دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عوامل بیرونی، تصویر سازی، شعر معاصر

دانلود پایان نامه

(همان : 91 )
در غزل« فصل تقسیم» میگوید:
چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها / دست ها تشنه ی تقسیم فراوانی ها
با گل زخم سر راه تو آذین بستیم / داغ های دل ما ، جای چراغانی ها
حالیا دست کریم تو برای دل ما / سر پناهی است در این بی سر و سامانی ها
وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی / ای سر انگشت تو آغاز گل افشانی ها
فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید/ فصل تقسیم غزل ها و غزل خوانی ها ( همان :156-155)

4 – 3 – 4 – بیان دردهای نگفتنی از راه تأویل نمادین عناصر طبیعی
اشتغال شاعر به درون و پدیدار شدن حس درد آگاهی ، شعر او را دراین دوره نمادین و تأویل پذیر کرده است. شاعر با بهره گرفتن از عناصر طبیعی تصاویر زیبا و گاه گنگ و راز آمیز ارائه داده است که در زیرساخت آن، می توان دغدغه های درونی شاعر را جستجو کرد. در شعر گذشته یا سنتی بسیاری از نمادها به صورت مشترک به کار رفته است. اما در شعر معاصر شاعران با سمبل های تازه به فضای شعر ، چهرهای نو می بخشند. به طوری که هر کدام از پدیدههای طبیعت به سمبلی تبدیل میشوندکه هم نشان دهندهی احوال درونی شاعر هستند و هم رخدادهای اجتماعی . می توان از طریق توصیف بیرون به احوال درونی و نگاه خاص شاعر پی برد. شاعر نمادهایی را به خدمت می گیرد که در ساخت تصاویر شعری او ، نقش موثری را ایفا می کنند. این تصاویر نمادین، اگر چه به عنوان یک عنصر تصویر ساز در استعارات شاعر مطرح می شود ولی بار معنایی موجود در این عناصر مفرد و تفسیر آن در ذهن مخاطب کار تصویر سازی را به صورت کلان انجام می دهد. ( (ذوالفقاری ، 1387 : 7 )
شاعر برای نزدیک کردن زبان شعرش، به طبیعت گفتار و شبیه کردن احساسات خود به باورهای عمومی مردم پارهای نمادهای فرهنگی و آشنای مردمی را جایگزین نمادهای رایج می کند و از این شیوه به عنوان یک شگرد و تجربهی ارزشمند هنری، سود می جوید. این شیوه به دلیل همراه شدن با آگاهی واندیشهیشاعر به نوعی صمیمیت در رکن طبیعی کلام و زیبایی در قلمرو زبان و احساس منجر می گردد. شاعر در برخورد با عوامل بیرونی فرهنگی و طبیعی بیشتر به حالات درونی خود توجه می کند و به جای آن که خود را در فضای آن باورها قرار داده و وصفشان نماید ، آنها را وارد ذهن و روح خویش می کند ( علی پور: 1378: 36 ) و اینچنین است که شعر او تاویل پذیر می شود .
یکی از موتیف های شعر امین پور، ظهور منجی است که جامعه آرمانی را محقق خواهد کرد این مضمون را می توان در شعر روز ناگزیر که برای آزادی سروده شده به مفهوم انتظار هم تأویل نمود .
این روزها که می گذرد، هر روز/ احساس می کنم کسی در باد فریاد می زند/ احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه الود/ یک آشنای دور صدا می زند/ آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور/ مثل عبور نوروز/ مثل صدای آمدن روز است/ آن روز ناگزیر که می آید / روزی که عابران خمیده/ یک لحظه وقت داشته باشند تا سر بلند باشند/ آفتاب را در آسمان ببینند …. ( امین پور، 1387 : 236-235 )
روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد/ روزی که آرزوی چنین روزی/ محتاج استعاره نباشد/ ای روزهای خوب که در راهید/ ای جاده های گم شده در مه/ ای روزهای سخت ادامه/ ای پشت لحظه ها به در آیید / ای روز آفتابی/ ای مثل چشم های خدا آبی/ ای روز آمدن ای مثل روز آمدنت روشن/ این روزها که می گذرد هر روز/ در انتظار آمدنت هستم/ اما/ با من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم. ( همان : 240 )
در این شعر که نمونههایی از بندهای آن ذکر شد با بهره گیری از عناصر طبیعی چون: جاده های مه آلود، آفتاب، آسمان، ابرها و جنگل، پروانه ها و برگ، طلوع خورشید و دریا و تصرّف خیالی در آن ها به ارائه ی مضمون پرداخته است که با توجه به فضای کلی شعر، شاعر در پی آزادی است امّا می توان در برداشتی تاویلی دیگر نگاه آرمانی شاعر و ظهور منجی را نیز دریافت کرد.
در شعر «خبرهای داغ»
شنیدن خبر مرگ باغ دشوار است
ز باغ لاله خبرهای داغ بسیار است
در این کرانه که باران داغ می بارد
به چشم ما گل بی داغ کمتر از خار است
گناه اول ما ، افتتاح پنجره بود
گناه دیگر ما انهدام دیوار است
خوشا اشاعه ی خورشید در بسیط زمین
صدور نور به هر جا که آسمان تار است
مرا زمان ملاقات آفتاب رسید
مکان وعده ی ما زیر سایه ی دار است (همان : 342 )

پاسخی بگذارید