱۶۷)
در صورت فوت یکی از زوجین، نکاح منحل میگردد وزن مستحق مهرالمسمّی خود است، خواه نزدیکی به عمل آمده باشد یا نزدیکی صورت نگرفته باشد. زیرا زن در اثر نکاح مستحق مهرالمسمّی گردیده و فوت موجب تغییر آن وضعیت نمیگردد. (زمانی درمزاری، ۱۳۸۶ ،۴۹)
در گفتار اول چگونگی مهرالمسمّی را در اثر انحلال نکاح مورد بررسی قرار دادیم و گفتار دوم به اثر انحلال نکاح در فرض عدم تعیین مهر اختصاص یافته است که به شرح آن میپردازیم.
گفتار دوم: اثر انحلال نکاح در فرض عدم تعیین مهر
نکاح دائم از عقود معوضه نمیباشد که هرگاه مهردر آن ذکر نشود و یا مهر باطل باشد، نکاح منعقد نگردد؛ بلکه نکاح دائم عقدی است که دارای دو جنبه‌ی اجتماعی و مالی میباشد که از نظر فنی به اعتبار هر یک از آن دو اصول و قواعد مربوط رعایت میشود. جنبه‌ی مالی عقد نکاح دائم بستگی فرعی نسبت به جنبه‌ی اجتماعی آن دارد و بدین جهت است که هرگاه مهر در آن قرار داده نشود عقد باطل نمیشود، بنابراین ممکن است نکاح بدون مهر منعقد گردد که آن را اصطلاحاً نکاح مفوضه نامند. نکاح مفوض یا نکاحی که در آن مهر قرار داده نمیشود، ممکن است به یکی از دو صورت منعقد شود:
الف: نکاح مفوّضه البضع
نکاح مفوّضه البضع، نکاحی است که در آن مهر ذکر نشده باشد و یا زوجین قرارداده باشند که نکاح بدون مهر واقع شود.۳۳(شهید ثانی، ۱۴۱۳ه.ق، ج۸، ۲۰۱)
منظور از مهری که شرط عدم آن در نکاح میشود، مهرالمسمّی میباشد والّا چنان‌چه در نکاح مهر معین نشود و شرط کند که در اثر نزدیکی نیز زوجه مستحق مهرالمثل نگردد، شرط مزبور باطل خواهد بود، زیرا استحقاق مهرالمثل در اثر نزدیکی حکم قانونی و از قوانین آمره است و شرط عدم استحقاق آن، شرط نامشروع و طبق بند ۳ ماده‌ی ۲۳۲ قانون مدنی باطل میباشد. (امامی ،۱۳۷۷ ،ج۴، ۴۸۴)
ب: نکاح مفوّضه المهر
نکاح مفوّضه المهر، نکاحی است که اختیار تعیین مهر به عهده‌ی یکی از زوجین یا شخص ثالث گذارده شود.۳۴(شهید ثانی، ۱۴۱۳ه.ق، ج۸، ۲۱۵) نکاح مفوّضه المهر صحیح است، زیرا چنان‌که گذشت مهر در نکاح دائم شرط صحّت آن نمیباشد، لذا زوجین ضمن عقد نکاح میتوانند اختیار تعیین آن را به یکی از طرفین یا شخص ثالث واگذارند. (امامی ، ۱۳۷۷ ،ج۴ ،۴۸۹) ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی نیز به این مسئله اشاره کرده است.
بنابراین، مطالب این گفتار به دو قسمت تقسیم میشود، ابتدا چگونگی مهر در انحلال نکاح مفوّضه البضع و سپس مهر در انحلال نکاح مفوّضه المهر بحث خواهد شد.
۱- مهر در انحلال نکاح مفوّضه البضع
علل انحلال نکاح شامل طلاق، فسخ و فوت میشود که در این قسمت به تأثیر هر یک به طور جداگانه در فرض عدم تعیین مهر (نکاح مفوّضه البضع) میپردازیم.
الف: تاثیر طلاق در فرض عدم تعیین مهر
از آن‌جایی که تأثیر طلاق بر مهر، قبل از زناشویی و بعد از زناشویی متفاوت است لذا آن‌ها را به‌طور جداگانه بیان میکنیم.
یک: تأثیر طلاق قبل از زناشویی
در صورت وقوع طلاق پیش از نزدیکی و تعیین مهر، زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود. (شهید ثانی، ۱۴۱۳ه.ق، ج۸، ۲۰۳) ماده‌ی ۱۰۹۳قانون مدنی در این خصوص میگوید: «هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر پیش از نزدیکی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.»
برای تعیین مهر المتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود. بنابراین در مهرالمتعه، برخلاف مهرالمثل، وضع و حال زن ملاک عمل نیست بلکه وضع مالی شوهر در نظر گرفته میشود. اگر شوهر ثروتمند باشد ده دینار و اگر متوسط باشد،پنج دینار و اگر فقیر باشد می تواند یک دینار بدهد.۳۵ (شهید ثانی، ۱۴۱۳ه.ق، ج۸، ۲۰۷) ماده ۱۰۹۴ قانون مدنی هم به تبع فقه به این مسئله پرداخته است.
پرداخت مهرالمتعه از ناحیه‌ی زوج به نظر فقهای امامیّه الزامی است ولی به نظر علمای عامّه امری مستحب است. (نجفی، ۱۳۹۲ هـ.ق ، ج ۳۱، ۵۱) مستند فقهای امامیّه بر این فتوی کتاب و سنت متواتره میباشد و از کتاب خدا به آیه‌ی ۲۳۶ سوره بقره تمسک شده است.( محقق داماد،۱۳۷۲ ،۲۶۴)
دو: تأثیرطلاق بعد از زناشویی
در صورتی که قبل از تعیین مهر از طرف زوجین نزدیکی بین آن‌ها واقع شود، زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود زیرا در عقد مزبور، زن در اثر نزدیکی مستحق مهرالمثل میگردد.۳۶قسمت سوم ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی به این موضوع تصریح کرده است.
ب: تاثیر فسخ نکاح در فرض عدم تعیین مهر
چگونگی مهریه در فسخ نکاح قبل از نزدیکی با چگونگی آن در فسخ نکاح بعد از نزدیکی متفاوت است بنابراین آن‌ها را بطور جداگانه بررسی مینماییم.
یک: فسخ نکاح قبل از زناشویی
در صورتی که نکاح مفوّضه البضع پیش از نزدیکی و تعیین مهر به جهتی از جهات در اثر فسخ منحل شود، زوجه حقی بر زوج ندارد، زیرا نکاح بدون مهر تحقق یافته و نزدیکی که موجب استحقاق زن نسبت به مهرالمثل گردد، واقع نشده است. وحدت ملاک ماده‌ی ۱۱۰۱ ق.م. می- گوید: «هر گاه عقد نکا ح پیش از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.» چنان‌که از اطلاق ماده استنباط می شود فرقی نمینماید که فسخ از طرف شوهر شده باشد یا از طرف زن. (امامی ،۱۳۷۷ ،ج۴ ، ۴۸۸)
دو: فسخ نکاح بعد از زناشویی
درصورتی که در نکاح مفوّضه البضع قبل از تعیین مهر و پس از نزدیکی نکاح به جهتی از جهات فسخ گردد، زن مستحق مهرالمثل میگردد، زیرا در اثر نزدیکی زن مستحق مهرالمثل شده است وفسخ نکاح تغییری در آن نمیدهد. مفهوم ماده‌ی ۱۱۰۱ ق .م. این امر را تأیید مینماید. ماده ۱۱۰۱ می‌گوید: «هرگاه عقد نکاح پیش از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.»
ج: تاثیر فوت در فرض عدم تعیین مهر
تاثیر فوت بر مهر، قبل و بعد از زناشویی متفاوت است و به طور جداگانه به آن میپردازیم.
یک: قبل از زناشویی
در صورتی که در نکاح مفوّضه البضع یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و نزدیکی

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگاننکاح منقطع، نفقه، زوجه، طلاق

admin2

No category

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment