پایان نامه درمورد حقوق صاحبان سهام

منعکس می نمایند و منفعت معمول نقدینه ای را جستجو می کنند (رهنمای رودپشتی،1389،ص15) . در معنای وسیع ، دارایی هر مایملکی است که ارزش مبادله ای دارد . دارایی ها را به دونوع تقسیم می نمایند که عبارتند از (Modigliani et al,1997,p18) :
دارایی های مشهود- دارایی هایی که ارزش آن ها به برخی از خصوصیات مادی آن بستگی دارد مانند ساختمان .
دارایی های نامشهود- این نوع از دارایی ها بر خلاف دارایی های مشهود، نماینده حق قانونی نسبت به منفعتی در آینده است و ارزش این دارایی رابطه ای با شکل ثبت آن حق یا ادعا ندارد . دارایی های مالی در شمار دارایی های نامشهود قرار دارند .
اوراق بهادار به عنوان دارایی های مالی شناخته می شوند . در واقع ورقه بهادار فقط قطعه ای کاغذ است که حقوق سرمایه گذاران را نسبت به چشم انداز آتی و مالکیت نشان می دهد . این برگه می تواند از شخصی به شخص دیگر منتقل شود و به همراه آن کلیه حقوق و شرایط نیز منتقل خواهد گردید (sharpe,1995,p25) . در واقع اوراق بهادار نوعی از دارایی های مالی هستند که در بازارهای مالی قابل خرید و فروش بوده و بر اساس آن ها ارزش شرکت ها محاسبه می گردد و دو نوع متداول آن شامل اوراق قرضه و سهام می باشد .
2-1-4-1) اوراق قرضه
وقتی یک شرکت سهامی قصد دارد از مردم وام بلندمدت بگیرد ، معمولا با انتشار اسناد بدهی که عموما اوراق قرضه نامیده می شوند ، این کار را انجام می دهد . یک ورقه قرضه ، معمولا یک وام تفکیکی است . به این معنی که وام گیرنده در هر دوره بهره وام را می پردازد اما تا پایان مدت سررسید وام هیچ قسمتی از اصل را پرداخت نخواهد کرد (Ross,2002.p 112) . اوراق قرضه در واقع قراردادهایی برای استقراض پول می باشند که طبق این قرارداد ، قرض گیرنده که همان صادر کننده اوراق است ، متعهد می شود که اصل قرضه را در تاریخی معین، بازپرداخت نموده و در فواصل زمانی معین و به تناوب ، مبالغی را تحت عنوان بهره به دارنده ورقه قرضه پرداخت نماید . این اوراق میزانی ریسک نیز به همراه دارند . یکی از انواع اوراق قرضه ، اوراق قرضه شرکتی می باشد . این اوراق بیانگر بدهی بلندمدت شرکت ها بوده و با ارزش اسمی نسبتا کم و به صورت درصدی از ارزش اسمی قیمت گذاری می گردند . اغلب شرکت های بزرگ برای تأمین مالی عملیات خود ، این نوع از اوراق قرضه را منتشر می نمایند . این اوراق اغلب تضمین شده هستند و همچنین به دلیل امکان ناتوانی شرکت ها در بازپرداخت بدهی ها و ریسک بیشتر آن ها ، نرخ بازده این اوراق معمولا بیشتر از انواع دیگر اوراق قرضه مانند قرضه دولتی ، سازمانی و شهرداری ها است (راعی و دیگران،1383،ص 17) .
سهام
یک سهم از سهام شرکت در واقع ادعایی است که سهامداران آن شرکت دارند . بر اساس این ادعا سهامداران حق دارند که در دوره های زمانی مشخص ، همه جریانات نقد باقیمانده را دریافت نمایند . دو نوع اصلی از سهام ، سهام ممتاز و سهام عادی می باشد .
الف) سهام ممتاز- از نظر فنی ، سهام ممتاز از انواع سهام به شمار می رود ولی بیشتر با نام اوراق بهادار دورگه شناخته می شوند ؛ زیرا هم زمان ، دارای مزایای سهام و اوراق قرضه است . دارندگان سهام ممتاز در مواقع پرداخت سود و نیز هنگام ورشکستگی نسبت به سهام عادی دارای اولویت بوده و حقوق خود را پس از دارندگان اوراق قرضه دریافت می نمایند . سود سهام ممتاز معمولا به صورت درصدی از ارزش اسمی آن یا مبلغی معین است و بازده و ریسک آن ها از اوراق قرضه شرکت ها بیشتر است (راعی و دیگران،1383،ص 18). سهامداران ممتاز فقط یک سود تقسیمی اعلان شده دریافت می کنند . گاهی این سهام قابلیت تبدیل به سهام عادی را دارد . غالبا قابل بازخرید است . سهامداران ممتاز حق دارند سهام خود را با قیمت معینی به شرکت منتشرکننده بفروشند . شرکت ها می توانند با انتشار سهام ممتاز به جای بدهی ، ریسک ورشکستگی خود را کاهش دهند . سود پرداخت نشده سهام ممتاز بدهی محسوب نمی شود و سهامداران ممتاز نمی توانند به دلیل عدم دریافت سود خود ، شرکت را تحت تعقیب قانونی قرار دهند و اموال آن را توقیف نمایند . از آن جا که سهامداران ممتاز عموما حق رای ندارند ، انتشار سهام ممتاز به معنی تامین مالی با سرمایه سهامداران است بدون این که کنترل سهامداران عادی بر شرکت کاهش یابد (Ross,2002,p 180) .
سهام عادی- این سهام بیانگر علایق مالک آن در شرکت است و دارنده سهام عادی به نسبت تعداد سهامی که از کل سهام شرکت در اختیار دارد ، مالک شرکت محسوب می گردد . مهم ترین مزایای سهام عادی ، رشد قیمت آن و افزایش سود بالقوه سهام در آینده است . قیمت سهام عادی نوسان شدیدی داشته و معمولا این نوع سهام بیشتر از دیگر اوراق بهادار در بازارهای بورس ، معامله می گردد و از علل استقبال سرمایه گذاران از خرید سهام عادی ، بازده بالای آن است . اگرچه سهام عادی افت و خیزهای زیادی دارد اما بازدهی آن در بلندمدت ، خطر یا ریسک احتمالی را جبران می نماید (راعی و دیگران،1383،ص 19) . ارزش یک سهام عادی ، مستقیما با حقوق عمومی سهامداران مانند حق مشارکت متناسب با درصد مالکیت در سود های تقسیمی پرداختی ، حق رای در مورد مسائل مهم مربوط به سهامداران و حق تقدم خرید سهام
ارتباط دارد (Ross,2002,p 177) .
مفهوم ارزش
ارزش، زایش و خلق ثروت است و تفکر ثروت آفرینی مستمر و مداوم را معرفی می نماید که مؤلفه ابر کوتاه مدت است و در زنجیره ارزش معنی و مفهوم عملیاتی می یابد(رهنمای رودپشتی،1389،ص17) . به طور کلی ، ارزش عبارت است از بار معنایی خاصی که انسان به برخی اعمال ، حالت ها و پدیده ها نسبت می دهد و از جمله متغیرهایی است که بار معنایی گسترده ای دارد . گستردگی بار معنایی ارزش با گستردگی رشته ها و تخصص ها ارتباط دارد نظیر ارزش اجتماعی ، ارزش مالی ، ارزش اقتصادی و غیره (رهنمای رودپشتی،1384،ص164).
ارزش یک قلم دارایی ، اعم از اینکه واقعی یا مالی باشد بستگی به این دارد که تا چه اندازه خواسته ها و نیازهای اشخاص را ارضا کند (Neveu,1986,p 215) . عامل کلیدی برای موفقیت در سرمایه گذاری و مدیریت دارایی ها ، درک ارزش و منابع تأثیرگذار بر ارزش آن دارایی است . تمامی دارایی ها را می توان ارزش یابی نمود اما ارزش یابی برخی از دارایی ها ساده تر و برخی پیچیده تر است . آن چه اهمیت دارد ، درجه شباهت در اصول و روش های اندازه گیری است نه تفاوت آن ها (مهرانی و دیگران،1389،ص11).
اسکار وایلد می گوید : قیمت همه چیز را می دانیم اما ارزش آن را نمی دانیم . فرض زیر بنایی در سرمایه گذاری این است که در سرمایه گذاری نباید مبلغی بیش از ارزش دارایی پرداخت نمود . ارزش از دیدگاه افراد متفاوت است . قیمت نیز تابعی از آرزوها و امیال سرمایه گذاران است اما همواره سرمایه گذاران تابع احساسات و هیجانات خود نیستند . دارایی مالی با هدف دریافت جریانات نقدی آتی (مورد انتظار) خریداری می گردد ، بنابراین قیمت ها تابعی از جریانات نقدی آتی هستند . از این رو ارزش نیز تابعی از جریانات نقدی آتی (مورد انتظار) دارایی است ( مهرانی و دیگران،1389،ص 13).
ارزشیابی نقش مهمی در حوزه های مختلفی ایفا می کند و در هر حوزه کاری نقش آن متفاوت است . حال نقش ارزشیابی در حوزه امور مالی ارائه می گردد . هدف مدیریت مالی حداکثر نمودن ارزش شرکت ها است . ارتباط بین تصمیمات مالی ، استراتژی های مالی و ارزش شرکت ها بسیار دارای اهمیت است . در سال های اخیر مدل هایی همانند ارزش افزوده اقتصادی برای اندازه گیری خلق ارزش در شرکت ها مطرح گردیده اند . آن چه که در این مدل ها وجود دارد منابع خلق ارزش است مانند این که آیا تصمیمات استراتژیک شرکت منجر به خلق یا از بین رفتن ارزش می گردند و یا این که آیا تأمین مالی یا تقسیم سود برای شرکت ها ارزش آفرین خواهد بود . فرآیند ارزشیابی در این گونه تصمیمات سودمند بوده و منجر به درک ارزش شرکت ها خواهد گشت (مهرانی و دیگران،1389،ص22) .
در اقتصاد، ارزش یک ماشین بستگی به عملکرد کلی آن دارد نه ارزش یکایک قطعات آن . در یک شرکت ، ارزش آن واحد عبارت است از مجموعهی دارایی های آن منهای بدهی ها ؛ اما چون در یک فضای وسیع تر ، نیروی انسانی شامل مدیریت و نیروی کار جزء اجزای اصلی شرکت می باشند و نیروی انسانی مهم ترین عنصر موفقیت یک مؤسسه است ، لذا ارزش کل شرکت معمولا بیشتر از دارایی ها منهای بدهی ها است (دوانی،1375،ص197) . ارزش هر شرکت تحت تأثیر دو عامل کلیدی ریسک و بازده قرار دارد . ریسک بالاتر همراه با ارزش پایین‌تر و بازده بالاتر به منزله ارزش بالاتر است . برای بالا بردن ارزش شرکت باید بهترین ترکیب تصمیمات سرمایه گذاری ، تأمین مالی و تقسیم سود را اتخاذ کرد (افشاری،1379،ص873) .
اولین محل برای جستجوی ارزش ، دارایی های موجود شرکت ها است . این دارایی ها نمایانگر سرمایه گذاری هایی هستند که در حال حاضر دارا بوده و درآمد عملیاتی جاری را برای شرکت ایجاد می کنند . تا اندازه ای که حتی اگر سود این سرمایه گذاری ها کمتر از نرخ هزینه سرمایه شرکت ها باشد ، باز هم پتانسیل هایی جهت ایجاد ارزش وجود خواهد داشت (Damodaran,2004,p 470) .
مقصود از تعیین ارزش شرکت، تعیین ارزش دارایی های مالی (اوراق قرضه،سهام عادی ،سهام ممتاز)آن است . تعیین ارزش انواع دارایی های مالی در تصمیم گیری سرمایه گذار نقش قابل توجهی دارد ؛ زیرا سرمایه گذار قبل از خرید انواع اوراق بهادار ، علاقه مند است از ارزش آن آگاهی یابد . ارزش اوراق بهادار به وسیله حقوق صاحبان سهام و سود بالقوه ، تبیین می گردد . علاوه بر آن ، محیط اقتصادی و عملکرد شرکت در صنعت بر ارزش اوراق بهادار و نرخ بازدهی آن مؤثر است . با تبیین ارزش شرکت در فرآیند ارزشیابی اوراق بهادار ، شواهدی کسب می گردد که بر پایه آن بتوان عملکرد شرکت را اندازه گیری نمود و در خصوص بازدهی آتی اوراق بهادار و تداوم فعالیت شرکت ، راه کارهای عملی و اجرایی ارائه نمود . فرض اصلی ارزشیابی دارایی های مالی این است که سرمایه گذار قصد دارد ، ارزش بازار اوراق بهادار را بداند ؛ زیرا اوست که اوراق بهادار شرکت ها را خریدوفروش می نماید(رهنمای رودپشتی،1390،ص119).
ساده ترین نوع دارایی برای ارزشیابی ، دارایی هایی هستند که وجود یک جریان نقدی ثابت و معین را تضمین کنند. این گونه دارایی ها متعهد به پرداخت جریان نقدی به دست آمده هستند . بدون ریسک بوده و نرخ بهره حاصل از آن ها ، نرخ بهره بدون ریسک نامیده می شود . ارزش این دارایی ها با نرخ بدون ریسک به دست آمده و ارزش فعلی جریان نقدی است (Damodaran,2004,p 27) .
ارزش یا مطلوبیت دارایی های یک شرکت در گرو توانایی آن در ایجاد جریانات نقدی در یک دوره معین زمانی است . به منظور تعیین ارزش دارایی های مالی از مفاهیم متعددی استفاده می گردد که هر یک از این مفاهیم کاربرد خاص خود را دارند و به این وابسته است که آیا ارزش تک تک اقلام دارایی های شرکت تعیین گردد یا ارزش کل شرکت . این مفاهیم شامل ارزش اسمی ، ارزش دفتری ، ارزش بازار ، ارزش با فرض تداوم فعالیت ، ارزش با فرض انحلال و ارزش ذاتی می باشد . در ادامه به هر یک از آن ها اشاره می شود .
ارزش اسمی- به موجب ماده 26 اصلاحیه قانون تجارت ، ارزش اسمی عبارت است از ارزشی که روی ورقه سهم یا برگ سهم نوشته شده است که به آن مبلغ اسمی نیز گفته می شود(رهنما رودپشتی،1390،ص 120) .
ارزش دفتری- ارزش دفتری یکی از مفاهیم حسابداری است و با استفاده از این معیار ، ارزش هر یک از اقلام دارایی بر اساس داده های تاریخی تعیین می گردد . ارزش دفتری دارایی ها همان ارقام و مقادیری است که در ترازنامه درج می گردد . برای مثال ، ارزش دفتری دارایی های ثابت را به صورت خالص پس از کسر استهلاک می نویسند . ارزش دفتری سهام عادی برابر است با مجموع کلیه اقلامی که در بخش حقوق صاحبان سهام در ترازنامه درج می گردد و ارزش دفتری یک سهم عادی به صورت زیر محاسبه می گردد :

ارزش بازار- ارزش بازار عبارت است از قیمت فروش یک قلم دارایی البته اگر به فروش برسد . اگر اوراق بهادار یک شرکت در بورس اوراق بهادار معامله گردد ، معمولا قیمت معامله مؤید ارزش بازار آن اوراق تلقی می گردد . تعیین ارزش دارایی های حقیقی مانند یک قطعه زمین یا یک ساختمان قدیمی نسبتا دشوار است (Neveu,1986,p 276) . مبنای ارزش بازار این است که ، اگر سهام مشابهی به قیمت مشخص معامله گردد ، سهام مورد نظر قیمتی نزدیک یا مشابه آن خواهد داشت . اعتبار این مبنا بستگی به تداوم بازاری دارد که قیمت از آن به دست آمده است . در این رابطه بین بازار سطحی و بازاری که عمق دارد ، اختلاف عمده ای می تواند موجود باشد . بازاری که در آن سهام مورد نظر به دفعات زیاد مورد تقاضا قرار بگیرد و معاملات متعددی در آن صورت پذیرد ، بازاری عمیق است در حالی که مشخصه اصلی بازار سطحی ، معاملات پراکنده در آن است (دوانی،1375،ص199) . در تعیین ارزش بازار ، عوامل مداخله گر نظیر عرضه و تقاضا ، قیمت شرکت ، نوع فعالیت ، عملکرد شرکت ، مدیریت ، سهامداران ، وضعیت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و روابط غیر رسمی دخالت دارد( رهنما رودپشتی،1390،ص 120) .
ارزش با فرض تداوم فعالیت- ارزش با فرض تداوم فعالیت یعنی ارزش شرکت به عنوان یک واحد اقتصادی که قرار است فعالیت آن ادامه یابد . کسی که از این دیدگاه به شرکت می نگرد درصدد بر نمی آید تا ارزش شرکت را بر اساس مقادیر مندرج در ترازنامه مشخص نماید ، بلکه توانایی شرکت را از نظر حجم فروش و ایجاد سود مورد توجه قرار می دهد(Neveu,1986,p 276) . این نوع ارزش یک مفهوم بنیادی نیست ، بلکه بر مبنای فرض تداوم فعالیت شرکت استوار است . در اقتصادی با ثبات مالی، اکثریت شرکت ها در حال تداوم فعالیت های خود هستند و در نتیجه اکثر ارزشیابی ها بر مبنای این فرض صورت می گیرد . در مواردی لازم است که شرکت در حال تداوم فعالیت را ، بر مبنای عدم تداوم ارزشیابی نمود . به عنوان مثال ، شرکتی که دارای ساختار سرمایه نامناسب است و در صورت بازپرداخت وام ها و بدهی ها ورشکست خواهد گردید (دوانی،1375،ص202) .
ارزش با فرض انحلال شرکت – ارزش با فرض انحلال شرکت دلالت بر تعیین ارزش بر مبنای فرض برچیده شدن شرکت دارد و عبارت است از وجوه نقدی که شرکت بابت فروش دارایی ها پس از کسر بدهی ها دریافت می نماید . وجوه نقدی که پس از فروش برای شرکت باقی می ماند ، بین سهامداران و مالکان شرکت تقسیم خواهد شد . در صورتی که بدهی های شرکت مساوی یا بیشتر از وجوه نقدی باشد که شرکت دریافت می نماید ، هیچ پولی به سهامداران پرداخت نخواهد شد و ارزش انحلال آن صفر یا منفی می گردد . اگر مسئولان و مالکان یک شرکت در حال فعالیت به هر علتی نتوانند آن را بر اساس قدرت سودآوری به فروش برسانند یا اگر شرکت در حال ورشکستگی باشد ، ارزش انحلال مورد توجه قرار می گیرد(Neveu,1986,p 276) . به ارزش محاسبه شده در این روش ، ارزش نهایی یا ارزش تصفیه هر سهم نیز گفته می شود و براساس رابطه زیر قابل محاسبه است( رهنما رودپشتی،1390،ص 121) :
ارزش ذات

Author: mitra1--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *