منابع و ماخذ مقاله و

متفاوت» و «تجربهی متمایز» این فرق وجود دارد که در تجربهی متفاوت یک فرد، تنها بر غیرمعمول بودن تجربه تاکید میشود، حال آنکه واژهی متمایز، ناظر بر وجه هایلایت کنندهی تجربهی یک شخص است. بنابراین محقق تاکید دارد که تجربهی اینان متمایز کننده است؛ درست همانگونه که تولد یک پیرمرد در فیلم «سرگذشت غریب بنجامبن باتن» اثر دیوید فینچر (2008)، او را از دیگر کودکان متمایز میسازد. در واقع همانگونه که تماشاگران و کاراکترهای فرعی این فیلم از دیدن کودکی با این ظاهر متعجب میشوند، اطرافیان تبدیلخواه نیز تعجب میکنند وقتی این حد از تمایز را، با کودک مورد انتظار ادراک میکنند.
کد 114: بازنمایی جنسیت متفاوت با جنس در بروز جنبههای بیرونی زنانگی: لباس و لوازم آرایشی
مشارکتکننده ی شمارهی 5:
«گاهی لباسهای مادرم رو تنم میکردم. کفش پاشنهدار خیلی دوست داشتم».
مشارکتکننده ی شمارهی 1:
«من از بچهگی این حس رو داشتم حتی مدرسه نمیرفتم، کاملا یادمه که بچه بودم و خواهر داشتم لباسهای خواهرم که کهنه میشد را میپوشیدم. در آن زمان والدینم نمیدانستند که همچین چیزی وجود دارد میگفتند بچهست دیگه دوست داره لباسهای دخترونه بپوشه. یا مثلا کفشهای پاشنه بلند مادرم را که تو عروسیش پوشیده بود پام میکردم و مثلا خیلی علاقه داشتم وقتی بابام میگفت برو آب بیار من با همون کفشها تقتق برم واسش آب بیارم».
مشارکتکننده ی شمارهی 3:
«به مدرسه که رفتم مدرسه ما دخترها و پسرها با هم در یک کلاس درس میخواندیم. من اصلا دوست نداشتم کنار پسرها بنشینم و درونم احساس میکردم که نباید در ردیف پسرها باشم. از بودن در کنار پسرها خجالت میکشیدم. وقتی میدیدم دخترها مقنعه سرشان کردند من هم دوست داشتم مقنعه سرم کنم. این حس از همان دوران ابتدایی با من بود».
کد 124:  بازنمایی جنسیت متفاوت با جنس در بروز جنبههای بیرونی مردانگی: لباس و عدم استفاده از لوازم آرایشی
مشارکتکنندهی شمارهی 8:
« همهی لباسهام پسرونه بود. اصلا از لباسهای دخترونه چندشم میشد».
مشارکتکنندهی شمارهی 9:
«تو بچهگی تیپم همیشه پسرونه بود، بلوز آستین کوتاه و شلوارک. همیشه تیپم اسپرت بود. البته مهمونیها که میرفتیم مامان پیرهن تنم میکرد ولی اگه قرار بود به انتخاب خودم باشه یه بلوز شلوارک داشتم که عکس بانی خرگوشه روش بود. چون نه دخترونه بود و نه پسرونه. البته اون موقع عقلم نمیرسید که نه دخترونهس و نه پسرونه. اون موقع میدیدم که ازون لباسه بیشتر از همه خوشم میاد. میرفتم بیرون با اون لباسه دیگه اطرافیان به چشم یه دختر نگاهم نمیکردن یا حتی یه پسر. به چشم یه بچه نگاهم میکردن که داره بازی میکنه. اینجوری برام بهتر بود تا بخوان بهم لقب یه دخترو بدن».
مشارکتکنندهی شمارهی 7:
«من از همون بچهگی کلا همه چیزم فرق میکرد با بقیه دخترها. اولین دست لباسی که به سلیقهی خودم خریدم یه جلیقه شلوار کاملا پسرونهس، عکسش هم دارم،‌ با یک جفت کفش کت که البته یکی دو سایز از پام بزرگتر بود ولی چون پسرونه بود خوشم اومد. چقدرم باباماینا دعوام کردند که نخر ولی من کار خودم رو کردم».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (114 و 124)
اگر تم قبلی بر ابعاد متمایز کننده تاکید دارد، این تم دقیقا بر تفاوتها انگشت میگذارد: تفاوتهای ظاهری مانند پوشیدن لباسهای دخترانه/ زنانه و علاقه به لوازم آرایش در پسران دخترسرشت و بیعلاقگی دختران پسرسرشت به انجام آرایش و علاقه به پوشیدن لباسهایی که معمولا بر تن پسربچهها دیده میشود، در دختران پسرسرشت. به همان میزان که گروه اول به پوشیدن دامن علاقه دارند، گروه دوم از آن اعلام انزجار میکنند.
«بازنمایی، تولید معنا از طریق چارچوب های مفهومی و گفتمانی است. به این معنی که معنا از طریق نشانه ها، به ویژه زبان تولید می شود. زبان، سازندهی معنا برای اشیای مادی و رویههای اجتماعی است و صرفا واسطهای خنثی و بی طرف برای صورتبندی معنا و معرفت دربارهی جهان نیست. فرایند تولید معنا از طریق زبان را رویههای دلالت می نامند، لذا آنچه واقعیت نامیده میشود، خارج از فرآیند بازنمایی نیست»(مهدیزاده، 1387: 15).
کتاب “فرهنگ نظریه های فمینیستی”بازنمایی را اینگونه تعریف میکند: «اصطلاح بازنمایی یا دلالت، متضمن فرایندهای تولید معانی است. بنابر استدلال فمنیست ها بازنمایی بطور مداوم تصورات از هویت جنسی را ایجاد، تائید یا دگرگون میکند»(هام و کمبل، 371:1382). علت استفاده از واژهی «بازنمایی» در این تم، معنایابی جنسیت، بر اساس اِلمانهای بیرونی در درون تبدیلخواه جنسی است.
کد 115: فضا به مثابهی بستر کنش معطوف به دوگانگی جنس و جنسیت: محیطهای زنانه
مشارکتکننده ی شمارهی 4:
«در جمع دخترها خیلی راحتتر بودم تا پسرها. وقتی در جمع پسرها بودم همش تو حال خودم بودم. ازشون دوری میکردم. کلا از پسرها میترسیدم. ولی در جمع دخترها خیلی راحت بودم. فکر میکردم با اونها هماحساس هستم و اونها منرو درک میکنند. تا قبل از اینکه برم مدرسه بهترین دوستام دخترهای همسایه و خواهرهام بودند چون خیلی از نظر سنی بهم نزدیک بودیم. همیشه با هم بازی میکردیم».
مشارکتکننده ی شمارهی 5:

«حتی موقعی که خواهرم نبود و من تنها بودم ترجیح میدادم که با مادرم باشم. تو خونه دنبالش راه میافتادم. گاهی تو کارای خونه بهش کمک میکردم. کلا اینجوری لذت میبردم».
مشارکتکننده ی شمارهی 3:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«من از سن 5 یا 6 سالگی متوجه مشکل خودم شده بودم. در محیط خانه نسبت به برادرم بسیار منزوی بودم. بیشتر ترجیح میدادم کنار خواهرم باشم از بازیهای پسرانه خوشم نمیاد».
کد 125: فضا به مثابهی بستر کنش معطوف به دوگانگی جنس و جنسیت: محیطهای مردانه
مشارکتکنندهی شمارهی 10:
«دورهی ما در مهدکودک، چون شهر کوچیکی هم بود دیگه کل بچهها تعدادشون به 20 یا 30 نفر بیشتر نمیرسید، همه رو با هم آموزش میدادند. من همیشه تو ردیف پسرها بودم. هر کاری که به پسرها میگفتند انجام بدن من هم اونارو انجام میدادم. مربیها هم کاری نداشتند. اصلا جدی نمیگرفتند. چه میدونستند که تیاس چیه. اختلال چیه».
مشارکتکنندهی شمارهی 8:
«من از همون بچهگی همینجوری بودم. همیشه فکر میکردم که پسرم. اول کوچیکتر بودم که کلا قاطی دخترها نمیشدم. همش با پسرها بودم».
مشارکتکنندهی شمارهی 7:
«خونهی مادربزرگم که بودیم توی کوچه تا ده شب فوتبال بازی میکردیم بعدش هم که میاومدیم خونه ادامهی فوتبال تو حیاط بود. همهی دوستام تو کوچه پسر بودن. تو فامیل هم همش با پسرها بودم. مثلا هر سال که میرفتیم شیراز من اصلا قاطی دخترها نمیشدم. همش با پسرهای فامیل جمع میشدیم فوتبال و دختربازی و اینور و اونور».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت ( 115 و 125)
در تجربهی هر دو گروه، علاقه به حضور در محیطهای زنانه و بودن در جمع زنان و دختران (در پسران دخترسرشت) و علاقه به حضور در محیطهای مردانه و بودن در جمع مردان و پسرها (در دختران پسرسرشت)، دیده میشود. نمیتوان قائل به سیطرهی جنسیت در این تم بود زیرا هر دو گروه به صورت یکسان، و با تجربهای نسبتا مشابه بر این مسئله تاکید دارند.
اما نکتهی حائز اهمیت در خصوص این تم، بستری است که «فضا» برای کنش ایجاد میکند. به بیان دیگر- آن چنان که در نظریهی میدان بوردیو اشاره شد- به معنای دقیق کلمه خود فضاست که چارچوب کنشهای معطوف به جنسیت را بر فرد حمل میکند. از آنجا که در بسیاری از خانوادههای ایرانی، در مهمانیها و دورِهمیهای خانوادگی و دوستانه، زنان به یکسو و مردان در سوی دیگری دور هم جمع میشوند، روابط و مناسبات متفاوتی در بستر فضا شکل میگیرد که در آن جنسیت نقشی محوری دارد. یک تبدیلخواه جنسی در میانهی این دو فضا سرگردان است؛ نه به یک محیط تعلق دارد و نه در محیط دیگر از او استقبال میشود زیرا عادتا در چنین فضاهای جنسیتی شدهای، از افراد انتظار میرود در محیط مرتبط با جنسیت خود حضور یابند. اما اینان که تعارضی میان جنسیت موردانتظار و جنسیت درونی خود احساس میکنند، نوعی سرگردانی و یا حسرت و یا علاقه به محیط دیگر را تجربه میکنند. این مساله در پژوهش امیرحسینی (1393) نیز مورد تاکید است که خاصه در سنین پس از بلوغ، این ممنوعیتهای هنجارگونه، نوعی انزوای ناخواسته را بر تبدیلخواهان تحمیل مینماید به گونهای که، از اساس ترجیح میدهند در چنین جمعهایی حضور نیابند زیرا در آن احساس راحتی نمیکنند (مشارکتکنندگان شمارهی 3، 4، 5، 6، 7، 8 و 10).
کد 126: تجربهی احساسات جنسی- عاطفی نسبت به جنس مونث در کودکی
مشارکتکننده ی شمارهی 7:
«از اول به دختر حس داشتم. مثلا مهدکودک که میرفتم عشقم مربی مهدکودکم بود خانم پرستو، که خیلی خوب بود ».
مشارکتکننده ی شمارهی 12:
«من از وقتی یادم میاد و خودم رو شناختم هیچوقت خودمرو یه دختر نمیدونستم. تا یه سنی که آدم حالیش نیست و در واقع تو باغ نیست. واسه خودم هم خیلی عجیبه تو همون سنین 5 یا 6 سالگی بود که من تمام تمایلاتم به سمت خانمها بوده. البته حس جنسی که نداشتم تو اون سن، ولی دوست داشتم که بغل کنم».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (126)
در تجربهی دو تن از مشارکتکنندگان FtM وجود احساسات جنسی- عاطفی نسبت به افراد مونث دیده شده است. نکتهی حائز اهمیت نخست این است که این تم فرعی معادلی در تجربیات تبدیلخواهان MtF ندارد0 شاید این مساله به آن دلیل باشد که تبدیلخواهان MtF عموما از کودکان و بزرگسالان مذکر فاصله میگیرند زیرا در بودن با آنها احساس امنیت نمیکنند، از آنان میترسند، و یا با آنها احساس راحتی نمیکنند. اما علت اینکه دختران پسرسرشت چنین حسی دارند، بر محقق پوشیده است.
کد 127: تصور «پسر-شدن» در بزرگسالی: «پسربچهی اخته»
مشارکتکننده ی شمارهی 10:
« من خودم فکر میکردم که اگه بزرگ شم پسر میشم».
مشارکتکننده ی شمارهی 9:

«یه بارم چهارسالم بود. با مامان داشتم از جلو یه مدرسه پسرونه رد میشدم که یهو دویدم رفتم تو مدرسه…ناظم مدرسه تو راهرو جلومرو گرفت. کجا میری؟ گفتم میخوام برم سرکلاس. گفت دختری یا پسر؟ من جواب ندادم. بعد گفت اسمت چیه؟ گفتم پانتهآ. گفت برو اینجا مدرسهی پسرونهس، هر وقت بزرگ شدی میتونی بری مدرسهی دخترونه… اونروز که ناظم بهم گفت برو هر وقت بزرگ شدی بیا. با خودم گفتم آخجون بزرگ شم حتمن پسر میشم ولی متاسفانه هر چی بزرگتر میشدم دخترتر میشدم».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (127)
بخش اول این عبارت معنایی دقیقا منطبق بر عباراتی است که خود مشارکتکنندگان به آن اشاره دارند. اما عبارت «پسربچهی اخته» که برگرفته از سیمون دوبوار است، به معنای این است که دختر بچههای پسرسرشت تصور میکنند وقتی بزرگ شوند، پسر خواهند شد. دوبوار در توضیح این پدیده بحث مفصلی در خصوص نظریهی کارن هورنای دارد که به شیوهای پسافرویدی (روانپویایی) به بررسی مساله «اضطراب اختگی» در پسران و عقدهی «فقدان آلت رجولت» در دختران (هورنای: 1387) پرداخته است. ذکر این نکته ضروری است که یافتههای هورنای و تحلیلهای دوبوار، در خصوص تبدیلخواهان جنسی نبوده اما میتوان برخی از این مفاهیم را در تجربهی اینان مشاهده کرد. تاکید محقق بر این است که در تجربهی اینان نوعی حسرت نسبت به آلت نرینه دیده میشود (که در تمهای بعدی به آن پرداخته خواهد شد) اما در این تم از آنجا که تاکید بر دوران کودکی است، به ذکر همین حد اکتفا میشود که تصور این دخترکان پسرسرشت در کودکی از خود، هم پیوند با مفهوم پسر بودن اخته است که نمود مییابد.
کد 118: تجربهی کودکی متمایز: رفتارهای غیرمتعارف دلنشین
مشارکتکننده ی شمارهی 5:
«پدر و مادرم خیلی هم راضی بودند چون من خیلی بچهی آرومی بودم و هیچکدام از شیطنتهای پسرونهرو نداشتم».
کد 128: تجربهی کودکی متمایز: رفتارهای غیرمتعارف دلنشین
مشارکتکننده ی شمارهی 12:
«خانوادت واکنشی نشون نمیدادند در برابر این کارای پسرونهت؟
نه، البته نه اینکه من رو تشویقم کنند ولی بدشون هم نمیومد چون ما برادر نداشتیم و یه تنوعی بود واسشون».
بررسی و تحلیل تم و مقایسهی دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (118 و 128)
در تجربهی این دو گروه از تبدیلخواهان مشارکتکنندگاهی بودند که «تمایز»ها و «تفاوت»های آنان، چندان با واکنش منفی خانواده و اطرافیان در کودکی مواجه نبوده بلکه در برخی وجوه با استقبال خانواده نیز مواجه بوده است. فارغ از اینکه بعدها در بزرگسالی چه واکنشی از سوی خانواده و اطرافیان نسبت به این مساله ابراز شده (واکنش منفی شدید در مشارکتکنندهی MtF شمارهی 5 و عدم واکنش در تجربهی تبدیلخواه FtM شمارهی12). این مساله در کودکی اینان چندان چالشبرانگیز نبوده و جدی گرفته تصور نمیشده. این جدی تلقی نشدن در تجربهی سایر تبدیلخواهان نیز دیده میشود (مشارکتکنندگان شمارهی 2، 4، 5، 11،‌10،‌7، 8) زیرا تصور عمومی بر این است که «بزرگ شدن» درست میشود و این رفتارها چندان عمیق نیست.
4-3 تم اصلی دوم: تجربهی آزار جنسی و تجاوز
در این تم به بررسی ابعاد «ابژهبودگی جنسی» در تجربهی تبدیلخواهان پرداخته شده است. در همهی جوامع زنها و همینطور کودکان در معرض تجاوز افراد سوءاستفادهگر قرار دارند. اما تبدیلخواهان جنسی MtF، که در این تم روی سخن ما هستند نیز با وجود فیزیک و اندام مردانه (قبل از عمل تغییر جنسیت) نیز از این قائده مستثنی نیستند. و تجاوز را در تجربهی این گروه از تبدیلخواهان به وضوح میتوان مشاهده کرد. اینکه اینان چرا در معرض تجاوز هستند را شاید بتوان به مفعول بودنشان نسبت داد. اما سوالی که همواره در طول مرور این تم ذهن پژوهشگر را به خود مشغول کرده و در واقع یکی از جهتهای اصلی این پایاننامه میباشد، این حقیقت بود که چرا با وجود قدرت مردانهای که در این افراد وجو دارد و مسلما در بسیاری از موارد قدرت مقاومت کردن در مقابل تجاوزگران را دارند، آنقدر بیدفاع عمل کرده و خود را به دست تجاوزگران میسپارند؟!
جدول شمارهی 4-2 تم اصلی دوم: تجربهی آزار جنسی و تجاوز
تمهای فرعی FtM
تمهای فرعی MtF
221
واکنش شدید نسبت به هرگونه تلاش مردان برای تماس جنسی
211
تجاوز (Rape)
222
قرارگیری در معرض آزار جنسی به واسطهی جسم زنانه(پیش از تغییر جنسیت)
212
آزار جنسی (Abuse)


213
تجاوز گروهی (Gang Rape)
224
تجربهی قرارگیری در معرض نگاه جنسی در عین احساس فاعلیت در رابطهی جنسی با زنان: وضعیت متعارض نقش جنسی تجربه شده
214
تجربهی قرارگیری در معرض نگاه جنسی
کد 211: تجاوز (Rape)
مشارکتکننده ی شمارهی 4:
«بارها مورد تعرض قرار گرفتم. به زور خفتم میکنند. به من خیلی تجاوز شده. خیلی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتم».
کد 221: واکنش شدید نسبت به هرگونه تلاش مردان برای تماس

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *